چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


امامت و بلوغ جسمي-5

امام جواد و موضوع سن

علاوه بر امام رضا، امام جواد علیهماالسلام نیر با خیل مردمی كه به دلیل سن كم او به حیرت افتاده بودند، رو به رو می شد كه البتّه او نیز با روش های مختلف به پاسخگویی و زدودن شبهات و ذهنیات می پرداخت.

محمد عابدي

علاوه بر امام رضا، امام جواد علیهماالسلام نیر با خیل مردمی كه به دلیل سن كم او به حیرت افتاده بودند، رو به رو می شد كه البتّه او نیز با روش های مختلف به پاسخگویی و زدودن شبهات و ذهنیات می پرداخت. ما به طور خلاصه به برخی موارد اشاره می كنیم:


1 ـ تنها وارث:
محمّد بن عیسی می گوید: «نزد ابی جعفر ثانی (امام جواد) رفتم، در برخی امور با من مناظره كرد و دست آخر فرمود: یا ابا علی ارتفع الشك، ما لأبی غیری؛
ای ابا علی، شك خود را برطرف كن، برای پدرم غیر از من نیست (من تنها وارث و طبعا امام بعدی هستم) ..» (1)

2 ـ كرامت:
امام از این طریق نیز برتری و فضیلت خود را می نمایاند كه برای اهل علم و بزرگان دلیل دیگر بر امامتش بود.
محمّد بن سنان می گوید: «از درد چشم به امام رضا علیه السلام شكایت كردم. كاغذی خواست و به ابی جعفر علیه السلام نامه ای نوشت. آن را به خادم داد و از من خواست با او بروم و مطلب را كتمان كنم. وقتی رسیدیم خادم نوشته را باز كرد و رو به روی ابا جعفر قرار داد. او به كتاب نگاه كرد. آن گاه سر به آسمان برداشت و مطلبی فرمود: چند بار این كار را كرد و هر دردی در چشمم بود از بین رفت.....»(2)

3 ـ علم خدایی:
بعد از شهادت امام رضا علیه السلام عده ای از شیعیان از شهرهای دیگر برای شناختن امام بعد به مدینه آمدند. آن ها را به صریا، قریه ای كه امام كاظم علیه السلام در نزدیكی مدینه تأسیس كرده بود، راهنمایی كردند. آن جا عبدالله بن موسی فرزند امام كاظم علیه السلام خودنمایی می كرد ولی از پاسخ دادن به سؤالات مردم ناتوان بود. زمانی كه عبدا... پاسخ های غلط داد، ابوجعفر یعنی، امام جواد علیه السلام وارد شد در حالی كه هشت ساله شده بود. همه به سوی او رفتند و او به مردم سلام داد. عبدا... بن موسی هم از جای خود برخاست و ابو جعفر به این ترتیب در صدر مجلس جای گرفت. آن گاه فرمود: بپرسید، خدا رحمت تان كند. آن گاه سؤالاتی پرسیدند از جمله كسی پرسید: اگر مردی زنش را به عدد ستارگان آسمان طلاق داد چه كند؟
امام فرمود: آیا قرآن خوانده ای؟ گفت: بله، فرمود: سورۀ طلاق را بخوان تا قول خداوند كه فرمود: «واقیموا الشهادة لِلّه.» ای مرد! طلاق صورت نمی گیرد مگر به پنج چیز: شهادت دو شاهد عادل، وقوع طلاق در حالت پاكی از عادت ماهیانه، عدم آمیزش در آن پاكی، وقوع طلاق به قصد جدی.
ای مرد! آیا در قرآن عدد نجوم سماء می بینی؟
گفت نه..» (3)

4 ـ استدلال قرآنی:
علی بن اسباط می گوید: «امام جواد علیه السلام به طرف من آمد. من سراپای او را نگاه می كردم كه وقتی برگشتم برای دوستان اندام و وضع او را توصیف كنم. من در همین افكار بودم كه امام نشست و فرمود: ای علی! همانا خداوند دربارۀ امامت حجت آورده همان طور كه دربارۀ نبوّت حجت آورده و فرموده: وآتیناه الحكم صبیا؛ در كودكی به او حكمت دادیم. و فرموده:
ولمّا بلغ اشدّه؛ چون به حد توان رسید، و فرموده و بلغ اربعین سنه؛ چون به چهل سالگی رسید، پس رواست در كودكی حكم امامت داده شود. همان طور كه رواست در چهل سالگی به او حكم داده شود..» (4)
5 ـ تفاوت دو مقولۀ امامت و كودكی:
دایۀ ابی جعفر روزی به او گفت: «تو را در فكر می بینم، گویا پیرمردی شده ای؟ فرمود: عیسی بن مریم در كودكی مریض شد. به مادرش آن چیزهایی را كه موجب معالجه می شد، توضیح داد، او تهیه كرد. ولی موقع خوردن، عیسی گریه كرد. مادرش گفت: من با آنچه تو یاد دادی معالجه ات می كنم، آن وقت گریه می كنی؟
فرمود: الحكم حكم النبوّة والخلقة خلقةُ الصبیان؛
حكم، حكم نبوّت است امّا بدن وخلقت من خلقت كودكان است..» (5) یعنی، دو موضوع كاملاً متفاوت هستند. كودكی من به خلقت طبیعی مربوط است لذا درد می كشم و گریه می كنم امّا رسالت من امری الهی است و حساب آن دو جداست.
و بدین گونه حضرت به استبعاد امامت در كودكی پاسخ گفت.



پی نوشت :
1) همان، ج 1،ص 320.
2) رجال كشی، ص 487.
3) مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 429؛ بحارالانوار، ج 50، صص 91 و 90. در مورد مردی كه با مادّه الاغی درآمیخته بود، عبدا... گفت: دستش قطع و به او حد بزنند و یك سال تبعید كنند. در مورد طلاق به تعداد ستاره ها هم گفت: همسرش از او جدا می شود مانند جدایی برج جوزا و عقاب تیزبال از زمین. امام فرمود: آن مرد به كمتر از حدّ شلاّق زده می شود. و قیمت الاغ را از او می گیرند و سوار شدن او به آن و بچه آن حرام می شود و آن حیوان را رها می كنند تا در بیابان بمیرد. آن گاه فرمود: اگر مردی قبر زنی را بشكافد و كفنش را بدزدد و به او تجاوز كند، دستش به سرقت قطع، به خودش جهت زنا حد، عزب باشد تبعید و اگر زن داشت كشته یا سنگسار می شود....
4) اصول كافی، ج 1، صص 315 و 413؛ اعلام الوری، صص 350 و 349 و...؛ اثبات الوصیة، ص 211.
5) اثبات الوصیة، 212.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 9  .





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٩ دی ١٣٩٣ / شماره خبر : ٨٩٤٧٦ / تعداد بازدید : 2637/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج