چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > تحقیقات،مقالات > تاریخ > تاریخ معصومین > امام هادی علیه السلام 
ماهنامه مبلغان


عبدالله اصفهانی

خط امامت و طوفانهای بنی عباس(2)-2

منصور در مدينه جاسوساني گماشته بود تا شيعيان مرتبط با امام را دستگير كرده، گردن بزنند. از آن سوي چون امام منصور را مصداق بارزي از حاكم ستمگر مي دانست، ياران خود را از نزديك شدن به دستگاه او و هرگونه همكاري با دستگاه خلافت نهي مي كرد.

امام در بر منصور

منصور در مدينه جاسوساني گماشته بود تا شيعيان مرتبط با امام را دستگير كرده، گردن بزنند. از آن سوي چون امام منصور را مصداق بارزي از حاكم ستمگر مي دانست، ياران خود را از نزديك شدن به دستگاه او و هرگونه همكاري با دستگاه خلافت نهي مي كرد. همچنين شيعيان را از ارجاع امور حقوقي و قضايي خود به تشكيلات قضايي منصور باز مي داشت و نيز به فقها و محدثان هشدار مي داد كه به دستگاه حاكمه وابسته نگردند. با وجود اختناقهاي شديد و فشارهايي كه عباسيان بوجود آورده بودند،  امام صادق(علیه السلام)در شرايط پديد آمده، به معارف ديني و علوم اهل بيت(علیهم السلام)اهتمام فوق العاده اي به عمل آورده از خود گنجينه هايي گرانبها از كمالات علمي و معارف الهي بر جاي نهاد. از اين رو،  دوران امامت آن حضرت و پدرش را عصر باروري معرفت اسلامي و احياي قرآن و سنت دانسته اند.

برتري معنوي و علمي آن حضرت و نيز زهد و پارسايي ايشان خود عامل مؤثري در اثبات و گسترش حقانيت شیعه و غاصب بودن دستگاه خلافت عباسي بود. سرانجام آن وجود مبارك در سال 149 ق در سن 65 سالگي توسط منصور دوانيقي به شهادت رسيد.[1]

جنایات دیگر خلفای عباسی

خلفاي پس از منصور عباسي نيز به قتل، خيانت و شكنجة افراد و نيز ايجاد تنگناهاي شديد براي ائمة  هدي، سادات، علويان و شيفتگان اهل بيت(علیه السلام)ادامه دادند. گسترش انقلابهاي علويان و افزايش اقتدار سياسي بني عباس، به خصوص در دوران حكومت «هارون» باعث تشديد مراقبت و سختگيري نسبت به امام كاظم(علیه السلام)گرديد و اين وضع به جايي رسيد كه كمتر كسي قادر بود حتي براي ضروري ترين مسائل نيز به حضرت دسترسي يابد. با اين وجود امام در ميان مردم ياراني اهل فضل و فضيلت داشت كه حلقه ارتباط بين آن وجود مبارك و شيعيان بودند. بیم هارون از فروغ هفتم امامت و اقدامات يارانش و نيز محبوبيت آن حضرت در ميان مسلمانان باعث گرديد تا حضرت را با نظارتي نظامي توأم با تهديد به بغداد آورد و ايشان را سالهاي متمادي در سياهچالهاي بغداد محبوس كند و به احدي اجازة ملاقات با آن نور ولايت ندهد و سرانجام امام را در 183 ق به شهادت برساند.

اگر امويان در عصر عاشورا دختران و حرم رسول الله(صلی الله علیه وآله)را غارت كرده، زيورآلات آنان را به يغما بردند، هارون نيز «جلودي» نوكر خانه زاد خود را براي چپاول زينت آلات دختران و بانوان آل ابوطالب به مدينه فرستاد و چون او در درّنده خويي كم نظير بود، اين دستور را با قاطعيت به اجرا در آورد. هارون درختي را كه زائران مرقد امام حسين(علیه السلام)در سايه اش مي آرميدند، قطع كرد و حتي نسبت به برمكيان كه وزراي خوبي برايش بودند و خدمات ارزنده اي ارائه دادند، نيز خدعه و نيرنگ اعمال كرد و ناگهان آنان را از كار بركنار نمود، اموالشان را توقيف و مصادره كرد و خودشان را به طرز فجيع كشت. قيام فخ كه به رهبري «حسين بن علي» از نوادگان امام مجتبي(علیه السلام)صورت گرفت، در سرزمين فخ كه بين مكه و مدينه است، توسط مزدوران هادي عباسي در هم كوبيده شد، «يحيي بن عبد الله» نوادة ديگر امام مجتبي(علیه السلام)كه چهره اي برجسته به شمار مي رفت و از ياران امام صادق(علیه السلام)بود و در قيام فخ فعال بود به منطقه ديلم رفت و در آنجا به فعاليت فرهنگي، تبليغي و ارشادي پرداخت، هارون برايش امان نامه اي نوشت و به وي وعد ه هاي شيرين داد؛ امّا پنهاني و با موافقت شوراي قضايي خود، اين سيد علوي را به شهادت رساند.[2]

مأمون و امامت

مأمون عباسي از روي ناچاري و به دليل موقعيت و اهميت شخصيت امام رضا(علیه السلام)علي رغم تمايل ايشان، حضرت را ناگزير و با اجبار از مدينه به مرو (مركز خلافت عباسي) آورد و ايشان را وادار نمود ولايتعهدي را بپذيرد و امام با شرايطي آن را قبول كرد. مأمون براي شكستن موقعيت علمي و معنوي و مهابت ملكوتي امام(علیه السلام)از راه تشكيل مجالس مناظره و مباحثه با علماي اديان بسيار كوشيد؛ ولي اين نيرنگش رنگي نداشت و موفق نشد، سرانجام چاره را در اين ديد تا اين خورشيد امامت را از سر راه خود بردارد و در آخر صفر سال 203 ق حضرت را در 54 سالگي شهيد نمود.[3]

امام جواد(علیه السلام)نيز در طول ايام امامت با شدت تحت نظر و مراقبت دستگاه عباسي بود، دراين مدت قيامهاي علوي همچنان ادامه داشت، توجه مردم به امام و جاذبة شخصيت با صلابت او كه حتي كارگزاران خلافت را در برگرفته بود، باعث شد كه حكومت غاصب معتصم نتواند خوشتين را از خطر در امان ببيند و در نتيجه امام را در 25 سالگي شهيد نمود.[4]

سپس امام هادي(علیه السلام)به عنوان خطري جدي براي حاكمان جبار و فاسد بني عباس به شمار آمد. كارگزاران و امامان جماعت مكه و مدينه به متوكل عباسي نوشتند: «اگر تو را به سرزمين حجاز حاجتي است، علي فرزند محمد (هادي) را از اين ديار بيرون ببر كه غالب اهالي را مطيع و منقاد خود نموده است.» سرانجام متوكل امام(علیه السلام)را از مدينه به سامرّا فرا خواند و نزد حاجب خود محبوس ساخت. چندي بعد امام را در محلّه عسكر (پادگاني نظامي) سالها تحت نظر گرفت و اين وضع بيست سال ادامه داشت.

اگر امويان در عصر عاشورا دختران و حرم رسول الله(صلی الله علیه وآله)را غارت كرده، زيورآلات آنان را به يغما بردند، هارون نيز «جلودي» نوكر خانه زاد خود را براي چپاول زينت آلات دختران و بانوان آل ابوطالب به مدينه فرستاد و چون او در درّنده خويي كم نظير بود، اين دستور را با قاطعيت به اجرا در آورد.

به دستور اين خليفة جنايتكار بارها خانة امام(علیه السلام)  بي دليل و براي هتك حرمت مورد تفتيش و بازرسي قرار گرفت و تمام اين فشارها و تنگناها بيانگر آن است كه دستگاه حكومت از وجود ايشان مي ترسيد و اگر آن حضرت كاري به تشكيلات عباسي نداشت، هرگز چنين مورد بيم و هراس كارگزاران عباسي واقع نمي گرديد. با تمام اين محدوديتها امام موفق شد معارف و مكارم قرآن و عترت را در جامعه ترويج نمايد و شاگردان برجسته اي تربيت كند كه نمونة بارز آنها عالم و محدث پرهيزگار حضرت عبد العظيم حسني(علیه السلام)است كه به دليل موضع گيريهاي خود مورد تعقيب حكومت وقت قرار گرفت و در شهرها به عنوان سفير پاكي و فضيلت در گردش بود تا آنكه به ري آمد و در خانه يكي از شيعيان مخفي گرديد و سرانجام در اين ديار رحلت نمود و به خاك سپرده شد.

بزرگانی از اصحاب امام، آن وجود بزرگوار را در نگهباني از فرهنگ اصيل اسلامي و تصحيح فرهنگ سياسي جامعه ياري مي رسانيدند. نقش و شخصيت امام چنان بود كه با وجود زير نظر بودن توسط حكومت، باز براي آنان قابل تحمل نبود و سرانجام آن پيشواي پرهيزگاري و وارسته در 254 ق در سن 41 سالگي توسط «معتز عباسي لعنةالله علیه» به شهادت رسيد و در دوران حكومت متوكل گروهي از علويان دستگير و به شهادت رسيدند. وي «ابن سكّيت» اديب و يار با وفاي امام جواد و امام هادي(علیهماالسلام)راكشت. متوكل در 236 ق دستور داد بارگاه مطهر حضرت سيد الشهدا(علیه السلام)و بناهاي اطراف آن ويران شود و زمين آن منطقه كشت گردد. وي در حوالي آن منطقه پادگانهايي ساخت تا از زيارت زائرين جلوگيري كند؛  ولي اين كار را توسط فردي يهودي انجام داد. اين رفتارها و اعمال زشت، نفرت مرم را برانگيخت، به طوري كه اهالي عراق شعارهايي را بر ضدش بر در و ديوارها و مساجد مي نوشتند و شاعري سرود: «بني عباس جناياتي همچون شقاوتهاي امويان مرتكب گرديده اند، اين مزار امام حسين(علیه السلام)است كه توسط عباسيان ويران شده، گويا آنان متأسفند كه چرا در به شهادت رساندن سالار شهيدان حضور نداشته اند و اينكه به تربت او تجاوز كرده اند.»[5]

ايام پيشوايي امام عسكري(علیه السلام)بيش از شش سال نشد و دستگاه خلافت ايشان را به دور از مردم زنداني كرد و زير نظر داشت و سخت ترين فشارها را به ايشان تحميل مي نمود. با اين وصف امام در دفاع از ارزشهاي اسلامي، ايجاد شبكة ارتباطي با شيعيان نواحي مختلف، تلاشهاي سرّي سياسي به رغم آن كنترلها، حمايت مالي از ياران ويژه و آماده سازي مردم براي غيبت فرزند خود، امام دوازدهم(علیه السلام)  كوشيد، و سرانجام با دسيسة «معتمد عباسي» در 260 ق و در 29 سالگي، بعد از تحمل آن همه رنج و سختي به شهادت رسيد.[6]

آخرين خليفة عباسي و سي و هفتمين فرمانرواي اين سلسله «المعتصم بالله» (640 ـ  656 ) نام داشت كه در زمان وي بغداد (مركز حكومت عباسي) توسط هلاكوخان مغول محاصره گرديد و سرانجام خليفه مذكور در 24 صفر سال 656 ق به دست هلاكوخان مغول به قتل رسيد و بدين گونه دولت پانصد و پنج سالة عباسي برافتاد.[7]

 


پی نوشت

[1]. اعلام الهداية (امام جعفر صادق(علیه السلام))، ج 8، مجمع جهاني اهل بيت(علیهم السلام)، قم، ص 199 ـ 198.

[2]. امام صادق(علیه السلام)، علامه مظفر، ص 39 ـ 41؛ مقاتل الطالبين، ابو الفرج اصفهاني، منشورات مکتبة الحیدریة، نجف اشرف، بی تا، ص 308.

[3]. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 364؛ عيون اخبار الرضا(علیه السلام)، شيخ صدوق، انتشارات جهان، تهران، 1378ش، ج 2، ص 141؛ بحار الانوار، علامه مجلسي، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ج 49، ص 179 ـ  177.

[4]. دلائل الامامه، طبري، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ چهارم، 1403 ق، ص 208؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 380؛ بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)ج 50، ص 9 ـ 8.

[5]. بحار الانوار، علامه مجلسی(رحمه الله)، ج 50، ص 200؛ اصول كافي، كليني، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ش، ج 1، ص 501؛ الارشاد، شيخ مفيد، مؤسسه آل البيت(علیهم السلام)، قم، ج 2، ص 309؛ تنقيح المقال، عبدالله مامقاني، المطبعة الحیدریه، نجف اشرف، 1349 ش، ج 3، ص 570؛ مقاتل الطالبيين ابوالفرج اصفهانی، ص 396 ـ 395.

[6]. امام صادق(علیه السلام)، علامه مظفر، ص 39؛  سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق(علیه السلام)قم، 1374 ش، ص 627 ـ 626.

[7]. تاريخ ايران زمين، محمد جواد مشكور، نشر اشراقی، تهران، 1363 ش، ص 227 ـ 226؛ تاريخ ایران در عصر مغول، عباس اقبال، نشر نیلوفرانه، قم، 1389 ش، ص 185 ـ 184.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 174





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٩ بهمن ١٣٩٣ / شماره خبر : ٣٥٨١١٦ / تعداد بازدید : 5669/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج