چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


جایگاه طنز و مطایبه در تبلیغات دینی (1) -3

ویژگی های مهم مطایبه و مزاح درست از نگاه احادیث

لازمه مزاح و مطایبه، خنده و قهقهه نیست؛ بلکه می توان بدون اینکه قهقهه ای شنیده شود، تبسم و شادی کرد؛ زیرا اینها تلازمی با خنده ندارند. این امر ذهن ما را به سمت نکته ای خاص توجه می دهد و آن اینکه مزاح و طنز حاوی نکته ای بسیار لطیف است.

ویژگی های مهم مطایبه و مزاح درست از نگاه احادیث
می توان از میان احادیث، ویژگی های مزاح و مطایبه درست را این گونه شرح داد:
1. لازمه مزاح و مطایبه، خنده و قهقهه نیست؛ بلکه می توان بدون اینکه قهقهه ای شنیده شود، تبسم و شادی کرد؛ زیرا اینها تلازمی با خنده ندارند. این امر ذهن ما را به سمت نکته ای خاص توجه می دهد و آن اینکه مزاح و طنز حاوی نکته ای بسیار لطیف است؛ مزاح و طنز القای معانی لطیف با ساختاری شاد و فاخر است، به گونه ای که بیش از ارضای نفس، عقل از آن خرسند می شود. زمانی که نفس اشباع می گردد، ارضای آن همراه با قهقهه است؛ ولی هنگامی که عقل انسان با یک نکته لطیف سودمند شود، انسان در این حالت خرسندی خود را تنها با یک تبسم معنادار نشان می دهد؛ ولی قهقهه و خنده بسیار، موجب از بین رفتن لطافت روحی و حالتی می گردد که در احادیث از آن به عنوان «مرگ دل» یاد شده است؛
2. نباید در برخورد با دیگران از خود تصویری سبک نشان دهیم؛ زیرا وقار و عزت نفس مؤمن دارای جایگاه ویژه ای است. خنده و شوخی زیاد، نابودکننده آبروی انسان است؛ زیرا اصولاً خنده زیاد و به خصوص خنده های همراه با قهقهه، از انسان تصویری سبک و به دور از وقار به نمایش می گذارد؛ بر خلاف تبسم؛
3. در احادیث، تعجب و شگفتی، علت خنده معرفی شده است. اگر ما از کاری یا حرفی می خندیم، بدین علت است که از آن کار متعجب شده ایم. اگر کسی بتواند کاری را به صورتی غیر عادی نشان دهد و یا امری که مردم به صورت طبیعی هر روز با آن درگیر هستند را وارونه یا به صورتی نشان دهد که بر خلاف انتظار است، مردم بدون اختیار می خندند. 
به طور مثال، کسی که هدیه ای برای ما می آورد، خوشحال می شویم؛ چون برداشت هر انسانی این است که هدیه دهنده، به حتم به یاد ما بوده و ما را دوست داشته است؛ ولی اگر همین که هدیه را به ما داد و ما هم با خوشحالی قبول کردیم، مثلاً بگوید: حالا پولش را بده! بدون اختیار می خندیم؛ چون درخواست او کاملاً بر خلاف انتظار ماست.

امام رضا(علیه السلام)می فرمایند: «إِنَّ رَسُولَ اللهِ(صلی الله علیه و آله) كَانَ يَأْتِيهِ الْأَعْرَابِیُّ، فَيُهْدِي لَهُ الْهَدِيَّةَ، ثُمَّ يَقُولُ مَكَانَهُ: أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِيَّتِنَا، فَيَضْحَكُ رَسُولُ اللهِ(صلی الله علیه و آله) وَ كَانَ إِذَا اغْتَمَّ يَقُولُ: مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِیُّ لَيْتَهُ أَتَانَا؛[1] شخصی اعرابی همواره نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می آمد و گاه برای آن حضرت هدیه ای می آورد و بعد از آنکه هدیه را تقدیم می کرد، عرضه می داشت: حالا پول هدیه ما را بدهید! حضرت از این کار می خندیدند و هرگاه به ایشان ناراحتی دست می داد، می فرمود: آن اعرابی چه کار می کند؟ کاش پیش ما می آمد.»

غیر طبیعی نشان دادن امور ممکن است به دو هدف باشد:
الف) اگر کاری را غیر عادی به تصویر می کشیم، می خواهیم از این کار، نکته ای را گوشزد کنیم؛
ب) گاهی هیچ هدف خاصی از غیر طبیعی نشان دادن کاری نداریم و تنها می خواهیم مردم را به خنده وادار نماییم.

آنچه در احادیث نکوهیده شده، مزاح باطل و بی هدف است، نه شوخی هدفمند و پیراسته از فحش و بی ادبی که به دنبال القای نکته ای تربیتی و پسندیده است. اگر در آیات و روایات امور غیر طبیعی به نمایش گذاشته شده، اهدافی خاص در پشت تمام این وارونه جلوه دادنهاست؛ نکاتی چون بزرگنمایی و غیرعادی نشان دادن برخی از امور نامعقول. مثلاً ورود مصری ها به جهنم به امامت فرعون،[2] تصویر وارونۀ یک صحنۀ طبیعی است؛ چون امام امت، مردم خود را به بهشت هدایت می کند، نه به سمت جهنم. قرآن برای اینکه عاقبت شوم تکبر و کفر خوب دیده شود، چنین تصویری از آنها نشان داده است؛

4. از احادیث به دست می آید که حرمت هر چیزی به عناوینی چون ایجاد مفسده و فتنه در جامعه بر می گردد. از این رو، هر چیزی که مایه صلاح و اصلاح جامعه گردد، اشکالی بر آن مترتب نیست، و الا نکاتی که در احادیث آمده، تنها در حد رعایت یک نکته اخلاقی و از باب رعایت امر بهتر و نیکوتر است. مثلاً آنچه در احادیث آمده که خنده و شوخی باعث جرأت دیگران بر ما می شود، این امر در صورتی است که خنده و مزاح بیش از حد، بی جا و خارج از عرف باشد و یا در برابر انسانهایی شوخی کنیم یا بخندیم که جنبه آن را ندارند. 
اگر حضرت علی(علیه السلام) می فرمايند: مزاح باعث دشمنی است؛ یعنی مزاح نبايد حاوی توهين و تحقير اشخاص شایسته باشد و اگر می خواهيم کسی را نقد کنيم، بايد هنر آن را داشته باشيم؛ 
5. اسلام به ما این نکته را آموخته است که نقد هنرمندانه کنیم؛ یعنی با ظرافت حق را گوشزد کنیم و هنرمندانه مراد خود را بیان نماییم، بدون اينکه کسی را برنجانیم. مثلاً چنان ماهرانه تبعيض، ظلم، انحراف و... را گوشزد کنیم که تبسمی را هم بر لب مخاطب یا مخاطبین خود بنشانیم. اهل بیت(علیهم السلام) در عمل این درس بزرگ را به ما داده اند که باید پند و نقد خود را هنرمندانه عرضه کرد تا همگان، حتی دشمن را نیز به تحسين وادار کند. به قول شاعر:

هجا گفتن ارچه پسنديده نبود
مبادا کسی کالت آن ندارد
چه آن شاعر کو هجاگو نباشد
چو شيری که چنگال و دندان ندارد

و فردوسی(ره)می گوید:

به دانش نبد شاه را دستگاه
وگرنه مرا بر نشاندی به گاه
اگر شاه را شاه بودی پدر
به سر بر نهادی مرا تاج زر
اگر مادر شاه بانو بدی
مرا سيم و زر تا به زانو بدی
ز بد گوهران بد نباشد عجب
نشايد ستردن سياهی ز شب[3]

در اين ابيات، وی با مهارت و هوشياری تمام دستگاه شاهی را به نقد کشیده است و با اين شيوه نغز، همه را آگاه کرده و البته تبسمی را هم به لب مخاطب خود نشانده است. قابل توجه اينکه فردوسی اول شعر را هم با اين بيت شروع می کند:
چو شاعر برنجد بگويد هجا
بماند هجا تا قيامت به جا
 
ولی هجو خود را چنان پوشيده و در لفافه بيان کرده که همه و حتی دشمن را نیز به تحسين واداشته و با اين شيوه هم تبعيض و ظلم را نقد کرده و هم همه نظرهای تحسين برانگيز را ماهرانه به سوی خود جلب کرده است. 
بنابراین، اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمايند: من هم مثل شما هستم و شوخی می کنم؛ یعنی شوخی يک ميل طبيعی و لازمه حيات انسانی است و انسانی که از مزاح نفرت دارد، در واقع از حالت طبيعی انسانیت خارج است. پس این احادیث نه رد خنده و شوخی به صورت کلی است و نه تأیید آن به صورت کلی؛ بلکه همگی حاکی از اين نکته اند که اسلام به اين مقوله نظری قانونمند دارد.
 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان، ج 4، ص 746.

[2]. «يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ»؛ «او در روز قيامت پيشرو قوم خود خواهد بود و آنها را وارد آتش مى‏كند و چه بد جايگاهى است براى ورود.» (هود/ 99)

[3]. منتخب شاهنامه، به اهتمام: علی فروغی و حبیب یغمایی، مقدمه شاهنامه، ص 18.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٢ مرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٤٩٧ / تعداد بازدید : 77/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج