چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > روش تبلیغ 
ماهنامه مبلغان


جایگاه طنز و مطایبه در تبلیغات دینی (1) -2

جایگاه طنز و لطیفه در سیره آل البیت(علیهم السلام)

اسلام برای تعلیم و تربیت و شاد کردن دیگران ـ به خصوص مؤمنین ـ ارزش خاصی قائل شده است: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس مؤمنی را خوشحال کند، بی شک مرا خوشحال ساخته و هر که مرا خوشحال کند، قطعاً خدا را خوشحال ساخته است.

جایگاه طنز و لطیفه در سیره آل البیت(علیهم السلام)

اسلام برای تعلیم و تربیت و شاد کردن دیگران ـ به خصوص مؤمنین ـ ارزش خاصی قائل شده است:[1]«قَالَ رَسُولُ اللّهِ(صلی الله علیه و آله): مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللّهَ؛[2] رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس مؤمنی را خوشحال کند، بی شک مرا خوشحال ساخته و هر که مرا خوشحال کند، قطعاً خدا را خوشحال ساخته است.»

خوشحال کردن دیگران می تواند مصادیق فراوانی داشته باشد. مثل تعلیم و تربیت، کمک مالی، همدردی و... نقل می کنند پیامبر(صلی الله علیه و آله) یا حضرت علی(علیه السلام) پای مبارک خویش را دراز کردند و فرمودند: این پای من شبیه چیست؟ هر کسی چیزی می گفت و تشبیهی بر می شمرد؛ اما حضرت پای دیگر خود را دراز کردند و فرمودند: نه. این پایم به آن یکی پایم شبیه است![3]

و شوخی های دیگری از این دست که برخی آن را صواب نمی دانستند.[4] بی تردید ورای این شوخی های به ظاهر ناصواب، نکات ظریف اخلاقی خاصی وجود دارد که دیدن آنها نیاز به چشمانی نکته یاب دارد.[5] درست به خاطر همین قدرت فوق العاده لطیفه در انتقال پیامهای ظریف است که معصومین(علیهم السلام) برای این اسلوب فاخر اهمیت خاصی قائل بودند و آنچنان در لطیفه گویی دارای تبحر بودند که مردم را به شگفتی وا می داشتند تا بدان جا که شماری از مؤلفان اسلامی در کتابهای خود بابی را به عنوان «مزاح النبی(صلی الله علیه و آله)» اختصاص داده اند که در آن لطایفی از آن حضرت نقل شده است.[6]

برای آنکه شناخت درستی از دیدگاه اسلام نسبت به این موضوع داشته باشیم، در این قسمت مروری به برخی احادیث خواهیم داشت:

نگاهی به احادیث طنز و مطایبه 
احادیثی که در این خصوص آمده اند، به سه گروه قابل تقسیم هستند:
1. احادیث مخالف؛ که ظاهر آنها مخالف شوخی و ادبیات طنز و شادباشانه است؛
2. احادیث موافق؛
3. احادیثی که در مقام اصلاح و تفسیر درست شوخی و طنز هستند.
احادیث گروه اول:

1.امام علی(علیه السلام) می فرمایند:«وَقِرُّوا اَنفُسَکَم عَن الفَکاهات وَ مَضاحِکُ الحِکايات و مَحالِ التَرّهات؛[7] خويشتن را از مزاح، حکايتهای خنده دار و حرفهای باطل و بی فایده دور سازید!»؛

2. همچنین می فرمایند: «ما مَزَّحَ اِمرِءٌ مَزحَةً الّا مَجّ مِن عَقلِه مَجّةً؛[8]هيچ کس شوخی - هرچند یک بار – نمی کند، مگر آنکه مقداری از عقل او کاسته شود.»؛

3. «إِيَّاكُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ يَجُرُّ السَّخِيمَةَ وَ يُورِثُ الضَّغِينَةَ وَ هُوَ السَّبُّ الْأَصْغَرُ؛[9]امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: از شوخی بپرهیزید که کینه را در شما طولانی می کند و موجب دشمنی می شود. همانا شوخی، دشنام کوچک است.»؛

4. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَلَا تُمَازِحْهُ وَ لَا تُمَارِهِ؛[10] هرگاه کسی را دوست داشتی، نه با او شوخی کن و نه مجادله!»؛

5.و می فرمایند: «لَا تُمَارِ فَيَذْهَبَ بَهَاؤُكَ، وَ لَا تُمَازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ؛[11] مراء نکنید که عظمت شما از بین می رود و شوخی نکنید تا بر شما جرأت پیدا نکنند.»؛

6. «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِي وَصِيَّةٍ لَهُ لِبَعْضِ وُلْدِهِ: ...إِيَّاكَ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِنُورِ إِيمَانِكَ وَ يَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِكَ؛[12] امام کاظم(علیه السلام) در وصیتی به برخی از فرزندان خود فرمودند: ... بر تو باد پرهیز از شوخی که نور ایمان تو را می برد و مردانگی تو را سبک می سازد.»؛

7. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «إِيَّاكُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ مَهَابَةِ الرِّجَالِ؛[13] بر شما باد پرهیز از شوخی که آبرو و ابهت مردان را از بین می برد.»

احادیث گروه دوم:

1. رسول الله(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «انّما اَنا بَشَرٌ مِثلُکُم اُمازِحُکُم؛[14] من نيز بشری چون شمايم که با شما مزاح می کنم.»؛

2. امامصادق(علیه السلام) خطاببهيکیازاصحابخويش، می پرسند:«كَيْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِكُمْ بَعْضاً؟ قُلْتُ: قَلِيلٌ، قَالَ: فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّكَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلى أَخِيكَ، وَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يُدَاعِبُ الرَّجُلَ يُرِيدُ أَنْ يَسُرَّهُ؛[15]گفتار و رفتار طنزآميز شما با يکديگر چگونه است؟ عرض کرد: اندک است. امام فرمودند: چنين نکنيد؛ چراکه رفتار و گفتار شوخ طبعانه از حُسن خُلق است و تو از اين طريق شادی را در قلب برادرت وارد می کنی و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نيز برای مسرور کردن مردم با آنها شوخی می فرمودند.»؛

3. «عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ: عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ. قُلْتُ: وَ مَا الدُّعَابَةُ؟ قَالَ: الْمِزَاحُ؛[16] فضل بن اَبی قُرّه از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: هيچ مؤمنی نيست، مگر آنکه در او دُعابه ای وجود دارد. گفتم: دُعابه چیست؟ فرمود: شوخ طبعی.»

احادیث گروه سوم:

احادیثی که در مقام تفسیر درست طنز و مطایبه هستند:

1. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «الْقَهْقَهَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ؛[17]قهقهه از شیطاناست.»؛

2. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «ضَحِكُ الْمُؤْمِنِ تَبَسُّمٌ؛[18]خنده مؤمن تبسم است.»؛

3. و نیز در روایت دیگر می فرماید: «كَثْرَةُ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ.[19]وَ قَالَ: كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمِيثُ الدِّينَ كَمَا يَمِيثُ الْمَاءُ الْمِلْحَ؛[20]خنده زیاد قلب را می میراند.همچنین فرمود: خنده زیاد دین را نابود می سازد، چنان که آب، نمک را در خود ذوب می کند.»؛

4. و می فرماید: «إِنَّ مِنَ الْجَهْلِ الضَّحِكَ مِنْ غَيْرِ عَجَبٍ. قَالَ: وَ كَانَ يَقُولُ: لَا تُبْدِيَنَّ عَنْ وَاضِحَةٍ؛[21]همانا خنده ای که از روی تعجب نباشد، از جهل است و می فرمود: نباید دندانهای پیش شما (هنگام خنده) آشکار گردد.»؛

5. «أَبِي عَبْدِاللَّهِ وَ أَبِي جَعْفَرٍ أَوْ أَحَدِهِمَا(علیهما السلام) قَالَ: كَثْرَةُ الْمِزَاحِ تَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ، وَ كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمُجُّ الْإِيمَانَ مَجّاً؛[22]شوخی زیاد آبرو را از بین می برد و خنده زیاد ایمان را می کاهد.»؛

6. «صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(علیه السلام) يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- يُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِي الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ؛[23]امام باقر(علیه السلام) فرمودند: خداوند در میان مردم مزاح کننده عاری از ناسزا را دوست دارد.»

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. «فِي الْحَدِيثِ النَّبَوِيِّ الْمَشْهُورِ: حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا- وَ زِنُوهَا قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا- وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ.» وسائل الشيعة، محمد بن حسن حرّ عاملى، مؤسسه آل البيت، قم، چاپ اول، 1409ق، ج 16، ص 99.

[2]. الکافی، ابو جعفر محمد بن يعقوب کلینی، دارالحديث، قم، چاپ اول، 1429ق، ج 3، ص 481، بَابُ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِ، ح 2128/ 1.

[3]. شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، نشوان بن سعيد حمیری (متوفای 573 ق)، محقق و مصحح: حسين بن عبدالله العمرى، دارالفكر، بیروت، چاپ اول، 1420ق، ج 4، ص 2102، ذیل واژه «الدُّعَابة».

[4]. «و فی کتاب معاویةَ إِلی عَلِی: أما بعد، فأنت رجل ذو دُعابة و کان علی رضی اللّه عنه ربما مزح مزحاً لا یعدو الصواب؛ معاویه در نامۀ به حضرت علی(علیه السلام) نوشت: اما بعد، پس تو مردی بازیگر هستی. و حضرت ـ که خدا از او راضی باشد ـ گاه شوخی می‏کرد؛ از آن شوخیهایی که صواب شمرده نمی‏شد.» همان.

[5]. در صفحات پیش رو در خصوص «آثار روحی و تربیتی طنز و مطایبه» مطالبی خواهد آمد.

[6]. کسانی که در کتابهای خود بابی را به مزاحهای پیامبر(صلی الله علیه و آله) اختصاص داده اند ـ به اجمال ـ به این شرح هستند:

الف) أبوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم القشیری در صحیح مسلم، چاپ دهلی، ج 2، ص 255؛

ب) أبو عیسی ترمذی در صحیح الترمذی، چاپ کراچی، ج 2، ص 19؛ شمائل النّبی، چاپ شده در آخر صحیح الترمذی، چاپ کراچی، ص 15؛

ج) أبوعبدالله ولی الدین محمّد بن عبدالله الخطیب در مشکاة المصابیح، چاپ کراچی، ص 416؛

د) محمد بن یعقوب الکلینی در الکافی، چاپ دارالحدیث قم، ج 4، صص 751، بَابُ الدُّعَابَةِ وَ الضَّحِک؛

هـ) أبوعبدالله محمد بن علی بن شهر آشوب در مناقب آل أبی‏طالب(علیهم السلام)، چاپ نجف، ج 1، ص 128؛

و) علامه محمدباقر مجلسی در بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج16، ص 294؛

ز) سید نعمت الله جزائری در کشف الأسرار فی شرح الاستبصار، مؤسسة دارالکتب، قم، 1408ق، ج 1، ص 154.

[7]. غررالحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد آمدی، تصحيح و تعليق: ارموی، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1373ش، ح 10097.

[8]. نهج البلاغة، سيد رضى، ترجمه: محمد دشتی، مؤسسه نهج البلاغه، قم، چاپ اول، 1414ق، ص 708، حکمت 442.

[9]. الکافی، ج 4، ص 750.

[10]. همان، ص 749.

[11]. همان، ص 751.

[12]. همان، ص 752.

[13]. همان، ص 751.

[14]. کنز العمال، علاء الدين متقی هندی، دارالکتاب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1409ق، ج 3، ص 650.

[15]. الكافي، ج 4، ص 747.

[16]. همان، ص 746 .

[17]. همان، ص 749.

[18]. همان، ص 747.

[19]. همان، ص 748.

[20]. همان.

[21]. همان.

[22]. همان، ص 751.

[23]. همان، ج 2، ص 663.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٢ مرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٤٩٦ / تعداد بازدید : 56/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج