چهارشنبه ٠٩ مهر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی 
ماهنامه مبلغان


اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) و حيامداري جامعه -2

توجه به ناظران اعمال

نهايت مردانگي آن است كه انسان از خودش حيا كند و اين، بدان جهت است كه علت حيا از فرد سال خورده،زيادي سن و سفيدي ريش او نيست؛ بلكه از خردمندي اوست. پس اگر اين گوهر، درون ما نيز باشد، شايسته است از او حيا كنيم و عمل قبيحي را در محضر او انجام ندهيم.

توجه به ناظران اعمال

اميرالمؤمنين(علیه السلام) در راستاي نهادينه کردن فرهنگ حيا در جامعه، مردم را به «ناظران اعمال» توجه مي دهند که با توجه به فرمايشات حضرت، مي توان این ناظران را چنين دسته بندي کرد:

الف) خداوند متعال

از نظر حضرت: «أَفْضَلُ الْحَيَاءِ اسْتِحْيَاؤُكَ مِنَ اللَّه؛[1] برترین حیا، شرم از خداوند است.» آن حضرت لزوم حيا از خداوند متعال را چنين تبيين می فرمایند: «فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِعَيْنِهِ وَ نَوَاصِيكُمْ بِيَدِهِ وَ تَقَلُّبُكُمْ فِي قَبْضَتِهِ إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ كَتَبَهُ؛[2] از خدايي پروا داشته باشيد كه در ديد او هستيد و زمام شما به دست او و حركات شما در اختيار اوست. اگر پنهان سازيد، آگاه است و اگر آشكار سازيد، مي نگارد.» از اين روايت استفاده مي شود كه تقوا و خودنگهداری به دليل توجه به ناظر و وجود نظارت است و در قالب حيا تجلّي مي يابد.[3]

آن حضرت دربارة خداوند متعالمي فرمايند: «وَ إِنَّهُ لَبِكُلِ مَكَانٍ وَ فِي كُلِّ حِينٍ وَ أَوَانٍ وَ مَعَ كُلِّ إِنْسٍ وَ جَانٍ؛[4] او در هر مكان و زماني و با هر انسان و جنّي است.» حضرتدر اين حديث شريف تصريح می فرمایند كه تمام موجودات پیوسته در محضر خداوندهستند. بنابراين، نه موجودِ بي ناظر وجود دارد و نه زمانِ  بي نظارت و نه مكانِ  بي ناظر. نسبت به ناظر انساني، گاهي برخي مكانها خالي ازنظارت است و گاهي برخي زمانها بی ناظر؛ اما نظارت خداوند، چنين محدوديتهایي ندارد.[5]

ب)  رسول الله(صلی الله علیه و آله)

اميرالمؤمنين(علیه السلام) در وصف روز قيامت می فرمایند: «يَجْتَمِعُونَفِيمَوْطِنٍيُسْتَنْطَقُفِيهِجَمِيعُالْخَلْقِفَلَايَتَكَلَّمُأَحَدإِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً[6]فَيُقَامُ الرُّسُلُ فَيُسْأَلُ فَذَلِكَ قَوْلُهُ لِمُحَمَّد(صلی الله علیه و آله):فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً[7]وَ هُوَ الشَّهِيدُ عَلَى الشُّهَدَاءِ وَ الشُّهَدَاءُ هُمُ الرُّسُل(علیهم السلام)؛[8] مردم را درجايي جمع مي کنند و از آنها بازجويي بهعمل مي آورند و هيچ كسی تكلّم نمی کندمگر كسي كه خداي رحمان به او رخصتدهد و سخن راست گويد؛ و پيامبران را برمي خيزانند و از آنها سؤال مي كنند، همان طوركه به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرموده است: پسچگونه است [حال مردم ] هنگامى كه از هرامتى گواهى [كه پيامبر آنان است بر اعمالشان ] بياوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟! و هماوست كه شاهد است بر تمام شاهدان ومنظور از شاهدان، همان انبياء(علیهم السلام) هستند.»

ج) فرشتگان

آن حضرت دربارة فرشتگان مي فرمايند: «قَدْ وَكَّلَ بِذَلِكَ حَفَظَةً كِرَاماً لَا يُسْقِطُونَ حَقّاً وَ لَا يُثْبِتُونَ بَاطِلاً؛[9]خداوند براي اين كار (ثبت اعمال)، نگهبانان و مراقبان ارجمندي قرار داده كه هيچ حقي را فرو نمي گذارند و هيچ چيزي را به باطل ثبت نمي كنند.» پس خداوند فرشتگاني دارد كه هر روز، مسئول پرونده اي هستند و اعمال آدمي را در آن مي نويسند: «إنَّللّه مَلائِکَةًیَتَوَلَّونَفیکُلِّیَومٍبِشَیءٍیَکتُبونَفیهِأعمالَبَنیآدَمَ. »[10]

د) خويشتن انسان

در اين رابطه اميرالمؤمنين(علیه السلام) می فرمایند: «غَايَةُ الْحَيَاءِ أَنْ يَسْتَحْيِيَ الْمَرْءُ مِنْ نَفْسِه؛[11]نهایت درجه حیا حیا فرد از خودش می باشد.» و می فرمایند: «مَنِاستَحییمِنَالنّاسِولَمیستَحیمِننَفسِهِ،فَلَیسَلِنَفسِهِعِندَنَفسِهِقَدرٌ ؛[12] كسي كه از مردم حيا كند؛ ولي از خودش حيا نكند، براي خودش ارزشي قائل نيست.» و نتيجة اين خودارزشمندي را چنين بيان مي كنند: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَة؛[13]هر كسی براي خویش ارزش قائل باشد، آن را با معصيت بي ارزش نمي سازد.» در روايت ديگري از آن حضرت، حياي از خود، از ثمرات ايمان معرفي شده است: «حَيَاءُ الرَّجُلِ مِنْ نَفْسِهِ ثَمَرَةُ الْإِيمَانِ؛[14] حيا از خود، ثمره ايمان است»

در خصوص تبيين شرم از خويشتن براساس روايات، مي توان دو مورد را ذكر نمود:

1. عقل

آن حضرت مي فرمايند: «نهايت مردانگي آن است كه انسان از خودش حيا كند و اين، بدان جهت است كه علت حيا از فرد سال خورده،زيادي سن و سفيدي ريش او نيست؛ بلكه از خردمندي اوست. پس اگر اين گوهر، درون ما نيز باشد، شايسته است از او حيا كنيم و عمل قبيحي را در محضر او انجام ندهيم.»[15]

بر اساس اين روايت، عقل يكي از ناظران در هر فردی است كه يكي از ثمرات وجود آن، حياورزي بوده، در نهاد او به عنوان پيامبر دورني عمل می کند.

2. اعضا و جوارح

حضرت در وصف اهوال قيامت مي فرمايند:«خُتِمَ عَلَى الْأَفْوَاهِ فَلَا تَكَلَّمُ وَ قَدْ تَكَلَّمَتِ الْأَيْدِي وَ شَهِدَتِ الْأَرْجُلُ وَ نَطَقَتِ الْجُلُودُ بِمَا عَمِلُوا فَلا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً؛[16] بر دهانها مُهر زده خواهد شد پس سخني بيان نخواهد شد، دستان سخن خواهند گفت و پاها، شهادت خواهند داد و پوستان به سخن در خواهند آمد پس از خداوند هيچ سخنى را پوشيده نمى توانند داشت» همچنين اعضا و جوارح انسان را شهود و سپاهيان خداوند معرفي مي فرمايند: «أَعْضَاؤُكُمْ شُهُودُهُ وَ جَوَارِحُكُمْ جُنُودُهُ[17]؛ اعضا و اندام هايتان گواهان و لشكريان خداوندند».

و) ديگران

امام(علیه السلام) سطحي ترين مرتبه حياورزي را «نظارت ديگران» عنوان مي فرمايند. بنابراین، افرادي كه در برابر ديگران به كار زشت مبادرت مي ورزند و اين سطح نظارت را ناديده مي گيرند، چنین معرفي مي فرمايند: «شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَا يُبَالِي أَنْ يَرَاهُ النَّاسُ مُسِيئاً؛[18] بدترين مردم كسي است كه باكي ندارد مردم او را در حال انجام كار زشت ببينند.» وقتي چنين فردي سطحي ترين نظارت را محترم نمي شمرد، حكايت از لئامت و پستي او دارد و فردی بي حيا محسوب مي شود. از اين رو حضرت می فرمایند: «اللَّئِيمُ لَا يَسْتَحْيِي؛[19]انسان پست، حیا نمی کند.»

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان، ص 257، ح 5451.

[2]. نهج البلاغة، ص 266، خ 183.

[3]. پژوهشي در فرهنگ حيا، عباس پسنديده، دار الحديث، قم، 1383ش، ص 34.

[4]. نهج البلاغة، ص 309.

[5]. پژوهشي در فرهنگ حيا، صص 81 ـ 82.

[6]. نبأ/ 38.

[7]. نساء/ 41.

[8]. البرهان في تفسير القرآن، سيد هاشم بحرانى ، بنياد بعثت ، تهران، چاپ اول، 1416ق، ج  2، ص 80.

[9]. نهج البلاغة، ص 266، خ 183.

[10]. الدر المنثور في تفسير المأثور، جلال الدين سيوطى، كتابخانه آيت الله مرعشى نجفى ، قم، 1404ق، ج  6، ص 36.

[11]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 236.

[12]. شرح نهج البلاغة، عبد الحميد بن هبة الله  بن أبي الحديد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي ، قم، چاپ اول، 1404ق، ج  20، ص 265.

[13]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 231.

[14]. همان، ص 89.

[15]. شرح نهج البلاغة، ج  20، ص 338.

[16]. البرهان في تفسير القرآن، ج  2، ص 80.

[17]. نهج البلاغة، ص 318، خ 199.

[18]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 462، ح 10599.

[19]. عيون الحكم و المواعظ، على بن محمد ليثى واسطى، دار الحديث ، قم، چاپ اول، 1376ش، ص 43، ح 1034.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 239.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٢٧٥٢ / تعداد بازدید : 181/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج