پنج شنبه ٠٨ خرداد ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


فیش منبر کوتاه؛ فیوضات فاطمی (علیها السلام) (1) -3

فتنه ستیزی

برخورد قاطعانه حضرت زهرا (علیها السلام) به دلیل آن است که گاهي فتنه آن چنان نظام اسلامي را تهديد مي كند كه راهي جز برخورد قاطع با سران فتنه باقي نمي گذارد. در اين موقعيت، ديگر جاي نصيحت و اندرز نیست؛ فقط برخورد قاطعانه است كه مي تواند فتنه را مهار نموده و نقشه سران فتنه را نقش بر آب نمايد.

فیش سوم:
فتنه ستیزی

در قرآن دو آيه داريم: در یکی می فرماید: الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل؛[1] «فتنه از كشتن سخت تر است.» و در آیه دیگر می خوانیم: الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل[2]«فتنه از قتل بزرگ تر است.» که به صراحت به خطر بزرگ فتنه گران اشاره دارد و مبارزه و ستیز با آنها را می طلبد.

با دقت در سخن و سیره حضرت فاطمه)علیها السلام)، نمونه هایی از برخورد فتنه ستیزانه آن حضرت را یادآور می شویم:

الف) بیانی فتنه ستیزانه

پس از ماجراي سقيفه و سرپيچي عده اي از بيعت با اولی، براي آنكه مركز تجمع مخالفان را مورد تهديد قرار دهند، به خانه امام يورش آوردند؛ دومی، قنفذ و طرفداران آنها تهديد كردند كه اگر امام علي)علیه السلام) براي بيعت به مسجد بيرون نيايد، خانه را آتش مي زنيم! حضرت زهرا)علیها السلام)در دفاع از امام،  در برابر مهاجمان ایستاده، فرمودند: «أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ مَا ذَا تَقُولُونَ وَ أَيَّ شَيْ ءٍ تُرِيدُونَ؟ يَا عُمَرُ! اَمَا تَتَّقِي الله؟ تَدْخُلُ عَلَي بَيْتِي؟ أَبِحِزْبِ الشَّيْطَانِ تُخَوِّفُنِي يَا عُمَرُ وَ كَانَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ ضَعِيفاً. وَيْحَكَ يَا عُمَرُ! مَا هَذِهِ الْجُرْأَةُ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ تُرِيدُ أَنْ تَقْطَعَ نَسْلَهُ مِنَ الدُّنْيَا وَ تُفْنِيَهُ وَ تُطْفِئَ نُورَ اللَّهِ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ؛[3]؛ شما اي گمراهان و دروغ گویان! چه مي گوييد و چه مي خواهيد؟ اي عمر! آيا از خدا پروا نداري؟ مي خواهي وارد خانه من شوي؟ آيا با حزب شيطان مرا مي ترساني، در حالي كه حزب شيطان ناتوان است؟ واي بر تو ای عمر! اين چه جرأت و جسارتي است كه بر خدا و پيامبر)صلی الله علیه و آله) او داري؟ آيا مي خواهي دودمان پيامبر)صلی الله علیه و آله) را نابود و نور خدا را خاموش كني؟ آگاه باش كه خداوند نور خود را فروزان و جاودانه نگه مي دارد.»

همچنین فرمود: «سوگند به خدا! چون كراهت دارم كه بي گناهان دچار بلا و گرفتاري شوند، دست از نفرين بر مي دارم. اگر چنين نبود، مي دانستي كه سوگند و نفرين من به سرعت تحقق مي يافت و عذاب خدا فرو مي باريد.»[4]

این برخورد قاطعانه به دلیل آن است که گاهي فتنه آن چنان نظام اسلامي را تهديد مي كند كه راهي جز برخورد قاطع با سران فتنه باقي نمي گذارد. در اين موقعيت، ديگر جاي نصيحت و اندرز نیست؛ فقط برخورد قاطعانه است كه مي تواند فتنه را مهار نموده و نقشه سران فتنه را نقش بر آب نمايد.

ب) سوگندی فتنه ستیزانه

پس از ماجراي حمله به خانه امام علي)علیه السلام) و جسارتهاي فراوان درون مسجد، غصب فدك ، بی اثر ماندن گواهي شاهدان و تداوم سیاستهای سران سقيفه و مباحث استدلالي حضرت زهرا)علیها السلام)ایشان در مبارزه منفي با آنان، خطاب به اولی فرمودند: «وَ اللَّهِ لَا كَلَّمْتُكَ أَبَداً وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ فِى كُلِّ صَلَوةٍ؛[5] سوگند به خدا! از اين پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت. به خدا شكايت تو را در هر نماز به خداوند خواهم نمود.»

و در جايي ديگر خطاب به آن دو فرمودند: «وَالله لَا أُكَلِّمُكُمَا مِنْ رَأْسِي كَلِمَةً وَاحِدَةً حَتَّى أَلْقَى أَبِي وَ أَشْكُوَكُمَا إِلَيْهِ وَ أَشْكُوَ صُنْعَكُمَا وَ فِعَالَكُمَا وَ مَا ارْتَكَبْتُمَا مِنِّي؛[6]سوگند به خدا! بعد از اين با شما دو نفر حتي يك كلمه نيز سخن نمي گويم تا با پدرم ملاقات کنم و شكايت شما دو نفر را به او ببرم و [توضيح خواهم داد كه] شما چه ساختید و چه کردید و درباره من چه مرتکب شدید.»

ج) وصيتي فتنه ستیزانه

حضرت زهرا)علیها السلام) در همین راستا عليه كودتاگران و فتنه گران سقيفه، به اميرالمؤمنين)علیه السلام) چنين وصيت کردند: «اِنِّي اُوصِيكَ اَن لَا يَلِي غُسلِي وَ كَفَني سِوَاكَ وَ اِذَا اَنَا مِتُّ فَادفِنِّي لَيلاً وَ لَا تُؤذِنَنَّ بِي اَحدَاً وَ لَا تُؤذِنَنَّ بِي اَبَابَكر وَ عُمَر وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسُولِ الله)صلی الله علیه و آله) اَن لَا يُصَلِّي عَلَيَّ اَبُوبَكر وَ لَا عُمَر؛[7] همانا وصيت مي كنم كه غسل و كفن كردن مرا كسي غير از تو انجام ندهد و بعد از وفاتم، مرا شبانه دفن كن و هيچ كس را خبر نكن و ابوبكر و عمر را مطلع نساز و تو را سوگند مي دهم به حق رسول خدا)صلی الله علیه و آله) كه ابوبكر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.»

همچنين عرض کرد: «أُوصِيكَ أَنْ لَا يَشْهَدَ أَحَدٌ جِنَازَتِي مِنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ ظَلَمُونِي وَ أَخَذُوا حَقِّي فَإِنَّهُمْ عَدُوِّي وَ عَدُوُّ رَسُولِ اللَّهِ)صلی الله علیه و آله)وَ لَا تَتْرُكْ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيَّ أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا مِنْ أَتْبَاعِهِمْ وَ ادْفِنِّي فِي اللَّيْلِ إِذَا هَدَأَتِ الْعُيُونُ وَ نَامَتِ الْأَبْصَار؛[8] وصيت مي كنم هيچ كسی از آنان كه به من ظلم كرده و حق مرا غصب نموده اند،  نبايد در تشييع جنازه من شركت كنند؛ زيرا آنها دشمنان من و رسول خدا)صلی الله علیه و آله) مي باشند و اجازه نده كه فردي از آنها و پيروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شبانه دفن كن، آن هنگام كه چشمها آرام گرفته و ديده ها به خواب فرو رفته باشد.»

دید دشمن فاطمه جان علی است
بلکه با جانش نگهبان علی است
گفت باید جان حیدر را گرفت
از علی دخت پیمبر را گرفت
دید جان مرتضی پشت در است
از امام خویش هم تنهاتر است
پای تا سر بغض و خشم و کینه بود
کینه هایش کینه دیرینه بود
بغض حیدر شعله ور در سینه داشت
سنگ بود و جنگ با آیینه داشت
سنگ و آیینه نمی دانم چه شد
آهن و سینه نمی دانم چه شد
آن قدر گویم که در بیت الولا
قل هو الله گشت از قرآن جدا
آرزوی حیدر آنجا کشته شد
هم پسر هم مادر آنجا کشته شد
بر گلستان ولایت تاختند
غنچه را با لاله پرپر ساختند
لاله زیر خار و خس افتاده بود
باغبان هم از نفس افتاده بود
ظلم و طغیان تا قیامت زاده شد
این چنین مزد رسالت داده شد

ادامه دارد...

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بقره/ 191.

[2]. بقره/ 217.

[3]. بحار الانوار، ج 53، ص 18.

[4]. همان.

[5]. الجامع الصحیح، مسلم، دارالفکر، بیروت، 1409ق، ج 2، ص 72؛ الجامع الصحیح، بخاری، دارالکتاب العربی، بیروت، 1403ق، ج 6، ص 176.

[6]. بحار الانوار، ج 43، ص ‏203، باب 7.

[7]. نهج الحیاة، محمد دشتی، بنیاد نهج البلاغه، تهران، 1382ش، ح 203.

[8]. بحار الانوار، ج 43، ص 191.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 236.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١٢١٩٥ / تعداد بازدید : 125/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج