جمعه ٠٢ آبان ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


تكثير نسل؛

تكثير نسل در فرهنگ اسلامي(1)

در اسلام، خصوصاً تشيّع، تكثير نسل يك استراژي درازمدّت و دايمي است كه بر آن تأكيد فراوان شده است؛ ولي گاه ضرورتها ايجاب مي كند كه بر اين مسئله تأكيد بيش تري شود و در واقع اعلام خطر شود كه عدم توجّه به ازدياد نسل و كنترل مواليد براي جامعه خطر جدّي خواهد داشت.

مقدّمه

در اسلام، خصوصاً تشيّع، تكثير نسل يك استراژي درازمدّت و دايمي است كه بر آن تأكيد فراوان شده است؛ ولي گاه ضرورتها ايجاب مي كند كه بر اين مسئله تأكيد بيش تري شود و در واقع اعلام خطر شود كه عدم توجّه به ازدياد نسل و كنترل مواليد براي جامعه خطر جدّي خواهد داشت.

رهبر فرزانة انقلاب در اين زمينه اين گونه اعلام خطر فرمودند: «... آن طوري كه افراد متخصّص و عالم و كارشناس علمي اين قسمت تحقيق و بررسي كردند و گزارش دادند، ما در سال 71 به همان مقاصدي كه از تحديد نسل وجود داشت، رسيديم. از سال 71 به اين طرف، بايد سياست را تغيير مي داديم؛ خطا كرديم، تغيير نداديم. امروز بايد اين خطا را جبران كنيم.

كشور بايد نگذارد كه غلبة نسل جوان و نماي زيباي جواني در كشور از بين برود ... در اين سياست تحديد نسل، حتماً بايستي تجديدنظر شود و كار درستي بايد انجام بگيرد. اين مسئلة افزايش نسل و اينها جزء مباحث مهمّي است كه واقعاً همة مسئولين كشور ـ نه فقط مسئولين اداري ـ روحانيون، كساني كه منبرهاي تبليغي دارند، بايد در جامعه دربارة آن فرهنگ سازي كنند؛ از اين حالتي كه امروز وجود دارد ـ يك بچه، دو بچّه ـ بايد كشور را خارج كنند. رقم صدو پنجاه ميليون و دويست ميليون را اوّل امام گفتند ـ و درست هم هست ـ ما بايد به آن رقمها برسيم.»[1]

معظّم له در جاي ديگر خاطرنشان كرده اند: «البته اجراي سياست كُنترل جمعيّت در اوايل دهة هفتاد كار صحيحي بود؛ امّا ادامة آن از اواسط دهة هفتاد اشتباه بود و مسئولين كشور و از جمله رهبري در اين اشتباه سهيم هستند و بايد از خداوند طلب عفو كنند.»[2]

ارائه آمار و ارقام

براساس مباني علم جمعيّت شناسي، كم ترين نرخ باروري كه ضامن بقاي خانواده و جامعه است 1/2 فرزند به اِزاي هر زن مي باشد.

رئيس مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيّه مي گويد: «با مراجعه به ارقام مركز آمار ايران و سازمان ملل در سال 1385 ش اين رقم براي كل كشور 8/1 فرزند است؛ يعني 18 فرزند جایگزین 20 نفر والدين مي شوند 2 نفر كم تر از حدّ جانشيني است. اين رقم در حال حاضر (سال 91 و 92) به حدود 6/1 فرزند براي هر مادر رسيده است. (يعني به اِزاي هر زن و مرد يك مميّز شش دهم فرزند جايگزين مي شود). اين در حالي است كه كشورهايي مانند انگليس، فرانسه و آمريكا (همانهايي كه ما را به خاطر كنترل مواليد تعريف و تمجيد و تشويق كردند) داراي نرخ باروري بيش از ايران هستند. نرخ باروري اين سه كشور به 1/2  فرزند رسيده است و پيش بينيها افزايش آن را در سالهاي آينده نشان مي دهد.

زنان ايراني در فرزند آوري، رتبة 144 جهان را دارند، در حالي كه اسرائيل با رتبه 75، آفريقاي جنوبي 97، برزيل 106، تركيه 110، فرانسه 118، آمريكا 122، انگليس 137 در مكانهاي بالاتر از ايران قرار مي گيرند.»[3]

و در كنار آن اين نكته نيز قابل توجّه است كه ما شاهد تفاوت نرخ رشد جمعيّت در استانهاي مركزي و حاشيه اي هستيم. به طوري كه نرخ رشد استانهاي مرزي تقريباً حدود 5 برابر نرخ رشد جمعيّت مركزي است. با توجّه به اختلافهاي قوميتي، ديني و مذهبي بين استانهاي مركزي با حاشيه اي كشور، اين مسئله مي تواند نگاهي جديد ارائه دهد. در برخي مناطق بلوچستان خانواده هاي بين 10 تا 20 نفره داريم و اين در حالي است كه در استان تهران بسياري از خانواده هاي جوان فاقد فرزند هستند و بسياري از استانهاي كشور وارد رشد جمعيّت منفي شده اند، به گونه اي كه اگر اين وضع تا 50 سال آينده ادامه داشته باشد، تركيب جمعيّت برعكس وضعيّت فعلي خواهد شد و اكثريت جمعيّت با استانهاي حاشيه اي خواهد بود.

«برژينسكي» سياست مدار كهنه كار آمريكايي و مشاور سابق امنيت ملّي آمريكا، در مصاحبه اي با روزنامة «وال استريت ژورنال» در سال 2009 م گفته بود: «از فكر كردن به حمله پيش دستانه عليه تأسيسات هسته اي ايران بپرهيزيد و گفتگوها با تهران را حفظ كنيد. بالاتر از همه، بازي طولاني مدّتي را انجام دهيد؛ چون زمان و آمارهاي جمعيّتي و تغيير شغل در ايران به نفع رژيم كنوني نيست.»[4]

تلاش جمعيّت افزايي دشمن

دشمنان، خصوصاً غربيان، ما را به كنترل مواليد تشويق مي كنند و از ايران به خاطر اين مسئله تشكر كرده اند؛ ولي خود به دنبال تكثير نسل و جمعيّت خويش هستند!!

نرخ فرزند آوري در ايران 20 پلّه از آمريكا پايين تر است و اسرائيل دو برابر نرخ فرزند آوري ايران را در اختيار دارد. نرخ باروري در ايران پايين ترين مقدار در ميان كشورهاي مسلمان است. و رغيب اروپايي ايران؛ يعني آلباني با رقم 5/1 است.

تعداد فرزندان در يك خانوادة ايراني كم تر از تعداد فرزندان در خانواده هاي انگليسي، آمريكايي، فرانسوي و اسرائيلي است؛ يعني ما در حال حاضر از نرخ رشد جمعيّت كشورهاي غربي كه در آنها معيارهايي چون آخرت مداري، تعالي محوري و ارزش انسانهاي مؤمن مطرح نيست. نيز بسيار پايين تر هستيم و در بين 26 كشور منطقه كه بسياري از آنها با ما دوست نيستند، مقام بيست و پنجم باروري را داريم.

امروزه سياست مداران كشورهاي تأثيرگذار به دنبال رشد جمعيّت خود هستند. چين با يك ميليارد و چهارصد ميليون جمعيّت دست از سياست تك فرزندي برداشته است.

روسيه نيز سياست افزايش جمعيّت را در پيش گرفته است. «ولاديمير پوتين» قبل از انتخابات، در ديداري با دانشگاهيان روسيه، قول داد، جمعيّت روسيه در طي 40 سال آينده نه تنها كاهش نيابد؛ بلكه به 154 ميليون نفر نيز افزايش دهد.

«جورج بوش» پدر در اظهاراتي بيان كرده بود: «من هيچ گاه اين طرح (كنترل جمعيّت) را اجرا نخواهم كرد، كشور ما كشور وسيعي است و 300 ميليون جمعيّت براي كشوري مثل آمريكا كم است.»[5]

در اين ميان رويكرد صهيونيستها و وهابيون نسبت به مسئلة تعداد فرزندان و كنترل جمعيّت نيز قابل تأمّل است. «ديويد باتزري» كه يكي از خاخامهاي مطرح اسرائيل است، در اجتماع هزاران زن صهيونيست، در يك مراسم مذهبي از آنها درخواست كرد كه دست كم 12 فرزند به دنيا بياورند و از اقدامات جلوگيري از بارداري استفاده نكنند و حتّي بعد از 40 سالگي نيز براي به دنيا آوردن فرزند تلاش كنند. وي تصريح كرد: هر دختري كه ازدواج مي كند، بايد تلاش كند 12 فرزند به دنيا بياورد.

اين خاخام يهودي زنان حاضر در اين اجتماع را تشويق كرد كه بر يكديگر فشار آورند تا بعد از ازدواج بارداري خود را به تأخير نيندازند و بين زايمان خود نيز زياد فاصله نداشته باشند. وي دربارة موضوع سقط جنين نيز صحبت كرد. «ديويد باتزري» در ادامه گفت: حتي در سن 40 سالگي و بيش تر نيز به دنيا آوردن بچه ممكن است و اين خطرناك نيست. وي افزود: دكترها دروغگو هستند، حرف آنها را باور نكنيد. آنها به شما مي گويند كه جنين ناسالم است، اين حرف آنها تنها براي حفظ خود از عواقب حقوق است.

تعداد فرزندان در يك خانوادة ايراني كم تر از تعداد فرزندان در خانواده هاي انگليسي، آمريكايي، فرانسوي و اسرائيلي است؛ يعني ما در حال حاضر از نرخ رشد جمعيّت كشورهاي غربي كه در آنها معيارهايي چون آخرت مداري، تعالي محوري و ارزش انسانهاي مؤمن مطرح نيست. نيز بسيار پايين تر هستيم و در بين 26 كشور منطقه كه بسياري از آنها با ما دوست نيستند، مقام بيست و پنجم باروري را داريم.

اين خاخام صهيونيست افزود: گوش دادن به حرف دكترها ممنوع است، زناني كه با من مشورت داشته اند و فرزند خود را سقط نكرده اند، سالم ترين فرزندان را داشته اند. چندي پيش نيز يكي از خاخامهاي اسرائيلي شرط ورود هر زن مؤمن يهودي به بهشت را به دنيا آوردن حداقل 8 فرزند دانسته بود.[6]

در حالي كه همين صهيونسيتها از زياد شدن جمعيّت فلسطينيها به شدّت اظهار نگراني مي كنندو از طرق مختلف به دنبال كاهش جمعيّت آنها هستند؛ از طريق قتل عامهاي مستقيم، تزريق داروهاي عقيم كننده و سرطان زا، اخراج و تبعيد و ... و در ميانمار بيش از 2 فرزند براي مسلمانان را ممنوع كرده اند.

وهابيان نيز اقدامات مشابهي دارند. آنها طبق حكم مفتيهاي خود بايد چهار زن داشته باشند و تا مي توانند فرزند به دنيا بياورند. با يك حساب ساده و سرانگشتي مي توان فهميد كه تا چند سال ديگر جمعيّت صهيونيستها و همين طور جمعيّت وهابيت خارج از كشور جمعيّت چشمگيري خواهد بود كه اگر متوليان امر فكر اساسي نكنند، مشكلات جدّي را در پي خواهد داشت.

تأكيد معصومين(علیهم السلام)بر تكثير نسل

با توجّه به اهميتي كه ازدياد نسل در جهات مختلف دارد پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)و همين طور امامان معصوم(علیهم السلام)14 قرن جلوتر از اين مسئله را به عنوان يك مسئلة مهمّ، باارزش، و به صورت يك استراتژي مستمر مطرح نمودند.

شيخ حرّ  عاملي (رحمه الله)در «وسائل الشيعه» بابي داردتحت عنوان «باب استحباب الاستيلاد و تكثيرُ الْاَولاد» كه در آن 14 روايت را از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)و امامان معصوم(علیهم السلام)نقل نموده است.[7] و همين طور «مستدرك الوسائل» در بابي به همين عنوان 9 روايت را نقل نموده است. همچنين ديگر كتب روايي بر اين مسئله پاي فشرده اند كه به نمونه هايي اشاره مي شود:

افتخار پيامبر(صلی الله علیه وآله)به زيادي امّت

«محمد بن مسلم» از حضرت صادق(علیه السلام)و او از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نقل نموده است كه آن حضرت فرمود: «أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرْ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً؛[8] فرزندان خود را زياد كنيد تا [فرداي قيامت] به واسطه شما بر ديگر امّتها افتخار نمايم.»

در روايت ديگر فرمود: «تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ حَتَّى إِنَّ السِّقْطَ (يَقِفُ مُحْبَنْطِئاً) عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ ادْخُلْ فَيَقُولُ لَا حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ قَبْلِي؛[9] ازدواج كنيد [تا فرزند بياوريد] ! به راستي من به واسطة (زيادي) شما فرداي قيامت بر ديگر امّتها افتخار مي كنم؛ حتي فرزند سقط شده (غير اختياري) بر درگاه بهشت با حالت ناراحتي مي ايستد. به او گفته مي شود: داخل بهشت شو! مي گويد: داخل نمي شوم، مگر اينكه پدر و مادرم قبل از من داخل بهشت شوند.»

در صحيفه «عبدالله بن سنان» آمده است كه امام صادق(علیه السلام)فرمود: «مردي نزد رسول خدا(صلی الله علیه وآله)آمد و گفت: اي پيامبر خدا! من دخترعمويي دارم كه زيبايي و حسن دين او را مي پسندم؛ ولي او نازا است. پيامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: با او ازدواج نكن؛ زيرا حضرت يوسف(علیه السلام)هنگام ملاقات با برادرش از او پرسيد: برادر! چگونه توانستي پس از من با زنان ازدواج كني؟ پاسخ داد: پدرم به من فرمان داد كه اگر مي تواني فرزنداني داشته باشي كه زمين را از تسبيح سنگين نمايند، ازدواج كن. امام صادق(علیه السلام)فرمود: فرداي همان روز مردي نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله)آمد و همان پرسش را مطرح كرد، حضرت(صلی الله علیه وآله)فرمود: «تَزَوَّجْ سَوْدآءَ وَلُوداً فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)مَا السَّوْدآءُ قَالَ الْقَبِيحَةُ؛[10]با زن سوداء كه فرزند زيادي آورد، ازدواج كن؛  زيرا من در روز قيامت به فراواني مسلمانان بر ديگر امّت تفاخر مي كنم. راوي مي گويد: از امام (علیه السلام)سؤال كردم: سوءاء چيست؟ امام(علیه السلام)فرمود: زن زشت منظر.»

اين سه حديث از جوانب مختلف بر مطلوبيّت فراواني اولاد دلالت دارد:

1. تشويقبه ازدواج با همسر ولُود و اينكه اگر امر داير شود بين همسر زيباي نازا، و همسر نازيباي ولود و بچه آور، دومي از ديدگاه پيامبر(صلی الله علیه وآله)مقدم است.

2. محبوب بودن سنگيني زمين به وسيلة فرزنداني كه تسبيح مي كنند ـ  چنان كه در روايت ديگري آمده است كه: «مَا يَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ يَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهَ يَرْزُقُهُ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛[11] چه چيز مانع آن است كه فرد مؤمن همسر اختيار كند؟ شايد خداوند فرزندي به او ببخشد كه زمين را با گفتن "لا اله الّا الله"سنگين نمايد.»

3. تعليل به تفاخر بر ساير امّتها در روز قيامت، به انبوه جمعيّت مسلمانان. اين امر در جامعة امروز، كه فرزند كم تر را افتخار مي دانند و كاري كرده اند كه مادران متدين و خانه دار، از گفتن خانه دار بودن و تعداد فرزندان زياد داشتن احساس خجالت مي كنند، بعيد مي نمايد كه نشانة افتخار باشد؛ امّا پيامبر خاتم(صلی الله علیه وآله)با تمام عظمت و برتري كه بر امّتهاي گذشته و پيامبران آنها دارد، از برترين عامل برتري خود را بر امّتهاي ديگر، فراواني جمعيّت مسلمين مي داند كه اين امر نشان از ارزش عميق و والاي تكثير نسل و زيادي اولاد دارد. افرادي بودند كه گاه داشتن و يا وجود فرزند را امر منفي و زيان آور مي دانستند مثل امروز جامعة ما كه عده اي وجود فرزند، يا فرزندان فراوان را امري منفي مي دانند. امامان معصوم(علیهم السلام)با شدّت با اين مسئله برخورد نموده اند،  از جمله به اين روايت توجّه شود:

قطب راوندي نقل كرده است كه «حسن بصري» گفت: «بِئْسَ الشَّيْ ءُ الْوَلَدُ إِنْ عَاشَ كَدَّنِي وَ إِنْ مَاتَ هَدَّنِي فَبَلَغَ ذَلِكَ زَيْنَ الْعَابِدِينَ (علیه السلام)فَقَالَ كَذَبَ وَ اللَّهِ نِعْمَ الشَّيْ ءُ الْوَلَدُ إِنْ عَاشَ فَدَعَّاءٌ حَاضِرٌ وَ إِنْ مَاتَ فَشَفِيعٌ سَابِقٌ؛[12]بد چيزی است فرزند؛ اگر زنده بماند (انسان را) رنج مي دهد و اگر بميرد، انسان را غصّه دار مي كند. اين سخن به امام زين العابدين(علیه السلام)رسيد. فرمود: به خدا سوگند! دروغ گفته است. بهترين چيز فرزند است؛ اگر زنده ماند، دعاي حاضر و آماده است [وجودش و رفتار صالحش دعا براي والدين است] و اگر از دنيا رفت، شفاعت كننده اي پيش فرستاده شده است.»

البته امامان، اين تعليمات را از رسول خدا اکرم(صلی الله علیه وآله)آموخته اند كه فرمود: «الْوَلَدُ كَبِدُ الْمُؤْمِنِ إِنْ مَاتَ قَبْلَهُ صَارَ شَفِيعاً وَ إِنْ مَاتَ بَعْدَهُ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لَهُ فَيَغْفِرُ لَه ؛[13] فرزند جگرگوشة مؤمن است؛ اگر قبل از (پدر) مؤمن از دنيا رفت، شفاعت كنندة او است،  و اگر زنده ماند، براي پدر طلب استغفار مي كند، پس خداوند او را مي بخشد.»

ادامه دارد...


پی نوشت
[1]. بيانات رهبري در ديدار كارگزاران نظام، 3/5/1391.

[2]. روزنامه جمهوري اسلامي، 20/7/1391 ش.

[3]. سايت مشرق، ره توشه، محرم، 1434 ق، ص 27.

[4]. خبرگزاري فارس، ره توشه، ص 27.

[5]. خبرنامه دانشجويان ايران، 31 تير 1391 ش.

[6]. خبرنامه دانشجويان ايران، 31 تير 1391 ش.

[7]. وسائل الشيعه، حرّ عاملي، دار احياء التراث العربي، بيروت، بي تا، ج 15، صص 94 ـ  97.

[8]. همان، ج 15، ص 96، ح 8 (چاپ جديد، ج 21، ص 356).

[9]. همان، ج 15، ص 97، ح 14 (چاپ جديد، ج 21، ص 357).

[10]. الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1365 ش، ج 5، ص 333.

[11]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري طبرسي، مؤسسة آل البيت لاحياء التراث، قم، چاپ سوم، 1411 ق، ج 15، ص 112، روايت 7 (17686).

[12]. همان.

[13]. همان، ح 8.


منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 174





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٦ خرداد ١٣٩٩ / شماره خبر : ٣٥٧٩٧٢ / تعداد بازدید : 2116/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج