چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


احادیث ماه (1)؛ احادیثی از اهل بیت(علیهم السلام) در مناسبتهای ماه جمادی الاولی -3

دوازدهم تا بیست و دوم بهمن ماه: دهه فجر

علی بن عیسی از ایوب بن یحیی از امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) روایت می کند که آن حضرت فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت می کند و قومی گرد او جمع می شوند به صلابت پاره های فولاد که تندبادها آنان را نمی لرزاند و از جنگ خسته نمی شوند و ترس به خود راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است.

دوازدهم تا بیست و دوم بهمن ماه: دهه فجر
 

1. انقلابی مقدمه  انقلاب جهانی

از امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «كَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر؛[1] گویا من قومی را می بینم که از مشرق زمین خروج کرده، حق را می طلبند؛ ولی به آنان نمی دهند، دیگر باره حق را می خواهند و به آنان نمی دهند، وقتی چنین دیدند، سلاح خود را بر دوش نهاده، آنگاه حق آنان را می دهند؛ ولی آنان نمی پذیرند تا اینکه قیام کنند و این حکومت را به جز صاحبشان، به کسی تحویل نخواهند داد و اینان کشته هایشان شهیدند. اگر من آن زمان را درک کنم خود را برای صاحب این امر [بقیةالله] ابقاء می کنم.»

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز از خیزش حق طلبانه ملت مسلمان ایران و زمینه سازی حکومت جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) چنین خبر می دهند: زبیدی گوید: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَهُ؛[2] مردمی از مشرق زمین قیام می کنند و زمینه را برای حضرت مهدی (علیه السلام) فراهم می نمایند؛ یعنی زمینه برای حکومت او.» علامه مجلسی(ره) می نویسد: و این حدیث حسن و صحیح است و راویان موثقی آن را نقل کرده اند.

2. مردی از اهل قم

امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: «عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِیسَى عَنْ أَیُّوبَ بْنِ یَحْیَى الْجَنْدَلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ(علیه السلام) قَالَ: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِین؛[3] علی  بن عیسی از ایوب بن یحیی از امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) روایت می کند که آن حضرت فرمودند: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت می کند و قومی گرد او جمع می شوند به صلابت پاره های فولاد که تندبادها آنان را نمی لرزاند و از جنگ خسته نمی شوند و ترس به خود راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند و سرانجام، پیروزی از آن متقین است.»

3. قوم سلمان

در تفاسیر ذیل آیات 133 نساء، 38 محمد و آیه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِهِ فَسَوفَ يَأتِي اللَّهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم وَيُحِبّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ يُجاهِدونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَلا يَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ  ذلِكَ فَضلُ اللَّهِ يُؤتيهِ مَن يَشاءُ  وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»؛[4]«ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کسی از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی رساند؛ خداوند جمعیّتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کسی بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.» می خوانیم: وقتی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) درباره مردمی که مصداق پیشگوییِ قرآن در این آیات هستند، پرسیدند: «ضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) يَدَهُ عَلَى عَاتِق سَلْمَانَ وَ قَالَ: هَذَا وَ ذَوُوهُ، ثُمَّ قَالَ: لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِس؛[5] آن حضرت دست به شانه سلمان فارسی(ره) زد و فرمود: [مقصود آیه] این مرد و هم وطنان اویند! سپس فرمودند: اگر ایمان به [ستاره]ثریّا آویخته باشد، هر آینه مردانی از ایرانیان به آن دست یابند.»

همچنین فرمودند: «هُمْ قَومُ هَذَا؛ یعنی عَجَمُ الفرس؛[6] آنان هم وطنان این مرد هستند؛ یعنی ایرانیان.»

همچنین پیامبر(صلی الله علیه و آله) در حالی که به شانه سلمان(ره) می زدند، فرمودند: «هَذَا وَ قَوْمُه؛[7] این مرد و هم وطنان او.»

همچنین از طریق عامه نقل شده است: نزد رسول الله(صلی الله علیه و آله) نشسته بوديم كه سوره جمعه نازل شد و هنگامي كه اين آيه: «وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ» نازل شد، پرسيدند: «مَنْ هُمْ يَا رَسُول اللَّه؟ فَلَمْ يُرَاجِعْهُمْ حَتَّى سُئِلَ ثَلَاثًا وَ فِينَا سَلْمَان الْفَارِسِیّ فَوَضَعَ رَسُول اللَّه(صلی الله علیه و آله) يَده عَلَى سَلْمَان الْفَارِسِیّ ثُمَّ قَالَ: لَوْ كَانَ الْإِيمَان عِنْد الثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَال أَوْ رَجُل مِنْ هَؤُلَاءِ؛[8] آنها چه كساني هستند؟ آنها برنگشتند تا سه مرتبه سؤال کردند، در حالي كه سلمان(ره) نزد ما بود، رسول الله(صلی الله علیه و آله)  دستش را بر شانه سلمان گذارد و فرمود: اگر ايمان در  ثريا باشد، مرداني یا مردی از اين قوم به آن خواهند رسيد.»

4. عوامل سقوط انقلابها

امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَكُمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِيمِ الْأَعْمَالِ، فَتَذَكَّرُوا فِي الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَ احْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا أَمْثَالَهُمْ؛ فَإِذَا تَفَكَّرْتُمْ فِي تَفَاوُتِ حَالَيْهِمْ فَالْزَمُوا كُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّةُ بِهِ شَأْنَهُمْ [حَالَهُمْ ] وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِيَةُ بِهِ عَلَيْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَةُ لَهُ مَعَهُمْ وَ وَصَلَتِ الْكَرَامَةُ عَلَيْهِ حَبْلَهُمْ، مِنَ الِاجْتِنَابِ لِلْفُرْقَةِ وَ اللُّزُومِ لِلْأُلْفَةِ وَ التَّحَاضِّ عَلَيْهَا وَ التَّوَاصِي بِهَا؛ وَ اجْتَنِبُوا كُلَّ أَمْرٍ كَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ، مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الْأَيْدِي؛[9] از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت هاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد، و حالات گذشتگان را در خوبى ها و سختى ها به ياد آوريد، و بترسيد كه همانند آنها باشيد پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و انديشه مى كنيد، عهده دار چيزى باشيد كه عامل عزّت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافيت زندگى آنان را فراهم كرد، و نعمت هاى فراوان را در اختيارشان گذاشت، و كرامت و شخصيّت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايى اجتناب كردند و بر وحدت و همدلى همّت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته به آن سفارش كردند و از كارهايى كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را در هم كوبيد؛ مانند كينه توزى با يكديگر، پركردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن، و دست از يارى هم كشيدن، بپرهيزيد...»

5. نافرمانی از امام انقلاب

امیرالمومنین(علیه السلام): «أُنْبِئْتُ بُسْراً قَدِ اطَّلَعَ الْيَمَنَ وَ إِنِّي وَ اللَّهِ لَأَظُنُّ أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَيُدَالُونَ مِنْكُمْ بِاجْتِمَاعِهِمْ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ، وَ بِمَعْصِيَتِكُمْ إِمَامَكُمْ فِي الْحَقِّ وَ طَاعَتِهِمْ إِمَامَهُمْ فِي الْبَاطِلِ، وَ بِأَدَائِهِمُ الْأَمَانَةَ إِلَى صَاحِبِهِمْ وَ خِيَانَتِكُمْ، وَ بِصَلَاحِهِمْ فِي بِلَادِهِمْ وَ فَسَادِكُمْ، فَلَوِ ائْتَمَنْتُ أَحَدَكُمْ عَلَى قَعْبٍ لَخَشِيتُ أَنْ يَذْهَبَ بِعِلَاقَتِهِ؛[10]به من خبر رسيده که بُسر (بن اَرطاة)[11] بر يمن، تسلّط يافته است. به خدا سوگند! يقين دارم که اين گروه (ستمگر و خونخوار) به زودى، بر همه شما مسلّط مى شوند و حکومت را از شما خواهند گرفت، به خاطر اين که، آنها، در امر باطل خود، متّحدند و شما، در امر حق خود، پراکنده ايد. شما، از پيشواى خود، در امر حق، نافرمانى مى کنيد، در حالى که آنها، در امر باطل، مطيع فرمان پيشواى خويش اند. آنها، نسبت به رئيس خود، اداى امانت مى کنند، در حالى که شما، خيانت مى کنيد.

آنها، در اصلاح شهرها و ديار خود مى کوشند، در حالى که شما، مشغول فساديد (به اين ترتيب، آنها، داراى اتحاد و انضباط و امانت و اصلاح در بلاد خويش اند و شما در تمام اينها، عکس آنها هستيد). من، چگونه مى توانم به شما اعتماد کنم، در حالى که اگر قدحى را به رسم امانت به يکى از شما بسپارم، از آن بيم دارم که دسته، يا بندِ آن قدح را بربايد.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الغیبة، شیخ طوسی، مؤسسه معارف اسلامی، قم، چاپ اول، 1411ق، ص 273.

[2]. بحار الأنوار، ج ‏51، ص 87.

[3]. همان، ج 57، ص 216، باب 36.

[4]. مائده/54.

[5]. تفسیر نور الثقلین، عبد العلی حویزی، اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415ق، ج ‏1، ص 642.

[6]. همان، ص 560.

[7]. جمعه/ 3.

[8]. الوافى، فیض کاشانی، مکتبة الامام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) العامة، اصفهان، 1406ق، ج ‏3، ص 674.

[9]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص 296

[10]. نهج البلاغه، ص 67.

[11]. معاويه، بُسر بن ارطاة را که مردى خونريز و مفسد فِى الارض و آدمکش و غارتگر بود، مأموريت داد و با گروه عظيم مسلّحى، به سوى مدينه فرستاد و گفت: «هر جا که مى رسى، شيعيان على را تحت فشار قرار داده و دل هاى آنها را مملوّ از ترس و وحشت کن. هنگامى که وارد مدينه شدى، مردم آن شهر را، چنان بترسان که مرگ را با چشم خود ببينند چرا که آنها به پيامبر پناه دادند و به يارى اش برخاستند و پدرم ابوسفيان را شکست دادند. از طه حسين، نويسنده معروف مصرى، نقل شده که بسر دستور معاويه را دقيقاً اجرا کرد. و حتّى از خود، خشونت بيشترى بر آن افزود و در ريختن خون ها و غارت اموال و غصب حقوق و هتک حرمت ها، چيزى فرو نگذارد تا به مدينه آمد و مصائب عظيمى را به بار آورد که همه، با چشم خود ديدند. او، آنها را مجبور به بيعت با معاويه کرد و... بُسر، سپس به سوى يمن آمد و با خونريزى بسيار، رعب و وحشتى در آنجا حاکم ساخت، سپس براى معاويه بيعت گرفت و دو فرزند خردسال عبيدالله بن عباس (حاکم يمن) را سر بريد. ابن اثير مى افزايد: اين دو کودک، در نزد مردى از صحرانشينان بنى کنانه بودند. هنگامى که بُسر مى خواست آنها را به قتل برساند، مرد کنانى گفت: «اينها که گناهى ندارند، چرا آنها را مى کشى؟ اگر مى خواهى آنها را به قتل برسانى، پس مرا هم به قتل برسان (که شاهد اين ننگ نباشم که در حفظ امانت، کوتاهى کرده ام.) بُسر از اين شرمنده نشد و او را هم کشت. به هر حال، اين اخبار دردناک، به اميرالمؤمنين(علیه السلام) رسيد و شديداً ناراحت شد و این فراز از خطبه را فرمود. (پيام امام اميرالمؤمنين(علیه السلام)، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ هشتم، 1396ش، ج 2، ص 82.)

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 235.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٩ دی ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٣٨٦ / تعداد بازدید : 101/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج