سه شنبه ٠٨ مهر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


نکته‏ ها و مناسبتها؛ ماه ربیع الأول -3

هفته وحدت

فراتر از شعار وحدت شیعه و سنی و در همان راستا، شعار دیگری را به شما پیشنهاد می‏دهم و آن «همدلی بین شیعه و سنی» است؛ چرا فقط وحدت؟ چرا فقط دنبال این باشیم که با هم اختلاف نداشته باشیم؟ چرا در همین سطح باقی بمانیم؟

روزهای دوازدهم تا هفدهم ربیع الأول؛
«هفته وحدت»

به مناسبت هفته وحدت چند نکته با تفصیل بیش تر از سخنرانی  «حجت الاسلام و المسلمین پناهیان» را که در آستانۀ هفتۀ وحدت و در اجتماع بزرگ دانشجویان در مسجد جمکران ایراد شده است، بیان می کنیم:

شیعه و مهارت زندگی جمعی و کار گروهی

حضرت ولی عصر(علیه السلام) در یکی از نامه های خود، می فرمایند: «وَ لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَی اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ؛[1]اگر شیعیان ما - که خداوند توفیق طاعتشان دهد - در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‏شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می گشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. علت مخفی شدن ما از آنان چیزی نیست، جز آنچه از کردار آنان به ما می رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.»

اینکه شیعیان دور هم جمع شوند و هم افزایی داشته باشند، خیلی اهمیت دارد.[2]شیعه ای که بخواهد انفرادی راه خود را طی کند یا بخواهد با امام زمانش رابطۀ شخصی برقرار سازد و معنویت خود را به جنبه های فردی و مناجاتی محدود کند، طبق این روایت، مقدمه ساز ظهور نیست. اینکه حضرت می فرمایند: «شیعیان با هم جمع شوند!» یک معنایش این است که زندگی جمعی را یاد بگیرند. نمی شود شیعۀ منتظر زندگی جمعی را بلد نباشد. گاهی در میان سیاسیون یا عناصر فرهنگی دیده می شود که قدرت انعطاف پذیری برای حضور در جمعی که سلایق مختلفی دارند، وجود ندارد. خیلی مهم است که انسان مهارت زندگی اجتماعی را داشته باشد و بتواند با دیگران کنار بیاید و اگر کسی برتری هایی نسبت به او دارد، شایستگی های او را بپذیرد. یا اگر کسی از او ضعیف تر است، به او کمک کند و توانمندی های خود را در اختیار او قرار دهد.

طبیعتاً وقتی افراد کنار هم جمع شوند، با هم اختلاف  نظر یا اختلاف روحیه پیدا می کنند و این اختلافات موجب تنشهایی بین آنها خواهد شد. یقیناً اهل بیت(علیهم السلام) نخواسته اند که ما را در کنار هم قرار دهند تا با هم دعوا کنیم؛ بلکه خواسته اند ما در کنار هم قرار بگیریم و علی رغم اختلافات موجود، قدرت تعامل و هم افزایی داشته باشیم. بعضی حتی در یک تیم سه نفره هم قدرت تعامل ندارند، چه رسد به اینکه بخواهند در یک تیم بزرگ‏تر قرار گیرند.

برای اینکه قدرت تعامل خود را بالا ببریم، باید ضعفهای زیادی را برطرف کنیم. مثل اینکه اگر کسی ما را عصبانی کند یا توهین نماید، چه عکس العملی از خود نشان می دهیم؟ یا اگر کسی سخن ما را نفهمد یا بد برداشت کند، با او چگونه برخورد خواهیم کرد؟ چگونه این سفارش را اجرا می کنیم که فرموده اند: نه تنها عیب خودتان را به دیگران نسبت ندهید؛ بلکه عیب دیگران را به خود و حُسن خود را به دیگران نسبت دهید. امام باقر(علیه السلام) می‏فرمایند: هر مؤمنی که سه روز با برادر مؤمن خود قهر کند، من از هر دوی آنها بیزارم. پرسیدند: «هَذَا حَالُ الظَّالِمِ فَمَا بَالُ الْمَظْلُومِ.» اگر شما از آن فرد ظالم که قهر کرده است، بیزارید، درست؛ ولی آن دیگری که مظلوم است و گناهی ندارد، چرا از او بیزارید؟! حضرت فرمودند: «مَا بَالُ الْمَظْلُومِ لَا یَصِیرُ إِلَى الظَّالِمِ فَیَقُولُ أَنَا الظَّالِمُ حَتَّى یَصْطَلِحَا؛[3]چرا آن فرد مظلوم نزد ظالم نمی رود که بگوید: من گنهکارم [و اشتباه با من است، شما بیا و مرا ببخش!] تا صلح کنند؟»

این دین زیبای ما است که می  خواهیم آن را جهانی کنیم. اگر کار گروهی انجام دادیم و کسی کار را خراب کرد، بلافاصله نگوییم: تقصیر اوست! من به او گفته بودم که...؛ بلکه برعکس؛ باید این قدرت را داشته باشیم که حتی تقصیر دیگران را نیز به عهده بگیریم. البته خیلی سخت است که انسان این قدر اهل تعامل باشد.

عشق به سایر مؤمنین، حتی با وجود اختلافات

اینکه حضرت می فرمایند: اگر شیعیان از صمیم دل کنار هم جمع شوند و قلبها به هم نزدیک باشد؛ یعنی به یکدیگر عشق بورزند، نه اینکه همدیگر را صرفاً تحمل کنند. ما باید به سایر مؤمنین عشق بورزیم، حتی اگر بین ما اختلافاتی وجود داشته باشد و یا اگر از این اختلافات - به صورت شخصی- ضربه بخوریم. ما به خاطر اصولی که پذیرفته ایم، باید به شیعیان عشق بورزیم و این طور نباشد که فقط به رفقای خودمان عشق بورزیم. اینها جزء دستورالعملهایی است که اهل بیت(علیهم السلام) به طور مشخص دربارۀ ظهور به آنها اشاره فرموده اند.

زندگی دسته جمعی و تشکیلاتی، یکی از ضرورتها برای منتظران ظهور است. نمی شود قبول کرد کسی در کنج عزلت و گوشۀ حجره، خوابگاه دانشجویی، مسجد یا کتابخانه سر به سجاده یا کتاب گذاشته و سرگرم خودسازی باشد؛ این طور خودسازی امکان ندارد. خداوند می فرماید: ]یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» [4]اول می فرماید: «اصبروا»؛ یعنی تک تک شما جداگانه صبر کنید. بعد می فرماید: «صابروا»؛ یعنی با هم صبر کنید.

چند درصد از ما مذهبی ها تفاوت میان «با هم صبر کردن» و «تک تک صبور بودن» را می فهمیم و از لوازم آن مطلع هستیم؟ یک عنصر منتظر؛ یعنی عنصری «تشکیلاتی»؛ البته منظور از تشکیلات، صرفاً «حزب» نیست؛ بلکه منظور، هر نوع تشکیلاتی است؛ یعنی هر نوع تجمع سازمان یافتۀ هدفمندی که دارد برای مأموریتهای مشخصی فعالیت می کند.

اگر شیعیان با هم جمع شوند و صمیمی باشند و فردیت - که عنصر مرکزی تمدن غرب است - را دور انداخته و جمعیت را از صمیم جان پذیرفته باشند، بعد بخواهند به عهدی که ائمۀ هدی(علیهم السلام) به گردن آنها دارند، وفا کنند، چه اتفاقی می افتد؟ حضرت ولی عصر(علیه السلام) در یکی از نامه های خود به اصحاب، می‏فرمایند: «لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا؛[5]میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می گشت.» پس چرا ظهور تا الان به تأخیر افتاده است؟ به خاطر رفتار و اخلاق و عادات ما.

ما باید از مسئلۀ اتحاد و اتفاق بین مؤمنین، بگذریم و به اتحاد و اتفاق بین مسلمانان برسیم. با توجه به این سخن امام حسن عسکری(علیه السلام) که در سفارشی بسیار راهبردی، می فرمایند: «جُرُّوا إِلَیْنَا کُلَ‏ مَوَدَّة؛[6]همۀ دلها را به سمت ما جذب کنید!»

فراتر از وحدت شیعه و سنی

فراتر از شعار وحدت شیعه و سنی و در همان راستا، شعار دیگری را به شما پیشنهاد می‏دهم و آن «همدلی بین شیعه و سنی» است؛ چرا فقط وحدت؟ چرا فقط دنبال این باشیم که با هم اختلاف نداشته باشیم؟ چرا در همین سطح باقی بمانیم؟ ما باید از یکدیگر دلبری کنیم. باید یکدیگر را در آغوش بکشیم. شما وقتی می توانی خود را مدعی مهدویت بدانی که بین رفقایت، برخی از صمیمی ترین آنها جوانانی از اهل سنت باشند. اینکه ما فقط با هم دعوا نکنیم، کافی نیست؛ بلکه باید جلوتر برویم.

امروز صحنۀ جهانی نیز این همدلی را اقتضا کرده است: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!» وقتی دشمنان ما جریانهای تکفیری  را برای قتل عام مسلمان؛ اعم از شیعه و سنی راه می اندازند، تکلیف ما معلوم می شود. ما باید آغوش خود را به روی اهل سنت باز کنیم. مرجع عالی قدر تشیع در عراق دربارۀ اهل سنت می فرماید: نگویید اهل سنت برادران ما هستند، بگویید آنها جان ما هستند. «اَنفُسَنَا»؛ یعنی آنها عزیز دل ما هستند.

امام صادق(علیه السلام) به شخصی که دغدغۀ معرفی اهل‏بیت(علیه السلام) به مردم را داشت، فرمودند: «علَیکَ بِالأحداثِ، فإنّهُم أسرَعُ إلی کُلِّ خَیرٍ؛[7]بر تو باد به جوانان و نوجوانان؛ زیرا آنها در پذیرش هر نوع خوبى شتاب بیش‏ترى دارند.» چرا بعضی شیعه را یک فرقه می دانند؟ امام حسن عسکری(علیه السلام) می فرمایند: دلها را به سمت ما جذب کنید. هر یک از شما باید پاسخ دهد که در دوران عمرش چند دل را جذب کرده است؟ منظور امام حسن عسکری(علیه السلام) فقط جوانان شیعه نبوده؛ بلکه جوانان اهل سنت نیز بوده که با اهل‏بیت(علیهم السلام) آشنا و علاقمند نشده اند و از همه مستعدترند. علمای بزرگشان در همان زمان به اهل‏بیت(علیهم السلام) اظهار علاقه کرده، نزدشان شاگردی می کردند و محبت اهل‏بیت(علیهم السلام) را لازم و جزء دین می دانستند. اگر مذهب و مرام شما بر حق است، ثمره اش این است که باید دل ببرید و دلها را جذب مرام خود کنید.

در ادامۀ روایت می فرماید: «وَ ادْفَعُوا عَنَّا کُلَّ قَبِیحٍ؛ هر امر ناشایستی را از ما دفع کنید!» بگذارید وقتی شما را دیدند، به امام شما؛ به کسی که شما را تربیت کرده است «بارک الله» بگویند. اگر کسی از برادران مسلمان شما - از اهل سنت- مریض شد، به عیادت او بروید، مقید باشید در تشییع جنازۀ آنها و نماز جماعتشان شرکت کنید.

برگزاری مراسمهای مشترک

ای مریدان امام زمان(علیه السلام)! از بحث وحدت بین شیعه و سنی فراتر بروید و دلبری کنید. مثلاً برخی از برادران اهل سنت معتقدند که «حضرت مهدی(علیه السلام) هنوز به دنیا نیامده است»، شما می توانید به آنها بگویید: همین که شما به حضرت مهدی(علیه السلام) علاقه دارید، خوب است. همین مقدار را غنیمت بشمارید و برای این مقدار اشتراکی، مجلس مشترک بگیرید.

یا همین که برادران اهل سنت معتقدند «غدیر، دعوت به محبت علی بن ابی‏طالب(علیه السلام) بوده است، نه دعوت به وصایت ایشان» می توانیم با آنها بر سر محبت حضرت علی(علیه السلام) جشن مشترک بگیریم. اعتقاد ما برای خودمان باقی است؛ ولی وجه مشترک ما با آنها دربارۀ غدیر، در مسئلۀ «محبت» است، پس می توانیم جشن محبت بگیریم. همان طور که در بسیاری از مجالس خودمان صرفاً از محبت اهل بیت(علیهم السلام) می گوییم، می توانیم همین جلسات را با هم بگیریم.

در عاشورا نیز بیش‏تر از هر زمان دیگری می توانیم بین برادران شیعه و اهل سنت جلسات مشترک بگذاریم؛ چون امام حسین(علیه السلام) با یزید - که دشمن مشترک شیعه و سنی بود - نبرد کرد. جنایتی که یزید نسبت به اهل سنت در مدینه انجام داد، در حق شیعیان انجام نداد. سربازان یزید در مدینه جنایاتی انجام دادند که این تکفیری ها از آنها الگوبرداری کرده‏اند. چقدر از صحابه و تابعین را - که همه از اهل سنت بودند - سر بریدند! بحث محبت به امام حسین(علیه السلام) و نفرت از یزید، محل اتحاد شیعه و سنی است.

هفتۀ میلاد پیامبر(صلی الله علیه و آله) فقط هفتۀ وحدت نیست. مواقف متعددی برای این وحدت وجود دارد. در اربعین برخی از برادران اهل سنت را در موکبها می‏بینیم که به عشق امام حسین(علیه السلام) خدمت کرده، می گویند: «حسین(علیه السلام) فرزند پیامبرِ ماست که به ظلم کشته شده و ما نیز به ایشان ارادت داریم؛ اما نمی گوییم که ما از اهل سنت هستیم؛ زیرا می ترسیم شیعیان دلخور شوند و از ما پذیرایی قبول نکنند.»

به سوی وحدت معنوی در جهان

دوران وحدت کامل گشته و دوران همدلی فرا رسیده است. ما در جهانی زندگی می کنیم که دشمنان ما از سرِ حماقت، تکفیری ها را به جان شیعه و سنی انداخته‏اند و این اتحاد و همدلی ما را بیش‏تر می کند. وقتی در عراق و سوریه، اهل سنت می بینند که جوان شیعه خود را در معرض شهادت قرار می دهد تا از نوامیس همسایگان مسلمان و از اهل سنت دفاع کند، آن جوان اهل سنت نیز می آید و از حرم حضرت زینب(علیها السلام) یا از سامرا دفاع می کند. اینها معجزاتی است که علیرغم آن همه سرمایه گذاری دشمن برای تفرقه، امروز دارد تحقق پیدا می کند.

پس نه تنها سطح تعامل، اتحاد و محبت بین مؤمنین باید افزایش پیدا کند و همدلی بین مسلمانان افزوده شود؛ بلکه باید به سوی وحدت معنوی در جهان حرکت کنیم. حتی برخی از رهبران کلیسا و مسیحیان در ایام اربعین همراه با شیعیان برای زیارت امام حسین(علیه السلام) حرکت می کنند و خودشان دسته راه می‏اندازند. واقعاً جهان دارد یک پارچه می شود و اینها از مقدمات ظهور است. مگر چقدر بین ما و مسیحیان جهان وجه اختلافی وجود دارد؟ این کم کاریِ ما مریدان امام حسین(علیه السلام) است که بسیاری از مریدان حضرت مسیح(علیه السلام) که برای مصائب حضرت عیسی(علیه السلام) اشک می ریزند، با امام حسین(علیه السلام) آشنا نیستند. امروزه مستکبران، اسلام را در جهان، دینی معرفی می کنند که ظالمانه سر از بدن بی‏گناهان جدا می کند؛ ولی حماسۀ اربعین - که دقیقاً مقابل این فتنۀ مستکبران عالم است - نشان می‏دهد که نماد اسلام ما حمایت از حسینی است که مظلومانه سر از بدنش جدا کرده‏اند.

امام حسین(علیه السلام) محور اتحاد اهل معنویت در جهان است. مرید امام حسین(علیه السلام) که نتواند ایشان را به جهان مسیحیت - با ادبیات خودشان- معرفی کند و از این راه نتواند دلها را به هم نزدیک کند، برای امام حسین(علیه السلام) کاری نکرده است. امام حسین(علیه السلام) برای این نیست که ما در گوشه ای با او مناجات کنیم و از اینکه برای او اشک می ریزیم، لذت ببریم؛ بلکه باید برای امام حسین(علیه السلام) هیاهو کرد تا تمام عالم خبردار شوند. امروز عصر همدلی و اتحاد علیه استکبار، کفر و تفرقه است. در عرصۀ سیاسی باید با هر نوع تفرقه افکنی به شدت مقابله کنیم.

لزوم پرهیز از اختلافات بی جا و مضرّ در عرصۀ سیاسی

بگذارید ابعاد سیاسی این بحث را نیز بررسی کنیم. در عرصۀ سیاسی نیز بسیاری از اختلافات و تفرقه ها، بی جا و مضرّند. مثل اختلاف موهومی که بین اصلاح طلب و اصولگرا می اندازند. ممکن است برخی از سران جریانهای سیاسی بزرگ‏ترین خطاها را مرتکب شده باشند که جرم شان سنگین باشد و به حکم حضرت امام(ره) مفسد فی الارض باشند؛ ولی نباید بگذاریم بدنۀ اجتماعی را از هم جدا کنند. امروزه در کشور ما بین جریانهای اجتماعی، اختلاف سیاسی جدیی نمی بینیم. مثلاً آیا می توان نام یک بچه حزب اللهی را «محافظه کار» گذاشت؟ مگر او چه چیزی را می خواهد حفظ کند که به او محافظه کار بگوییم؟ آیا می خواهد نظام پولی و بانکی را حفظ کند؟! یا می خواهد وضع فرهنگی را محافظت نماید؟ اتفاقاً یک حزب اللهی می خواهد هر دوی اینها را اصلاح کند و از وضع موجود راضی نیست که بخواهیم او را محافظه کار تلقی کنیم.

چرا باید دانشگاهیان را به دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا تقسیم بندی کنیم؟! کسانی که این  تقسیم بندی های موهوم را ساخته‏اند، در واقع خیانت کرده اند. حضرت امام(ره) این تقسیم بندی ها را قبول نداشتند. اگر سیاسیون با هم اختلاف و رقابت دارند نباید ملت را، دو قسمت کنند.

تلقینهای غلط و باندهای سیاسی مختلف

بین هوشمندان جامعه، کسانی که خود را به صورت اصطلاحی و سنتی و بر اساس تلقینهای غلطی که به آنها شده، اصلاح طلب یا اصولگرا می دانند، دربارۀ خودشان فکر کنند که آیا این اسمها به آنها می چسبد؟ یک جوان دانشجوی عدالت پرور، اهل عقلانیت و معنویت و اهل توجه به منافع ملی را می توان در یک باند سیاسی خاص قرار داد؟! اگر این کار بشود، این ظلم به جوان دانشجو است. اگر او را به نام هر گروه خاصی متهم کنید، به او ظلم کرده اید. همچنین، یک استاد دانشگاه که پیشرفت دانشگاه و کشور را می خواهد و خدمت علمی می کند و معنویت هم دارد، آیا می شود او را در شقّه های سیاسی مختلف تکه تکه کرد؟! مخصوصاً امروز که تمدن غرب رو به فروپاشی است و دیگر کسی در عالم سخنی برای گفتن ندارد، جز همین سخن نو که اسلام ناب ما دارد. 

میدان ندادن به تفرقه افکنان عرصۀ سیاسی

در عرصۀ سیاسی به این سادگی به تفرقه افکنان میدان ندهید. بگذارید راحت بتوان از سیاسیون انتقاد کرد. خودِ این شقّه شقّه کردنها، یک نوع دیکتاتوری روانی یا خفقان پدید می آورد؛ چون افراد می ترسند که اگر انتقاد کنند، متهم شوند به اینکه عضو فلان حزب و گروه‏اند. یا کسی بترسد که اگر از شخصی حزب اللهی انتقاد کند، کارش موجب تضعیف حزب الله شود، در حالی که این، تضعیف حزب الله نیست. از هر سیاسی ای انتقاد کنید، نباید متهم شوید که عضو فلان گروه هستید. کسی حق ندارد شما را به این سو یا آن سو بودن متهم کند.

باید سطح تعامل بین خودمان را بالا ببریم و نگذاریم این بازی ها و گروه بندی ها و تفرقه افکنی ها بین ما باشد. چند نفر سیاسی از بین سیاسیون ما که نان شان در اختلاف و شقّه شقّه کردن مردم است، نباید بتوانند ما را گروه بندی کنند. ما اهل هیچ گروه و فرقه ای نیستیم؛ ما یکی از مردم هستیم. هر جا انتقادی داشته باشیم، می گوییم و هر جا که باید جلوی یک ایرادی بایستیم، می ایستیم. هر جا باید از حقی دفاع کنیم، دفاع می کنیم. با وجود اختلاف نظر، می‏دانیم شقّه شقّه کردن مردم جنایتی نابخشودنی است.

همدلی در جهان و مقابله با تفرقه افکنی با معرفی مکتب حسینی(علیه السلام)

در این عصر همدلی با ادبیات قوی، سوء تفاهمها را برطرف کنیم. اگر مکتب حسینی(علیه السلام) را به جهانیان معرفی کنیم، همدلی پدید خواهد آمد. بنده با تعدادی از نخبگان کشور مصر که اهل سنت بودند، صحبت می کردم، به آنها گفتم: شما بیش‏تر از ما شیعیان باید برای امام حسین(علیه السلام) گریه کنید؛ زیرا امام حسین(علیه السلام) برای شیعه کشته نشد؛ بلکه برای اسلام کشته شد؛ چون در مقابل کسی مثل یزید ایستاد که در واقعۀ حرّه آنقدر نسبت به اهل سنت جنایت کرد. وقتی این را شنیدند، خوشحال شدند و گفتند: چرا کسی امام حسین(علیه السلام) را این گونه به ما معرفی نکرده بود؟

گاهی شیعیان از شدت علاقه به امام حسین(علیه السلام) طوری دور امام را می گیرند که مانع می شوند کسی غیر از شیعه ایشان را ببیند، در حالی که امام حسین(علیه السلام) را باید طوری معرفی کنیم که اهل عالم ایشان را بشناسند؛ امام حسین(علیه السلام) اختصاصی به شیعه ندارد. ما به عنوان عناصر مهدوی و مقدمه ساز برای ظهور، باید با هر نوع تفرقه افکنی به شدت مقابله کنیم و هیچ اختلافی را به این سادگی ها قبول نکنیم و عقایدمان نباید مبنای تشتت، درگیری، دوری دلها و جدایی از اصول قرار گیرد.[8]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الاحتجاج، شیخ طبرسی، نشر مرتضی، مشهد مقدس، چاپ اول، 1403ق، ج 2، ص 499.

[2]. در عهد زعامت مرحوم آیت الله حاج سید محمد حجّت کوه کمری، قحطی و گرانی سختی پدید آمد. آن مرحوم به چهل نفر از طلاب مهذّب و متدین دستور داد که به «مسجد جمکران» مشرف شوند و در پشت بام مسجد به صورت دسته جمعی زیارت عاشورا را با صد سلام و صد لعن و «دعای علقمه» بخوانند. آنگاه به حضرت موسی بن جعفر(علیهما السلام)، حضرت ابوالفضل(علیه السلام) و حضرت علی اصغر(علیه السلام) متوسل شوند و رفع گرانی و نزول باران را از خداوند بخواهند. چهل تن از طلاب فاضل و متدین به امر مرجعیت اعلای تشیّع به میعادگاه عاشقان شرفیاب شدند؛ زیارت عاشورا را طبق دستور آن مرجع آگاه انجام دادند و مسجد جمکران را به قصد «قم» ترک کردند. هنوز به دِه «جمکران» نرسیده بودند که بارانِ رحمت سیل آسا فرو ریخت و طلاب ناچار شدند لباسهای خود را درآورند، کفشهای خود را به دست بگیرند و از میان سیلابها عبور کنند. (زيارت عاشورا و آثار شگفت آن، سیدعلی موحد ابطحی اصفهانی، حبل‌المتین،‌‌‌ قم 1391ش، ص 55)

[3]. الخصال، شيخ صدوق، تحقيق: علي اكبر غفاري، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ اول، 1362ش، ج 1، ص 183.

[4]. آل‌عمران/ 200.

[5]. احتجاج، ج 2، ص 499.

[6]. تحف ‌العقول، علی بن شعبه حرّانی، تحقیق: علی ‌اکبر غفاری، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ دوم، 1404ق، ص 488.

[7]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 8، ص 93.

[8]. برگرفته از سایت بیان معنوی (با تلخیص، مستند سازی و عنوان بندی جدید): http://panahian.ir.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 233.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٩ آبان ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٩١٢ / تعداد بازدید : 431/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج