جمعه ١٤ آذر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


زندگی به سبک عالمان ربّانی (1)؛ یادآوری علمای آسمانی شده در ماه ربیع الأول -2

برخورد عالمان دینی با همسر

همسر آیت الله الهی طباطبایی(ره) می گوید: ما سی سال با هم زندگی مشترک داشتیم. در این سی سال من نتوانستم چیزی از ایشان ببینم که مثلاً یک بار بداخلاقی و پرخاشگری کند یا ایرادی بگیرد. خداوند ایشان را چنان خلق کرده بود که انگار یک فرشته بود که روی زمین آورده بودند. همان گونه هم او را بردند. ایشان خیلی صبور بود.

2. برخورد عالمان دینی با همسر

1. همسر آیت الله الهی طباطبایی(ره)[1]می گوید: ما سی سال با هم زندگی مشترک داشتیم. در این سی سال من نتوانستم چیزی از ایشان ببینم که مثلاً یک بار بداخلاقی و پرخاشگری کند یا ایرادی بگیرد. خداوند ایشان را چنان خلق کرده بود که انگار یک فرشته بود که روی زمین آورده بودند. همان گونه هم او را بردند. ایشان خیلی صبور بود.[2]

2. همسر آیت الله الهی(ره)در جای دیگری می گوید: با آقا زیاد مشهد می رفتیم. اخلاقشان در مسافرت هم خیلی خوب بود؛ در اتوبوس خانمها به من می گفتند: از اخلاق خوبشان است که دو تا از فرزندانتان را هم با خودتان آورده اید؟ می گفتم: بله، همان قدر که من از بچه ها مراقبت می کنم، ایشان هم مراقبت می کنند.[3]

3. همچنین همسر آیت الله الهی(ره)می گوید: همین که (آقا) از درب خانه وارد می شدند، اگر می دیدند من از پنجره نگاه می کنم، با خوشحالی می آمدند و می گفتند: همین که تو بلند می شوی و از پنجره نگاه می کنی، همه چیز یادم می رود و غم و غصه ها می ماند دم در. داخل خانه هم خیلی خوب بودند. ما حتی یک «اما و لمّا» با هم نداشتیم.[4]

4. دختر آیت الله الهی(ره)می گوید: حقیقت را اگر بخواهم بگویم، این دو [پدر و مادرم] مثل عاشق و معشوق بودند؛ نه خانم دلش می آمد آقا ناراحت شود و نه پدر دلش می آمد که مادر غصه ای داشته باشد. پدرم در مدت کمی که عمر کردند، تمام محبت را نشان دادند.[5]

5. همسر آیت الله الهی(ره)می گوید: آقای الهی وقتی از بیرون می آمدند و لباس عوض می کردند، حتی اجازه نمی دادند که من آنها را جمع و جور کنم. می گفتند: نه، من که به شما نگفتم لباس مرا جمع کن! به هیچ عنوان، به هیچ عنوان.[6]

6. حاج مهدی تهرانی، فرزند میرزا جواد آقا تهرانی[7]، می گوید: خانۀ ایشان بسیار جالب و دیدنی بود؛ زیرا وسایل و لوازم منزل به طور منظم چیده شده بود. مثلاً رنگ پرده ها خیلی هم ساده بود؛ ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیۀ وسایل موجود در خانه نیز چنین بود. علت اینها را از آقا پرسیدم که چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ ایشان فرمودند: موقعی که من ازدواج کردم، همسرم از خانوادۀ آبرومند و نسبتاً متمکّن بود و من گفتم که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند؛ ولی بعدها می دیدیم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می آمدند، خانه سر و سامان خوبی نداشت و باعث خجالت و شرمندگی همسرم می شد. لذا به خاطر احترام به همسرم و رضایت او، منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می کنید. این موجب رضایت و خشنودی او شد.[8]

7. حجت الاسلام حاج محمد تهرانی می گوید: همسر آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی(ره)از سادات علویه بود. علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت که فرصت یاری می نمود، در خانه یار و کمک کار ایشان بودند. به طوری که چندین بار دیده شده بود که در آشپزخانه کار می کردند یا منزل را جارو می زدند. اساساً ایشان به کسی زحمت نمی دادند، مخصوصاً در امور شخصی خویش. تا آنجایی که می توانستند و قدرت و توان داشتند، خودشان انجام می دادند، و نسبت به همسرشان نیز رعایت می کردند؛ تا آنجا که از همسر خود نمی خواستند که مثلاً لباسهایشان را بشوید؛ بلکه این همسرشان بود که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می خواستند که لباسهایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارند و باز هم به سادگی حاضر نمی شدند، مگر وقتی که احساس می نمودند که ایشان با نیّت و طیب خاطر و بدون هیچ گونه تکلف و زحمتی حاضر به انجام این کار هستند؛ و الا چندین بار دیده بودم که بدون اطلاع کسی، خودشان کنار حوض آمده و با همان کهولت سن، مشغول شستن لباسهای خویش می باشند که به محض اطلاع، همسرشان مانع می شدند و حتی گاهی می دیدم که جارو به دست گرفته، حیاط منزل را جارو می زنند و این در حالی بود که راه رفتن با عصا برای ایشان مشکل بود.[9]

8. روزی یکی از بستگان به آیت الله محمدباقر محمودی(ره)[10]گفت: خوب است در ابتدای یکی از کتابهایتان یادی از وی (همسرتان) نمایید و ثواب کارتان را به وی هدیه کنید. ایشان فرمودند: نیازی به این کار نیست. او در همۀ کارهای من شریک است و بیش از نیمی از ثواب تألیفات و تحقیقات من متعلق به وی است.[11]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. چهاردهم ربیع الاول 1366ق، درگذشت عالم زاهد آیت الله الهی طباطبایی(ره). (سید محمدحسن الهی طباطبایی، فرزند حاج میرزا محمد آقای قاضی طباطبایی، برادر علامه طباطبایی، و از شاگردان آیت الله حاج سید علی قاضی طباطبایی بودند. وی عالمی ربانی و عارف متشرع و در ردیف دانشورانی است که چراغ هدایت و فضیلت را برافراشت.)

[2]. الهیه، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس‏ الشموس، تهران، چاپ 5، بهار 1387، ص‏63.

[3]. الهیه، ص‏63.

[4]. الهیه، ص‏64.

[5]. الهیه، ص‏63.

[6]. الهیه، ص‏67.

[7]. بیست و سوم ربیع الاول رحلت فقیه مجاهد آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی، درسال1410ق مطابق با2/8/1368ش.

[8]. خاطراتی از آیینه اخلاق، مرتضی عطایی، انتشارات الف، تهران، چاپ دوم، 1378ش، ص‏101.

[9]. خاطراتی از آیینه اخلاق، ص‏13.

[10]. هفدهم ربیع الاول، سالروز وفات عالم بزرگ آیت الله محمدباقر محمودی(ره)است. (محمدباقر محمودی معروف به علامه محمودی(۱۳۰۲-۱۳۸۵ش)، نویسنده کتاب نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، فقیه، محدث، متکلم، مورخ، نسخه شناس شیعی در قرن۱۴ش است که آثار متعددی پیرامون اهل‏بیت(علیهم السلام)از خود به جا گذاشت.)

[11]. عشق و ایثار، محمدجواد محمودی، انتشارات صبح صادق، قم، چاپ اول، 1383ش، ص‏101.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 245.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٥٣٠٦ / تعداد بازدید : 91/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج