چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > معارف اسلامی > احکام 
ماهنامه مبلغان


فلسفه، علل و انگیزه های غیبت -1

مفهوم غیبت و استثنائات آن

اگرچه غیبت در شرع مقدس حرام و نکوهیده است؛ اما در موارد ویژه ای که پای مصلحت و خیری اهم در میان و یا هدفی مشروع و عقلایی در پی باشد، امری جایز شمرده می شود. همچنین غیبت پیامدهای سوء فردی و اجتماعی دارد.

فلسفه، علل و انگیزه های غیبت

جوادشکورزاده

مقدمه

«غیبت کردن» در اسلام از گناهان کبیره به شمار رفته، از دیدگاه آیات، روایات و تمام علما و فقها، عملی نکوهیده است.

اگرچه غیبت در شرع مقدس حرام و نکوهیده است؛ اما در موارد ویژه ای که پای مصلحت و خیری اهم در میان و یا هدفی مشروع و عقلایی در پی باشد، امری جایز شمرده می شود.

همچنین غیبت پیامدهای سوء فردی و اجتماعی دارد که در این مختصر به آن اشاره می کنیم.

مفهوم غیبت و استثنائات آن

شیخ انصاری(ره) می گوید: از مجموع اخبار و کلمات فقها در تعریف غیبت به دست می آید که غیبت عبارت است از: سخن گفتن پشت سر مردم، به کلامی  که غیبت شونده از کلام بدش می آید.[1]

بر اساس روایات پیشوایان دین، حقیقت غیبت آن است که کسی درباره دیگری چیزی بگوید که اگر وی بشنود، خوشایندش نباشد؛ خواه درباره نقص و عیب او باشد، خواه در مورد چیزی که وابسته به اوست، گرچه منقصتی محسوب نشود.

در قرآن کریم غیبت کردن همانند خوردن گوشت برادر مؤمن در صورتی که مرده است، یاد شده[2] و در روایات غیبت کننده به عنوان منفورترین مخلوقات،[3] بدترین مردم،[4] شریک شیطان[5] و منافق[6] ذکر گردیده و برای غیبت تعبیراتی از قبیل: خورشت سگان اهل جهنم[7] و عملی زشت تر از زنا به کار رفته است.

در اینکه غیبت چه کسانی حرام است؛ آیا همه مؤمنان و مسلمانانی که خدا و رستاخیر را باور دارند و به اسلام پایبندند را شامل می شود یا نه؟ بسیاری از علما و فقها در پاسخ به این پرسش، با استناد به آیات و روایاتی که درباره غیبت آمده است، می گویند: اساس و مناط در حرام بودن غیبت و بدگویی پشت سر دیگران، احترامی است که انسانها از جانب دین به دست آورده اند. از این رو، کسانی که مؤمن نیستند، از آنجا که خود به خواست خویش وارد حریم ایمان نشده اند، احترامی ندارند. بنابراین، غیبت اینان روا دانسته شده است.[8]

لازم به ذکر است که در امر غیبت شرایطی معتبر دانسته شده است که با حصول مجموع آنها عنوان غیبت تحقق پیدا می کند. مثلاً فردی که از او غیبت می شود، در جمع حاضر نباشد یا آن سخن عیب و نقص محسوب شود؛ این عیب از عیوب پنهان باشد؛ فرد از شنیدن آنچه در موردش گفته می شود، کراهت داشته باشد و... .[9]

گرچه غیبت از گناهان بزرگ اخلاقی و اجتماعی است و مفاسد خطرناکی بر آن مترتب می باشد؛ اما بر اساس احادیث ائمه(علیهم السلام) در موارد ویژه ای که پای مصلحت و خیر انسانها در میان است و هدفی مشروع و عقلایی دارد یا اینکه مفسده ای ندارد، به لحاظ شرعی جایز شمره شده است.

از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «مَنْ أَلْقَى جِلْبَابَ الْحَيَاءِ عَنْ وَجْهِهِ فَلَا غِيْبَةَ لَه ؛[10] کسی که پرده حیا و شرم را از روی خود کنار زند، غیبتش حرام نیست.» از مفهوم این روایت می توان بهره برد که اگر فردی به زشتی ها افتخار می کند و به هیچ حیایی پایبند نیست و با عمل خویش نوعی فساد و بی بندوباری را در جامعه ترویج می کند؛ حرمت و شخصیت خود را از بین می برد، این رفتار او موجب تجویز غیبتش می باشد.

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «ثَلَاثَةٌ لَيْسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ صَاحِبُ هَوًى مُبْتَدِعٌ وَ الْإِمَامُ الْجَائِرُ وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِالْفِسْقِ؛[11] سه گروه دارای حرمت و احترام نیستند و غیبت شان مباح است: هوسباز بدعت گذار؛ پیشوا و حاکم ستمگر؛ فاسقی که گناهش را علنی کند.»

در هر صورت برخی از موارد غیبتهای مجاز عبارتند از: 1. دادخواهی از ظالم؛ 2. نهی از منکر؛ 3. پرسش و استفتا؛ 4. غیبت دانشمندنمایان؛ 5. غیبت متجاهر به فسق؛ 6. در مقام مشورت، برای اصلاح کسی.

البته طبق دیدگاه فقهای شیعه درباره متجاهر به فسق باید گفت غیبت شان جایز است؛ اما در همان گناهی که به آن تجاهر می کنند، نه گناه های مستور و پوشیده اش.[12] وگرنه چون مردم از آن جهت که معصوم نیستند، گناهانی انجام می دهند، اگر قرار باشد غیبت کسی که گناهی مرتکب شد جایز باشد، در جامعه آبرویی برای کسی باقی نمی ماند.

در بسیاری از موارد، اعلام عیب فردی که در موردش غیبت می شود، برای کسب یک اجماع کلی جهت هدایت فرد به مسیر خیر و صلاح،[13] (مانند شورای پزشکی که در مورد بیماری یا عیوب مخفی یک فرد گفتگو می کنند، تا بتوانند راهی جهت بهبود وضعیت جسمانی بیمار بیابند،) مجوز برای غیبت وی می شود؛ لکن مهم این است که در این حالت حتماً شرایط امر به معروف و نهی از منکر لحاظ شده و طبق آن عمل شود.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مکاسب محرمه، شیخ انصاری، انتشارات دارالاسلام، بیروت، 1406ق، ج 1، ص 276.

[2]. حجرات/ 12.

[3]. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، محقق: مصطفی درایتی، مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1366ش، ج 2، ص 824، ح  3128.

[4]. همان، ص 381، ح 2911.

[5]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیة، تهران،  ج 75، ص 25، ح 21.

[6]. غرر الحکم، ج 1، ص 13، ح 484.

[7]. غیبت، محمدتقی خلجی، نشر شفق، قم، 1362ش، ص 128.

[8]. جامع السعادات، ملا محمدمهدی نراقی، مصحح: محمد کلانتر، مؤسسه اعلمی، بیروت، ج 2، ص 293.

[9]. جامع المقاصد، شهید ثانی، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1414ق، ج 4 ص 27.

[10]. جامع السعادات، ج 2، ص 322.

[11]. وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1374ش، ج 12، ص 289، ح 5.

[12]. جامع المسائل، محمدتقی بهجت، نشر دفتر حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره)، قم، 1384ش، ج 2، ص 404.

[13]. جامع السعادات، ج 2، ص 321.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 233.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢ آذر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١٠١٣٣ / تعداد بازدید : 126/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج