دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


بی ثباتی کانون خانواده و راهکارهای پیشگیری از آن (1) -3

راهکارهای پیشگیری از بی ثباتی خانواده

خانواده به عنوان يك واحد كوچك اجتماعى نيازمند مديريت و رهبرى واحدی است؛ زيرا مديريت جمعى اى كه زن و مرد در آن مشترك باشند، بى معناست و حتماً چنین خانواده ای به هرج و مرج، عدم تفاهم و درگیری می انجامد. از اين رو، يكى از مرد يا زن بايد رئیس یا مدير و ديگرى معاون و تحت نظارت او باشد و چون در خانواده هر دو جنس حضور دارند و تفاوتهای جنسیتی در بروز اختلاف نظر میان زن و شوهر بسیار مؤثر است و انتظار حل همه اختلافات از طریق گفتگوی برابر، انتظار غیر واقع بینانه ای است.

راهکارهای پیشگیری از بی ثباتی خانواده

1. پذیرش ارزشمندی و قداست ازدواج:

یکی از عوامل استحکام و تعالی خانواده، مقدس دانستن ازدواج و پذیرش ارزشمندی (اخلاقی و حقوقی) آن است؛ یعنی باور به اینکه ازدواج، پیوندی است که محبوب خداوند متعال[1] بوده، مورد سفارش اوست[2] و امری رحمت زا[3] و تعالی بخش به شمار می آید،[4] نه اینکه فقط یک قرارداد حقوقیِ دوطرفه برای همزیستی و وسیله ای برای پاسخگویی به نیازهای حیوانی باشد.

به همین جهت، شهید مطهری(ره) می فرماید: «ازدواج، تنها برای آن نیست که زن و مرد از مصاحبت هم لذت ببرند؛ ازدواج برای آن صورت می گیرد که کانونی برای پذیرایی نسل آینده تشکیل گردد. خانواده، محیطی است که عواطف اجتماعی و انسانی در آن رشد می کند.»[5]

یکی از عوامل افزایش طلاق و سقوط جایگاه خانواده در کشورهای غربی، همین فرایند دنیوی شدن یا تقدس زدایی بوده است.[6] در نتیجه، ازدواج که پیش تر در نظر آنان اقدامی مقدس و دینی تلقی می شد، قداست خود را از دست داده و به یک قرارداد مدنی صِرف و یا یک همباشیِ موقت تبدیل گردیده که هدف اساسی از آن، دستیابی بهتمتّع لحظه ای، لذت مادی بیش تر، بدون توجه به لذتهای عالی و متعالی انسانی بوده است.

ازدواج و تشکیل خانواده فقط یک معامله و قرارداد صِرف نیست؛ بلکه یک دستور الهی و پیمان مقدسی است که عامل رشد و تکامل انسان و سبب آرامش فکری و روحی آدمی می شود؛ یعنی خانواده یک آشیانه، پناهنگاه و فضای امن برای نیازهای عاطفی، روانی و اجتماعی است؛ زیرا خانواده، تنها پایگاه رسمی برای برآوردن نیاز عاطفی و جنسی افراد است.

در بعد عاطفی نیز محیط خانواده، محل بروز عمیق ترین روابط و منشأ روابط عاطفی در اجتماع است. از این جهت، در آموزه های اسلامی، برآورده  شدن نیازهای جنسی و عاطفی و تأمین آرامش، فقط در چارچوب ازدواج و تشکیل خانواده، توصیه و مجاز شمرده شده است. آنجا که می فرماید: «وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[7]؛ «و از نشانه هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكر مى كنند.»

ازدواج و تشکیل خانواده، یک قاعده معمولِ سلوک و تهذیب اخلاق به شمار می آید. به این معنا که ازدواج، برنامه حرکت انسان به سوی توسعه گنجایش وجودی خویش است. کسانی که تن به ازدواج می دهند، خود را برای خدمت به دیگران مهیا می سازند. به همین دلیل، از حصار خودخواهی و تنگ نظری نجات می یابند. دستیابی به چنین نتیجه ای سرآغاز پاکسازی نفس از رذایل اخلاقی و تحول به سمت خدا خواهد بود.

پیامبر  اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طَاهِرا مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ؛[8] کسی که دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه ملاقات کند، باید با همسر (با ازدواج کردن) به دیدار وی رهسپار گردد.»

و نیز می فرمایند: «زَوِّجُوا أَيَامَاكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يُحْسِنُ لَهُمْ فِي أَخْلَاقِهِمْ وَ يُوَسِّعُ لَهُمْ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ يَزِيدُهُمْ فِي مُرُوَّاتِهِمْ؛[9] زنان بی شوهر را همسر دهید که خداوند متعال اخلاق شان را نیکو می گرداند و روزی شان را وسعت می بخشد و بر مروت آنها می افزاید.»

آن حضرت در کلامی دیگر، خطاب به جوانان می فرمایند: «يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ  لِلْفَرْج؛[10] ای جوانان! هر کسی از شما که می تواند، باید ازدواج کند؛ چراکه ازدواج، چشم را پوشیده تر و دامن را بیش تر حفظ می  کند.»

نتایج برخی مطالعات روانشناختی نیز حاکی از این است که زوجهایی که ازدواج خود را مقدس و موهبتی از جانب خداوند  تعالی می  بینند، ارتباطی با کیفیت را در زندگی مشترک خود تجربه کرده، از راهبردهایی برای مدیریت تنشها و مشکلات زندگی مشترک خود استفاده می کنند.[11]

در پژوهشی توصیفی به صورت تجربی بر روی 358 نفر از افراد متأهل معلوم شد که باور افراد به تقدس ازدواج، یک باور شناختیِ مفیدی است که می تواند رابطه زناشویی را به محیطی امن برای رشد و بالندگی تبدیل کند.[12]

زوجهایی که به مقدس  بودن ازدواج اعتقاد راسخ دارند، با یکدیگر مهربان بوده و در زندگی روزمره، توجه و علاقه بیش تری به یکدیگر نشان می دهند. همچنین، عواطف و هیجانات خود را ابراز نموده، همواره به همراهی، خدمت، حمایت و سازگاری با یکدیگر در زندگی مشترک می اندیشند.

در طرف مقابل، زوجهایی که به رضایتمندی یکدیگر، تعهد، عشق ورزی و صمیمیت در زندگی توجه ندارند و از الگوهای مخرب ارتباطی، از قبیل: سرزنش، تحقیر و توهین، کناره گیری و خیانت بهره می گیرند، به طور قطع، ازدواج ناموفق و زندگی سردی خواهند داشت و روشن است که این گونه زندگی هایی حاصل تقدس زدایی از مقوله ازدواج و تشکیل خانواده خواهد بود.

2. تقویت دینداری در خانواده

همان گونه که در تحلیل عوامل بی ثباتی خانواده ذکر شد، ضعف باورها و رفتارهای دینی، در کنار اثرپذیری از رسانه ها (به خصوص ماهواره)، دو عامل پایه ای در ایجاد مشکلات و آفتهای خانواده معاصر به شمار می آیند.[13]دستور آموزه های اسلامی در این موضوع، توجه به اعتقادات و احکام دین و تقویت دینداری است؛ اعتقاد راسخ به توحید، رسالت و امامت، و ایمان به زندگی پس از مرگ و پایبندی به دستورات دینی، از جمله راهکارهایی است که کارایی، رشد مطلوب و مصونیت از بی ثباتی خانواده را به دنبال خواهد داشت.

از مفهوم دین و دینداری، برداشتها و تعاریف گوناگونی از سوی اندیشمندان علوم مختلف ارائه شده است که هر یک بر مبنای تأثیرات دین در حوزه  های مختلف زندگی، به تعریف دین و دینداری پرداخته اند. با صرف نظر از آن تعریفها، در ساده ترین و کوتاه ترین جمله، واژه «دینداری» در زبان فارسی به معنای؛ پارسایی و خداترسی است.[14]

چون در تعریف دین گفته اند: «دین، مجموعه عقاید، آموزشها و دستورالعملهایی است که به پیامبران ارائه شده است و معتقدان به مقتضای آن رفتار می کنند.»[15]بنابراین، کسی که در اندیشه و عمل به دستورات دین پایبند باشد، به طور طبیعی از منظر دیگران به پارسایی و خدایی بودن شناخته می شود.

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که «دینداری غیر از دین فهمی و مطالعه دینی است. دین فهمی؛ علم به دین و علم به علوم و معارف الهی است، در حالی که دینداری؛ دردِ دین داشتن و ایمان به آن معارف است. گرچه دینداری بدون دین فهمی نیز ممکن نیست؛ یعنی ایمان بدون علم، حاصل نمی شود.»[16]

بنابراین، منظور ما از دینداری به معنای دانایی و معرفتِ صحیح، همراه با داشتن اهتمام راستین به انجام دستورات دین اسلام است، به نحوی که نگرش، گرایش و کُنشهای فرد، تحت تأثیر آن قرار گرفته، تمام صحنه های زندگی او را در بر بگیرد.

بر اساس آنچه درباره مفهوم دین و دینداری گفتیم، به هر کسی دیندار گفته نمی شود؛ بلکه دینداران کسانی هستند که از روی اختیار، آگاهانه و فعالانه می توانند رفتارهای احساسی و عقلانی خود را بنا به دستورات دینی کنترل کنند. این افراد، قدرت کنترل رفتارهای اخلاقی خود را در حیطه های فردی، مانند: راستگویی، صبوری و بخشندگی و در حیطه های اجتماعی، همچون: خیرخواهی، نیکوکاری، گذشت و... دارند.[17]

علاوه بر آن، انسانهای دیندار کسانی اند که در انجام تکالیف دینی، سستی و تنبلی به خود راه نمی دهند و رابطه خوبی با خداوند متعال برقرار می کنند، به گونه ای که در خوشی های روزگار، اهل شُکرند[18]و در ناهمواری ها و سختی های زندگی، اهل صبر، توکل و توسل هستند.[19]

بر پایه آیات قرآن کریم، بی بهره  ماندن برخی از خانواده ها از باورها و اعتقادات اسلامی در همه مراحل زندگی، مشکلاتی را در پی دارد که از آن به «زندگی تَنگ و سخت» یاد شده است[20]و این امر می تواند در اثر حرص، ترس و اضطراب باشد.[21]

از جمله نتایج مهم باور به خدا و زندگی اخروی و اعتقاد به ارتباط و پیوستگی آن با زندگی دنیوی، احساس تعهد و مسئولیت و دغدغه مندی جدی در زندگی فردی و اجتماعی است که می تواند در روابط همسران، همچون نظام کنترلیِ نیرومندی، افراد را در قبال انتخابها و وظایف اجتماعی شان متعهد و ملزم ساخته، بسیاری از بایدها و نبایدهای اخلاقی و رفتاری در خانواده را توجیه نماید.

به عنوان نمونه، قرآن کریم در موضوع انتخاب همسر، به عنصر ایمان و شرک زن و مرد، و نقش آن دو در سعادت و شقاوت انسان اشاره نموده، می فرماید: «وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» [22]؛ «و با زنان مشرك و بت پرست، تا ايمان نياورده  اند، ازدواج نكنيد! (اگرچه جز به ازدواج با كنيزان، دسترسي نداشته باشيد؛ زيرا) كنيز با ايمان، از زن آزاد بت پرست، بهتر است، هرچند (زيبايي، ثروت يا موقعيت او) شما را به شگفتي آورد. و زنان خود را به  ازدواج مردان بت پرست، تا ايمان نياورده اند، در نياوريد! (اگرچه ناچار شويد آنها را به همسري غلامان با ايمان در آوريد؛ زيرا) يك غلام با ايمان، از يك مرد آزاد بت پرست، بهتر است، هرچند (مال، موقعيت و زيبايي او) شما را به شگفتي درآورد. آنها دعوت به سوي آتش مي كنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مي نمايد، و آيات خويش را براي مردم روشن مي سازد، شايد متذكر شوند.»

این آیه به نکته بسیار مهمی اشاره دارد که می تواند در تحلیل بی  ثباتی یا تحکیم خانواده کارگشا باشد و آن اینکه ایمان زن و مرد، ملاک شایستگی و مسیر سعادت است، نه سایر ملاکهای اعتباری؛ زیرا به گفته علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه: «مشركان از آنجا كه اعتقاد به باطل دارند، راه ضلالت را طى مى كنند، قهراً ملكات رذيله كه باعث جلوه  يافتن كفر و فسوق در نظر آدمى است، و انسان را از ديدن طريق حق و حقيقت كور مى كند، در دلهایشان رسوخ مى يابد، به طورى كه گفتار و كردارشان دعوت به شرك مى شود، و به سوى هلاكت راهنمايى مى كند، و بالاخره آدمى را به آتش مى كشاند.

پس مشركين، چه زن و چه مردشان، به سوى آتش دعوت مى كنند؛ ولى مؤمنين بر خلاف آن، با سلوك راه ايمان و اتصافشان به لباس تقوا انسان را به اذن خدا به زبان و عمل به سوى جنت و مغفرت مى خوانند.[23]

با این توجه، می توان گفت که بسیاری از اخلاقیات، از جمله: صداقت، خوش بینی، قناعت، خیرخواهی، گذشت، صبر، سخاوت، دلسوزی، امانتداری، وفاداری و... در سایه ایمان به وجود آمده و استمرار می یابند.

خداوند متعال در آیات 63 تا 77 سوره فرقان، در طی 14 آیه با عبارت: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً...» [24]به بیان برخی از ویژگی های برجسته اخلاقی افراد دیندار اشاره کرده است.

در منابع حدیثی نیز روایات فراوانی وجود دارد که دینداران را معرفی می کند. از جمله امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «إِنَّ لِأَهْلِ الدِّينِ عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ  الْحَدِيثِ  وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاءً بِالْعَهْدِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ الضُّعَفَاءِ... وَ بَذْلَ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ سَعَةَ الْخُلُقِ وَ اتِّبَاعَ الْعِلْمِ وَ مَا يُقَرِّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زُلْفَى  طُوبى  لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب...؛[25]همانا دينداران را نشانه هايى است كه با آنها شناخته مى شوند: راستگويى، امانتدارى، پايبندى به عهد و پيمان، به جا آوردن صله رحم، ترحم بر ناتوانان... و نيكى كردن، خوش خويى، صبر و حوصله  داشتن، پيروى از دانش، و عمل به آنچه به خداوند عزوجل نزديك مى كند. خوشا به حال اينان و فرجام نيكشان...»

3. تقسیم مسئولیت و پذیرش مدیریت مردان در خانواده

یکی از مسائل مهم در خانواده «تقسیم مسئولیت» و رعایت «سلسله مراتب قدرت و مدیریت» است که رعایت آن می تواند به استحکام خانواده بیانجامد؛ زیرا خانواده کانونی است که در آن چگونگی توزیع قدرت و نحوه إعمال قدرت در شکل گیری و رشد شخصیت فردی و اجتماعی فرزندان و نیز در احساس رضایت از زندگی و خوشبختیِ همسران اثر می گذارد.

برخی پژوهشها[26]نشان می دهد که در 40 درصد از خانواده های تحت مشاوره - که خانواده های «مرزی» نامیده می شوند - مبارزه قدرت وجود دارد. به این جهت، ساختار قدرت و مدیریت کارآمد در خانواده و آموزش صحیحِ آن در استحکام و بالندگی خانواده نقشی اساسی خواهد داشت.

منظور از «ساختار قدرت در خانواده»، الگوهای تصمیم گیری زن و شوهر در هزینه ها، خرید امکانات، تربیت فرزندان و غیره است[27]که این ساختار در جامعه شناسی خانواده به طور کلی به دو دسته «اقتدار گرایانه» و «دموکراتیک» تقسیم می شود.

تصمیم گیری های اقتدار گرایانه به حاکمیت و محوریت یک نفر به عنوان رئیس یا ارشد در اخذ تصمیمات دلالت می کند که با زور و تحمیل نظرات همراه است و تصمیم گیری های دموکراتیک به مشارکت و حضور فعال اعضای خانواده در فرایند تصمیمها اشاره دارد.[28]

از آموزه های دینی بر می آید همان طور که جامعه به حکومت و مدیریت نیاز دارد، خانواده نیز بی نیاز از حاکمیت و ولایت نیست و در اسلام، این مهم (غالباً) به پدر خانواده واگذار شده است. آنچه در قرآن و حدیث درباره سلسله مراتب و ساختار قدرت در خانواده وجود دارد، چیزی غیر از الگوها و مدلهای یاد شده است؛ یعنی در خانواده اسلامی، مدیر نه اهل استبداد و زورگویی است و نه به تمام معنا تابع نظرات اعضای خانواده؛ بلکه در کنار هم فکری با اهل خانواده در چالشها، حق ولایت و إعمال قدرت در اختلافها و تصمیم نهایی با اوست. البته پدر خانواده باید در مدیریت خود از اصول «معاشرت معروف»،[29]«عدالت»[30]و «مشورت»[31]پیروی کند تا زمینه استبداد و اجرای قوانین خودساخته از سوی وی برچیده شود و آرامش و سلامت بر محیط خانواده حاکم گردد.

یافته های علمی نیز حکایت از آن دارد که بین ساختار قدرتِ پدرمحور در خانواده، با تمام مؤلفه های کارآمدی خانواده، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی هر اندازه ساختار قدرت خانواده به سمت پدرمحوری ارتقا یابد، دوام ازدواجها، رضایتمندی ها و خوش بینی ها، نقشها و مرزها، مدیریتهای مالی صحیح، فرزند پروری ها، واقع بینی و اعتمادها، مسئولیت پذیری ها، جهت گیری های مذهبی و صمیمیت و همدلی افزایش می یابد.[32]

از میان آیات قرآن، آیه قیّومیت مرد بر زن، دلیل محکمی برای اثبات مدیریت پدرمحور در خانواده است که می فرماید:«الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى  بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ...» ؛[33]«مردان، سرپرست و خدمتگزار زنانند، بخاطر برتري هايي كه (از نظر نظام اجتماع) خداوند براي بعضي نسبت به بعضي ديگر قرار داده است و به خاطر انفاقهايي كه از اموالشان (در مورد زنان) مي كنند، و زنان صالح آنها هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقي كه خدا براي آنان قرار داده، مي كنند. و (اما) آن دسته از زنان را كه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! و (اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوري نماييد! و (اگر آنهم مؤثر نشد و هيچ راهي براي وادار كردن آنها به انجام وظايفشان جز شدت عمل، براي وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را ترک كنيد! و اگر از شما پيروي كردند به آنها تعدي نكنيد و (بدانيد) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و قدرت او بالاترين قدرتهاست.)»

از مجموع سخنان مفسران و اهل لغت و با تدبر در معنای واژه «قوّامُون» چنین بر می آید که معنای قیّومیت بر دیگری، عبارت است از: «تکفّل شئون او به همراه اشراف و تدبیر وی»[34]که از آن به سرپرستی و مدیریت یاد می شود. همان طور که صاحب تفسیر «آلاء  الرحمن» در معنای «قوّام بودن مرد» آورده است: «رئیسُها و کبیرُها و الحاکمُ علیها و مؤدِّبُها؛[35]رئیس، بزرگ، حاکم و ادب آموز آنها»

اکثر مفسران فریقین در معنا و دلالت آیه فوق معتقدند: این آیه شریفه اداره شئون زناشویی و تدبیر امور زن در چارچوب حقوق و تکالیف زناشویی را به مردان واگذار نموده است.[36]این همان سرپرستی و ولایت مرد بر همسر و فرزندان در خانواده است.

خلاصه کلام آنکه تعهد مرد در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداخت هزينه هاى زندگى و مهریه و تأمين زندگى آبرومندانه همسر و فرزندان، اين حق را به او مى دهد كه وظيفه سرپرستى بر عهده وی باشد. البته ممكن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتياز داشته باشند؛ ولى قوانين، نوع و كلى را در نظر مى گيرد و شكى نيست كه از نظر كلى، مردان نسبت به زنان براى اين كار آمادگى بيش ترى دارند؛ اگرچه زنان نيز وظایفى مى توانند بر عهده گيرند كه هم مرد نمی تواند آنها را به آن سان که زنان انجام می دهند، بر عهده گیرد و هم اهميت آن مورد ترديد نيست.[37]

بررسی روایات وارده از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نیز این مسئله را تأیید می کند که سلسله مراتب مدیریتی در خانواده لازم است و پدر باید دارای نوعی تسلط بر امور خانواده باشد و اطاعت زن از او حق وی شمرده شده است که این همان بازتاب قوّامیت مرد در خانواده می باشد.

به عنوان نمونه، امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِیِّ(صلی الله علیه و آله) فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُ  الزَّوْجِ  عَلَى الْمَرْأَةِ؟ فَقَالَ لَهَا: أَنْ تُطِيعَهُ وَ لَا تَعْصِيَهُ وَ لَا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِه؛[38]زنی نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! حق شوهر بر زن چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه از شوهر فرمان ببرد و از وی نافرمانی نکند و از خانه شوهر چیزی جز با  اجازه او صدقه ندهد و جز با اجازه شوهر روزه مستحبی نگیرد و از تمکین به شوهرش سر نپیچد؛ گرچه بر پشت مرکب سوار باشد، و از خانه شوهر جز با اجازه او بیرون نرود.»[39]

روایات فراوان دیگری نیز وجود دارد که صریح و یا ضمنی بر ولایت و سرپرستی مرد در خانه و خانواده دلالت دارند. از جمله روایات:[40]مسئولیت مردان در قبال همسر، اجازه زن از مرد در مواردی، بطلان نذر زن بدون اجازه شوهر، توصیف زنان خوب و بد، پاداش یا عقاب در قبال همسر، نهی زنان از نافرمانی مردان و دستور به اطاعت از شوهر و... که هر یک از آنها به روشنی حکایت از آن دارند که نافرمانی از شوهر در امور زندگی، مخالفت با خواست خدا محسوب می شود و این، نشانگر ولایت و مدیریت پدران در خانواده است.

نتیجه کلام آنکه خانواده به عنوان يك واحد كوچك اجتماعى نيازمند مديريت و رهبرى واحدی است؛ زيرا مديريت جمعى اى كه زن و مرد در آن مشترك باشند، بى معناست و حتماً چنین خانواده ای به هرج و مرج، عدم تفاهم و درگیری می انجامد. از اين رو، يكى از مرد يا زن بايد رئیس یا مدير و ديگرى معاون و تحت نظارت او باشد و چون در خانواده هر دو جنس حضور دارند و تفاوتهای جنسیتی در بروز اختلاف نظر میان زن و شوهر بسیار مؤثر است و انتظار حل همه اختلافات از طریق گفتگوی برابر، انتظار غیر واقع بینانه ای است. از این جهت، قرآن کریم و روایات تصريح مى كنند كه مديريت خانواده با توجه به دلایلی که گذشت، بر عهده پدر خانواده می باشد و این مقام و برتری ظاهری تنها برای حفظ انسجام و کارآمدی خانواده است و فضیلت واقعی را برای مرد به بار نمی آورد؛ چراکه زن و مرد از حیث ارزشهای انسانی و الهی یکسان اند[41]و فضیلت حقیقی بر معیار تقوا و بر مدار عمل صالح است.[42]

ادامه دارد...

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. رسول  خدا(صلی الله علیه و آله): «مَا بُنِيَ  بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيجِ؛ در اسلام هيچ بنايى ساخته نشد كه نزد خداوند عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.» من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، چاپ دوم، 1413ق، ج 3، ص 383، ح4343.

[2]. رسول  خدا(صلی الله علیه و آله): «اِتَّخَذُوا الْأَهْلَ فَإِنَّهُ أَرْزَقُ لَكُم؛ ازدواج کنید تا روزی شما فراوان شود.» همان، ح 4345.

[3]. رسول  خدا(صلی الله علیه و آله): «يُفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ بِالرَّحْمَةِ فِي أَرْبَعِ مَوَاضِعَ عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فِي وَجْهِ الْوَالِدَيْنِ وَ عِنْدَ فَتْحِ بَابِ الْكَعْبَةِ وَ عِنْدَ النِّكَاحِ؛ درهاي آسمان رحمت الهي در چهار مورد گشوده مي شود، هنگام آمدن باران، آنگاه که فرزند به صورت پدر و مادر خود نگاه کند و هنگام بازگشايي درب خانه خدا و هنگام ازدواج.» جامع الاخبار، محمد بن محمد شعیری، مطبعة الحیدریة، نجف، چاپ اول، بی تا، ص 101؛ بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار إحياءالتراث العربي، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 100، ص 221، ح 26.

[4]. امام زین  العابدین(علیه السلام): «مَنْ تَزَوَّجَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لِصِلَةِ الرَّحِمِ تَوَّجَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِتَاجِ الْمُلْكِ وَ الْكَرَامَةِ؛ شخصی که برای رضای خدا و انجام صله رحم ازدواج کند خدای متعال تاج کرامت و ملک را بر سر او قرار خواهد داد.» همان، ص 385، ح4355.

[5]. اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، 1383ش، صص 41 –49.

[6]. اسلام و جامعه شناسی خانواده، حسین بُستان و همکاران، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تهران، 1381ش، ص 172.

[7]. روم/ 21.

[8]. بحار  الأنوار، ج  100، ص 221، ح 35.

[9]. همان، ص222، ح38.

[10]. مستدرك الوسائل، میرزا حسین نوری، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم، 1407ق، ج 14، ص 153، ح 16350.

[11]. مقاله: پیش بینی سرسختی خانواده توسط فراغت و انجام فعالیتهای دینی در منزل با واسطه گری کیفیت ارتباط در خانواده، محمدسجاد صیدی و همکاران، مجله مشاوره و روان درمانی خانواده، سال اول، ش 2، صص 226 –242.

[12]. مقاله: نقش باور به مقدس  بودن ازدواج در شادکامی، محمدسجاد صیدی و همکاران، فصلنامه روان شناسی و دین، سال هفتم، ش پیاپی 25، بهار 1393ش، صص 47 –58.  

[13]. اخلاق خانواده، صص 192 –195.

[14]. فرهنگ واژگان مترادف و متضاد، سایت واژه یاب به نشانی: http://www.vajehyab.com.

[15]. فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوری، نشر سخن، تهران، چاپ اول، زمستان 1381، ج 4، ص 3282.

[16]. شریعت در آینه معرفت، عبدالله جوادی آملی، نشر اسراء، قم، چاپ دوم، تابستان 1378، ص 149.

[17]. بنگرید به مقاله: دینداری و کیفیت رابطه با والدین با هویت اخلاقی نقش تعدیل  کننده خودتنظیمی، فرهاد محمدی مصیری، نادر حاجلو و مینا عباسیان، فصلنامه علمی–پژوهشی روان شناسی و دین، ش 24، زمستان 1392.

[18]. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون»؛ «اي افراد با ايمان از نعمتهاي پاكيزه اي كه به شما روزي داده ايم بخوريد و شكر خدا را بجا آوريد اگر او را پرستش مي كنيد.» بقره/ 172؛ «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون»؛ «حال كه چنين است از آنچه خدا روزيتان كرده است حلال و پاكيزه بخوريد، و شكر نعمت خدا را بجاي آريد اگر او را مي پرستيد. » نحل/ 114.

[19]. نحل/ 42؛ «الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَلى  رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون»؛ «آنها كساني هستند كه صبر و استقامت پيشه كردند و تنها توكلشان بر پروردگارشان است.» نحل/ 42؛ «وَ ما لَنا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى  ما آذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُون»؛ «چرا ما بر خدا توكل نكنيم با اينكه ما را به راه هاي (سعادت)مان رهبري كرده، و ما به طور مسلم در برابر آزارهاي شما صبر خواهيم كرد (و دست از انجام رسالت خويش برنمي داريم) و توكل كنندگان بايد فقط بر خدا توكل كنند!» ابراهیم/ 12.

[20]. «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى»؛ «و هر كس از ياد من رويگردان شود زندگي تنگ (و سختي) خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور مي كنيم.» طه/ 124.

[21]. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374ش، ج 13، صص 327 – 330.

[22]. بقره/ 221.

[23]. ترجمه تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی(ره)، دفتر انتشارات اسلامى جامعه  مدرسين حوزه علميه قم، قم، چاپ پنجم، 1374ش، ج 2، ص 307.

[24]. بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند كه با آرامش و بيتكبر بر زمين راه مي روند و هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام مي گويند (و با بياعتنائي و بزرگواري مي گذرند) * آنها كساني هستند كه شبانگاه براي پروردگارشان سجده و قيام مي كنند... .

[25]. الكافي، محمد بن يعقوب کلینی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1429ق، ج 3، ص 606، ح 2309.

[26]. بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با تعارضات زناشویی؛ پایان نامه کارشناسی ارشد، فاطمه سعیدیان، دانشگاه تربیت معلم، تهران، 1382ش.

[27]. مقاله: رابطه ساختار قدرت در خانواده با هوش هیجانی زنان، سید منوّر یزدی و فاطمه حسینی حسین آبادی، مطالعات جوانان، ش 12، بهار 1387، صص 157 –170.

[28]. مقاله: مدیریت خانواده در نظریه های جامعه شناسی در مقایسه با نظریه علامه طباطبایی(ره)، هوشنگ ظهیری و سروش فتحی، پژوهش نامه قرآن و حدیث، ش  8، زمستان 1389، صص 99 –120.

[29]. «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى  أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كَثيراً»؛ «و با آنان، به طور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها (به جهتي) كراهت داشتيد، (فورا تصميم به جدايي نگيريد!) چه بسا چيزي خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراواني در آن قرار مي دهد.» نساء/ 19.

[30]. «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى  أَلاَّ تَعُولُوا»؛ «و اگر مي ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد تنها يك همسر بگيريد، و يا از زناني كه مالك آنهاييد هستيد استفاده كنيد. اين كار، بهتر از ظلم و ستم جلوگيري مي كند.» نساء/ 3.

[31]. «فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما»؛ «و اگر آن دو، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهي بر آنها نيست.» بقره/ 233.

[32]. مقاله: رابطه ساختار قدرت پدرمحور در خانواده اصلی فرد با کارآمدی خانواده، محمد زارعی توپخانه و همکاران، مطالعات اسلام و روانشناسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، پاییز و زمستان 1392، ش 13، صص 135- 150.

[33]. نساء/ 34.

[34]. مقاله: بررسی فقهی مدیریت در روابط زن و شوهر، امیر رحمانی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، چاپ اول، زمستان 1391، ص 218.

[35]. آلاءُ الرحمن فی تفسیر القرآن، محمدجواد بلاغی نجفی، بنیاد بعثت، قم، 1420ق، ج 2، ص 105.

[36]. بررسی فقهی مدیریت در روابط زن و شوهر، ص 222.

[37]. تفسیر نمونه، ج 3، ص 370.

[38]. الکافی، ج 11، ص 160، بَابُ حَقِّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَة، ح 10165.

[39]. این روایت از نظر سندی صحیح و موثّق است و از نظر دلالت، اصل وجوب اطاعت زن از شوهر و لزوم عدم نافرمانی وی را اثبات می کند.

[40]. برای مطالعه روایات مذکور، بنگرید به: مقاله: الگوی سلسله مراتب قدرت در خانواده، عباس پسندیده و همکاران، فصلنامه علوم حدیث، دارالحدیث، زمستان 1392، ش 70.

[41]. «أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى...»؛ «من عمل هيچ عمل كننده اي از شما را، خواه زن باشد يا مرد ضايع نخواهم كرد» آل عمران/ 195؛ «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى  وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً»؛ «و كسي كه چيزي از اعمال صالح انجام دهد خواه مرد باشد يا زن، اما ايمان داشته باشد، چنان كساني داخل در بهشت مي شوند و كمترين ستمي به آنها نخواهد شد.» نساء/ 124؛ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى  وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»؛ «هر كس عمل صالح كند، در حالي كه مؤمن است، خواه مرد باشد يا زن، به او حيات پاكيزه مي بخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادند خواهيم داد.» نحل/ 97.

[42]. «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى  وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبير»؛ «اي مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و تيره ها و قبيله ها قرار داديم، تا يكديگر را بشناسيد، ولي گرامي ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست، خداوند دانا و خبير است.» حجرات/ 13.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 230.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩١٠٩ / تعداد بازدید : 54/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج