چهارشنبه ٠٩ مهر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی 
ماهنامه مبلغان


اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) و حيامداري جامعه -3

ارتباط حيا با ساير آموزه هاي ديني

حیا در زندگی انسان، ارتباط خاصی با دیگر گزاره های اخلاقی دارد که در اینجا به برخی از موارد آن اشاره می شود: الف) حيا و حُسن عمل ب) حيا و اخلاق مداري ج) حيا و مهار نفس ....

ارتباط حيا با ساير آموزه هاي ديني

حیا در زندگی انسان، ارتباط خاصی با دیگر گزاره های اخلاقی دارد که در اینجا به برخی از موارد آن اشاره می شود.

الف) حيا و حُسن عمل

حسن عمل در تمام زمينه ها، پيوستگي شديدی با موضوع حيا دارد؛ زيرا عمل بدون در نظر گرفتن مراقبت الهي، سبب مي شود حق آن به درستي ادا نشود. از اين رو، اميرالمؤمنين(علیه السلام) مي فرمايند: «أَنْتُمْ عُمَّارُ الْأَرْضِ الَّذِينَ اسْتَخْلَفَكُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا لِيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ فَرَاقِبُوهُ فِيمَا يَرَى مِنْكُم؛[1] شما آبادگران زمين هستيد كه خداوند شما را در آن به خلافت رسانده است تا ببيند چگونه رفتار مي كنيد. پس مراقب باشید در مورد چیزهایی كه خدا از شما مي بيند.»

ب) حيا و اخلاق مداري

از منظر اميرالمؤمنين(علیه السلام)  حيا در انسانها سبب مي شود به گونه اي با هم برخورد نكنند كه موجبات ناخرسندي يكديگر را فراهم كنند. حضرت می فرمایند: «مِنْ كَمَالِ الْمَرْءِ الْمُؤْمِنِ تَرْكُهُ مَا لَا يَجْمُلُ بِهِ وَ مِنْ حَيَائِهِ أَنْ لَا يَلْقَى أَحَداً بِمَا يَكْرَه؛[2] از كمال انسان مؤمن، وانهادن آنچه را زیبنده او نیست و از حيا او اين است كه با هيچ كسی به آن چه كه نمي پسندد، روبه رو نمي شود.»

پرده پوشي، از صفات مردان با حيا است. همان گونه كه حضرت امیر(علیه السلام) نیز اهل پرده پوشي بود. از اين رو، پيامبر(صلی الله علیه و آله) او را جوانمردي كه مانند ندارد، توصيف می فرمایند.

پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حضرت پرسش نمودند كه اگر مردي كه مشغول كار زشت است را ببيني چه مي كني؟ حضرت عرض كردند: او را مي پوشانم. پيامبر(صلی الله علیه و آله)فرمودند اگر دوباره او را در چنين وضعي ببيني چه مي كني؟ حضرت عرض نمودند: با رواندازم او را مي پوشانم و در مرتبه سوم همبا عباي خود چنين مي كنم. سپس پيامبرفرمودند: «لَا فَتَى إِلَّا عَلِيٌّ[3]؛ جوانمردي جز علي نيست.»

آن حضرت فرد دروغگو را بي حيا دانسته، می فرمایند: «لَا حَيَاءَ لِكَذَّابٍ؛[4]دروغگوهيچ حيايي ندارد».

ج) حيا و مهار نفس

انسان باحيا كسي است كه قدرت كنترلنفس و مهار كردن خود را داشته، بتواند ازخواهشهاي نفساني دست بشويد.[5] امام علي(علیه السلام) مي فرمايند: «أَقْوَى النَّاسِ مَنْ قَوِيَ عَلَى نَفْسِه؛[6]نيرو مندترين مردم كسي است كه ازعهده نفس خود برآيد » و نيز مي فرمايند: «أَقْوَى النَّاسِ مَنْ غَلَبَ هَوَاه؛[7]نيرومندترين مردم كسياست كه بر خواهش نفس خود غلبه نمايد »

د) حيا و ايمان مداري

حيا و ايمان رابطه اي تنگاتنگ دارند.حضرت مي فرمايند: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَسْتَحْيِي [يَسْتَحِي] إِذَا مَضَى لَهُ عَمَلٌ فِي غَيْرِ مَا عَقَدَ عَلَيْهِ إِيمَانَه؛[8]مؤمن، هرگاه عملي بر خلاف ايمانش از او سر بزند، شرم مي كند. » و در روايتديگري، حياي مرد از خود را از ثمرات ايمان معرفي می فرمایند: «حَيَاءُ الرَّجُلِ مِنْ نَفْسِهِ ثَمَرَةُ الْإِيمَان. »[9] زیرا ميان ايمان و حيا تناسببرقرار است: «كَثْرَةُ حَيَاءِ الرَّجُلِ دَلِيلُ إِيمَانِهِ[10]

هـ) حيا و كنترل شهوت

امام مي فرمايند: «خَلَقَ اللَّهُ الشَّهْوَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ فَجَعَلَ تِسْعَةَ أَجْزَاءٍ فِي النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِي الرِّجَالِ وَ لَوْ لَا مَا جَعَلَ اللَّهُ فِيهِنَّ مِنَ الْحَيَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَةِ لَكَانَ لِكُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَةٍ مُتَعَلِّقَاتٍ بِه؛[11]خداوند شهوت را ده قسمت آفريد و نُه قسمت را در زنان قرار داد و يك قسمت را در مردان؛ و اگر خداوند، حيا را به اندازه شهوت به زنان نمي داد، براي هر مردي نُه زن بود كه متعلق به او بود»

در واقع اين حديث به اين معناست كه همه آنان غير از شوهر خود به سراغ هشت مرد ديگر مي رفتند؛ يعني بر فرضتساوي جمعيتي، هر مرد بايد غير از همسر اول خود، هشت زن ديگر را به همسری می پذیرفت.[12]

و) گزینش مدیران با حیا

اميرالمؤمنين(علیه السلام) يكي از ملاكهاي انتخاب مديران را حياي آنان دانسته، در قسمتي ازنامة 53 نهج البلاغه خطاب به مالك اشترچنين مي فرمايند: «ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ... وَ تَوَخَ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَيَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَة؛[13] سپس در امور كارگزارانت نيك بنگر... و كسانى را برگزين كه اهل تجربه وحیا و از خانه های صالح باشند.»

در برخي از منابع، گزارشي از احساس مسئوليت حضرت كه در آن زمان در قامت خليفه مسلمين بودند، شده است كه در برابر زن شهيدي كه چند بچه يتيم داشت، احساس شرم نمود. حضرت زنى را ديد كه مشكى آب بر دوش خود مى برد. آن مشك را از وى گرفت و همراه او به راه افتاد و چون از حال او پرسيد، گفت: على بن ابى طالب همسر مرا به يكى از مرزها فرستاد و او كشته شد و چند طفل يتيم براى من بر جاى گذاشت. چون چيزى ندارم، ناگزير به خدمت گزارى مردم مشغولم. على(علیه السلام) رفت و شب را به پريشان دلى گذراند. چون بامداد شد، زنبيلى پر از خوراكى براى آن زن برد. در راه بعضى از كسان از او خواستند كه بردن زنبيل را بر عهدة ايشان گذارد، او در جواب گفت: روز قيامت چه كسی بار مرا خواهد برد؟ به در خانة زن رفت و در زد. زن پرسيد: كيست؟ گفت: من آن بنده ام كه ديروز مشك را بر دوش كشيدم، در را بگشا كه چيزى براى كودكان با خود آورده ام. آن زن گفت: خدا از تو خرسند باشد و ميان من و على بن ابى طالب داورى كند. پس داخل شد و گفت: من دوست دارم كه به ثواب و پاداشى برسم، ميان خمير كردن و پختن نان و نگاهدارى كودكان، يكی را برگزين تا من به نان پختن مشغول شوم. آن زن گفت: من بر پختن نان تواناترم. كودكان را سرگرم دار تا من از پختن نان فارغ شوم.

پس آن زن به خمير كردن پرداخت و امام(علیه السلام) به پختن گوشت مشغول شد و لقمه هايى از گوشت و خرما و جز آن را خرده خرده به كودكان مى خورانيد. هر وقت به كودكان چيزى مى داد، مى گفت: فرزندم، على بن ابى طالب را حلال كن! على به روشن كردن تنور مشغول شد و چون شعلة آتش روى او را مى سوزاند، مى گفت: اى على! بچش. اين است كيفر كسى كه از بيوه زنان و يتيمان غافل بماند. در آن هنگام زنى كه على(علیه السلام) را مى شناخت از آنجا گذشت و به زن  صاحبخانه گفت: واى بر تو! اين اميرالمؤمنين(علیه السلام) است. آن زن شرمسار شد و گفت: از تو خجالت مى كشم اى امير مؤمنان! حضرت در پاسخ او فرمودند: من بايد از تو خجالت بكشم كه در كارت قصور كرده ام.[14]

و نيز گزارش شده كه روزی حضرت دو پيراهن خريد؛ يكي به سه درهم و ديگري به دو درهم. پيراهن سه درهمي را به غلام خود، قنبر داد و پيراهن ديگر را براي خود برداشت. قنبر از قبول پيراهن امتناع كرده، عرضه داشت: شما خليفه هستي و بهتر است پيراهن سه درهمي را برداري. حضرت فرمودند: «أَنْتَ شَابٌّ وَ لَكَ شِرَّةُ الشَّبَابِ وَ أَنَا أَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَتَفَضَّلَ عَلَيْك؛ تو جواني و شور جواني داري و من از پروردگارم شرم وحیا دارم كه لباسي بهتر از تو بپوشم.»[15]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربي ، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج  10، ص 112.

[2]. أعلام الدين في صفات المؤمنين، حسن بن محمد ديلمى، مؤسسه آل البيت(علیهم السلام)،  قم، چاپ اول، 1408ق، ص 127.

[3]. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، میرزاحسين بن محمدتقى نورى، مؤسسه آل البيت(علیهم السلام)،  قم، چاپ اول، 1408ق، ج  12، ص 426، ح 14515.

[4]. عيون الحكم و المواعظ، ص 536، ح 9818.

[5]. پژوهشي در فرهنگ حيا، ص 38.

[6]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 240، ح 4868.

[7]. همان، ص 242، ح 4902.

[8]. همان، ص 90، ح 1550.

[9]. همان، ص 89، ح 1498.

[10]. همان، ص 257، ح 5446.

[11]. الكافي، ج  5، ص 338، ح 1.

[12]. پژوهشي در فرهنگ حيا، ص 100.

[13]. نهج البلاغة، ص 435، نامه 53.

[14]. بحار الأنوار، ج  41، ص 52.

[15]. همان، ج  40، ص 324.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 239.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٢٧٥٣ / تعداد بازدید : 202/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج