چهارشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > اخبار سایت 
ماهنامه مبلغان


یک کتاب در یک مقاله: طوفان فتنه و کشتی بصيرت -2

وظايف ما در پيشگيري و مقابله با فتنه هاي آينده

چه باید کرد تا در دام فتنه گران نیفتیم؟ اگر بخواهیم فهرستی از وظایف را بیان کنیم، به صدها مورد می رسد؛ اما برای اینکه قاعده و قانونی در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم به وظایف خود آگاه شویم.

وظايف ما در پيشگيري و مقابله با فتنه هاي آينده

اما چه باید کرد تا در دام فتنه گران نیفتیم؟ اگر بخواهیم فهرستی از وظایف را بیان کنیم، به صدها مورد  می رسد؛ اما برای اینکه قاعده و قانونی در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم به وظایف خود آگاه شویم، نخست این وظیفه ها را از  لحاظ گروه های اجتماعی به سه دسته تقسیم می کنیم:

1. وظائفی که به آحاد مردم جامعه اسلامی مربوط است؛

2. وظایفی که به خواص و نخبگان جامعه مربوط میشود؛ گروه هایی که جمعیت فراوانی ندارند؛ ولی تأثیر آنان بر دیگر افراد جامعه بسیار است؛ زیرا نخبگان یا خواص، وظایفی پیچیده تر و مشکل تر از عموم مردم دارند. آنان افزون بر وظایف دیگران، بر حسب موقعیت اجتماعی و توانایی  بر تأثیرگذاری شان در جامعه، وظایف و امتحانات دشوارتری دارند؛

3. وظایفی که به مسئولان رسمی کشور در سه قوهقانون گذاری، قضایی و اجرایی مربوط میشود؛ دست اندرکار و مسئولین رسمی که وظایف آنها از همه سنگین تر است؛ زیرا مسئولیت کل جامعه بر دوش آنها، جمع می شود. البته این سخن به معنای سلب وظیفه و مسئولیت از دیگران نیست.

برخی افراد با توجه به احادیثی مبنی بر پیش بینی وقوع فتنه ها و امتحانات دشوار در آخرالزمان، این امر را قضای حتمی الهی می دانند و میگویند که اهل بیت(علیهم السلام) پیش بینی کرده اند و گریزی از آنها نیست. آنان این موضوع را به یک معنا، بهانه تنبلی خود قرار می دهند و در  برابر فتنه ها تسلیم می شوند. محض نمونه برای فتنه هایی که موجب ضررهای دنیوی و گرفتاری ها ی مادی می شود: اگر کسی بداند دزد وارد خانه شده یا از دیوار بالا می آید، یا دشمن تا پشت دیوارهای شهر آمده است، بگوید دزد یا دشمن آمده و ما راهی جز تسلیم در  برابر او نداریم، سخن بسیار جاهلانه ای گفته است. توجیه تنبلی خود با این منطق، در عقل و شرع مردود است.

از روایات اهل بیت(علیهم السلام) استفاده می شود و تا حدود بسیاری عقل نیز می فهمد که انسان در هنگام فتنه ها، نه تنها بدون وظیفه نیست؛ بلکه تکلیفی مضاعف دارد. ما در  برابر فتنه ها دست کم سه نوع وظیفه داریم که ممکن است هر کدام مصادیق و اصناف متعددی داشته باشد:

1. وظيفه فردي مؤمنان در  برابر فتنه ها

اینکه هر فردی در  برابر فتنه ای که در جامعه پدید می آید، چه باید بکند؛ این وظیفه دو بخش می شود:

الف) حفظ دين و ارزشها

نخستین وظیفه این است که دین و مصالح خود و خانوادهاش را از دست اندازی دزدان و فتنه گران حفظ کند تا دستاوردهای انقلاب، عقاید و ارزشها پا بر جا بمانند. در برخی از خطبه های «نهج البلاغه» اهمیت وظیفه انسان در برابر فتنه ها، و حتی وظیفهفرد دربارهخویش گوشزد شده است: «لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَة وَ لتُغَرْبَلُنَّ غرْبَلَة وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَة الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أسْفَلُکمْ أعْلاکمْ و أعْلاکمْ أسْفَلَکم؛[1]به  حتم شما دچار بلا خواهید شد و شما را غربال می کنند و زیر و رو می شوید مثل زیر و رو شدن حبوبات یک دیگ؛ آنها که پایین هستند، بالا می آیند و آنها که بالا یند، پایین می روند.»

چه بسیار افراد دارای پُستهای مهم و موقعیتهای مطلوب که مردم به آنان احترام می گذاشتند؛ اما در فتنه سرنگون شده، سقوط می کنند. در مقابل، افرادی نیز هستند که کسی به آنان امیدی ندارد و توجهی نمی کند؛ ولی در فتنه ها بالا می آیند. تثبیت موقعیت افراد، به مقاومت آنان بستگی دارد و اینکه بفهمند در این جریان چه باید کرد و چگونه باید دین خود را حفظ نمود.

حضرت در بیان دیگری می فرمایند: «يُکفَأُ فِيه الاِسْلامُ کمَا يُکفَأُ الإِنَاءُ بِمَا فِيه؛[2][فتنه هایی پیش خواهد آمد که در آنها] هرچه در اسلام باشد، همانند ظرفی که وارونه کنند، می ریزد.» اسلام مثل ظرف سرنگون شده می شود و از حقیقت و محتوای آن چیزی باقی نمی ماند. اگر انسان بداند چنین جریاناتی در پیش است، آیا باید آرام گیرد؟! یا باید بیش از پیش حواس خود را جمع کند؟

همچنین حضرت می فرمایند: «لُبِسَ الإِسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلُوباً؛[3] (روزگاری خواهد آمد که) اسلام را همانند پوستینی وارونه خواهند پوشید.» اسلام پوششی برایانسان است تا او را از خطرات و بلاها حفظ کند؛ اما افرادی آن را مثل پوستینی وارونه می پوشند؛ آنچه در زیر است، رو می آید و آنچه بالاست، به زیر می رود. اینها و چیزهای بسیار دیگر، از آثار فتنه اند.

حضرت امیر(علیه السلام) هشدار می دهند که: «فَلا تَکونُوا أنْصَابَ الْفِتَنِ و أعْلامَ الْبِدَع؛[4]مبادا تابلوی فتنه ها و نشانه ها ی بدعتها شوید!» فتنه ها خواهند آمد؛ اما مراقب باشید که شما تابلوی فتنه، عامل بدعت گذاری و مروّج آن نشوید. این سخنان، بیانگر وظایف فردی ما هنگام فتنه است. البته ترس و نگرانی از فتنه، فقط از سرِ مشکلات مادی و ضررهای مالی، جانی و مانند آنها نیست. آنچه بیشتر درباره اش نگرانیم، از دست رفتن دین، باورها و ارزشها می باشد. مهم ترین جهتی که ممکن است دین آسیب پذیر شود، باورها و ارزشها یا فرهنگ دینی است.

برای اینکه بتوانیم دین خود را حفظ کنیم، باید درباره اعتقادات و ارزشها معرفتی قوی داشته باشیم و دینمان را هرچه محکم تر، مستدل تر و یقینی تر کنیم.

ب) حفظ هوشياري و پرهيز از سواري دادن به فتنه گران

دسته دوم از وظایف فردی در هنگام فتنه ها این است که نباید مرکب فتنه گران شویم؛ زیرا گاهی در فتنه ها کسی یا کسانی ابزار دست فتنه گران می شوند و فتنه کنندگان گاهی از  آنها سوء استفاده می کنند، در حالی که خود شخص نیز چنین نمی خواهد. حضرت امیر(علیه السلام) میفرمایند: «کنْ فِي الْفِتْنَه کابْنِ اللَّبُونِ لا ظَهرٌ فَيُرْکبَ وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ؛[5]در زمان فتنه، مثل شتر دوساله باش؛ نه پشتی دارد که بر او سوار شوند و نه پستانی که او را بدوشند.» رهـبر معظـم انقلاب(حفظه الله) در جلسه ای اشاره کردند که برخی افراد از این کلام سوء استفاده می کنند و می گویند مقصود حضرت آن است که در فتنه به کناری بروید و به چیزی کار نداشته باشید؛ این معنا اشتباه است. حضرت می  فرمایند مواظب باش سواری ندهی و از تو سوء استفاده نکنند.

یکی از امور بسیار شایع در فتنه ها این است که کسانی ناخواسته و بدون فکر و برنامه، ابزار دست دیگران می شوند و از رفتار، گفتار، نشست و برخاست و حتی از سکوتشان سوء استفاده می شود؛ زیرا سکوت کردن در جایی که باید سخن گفت، سواری دادن به فتنه گران است و این کار به نفع آنان خواهد بود. همچنین، ممکن است فتنه جویان از مال یا موقعیت اجتماعی خاص فرد و آبروی او بهره ببرند. در  این صورت، مانند پستان شیردهی است که شیرش را می دوشند، اگرچه خود راضی نباشد.

ج) امر به معروف و نهي از منکر

چون فتنه پدیده ای اجتماعی است و فقط شامل امتحانهای فردی نمی شود، ما باید نگران دیگران نیز باشیم. این گونه نیست که اگر کسی دین خود را حفظ کرد، وظیفه دیگری نداشته باشد. در اسلام، همگان مسئول اند و نظارت عمومی بر عهده آحاد مردم است. بزرگ ترین نماد این مسئولیت، امر به معروف و نهی از منکر است: ]وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهمْ أوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهوْنَ عَنِ الْمُنکرِ[[6]. «مردان و زنان با ایمان، بعضی دوست و یاور بعضی دیگرند، به معروف [كارهای لازم و پسندیده در شرع] فرمان داده، از بدی ها باز می دارند.»

در روایات آمده است که امر به معروف و نهی  از منکر، اعظم فرایض است که «بها تُقَامُ الْفَرَائِض؛[7]واجبات دیگر، با آن بر پا داشته می شوند.»

شاید در هیچ زمان دیگری امر به معروف و نهی از منکر به دشواری امروزه نبوده است؛ چون این فرهنگ عمومی الحادی و  شیطانی در تمام عالم رواج یافته که هر کسی آزاد است و دیگری حق مداخله در زندگی او را ندارد. بنابراین، اگر به کسی بگویند که چنین و چنان کن، به جای پذیرش، به آمر به  معروف پرخاش کرده، کار او را فضولی در امور خود می داند! با اینکه کار  او بزرگ ترین خدمت به جامعه است؛ اما فضولی در کار دیگران تلقی می شود، و بدین جهت آنقدر مهجور و متروک شده که برخی از بزرگان ما نیز دربارهآن اشتباه می کنند و می پندارند امر به معروف، فقط در شرایط خاصی باید اجرا شود؛ زیرا واژه«معروف» یعنی شناخته شده، و مادامی  که شناخته نشده، نباید امر به معروف کرد. در حالی که ما بر  اساس فرهنگ شیعی، باور داریم که امام حسین(علیه السلام) برای امر به معروف و نهی از منکر شهید شد و معتقدیم که برای اقامهآن تا پای جان باید پیش رفت.

احیای این فریضه مهم، به منزله مسئولیتی همگانی و نظارتی عمومی بر کار یکدیگر است، پس باید به مسئولیت خود در  برابر دیگران توجه داشته باشیم و از سخنان و شعار عوامانهای مانند «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» بپرهیزیم؛ زیرا اسلام می گوید با رعایت آداب و شروط لازم، باید به کار مسلمانان دیگر توجه داشته باشید و به وظیفه خود در برابر آنان عمل کنید! پس اگر احتمال تأثیر ـ هرچند اندک ـ وجود داشـته باشد، باید به دیگران موعظه کرد؛ مگر کسی یقین کند که سخن و حرکت او هیچ تأثیری ندارد و موعظه او کاری لغو خواهد بود.

د) شناخت و پيروي از رهبري در نظام اسلامي

مردم خواسته یا ناخواسته، در زندگی اجتماعی خود دچار اختلاف می شوند.برای برطرف کردن و زدودن اختلافات، به محوری نیاز است تا همه با توجه به آن، از اختلاف و تفرقه به وحدت برسند. این محور در اسلام «امامت» است: «وَ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّة وَ إِمَامَتَنَا أمَاناً مِنَ الْفُرْقَة؛[8]خداوند فرمان پذیری از ما را موجب انسجام آیین اسلام و پیشوایی ما را موجب ایمنی از اختلافات اجتماعی قرار داد.»

بنا بر عقیده شیعه، در زمان غیبت امام معصوم(علیه السلام) تجسم این محور در ولی فقیه است؛ او محور وحدت بوده، عموم مردم باید تلاش کنند این محور را حفظ کنند. اگر این محور حفظ نشود، جامعه ناگزیر دچار اختلاف و پراکندگی می شود و وحدت، عزت، قدرت و سعادتی باقی نخواهد ماند.

2. وظايف نخبگان

همین وظایف، به گونه ای دیگر برای نخبگان وجود دارد. البته وظایف آنها شبیه وظایف عموم مردم است؛ اما خواص به سبب ویژگی ها و موقعیتهای اجتماعی خود، و اینکه خدا نعمت بیشتری به آنها داده است و می توانند در جامعه تأثیرگذار باشند، باید به این وظایف به صورت گسترده تر و سنجیده تر عمل کنند.

الف) تقويت فرهنگ ديني

خواص در حقیقت، طبقهممتاز جامعه و کسانی هستند که علم، فهم و موقعیت اجتماعی بیشتر و بهتر، و توانایی اثرگذاری در جامعه را دارند. آنها باید نخست بکوشند فرهنگ دینی را در جامعه تقویت کنند.

ب) الگو بودن براي ديگران

نخبگان به دلیل برخورداری از اثرگذاری، الگوی دیگران قرار می گیرند؛ یعنی با امتیازاتی که در جامعه دارند، نه تنها از راه ترویج فرهنگ، علم، کتاب، بحث، سخنرانی، مناظره و مباحثه می توانند کار کنند؛ بلکه رفتارشان می تواند در جامعه الگو باشد. بهترین نمونه، عالمان روحانی هستند. وظیفه عالم دینی چیست؟ غیر از اینکه او باید بکوشد سطح معلومات دینی مردم را افزایش دهد و آنان را دین شناس تر کند، باید رفتارش به گونه ای باشد که مورد تأسّی دیگران قرار گیرد: «کونُوا دُعَاة لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِکم؛[9]با [عمل و] غیر زبان خویش، فراخواننده مردم [به راه خدا] باشید!» مهم ترین چیزی که از  لحاظ رفتاری باید در علما باشد، تقواست که مهم ترین ویژگی آن، ساده زیستی و بی اعتنایی به امور دنیا، تقوای عملی، راست گویی و درستکاری میباشد.

ج) تلاش براي ايجاد و حفظ وحدت

وظیفه سوم نخبگان، حفظ وحدت جامعه بر اساس محور حقی که دین معرفی کرده است، میباشد؛ زیرا جامعه به انسجام نیاز دارد و پراکندگی و تفرقه آن را به زوال می کشاند. نخبگان می توانند با دعوت به نفس، گروه گرایی و حزب بازی، خودْ عامل اختلاف باشند.

پس خواص باید با یکدیگر همفکری و تلاش کنند تا اگر جایی اختلافی بود، با مشورت و خیرخواهی به وحدت برسند و اگر دانستند که کسانی فریب خورده، عامل بیگانه و ستون پنجم هستند، از آنان فاصله بگیرند؛ زیرا در چنین مواردی حفظ وحدت بی معناست.

]وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ الله جَمِيعًا وَ لاَ تَفَرَّقُواْ[[10]طبق احادیث «قرآن» و «پیامبر(صلی الله علیه و آله)»، هر دو حبل الله دانسته شده اند. تا زمانی که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جامعه بودند، مصداق حبل الله بود: ]أطِيعُواْ اللّه وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ[[11]بنابراین، باید از او اطاعت کرد. پس از ایشان، حبل الله امام معصومی است که خدا او را تعیین کرده. پس از اطاعت امام معصوم، از کسی که انعکاس نور امامت در جهان و سایهامام غایب در  میان جامعه است، باید اطاعت کرد و آن محور را تقویت و همه را گرد او جمع نمود.

اگر افراد پیرامون نایب امام جمع شوند، قابل اتحادند؛ وگرنه باید طرد شوند. البته باید آنها را دعوت و نصیحت کرد؛ اما اگر از تغییر مسیر آنان مأیوس شدیم، راهی جز جدایی و طرد نیست. همه ما مسلمان و طالب حق و پیرو امام هستیم. می توان حول این محور با یکدیگر متحد شد. ممکن است با دیگران که چنین نیستند، همکاری هایی داشته باشیم و با آنان دشمنی  نکنیم، مگر آنکه بخواهند به اصول ما لطمه بزنند.

3. وظايف دولت اسلامي در برابر فتنه

علاوه بر وظایف پیشگفته برای نخبگان، به شکلی ویژه  تر، برای مسئولان دولت اسلامی وجود دارد.

الف) تقويت معرفت و ايمان مردم

دولت؛ یعنی دستگاه حاکمه که قوای گوناگونی دارد و کارگزاران آن، مسئولان رسمی کشور هستند، باید در جهت حفظ مبانی فکری و ارزشی اسلام، از قدرتهای قانونی  خود استفاده کند و برای نهادهای رسمی که در این جهت تلاش می کنند، اولویت قائل باشد.

متأسفانه بر اثر میراث نامبارکی که از رژیم گذشته داریم، می پنداریم دولت وظیفه ای در باب دین ندارد؛ بلکه دین مردم را آخوندها باید حفظ کنند! این فکر، از سکولاریسم و تفکیک دین از سیاست سرچشمه می گیرد. در بینش اسلامی، مهم ترین وظیفه دولت، حفظ دین مردم است، نه اینکه حفظ آن وظیفه دست دوم و سوم دولت باشد.

همان گونه که حفظ جان مردم وظیفه دولت اسلامی است، حفظ دین مردم نیز بزرگ ترین وظیفه دولت میباشد، چنان که دین انسان بر جان او برتری دارد و جان را باید فدای دین کرد؛ در برنامه های دولت نیز باید به مسائل دینی و فرهنگ اسلامی بیشتر اهمیت داد. کسانی که می گویند: سیاست ما عین دیانت ماست، نمی توانند دفاع از دین و حفظ آن را ویژه عالمان و داوطلبان مقدس و متدین بدانند. از جمله مهم ترین تلاشهای دولت برای حفظ دین مردم، تلاش برای حفظ و تثبیت ارزشهای واقعی در جامعه اسلامی و برخورد با هنجارشکنانی است که با امر به معروفِ زبانی، دست از کار ناروای خود بر نمی دارند.

ب) پيشگيري از نفوذ بيگانگان در بدنه دولت

از مهم ترین وظایف دولت در مبارزه با فتنه، جلوگیری از نفوذ عناصر بیگانه در دستگاه رسمی کشور است؛ زیرا به شهادت تاریخ و پژوهشهای عقلی و تحلیلی، مهم ترین راه بیگانگان برای فتنه انگیزی، نفوذ در دستگاه های رسمی کشور میباشد. تاریخ صدر اسلام و دیگر دورانها تا عصر حاضر، همه گـواه این نکته اند. امام راحل(ره) همـواره تأکید می کردند که مواظـب باشید بیگانگان در کار شما وارد نشوند و نامحرمان به دستگاه های اداری و پُستهای حساس کشور راه نیابند. تمام مردم باید مواظب باشند؛ اما مهم ترین قدرت اجرایی، در دست دولت است که مهم ترین وظیفه دولت، شناخت دشمن و معرفی آن به مردم است و باید از نفوذ عناصر بیگانه و مشکوک در پُستهای حساس جلوگیری کند.

در تاریخ کشور و پس از انقلاب نیز موارد زیادی داشته ایم که بر اثر مسامحه، غفلت یا اشتباه، عناصری در دستگاه های اجرایی یا قانون گذاری نفوذ کرده، مسیر کشور را عوض کرده اند. همه می دانیم که پس از رحلت امام(ره) طولی نکشید که مسیر انقلاب به تدریج عوض شد و چنان زاویه پیدا کرد که آشکارا به مقدسات اسلام توهین شد. این وضعیت یک باره پدید نیامد؛ بلکه زاویه ای بود که  اندک اندک باز شد و سرانجام به اینجا رسید. اگر در آغاز کار نقطه های آسیب پذیر و عناصر مشکوک شناخته شوند و از ورود آنان به دستگاه های اجرایی کشور، به ویژه پُستهای حساس و مراکز برنامه ریزی و سیاست گذاری جلوگیری شود، سد محکمی در برابر فتنه جویان پدید خواهد آمد؛ اما اگر به سبب رفاقت یا عوامل دیگرمسامحه شد، باید منتظر فتنه ای صریح باشیم.

ج) حفظ وحدت جامعه در پرتو ولايت پذيري

دولت اسلامی باید به حفظ وحدت مردم بر  اساس معیارهای اسلامی و در سایه ولایت فقیه اهمیت داده، ملاک کار خود را رضایتمندی رهبری قرار دهد و هماهنگ و هم آوا با ایشان، به پیشبرد امور کشور همت کند و در برابر تفرقه افکنان و جدایی طلبان، قاطعانه بایستد.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. کافی،ج8، ص‏67.

[2]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص‏150.

[3]. بحار الانوار، محمّدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، دوم، 1403 ق، ج‏34، ص‏241.

[4]. همان، ج‏34، ص‏227.

[5]. نهج‏البلاغه، ص‏469.

[6]. توبه / 71:

[7]. الکافی، ج‏5، ص‏55.

[8]. بحار الانوار، ج‏29، ص‏223.

[9]. الکافی، ج‏2، ص‏78.

[10]. آل عمران / 103: «به ریسمان الهی [قرآن و پیامبر] چنگ زده، متفرق نشوید!»

[11]. همان / 132: «از خدا و رسول فرمان برید، باشد كه مشمول رحمت الهی شوید!»

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 247. 





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٥ دی ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٣٨٤ / تعداد بازدید : 121/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج