جمعه ٠٩ خرداد ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


فیش منبر کوتاه؛ فیوضات فاطمی (علیها السلام) (1) -2

فضّه پناهی

عطر وجود حضرت زهرا (علیه السلام) تنها چند سالی بیش تر فضای مدینه را عطرآگین نکرد؛ اما فرزانگانی را پناه بود که از نورانیت باطنش حاضر به دوری از شمع وجودش نبودند. یکی از زوایای پنهان مانده در زندگی آن بزرگوار پناه شایستگانی همچون «فضّه» بود که در محضر حضرت تربیت یافتند و به خانۀ وی پناهنده شدند. پناه به کلاس استادی که خود باب علم بود.

فیش دوم:
فضّه پناهی

مـا بدیـن در نـه پـی حشمـت و جاه آمده ایم
از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم
ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم
تـا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

عطر وجود حضرت زهرا)علیه السلام) تنها چند سالی بیش تر فضای مدینه را عطرآگین نکرد؛ اما فرزانگانی را پناه بود که از نورانیت باطنش حاضر به دوری از شمع وجودش نبودند. یکی از زوایای پنهان مانده در زندگی آن بزرگوار پناه شایستگانی همچون «فضّه» بود که در محضر حضرت تربیت یافتند و به خانۀ وی پناهنده شدند. پناه به کلاس استادی که خود باب علم بود. پیامبر)صلی الله علیه و آله)می فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِيّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَهُ  حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ هُمْ  أَبْوَابُ  الْعِلْمِ  فِي  أُمَّتِي  مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ  هُدِيَ إِلى  صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ [1] خداوند متعال علی و همسر و فرزندانش)علیهم السلام) را حجت مردم قرار داده و آنان درهای علم و آگاهی در میان امت من هستند. هر کسیبه آنان تمسک جوید، به راه راست هدایت یافته است.»

یکی از نقشهای حضرت فاطمه)علیها السلام) در زندگی، نقش معلمی و مربی گری بود که شاگردانی همچون فضه پروراند. این بانوی خادمه، از جمله کسانی بود که رایحه فاطمی به مشامش رسیده و جانش با این شمیم روح فزا مأنوس بود.

آیت الله غروی اصفهانی)ره) چه زیبا سروده است:

ناطقه مرا مگر روح قدس كند مدد
تا كه ثناى حضرت، سيده نساء كند
فيض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه
چشم دل از نظاره در مبدأ و منتها كند
صورت شاهد ازل معنى حسن لم يزل
وهم چگونه وصف آن، آيه حق نما كند
دامن كبرياى او دسترس خيال نى
پايه قدر او بسى پايه به زير پا كند
مفتقرا متاب رو، از در او به هيچ سو
زآنكه مس وجود را، فضه او طلا كند

درس آموزی و الگوبرداری از سیره حضرت زهرا)علیها السلام) در زندگی نزدیکان حضرت نیز به خوبی مشاهده می شود. به صورتی که این افراد نیز علاوه بر مشاهده سیرت حضرت، پیام رسان و راوی احادیث ایشان به نسلهای بعدی بودند. برخی از این شایستگان نمونه عبارتند از:

1. امّ سلمه

امّ سلمه (هند)، همسر عبداللّه بن عبد الاسد مخزوم (ابوسلمه)، از اولین گروندگان به اسلام و از اولین زنان مهاجر بود. او به همراه همسرش دو مرتبه به حبشه مهاجرت کرد. وی زنی با وفا و با محبت بود. شوهرش در سال چهارم هجرت از دنیا رفت، سپس رسول خدا)صلی الله علیه و آله) او را به ازدواج خود درآورد. پس از رحلت فاطمه بنت اسد)علیها السلام)، رسول خدا)صلی الله علیه و آله) سرپرستی حضرت فاطمه)علیها السلام) را به ام سلمه واگذار فرمودند.

ام سلمه می گوید: «کُنْتُ أدأَبُ فاطِمةَ و هِیَ اُدَئّبُ مِنّی؛ (پندارند) که من فاطمه را ادب می کنم؛ چنین نیست؛ بلکه او معلم من است.» وی در هر حال، در جان نثاری برای حضرت فاطمه)علیها السلام) کوتاهی نکرد و برایشهادتی که درباره فدک به نفع حضرتزهرا)علیها السلام) داد، یک سال خرجی او را قطع شد.[2]امام صادق)علیه السلام) او را از با فضیلت ترین همسران رسول خدا)صلی الله علیه و آله) پس از حضرت خدیجه کبری)علیها السلام) معرفی فرموده است.[3]

نزدیک به ششصد حدیث از ام سلمه در کتابهای معتبر حدیثی فریقین نقل شده است که وی از رسول خدا)صلی الله علیه و آله)، حضرت فاطمه)علیها السلام) و ابوسلمه روایت کرده است.

2. اسماء بنت عمیس؛

یکی از راویان روایات حضرت زهرا)علیها السلام) اسماء است.

اسماء بنت عمیس؛ خواهر میمونه، همسر رسول الله)صلی الله علیه و آله) بود که با جناب جعفر طیار)علیه السلام) ازدواج کرد و پس از مسلمان شدن، با او به حبشه مهاجرت نمود و پس از چند سال، در روز فتح خیبر، به همراه جعفر وارد مدینه شد. اسماء از سبقت گیرندگان در اسلام آوردن بود که با رسول خدا)صلی الله علیه و آله) بیعت نمود. وی بانویی فداکار، خانه دار، وظیفه شناس و پر کار بود.[4]

اسماء از هنگامی که به مدینه وارد شد، همواره برای حضرت فاطمه)علیها السلام) چون مادری مهربان بود، به گونه ای که آن حضرت، وصیتهایش را به او فرمود و اسماء بنا به خواسته ایشان تابوتی ساخت تا هنگام تشییع جنازه، بدن مبارکش پیدا نباشد. همچنین، طبق وصیت حضرت فاطمه)علیها السلام) در شستن بدن مطهر آن حضرت، به حضرت علی)علیه السلام) کمک کرد.[5]

پیامبر)صلی الله علیه و آله) همواره او و خواهرانش را تمجید می کرد و می فرمود: «رَحِمَ اللّهُ اخواتٍ مِن أهلِ الجَنّةِ فَسَّماهُنَّ أسماءَ بنتَ عُمَیسٍ الخُثْعَمیّةَ، امَ الفَضلِ؛[6] خدا رحمت کند خواهرانی از اهل بهشت: اسماء بنت عمیس خثعمیه، امّ فضل.»

3. فضه خادمه

حضرت زهرا)علیها السلام) با تمام بزرگواری و مقام و منزلتی که در پیشگاه خدا داشت، کار خانه را خود انجام می دادند و تا مدتها خدمتکار نداشتند؛ اما روزی پیامبر)صلی الله علیه و آله)زنی را که در یکی از جنگها اسیر شده بود، نزد حضرت فاطمه)علیها السلام) آورد و دست او را در دست آن حضرت گذاشته، فرمود: ای فاطمه! این زن در خدمت توست، او اهل نماز است. سپس درباره او سفارش کرد. فاطمه)علیها السلام) نگاهی به صورت پیامبر)صلی الله علیه و آله)کرده، عرض کردند: کار خانه را تقسیم می کنیم؛ یک روز من کار می کنم، یک روز او.[7]اشک در چشمان پیامبر)صلی الله علیه و آله)حلقه زد و فرمود: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ[8]؛ «خداوند بهتر می داند که رسالتش را بر عهده چه کسی بگذارد.»؛ ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم[9]؛ «فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست.»

آن حضرت نه تنها خدمتکار خود را به زحمت نمی انداخت؛ بلکه گاهی در انتخاب نوع کار از او سؤال می کرد تا هر کاری که بیش تر دوست دارد، بپذیرد. روزی به او فرمود: شما خمیر می کنی یا نان می پزی؟ او در جواب عرض کرد: خمیر کردن و آوردن هیزم بر عهده من باشد، سپس آماده انجام آن شد.[10]

این پرورش یافته مکتب فاطمی اکثر اوقات در حال خواندن قرآن بود و حتی سؤال مردم را با آیه قرآن جواب می داد.[11]در خانه حضرت فاطمه)علیها السلام) وظایف خود را با خلوص و صداقت کامل انجام داده، با اهل خانه همراه و یکدل بود. چنانچه اگر آنها گرسنه بودند، او نیز گرسنه بود و اگر تشنه بودند، او نیز تشنه می ماند. اگر آنها نمی خوابیدند، او نیز خواب را از چشمان خود می گرفت. با خاندان حضرت علی)علیه السلام) سه روز روزه گرفت و مشمول آیه: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى  حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً[12]شد و از خوراک بهشت بهره مند گردید و امیرالمؤمنین علی)علیه السلام) برای او چنین دعا نمود: «اللهُمَ بَارِکْ لَنَا فِی فِضَّتِنَا؛[13] خداوندا! به فضه ما برکت عنایت فرما.»

این بانوی بزرگوار با تمام وجود در خدمت پنج تن آل عبا)علیهم السلام) بود و همیشه میل قلبی اش، رضایت آنها بود و آن را بر میل و رضای خود ترجیح می داد و پیوسته از فیض وجود حضرت زهرا)علیها السلام) بهره مند بود و از کلام ایشان استفاده می کرد و در این راستا، از حلم و بردباری، شکرگزاری و تحمل رنج و مصیبتهای دنیا درسهای زیادی گرفت و در عبادات و اطاعت خدای متعال، همچون سیده زنان عالم)علیها السلام)، اهتمام زیاد داشت و همه جا در شدت محنت و مصیبت آن خانواده سهیم بود.

«فضه، شاگردی است که ثابت نمود زن اگر قدر خود را بداند و موقعیت انسانی خویش را حفظ کند و از تعالیم عالیه اسلام برای رشد و تربیت خود بهره گیرد، در حد توان خویش مریمی پاک، خدیجه ای با کرامت و زینبی شایسته و مقامی در خور حریم حضرت حق خواهد یافت، وگرنه همچون مردانی که راه ناسپاسی پیموده و به نعمتهای حق کافر شدند و سر از هدایت پروردگار پیچیدند، دچار خرابی دنیا و آخرت خواهند شد.»[14]

همراهی فضه با حضرت فاطمه)علیها السلام) تا آنجا بود که ایشان محرم راز و از حافظان اسرار این خاندان قرار گرفت و می توان او را «باب حضرت فاطمه)علیها السلام)» معرفی کرد، به گونه ای که ارتباط زنان دیگر با آن حضرت توسط وی صورت می گرفت. امام صادق)علیه السلام) از امیرمؤمنان)علیه السلام) نقل می فرماید که: پس از دفن پیامبر)صلی الله علیه و آله) وقتی از مرقد آن حضرت برگشتیم، ناله بلندی از همسرم زهرا)علیها السلام) به گوشم رسید؛ به سویش رفتم و گفتم: چه شده و چرا اینگونه ناله  می کنی؟! او از خوابی که دیده بود، برایم گفت و از من عهد گرفت تا وقتی زنده است، غیر از امّ سلمه، امّ ایمن، فضه، و دو فرزندش (امام حسن و امام حسین)علیهما السلام))، عبدالله بن  عباس، سلمان فارسی، عمار یاسر، مقداد، ابوذر و حذیفه و من،  کسی از آن مطلع نشود؛[15] یعنی حضرت زهرا)علیها السلام) «فضه» را محرم اسرار خود و خانواده خویش می دانست. 

«فضّه» پس از شهادت حضرت زهرا)علیها السلام) در خدمت گذاری به حضرت زینب کبری)علیها السلام) و همراهی با آن بزرگوار بود و با کاروان سیدالشهدا)علیه السلام) به سرزمین کربلا آمد و شاهد تمام مصیبتها بر اهل بیت پیامبر)صلی الله علیه و آله) بود.[16]

شماری از فضیلتهای فضّه

1. پس از نزول آیه: فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَيْسُوراً[17]؛ «با گفتاری نرم و آميخته با لطف، با آنها سخن بگو!» پیامبر)صلی الله علیه و آله)وی را به خانه حضرت زهرا)علیها السلام) فرستاد و او را فضه نامید؛[18]

2. در روایتی از امام صادق)علیه السلام)، حضرت «فضّه» خدمت گذار را در کنار خانواده حضرت علی)علیه السلام) و جزء «یُوفُونَ بالنَذر» که در قرآن آمده است، معرفی می کند؛[19]

3. رسول خدا)صلی الله علیه و آله) «فضه» را خدمت گذاری ویژه حضرت فاطمه)علیها السلام) قرار داد و او سعادت یافت که همواره همراه و همدم و همراز حضرت فاطمه)علیها السلام) باشد و تا آخر عمر ایشان، همردیف زینب و ام کلثوم)علیهما السلام) و در کنار بستر آن حضرت بود؛

4. راوی احادیث حضرت زهرا)علیها السلام) بود، به ویژه در آن زمان که زورگویان از خدا برگشته با منع نقل حدیث از رسول خدا)صلی الله علیه و آله)، جلوی نشر فضیلتهای اهل بیت)علیهم السلام) را گرفته بودند، سکوت خود را شکست و همراه با نوای قرآنی در گفتمانهایش، احادیث اهل بیت)علیهم السلام) را نشر و گسترش داد و یاد ایشان را زنده داشت؛

5. رسول خدا)صلی الله علیه و آله) دعايى را به او آموخته بود تا او با آن دعا، پیوسته خدای را بخواند؛[20]

6. دارای فضیلتهای اخلاقی، فصاحت کلام، دانا در علم فقه، تفسیر قرآن و... بود. احاطه  او بر قرآن کریم آنقدر زیاد بود که به اعتراف مورخان، سالهای طولانی از آخر عمرش را فقط با آیات قرآن سخن گفت؛

7. کسی بود که در کنار حضرت علی)علیه السلام) برای غسل دادن و کفن کردن حضرت فاطمه)علیها السلام) حاضر بود و حضرت علی)علیه السلام) یاری می کرد و هنگامی که حضرت خواست بندهای کفن را ببندد، صدا زد: ای زینب، ام کلثوم، حسن، حسین، فضه! بیایید و بار دیگر از مادرتان توشه بردارید که این آخرین ملاقات است؛ یعنی حضرت علی)علیه السلام) در این خطاب او را در صف فرزندان حضرت زهرا)علیها السلام) قرار داده است؛

8. امیرالمؤمنین علی)علیه السلام) برای او دعای ویژه نمود:«أللّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی فِضَّتِنَا؛[21] خداوندا! به فضه ما برکت عنایت فرما.»

بنا بر نقل کتب تاریخی، آنگاه که یزید ملعون، اهل بیت)علیهم السلام) را از شام به طرف مدینه برگرداند، فضّه نیز همراهشان بود و در سفر دوم حضرت زینب)علیها السلام) به شام (در سال 62ق) بار دیگر همراه با ایشان به شام برگشت و تا لحظه های آخر عمر آن حضرت در کنار ایشان ماند و بعد از وفات آن حضرت نیز در همان شهر بود و بنا بر نقل مشهور، در همان جا به دیدار حق شتافت.[22]

بیا بیا به کنارم تو فضه جان بنشین
به پیش بانوی خودیکدم این زمان بنشین
تو محرم همه راز نهان من شده ای
زچشم زینب و طفلان من نهان بنشین
وصیتی به تو گویم بگو توباحیدر
کنارقبر من آقا بمان بمان بنشین
بخوان برای شهیدت تو سوره ی قرآن
به گلشن تو رسیده چنین خزان بنشین
برای محسن ششماهه کن عزاداری
کنار غنچه نشکفته باغبان بنشین
سپرده ام به تو ماه و ستاره ی شب را
سپرده ام به تو فضه حسین و زینب را

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، عبيد الله بن عبد الله حسكاني‏، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية، تهران، 1411ق، ج 1، ص 76.

[2]. ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1369ق، ج 2، صص 25 و 294.

[3]. الخصال، ج 2، ص 419.

[4]. الطبقات الکبری، ابن سعد، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1410ق، ج 8، ص 282.

[5]. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبدالبر، دارالجبل، بیروت، 1412ق، ج 4، ص 1897.

[6]. الخصال، شيخ صدوق، تحقيق: علي اكبر غفاري، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ اول، 1362ش، ج 2، ص 363.

[7]. احقاق الحق و ازهاق الباطل، شهید قاضى نورالله تسترى، نشر كتابخانه آیت الله مرعشى، قم، 1377ش، ج 10، ص 277.

[8]. انعام/ 124.

[9]. آل عمران/ 34.

[10]. احقاق الحق، ج 10، ص 276.

[11]. مناقب آل ابی‏طالب)علیهم السلام)، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1405ق، ج 3، ص 343.

[12]. دهر/ 7.

[13]. الثاقب فی المناقب، ابن حمزه طوسی، محم بن علی، انصاریان، قم، 1419ق، ص 281.

[14]. نظام خانواده در اسلام، حسین انصاریان، ام ابیها، قم، 1388ش، ص 122.

[15]. بحار الانوار، ج 43، ص 208 و ج 81، ص 310، ح 30.

[16]. موسوعة عاشورا، ص۲۳۱؛ اثبات الهداة، شیخ حر عاملی، اعلمی، بیروت، 1425ق، ج ۴، ص۳۷.

[17]. اسرا/ 28.

[18]. تفسیر نور الثقلین، عبد العلی حویزی، اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415ق، ج ‏۳، ص ۱۵۷.

[19]. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، جامعه مدرسین، قم، 1417ق، جزء 29، سوره دهر، ص 137؛ امالی صدوق، صص 115 – 157.

[20]. الاصابة، ابن حجر عسقلانی، دارالفکر، بیروت، 1380ق، ج 8، ص 282.

[21]. الثاقب فی المناقب، ص 281.

[22]. شام سرزمین خاطره، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، نوید اسلام، قم، 1376ش، ص 115.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 236.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٥ اسفند ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١٢١٩٤ / تعداد بازدید : 118/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج