دوشنبه ١١ مرداد ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


ویژه نامه مبلّغان دانش آموزی -2

تجربه تبلیغی

برخی از افراد گمان می کنند، کار فرهنگی برای نوجوانان دانش آموز فقط در شهرها و یا مناطق برخوردار از امکانات مقدور است و برای دانش آموزانی که در مناطق محروم واقع شده اند و یا در مدارسی هستند که از طریق مدیر و کادر مدرسه نمی شود بودجه ای برای کار فرهنگی گرفت، دیگر باید بی خیال شد و همان نماز و کارهای عادی را انجام داد.

تجربه تبلیغی:

برخی از افراد گمان می کنند، کار فرهنگی برای نوجوانان دانش آموز فقط در شهرها و یا مناطق برخوردار از امکانات مقدور است و برای دانش آموزانی که در مناطق محروم واقع شده اند و یا در مدارسی هستند که از طریق مدیر و کادر مدرسه نمی شود بودجه ای برای کار فرهنگی گرفت، دیگر باید بی خیال شد و همان نماز و کارهای عادی را انجام داد.

در این شماره به سراغ مسجدی رفتیم که پُر بود از نوجوانهای فعال که تمام کارهای مسجد را خودشان پیگیری می کردند و انجام می دادند. برخلاف تفکر بسیاری این مسجد نه در قم و نه در بالا شهر بود، بلکه در قسمت حاشیه نشین شهر اهواز در منطقه ای به نام حصیرآباد. آنچه این مسجد را خاص کرده بود مدیریت زیبا و خوب حجت الاسلام والمسلمین سید عمادالدین موسوی بود که باعث جذب و سازمان دهی این نیروهای جوان و فعال شده بود. در  مجالی کوتاه با این طلبه فعال به گف وگویی صمیمی نشستیم. هر چند بازگو کردن تمامی طرحها و برنامه هایشان مجالی طولانی می خواهد؛ اما به صورت کوتاه و گذرا به بخشی از آنها اشاره می کنیم.

از منطقه حصیرآباد برایمان بگویید؟

منطقه حصیرآباد در جنوب شرقی اهواز قرار دارد. دارای محله های قدیمی و مردم حاشیه نشین. از اقوام مختلف در اینجا زندگی می کنند از عرب گرفته تا ترک و عجم. از لحاظ اقتصادی مردم در سطح پایینی زندگی می کنند و نیازمندان در اینجا، کم نیستند. از روستاهای مختلف به حصیرآباد مهاجرت کرده اند و با مشکل بیکاری جوانها هم روبرو هستیم. متأسفانه عده ای به دست فروشی روی آورده و عده ای در فروش اسلحه و مواد مخدر فعالیت دارند. این خانواده ها بچه های زیادی دارند و جزء خانواده های شلوغ محسوب می شوند؛ درنتیجه تصمیم گرفتم محوریت کارم، بچه ها و دانش آموزان باشند. حدود ۹۰ کودک و نوجوان در مسجد امام خمینی(ره) حصیرآباد داریم که کلاسهای مختلفی برای آن ها برگزار می شود. در طول این سالها بچه ها  تأثیرات مثبت زیادی فراگرفتند آن چنان که نظم بچه های مسجد ما باعث تعجب اهالی و کسانی که به مسجد می آیند شده است. شرکت بچه ها و جوانها در مسجد ما الحمدلله رونق دارد و همیشه مسجد ما مملو از بچه هاست .

برای جذب بچه ها به مسجد چه برنامه ای داشتید؟

به نظر من مساجد باید اصولی ساخته شود. خانه کودک داشته باشد. قسمتی برای نوجوانان و جوانان داشته باشد. مسجد را نباید فقط برای نمازخواندن مهیّا کنیم؛ باید یک پایگاه فرهنگی در منطقه باشد.

یکی از چالشهای مهم این منطقه چالش فقر است. همانگونه که می دانید عدم توجه به بچه ها می تواند مشکل آفرین باشد؛ به ویژه اگر بچه ای حس کند که این بی توجهی به خاطر فقر اوست. متأسفانه فقر باعث می شود که فرد به حاشیه کشیده شود. ما نباید بگذاریم که بچه ها به حاشیه رانده شوند.

رفاقت و حس مسئولیت پذیری

ما در اینجا به بچه ها حس مسئولیت پذیری دادیم و با آنها رفاقت کردیم. مثلاً در مسجد ما سابقاً سرقت انجام می شد. گاهی وسایلی از مسجد گم می شد. اما با رفاقت و مسئولیت دهی به جوانان و نوجوانان، حس اعتماد به وجود آمده است و بچه ها مسجد را از آن خودشان می بینند. خود بچه ها نیم ساعت قبل از اذان در مسجد حاضر و جمع می شوند اگر مسجد نیاز به جارو داشته باشد آن را جارو می زنند اگر نیاز به روشن کردن ضبط وپخش قرآن باشد این کار را انجام می دهند و...؛ خانواده ها هم الحمدالله اعتماد دارند و در این زمینه با ما همکاری می کنند.

همواره بچه ها را در کارها مشارکت می دهیم. در نظافت مسجد، برپایی ایستگاه صلواتی، توزیع و بسته بندی مواد غذایی که توسط مسجد بین فقرا پخش می شود، در مراسمات ماه محرم بچه ها مشارکت دارند. اینها در نتیجه بیدار شدن حس مسئولیت پذیری بچه هاست. من به راحتی و اطمینان خاطر کلید مسجد را به بچه ها می سپارم و خیالم راحت است که سر وقت دَر را باز می کنند و کارها را انجام می دهند.

رقابت و حس جایزه گرفتن

جایزه و هدیه باعث حفظ روابط اجتماعی و عاطفی عمیق میان افراد می شود و به عنوان یک سرمایه اجتماعی شناخته شده است. مبلغین از این فرصت باید کمال استفاده و بهره را ببرند.

ما برای بچه ها جوایز و هدایایی در نظر گرفتیم که در مناسبتها و به بهانه های مختلف به آنها می دهیم.

 البته در این باب نکاتی وجود دارد، نکته مهم این است که جایزه ها، باید به تناسب افراد باشد. جایزه ای که در مدرسه بالاشهر می دهیم با جایزه ای که در پایین شهر می خواهیم بدهیم باید متفاوت باشد. نمی توان به هر دو گروه یک نوع جایزه داد؛ مثلاً بنده در قم در مدرسه ای امام جماعت بودم. بعد از نماز که بیرون می رفتم می دیدم بچه ها با نعلین من درحال فوتبال بازی کردن هستند. من از این مسائل با صبر و خوش رفتاری عبور کردم اما چیزی به ذهنم رسید که باید جایزه و هدیه ای خاص تهیه کنم و به این طریق باعث جذب این بچه ها شوم. اما مدرسه به من بودجه ای نداد. خودم با هزینه شخصی یک توپ فوتبال خوب خریدم. بین نماز به بچه ها گفتم که من هر روز یک آگهی بازرگانی معنوی بین دو نماز برای شما دارم. در آخر هفته از مطالبی که در طول هفته گفتم سوال می پرسم و هر کس جواب دهد یه جایزه خیلی خوب برایش دارم. بچه ها ابتدا جدی نگرفتند اما بعد از این که به یکی از دانش  آموزان که به سؤالم جواب درست داده بود این توپ را هدیه دادم همه متعجب شدند و بعد از آن مشتاق بودند که حرفهای من را خوب گوش کنند و همین باعث شد که رفاقت بین ما و بچه ها شکل بگیرد و دیگر با نعلین من فوتبال بازی نکردند.

یک بار به مدرسه بالاشهر تهران که مدرسه دخترانه ای بود رفتم. سر کلاس پرسیدم از اسمشان پرسیدم؟ همه اسمهای نامتناسبی داشتند اما فقط یک نفر، آن هم با خجالت، جواب داد که اسم من فاطمه است. گفتم بیا پیش من و به خاطر اسم زیباش به او یک سکه هدیه دادم. از آن روز به بعد بچه ها پیش خونواده هایشان پیگیر شده بودند که چرا اسم ما را فاطمه نگذاشتید؟ در نتیجه این که میگویم مخاطب شناسی در هدیه دادن خیلی مهم است.  در آن مدرسه 6 میلیون تومان فقط پول ساعت یکی از دانش آموزان بود، بعد منِ طلبه با یک توپ می توانم آن ها را جذب کنم؟

در این منطقه هم به دلیل حاشیه نشین بودن و فقر مردم با یک هدیه کوچه و یا یک گل، بچه ها جذب مسجد و امور فرهنگی می شوند. 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 252.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٠ خرداد ١٤٠٠ / شماره خبر : ٤١٧٨٤١ / تعداد بازدید : 130/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج