دوشنبه ٢٨ بهمن ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


سفیر هدایت (3)؛ مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین حامد بردستانی

مصاحبه با مبلغین نمونه حوزه‏ های علمیه سفیران هدایت

اولین بار که او را در قاب تلویزیون دیدم، باورم نمی‏شد میهمان برنامه تلویزیونی، همان هم مدرسه ‏ای خودمان در حوزه علمیه سفیران هدایت باشد. او را برای نبوغ و خلاقیتش در مدارس امین دعوت کرده بودند. از روشهای خود می‏گفت. دنبال فرصتی بودم تا با او گفتگویی داشته باشم تا آنکه این فرصت فراهم شد. آنچه پیش رو دارید، مصاحبه با حجت الاسلام حامد بردستانی، مبلغ توانمند مدارس امین در استان بوشهر است.

سفیر هدایت (3)؛ مصاحبه با مبلغین نمونه حوزه ‏های علمیه سفیران هدایت؛ حجت الاسلام و المسلمین حامد بردستانی

مصاحبه کننده: محمدحسن زنگویی

 

چهره ‏اش داد می‏زند که خیلی خونگرم و صمیمی است. شاید افتادگی و تواضع را بتوان همان وهلۀ اول در چهره ‏اش دید. جوان است؛ اما خلاقیت از او یک مبلغ کارکشته ساخته. اولین بار که او را در قاب تلویزیون دیدم، باورم نمی‏شد میهمان برنامه تلویزیونی، همان هم مدرسه ‏ای خودمان در حوزه علمیه سفیران هدایت باشد. او را برای نبوغ و خلاقیتش در مدارس امین دعوت کرده بودند. از روشهای خود می‏گفت. دنبال فرصتی بودم تا با او گفتگویی داشته باشم تا آنکه این فرصت فراهم شد. آنچه پیش رو دارید، مصاحبه با حجت الاسلام حامد بردستانی، مبلغ توانمند مدارس امین در استان بوشهر است.

از خودتان برایمان بگویید!

حامد بردستانی هستم، متولد 1365ش در شهر کاکی، از توابع شهرستان دشتی استان بوشهر. تحصیلات کلاسیک خود را در منطقه خودمان آغاز کردم. دیپلم مکانیک خودرو گرفتم و سپس وارد حوزه علمیه شدم. شروع تحصیلات حوزوی حقیر در حوزه علمیه سفیران هدایت المهدی(علیه السلام) دشتی رقم خورد و سپس به حوزه علمیۀ سفیران هدایت قم منتقل شدم. فرصت طلایی بهره وری از اساتید متخصص در عرصه تبلیغ در آن مدت کوتاه برایم فراهم شد. سعی کردم از این فرصت نهایت استفاده را ببرم. آن سالها، سالهای تلاش علمی ام بود؛ چراکه فرصت کم بود و مطالب فراوان.

بعد از اتمام دروس سفیران هدایت، به تبلیغ اعزام شدم و علی‏رغم دوری مسیر، هم زمان با تبلیغ، به صورت نیمه حضوری دروس تخصصی سطح سه را نیز گذراندم و البته بعد از اتمام آن دوره در مقطع سطح سه تاریخ تشیع مشغول به تحصیل شدم.

چه شد که وارد حوزۀ علمیه شدید؟ آیا زمینۀ تحصیل در سایر مراکز نبود؟

از دوران راهنمایی به تحصیل در حوزه علاقه داشتم؛ ولی شرایط مهیا نشد تا اینکه بعد از دیپلم با تشویق امام جمعه شهرمان حجت  الاسلام و المسلمین آقای مصلح به تحصیل در حوزه علمیه سفیران هدایت مشغول شدم. البته در اردوهای سیاحتی و زیارتی و در فضای صمیمی با روحانیون و طلاب این علاقه قوت گرفته بود. رفتار و کردار طلاب با یکدیگر مخصوصاً با سایر دانش آموزان یک تبلیغ عملی از سوی آنان بود. آن چنان این فضا برایم دوست داشتنی بود و علاقه مرا برای ورود به حوزه تقویت کرد که همیشه تصور می‏کردم اگر وارد حوزه علمیه شدم و تحصیل کردم، حتماً مبلغ دانش آموزی شوم و شیوه همان مبلغان اردوها را در پیش گیرم. زمانی که دیپلم گرفتم، ورود به دانشگاه برایم کار سختی نبود، به ویژه که با توجه به رشتۀ تحصیلی دیپلمم، می دانستم بازار کار، و لو به صورت آزاد، پس از دانشگاه برایم فراهم است؛ اما به قول شاعر:

رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می برد آنجا که خاطر خواه اوست

این سبب شد که سر از حوزه درآوردم و خدا را از این بابت شاکرم.

چه شد سر از مدارس امین درآوردید؟

من از ابتدا برای تبلیغ در میان دانش آموزان خیز برداشته بودم. در سالهای ابتدایی تبلیغ، بر اساس برنامه تبلیغی حوزه های علمیه سفیران هدایت، در فرایند اعزام به تبلیغ قرار گرفتم. این برنامه زمینۀ انس و آشنایی طلاب با عرصه های گوناگون تبلیغی را فراهم و آنان را پله پله در عرصه های جدید و جدی تر وارد می کند. من نیز در این فرایند ابتدا با تصحیح قرائت نماز و به مرور کلاسداری کودک و نوجوان، وارد دنیای تبلیغ شدم.

بیش‏تر فضاهایی که تجربه کردم، بر اساس همان میل و علاقۀ اولیه در فضاهای دانش آموزی بود، تا آنکه بعد از پایان دوره تحصیلی سفیران هدایت، بنا به پیشنهاد مدیر وقت مدرسه سفیران هدایت خورموج حجت الاسلام و المسلمین آقای تقوی نژاد به صورت رسمی وارد فضای مدارس امین شدم. آن سالها مدارس امین به تازگی شکل گرفته بود؛ ولی به فضل الهی آثار و خیرات آن حضور به زودی آشکار شد و این مسئله را در برخورد والدین، مسئولین حوزوی - که برای سرکشی می آمدند- معلمان و مدیران و به ویژه بازرسان مدیریت آموزش و پرورش، می توانستیم مشاهده کنیم.

مدرسه امین فرصتی طلایی برای مبلغینی است که دغدغه تربیت نسل جوان را دارند. مدرسه‏ای است با تمام امکانات و دانش آموزان آماده فراگیری آموزه های دینی؛ زیرا اولاً محیط، آموزشی است؛ یعنی عده ای آمده اند یاد بگیرند و عده ای آمده اند یاد بدهند، پس فلسفه حضور ما، آموزش است؛ یعنی همان چیزی که مبلغ می‏خواهد. هر چند در کنار آموزش به بُعد تربیت که بسیار مهم است توجه می شود. ثانیاً مخاطب خود تا حد زیادی داوطلب است و ما نیاز به تلاش چندانی برای جذب او و کشاندنش برای ارائه محتوا نداریم.

معمولاً محیط مدارس امین امکانات خوبی دارد؛ برخلاف مساجد یا سایر مراکز تبلیغی که برای فراهم نمودن آن امکانات مبلغین با مشکلاتی روبرو هستند. هر کجا جایگاه ویژه‏ای برای روحانی و مبلغ دیده شده یا مسئولیت سپرده شده باشند و کارها و فعالیتها بر اساس برنامه باشد، کار بسیار آسان‏تر و وظیفه سنگین‏تر می شود؛ چراکه بستر کاملاً آماده است و مبلغان می‏توانند برای این قشر عظیم مخاطب که معمولاً علاقه نیز دارند، برنامه های متنوع تبلیغی اجرا نمایند.

از تجربیات تبلیغی خود در مدارس امین بگویید؟

دنیای مدارس امین، دنیای تجربه‏های متفاوت بود. بسیاری از ایده‏هایی که در دوران تحصیل در کلاسهای آموزشی خوانده بودیم، به آسانی به اجرا در می آمدند. چند اتفاق خوب در مدرسه امین برایم رخ داد که می‏تواند به عنوان تجربه برای سایر مبلغین مفید باشد:

الف) واگذار کردن امور و مسئولیت دادن به دانش آموزان برای اداره امور فرهنگی مدرسه؛

بسیاری از امور واگذار شده بود و کار ما و معلمان و کادر اجرایی مدرسه، نظارت و ارزیابی و پوشش نقاط ضعف بود. با این کار ارتباط خوبی با دانش آموزان برقرار شده بود. خود دانش آموزان به شناخت خوبی از خود می رسیدند و طعم خوش فعالیت و تلاش را می‏چشیدند.

از طرفی باور می‏کردند که برنامه‏های به ظاهر سنگین می‏تواند با تلاش به نحوی عالی اجرا شوند و از طرف دیگر، برای رشد و ارتقای فعالیت و مسئولیت خود تلاش می‏کردند. معلمان و مدیران نیز از این فرایند راضی بودند؛ چراکه علاوه بر اداره آسان مدرسه، روحیه نشاط و شادابی در مدرسه حکم‏فرما شده بود و دیگر مدرسه آن مدرسه خشک و خاموش نبود؛ مدرسه‏ای بود که جنب و جوش و تلاش بچه‏ها کاملاً آشکار بود.

یکی از اتفاقات زیبا در مدرسه، راه اندازی فروشگاه بدون فروشنده بود. فروشگاهی با درهای باز که هر کسی هر چه بخواهد، برداشته، هزینه‏اش را پرداخت می‏کرد. آن قدر ابعاد معنوی بچه‏ها تقویت شده و فضای اعتماد به دانش آموز فراهم بود که آنان به سادگی پذیرفته بودند حتی اگر انسانی ناظر آنان نباشد، کار خود را درست و صحیح انجام دهند. گمان نمی‏کنم این بچه‏ها صداقت در رفتار و کردار را فراموش کنند و اگر این آموزه الهی در تمام مدارس و به تبع، فضاهای دیگر و حتی در بزرگسالی انجام شود، آماده کنندۀ جامعۀ مهدوی خواهد بود.

ب) راه اندازی هیئت هفتگی در منزل دانش آموزان؛

ما در مدرسه حسینیه داشتیم؛ اما هیئتی هفتگی نیز در منازل برقرار بود. با این اقدام زمینه انتقال مفاهیم دینی از مدرسه به سایر محیطهای زندگی دانش آموزان وارد می‏شد. ضمناً یک شبکه ارتباطی بین دانش آموزان، اولیا، معلمان و کادر ایجاد شده بود. بسیاری از خانواده‏ها با هم‏کلاسی ها و هم مدرسه‏ای های بچه‏های خود آشنا می‏شدند و معلمان سایر کلاسها را نیز می‏شناختند. فرصت خوبی برای شناخت بچه‏های خود پیدا می‏کردند و مهم‏تر اینکه ارتباط مبلغ و اولیا برقرار می‏شد. از جو فرهنگی حاکم بر منازل نیز ارزیابی به دست می‏آمد که در راه آموزش و تربیت دانش آموز نقش مهمی ایفا می‏کرد.

تمام اینها حاشیه‏ای بر جلسات هیئتها بود و آثار و برکات و انس مخاطبین با اهل‏بیت(علیهم السلام) کاملاً روشن بود و به نظرم برکات معنوی آن جلسات بر رشد معنوی بچه‏ها و خانواده‏های آنان، از مهم‏ترین آثار به شمار می‏رفت. در کنار این هیئتها، سعی می‏کردیم برخی جلسات را در منازل شهدای منطقه برگزار کنیم تا ضمن شناخت شهدای منطقه، خانواده شهدا نیز تکریم شوند.

ج) راه اندازی کلاس رزمی؛

در کنار فعالیتهای تبلیغی، استفاده از ابزارهایی که زمینه انس بیش‏تر را فراهم کند، از تجربه‏های دیگر من بود که مهم‏ترین آن، راه اندازی کلاس رزمی در مدرسه در نوبت مخالف بود که از تجربیات شیرین محسوب می‏شود. دانش آموز با این اقتضائات سنی، شور و نشاط و هیجان را می‏طلبد و ورزش، آن هم ورزش رزمی، آنان را کاملاً به سمت خود می‏کشد و همین ابزاری برای انتقال مفاهیم بود تا در میان آن هیاهو و تلاش کردنها و عرق ریختنها، بتوان مفاهیم دینی را منتقل کرد. برای دانش آموزان و والدین نیز تجربه این فضا جالب بود. مدرسه فقط محیط علمی نبود؛ در کنارش یک محیط مفرح شاد بود و شاید مشاهده طلبه‏ای که در کنار دانش آموزان ورزش می‏کند و همراه بچه‏هاست، برای همگی آنان جالب به نظر می‏رسید.

د) اهتمام ویژه به مناسبتهای سال؛

استفاده از هر فرصتی برای انجام وظایف تبلیغی، در دستور کارم بود. برای همین منظور، روی مناسبتهای سال اهتمام ویژه‏ای داشتم. اعتکاف از آن مناسبتها بود. تجربه زندگی صمیمانه در کنار دانش آموز، تبلیغ عملی در محیطی مناسب و شنیدن درد دلهای دانش آموزان در آن فرصت و اجرای مسابقات و برنامه‏های متعدد فرهنگی خاطره، آن اعتکافها را شیرین کرده بود. در کنار اعتکاف، اردوهای کوتاه روزانه و بازیدهای علمی و سیاحتی فرصت با هم بودن بیش‏تری را فراهم می‏کرد.

ﻫ) دستهای آسمانی؛

«دستهای آسمانی» از طرحهایی بود که به ذهنم رسید و به اجرا نیز در آمد. همه چیز از صندوق صدقات کنار درب وردی مدرسه شروع شد تا یک طرح زیبا و مؤثر شد. دانش آموزان با القای مفاهیمی چون: نوع دوستی، تعاون، همدردی و ایثار در روز خاصی از هفته صداقات خود را به صندوق مدرسه می‏ریختند و فکر می‏کنم با این حرکت دسته جمعی علاوه بر تشویق به این اقدام خداپسندانه، زمینه‏های فکری و عقیدتی این جریان نیز تقویت می‏شد.

و) طرح رسولان امین؛

«طرح رسولان امین» نیز از طرحهای خوب و مؤثر بود. بچه‏های مدرسه به عنوان رسول به مسجد می‏رفتند و ارتباط خوبی بین مدرسه و مسجد برقرار شده بود و عملاً ما محیط تبلیغ مدرسه را تا مسجد و خانه‏های بچه‏ها گسترش داده بودیم.

اجرای برنامه‏های متعدد و متنوع در مسجد و ارتباط آن به مدرسه و حتی ادامه آن در مدرسه، سبب شده بود بین مسجد و مدرسه، کادر و دانش آموزان انس خوبی ایجاد شود. دانش آموزان در مدرسه به خاطر حضور در مسجد، تشویق می‏شدند و بالعکس. در مسجد برخی مباحث مربوط به مدرسه طرح و دانش آموز با آن مرتبط بود. معلمان و کادر مدرسه در مسجد حضور داشتند و گویی مدرسه جزیی از مسجد شده بود.

ز) زیر سایۀ شهدا و علما؛

فضاسازی مدرسه اثر روشنی بر فرایند تربیتی داشت. بدین منظور، نام گذاری فضا به نام علما و شهدای روحانی و دانش آموز، زمینه ورود کلیدواژه‏های جدیدی به دنیای بچه‏ها فراهم کرده بود: شهید، شهادت، ایثار، اجتهاد، فقاهت و... گویا خط سیر تلاش علما و شهدا در راه علم آموزی به این مدرسه ختم شده بود و دانش آموز درس خواندن خود پشت این میزهای چوبی را در امتداد همان مسیر می‏دید.

ح) طلوع ستاره ها؛

«طلوع ستاره ها» تجربه خوبی بود. ما در شادی های دانش آموز شریک می‏شدیم؛ جشن تولد بچه‏ها در مدرسه گرفته می شد.

چه خوب است مبلغین گرامی با فرهنگ سازی در زمینۀ جش تولدها از پدران و مادران بخواهند که تولد فرزندشان را به نزدیک ترین ولادت و جشن شادی معصومین(علیهم السلام) منتقل کنند که این امر برکات زیادی دارد.

گاهی مسابقات ماهانه مانند مسابقات نشریه دیواری برگزار می‏شد که بین بچه‏ها روحیه همکاری بیش‏تری ایجاد می‏کرد. مدرسه نشریه داخلی داشت و بچه‏ها متکفل آماده سازی آن بودند که پس از تأیید و نظارت بر محتوا منتشر می‏شد و حتی در سطح شهر نیز پخش می‏کردیم.

زیباترین لحظاتی که در تبلیغ شاهد آن بودید، چه بوده؟

زیباترین لحظات زمانی بود که شوق یادگیری را در دانش آموزان می دیدیم. هیچ لحظه ای باصفاتر از آن وقتی نبود که ما شاهد عمل دانش آموزان به آموزه های دینی بودیم؛ یعنی آنچه به آنان آموخته بودیم، اجرا می‏کردند و ما عملاً شاهد به ثمر رسیدن زحماتمان بودیم. آن لحظه ای که یک دانش آموز حضور در نماز جماعت را با میهمانی عوض نمی کند یا نیمه های شب برای اقامه نمازشب قیام می کند. حضور پررنگ و دائم در برنامه های معنوی (اعتکاف، راهپیمایی های سطح شهر، دیدار با خانواده شهدا، هیئتهای مذهبی و...) بسیار لذت بخش بود.

اکنون به چه فعالیتی مشغول هستید؟آیا کارهای تبلیغی را ادامه می دهید؟

تا چند وقت پیش معاون تبلیغ حوزه علمیه استان بودم و اکنون در معاونت امور طلاب و دانش آموختگان و امور بین الملل حوزه علمیه استان مشغول خدمت به طلاب هستم؛ اما تبلیغ دانش آموزی را نیز در مدارس ادامه می‏دهم. معمولاً مراسم بزرگ دانش آموزی استان را به حقیر واگذار می کنند. گاهی نیز با صداوسیمای استان برنامه های مناسبتی برای دانش آموزان داریم. حقیقت امر آن است که به گمان من اصلاً طلبه بدون تبلیغ حیاتی ندارد. هر مسئولیت و برنامه ای داشته باشیم، تبلیغ زندگی ما طلاب است و باید باشد؛ و الا طلبه زنده نیست.

بوشهر را به نوای دشتی می شناسیم. از فضای تبلیغات دینی استان بوشهر بگویید!

استان بوشهر دارای مردمی مؤمن، متدین و خونگرم است و به علت قرابت به کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس (725 کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس)، این منطقه محل رفت و آمد علمای بحرینی بوده و سفر طلاب علوم دینی این استان به نجف باعث حضور علمای باسواد در منطقه بوده است. این حضور علما در منطقه باعث رشد معنوی مردم و همچنین احترام بسیار به علما شده است.

محرم در استان بوشهر حال و هوای دیگری دارد؛ حال و هوایی که برخاسته از نوحه خوانی در بوشهر با سبک و سیاقی خاص و دلنشین می‏باشد و در همه جای کشور شناخته شده است. چه بسیار عزاداران حسینی که در این ایام برای شرکت در عزاداری های پر شور و شنیدن نوحه دلنشین بوشهری به این شهر سفر می‏کنند.

مراسمهایی که به مناسبت ماه محرم در این استان برگزار می‏شود، هم به لحاظ آیینی، نمایشی و موسیقیایی برجسته است و هم به لحاظ شکل و محتوا، یکی از غنی ترین آیینهای مذهبی در کشور به شمار می رود. شکل مراسم عزاداری بوشهری ها به گونه ای است که برای مخاطب جاذبه ایجاد می کند و محتوای عزاداری ها نیز روایتگر پیام واقعه کربلاست. در تاسوعا و عاشورا مسجدها، حسینیه‏ها، میدانها، خیابانها، کوچه‏ها و حتی بسیاری از منازل شخصی، مملو از عزاداران حسینی است و مراسم زنجیرزنی، سینه زنی سنتی و روضه خوانی، با آدابی خاص برگزار می شود. تجربه تبلیغ در چنین فضایی می‏تواند برای مبلغان توانمند کاری جالب و البته سختی باشد.

نشاط و خلاقیت در تبلیغ چگونه به وجود می آید؟

نشاط و خلاقیت مبلغ در گرو عشق و علاقه او به دین و تبلیغ است. وقتی شخصی به فضای تبلیغی خودش عشق و علاقه داشته باشد و از فعالیت در فضای تبلیغی لذت ببرد، باعث نشاطش می گردد و همچنین موجب می شود انسان برای استفاده از اوقات خود و مخاطبان، به دنبال طرحها و ایده های جدید باشد و همین باعث حرکت و نشاط می شود.

اینکه مبلغ دائم به فکر باشد چه کار جدیدی می‏تواند انجام دهد که در فرایند انتقال مفاهیم دینی مؤثر باشد، و البته برای خود دغدغه ایجاد کند، سبب بروز خلاقیت می‏شود. ابتدای کار با تجربه‏های طلاب دیگر در محیط تبلیغی خودمان شروع می‏شود و بعد کارهای ابتکاری و نو کلید می‏خورند.

اگر به ابتدای طلبگی برگردید، آیا باز همین راه را طی می کنید؟

قطعاً بله. همان گونه که عرض کردم: هدف حقیر، تبلیغ در فضای دانش آموزی بود. بهترین فضا برای تبلیغ دانش آموزی، مدارس امین و بهترین فضا برای مبلغین دانش آموزی حوزه های علمیه سفیران هدایت است.

حرف پایانی:

ضمن تشکر از زحمات شما بزرگواران در ماهنامۀ خوب مبلغان از فرصت فراهم شده جهت ایجاد زمینه اشتراک تجربیات تبلیغی مبلغان تقدیر می کنم، از خداوند متعال خواستار عاقبت به خیری هستم. خداوند متعال ما را در مسیر تبلیغ دین ثابت قدم بگرداند و فعالیتهای تبلیغی ما را به احسن وجه قبول فرماید!

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 233.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١٠١٢٣ / تعداد بازدید : 77/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج