يکشنبه ١٩ مرداد ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


بی ثباتی کانون خانواده و راهکارهای پیشگیری از آن (2)

راهکارهای دیگر پیشگیری از بی ثباتی خانواده

بر اساس تحقیقات و مطالعات، امروزه یکی از علتهای طلاق زوجین، نداشتن فرزند است. مطالعات جامعه شناسی و علوم اجتماعی نشان می دهد: «طلاق در بین افراد متأهل بدونِ فرزند، بیش‏تر از متأهلین دارای فرزند است.»

بی ثباتی کانون خانواده و راهکارهای پیشگیری از آن (2)

علی ملکوتی نیا

اشاره

بخش نخست مقاله «بی ثباتی کانون خانواده  و راهکارهای پیشگیری از آن» در شماره قبلی (مبلغان 231) ارائه شد که در آن، ضمن معرفی و تشریح عوامل بی ثباتی خانواده در ایران معاصر، به راهکارهای پیشگیری از آن طبق آموزه های اسلامی و علوم انسانی معطوف به خانواده، پرداختیم و مواردی را از قبیل: پذیرش ارزشمندی و قِداست ازدواج، تقویت دینداری در خانواده، و تقسیم مسئولیت و پذیرش مدیریت مردان در خانواده نام بردیم. در ادامه تعدادی دیگر از این راهکارها را به اجمال بر می شماریم:

4. فرزندآوری مسئولانه

داشتن فرزند، یکی از ویژگی های ساختاری خانواده اسلامی است که به دلیل ایجاد زمینه برای تأمین برخی از نیازهای فطری همسران، نقشی مؤثر در تحکیم خانواده دارد و در مقابل، خانواده بدون فرزند، به رغم جاذبه  های متعدد، در معرض بی ثباتی است.

وجود فرزند و افزایش تعداد آن در خانواده، احتمال وقوع طلاق و جدایی والدین را کاهش می دهد و قطعاً  بی  فرزندی و یا تک فرزندی در خانواده ها، تعلّق و دلبستگی روابط زناشویی را کمرنگ می کند؛ چراکه فرزندان بیانگر نوعی سرمایه  گذاری اجتماعی- عاطفی در خانواده می باشند که وجود آنها موجب تحکیم روابط زناشویی می شود. بنابراین، با فقدان و یا کمبود این نوع سرمایه گذاری، امکان بروز و رشد طلاق در جامعه، افزایش می‏یابد؛ زیرا همچنان که ازدواج، دو شخص را به هم پیوند می  دهد و آنها را در اجتماعی به نام خانواده جمع می کند، فرزند نیز به مثابه موادی است که ساختمان خانواده را مستحکم تر می سازد.

بر اساس تحقیقات و مطالعات، امروزه یکی از علتهای طلاق زوجین، نداشتن فرزند است. مطالعات جامعه شناسی و علوم اجتماعی نشان می دهد: «طلاق در بین افراد متأهل بدونِ فرزند، بیش‏تر از متأهلین دارای فرزند است.»؛[1]یعنی فرزندان با حضور خود به عنوان سدی محکم در مقابل سیل ویرانگر حوادث، از حریم کانون خانواده محافظت می کنند.

فرزند –به ویژه خردسال –به منزله ابزار پیوند بین پدر و مادر است. از این‏رو، در بی  فرزندی زندگی کم کم عادی و مشکلات نمایان تر می شود و در نتیجه علاقه همسران به زندگی مشترک کم می‏گردد؛ ولی با حضور فرزند در کانون خانواده، جاذبه ها و دل مشغولی های تازه ای برای والدین فراهم می  آید که همین امر در کنار مشاهده ناتوانایی های نوزاد، و حس مسئولیت و شفقت از سوی پدر و مادر، باعث می شود تمام نیرو و احساسات آنها در جهت حمایت و نگهداری از کودک متمرکز گردد.

بدین جهت در آموزه های دینی از فرزند به: میوه دل و روشنی چشم،[2]جگرگوشه والدین[3]و گُل خوشبوی بهشتی[4]یاد شده است تا بدین وسیله عواطف پدر و مادر را بیش از پیش تحریک کند و والدینی که حاضر نیستند به راحتی چنین نعمتی را از دست بدهند، به استحکام و تداوم حیات خانواده ملزم سازد.

5. تعدیل لذت جوییِ مهار گسیخته

به نظر می رسد یکی از عوامل بی ثباتی خانواده در روزگار معاصر، اصالت  دهی به لذات مادی و مقطعی به صورت مهارگسیخته و میدان دادن به خواسته های نفسانی است. بر همین اساس، از جمله راهکارهای اسلامی در این باره، تعدیل لذت جویی و جهت دهی به آن است.

البته لذت خواهی، یکی از ویژگی های طبیعی انسان است. به همین سبب، آموزه  های اسلامی نه تنها وجود گرایش به لذت را در انسان انکار یا محکوم نمی کنند؛ بلکه یک سلسله از تعالیم و دستورهای خود را بر پایه این میل طبیعی مبتنی  ساخته و در روش تربیتی خود، از وجود آن بهره می برند؛[5]ولی روشن است که آنچه در نظام ارزشی اسلام اهمیت دارد، لذت خواهیِ افسارگسیخته نیست؛ بلکه لذت جویی متعادل، هدفمند و متناسب با کمال آدمی است؛ یعنی مطلوبیت واقعی هر چیزی زمانی است که در مسیر مطلوبیت نهایی و سعادت ابدی انسان باشد. پس اگر شادی های دنیایی انسان، در راستای کمک به شادی آخرت او باشد، بسیار پسندیده و مطلوب است.[6]

با توجه با این اصل، لذت  بردن صرفاً برای امیال نفسانی، مجاز نیست! انسان مؤمن، امور لذتبخش را با توجه به جنبه مؤثر بودن آنها در نیل به رشد و سعادت نهایی خود انجام می دهد؛ اموری که به دلایل منطقی، مفید قلمداد می شوند و مهم‏تر از آن اینکه انسان در قاموس اسلام، با لذتهای ماندگار و زودگذر آشنا می  شود و وظیفه دارد در راستای اهداف متعالی خویش، لذت عالی و ماندگار را بر لذت آنی و زودگذر، ترجیح دهد؛ چراکه دلبستگی به لذتهای دنیوی زودگذر، موجب گمراهی، خسران و تباهی فطرت و استعدادهای بشری خواهد بود.[7]

همچنین، برخی لذتها موجب غفلت می شوند و غم و حسرت به بار می  آورند و گاهی چیزهایی که امروز موجب لذت می شوند، فردا مایه اندوه شوند و لذتهایی انسان را از رسیدن به مراتب عالی باز داشته و یا موجب رسوایی انسان شوند و به طور یقین، ننگ رسوایی فردا، شیرینیِ لذت امروز را از بین می برد. در یک بررسی منطقی، مشخص می شود که لذت امروز با رسوایی فردا و پیامدهای دردناک آن برابری نمی کند.[8]

بنابراین، از نظر اسلام، اصل در لذت جویی انسان، لذتهای مادی و آنی نیست؛ بلکه لذتهای مادی نیز به اعتبار مساعدت در جهت نیل به اهداف متعالی، ارزش و اعتبار می یابند. در این نگاه، حتی لذت گرایی حداکثری در امور مباح نیز به نوعی غیرمنطقی تلقی می شود؛ زیرا چه بسا این نوع از لذت جویی، انسان را از اهداف تعالی بخش غافل نموده و اعتیاد به امور خوشایند و انس با راحت طلبی را به ارمغان بیاورند.

علت آنکه اسلام آدمی را از غوطه ور شدن در لذتهای زودگذر بازداشته، این است که این لذتها ناپایدارند؛ ولی پیامدهای آن ماندگار است و انسان را از دستیابی به لذتهای معنوی پایدار، از قبیل: مناجات و انس با خدا، انس با اولیای خدا و... باز می دارد. به این جهت، امام علی(علیه السلام) می‏فرمایند: «لَا تُرَخِّصْ‏ لِنَفْسِكَ‏ فِي مُطَاوَعَةِ الْهَوَى وَ إِيثَارِ لَذَّاتِ الدُّنْيَا فَيَفْسُدَ دِينُكَ وَ لَا يَصْلُحَ وَ تَخْسُرَ نَفْسُكَ وَ لَا تَرْبَحَ؛[9]اجازه مده نفس خود را در موافقت كردن خواهش و اختيار لذتهاى دنيا که دین تو فاسد می  شود و اصلاح نمی شود و نفست زيان می كند و سود نمی بیند.»

امام صادق(علیه السلام) نیز می‏فرمایند: «كَمْ مِنْ صَبْرِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ‏ فَرَحاً طَوِيلًا وَ كَمْ مِنْ لَذَّةِ سَاعَةٍ قَدْ أَوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلاً؛[10]بسا لحظه ای شکیبایی که شادی طولانی را در پی آورد و بسا لذتی آنی که اندوهی طولانی را بر جای بگذارد.»

روشن است که دستور به پرهیز از لذتهای زودگذر و اجتناب از شادی های زیان آور، نه به دلیل لذت ستیزی؛ بلکه به خاطر تأمین سعادت و شادکامیِ پایدار برای انسان است. بنابراین، کسانی که به دلایل مختلف از پذیرش مسئولیتهای همسرداری، فرزندآوری و خانه داری اجتناب می کنند، شاید در کوتاه مدت از شادی ها و لذتهایی نیز برخوردار باشند؛ ولی خود را از لذتهای عالی تر محروم نموده، چه بسا پیامدهای افراط در لذتهای مادی و گاهی نیز آثار محرومیت از برخی لذتها، دامن آنها را نیز بگیرد و آنان را نالان و ناتوان کند. این همان چیزی است که ما از آن به «سوغات فرهنگ غربی و مادی گرایی» یاد می کنیم؛ یعنی اصالت دادن به لذتهای مادی و مقطعی که در ستیز با فرهنگ اصیل و متعالی اسلام، فرهنگ منحطی است.

بنابراین لذات مادی افسارگسیخته نمی تواند همیشه و در همه جا موجبات سعادت فرد و جامعه را به ارمغان بیاورند.

6. پیشگیری از شدت گرفتن اختلاف میان همسران

از آنجا که مهم‏ترین عامل تداوم پیوند زن و شوهر، مهر و علاقه آنها نسبت به یکدیگر است، آموزه های اسلامی از هر آنچه به روابط صمیمی همسران آسیب برساند، نهی کرده و دوستان و بستگان را از دخالت بی‏جا در زندگی دیگران بر حذر داشته است.

بر اساس حدیثی نبوی، برای هر کسی که میان زن و شوهری جدایی بیندازد، غضب و لعنت خداوند در دنیا و آخرت وعده داده شده و بالعکس، برای هر قدمی که در جهت اصلاح رابطه میان زن و شوهری برداشته شود یا سخنی که گفته شود، ثواب هزار شهید در راه خدا و پاداش یک سال عبادت که شبها به نماز و روزها به روزه بگذرد، در نظر گرفته شده است.[11]

قرآن کریم برای پیشگیری از فروپاشی خانواده، گذشت خردمندانه و آشتی را از زنان خواستار شده و فرموده است: ]وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً»[12]؛ «و اگر زنى از طغيان و سركشى يا اعراضِ شوهرش بيم داشته باشد، مانعى ندارد با هم صلح كنند (و زن يا مرد، از پاره‏اى از حقوق خود، به خاطر صلح، صرف نظر نمايند) و صلح، بهتر است؛ اگرچه مردم (طبق غريزه حبّ ذات، در اين گونه موارد) بخل مى‏ورزند. و اگر نيكى كنيد و پرهيزگارى پيشه سازيد (و به خاطر صلح، گذشت نماييد) خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است (و پاداش شايسته به شما خواهد داد).»

افزون بر این، در ضمن آیاتی دیگر، در صورتی که میان زن و شوهر اختلاف و ناسازگاری وجود داشته باشد، به وساطت داوران شایسته (از میان حاکمان شهر یا بزرگان فامیل) دستور داده و فرموده است: ]وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ[13]بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً خَبيراً»[14]؛ «و (شما اى حاكمان شرع و يا اى خردمندان قوم) اگر از اختلاف و كشمكش ميان آن دو (زن و شوهر) بيم داشتيد، پس داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن انتخاب كنيد (تا به كار آنان رسيدگى كنند) كه اگر قصد اصلاح داشته باشند، خداوند ميان آن دو سازگارى ايجاد مى‏كند كه همانا خداوند دانا و آگاه است.»

همچنین بر اساس قوانین اسلامی، در راستای ترمیم کانون خانواده، اگر طلاق به درخواست مرد باشد، زن باید مدتی (ایام عدّه که حدود 3 ماه می باشد) در منزل شوهر زندگی کند و مستحب است در این ایام، خود را بیاراید و با پوششی زیبا و آرایش و رفتار جذاب و به کارگیری استعدادهای زنانه خود، مرد را به سوی خویش متمایل سازد و کانون خانواده را در آخرین مرحله، از فروپاشی کامل در امان دارد.[15]

در طول مدت عده، زن نباید از سکونت در منزل مشترک تا پایان مدت عده سر باز زند، مگر آنکه احتمال ضرر جانی یا مالی برای او وجود داشته باشد.[16]

7. رعایت حدود و مرزها در خانواده

از مهم‏ترین عوامل مؤثر در تحکیم روابط عاطفیِ رضایت بخش بین زن و شوهر، رعایت حدود و مرزها در روابط با نامحرمان است. کنترل چشم و روابط کلامی میان زنان و مردان در محدوده عرفی لازم، و دوری از نگاه ها و روابط کلامی معنادار و تنش‏زا، در پیشگیری از بی ثباتی خانواده نقش مهمی دارد.

همچنین، پوشش کامل زنان و مردان در جامعه و اجتماعات، از دیگر حدودی است که مانع از افزایش آستانه ادراکی نامحرمان و در نتیجه، موجب کاهش اختلافات زناشویی می گردد. اسلام در همین راستا قوانین و ضوابطی را اعلام می دارد که رعایت آنها استحکام و دوام خانواده را به ارمغان خواهد آورد.

در این راستا می‏فرماید: ]قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ...[17]؛ «و به مردان با ايمان بگو: چشمهاى خود را (از نگاه‏های هوس‏آلود) فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند و... زنان نیز همچنین، و زينت خود را - جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسری هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند، مگر براى شوهرانشان...»

در روایات بسیاری نیز به کاهش حتی‏المقدور ارتباط میان زنان و مردان سفارش شده است. از جمله حدیثی که زیاده گویی با زنان را زمینه ساز بیماری دل (مردگی قلب) دانسته[18]و در کلامی دیگر، شوخی با زنان نامحرم را مایه عقوبت اخروی شمرده است.[19]افزون بر آن، قرآن کریم در آیه 5 سوره مائده با عبارت: ]وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ»؛ «و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست‏ خود بگيريد»مردان را نیز از دوستی پنهانی با زنان برحذر می دارد.

برخی از محققان علوم تربیتی در بیان آسیبهای اخلاقی دوستی و روابط آزاد با نامحرمان و تأثیر آن بر کانون خانواده، مواردی از قبیل: تسلط شیطان بر انسان، سلب کرامت انسان، سلب غیرت ناموسی و دینی، افزایش بی‏اعتمادی و سوء ظن طرفین، فروپاشی خانواده و افزایش طلاق، احساس گناه و پشیمانی، تأخیر در ازدواج، بی عفتی و آبروریزی و... را یادآور شده اند.[20]

برخی از کارشناسان خانواده نیز مواردی از قبیل: کاهش لذت جنسی، افسردگی، هنجارشکنی، افسارگسیختگی امیال جنسی، آسیب رساندن به زنان، محرومیت از ارزشهای والای وجودی، بروز آسیبهای عاطفی، ظهور تنشهای روانی، گرایش به مصرف مواد مخدر، افزایش بزهکاری، تشدید درگیری های خانوادگی و... را از آسیبهای دوستی و روابط آزاد با نامحرمان به شمار آورده اند.[21]

8. پرهیز از اشتغال غیرضروری زنان

در دوره های گذشته مسلماً یکی از مهم‏ترین دلایلی که زنان را در رابطه زناشویی موفق نگاه می داشت، کسب امنیت اقتصادی بود؛ اما افزایش بی سابقه ورود زنان به بازار کار در دهه های اخیر، به استقلال اقتصادی آنان منجر گردیده است و این امر، چشم انداز طلاق را برای زنانی که از وضعیت زناشویی ناراضی اند، تا حدودی روشن و نویدبخش ساخته است. به همین دلیل، پژوهشها درخواست طلاق از سوی زنان شاغل را بسیار بیش از درخواست طلاق از سوی زنان غیرشاغل نشان می دهد.

از سوی دیگر، گاه استقلال اقتصادی زن، انگیزه شوهر را برای طلاق تقویت می  کند؛ زیرا مردی که زن شاغل خود را طلاق می دهد، به آسانی از پرداخت هزینه های مراقبت از کودک خود فرار می کند.[22]

تحقیقات دیگر نشانگر آن است که تمایل روزافزون زنان به اشتغال در کنار سایر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، در تشدید بسیاری از معضلات اجتماعی مثل: کاهش ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج، تجرّد قطعی، افزایش سنّ فرزندآوری، افزایش نرخ طلاق و... نقش مهمی ایفا کرده است.[23]

به اعتقاد برخی از جامعه شناسان خانواده نیز زنان ایرانی با تحصیلات و توانایی های حرفه ای بیش‏تر و دستیابی به شغل و امکانات مالی، مدعی حقوق مساوی با مردانی هستند که به طور سنتی در خانه حق تمام داشته اند. این تساوی طلبی حقوقی و اجتماعی زمینه تعارض [و اختلافات] در خانواده را فراهم ساخته است.[24]

در نکوهش اشتغال غیرضروری زنان در بیرون از خانه، همین بس که «رابرت لین» در کتاب خود با عنوان «زندگی سیاسی» می نویسد: «مشارکت زنان در امور سیاسی و هر نوع وابستگی خارج از خانه به معنای دزدی از فرصتهای خانوادگی است.»

«پارسونز» نیز در نظریه «تفکیک نقشها» با این فرض که اشتغال زنان، نظام خانواده را در معرض خطر قرار می‏دهد و پیامدهای نامطلوبی برای فرزندان دارد، اشتغال زنان را نکوهش می کند. به اعتقاد وی، تغییر در فرصتهای شغلی و ایجاد برابری شغلی با مردان، موجب از هم پاشیده شدن ساختار خانواده شده، کارکرد جامعه کنونی را بر هم می زند.[25]

این در حالی است که دین اسلام با تعیین حقوقی مثل: نفقه،[26] مهریه،[27] ارث و تأمین مخارج زوجه در زمان عده طلاق و حضانت فرزندان توسط مرد و... مسئولیت اقتصادی خانواده را بر عهده مردان نهاده است و در مقابل، با تعیین نقش همسری و مادری، تکامل بُعد معنوی اعضای خانواده را به عنوان محور اساسی، از جمله تکالیف زن مقرر فرموده است. پس استقلال و اشتغال زن در بیرون از خانه، بدون توجه به آفرینش زن و نقش تربیتی او، مقدمه تخریب فرهنگ اصیل اسلامی و تضعیف کانون خانواده است که پافشاری بر آن از سوی فِمِنیستها (زن سالاران) و روشنفکران جامعه، جز همسویی با اهداف سرمایه  داری و تخریب بنیان خانواده‏ها، چیز دیگری نخواهد بود.

البته بر اساس قرآن کریم[28] و قانون مدنی (ماده 1118 قانون مدنی و اصل 28 قانون اساسی)، زن مانند مرد حق انجام هرگونه عمل حقوقی را از جمله کسب درآمد، اداره اموال و دخل و تصرف در اموال خود را دارد؛ ولی زن به عنوان همسر و عضو خانواده، نمی تواند هر فعالیتی را بیرون از خانه انجام دهد. یکی از محدودیتهای شغلی زنان در بیرون از خانه، حرفه یا صنعتی است که با مصالح خانوادگی، حیثیت شوهر یا حیثیت خود زن منافات داشته باشد. در صورت وجود هر یک از این موارد، شوهر می تواند زن خود را از آن حرفه یا صنعت، منع کند. (ماده 1117 قانون مدنی)

توضیح آنکه اگر شغل زن طوری باشد که به هیچ وجه نمی تواند به اداره امور خانواده و نگهداری و تربیت اطفال بپردازد، از آنجا که این شغل او موجب اختلال و نابسامانی در وضع خانواده می شود، منافی مصالح خانوادگی شمرده می شود. همچنین، اگر زن در اشتغال خویش با مردان نامحرم، روابط غیرمتعارف داشته باشد و دایم در معرض نگاه های آلوده مردان قرار گیرد، این شغل با حیثیت زن سازگار نیست و دادگاه به درخواست شوهر می تواند زن را از اشتغال به این کار منع کند.[29]

بنابراین، حضور زنان در مشاغل خاص که مختص به آنهاست، از جمله: پرستاری، پزشکی زنان، معلمی و استادی و نظایر آن، تا زمانی که مغایرتی با مصالح خانوادگی نداشته باشد، نباید نادیده انگاشته شود؛ اما جایگزینی آنان به جای مردان در محیط کار، موجب پژمردگی و نابودی زن، و همچنین اضمحلال کانون خانواده خواهد بود؛ زیرا نقش اصلی زن و اشتغال واقعی او، در محیط خانواده و تربیت فرزندان شایسته است.

امام علی(علیه السلام) در این زمینه به امام مجتبی(علیه السلام) چنین سفارش فرموده است: «لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة؛[30] فعالیتهای سنگین اجتماع را به زن تحمیل مکن که این برای حال او بهتر و برای زندگی شان مناسب تر است؛ چراکه زن (مانند گل) ریحانه است، نه کارگر» بنابراین تحمل انجام کارهای سخت اجتماعی را ندارد.

ماده 75 قانون مدنی جمهوری اسلامی نیز، انجام کارهای سخت، زیان آور و خطرناک را برای زنان ممنوع ساخته است تا بدین وسیله شرایط روانی مناسب در محیط خانواده و ایفای نقش زن به عنوان همسر و مادر را فراهم آورد.

9. اولویت بخشی به شغل مادری

در کشورهای غربی، پس از سال 1980م زنان بسیاری جذب بازار کار شدند و نگهداری از کودکان خود را به دیگر زنان [در مهد کودکها] واگذار کردند که آنان نیز در پی کار بودند. تحت تأثیر این وضعیت، موضوع اشتغال زنان و آثار آن بر زندگی کودکان مطرح شد. این روند، زنان ایرانی را نیز با خود همراه ساخت که گسترش و شدت آن، ارزش مادری و کارکردهای آن را به طور جدی تضعیف نمود و به نظر می رسد نتایج این پدیده نامبارک بر دامنه بی ثباتی کانون خانواده افزوده است؛ زیرا امروزه بسیاری از زنان ایرانی با تقلید از زنان غربی، اشتغال بیرون از خانه را بر شغل مادری و خانه داری، ترجیح می دهند.

بدون تردید نتیجه این کار، چیزی جز بی میلی به فرزندآوری و فرار از مسئولیتهای فرزندپروری نخواهد بود که همین امر، بی فروغی خانه، به دلیل نداشتن فرزند، و بی ثباتی خانواده را در پی خواهد داشت.

پژوهشی در سال 1393ش به حجم 400 نفر نشان داد: 9/54 درصد پاسخگویان میل به داشتن یک یا هیچ فرزندی دارند. همچنین، به میزان 48 درصد افراد، مهم تر بودن زندگی شغلی و تحصیلی را برای عدم تمایل خود نسبت به فرزندآوری بیان کرده اند.[31]

به عنوان نمونه عینی، این گزارش را بخوانید: «سحر 27 ساله و كارشناس تغذيه است. او که پس از سه سال ازدواج صاحب فرزند شده است، از مادر شدن خود خوشحال نیست. او درباره علت این احساسش گفت: قبل از به دنیا آمدن فرزندم، شاغل بودم. برای به دنیا آوردنش به اجبار مرخصی گرفتم و در نهایت هم مرخصی ام به استعفا تبديل شد. مادر شدن مرا به يك زن خانه دار تبديل كرد؛ نقشی که همیشه از پذيرفتنش متنفر بودم. دلم می  خواست می توانستم كار كنم و در جامعه فعال باشم؛ اما مادر شدن تنها فرصت كار و حضور اجتماعی را از من گرفت.

مریم زنی است 29 ساله و مهندس کامپیوتر که پس از گذشت هفت سال از زندگی مشترک خود هنوز تصمیم به بچه دار شدن نگرفته است. وی در این خصوص می گوید: به سختی پس از فارغ التحصیل  شدن توانستم کاری مناسب در یک شرکت کامپیوتری پیدا کنم، به همین خاطر برای حفظ این کار بسیار تلاش کردم و حالا بسیار موفق هستم؛ چرا بايد در اوج اين سالهای شكوفايی حرفه ای ام، كارم را رها كنم و مشغول بچه داری شوم؟»[32]

این گونه گزارشات حکایت از آن دارد که فرزندآوری و فرزندپروری که یکی از کارکردهای مادری در کانون خانواده و متناسب با شخصیت زن است، در بسیاری از شهرها با اشتغال زنان به حاشیه رانده شده است. در حالی که مادر، نقطه عطف و مرکز پیوند در کانون خانواده است و هیچ مردی نمی تواند جایگزین مناسبی برای این نقش سرنوشت ساز باشد. از این نظر، حفظ نهاد خانواده و سلامت و پویایی آن، مرهونِ نقشی مقدس به نام «مادری» است، به گونه ای که ظهور رحمت، دلسوزی و شیرین ترین خاطرات در هر لحظه از زندگی افراد با نام مادر، گِره خورده است.

از متن آیات و روایات اسلامی چنین بر می آید که وجود زن - بر خلاف تفکرات برخی از زنان امروزی - زمانی ارزشمند می گردد که در جایگاه مادری ایفای نقش کند. همان نقشی که بی بدیل و شاهکار آفرینش است. نه اینکه به جای مردان در بازار، ادارات و کارخانه ها مشغول به کار باشد.

به این جهت، روایاتی که در آداب ازدواج و تشکیل خانواده وارد شده است، در انتخاب همسر، ارزش خاصی بر فرزندآوری و مهربانیِ زن قائل شده اند. از جمله پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرمایند: «تَزَوَّجوا بِكراً وَلوداً و لا تَزَوَّجوا جَميلَةً عاقِراً، فَإِنّي اُباهي بِكُمُ الامَمَ يَومَ القِيامَةِ؛[33] با دختر باكره بچه‏زا ازدواج كنيد و با زن زيباىِ نازا ازدواج نكنيد؛ زيرا من در روز قيامت به [تعداد جمعيت‏] شما بر ديگر امتها افتخار می کنم.»

امام صادق(علیه السلام) نیز می‏فرمایند: مردى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: اى پيامبر خدا! دختر عمويى دارم كه زيبايى و نيكويى و ديندارى او را پسنديده‏ام؛ اما نازاست. پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: با او ازدواج مكن![34]

از این روایات، به روشنی پیداست که یکی از حکمتهای تشکیل خانواده، بقای نسل و فرزند  آوری است که همین امر، شاخص خوبی برای آگاهی از ارزش و جایگاه مادری در آموزه های دینی می‏باشد؛ چون زمانی خانواده شکل خواهد گرفت که زنان در مقام مادری و تربیت فرزند ایفای نقش کنند و اشتغال بیرون از خانه را به مردان بسپارند.

به این دلیل رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) بارها زنان جامعه را به شناخت جایگاه زن و رسالت او در خانواده توجه داده، فرموده‏اند: «فرزندآوری یکی از مهم‏ترین مجاهدتهای زنان و وظایف آنان است.»[35] و نیز: «خانه داری یک شغل است؛ شغل بزرگ، شغل حساس، شغل آینده ساز. مهم‏ترین کار برای زن این است که زندگی را سر پا نگهدارد.»[36]

با این توضیحات، روشن شد که زنان در پیشگیری از تزلزل و بی ثباتی کانون خانواده نقش مهمی بر عهده دارند؛ زیرا دامان پر مهر و آغوش محبت مادران، آشیانه ای امن برای رشد فرزندان و نسل آینده است، و اگر اشتغال زنان گسترش یابد، نتیجه اش بالا رفتن سن ازدواج، تأخیر در فرزندآوری و حتی بی میلی به داشتن فرزند خواهد بود؛ زیرا ازدواج و فرزندآوری را عنصری مزاحم بر سر راه استقلال مالی و آرزوهای خیالی خود تلقی می کنند.

افزون بر آن، شاغل بودن زن، به روابط مادر و فرزند و ارتباط مادر و پدر نیز آسیبهای جبران ناپذیری وارد می‏سازد.[37] ارزش شغل «مادری» در آن است که این جایگاه مقدس معمولاً با مفهوم فرزندآوری، احساس مسئولیت، دلسوزی و مراقبت از کودکان، پاسخگویی به نیازهای مادی، عاطفی و روانی اعضای خانواده و... همراه باشد و به خوبی روشن است که نیاز به مهر و محبت مادری و دست نوازش او، از جمله نیازهای ویژه ای است که در صورت برخوردار نبودن فرزندان و اعضای خانواده از این موهبت، مشکلات بسیاری برای آنها به بار می آید.

به گفته «جان بالبی»: عشق مادری در شیرخوارگی و کودکی برای بهداشت روانی فرزندان، مانند نقش ویتامینها و پروتئینها برای سلامت جسمی است.[38]

بررسی های دکتر «هَریسون اِسپِنسِر» نشان داده است: کودکانی که مادران آنها شاغل بوده و مجبور بودند به دور از مادر در مهد کودکها بزرگ شوند، دو تا هجده برابر بیش از دیگر کودکان در معرض بیماری های عفونی، از اسهال تا بیماری های تنفسی اند.[39]

همچنین «میشل روتر» در کتاب خود با عنوان «محرومیت از مهر مادری» می نویسد: جدا کردن کودکان از مادر، برای شخصیت و وجود آنان یک آسیب و تهدید به شمار می آید که بر حال و آینده آنان تأثیر می گذارد و موجب عقب ماندگی رشدشان می شود. بررسی ها نشان می دهد که بین نبود مادر با بروز رفتارهای ضد اجتماعی در کودکان، رابطه ای مستقیم وجود دارد.[40]

اشتغال غیر ضرور زنان، علاوه بر وارد ساختن آسیب به رشد جسمی، روحیات و شخصیت کودک، بر روابط همسران نیز تأثیر منفی می گذارد. زنانی که به اشتغال تمام وقت در بیرون از خانه مباردت می ورزند، به طور طبیعی از خانه داری و روابط کلامی و عاطفی با همسر خود، کم می گذارند؛ زیرا برقراری ارتباط کلامی با دیگران در محیط کار و خستگی زیاد حاصل از کار، فرصتی برای گفتگو و هم صحبتی با همسر باقی نمی گذارد. همین مسئله، زمینه های نارضایتی، اختلاف و ناسازگاری زن و شوهر را افزایش می دهد.[41]

بنابراین، زنانی که دوست دارند خانواده‏ای با نشاط و به دور از هرگونه تنش و اختلاف داشته باشند، باید برای حفظ و استحکام کانون خانواده، بیش از پیش شغل مادری را ارزشمند بشمارند و آن را بر سایر اشتغالات بیرون از خانه ترجیح دهند.

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بازدارنده‌ها و تسهیل‌کننده‌های اقتصادی - اجتماعی طلاق، محمد قدسی، اسماعیل بلالی و سعید عیسی‌زاده، فصلنامه مطالعات راهبردی زنان، پاییز 1390، ش 53.

[2]. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) لِلْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ: أَ لَكَ مِنْ بِنْتِ حَمْزَةَ وَلَدٌ، فَقَالَ: لِي ابْنٌ لَوْ كَانَ بَدَلَهُ جَفْنَةٌ مِنْ ثَرِيدٍ أُقَدِّمُهَا إِلَى الضَّيْفِ كَانَ أَحَبَّ إِلَيَّ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): «لِمَ قُلْتَ ذَلِكَ إِنَّهُمْ لَثَمَرَةُ الْقُلُوبِ وَ قُرَّةُ الْأَعْيُنِ وَ إِنَّهُمْ مَعَ ذَلِكَ لَمَجْبَنَةٌ مَبْخَلَةٌ مَحْزَنَةٌ؛ رسول(صلی الله علیه و آله) اشعث بن قيس را گفت كه ترا از دختر حمزه هيچ فرزندى هست گفت پسرى دارم كه اگر ببدل آن جفنۀ تريدى بودى كه به آن مهمانى كردمى مرا از آن دوستر بودى رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود چرا چنين مى‌گويى: پسران ميوۀ دلند و روشنايى چشماند و با وجود اين سبب جبن و بخل و حزنند.» مستدرک الوسائل، محدث میرزا حسین نوری، مؤسسة آل‌البيت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1408ق، ج 15، ص 113، ح 17689.

[3]. «رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): الْوَلَدُ كَبِدُ الْمُؤْمِنِ إِنْ مَاتَ قَبْلَهُ صَارَ شَفِيعاً وَ إِنْ مَاتَ بَعْدَهُ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لَهُ فَيَغْفِرُ لَهُ؛ فرزند جگرگوشه مومن است. اگر پيش از والدين بميرد، برايشان شفاعت مي‌كند و اگر بعد از آنها بميرد، برايشان استغفار مي‌كند و خداوند در اثر استغفار فرزند، والدين را مي‌بخشد.» همان، ص 112، ح 17688.

[4]. «رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): الْوَلَدُ الصَّالِحُ رَيْحَانَةٌ مِنْ رَيْحَانِ الْجَنَّةِ؛ فرزند صالح گلی از گلهای بهشت است.» همان، ص 113، ح 17690.

[5]. ]يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُونَ»؛ «و برای آنان كاسه‏هايى زرين (پر از غذا) و كوزه‏هايى (سرشار از شراب طهور) گردانده مى‏شود، و در آنجا آنچه دلها میل كند و چشمها لذت برد، مهياست، و شما در آنجا جاودانيد!» زخرف/ 71؛

]مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ»؛ «صفت بهشتى كه پرهيزكاران بدان وعده شده‏اند (اين چنين است كه) در آن نهرهايى است از آبى كه طعم و بويش برنگشته و نهرهايى از شير كه طعمش تغيير نكرده و نهرهايى از شراب كه سراپا لذت است براى نوشندگان و نهرهايى از عسل تصفيه شده و براى آنها در آنجا از هرگونه ميوه هست و نيز آمرزشى از جانب پروردگارشان.» محمد(صلی الله علیه و آله)/ 15.

[6]. پندهای امام صادق(علیه السلام) به ره‌‌جویان صادق، محمدتقی مصباح یزدی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، چاپ پنجم، زمستان 1383، ص 105.

[7]. ]الَّذينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ في‏ ضَلالٍ بَعيدٍ»؛ «همانها كه زندگى دنيا را دوست دارند و بر آخرت ترجيح مى‏دهند و (مردم را) از راه خدا باز مى‏دارند و آن را كج و منحرف مى‏طلبند (قوانين آن را منحرف معرفى مى‏كنند و مردم را از آن منحرف مى‏سازند) آنان در گمراهى دور و درازى هستند.» ابراهیم/ 3؛

]مَنْ كانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُريدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً»؛ «هر كس تنها اين (دنياى) نقد زودگذر را بخواهد، ما در دادن آنچه به هر كه بخواهيم در دنيا شتاب مى‏كنيم، آنگاه دوزخ را براى او مقرر مى‏كنيم كه در آن ملامت شده و رانده شده خواهد سوخت.» اسراء/ 18.

[8]. درآمدی بر پیشگیری از اعتیاد با رویکرد اسلامی، عباس پسندیده و محمدرضا کیومرثی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1392ش، ص 176.

[9]. عیون ‌الحکم و المواعظ، على بن محمد ليثى واسطى، دار‌الحديث، قم، چاپ اول، 1376ش، ص 527، ح 9592.

[10]. الامالی، شیخ محمد بن محمد مفید، محقق و مصحح: حسین استادولی و علی‌اکبر غفاری، نشر کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق، ص 42، ح 9.

[11]. «رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): ... مَنْ عَمِلَ فِي فُرْقَةٍ بَيْنَ امْرَأَةٍ وَ زَوْجِهَا كَانَ عَلَيْهِ غَضَبُ اللَّهِ وَ لَعْنَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْ يَرْضَخَهُ بِأَلْفِ صَخْرَةٍ مِنْ نَارٍ وَ مَنْ مَشَى فِي فَسَادِ مَا بَيْنَهُمَا وَ لَمْ يُفَرِّقْ كَانَ فِي سَخَطِ اللَّهِ وَ لَعْنَتِهِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ حَرَّمَ اللَّهُ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِه‏ ... وَ مَنْ‏ مَشَى‏ فِي‏ إِصْلَاحٍ‏ بَيْنَ امْرَأَةٍ وَ زَوْجِهَا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَجْرَ أَلْفِ شَهِيدٍ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقّاً وَ كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ يَخْطُوهَا فِي ذَلِكَ عِبَادَةُ سَنَةٍ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ صِيَامٍ نَهَارُهَا...» ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، دار الشريف الرضي للنشر، قم، چاپ دوم، 1406ق، صص 288 –289.

[12]. نساء/ 128.

[13]. «شقاق» به معناى قهر كردن و عداوت است.

[14]. نساء/ 35.

[15]. امام صادق(علیه السلام): «الْمُطَلَّقَةُ تَكْتَحِلُ‏ وَ تَخْتَضِبُ وَ تَطَيَّبُ وَ تَلْبَسُ مَا شَاءَتْ مِنَ الثِّيَابِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً لَعَلَّهَا أَنْ تَقَعَ فِي نَفْسِهِ فَيُرَاجِعَهَا.» الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1429ق، ج 11، ص 559، ح 10794.

[16]. امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام): «فِي الْمُطَلَّقَةِ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ تُظْهِرُ لَهُ زِينَتَهَا لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً.» همان، ج 11، ص 558، ح 10790.

[17]. نور/ 30 –31.

[18]. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله): أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ يَعْنِي مُحَادَثَتَهُنَّ وَ مُمَارَاة الْأَحْمَق‏ ...» وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم، 1409ق، ج 20، ص 197، ح 25417.

[19]. «عَنِ الصَّادِقِ(علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ(علیهم السلام) عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) فِي حَدِيثِ الْمَنَاهِي قَالَ: وَ نَهَى أَنْ تَتَكَلَّمَ الْمَرْأَةُ عِنْدَ غَيْرِ زَوْجِهَا وَ غَيْرِ ذِي مَحْرَمٍ مِنْهَا أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِ كَلِمَاتٍ مِمَّا لَابُدَّ لَهَا مِنْهُ.» همان، ح 25416.

[20]. آسیبهای اخلاقی رابطه پسر و دختر، علی احمدپور، ماهنامه معرفت، سال بیست و چهارم، ش 209، اردیبهشت 1394، صص 117 –130.

[21]. ر.ک: دانش خانواده و جمعیت، زهرا آیت‌اللهی، دفتر نشر معارف، قم، چاپ بیستم، زمستان 1393، ص 21 به بعد.

[22]. جامعه‌شناسی خانواده با نگاهی به منابع اسلامی، حسین بُستان (نجفی)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، چاپ دوم، زمستان 1392، صص 166 –167.

[23]. گزارشی از اوضاع متزلزل ازدواج و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن برای فرزندان (در آمریکا) و نیم‌نگاهی به اشتغال زنان و ازدواج در ایران، ران هسکینز، ترجمه: فاطمه عامریان، فصلنامه مطالعات جوان و رسانه، ش 14، تابستان 1393، ص 136.

[24]. خانواده ایرانی، تقی آزاد ارمکی، نشر علم، تهران، چاپ اول، تابستان 1393، ص 149.

[25]. اشتغال زنان (مجموعه مقالات و گفتگوها، به کوشش لیلا سادات زعفرانچی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ دوم، تابستان 1394، ص 174.

[26]. نساء/ 34.

[27]. همان/ 4.

[28]. همان/ 32.

[29]. مختصر حقوق خانواده، سید حسین صفایی و اسدالله امامی، نشر میزان، تهران، 1384ش، ج 2، صص 129 –130.

[30]. الکافی، ج 11، ص 170، ح 10180.

[31]. گسترش فردگرایی و مسئله کم‌ فرزندآوری: مطالعه‌ای در شهر رشت، محمدامین کنعانی و سعادت بخشی، انجمن جمعیت‏شناسی ایران، سال نهم، ش 18، پاییز و زمستان 1393.

[32]. به نقل از: مهرخانه (پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان)، در تاریخ: 19/11/ 1390.

[33]. تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمد محمدی ری شهری، دارالحديث، قم، چاپ دوم، 1389ش، ص 96، ح 136.

[34]. همان، ح 137.

[35]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار با جمعی از مداحان، مورخ: 11/2/1392.

[36]. بیانات رهبری(حفظه الله) در خطبه عقد، مورخ: 8/3/1381.

[37]. برای آشنایی تفصیلی با این آسیبها بنگرید به: اشتغال زنان (مجموعه مقالات و گفتگوها)، صص 165 –198.

[38]. همان، ص 175.

[39]. جنگ علیه خانواده، ویلیام گاردنِر، برگردان و تلخیص: معصومه احمدی، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان استان قم، قم، 1392ش، صص 222 –224.

[40]. محرومیت از مهر مادری، میشل روتر، ترجمه: هادی سلیمی اشکوری، انتشارات آشنا، تهران، چاپ اول، 1355ش، ص 35.

[41]. برای اطلاعات بیش‏تر بنگرید به: اشتغال زنان (مجموعه مقالات و گفتگوها)، صص 50 –61.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 233.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١١ آبان ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٨٥٩ / تعداد بازدید : 260/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج