دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > فرهنگ و اندیشه > خانه و خانواده 
ماهنامه مبلغان


تحکیم خانواده؛

نقش روش تربیتی انذار در تحکیم خانواده (2)

خداوند متعال و اولیای او برای تقویتِ بنیانِ خانواده از روشهای تربیتی گوناگونی بهره گرفته اند که انذار یا هشدار دادن، از جمله روشهای مؤثر در این زمینه به شمار می رود. این نوشتار به بررسی تأثیرات روش تربیتی انذار در خانواده می پردازد.

نقش روش تربیتی انذار در تحکیم خانواده (2)

هادی حسین خانی

مقدمه

خداوند متعال و اولیای او برای تقویتِ بنیانِ خانواده از روشهای تربیتی گوناگونی بهره گرفته اند که انذار یا هشدار دادن، از جمله روشهای مؤثر در این زمینه به شمار می رود. این نوشتار به بررسی تأثیرات روش تربیتی انذار در خانواده می پردازد.

نمونه هایی از هشدار دادن که منجر به استحکام خانواده می شود، همراه با نقل بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) و سیره بزرگان، چارچوب محتوایی این مقاله را تشکیل می دهد.

در نوشتار سابق (ماهنامه مبلغان شماره 228) انذار زنان و انذار مردان مورد بررسی قرار گرفت در این شماره انذار فرزندان و انذار والدین را مورد بررسی قرار می دهیم.

انذار فرزندان

بخش قابل توجهی از استحکام نظام خانواده متأثر از احسان و احترام فرزندان به والدین و ادای حقوق آنهاست. از این رو، اولیای الهی با استفاده از روش انذار، فرزندان را به انجام تکالیف خود در برابر والدین برانگیخته اند. از باب نمونه به موارد زیر می توان اشاره کرد:

1. مقبول نشدن نماز

نگاه کینه توزانه فرزند به والدینی که به او ظلم کرده باشند، سرانجامِ تلخِ بازگردانده شدن و عدم قبولی نماز را در پی خواهد داشت. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَيْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاة؛[1] هر كه به چشم دشمنى به پدر و مادرش بنگرد، با اينكه بر او ستم كرده باشند، خدا نمازش را قبول نمی كند.»

ناخشنودی مادر مانعی برای رشد اخلاقی و معنوی نیز به شمار می رود. یکی از طلاب اصفهانی می گوید: «زمانی برای خودسازی و تزکیه نفس چند ماهی به مشهد مقدس مسافرت کردم. روزی خدمت حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) رسیدم. ایشان بدون اینکه سؤالی کنم، فرمود: آقا، خودسازی به این شکل فایده ای ندارد! بروید به اصفهان و مادرتان را خشنود کنید!

گفتم: نمی شود! و کمی با ایشان بحث کردم. وقتی از خدمتشان مرخص شدم، در این فکر فرو رفتم که بنده در این مورد با ایشان اصلاً سخنی نگفته بودم، پس ایشان از کجا دانست؟! سپس برگشتم و از ایشان معذرت خواهی کردم.[2]

نارضایتی مادر آسیبهای دنیوی را نیز موجب می شود. نقل شده است: حكم اعدام چند نفر، از جمله جواني صادر شده بود. بستگان او نزد شيخ رجبعلی خیاط مي روند و با التماس چاره اي مي جويند. شيخ مي گويد: گرفتار مادرش است. نزد مادر وي رفتند، او گفت: هرچهدعا مي كنم، بي نتيجه است. گفتند: جناب شيخ فرموده: شما از او دلگير هستيد. گفت: درست است. پسرم تازه ازدواج كرده بود. روزي پس از صرفِ غذا سفره را جمع كردم و ظرفها را در سيني گذاشتم و به عروسم دادم تا به آشپزخانه ببرد. پسرم سيني را از دست او گرفت و به من گفت: براي شما كنيز نياورده ام! سرانجام مادر رضايت داد و براي رهايي فرزندشدعا كرد. روز بعد اعلام كردند: اشتباه شده و آن جوان آزاد شد.[3]

2. شقاوت

امام صادق(علیه السلام) نافرمانی پدر و مادر و آزار دادن آنها را گناه کبیره و موجب شقاوت (عاقبت به شرّی) دانسته، فرموده اند: «عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ مِنَ الْكَبَائِرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ الْعَاقَّ عَصِيّاً شَقِيّا؛[4] عقوق والدين از گناهان كبيره است؛ زيرا خداوند عزّوجلّ عاق شده را گنهكار و شقى مقرر كرده است.»

آیت الله بهاءالدینی(ره) با اشاره به خاطره ای از دوران جوانی خود، می فرمایند: «در ماه مبارک رمضان، علاوه بر کارهاي روزانه، گاهي ساعتي نزد مادرم مي ماندم و پس از صرف افطار به ادامه درس و بحث و مطالعه مي پرداختم. شبي ديروقت به خانه برگشتم، به طوري که يک ساعت بيش تر به اذان صبح نمانده بود! هنگامي که وارد خانه شدم، مادرم را چنان ناراحت و آشفته خاطر ديدم که ناگهان به سوي من آمد و گفت: چرا اينقدر دير کردي؟! از ناراحتي و نگراني تا الآن نخوابيده ام! بنده با غرور جواني اي که داشتم، به جاي اظهار محبت و عذرخواهي از ايشان، گفتم: بيخود نخوابيده ايد، مي خواستيد بخوابيد! اما چندي نگذشت که چوب اين برخورد غلط را خوردم. هرچند آن شب در پي کار خوب و پسنديده بودم؛ ولي به خاطر پايمال کردن حقوق ديگران و اذيت پدر و مادر تنبيه شدم.»[5]

3. نبوییدن بوی بهشت

عدم استشمام بوی بهشت، پیامد سوء نافرمانی از پدر و مادر و آزار دادن آنهاست. پیامبر اکرم می فرمایند: «فِي كَلَامٍ لَهُ إِيَّاكُمْ وَ عُقُوقَ الْوَالِدَيْنِ فَإِنَّ رِيحَ الْجَنَّةِ يُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفِ سَنَةٍ وَ لَا يَجِدُهَا عَاق؛[6] بپرهيزيد از عاق پدر و مادر؛ زيرا بوى بهشت که از هزار سال راه شنيده مى شود، به مشام عاق والدين نمى رسد.»

مؤمن متقی «ملاعلی کازرونی» ساکن کویت که یکی از نیکان بود و خوابهای صحیح و مکاشفات درستی داشت... نقل کرده است: شبی در عالم رؤیا، بستان وسیعی که چشم آخرش را نمی دید، مشاهده کردم و در وسط آن، قصر باشکوه و باعظمتی دیدم و در حیرت بودم که از آن کیست. از یکی از دربانان پرسیدم، گفت: این قصر متعلّق به «حبیب نجّار شیرازی» است. من او را می شناختم و با او رفاقت داشتم و در آن حال، غبطه مقام او را می خوردم. پس ناگاه صاعقه ای از آسمان بر آن افتاد و یک مرتبه تمام آن قصر و بستان آتش گرفت و از بین رفت؛ مثل اینکه اصلاً نبود! از وحشت و شدت هولِ آن منظره، بیدار شدم. دانستم که گناهی از او سرزده که موجب محو مقام او شده است.

فردا به ملاقاتش رفتم و گفتم: شب گذشته چه عملی از تو سرزده؟ گفت: هیچ! او را قسم دادم و گفتم: رازی است که باید کشف شود، گفت: شبِ گذشته در فلان ساعت، با مادرم گفتگویم شد و بالأخره کار به زدنش کشید! پس خوابِ خود را برایش نقل کردم و گفتم: مادرت را اذیت کردی و چنین مقامی را از دست دادی![7]

انذار والدین

در منابع اسلامی، برای تحقق ارزشهای خانوادگی از سوی والدین، از روش تربیتی انذار در این نوع موارد استفاده شده است:

1. منفور شدن نزد خانواده

آنگاه که فردی خانواده خود را در تنگنای اقتصادی قرار می دهد، باید از آن بترسد که خانواده آرزوی مرگ وی را کنند. امام کاظم(علیه السلام) می فرمایند: «يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَه؛[8]سزاوار است مرد خانواده اش را در رفاه قرار دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند.»

2. محرومیت از رحمت الهی

از جمله افرادی که مستحق طرد و نفرین پروردگار شمرده می شوند، کسانی هستند که با وجود دارایی، فرزندان خود را بدون پشتوانه مالی رها می کنند. وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدند مردى از انصار مرده و كودكان صغيرى از او باقى مانده و او دارايى مختصر خود را در راه خدا داده است، فرمود: اگر قبلاً به من اطلاع داده بوديد، نمى گذاشتم او را در قبرستان مسلمين دفن كنند. او كودكانى باقى مى گذارد كه دستشان پيش مردم دراز باشد؟![9]

امام صادق(علیه السلام)می فرمایند: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُول؛[10] ملعون است، ملعون است كسى كه زن و فرزند خود را بدون هزينه زندگى و مخارج واگذارد.» همچنین می فرمایند: پدرم امام باقر(علیه السلام) براى من نقل كرد كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرموده است: هميشه در انفاقات از عائله خود شروع كنيد، به ترتيب نزديكى كه هر كه نزديك تر است، مقدم تر است.[11]

حضرت آیت الله خامنه ای(ره) با نقل روایتی از امام سجاد(علیه السلام) ضمن تأکید بر ناخشنودی خداوند از سخت گیری بر خانواده، به نادرستی جنبۀ دیگر آن؛ یعنی اسراف و زیاده روی در تأمین مطالبات خانواده نیز پرداخته، می فرمایند: «عَنِ السَجّاد(علیه السلام): أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ؛[12] از امام سجاد(علیه السلام): بهترین شما از جهت رضایت نزد خداوند کسی است که برای خانواده خود گشایش بیشتری ایجاد نماید.»

 بعضی بودند - در زمان ما هم که از این قبیل هستند؛ ولی هستند کسانی که پولی دارند، تمکّنی دارند؛ منتها بر خانواده خود سخت می گیرند. دیدیم ما از این قبیل افراد را؛ سابق بیش تر بودند، حالاها کم تر هستند. نه اینکه در ضیق معیشت باشد، نه، توانایی هم دارد؛ منتها بر خانواده خودش، بر عیال خودش، همسر و فرزندان خودش سخت می گیرد؛ در لباسشان، در غذایشان، در وسایل آسایش، در تجملات مباحشان، سخت گیری می کند. این عند الله مبغوض است. بهتر آن است که انسان توسعه بدهد به عیال خود؛ یعنی وقتی توانایی دارید، تمکن دارید، بایستی بر خانواده خود و همسر و فرزندان خود توسعه بدهید؛ زندگی شان را راحت کنید.

بنده که امروز این حدیث را خواندم، نه برای این است که احتمال بدهم که در بین شماها یا هر کسی که این حرفها را خواهد شنید، در آینده کسانی هستند که بر عیالشان سخت می گیرند، نه، به عکس. این را خواندم تا عرض بکنم که در گذشته اینجور بودند، حالا به عکس آن است؛ از آن طرف افتاده اند. کسانی هرچه گیر می آورند، صرف تجملات خانوادگی می کنند که این یکی از فرهنگهای بسیار بد و بسیار خطرناک در جامعه است. خواسته ها و هوسهای انسانی - همه انسانها- حد یقف ندارد. بشر اینجوری است. خب حالا اگر چنانچه انسان اختیار را داد به کسان خودش یا به نفس خودش، این دیگر حد یقف که ندارد؛ امروز اینجور دکوری را در خانه داریم، بعد از چند روز دلمون را می زند، جور دیگری می خواهیم؛ امروز این جواهرات را به خودمان آویزان کردیم، بعد دلمون را می زند، می خواهیم یک چیز برتر و بهتر از این به دست بیاوریم؛ این فرش امروز زیر پای ماست، فردا می خواهیم از این بهتر و بالاتر و بیش ترش باشد. باید حد یقفی برایش قائل شد.

اگر در این مسابقه انسان وارد شد، این مسابقه دیگر آخر ندارد. این را مراقبت بکنید، پس «أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ» یک طرف قضیه است که آنچه که دارد اسباغ کند؛ یعنی در اختیار و به فراوانی در اختیار خانواده اش قرار بدهد؛ کسانی که تحت تکفل او هستند؛ این طرف خوبش. آن طرفش هم اسراف در این زمینه و زیاده روی در این کار است.»[13]

اجتناب از تأمین بُعد عاطفی فرزندان، عامل دیگر محرومیت از رحمت خداوند است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) امام حسن(علیه السلام) را می بوسید. «اقرع بن حابس» گفت: من ده فرزند دارم که هیچ یک را نبوسیده ام. آن حضرت فرمود: کسی که رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی گیرد.[14]

همچنین مردی به پیامبر(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: هرگز فرزندم را نبوسیده ام. آنگاه که برگشت، حضرت فرمود: این مرد از نظر ما اهل آتش است.[15]

یکی از روحانیون که در درس آیت الله بهجت(ره) حاضر می شد، تعریف می کرد: «یک شب دختر کوچک ترم را نوازش کردم و بوسیدم و دختر بزرگم که خواب بود، نبوسیدم. در همان حال، لحظه ای در دلم خطور کرد که مبادا بیدار باشد و به خاطر اینکه او را هم نوازش نکرده ام، ناراحت شود. اعتنایی نکردم. صبح اول وقت که خدمت آقا رسیدم، دقیقاً بعد از سلام، خطاب به بنده گفتند: ان شاء الله تسویه بین اولاد را که رعایت می کنید؟!»[16]

3. جلب خشم خداوند

عمل نکردن والدین به وعده های به حقی که به فرزندان می دهند، خشم شدید خداوند را در پی دارد. امام کاظم(علیه السلام) می فرمایند: «إِذَا وَعَدْتُمُ الصِّغَارَ فَأَوْفُوا لَهُمْ فَإِنَّهُمْ يَرَوْنَ أَنَّكُمْ أَنْتُمُ الَّذِينَ تَرْزُقُونَهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ يَغْضَبُ لِشَیْ ءٍ كَغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَان؛[17] هرگاه به کودکان وعده ای دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنان روزی خود را به دست شما می بینند و خداوند به آن میزان که برای زنان و کودکان خشمگین می شود، برای چیزی خشمگین نمی شود.»

خشم خداوند که در اثر آزار و اذیت فرزند متوجه والدین است، شامل ظهور و بروز جسمی نیز می شود. یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط(ره) می گوید: فرزند دو ساله ام - که اکنون حدود چهل سال دارد - در منزل ادرار کرده بود و مادرش چنان او را زده بود که نزدیک بود نفس بچه بند بیاید. خانم پس از یک ساعت تب کرد؛ تب شدیدی که به پزشک مراجعه کردیم و در شرایط اقتصادی آن روز، شصت تومان پول نسخه و داروی او شد؛ ولی تب قطع نشد؛ بلکه شدیدتر شد. مجدداً به پزشک مراجعه کردیم و این بار چهل تومان بابت هزینه درمان پرداخت کردیم که در آن روزگار برایم سنگین بود.

شب هنگام جناب شیخ رجبعلی خیاط را در ماشین سوار کردم تا به جلسه برویم. همسرم نیز در ماشین بود. جناب شیخ که سوار شد، اشاره به خانم کردم و گفتم: والده بچه هاست، تب کرده، دکتر هم بردیم؛ ولی تب او قطع نمی شود. شیخ نگاهی کرد و خطاب به همسرم فرمود: «بچه را که آن طور نمی زنند! استغفار کن! از بچه دلجویی کن و چیزی برایش بخر؛ خوب می شوی.» چنین کردیم، تب همسرم قطع شد.[18]

4. زوال نعمت

امام کاظم(علیه السلام) در بیان این نکته که وسعت ندادن در روزی خانواده به از بین رفتن نعمتها می انجامد، می فرمایند: «إِنَّ عِيَالَ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ فَمَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَلْيُوَسِّعْ عَلَى أُسَرَائِهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ أَوْشَكَ أَنْ تَزُولَ عَنْهُ تِلْكَ النِّعْمَة؛[19] عيال يك مرد، اسيران اويند و هر كه خداوند به او نعمتى دهد، بر اسيرانش وسعت دهد؛ وگرنه ممكن است نعمت از دستش برود.»

5. خسران

یکی از وظایف والدین آن است که خود را از تأثیرات منفی فرزندان مصون سازند. وابستگی شدید به فرزندان و ترجیح دادن رضایت آنها بر خشنودی پروردگار، زیانکاری مادی و معنوی را در پی خواهد داشت. خداوند متعال می فرماید:«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»؛[20] «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند؛ و كسانى كه چنين كنند، زيانكارانند.»

یکی از ابعاد زیانکاری، انحرافات اعتقادی و اخلاقی است که گریبان گیر والدین می گردد. حضرت آیت الله خامنه ای(ره) در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی های سیاسی ایران در خارج از کشور، با تشریح زمینه های بروز چنین انحرافاتی می فرمایند: «عرصه دیپلماسی، عرصه مبارزه است؛ در این مبارزه باید قوی باشید. اگر می خواهید قوی باشید، ارتباط با خدا را مستحکم کنید؛ هم خودتان، هم خانواده تان. خانواده را مهم بشمرید؛ چه خانواده بزرگ دیپلماسی، چه خانواده شخصی خودتان. گاهی اوقات یک رخنه کوچک در درون خانواده، ما را تغییر می دهد. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: زبیر با ما بود، از ما اهل بیت بود؛ واقعاً هم همین جور بود. می دانید بعد از رحلت پیغمبر(صلی الله علیه و آله)، در مسجد، در پای منبر خلیفه اول - جناب ابوبکر - حدود ده نفر از صحابه بلند شدند و صریحاً از امیرالمؤمنین(علیه السلام) دفاع کردند؛ گفتند: اینجایی که شما نشسته ای، حق علی بن ابی طالب(علیه السلام) است. یکی از آن ده نفر، زبیر بود! زبیر، رفیق دوران عشرت نبود؛ رفیق دوران محنت بود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: زبیر همواره با ما بود، «حتّی شَبَّ اِبنُهُ عَبداللَّه؛ تا پسرش عبدالله بزرگ شد.» آمد توی عرصه، در تصمیم گیری ها دخالت کرد؛ آن وقت او (زبیر) عوض شد. زبیر همانی شد که آمد در مقابل امیرالمؤمنین(علیه السلام) شمشیر کشید!

گاهی اوقات یک رخنه کوچک در درون خانواده، یک چنین اثر بسیار مهمی می گذارد. لذا باید جلوی این رخنه را گرفت؛ و این هم جز با توکل به خدای متعال، جز با ذکر، جز با توجه، امکان پذیر نیست.»[21]

6. جهنمی ساختن خود و خانواده

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «و لا يَزالُ العَبدُ العاصي يورِثُ أهلَ بَيتِهِ الأَدَبَ السَّيِّئَ حَتّى يُدخِلَهُمُ النّارَ جَميعا؛ حَتّى لا يَفقِدَ فيها مِن أهلِ بَيتِهِ صَغيرا و لا كَبيراً و لا خادِماً و لا جاراً؛[22] بنده گنهکار همواره برای خانواده خود تربیت بد به ارث می نهد تا اینکه همه آنها را وارد دوزخ می کند، به طوری که کوچک و بزرگ از خانواده اش و خدمتکار و همسایه را در آنجا می بیند.»

رهبر معظم انقلاب(ره) در مقام توضیح روایتی از امام صادق(علیه السلام) و با اشاره به بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث می گذارند، می فرمایند: «سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام): إِنَّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ الآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ  الْأَدَب لَاالْمَال[23] پول، ملک، خانه، زمین و باقیِ مملوکات را پدر برای فرزند خویش به ارث می گذارد؛ اما بهترین ارثی که می گذارد، می فرماید ادب است. ... در ذیل روایت [آمده است]، مرادشان از ادب که فرمودند، علم است.[24] شاید مقصود همین انتقال فرهنگ است که در عرف ادبیات امروز دنیا و کشور ما، انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر می گوییم. فرض بفرمایید پدری صِدق را، شجاعت را، همت را، کار کردن را، شرف و اینها را به فرزندش تعلیم می دهد؛ اینها ادب است. تعبیر علم نیز بر اینها تعبیر غلطی نیست؛ تعبیر حقیقی  است. اینها علم است. علم فقط نوشتن فرمول ریاضی، فیزیک و غیره نیست. اینها هم علم است. علم حقیقی همین چیزهاست که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

پس مراد از ادب، چنین چیزی خواهد بود. می فرماید بر اینکه پدران برای فرزندان ارث می گذارند. نکته اساسی در اینجا این است که این فرهنگ پذیری که در انسان هست، در درجه اول از ناحیه خانواده است که اشباع می شود و پاسخ داده می شود؛ هم واقعیتی را بیان می کند که بدانیم هر حرکت، هر رفتار ما با فرزندانمان تأثیر می گذارد؛ در شکل دهی ذهنیت آنها و شخصیت آنها، و هم این وظیفه را از نظر شرع مقدس معین می کند. در واقع این روایات، نظام ارزشی اسلام را معین می کند. اهمیت این تعلیم را، این آموزش را، این انتقال فرهنگ صحیح را به فرزندان نشان می دهد که این وظیفه پدران است؛ البته آن وقت به فرزندان هم این را می گوید که بدانید آنچه از این ناحیه گیرتان می آید، قیمتی تر است از آنچه از مال و منال دنیوی از پدران به دست می آورید.

بیان این حدیث این است: «إِنَّ خَيْرَ مَا وَرَّثَ الْآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ  الْأَدَب لَا الْمَال» تقوا را، پرهیزگاری را، دوری از گناه را، انس با خدا را، انس با قرآن را، تسلیم در مقابل اوامر الهی را، میل و شوق به درجات معنوی و خدایی را، توجه به معنویت را باید به فرزندانمان بیاموزیم. اولین جایی که فرزند انسان، کودک این چیزها را می چشد، داخل خانواده است؛ اینها را باید به بچه ها یاد داد! جلوی بچه ها قرآن بخوانید؛ جلوی بچه ها دعا بخوانید؛ در مقابل چشم بچه ها از خدای متعال بخواهید؛ دعا کردن و حرف زدن با خدا را عملاً یاد بدهید؛ جلوی بچه ها دروغ نگویید؛ غیبت نکنید؛ طمع به مال را نشان ندهید! این گونه که شد، این بچه این جوری بار می آید.

اگر چنانچه ما غیبت می کنیم، بداخلاقی می کنیم، اهانت به این و آن می کنیم، جلوی بچه ها خودمان را مقابل مقامات دنیوی کوچک می کنیم، با خدای متعال اصلاً انسی پیدا نمی کنیم، این بچه هم در این محیط پرورش پیدا می کند؛ غافل می ماند از این حقایقی که باید فراگیرد و ذهن و روح او آشنا می شود با همین کارهایی که می کنیم. خانواده این است!

می فرماید: «فَإِنَّ الْمَالَ يَذْهَبُ، وَ الْأَدَبَ يَبْقى»[25]این ارزشش بیش تر است. مال از بین می رود؛ اما این ادبی که شما به این بچه یاد دادید، این با او هست تا آخر عمر؛ چون شخصیتش را شکل می دهد. این سیاقت شخصیت فرزند است و بایستی به این اهمیت داد.»[26]

معظم له همچنین تأکید می کنند: «به خانواده  هاى خود برسيد؛ به زن، به فرزند برسيد! گاهى آنها بهتر از ما هستند و گاهى نیز احتياج دارند به اينكه حفظشان كنيم. اگر بهتر از ما بودند، كارى نكنيم خراب شوند. اگر ديديم خداى نكرده طورى هستند كه به كمک ما احتیاج دارند، كمكشان نماییم. مراقب باشيد! «قُوا أَنْفُسَكُمْ  وَ أَهْلِيكُمْ  ناراً وَقُودُهَا النَّاس...»؛[27] [یعنی] از آتشى كه آتشگيره آن انسانها و سنگها هستند، خود، زن و فرزندتان را حفظ كنيد!» معلوم مى شود وظيفه حفظ زن و بچه هم به عهده ماهاست! البته اين كارها با كمک خودِ خدای متعال ميسر مى گردد. اين را هم بدانيم، خداوند خودش بايد كمک كند؛ بايد از خدا همين را بخواهيد.»[28]

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی، به ثمره تلخ بی توجهی به تربیت فرزند اشاره می کند و می گوید: «منزل یكى از محترمین تهران بودم. پسرش از منافقین فرارى بود. پدر، عالمى وارسته و پسر، منافقى فرارى. درباره اینكه چطور شد پسرش این گونه شد، گفت: به تربیت پسرم نرسیدم. از صبح زود تا آخر شب اینجا و آنجا سخنرانى و برنامه هاى علمى و تحقیقى داشتم؛ ولى از فرزندم غافل شدم. الآن چوبش را مى خورم. همه اعضاى خانواده در این غم مى سوزیم كه چرا باید جوانى از خانواده ما به این راه كشیده شود.»[29]

حجت الاسلام و المسلمین فلسفی(ره) با نقل حدیثی از امام صادق(علیه السلام) به بیان یکی از مصادیق تربیت ناصواب فرزندان می پردازد و می فرماید: «فِي رِوَايَةِ عَجْلَانَ مَنْ سَقَى مَوْلُوداً مُسْكِراً سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الْحَمِيم؛ کسی که به فرزندش شراب بنوشاند خداوند از آب داغ جهنم به او می نوشاند.»[30] در حدود 15 سال قبل، اواخر شب در ایستگاه اتوبوس به انتظار ماشین ایستاده بودم. چند نفر مسافر دیگر نیز در ایستگاه بودند. بین مسافرین مردی بود که دست طفل شش ساله ای را در دست داشت. طفلک منقلب بود. کنار خیابان استفراغ کرد. یکی از مسافران پرسید: طفلت چه مرضی دارد؟ جواب داد: مریض نیست، امشب او را به مجلس رفقا بردم و به او مشروب دادم! چه خیانتی بزرگ تر از این است که پدری به فرزند شش ساله خود مشروب الکلی بدهد و او را از کودکی بدبخت کند؟! آیا چنین پدری نباید معاقَب باشد؟! آیا چنین فرزندی حق ندارد پدر ستمگر خود را نفرین نماید؟

«قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): يَا عَلِیُّ! لَعَنَ اللَّهُ وَالِدَيْنِ حَمَلاَ وَلَدَهُمَا عَلَى عُقُوقِهِمَا؛[31] رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام) فرمود: لعنت خدا بر پدر و مادری که فرزند خویش را بد تربیت کنند و موجبات عاق خود را فراهم نمایند.»[32]

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1403ق، ج 71، ص 61.

[2]. فریادگر توحید (عارف کامل حضرت آیت الله بهجت(ره))، مؤسسه تحقیقاتی اهل‏بیت(علیهم السلام)، انتشارات انصاری، قم، چ 15، 1388ش، صص 210-211.

[3].http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=239&fkeyid=&siteid=68&pageid=30733&siteid=239.

.[4] بحار الأنوار، ج 71، ص 74.

[5].http://akhlagh.tahzib-howzeh.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=239&fkeyid=&siteid=68&pageid=31045&siteid=239.

.[6] ارشاد القلوب الي الصواب، حسن بن ابي الحسن ديلمي، نشر شريف رضي، قم، 1412ق، ج 1، ص 79.

[7]. داستانهای شگفت، سید عبدالحسین دستغیب، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سیزدهم، 1388ش، ص 86.

.[8] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1407ق، ج 4، ص 11؛ تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، محمد محمدی ری شهری و عباس پسندیده، مترجم: حمیدرضا شیخی، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحديث، قم، چاپ دوم، 1389ش، ص 300.

[9]. نرم افزار مجموعه آثار استاد شهید مطهری، انتشارات صدرا، مرکز تحقیقات علوم کامپیوتری نور، قم، ج 18، ص220.

.[10] من لايحضره الفقيه، شیخ محمد بن علی صدوق، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، 1404ق، ج 3، ص 555.

[11]. همان، ص 221.

[12]. الکافی، ج 4، ص 11.

[13]. شرح احادیث اخلاقی مقام معظّم رهبری(حفظه الله) در ابتدای درس خارج فقه، (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری(حفظه الله): Leader.ir).

.[14] «كَانَ النَّبِيُّ(صلی الله علیه و آله) يُقَبِّلُ الْحَسَنَ فَقَالَ الْأَقْرَعُ بْنُ حَابِسٍ: إِنَّ لِي عَشَرَةً مِنَ الْوَلَدِ مَا قَبَّلْتُ أَحَداً مِنْهُمْ فَقَالَ(صلی الله علیه و آله): مَنْ لَا يَرْحَمْ لَا يُرْحَم.» بحار الأنوار، ج 43، ص 295.

[15]. «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ(صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: مَا قَبَّلْتُ وَلَداً قَطُّ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ النَّبِيُّ(صلی الله علیه و آله): هَذَا رَجُلٌ عِنْدَنَا مِنْ أَهْلِ النَّارِ.» عدة الداعی و نجاح الساعی، احمد بن فهد حلی، دارالکتاب الاسلامی، قم، 1407ق، ص 89.

[16]. فریادگر توحید، صص 208-209.

.[17] عدة الداعی و نجاح الساعی، ص 84.

.[18] کیمیای محبت، محمدی ری شهری، انتشارات دارالحدیث، قم، 1390ش، ص ۱۳۸؛ مشق عشق (151 خاطره از سیره خانوادگی بزرگان دین)، مهدی محمدی صیفار، انتشارات معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه، قم، 1393ش، ص 135.

.[19] مکارم الأخلاق، حسن طبرسي، نشر شريف رضي، قم، 1370ش، ص 218.

.[20] منافقون/ 9.

[21]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگیهای سیاسی ایران در خارج از کشور، مورخ: 07/10/1390.

[22]. مستدرك الوسائل، میرزا حسين نوری طبرسی، مؤسسة آل البيت(علیهم السلام)، بیروت، ۱۴۰8ق، ج 12، ص 201، ح 13881؛ تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، ص 262.

.[23] الکافی، ج 8، ص 150؛ الشافی فی العقاید و الاخلاق و الاحکام، ملا محسن محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، انتشارات لوح محفوظ، تهران، 1383ش، ص 851.

[24]. «قَالَ مَسْعَدَةُ يَعْنِي بِالْأَدَبِ الْعِلْم».

[25]. الکافی، ج 8، ص 150؛ الشافی فیض کاشانی، ص 851.

[26]. شرح احادیث اخلاق مقام معظم رهبری(حفظه الله) در ابتدای درس خارج فقه، (پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری(حفظه الله): Leader.ir).

[27]. تحريم/ 6.

.[28] بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار كاركنان وزارت اطلاعات، مورخ: 13/7/1383.

[29]. پایگاه درسهایی از قرآن؛ Gharaati.ir.

[30]. بحار الأنوار، ج 63، ص 499.

.[31] وسائل الشیعة، محمد بن حسن حر عاملی، مؤسسة آل البیت(علیهم السلام)، قم، 1416ق، ج 21، ص 390.

[32]. گفتار فلسفی «کودک از نظر وراثت و تربیت»، محمدتقی فلسفی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1394ش، ج 2، ص 54.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٦ تير ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧٩١٨ / تعداد بازدید : 215/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج