چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > برگزیده ها 
ماهنامه مبلغان


فیش منبر محرم الحرام -1

عاشورا و درس خوداتکائی

خوداتکائی و خودباوری، از جمله درسهای جریان عاشورا و عبرتی برای جوامع اسلامی است. موضوع پیش رو با عنایت به شعار سال، در قالب فیش منبر برای ماه محرم الحرام با بیان نکاتی اشاره دارد.

فیش منبر محرم الحرام

مؤسسه سفیران انقلاب

اشاره

نوشتار پیش رو شامل چند موضوع سخنرانی و سوژه سخن متناسب ماه محرم الحرام است که در قالب فیش سخنرانی تهیه شده است.

این فیشها «مواد سخن» است و تحلیل، تفسیر، گریز به مباحث روز و... به عهدۀ مبلغین گرامی گذاشته می شود.

بخش اول: عاشورا و درس خوداتکایی

فیش اول: عاشورا و درس خوداتکائی

فیش دوم: تحریم ها در کربلا

بخش دوم: ویژگی های خاص جریان عاشورا

فیش سوم: قیام عدالت خواهانه

فیش چهارم: قیام تکلیف مدارانه

فیش پنجم: قیام استقامت مدارانه

فیش ششم: قیام بصیرت مدارانه

بخش سوم: ویژگی های خاص یاران عاشورا

فیش هفتم: ادا کننده حق محبت امام حسین(علیه السلام)

فیش هشتم: ادا کننده حق معرفت امام حسین(علیه السلام)

فیش نهم: ادا کننده حق اطاعت از امام حسین(علیه السلام)

فیش دهم: ادا کننده حق نصرت امام حسین(علیه السلام)

**********

فیش منبر؛ بخش اول؛ عاشورا و درس خوداتکایی

فیش اول:
خوداتکائی در کربلا

خوداتکائی و خودباوری، از جمله درسهای جریان عاشورا و عبرتی برای جوامع اسلامی است. موضوع پیش رو با عنایت به شعار سال، در قالب فیش منبر برای ماه محرم الحرام با بیان نکاتی اشاره دارد.

الف) خوداتکایی در قرآن

اسلام، خواهان عزّت و سربلندی بشریت، به ویژه مسلمانان و جوامع مسلمین است و هرگونه تسلّط و وابستگی به بیگانه را نفی می کند: «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»[1]؛ «خداوند هرگز بر [زيان] مؤمنان، براى كافران راه [تسلّطی] قرار نداده است.» و ما را به داشته های خود متوجه می سازد که «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين»؛[2] «و سست نشويد! و غمگين نگرديد! و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد!»

بر این اساس، قرآن کریم، خداوند به هیچ جامعه ای کمک نخواهد کرد، مگر اینکه خود تلاش نمایند: «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»[3]؛ «و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.» و یا: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»[4]؛ «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد، مگر زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.»

ب) خوداتکایی در روایات

در روایات معصومین(علیهم السلام) معارفی است که ما را به داشته های خود متوجه کرده است و به خوداتکایی تشویق می نماید.

1. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «الْإِسْلَامُ يَعْلُو وَ لَا يُعْلَي عَلَيْهِ؛[5] اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد.»؛

2. امام علی(علیه السلام) وابستگی به دیگران را باعث اسارت دانسته، می فرمایند: «اسْتَغْنِ بِاللَّهِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظِيرَهُ وَ احْتَجْ إِلَي مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسِيرَهُ؛[6] به وسیله خداوند از هر کسی بی نیازی بجویی، همانند او خواهی بود و به هر کسی نیازمند باشی، برده و اسیر او خواهی بود.»؛

3. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «شَرَفُ الْمُؤْمِنِ قِيَامُ اللَّيْلِ وَ عِزُّهُ اسْتِغْنَاؤُهُ عَنِ النَّاسِ؛[7] شرافت مؤمن به شب زنده داری و عزتش به بی نيازي از مردم است.»؛

4. امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند: «رَأَيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمَّا فِی أَيْدِی النَّاسِ وَ مَنْ لَمْ يَرْجُ النَّاسَ فِی شَيْءٍ وَ رَدَّ أَمْرَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی جَمِيعِ أُمُورِهِ اسْتَجَابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِی كُلِّ شَيْءٍ؛[8] تمام خير و نيکی را در بريدن طمع از دست مردم ديدم و هر که هيچ اميدی به مردم نداشته باشد و امرش را در هر کاری به خدا واگذارد، خداوند در هر چيزی او را اجابت کند.»؛

5. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَی النَّاسِ اسـْتـِلَابٌ لِلْعـِزِّ وَ مـَذْهـَبَةٌ لِلْحَيَاءِ وَ الْيَأْسُ مِمَّا فِی أَيْدِی النَّاسِ عِزٌّ لِلْمُؤْمِنِ فِی دِينِهِ وَ الطَّمَعُ هُوَ الْفَقْرُ الْحَاضِرُ؛[9] حاجت خواستن از مردم موجب سلب عزت و رفتن حيا می گردد و نوميدی از آنچه دست مردم است، موجب عزت مؤمن در دينش شده، طمع فقري حاضر و آماده است.»؛

6. احمد بن محمد ابی نصر می گويد: به امام رضا(علیه السلام) عرض کردم: «جُعِلْتُ فِدَاكَ! اكْتُبْ لِی إِلَی إِسْمَاعِيلَ بْنِ دَاوُدَ الْكَاتِبِ لَعَلِّی أُصِيبُ مِنْهُ قَالَ: أَنَا أَضَنُّ بِكَ أَنْ تَطْلُبَ مِثْلَ هَذَا وَ شِبْهَهُ وَ لَكِنْ عَوِّلْ عَلَی مَالِی؛[10] قربانت گردم! برای اسماعيل بن داود کاتب توصيه ای بنويس، شايد از او بهره ای ببرم. حضرت فرمودند: مرا دريغ آيد که مانند تویی چنين چيزی طلب کند، تو بر مال من تکيه کن (هرچه خواهی از من بگير)!»؛

7. امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «الْيَأْسُ مِمَّا فِی أَيْدِی النَّاسِ عِزُّ الْمُؤْمِنِ فِی دِينِهِ أَوَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ حَاتِمٍ إِذَا مَا عَزَمْتَ الْيَأْسَ أَلْفَيْتَهُ الْغِنَی إِذَا عَرَّفْتَهُ النَّفْسَ وَ الطَّمَعُ الْفَقْرُ؛[11]نوميدی و چشم نداشتن به دست مردم عزت دينی مؤمن است، مگر گفتار حاتم را نشنيده ای که گفته: چون به ناامیدی [از مردم] تصمیم گرفتی و دلت به آن معرفت پیدا کرد، آن را بی نيازی و طمع را فقر خواهی یافت.»؛

8. اميرالمؤمنين(علیه السلام) می  فرمایند: «لِيَجْتَمِعْ فِی قَلْبِكَ الِافْتِقَارُ إِلَی النَّاسِ وَ الِاسـْتـِغـْنَاءُ عَنْهُمْ فَيَكُونَ افْتِقَارُكَ إِلَيْهِمْ فِی لِينِ كَلَامِكَ وَ حُسْنِ بِشْرِكَ وَ يَكُونَ اسْتِغْنَاؤُكَ عَنْهُمْ فِی نَزَاهَةِ عِرْضِكَ وَ بَقَاءِ عِزِّكَ؛[12] بايد در دلت احتياج به مردم و بی نيازی از ايشان پيدا گردد، و احتياج به آنها در نرم زبانی و خوشرویي ات باشد و بی نيازي ات از آنها در حفظ آبرو و نگهداری عزتت باشد.»

در این روایت امام عالي ترین دستور معاشرت و برخورد با مردم را بيان می فرمایند و حاصلش این است که انسان بايد در دل دو عقيده داشته باشد: يکی آنکه در معاشرت به هم نوع محتاج است؛ زيرا انسان طبعاً اجتماعی آفريده شده و در بقای خود به آنها محتاج است، پس باید نرم گفتار و خوش برخورد باشد؛ ديگر آنکه روحیه احتیاج و نيازمندی به مردم پسندیده نيست و بايد تنها خدا را روزی ده بندگان و مسبب الاسباب بداند، پس نبايد با تملق و چاپلوسی خود را خوار و زبون نمايد؛ بلکه در عين خوش رویی و شيرين سخنی، عزت نفس و مناعت طبع خويش را حفظ کند.

در باب بی نیازی و عزت نفس مسلمان و اعتقاد و باور به پروردگار اقبال لاهوری شعر زیبایی دارد: 

گر به «الله الصمد» دل بسته ای
از حد اسباب بیرون جَسته ای
بنده حق بنده اسباب نیست
زندگانی گردش دولاب نیست
مسلم استی بی نیاز از غیر شو
اهل عالم را سراپا خیر شو
پیش منعم شِکوه گردون مکن
دست خویش از آستین بیرون مکن
چون علی در ساز با نان شعیر
گردن مرحب شکن خیبر بگیر
منت از اهل کرم بردن چرا
نشتر لا و نعم خوردن چرا
رزق خود را از کف دونان مگیر
یوسف استی خود را ارزان مگیر
گرچه باشی مور هم بی بال و پر
حاجتیپیش سلیمانی مبر
راه دشوار است سامان کم بگیر
در جهان آزاد زی آزاد میر
سبحه «اقلل من الدنیا» شمار
از تعش حرّا شوی سرمایه دار
تا توانی کیمیا شو گل مشو
در جهان منعم شو و سائل مشو
ای شناسای مقام بوعلی
جرعه ای آرم ز جام بوعلی
«پشت پا زن تخت کیکاوس را
سربده از کف مده ناموس را»
خود به خود گردد در میخانه باز
بر تهی پیمانگان بی نیاز

9. اسلام انسانها را به سوی قطع وابستگی و نیازمندی سلطه پذیرانه به دیگران فرا می خواند. امام علی(علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «آنگاه که فرد و جامعه ای مورد لطف الهی قرار گیرد، خداوند توفیق خوداتکایی و خودکفایی به آنها عنایت می کند.»[13]

10. سال هفتم بعثت مشرکان مکه به دلیل هراس روزافزون از نفوذ اسلام در میان مردم، تصمیم به اعمال تحریم های سنگین علیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمین نمودند. آنان با هم هم قسم شدند که تا از پای درآوردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش، دست از دشمنی برندارند. در قطعنامه تصویب شده علیه مسلمانان آمده بود:

- هرگونه معاشرت با مسلمانان و ارتباط با پيامبر ممنوع است؛

- خريد و فروش كالا و مواد غذايي و هرگونه معاملات اقتصادي با آنان ممنوع است؛

- در تمام رويدادها، بايد از مخالفان اسلام و دشمنان رسول خدا پشتيباني شود.

این قطعنامه با حدود 80 امضا به تصویب رسید و تقریباً تمام مشرکین و مستکبرین آن عصر، بر تحریم مسلمانان اتفاق نظر داشتند. حتی «ولید بن مغیره» اشخاصی را در مکه گماشته بود که فریاد می زدند: «هر کس از حامیان محمد خواست چیزی بخرد، قیمت را آن قدر بالا ببرید که از معامله صرف نظر نماید.»[14]

نتیجه آن شد که مسلمانان، سه سال را با مشقت و زحمت فراوان، در منطقه ای به نام «شِعب ابی طالب» که در اطراف مكه قرار داشت، سپری کردند؛ اما استقامت مثال زدنی و غرورآفرین یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دست نکشیدن از اعتقادات توحیدی، منجر به پیروزی و موفقیت نهایی آنان شد.

ج) خوداتکایی و عاشورا

1. شعار «هیهات منّا الذّلة»:هدف امام حسین(علیه السلام) از مطرح کردن این شعار آن بوده که به بشریت بفهمانند هیچ مسلمانی نباید در برابر سلطه هیچ ظالمی زیربار ظلم برود. پس در تحولات امروز و شرایطی که استکبار جهانی، به ویژه آمریکا با زبان تحریم به ما فشار می آورند، نباید با این ذلت کنار بیاییم. همان گونه که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در تحریم واقعه کربلا برای گرفتن آب، مبارزه را به مصالحه ترجیح ندادند. امام در یکی از خطابه های خود در کربلا به سپاه ابن سعد، در رد درخواست ابن زیاد مبنی بر تسلیم شدن و بیعت، فرمودند: «أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ؛[15] آگاه باشید که فرومایه، فرزند فرومایه، مرا بین دو راهی شمشیر و ذلّت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلّت برویم.»؛

2. تجلی خوداتکائی در شب عاشورا: زیباترین صحنه ای که روح خوداتکایی در کربلا را نشان می دهد، شب عاشورا اتفاق افتاد، آنجا که امام حسین(علیه السلام) با وجود خیل عظیم دشمن، بیعت خود را از یاران اندکش برداشت. سیدالشهداء با این عمل خویش، روح خوداتکائی را در وجود یاران خویش دمید و به آنها آموخت انسان با تکیه بر خداوند، هیچگاه تنها نیست حتی اگر قرار باشد نزدیک ترین یارانش نیز او را تنها بگذارند؛

3. دست بیعت ذلیلانه: وقتی والی مدینه، بیعت با یزید را با امام حسین(علیه السلام) مطرح کرد، حضرت با ذلیلانه شمردن آن، او را نفی کرده، فرمودند: «لا اُعطیکُم بِیَدی اِعطاءَ الذَّلیلِ؛[16] همچون ذلیلان با شما دست بیعت نخواهم داد.»؛

4. اثبات خوداتکائی با شعار مرگ با عزت بهتر است از زندگی با ذلت:امام حسین(علیه السلام)، مرگ با عزت را بهتر از زندگی با ذلت می داند: «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ[17] و همین مفهوم را در رجزخوانی خود در میدان جنگ در روز عاشورا بر زبان آورد که: «المَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العار؛[18] مرگ از ننگ ذلت و پستی بهتر است.»

حضرت زندگی ذلیلانه و وابسته به دشمن را قبیح می دانند و مرگ را از ذلت تحت سلطنت دشمن بودن، بهتر می دانند.

5. نمایش خوداتکائی در سیره قمربنی هاشم(علیه السلام):صحنه زیبای دیگری از خوداتکایی، رد کردن امان نامه ابن زیاد، از سوی قمر منیر بنی هاشم، ابوالفضل عباس بن علی(علیه السلام) است؛ آن هم با شدیدترین و صریح ترین وضع ممکن؛ چراکه فریاد زد: «تَّبَّتْ یَدَاکَ یَا شِمر، لَعَنَکَ اللهُ وَ لَعَن مَا جِئتَ بِهِ مِن أمَانِکَ هَذَا، یَا عَدُوَّ اللَّه، أتَأمُرُنَا أن نَترُکَ أخَانَا الحُسَینُ بنُ فَاطِمَةَ(علیها السلام)وَ نَدخُلَ فِی طَاعَةِ اللُّعَنَاءِ وَ أَولَادِ اللُّعَنَاءِ؛[19] ای شمر! دستت شکسته باد! لعنت خدا بر تو و بر امان نامه ای که آورده ای. ای دشمن خدا! می گویی برادرمان حسین، پسر فاطمه(علیهما السلام) را رها کنیم و در اطاعت ملعونان و ملعون زادگان درآییم؟»

حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) خوب می داند پذیرش این امان نامه با درس خوداتکائی و خودباوریِ برآمده از مکتب قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) منافات دارد.

6. نمایش خوداتکائی در رجز حضرت علی اکبر(علیه السلام): حضرت علی  اکبر(علیه السلام) نیز در رجزی که خواند، ضمن معرفی خود و یادآوری پیوندش با پیامبر(صلی الله علیه و آله)، از حکومت ناپاک زاده بر مسلمانان انتقاد کرد و فرمود: «تَاللهِ لا یَحکُمُ فینَا ابنُ الدَّعِیِّ؛[20] به خدا سوگند! ناپاک حاکم ما نخواهد بود.» و اتکای به دشمنان و تن سپردن به حکومت آنان را ننگ برای عترت رسول  خدا(صلی الله علیه و آله) دانست؛

جرأت انتقاد شدید از حکومت، حاصل روح خودباوری و خوداتکائی است که در تمام یاران سیدالشهداء متبلور است؛

7. خطبه های عاشورائی و خوداتکائی: خطبه های امام سجاد، حضرت زینب و سکینه(علیهم السلام) همه شاهدی بر عدم ذلت پذیری اهل بیت(علیهم السلام) از دشمنان و دارا بودن روح خوداتکائی است. حضرت زینب(علیها السلام) سخنان تحقیر آمیز ابن زیاد را در کوفه، با عزت و خودباوری پاسخی دندان شکن داد و گستاخی های یزید در کاخ شام را نیز با جوابی بلیغ داد و او را چنان به محاکمه کشید که یزید در ذلیلانه ترین و رسواترین حالت، جنایتهایش را به گردن ابن زیاد انداخت.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نساء/ 141.

[2]. آل عمران / 139.

[3]. نجم/ 39.

[4]. رعد/ 11.

[5]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1409ق، ج 26، ص 14.

[6]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 100، ص 209.

[7]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 2، ص: 148

[8]. همان، ص49.

[9]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الحدیث، قم، 1429ق،  ج 3، ص: 382

[10]. همان، ص383.

[11]. بحار الأنوار، ج 72، ص: 108

[12]. وسائل الشيعة، ج 9، ص: 448

[13]. الحیاة، محمد حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378ش، ج ۳، ص ۲۰۸.

 [14]. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، بوستان کتاب، قم، چاپ هجدهم، 1382ش، ج 1، ص 351.

[15]. موسوعه کلمات الامام الحسین(علیه السلام)، معهد تحقیقات باقر العلوم، دارالمعروف، قم، چاپ اول، 1415ق، ص 423.

[16]. ارشاد، شیخ مفید، انتشارات اسلامی، تهران، هفتم، 1390ش، ج 2، ص 98.

[17]. المناقب، ابن شهر آشوب مازندرانى، نشر علامه، قم، 1379ق، ج 4، ص 68 .

[18]. همان.

[19]. مقتل معصومین(علیهم السلام)، پژوهشکده باقر العلوم، ترجمه: جواد محدّثی، نشر معروف، قم، ج 2،  ص 260، شماره 183 (این کتابی است برای تمامی معصومان(علیهم السلام) و مستند و مفید است).

[20]. وقعة الطف، لوطبن یحیی ابومخنف، موسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1376ش، ص 243.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 231.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١١ شهريور ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٨١٠ / تعداد بازدید : 55/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج