سه شنبه ٣٠ دی ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > اخبار سایت 
ماهنامه مبلغان


یک کتاب در یک مقاله: طوفان فتنه و کشتی بصيرت -1

وظايف مؤمنان در برابر فتنه های اجتماعی

كتابی که در این مقاله به معرفی آن می پردازیم، بخشی از گفتارهای آیت الله محمدتقی مصباح یزدی درباره«فتنه شناسی» است که در جمع فرهیختگان حوزه علمیه قم مطرح شده و با تلاش آقای غلامعلی عزیزی کیا نگارش یافته است. این کتاب در سال 1390ش توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در 264 صفحه به زیور طبع آراسته گردید. هدف اصلی كتاب، تبیین دقیق مفهوم فتنه در فرهنگ اسلامی و تحلیل فتنه های اجتماعی می باشد.

یک کتاب در یک مقاله: طوفان فتنه و کشتی بصيرت

مجتبی قربان

اشاره

یکی از کلیدواژه های قرآن کریم، نهج البلاغه و جوامع حدیثی دیگر، واژه«فتنه» و مشتقات آن است.[1] کاربرد های قرآنی «فتنه» بسیار متفاوت اند؛ چنانکه در روایات و کلمات بزرگان نیز این واژه در معانی گوناگونی به کار رفته است.

كتابی که در این مقاله به معرفی آن میپردازیم، بخشی از گفتارهای آیت الله محمدتقی مصباح یزدی درباره«فتنه شناسی» است که در جمع فرهیختگان حوزه علمیه قم مطرح شده و با تلاش آقای غلامعلی عزیزی کیا نگارش یافته است. این کتاب در سال 1390ش توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در 264 صفحه به زیور طبع آراسته گردید.هدف اصلی كتاب، تبیین دقیق مفهوم فتنه در فرهنگ اسلامی و تحلیل فتنه های اجتماعی می باشد.

این کتاب در پنج فصل به رشته تحریر درآمده که در فصل اول، به بررسی فتنه و امتحان الهی از منظر آیات و روایات، با توضیح موضوعاتی چون: مفهوم شناسی فتنه، گستره فتنه در زندگی انسان، اهداف، حقیقت و چگونگی امتحان الهی... پرداخته است.

فصل دوم عوامل، انگیزه ها و اهداف فتنه مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

فصل سوم، به روشن کردن ماهیت فتنه گران و چگونگی شکل گیری فتنه های اجتماعی میپردازد که موضوعاتی چون: روش بحث دربارهفتنه های اجتماعی، انواع طراحی و برنامه ریزی، مؤلفه های فتنه، ساده ترین راه شناخت فتنه گران، ویژگیهای روانی سران فتنه و... را در خود جای داده است.

راهبردها و رویکردهای فتنه گران نیز در فصل چهارم این کتاب تبیین شده است. اشاره به دو راهبرد مهم فتنه گران و راههای پیشبرد فتنه، تبیین پیچیدگی روشها در فتنه های معنوی، تحلیل اجمالی از جنگ نرم و تبیین راهبردهای فتنه گران، ذکر گروههای هدف در تهاجم فرهنگی و بیان دستاویزهای فتنه گران، از مهمترین موضوعات این فصل است.

در فصل پنجم و پایانی این کتاب نیز به بررسی و توضیح وظایف مؤمنان در برابر فتنه های اجتماعی پرداخته است.

در اینجا برشهایی از فصل پنجم این کتاب را به با تلخیص، ارائه میکنیم:

وظايف مؤمنان در برابر فتنه های اجتماعی

به طور کلی می توان فتنه ها را به دو بخش تقسیم کرد:

1. فتنه هایی که آهنگ دینی دارند؛ مثل اینکه شعاری را به نام حمایت از دین و ارزشهای دینی و راه حق و عدالت مطرح میکنند؛ ولی در واقع این شعارها تزویری و فریبنده اند و در باطن، قصد آنها چیز دیگری است؛

2. فتنه هایی که از آغاز با شعارهای مادی و دنیوی همراه اند و برای منافع مادی نیز فریب می دهند. مثلاً می گویند: ما منافع مادی، رفاه و معیشت شما را تأمین می کنیم یا دفاع از حقوق اشخاص، گروه ها، زنان و جوانان را شعار خود قرار می دهند.

بنا بر این میتوان گفت فتنه دو شکل پیدا می کند؛ اگرچه در بسیاری موارد، شعارها در هم تنیده می شوند و به یکدیگر کمک می کنند.

مبارزه با هر کدام از این فتنه ها، روشهای ویژه ای می طلبد و در تمام اقسام فتنه، کسانی وجود دارند که عاملان اصلی و دست اول را تشکیل می دهند حال اینکه چه مواجهه ای باید با آنان داشت، میتوان نسبت به هر دسته از فتنه گران چنین گفت:

1. هدايت ناپذيري فتنه گران

در مقام شناخت وظیفه خود در مبارزه با عوامل فتنه، ممکن است ابتدا به نظر برسد اگر بتوان آنها را هدایت کرد که دست از فتنه گری بردارند، بسیار خوب است؛ ولی این، احتمال و فرضی است که در عالم خارج، امری شبیه محال بوده؛ هم تجربه ها ی خارجی و هم آیات و روایات فراوان، نشان می دهند که همواره کسانی در اجتماع با علم و به عمد مردم را به خطا و انحراف دعوت می کنند؛ هدایت پذیر نیستند.

بسیاری می پندارند که در اینجا شبهه جبر پیش می آید؛ ولی این طور نیست؛ بلکه همان است که قرآن می فرماید: کسانی که در راه ها ی خطا به عمد قدم می گذارند، هر روز به فساد نزدیک تر می شوند تا جایی که ]خَتَمَ الله عَلَى قُلُوبِهم[[2]یا ]طَبَعَ الله عَلَى قُلُوبِهمْ[[3]؛ برای نمونه، در آیات ابتدائی سوره یاسین، خداوند می فرماید: «ما تو را فرستادیم تا مردمی را که انذار و هدایت نشده بودند، انذار کنی.» سپس می فرماید: «کسانی هستند که به هیچ وجه هدایت شدنی نیستند: ]سَوَاء عَلَيهمْ أَأنذَرْتَهمْ  ام لَمْ تُنذِرْهمْ لاَ يؤْمِنُونَ[؛[4] چه آنها را انذار کنی و چه  انذار نکنی، ایمان نخواهند آورد.» این سخن، بیانگر یک حقیقت است؛ و آن اینکه کسانی هستند که هدایت شدنی نیستند.

قرآن در جای دیگر، از این چنین افرادی به «شیاطین انس» تعبیر می کند؛ یعنی ظاهر آنان آدم است و مثل دیگران چشم و گوش دارند؛ اما در حقیقت شیطان اند: ]شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ[[5]؛ یعنی انسانهایی که در  پی گمراه سازی و منحرف کردن دیگران اند. اینان همان عوامل اصلی فتنه ها هستند، پس چگونه می توان آنها را هدایت کرد؟ خداوند به پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: تو نمی توانی آنها را هدایت کنی؛ چون هدایت  پذیر نیستند.

پس عملاً وظیفه ای برای هدایت این عوامل فتنه نداریم؛ مثلاً نباید به رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر انگلیس یا فرانسه نامه نوشته، آنان را به عدالت و رضایت به حق خود فراخوانیم و امیدوار باشیم که این نامهه ا اثر کنند. اینها پندارهایی هستند که محقق نخواهند شد. ما نیز در این زمینه وظیفه ای نداریم؛ ولی دربارهدو دسته دیگر از فتنه گران وظیفه داریم و احتمال تأثیر بر آنها وجود دارد.

2. امکان هدايت عوامل مياني فتنه

دسته دوم از عوامل فتنه، افراد ضعیف النفس و دنیاپرستی هستند که در  پی منافع خود می باشند؛ آن هم نه منافع درازمدتی که برای آن برنامه ریزی کرده باشند؛ بلکه منافع روزمره. همین  که مزدی بگیرند و دادی بزنند و سر و صدایی راه بیندازند. مانند اراذل و اوباشی که نمونه آنها همه جا یافت می شود.

اگر اینها در اوایل کار بوده و هنوز چندان فریب نخورده باشند، ممکن است بر  اثر مواعظ، راهنمایی و نصیحت، هدایت شوند، و حتی اگر به مشکلات مادی آنها که باعث شده به سراغ فتنه گران بروند، رسیدگی کنند، دست از کارهای ناروا و فتنه انگیزیشان بر میدارند؛ اما اگر حرفه ای باشند و کار اصلی شان شده باشد که باج گرفته، مزاحم دیگران شوند، و در پی کار و کاسبی حلال نباشند؛ بلکه جویای مال حرامی باشند تا با آن دود و دمی راه بیندازند، در این صورت، موعظه کردن آنان سودمند نخواهد بود.

3. لزوم آگاهي بخشي به مروجان ساده لوح فتنه

اصل کار درباره عوامل فتنه، بیشتر به گروه سوم مربوط است و پس از آن نیز به فتنه زدگان یا کسانی که در معرض فتنه هستند. گروه سوم، کسانی هستند که سوء نیت ندارند؛ ولی بی بصیرت بوده، نمی فهمند که چه مطلبی را در چه جا و چه زمانی مطرح کنند. به خیال خود وظیفه ای  (دینی، اجتماعی یا اخلاقی) تشخیص می دهند و بر اساس همان تشخیص، حرفهایی می زنند و کارهایی می کنند که به نفع فتنه گران، کافران و منافقان تمام می شود. آنها هم در تحلیل خود اشتباه می کنند، و هم در تشخیص مورد و زمان اقدام.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در «نهج  البلاغه» می فرمایند: «کسی که طالب حق است و اشتباه می کند، مثل کسی نیست که به عمد علیه حق قیام می کند؛ ولی این اشخاص، چه بدانند و چه ندانند، ضررشان مانند کسانی است که به عمدْ اقدام می کنند؛ زیرا سرانجام، به مصالح اسلام و جامعه اسلامی صدمه می زنند؛ هرچند به پندار خود، کار خوبی می کنند.» قرآن کریم هم در اشاره به این نکته می فرماید: ]وَ همْ يَحْسَبُونَ أنَّهمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا[[6]« در حالی كه  خودشان  می پندارند كه  از جهت  كار و كردار، نیكو عمل  می نمایند» آنها می پندارند که به وظیفه شرعی خود عمل می کنند؛ ولی متوجه نیستند که با کار خود، تیشه به ریشه اسلام می زنند ما حوزویان، در مقابل این  افراد وظیفه بسیار سنگینی داریم تا آنان را با راه های صحیح و زبان نرم و بیان استدلالی، ارشاد کنیم و نسبت به خطا بودن کارشان توجه دهیم. البته مقدار تأثیر این ارشادها، به عوامل گوناگونی بستگی دارد، ولی امید به اینکه میان این قشر کسانی هدایت شوند و دست از شیطنت بردارند و آب به  آسیاب دشمن نریزند، زیاد است؛ زیرا آنها مانند دسته دوم نیستند که امید اثرگذاری بر آنها اندک باشد، پس وظیفه ما به طور کلی در برابر آنان، این است که از هر راه مناسبی که مؤثر باشد، اقدام و آنها را راهنمایی  کنیم.

4. ضرورت نجات فتنه زدگان

دسته دیگر که بیشترِ مخاطبان ما را تشکیل می دهند، کسانی هستند که خودْ فتنه گر نبوده، هیچ نقشی نیز در پیدایش فتنه یا تثبیت آن ندارند؛ ولی در معرض گمراهی قرار گرفته، از فتنه گران فریب خورده اند که سرانجام به ضرر اسلام و جامعه اسلامی تمام خواهد شد. درباره آنها که هنوز در دام نیفتاده؛ ولی در معرض فتنه اند، یا لغزشی کرده اند و می توان به آنها کمک کرد، وظایف بسیار مهمی داریم. البته وظیفه ما اول این است که خود در دام فتنه جویان نیفتیم.

عموميت فتنه و امتحان

فتنه ها و امتحانات را می توان به دو بخش تقسیم کرد:

1. امتحاناتی که موجب گرفتاری ها و ناراحتی ها می شوند و در واقع، آثار سوء آنها به امور مادی و دنیوی مربوط است؛

2. فتنه و امتحان در دین؛ یعنی آشفتگی ها یی که موجب حیرانی و سردرگمی افراد و خطا کردن و ناخواسته به راه باطل رفتن میشوند.

هر کدام از این امتحانات، یا فردی هستند یا اجتماعی؛ برای اینکه بدانیم هیچ کسی از «فتنه» با این تعبیر قرآنی  آن استثنا نیست، توجه به مواردی که در آیات آمده، ضروری است.

قرآن کریم درباره پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در دو آیه نشان داده که ایشان در معرض فتنه قرار گرفته است و به حضرت هشدار می دهد که مبادا در فتنه ها مردود شود. یکی در ماجرای فردی از قبیله ای که به اسلام خدمت کرده و به پیشرفت دین کمکهای زیادی نموده بودند؛ اما سرقت کرد و پس از رسوایی و ثابت شدن دزدی او، باید دستش را می بریدند. برای بزرگان قبیله این حکم بسیار سنگین بود؛ زیرا برای قبیله بدنامی بزرگی بود که یکی از آنان دزدی کند و پیغمبر(صلی الله علیه و آله) دست او را قطع نماید.

افراد قبیله به تکاپو افتاده، از هر دری وارد شدند که به گونه ای پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را از اجرای حد منصرف کنند. آیه نازل شد که باید به حکم خدا عمل کنی و هوای نفس باعث نشود از اجرای حکم خدا منصرف شوی. کسانی درصدد برآمدند که تو را دچار فتنه کنند و در دام بیندازند تا برخی تکالیف را درست انجام ندهی؛ مبادا از آنها فریب بخوری. خدای متعال بندگان مخلَص خود را حمایت می کند و نمی گذارد بلغزند.[7]معنای عصمت نیز همین است.

مهمترین بخش، فتنه ها ی اجتماعی است و هدف فتنه گران، گمراه و منحرف کردن جامعه می باشد؛ یعنی شیطان آنقدر نیروهایش را متمرکز می کند و چه بسا سالها کار می کند، نقشه می کشد، طراحی می کند تا امتی را گمراه و مسیر هدایت جامعه ای را عوض کند. اینجاست که خطرها بسیار بزرگ اند و باید ببینیم قرآن چگونه ما را راهنمایی می کند و در مقابله با این فتنه ها چه وظیفه ای داریم؟!

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1].در قرآن کریم ماده «فتن» در حدود شصت مورد و در نهج ‌البلاغه حدود هشتاد مرتبه به کار رفته است.

[2]. بقره / 7: «خداوند بر دلهای آنان مهر زده است.»

[3]. توبه / 93: «خداوند بر دلهای آنان قفل زده است.»

[4]. یس / 10.

[5]. مائده / 49.

[6]. كهف / 104.

[7]. الكافی،محمد‌ بن ‌یعقوب كلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج‏1، ص‏369

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 247





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٥ دی ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٣٨٣ / تعداد بازدید : 112/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج