چهارشنبه ٠٧ آبان ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


تربيت فرزند در سيره امام حسين (علیه السلام)4

رفتار تربيتی امام حسين(علیه السلام)

خواست الهی بر اين تعلّق گرفت كه امام سجاد(علیه السلام) ، حجّت بعد از امام حسين(علیه السلام) بيمار باشد تا جهاد بر او واجب نشود و همچنان زمين از حجت الهي خالی نگردد و اين وضعيت جلوه ديگری از تربيت حسينی را می طلبيد.

رفتار تربيتي امام حسين(علیه السلام) به امام سجاد(علیه السلام)

خواست الهی بر اين تعلّق گرفت كه امام سجاد(علیه السلام) ، حجّت بعد از امام حسين(علیه السلام) بيمار باشد تا جهاد بر او واجب نشود و همچنان زمين از حجت الهي خالی نگردد و اين وضعيت جلوه ديگری از تربيت حسينی را می طلبيد. در حالی كه شدت مبارزه و مصيبت های پياپی كربلا، انسان معمولی را چنان به خود مشغول می كند كه همه چيز را فراموش می كند، مربی بزرگ كربلا از مسئوليت بزرگ تربيت غافل نمانده، چون فرزند خود را نيازمند توجه و مراقبت ديد، بر بالينش آمد و به پرسش های او در مورد حوادث كربلا صميمانه پاسخ داد. در منابع تاريخی می خوانيم:

«... حضرت به سوی خيمه فرزندش زين‏ العابدين آمد و در حالي كه فرزندش بر فرشی از پوستين استراحت می نمود و حضرت زينب(علیها السلام)از او پرستاری می كرد، از ايشان عيادت نمود. وقتی زين‏ العابدين(علیه السلام) ‌نگاهش به پدر افتاد، خواست از بستر برخیزد؛ امّا از شدت بيماری قادر به برخاستن نبود. از عمّه‌اش زينب(علیها السلام)خواست كه او را كمك كند، زينب خود را تكيه‌گاه او قرار داد. امام حسين(علیه السلام) از وضعيت بيماری فرزندش سؤال كرد و ايشان حمد و سپاس خدا را به جا آورد و از پدر پرسيد: در اين روز با اين قوم منافق چگونه رفتاری كردی؟ پدر فرمود: فرزندم! شيطان بر آنان مستولي گشت و آنان را از ياد خدا غافل ساخت.»[1]

رفتار تربيتی امام حسين(علیه السلام) در لحظه  وداع

امام(علیه السلام) در واپسين لحظه‌های زندگی و شرايط ناگوار خانواده و فرزندان، غصه  يتيمی و از دست دادن نزديك‌ترين عزيزان از يك طرف، طی مسير كربلا تا شام و از شام به مدينه، و همراهی دشمنان سنگدل، از طرف ديگر را مجسّم كرد در چنين شرايطی امام(علیه السلام) شيوه دعوت به صبر و بردباری و توجه دادن به نصرت الهی را برگزيد تا با دم حسينی خود، روح خسته آنان را توان دوباره بخشد و عزمشان برای دست‌يابی به تمام اهداف را، تقويت نمايد.

در مقاتل آمدهاست:

«هنگامی كه امام(علیه السلام) همه يارانش را ديد كه شهيد شده‌اند، برای وداع به خيمه‌ها آمد و ندا داد: ای سكينه! ای فاطمه! ای زينب! ای امّ كلثوم! درود و سلام من بر شما باد! سكينه صدا زد: ای پدر! آيا تن به مرگ داده‌ی؟ فرمود: كسی كه ياور ندارد، چگونه تن به مرگ ندهد؟»[2]

طبق نقل ديگر فرمود: «ای نور چشم من! كسی كه ياوری ندارد، چگونه تسليم مرگ نشود؟ (فرزندم) رحمت و نصرت خدا در دنيا و آخرت به همراه شما است، پس بر قضای الهی صبر پيشه كن و زبان به شكوه مگشای؛ زيرا دنيا از بين‌رفتنی و آخرت ماندگار است.»[3]

طبق نقل سوم، آن حضرت به فرزندان و خواهران چنين توصيه فرمود: «خودتان را برای گرفتاری آماده كنيد و بدانيد خدا نگهدار و ياور شما است و شما را از شرّ دشمنان نجات می بخشد و عاقبت امرتان را به خير خواهد كرد. دشمنانتان را با انواع بلاها عذاب خواهد نمود و به شما در برابر اين گرفتاری، انواع نعمت و كرامت عطا خواهد كرد، پس زبان به شكوه مگشاييد و سخنی مگوييد كه از منزلت و ارزش شما بكاهد.»[4]

سفارش به فرزندان يتيم و بازماندگان

فرزندان و بازماندگان كاروان كربلا نظاره‌گر دل‌خراش‌ترين صحنه‌ها بوده‌اند، لذا به توجهی عميق نياز داشتند. از اين‌رو، امام حسين(علیه السلام) با تمام گرفتاری ها و مصائب، وضعيت روحی و روانی فرزندان را برای پس از شهادت خود پيش‌بينی كرد و در واپسين لحظات، تنها فرزند بازمانده خود،‌ امام زين العابدين(علیه السلام) را به توجه، مراقبت و درك وضعيت روحی آنها سفارش فرمود و آنچنان شرايط روانی و روحی آنها را ترسيم نمود و مشاوره‌های لازم تربيتی را به ايشان ارائه داد كه هر آشنا به مسائل روانشاسی و تربيتی را به شگفتی وامی دارد. امام(علیه السلام) فرمود: «... يَا وَلَدِي أنْتَ اَطْيَبُ ذُرِّيَّتِي وَأفْضَل عِتْرَتِي وَأنْتَ خَلِيفَتِي عَلَي هَؤلاَءِ الْعَيَالِ وَ الْأطْفَالِ فَإنَّهُمْ غُرَبَاءٌ مَخْذُولُونَ قَدْ شَمَلتهُمُ الذِّلَّةُ وَاليُتْم وَ شمَاتَةُ الأعْدَاءِ وَ نَوَائِبِ الزَّمَانِ، سَكَتْهُم إذَا صَرَخُوا وَآنَسَهُم إذَا اسْتَوحَشُوا وَ سَلْخَوَاطِرَهُمْ بِلَيِّنِ السَّلاَمُ فَإنَّهُم مَابَقِيَ منْرِجَالَهُم مَنْيَسْتَاْءنِسُونَ بِهِ غَيْرُكَ وَلاَ أحَدَ عِنْدَهُم يَشُكُّونَ إلَيْهِ حُزْنهُم سِوَاك؛[5] فرزندم! تو پاكيزه‌ترين ذريّه و بافضيلت‌ترين خاندان من هستی. بعد از من تو سرپرست كودكان و اهل بيتی. آنان [پس از من] غريب هستند و به خواری كشيده می شوند. خواری، يتيمی، شماتت دشمنان و مصيبت های زمان آنها را در برگرفته است. هرگاه ناله و گريه آنان بلند شد، آرامشان گردان. در هنگام ترس همراهشان باش. با سخنان نرم تسلّی خاطرشان بده. از مردان آنها جز تو كسي كه با او انس بگيرند، باقی نمانده است و جز تو كسی را كه شنوای شكوه‌ها و درد دل هايشان باشد، ندارند.»

پاسخگويی به پرسش های فرزندان

وقتی فرزندان دوران نوزادی و كودكی را پشت سر می گذارند، بر اثر ارتباط بيش‌تر با اشياء پيرامون و برخورد با موقعيت هاس جديد، سؤالاتی در ذهنشان به وجود می آيد و در مقطعی از سن، چنان والدين را سؤال باران می كنند كه آنها را به ستوه می آورند.

هرچه كودكان رشد عقلانی بيش‌تری می يابند، سؤالات جدّی تری خواهند داشت، به‌ويژه در دوره نوجوانی و آغاز جوانی، شرايط جديد، تغيير و تحوّلات، تصميمات بزرگ در زندگی والدين سؤالات بيش‌تری را در ذهن آنان ايجاد می كند. در چنين وضعيتی بر والدين بصير و آگاه لازم است كه برای فرزندانشان زمينه پرسش‏گری را فراهم كنند و پای صحبت های آنان بنشينند و با صبر و حوصله به پرسش های آنان پاسخ مناسب دهند و ابهامات را مرتفع سازند. پاسخگويی به سؤالات آنان در رشد فكری و تربيتی شان مؤثر است.

حادثة كربلا ـ كه در زندگی امام حسين(علیه السلام) موقعيت جديدی محسوب می شد ـ پرسش هايی را در ذهن فرزندان و ديگر همراهان حضرت ايجاد كرد و ذهن كنجكاو آنان را به پرسشگری وا داشت. امام با درك موقعيت آنها، به سؤالاتشان پاسخ های مناسب و در خور آنان می داد. به دو نمونه از پاسخگويی حضرت اشاره می كنيم:

1. آن حضرت(علیه السلام) هنگام ظهر به همراه اصحابش، در ثعلبيه فرود آمد، خواب كوتاهی بر آن حضرت مستولی شد كه پس از اندكی حضرت با چشم گريان از خواب بيدار شد. فرزندش علی اكبر(علیه السلام) كه متوجه اين صحنه بود، پرسيد: ای پدر! چرا گريه می كنی؟ خدا چشم تو را نگرياند. حضرت فرمود: «فرزندم! اين لحظه وقتی است كه رؤيا در آن دروغ نمی باشد. من در خواب سواره‌ای را ديدم كه كنارم ايستاد و گفت: ای حسين! شما به سرعت حركت می كنيد و مرگ به سرعت شما را به بهشت می رساند، پس آگاهی يافتم كه مرگ ما فرا رسيده است.» حضرت علی اكبر(علیه السلام) پرسيد: ای پدر! آيا ما بر حق نيستيم؟ فرمود: «فرزندم! به خداوندی كه تمام بندگان به سوی او برمی گردند، ما بر حق هستيم.» علی اكبر(علیه السلام) عرض كرد: در اين صورت از مرگ ترسی نداريم. امام فرمود:‌ «خدا بهترين پاداش پدر به فرزند را به تو عطا فرمايد!»[6]

2. در شب عاشورا بعد از آنكه حضرت، حوادث روز عاشورا و شهادت ياران را ترسيم كرد، قاسم بن حسن(علیه السلام) درباره شهادت خود پرسيد. امام(علیه السلام) به او مهربانی كرد و پرسيد: فرزندم! مرگ نزد تو چگونه است؟ پاسخ داد: عمو (جان)! مرگ نزد من از عسل شيرين‌تر است. حضرت بعد از آنكه ظرفيّت و توان درك قاسم را نمايان ساخت و پاسخ زيبای او را شنيد، فرمود: عمويت به فدايت! به خدا قسم! تو از كسانی هستی كه بعد از آزمايش بزرگ به همراه من شهيد می شوی.[7]

نقش آزادی انتخاب در تربيت فرزندان

خدا انسان را آزاد آفريده و قدرت اراده و انتخاب به او بخشيده است تا در پرتو آن از ميان راه‌های مختلف مسير صحيح را برگزيند.

آنچه انسان در پرتو شناخت و بدون اكراه و اجبار برگزيد و در راه تحقق و دستيابی به آن تا پای جان ايستاده، عنصر آزادی به جا و انتخاب درست می باشد كه در تربيت، عنصری گرانبها و كارآمد است؛ زيرا در تربيت فرزندان اجبار ثمری نمی بخشد. والدين و مربيان بايد چنان زمينه را آماده كنند كه فرزندان خود راه صحيح را برگزينند تا بر آنچه به حق برگزيده‌اند، پايبند و استوار باشند.

از جلوه‌های تربيتی حادثه عاشورا، صحنه آزادی و انتخاب راه بود. امام حسين(علیه السلام) با اينكه در كربلا به شدت نيازمند داشتن ياور بود؛

امّا با کمال صداقت و راستی فرزندان و دیگر یاوران خود را در ادامه مسیر آزاد گذاشت و با اینکه بر فرزندان خود حقّ بزرگ دارد؛ امّا هیچ‌گاه راه مبارزه و همراهی خود را بر آنان تحمیل نفرمود و ازاین‌رو، آنان که آگاهانه همراهی پدر و امام خویش را برگزیدند، در این راه تاآخرین‌نفس ایستاده، جان خویش را فدا نمودند.

«ابی حمزه ثمالی» از امام علی بن الحسين (علیهماالسلام) نقل می‌کند که: در شب عاشورا پدرم اهل و فرزندان خود و اصحاب را جمع نمودند و خطاب به آنان فرمود: «ای اهل و فرزندان و ای شیعیان من! از فرصت شب استفاده کنید و جان‌های خود را نجات دهید... شما در بیعتی که با من بسته‌اید، آزاد هستید... .»[8]

همچنین هنگامی که آن حضرت عبدالله، فرزند مسلم نزد ایشان آمد و اجازه میدان طلبید، فرمود: تو در بیعت با من آزاد هستی. شهادت پدرت کافی است. تو دست مادرت را بگیر و از این معرکه خارج شو!» عبدالله عرض کرد: به خدا سوگند! من از کسانی نیستم که دنیا را بر آخرت مقدّم دارم.[9]

 


پی‌نوشت:

[1]. موسوعه کلمات امام حسين (علیه‌السلام)، ص48.

[2]. نفس المهموم، حاج شیخ عباس قمی، مؤسسه نشر شهر، تهران، 1389.

[3]. منتهی الآمال، شیخ عبّاس قمی، ترجمه رضا استادی، نشر مصطفی، تهران، 1384 ش، ج1، ص44.

[4]. بحار الانوار، ج45، ص47؛ موسوعه کلمات امام حسين (علیه‌السلام)، ص49.

[5]. لهوف، ص48.

[6]. ناسخ التواریخ، عباسقلی سپهر، چاپ اسلامیه، تهران، 1364 ش، ج2، ص220.

[7]. لهوف، سید بن طاووس، ترجمه سید احمد زنجانی، نشر جهان، تهران، 1353.

[8]. نفس المهموم، ص230.

[9]. موسوعه کلمات امام حسين (علیه‌السلام)، ص401.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 178

 

 





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٨ شهريور ١٣٩٩ / شماره خبر : ٣٦٠٤٠٨ / تعداد بازدید : 4729/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج