جمعه ١٤ آذر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


زندگی به سبک عالمان ربّانی (1)؛ یادآوری علمای آسمانی شده در ماه ربیع الأول -3

برخورد عالمان دینی با اعضای خانواده

سید عبدالباقی، فرزند علامه طباطبایی(ره)در رابطه با برخورد علامه با برادرشان، آیت محمدحسن الهی طباطبایی(ره)می گوید: این دو برادر عاشقانه با هم برخورد می کردند. اصلاً معاشرتشان همیشه لطیف و زیبا و خندان بود. به هم خیلی علاقمند بودند. خیلی عاشقانه با هم برخورد می کردند. از همدیگر سیر نمی شدند.

3. برخورد عالمان دینی با اعضای خانواده

1. سید عبدالباقی، فرزند علامه طباطبایی(ره)در رابطه با برخورد علامه با برادرشان، آیت محمدحسن الهی طباطبایی(ره)می گوید: این دو برادر عاشقانه با هم برخورد می کردند. اصلاً معاشرتشان همیشه لطیف و زیبا و خندان بود. به هم خیلی علاقمند بودند. خیلی عاشقانه با هم برخورد می کردند. از همدیگر سیر نمی شدند.[1]

2. فاطمه، دختر علامه قاضی(ره)می گوید: بچه های کوچک می آمدند، پدرمان بلند می شد. زنان ایشان می گفتند: شما چرا برای این بچه ها بلند می شوید؟ می گفتند: من بلند می شوم تا دیگران هم احترام بچه های من را داشته باشند. پسران بزرگ را خیلی تعظیم می کردند. پدرم خیلی اخلاق خوبی داشتند. بچه ها هم زیاد بودیم؛ اما تشر و دعوا و اینها را نداشتند.[2]

3. همسر آیت الله محمدحسن الهی(ره)می گوید: آقای الهی برای بچه ها بسیار حرمت قائل بودند. از اول تا آخر می گفتند: اینها اولاد پیامبرند؛ اگر من تندی کنم، خدا از من حساب می کشد. یک بار نشد حرف تندی بزنند یا کاری کنند که مثلاً بچه ها بترسند. خود بچه ها هم خیلی رعایت می کردند؛ خیلی ملاحظۀ ادب را می کردند.[3]

4. محمدکاظم محمودی می گوید: پدرمان (آیت الله محمدباقر محمودی(ره)) حروف الفبا را با خط درشت و زیبا بر روی دیوار می چسباند. زمانی که برای صرف غذا می آمد، از فرزندان خردسالش می خواست تا آنها را بخوانند و بدین گونه به پیشرفت درسی آنها کمک می کرد. یکی از شیوه های وی برای تشویق کودکان، دادن جایزه به آنها در مقابل درس خواندن بود. به عنوان نمونه، یکی از نوه های خود که در خواندن قرآن مسامحه می کرد، در مقابل خواندن هر صفحه قرآن، مبلغی می داد. همین امر سبب شد او تمام قرآن را به خوبی فرا گیرد.[4]

5. دختر آیت الله الهی(ره)می گوید: همۀ فرزندان را دوست داشتند؛ ولی به دختران محبت و احترام خاصی داشتند و از آنها حمایت می کردند. بهترین پدر بود. یک بار ما را دعوا نکرد. اصلا از این رفتارها نداشتیم. همه با هم دوست بودیم. در زندگی ما یکپارچگی خاصی بود.[5]

 

ادامه دارد... .

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الهیه، ص‏77.

[2]. صلح کل، ص‏153.

[3]. الهیه، ص‏69.

[4]. عشق و ایثار، ص‏163.

[5]. الهیه، ص‏69.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 245.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٥٣٠٧ / تعداد بازدید : 101/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج