چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین 
ماهنامه مبلغان


امام باقر (علیه السلام) وپاسخ به شبهات (2)

پرسش ها و شبهات دربارۀ اهل بیت (علیهم السلام) این بار دربارۀ حسنین (علیهماالسلام)

1. حضرت به تمام شبهات جواب می داد، و بر تمام علوم اشراف و آگاهی داشت؛ 2. پاسخ های حضرت بر محور قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و گاه استدلال های عقلی و مقبولات پرسشگر دور می زند؛

حسین تربتی

2. دربارۀ حسنین (علیهماالسلام)

«ابی الجارود» می گوید: حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: ای ابی الجارود! مخالفین دربارۀ حسن و حسین (علیهماالسلام) چه می گویند؟ عرض کرد: فرزند رسول خدا بودن آن دو را انکار می کنند؟

حضرت فرمود: شما (برای اثبات فرزند بودن) به چه چیز علیه آن ها استدلال می کنید؟ عرض کرد: به قول خداوند دربارۀ عیسی بن مریم (علیهماالسلام) که فرمود: “وَ مِنْ  ذُرِّيَّتِهِ  داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ  إِلَى قَوْلِهِ  وَ عِيسى  وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ”[1] خداوند عیسی را از فرزندان ابراهیم قرار داده است (با اینکه نوۀ دختری است) و همین طور استدلال می کنیم به آیۀ مباهله: “فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم...”[2] [که از حسنین به نام پسران ما یاد شده است] سپس حضرت فرمود: آن ها چه می گویند؟

عرض کرد: می گویند: گاهی فرزند دختر، فرزند خوانده می شود؛ ولی (فرزند) صُلبی نیست.

راوی می گوید: حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: «وَ اللهِ يَا أَبَا الْجَارُودِ لَأُعْطِيَنَّكُمْ  مِنْ كِتَابِ اللهِ آيَةً يُسَمِّي لِصُلْبِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه وآله) لَا يَرُدُّهَا إِلَّا كَافِر؛ به خدا سوگند ای ابا الجارود! شما را به آیه ای راهنمایی کنم از کتاب خداوند که آن دو را صلب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خوانده اند که جز کافر آن را رد نمی کند.»

عرض کردم: فدایت شوم! کدام آیه است؟ فرمود: سخن خداوند که می فرماید: “حُرِّمَتْ  عَلَيْكُمْ  أُمَّهاتُكُمْ  ... وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ”؛ «مادران شما و همسران فرزند شما از صلب شما بر شما حرام است.»

ای ابا الجارود! از آن ها بپرس آیا ازدواج رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با همسران حَسنَین حلال است؟ اگر بگویند: بله، پس به خدا قسم دروغ گفته اند، و اگر بگویند: نه «فَهُمَا وَ اللهِ  ابْنَا رَسُولِ اللهِ لِصُلْبِهِ وَ مَا حَرُمْنَ عَلَيْهِ إِلَّا لِلصُّلْب؛[3] پس به خدا قسم آن دو پسران صلبی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستند، و این حرمت نیست، مگر به خاطر (فرزند) صلبی بودن.»

این جریان نشان می دهد که اولاً باید دنبال شبهات رفت و آن را شناسایی کرد لذا حضرت باقر (علیه السلام) پرسید که مخالفین علیه ما چه می گویند؟ ثانیاً به پاسخ های داده شده اکتفا نکرد؛ بلکه سعی شود همیشه بر پاسخ های داده نشده، مطلب جدیدی اضافه کرد.

ج) دفع پرسش های ساده و همگانی

گاهی گروهی – از جمله حاکمان – پرسش های معمّا گونه ای دارند که آن ها را مطرح می کنند تا شخصیت های معنوی و مورد توجّه مردم و جامعه را تخریب کنند. لازم است در موارد ضروری به این پرسش ها نیز برای رفع اتّهام پاسخ داد. به نمونه هایی از این بخش اشاره می شود:

«ابی حمزه ثمالی» از «ابی الربیع» نقل نموده است که: سالی با امام باقر (علیه السلام) به حج مشرّف شدیم که «هشام بن عبدالملک» نیز در آن سال به حج آمده بود و همراه او «نافع» غلام عمر بن خطاب بود. نافع نگاه کرد که در رکن خانۀ خدا مردم دور امام باقر (علیه السلام) حلقه زده اند. پرسید: ای امیرمؤمنان! این کیست که مردم به دور او هجوم آورده اند؟

هشام گفت: محمد بن علی بن الحسین (علیهم السلام) است. نافع گفت: من می روم پرسش هایی که جز نبی یا وصی نبی نمی تواند پاسخ دهد، مطرح می کنم. گفت: برو شاید او را با پرسش هایت خجالت دادی.

ابی الربیع می گوید: نافع نزد حضرت باقر (علیه السلام) آمد و عرض کرد: ای محمّد بن علیّ! من تورات و انجیل و زبور و فرقان را خوانده ام و حلال و حرام آن را می شناسم، آمده ام پرسش هایی مطرح کنم که جز نبی یا وصیّ یا فرزند آن نمی تواند به آن پاسخ دهد. حضرت باقر العلوم (علیه السلام) سرش را بالا آورد و فرمود: از هر چه می خواهی، بپرس!

عرض کرد: بین عیسی و محمد (علیهماالسلام) چند سال فاصله بوده است؟ حضرت فرمود: طبق نظر خودم پاسخ دهم یا طبق نظر شما؟

گفت: طبق هر دو قول جواب بده. حضرت فرمود: طبق قول خودم پانصد سال و طبق قول شما ششصد سال (فاصله بوده است).

گفت: در این صورت مقصود از این آیه چیست؟ “وَ سْئَلْ مَنْ  أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا”؛[4] «از پیامبرانی که پیش از تو فرستاده ایم، بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبوداتی برای پرستش قرار دادیم.» با اینکه بین محمد (صلی الله علیه وآله) و عیسی پانصد سال فاصله بود، محمد از که پرسید؟ حضرت این آیه را تلاوت فرمود: “سُبْحانَ  الَّذي  أَسْرى  بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى”؛[5] «منزه است آن کس که بنده اش را در یک شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی – که گرداگردش را پر برکت ساخته ایم – برد تا برخی از نشانه های خود را به او ارائه دهیم.» یکی از آیاتی که در شب معراج نشان داد این بود که اولین و آخرین انبیا و رسولان را دستور داد محشور شوند، سپس به جبرئیل دستور داد که اذان و اقامه را جفت جفت بگوید، آنگاه محمد جلو افتاد و همگی پشت سر او نماز گذاردند، بعد از نماز، خداوند فرمود: “وَ سْئَلْ مَنْ  أَرْسَلْنا...” رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نیز پرسید: بر چه شهادت می دهید و چه کسی را می پرستید؟ گفتند: ما شهادت می دهیم که خدایی جز خدای یگانه نیست و شریکی ندارد و تو رسول خدا (صلی الله علیه وآله) هستی و بر همین (شهادت) عهد و پیمان ما را دریافت کرده ای. پس نافع گفت: راست گفتی ای ابا جعفر![6]...!

پرسید: خبر بده خدا از کی بوده است؟ حضرت فرمود: وای بر شما! تو خبر بده کی خدا نبوده است تا من بگویم خدا از کی بوده است؟ منزه است خدایی که همیشه بوده و خواهد بود. خدایی که فرد و بی نیاز و بی شریک و بی فرزند است.

آنگاه نافع نزد هشام بن عبدالملک آمده او گفت: چه کردی؟ گفت: رهایم کن. او اَعلَمُ الناس است و حقّاً فرزند رسول خدا می باشد.[7]

از این نمونه پرسش ها فراوان داریم.[8] آنچه آمده، نمونه هایی در هر بخش بود.

از مجموع مناظرات و گفتگوهای آن حضرت معلوم می شود که دفع شبهه یکی از ضروری ترین وظایف امام و یک عالم در جامعه است؛ اگرچه دفع شبهه از طرف حضرت باقر (علیه السلام) ویژگی هایی دارد که می تواند درس آموز باشد. به عنوان نمونه:

1. حضرت به تمام شبهات جواب می داد، و بر تمام علوم اشراف و آگاهی داشت؛  

2. پاسخ های حضرت بر محور قرآن و سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و گاه استدلال های عقلی و مقبولات پرسشگر دور می زند؛   

3. سعی می کند علاوه بر شبهات مطرح شده شبهاتی را که طرح نشده و در اذهان وجود دارد، پاسخ گوید؛   

4. در پاسخگویی گاه اشتباهات پرسشگر را نیز اصلاح می کند؛   

5. در ردّ شبهات همیشه مدافع نبود؛ بلکه گاهی حالت هجومی می گرفت و بر آنها شبهه وارد می کرد؛  

6. در رد شبهه به پاسخ های داده شده اکتفا نمی کرد؛ بلکه سعی داشت پاسخ نو ارائه دهد (مثل جریان فرزند صلبی بودن حسنین (علیهماالسلام))؛   

7. به پرسش هایی ساده و معمّا گونه نیز به خاطر رفع اتهام پاسخ می داد؛   

8. در پاسخگویی به حدّ فهم پرسشگر توجه می کرد؛    

9. همیشه منتظر نبود که دیگران شبهه را مطرح کنند؛ بلکه گاه خود شبهه یابی می کرد، مثل برخورد با نافع خارجی که ما در بخش اول این مقاله که در شماره 158 چاپ شده، بخش هایی از مناظرات حضرت را آورده ایم.


پی نوشت:  

[1]. انعام/84.

[2]. آل عمران/61.

[3].بحارالانوار، علامه مجلسی، ج43، ص232؛ الاحتجاج، طبرسی، ج2، صص 175-179.

[4]. زخرف/45.

[5]. اسراء/1.

[6]. به جهت طولانی بودن، بخش های غیرضروری حذف شد.

[7]. الکافی، شیخ کلینی، ج8، ص120؛ بحارالانوار علامه مجلسی، ج33، ص425؛ التوحید، شیخ صدوق، نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، 1398 ق، ص173؛ الاحتجاج، طبرسی، ج2، صص177 – 180.

[8]. الاحتجاج، طبرسی، ج2، صص 180 - 181.  

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 165 .





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٤ اسفند ١٣٩٢ / شماره خبر : ٣٣٦٨٨٣ / تعداد بازدید : 1792/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج