چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > امام هادی علیه السلام 
ماهنامه مبلغان


گذری بر زندگی امام هادی (ع)-3

امام جواد و موضوع امامت فرزندش

امام جواد عليه السلام تلاش فراوانى مى نمود تا موقعيّت حضرت هادى عليه السلام را تثبيت كند. از اين روى بارها به مسأله امامت و جانشينى وى اشاره مى كرد و با اين كه فرزندش هنوز كودكى خردسال بود، او را شايسته اين مقام معرفى مى كرد...

محمد عابدی

امام جواد عليه السلام تلاش فراوانى مى نمود تا موقعيّت حضرت هادى عليه السلام را تثبيت كند. از اين روى بارها به مسأله امامت و جانشينى وى اشاره مى كرد و با اين كه فرزندش هنوز كودكى خردسال بود، او را شايسته اين مقام معرفى مى كرد. ما تنها به ذكر دو نمونه بسنده مى كنيم: (1) اوّلين خبر مربوط به دو سال قبل از شهادت امام عليه السلام است. اسماعيل بن مهران مى گويد: «وقتى امام جواد [عليه السلام ] براى اوّلين بار عازم بغداد بود، عرض كردم: فدايت شوم در مورد اين مسافرت من احساس خطر مى كنم. مقام امامت بعد از شما از آن كيست؟ امام لبخندى زد و گفت: آن غيبتى كه گمان مى كنى، امسال نمى شود، نگران مباش. هنگامى كه حضرت را براى بار دوم (220 ه. ق) به دستور معتصم به بغداد مى بردند. باز از حضرت درباره امام بعدى سؤال كردم. امام چنان گريه كرد كه ريشش خيس شد و به من رو كرد و فرمود: «در اين سفر در مورد من نگرانى هست. مقام امامت بعد از من از آن پسرم على (امام هادى) است. » (2)
صقر بن ابى دلف نيز از امام جواد نقل كرده است. كه: «امام بعد از من فرزندم على است. فرمان او فرمان من، سخن او سخن من و اطاعت از او اطاعت از من است و پس از وى امامت از آن فرزندش حسن است. » (3)
به اين ترتيب امام با تأكيدات پى درپى و سفارش به شيعيان خود، پيرامون امامت حضرت هادى، مدينه را به قصد بغداد ترك گفت و در آن شهر ساكن شد. اين امر موجب شد حضرت هادى عليه السلام از نعمت پدر محروم شود امّا هرگز به علم و كمال آن حضرت خدشه اى وارد نشد. چنان كه وقتى معتصم كوشيد، در آستانه به شهادت رساندن امام جواد، از تنهايى امام هادى و خردسالى وى استفاده كند و افكار وى را به گمان خود با آموزه هاى عباسى و نه علوى آلوده سازد، با شكست مفتضحانه رو به رو شد. معتصم براى اين كار فرمانى به «عمر بن فرج» داد كه به مدينه برود و براى فرزند امام جوادعليه السلام معلّمى بر گزيند كه به ناصبى بودن و گرايش نداشتن به اهل بيت عليهم السلام معروف باشد. او در مدينه با والى و ديگران در اين باره مشورت كرد و همگى «جنيدى» را به وى معرفى كردند. جنيدى نيز با دريافت مقررى ماهيانه شروع به كار كرد. همزمان با اين اقدام ورود و خروج شيعيان به منزل وى را نيز محدود و قطع كردند تا شايد كار «جنيدى» سرعت بگيرد... زمانى چند گذشت تا اين كه محمّد بن جعفر از جُنيدى پرسيد: حال اين كودك چگونه است؟ جنيدى پاسخ داد: آيا تو مى گويى كودك؟ تو را به خدا بگو تا بدانم در مدينه كسى «در علم و دانش از او آگاهتر سراغ دارى! وى گفت: نه. جنيدى ادامه داد: به خدا سوگند من سخن مى گويم و فكر مى كنم كه تنها من به آن مطلب رسيده ام امّا او درهايى از آن مسأله به روى من مى گشايد و من از او استفاده مى كنم ولى مردم گمان دارند من معلّم او هستم... »
چند روز بعد نيز محمّد بن جعفر پرسيد: حال آن كودك چگونه است. جنيدى اين بار بر آشفت و گفت: اين حرف را نزن. به خدا قسم او بهترين شخص روى زمين و بالاترين مخلوقى است كه خدا آفريده است... او قرآن را از اوّل تا به آخر از حفظ مى خواند و تأويل و تنزيل آن را هم مى داند. اين كودك خردسال كه در ميان ديوارهاى سياه مدينه رشد يافته، چگونه اين همه دانش را به دست آورده است، سبحان الله!!
به اين ترتيب بود كه تيرگى دشمنى از دل خود معلّم زدوده شد و در جرگه شيعيان وارد شد. (4)


پی نوشت :
1)- پيرامون امامت برخى ائمه در سنين كودكى به تفصيل در مقاله «نگرشى بر مسأله امامت و بلوغ جسمى» در شماره 9، ماهنامه مبلّغان سخن گفتيم. لذا در اين جا به آن بحث نمى پردازيم.
2)- اصول كافى، ج 1، ص 323 و ارشاد مفيد، ص 369.
3)-بحار الانوار، ج 13، ص 127 و ده ها مؤيد خبر ديگر مانند صحيح بخارى، ص 164، احمد حنبل، ح 5، ص 89 و....
4)- مآثر الكبراء فى تاريخ سامرا، ج 3، ص 95 و تحليلى از زندگانى امام هادى عليه السلام، ص 31.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 14 .





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ١٠ فروردين ١٣٩٤ / شماره خبر : ٣٥٩٦٤٨ / تعداد بازدید : 1122/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج