دوشنبه ٣٠ فروردين ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


ترفندهای مهدی ستیزان، با تکنیکهای شیطانی -3

پاسخ به شبهات مهدویت

بعد از بیان پاره ای مبادی و مقدمات پاسخ گویی به شبهات مهدویت، در ادامه به برخی از شبهاتی که در حوزه مهدویت در فضاهای مجازی و حقیقی توسط کمپانی های شبهه پراکنی صهیونیسم جهانی و جبهه تکفیری نشر داده می شود، پاسخ می دهیم.

پاسخ به شبهات مهدویت

بعد از بیان پاره ای مبادی و مقدمات پاسخ گویی به شبهات مهدویت، در ادامه به برخی از شبهاتی که در حوزه مهدویت در فضاهای مجازی و حقیقی توسط کمپانی های شبهه پراکنی صهیونیسم جهانی و جبهه تکفیری نشر داده می شود، پاسخ می دهیم. در یک تقسیم بندی، سعی داریم این شبهات را در اقسام مختلفی همچون: قرآنی، حدیثی، عقلی و تاریخی مورد بررسی و پاسخ گویی قرار دهیم.

الف. شبهات قرآنی در موضوع مهدویت

برخی از شبهات مربوط به مهدویت مرتبط با مباحث قرآنی است؛ از جمله:

1. امام مهدی(علیه السلام) و آوردن قرآن جدید

در این شبهه آمده است: شیعیان بر این باورند زمانی که موعود ظهور کند، با قرآن جدیدی بین مردم قضاوت خواهد کرد. کتابی غیر از قرآن کریم؛ یعنی احکام قرآن منقضی می شود و قرآن دیگری بر مردم عرضه خواهد شد!

پاسخ به شبهه:

پیشوایان معصوم(علیهم السلام) در روایات متعددی بر این نکته تأکید کرده اند که قرآن کریم در عصر ظهور، همچنان تنها کتاب معتبر آسمانی است که معیار عمل خواهد بود. در این احادیث، با تعابیر گوناگونی همچون: احیای قرآن، عمل به قرآن، دعوت به قرآن، و قضاوت بر اساس قرآن مواجه می شویم. بنابراین، تمام این مطالب بر خلاف تصور شبهه افکنان است؛ چراکه معیار عمل، همین قرآن موجود است، نه غیر از آن. برای نمونه به چند روایت در این خصوص اشاره خواهیم کرد:

1. «الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(علیه السلام) وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: إِنَّكُمْ أَهْلُ بَيْتِ رَحْمَةٍ اخْتَصَّكُمُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِهَا فَقَالَ لَهُ: كَذَلِكَ، نَحْنُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ لَا نُدْخِلُ أَحَداً فِي ضَلَالَةٍ وَ لَا نُخْرِجُهُ مِنْ هُدًى  إِنَّ الدُّنْيَا لَا تَذْهَبُ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ  يَعْمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ لَا يَرَى فِيكُمْ مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ؛[1]احمد بن عمر می گويد: امام باقر(علیه السلام) در پاسخ مردى كه به آن حضرت عرض کرد: شما خاندان رحمت هستيد كه خداى تبارك و تعالى بدان مخصوص داشته. حضرت فرمودند: ما چنين هستيم و سپاس خداي را (بر اين نعمت). ما احدى را در گمراهى نينداختيم و از راه راست دور نبرديم. به راستى كه دنيا به آخر نرسد تا اينكه خداى عزوجل مردى از خاندان مرا برانگيزد كه به كتاب خدا عمل نموده و در ميان شما كار زشتى نبيند، جز آن كه از آن جلوگيرى کند.»؛

2. شيخ صدوق(ره) نقل مي کند: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِـيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَـى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَـى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وتَعَالَى طَهَّرَنَا وعَصَمَنَا وجَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وحُجَجاً فِي أَرْضِهِ وجَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وجَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ ولَـا يُفَارِقُنَا؛[2]سليم بن قيس هلالى از اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) نقل كرده است كه آن حضرت فرمودند: به درستى كه خداى تبارك و تعالى ما را پاكيزه و معصوم گردانيد و ما را گواه بر خلق خود و حجت روی زمين قرار داد، ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داد؛ نه ما از قرآن جدا می شويم و نه او از ما جدا مى شود.»

در روايت فوق بيان صراحتاً تمام اهل بيت(علیهم السلام) که امام زمان(علیه السلام) يکي از آن بزرگواران مي باشند، همواره همراه قرآن هستند و هرگز از آن جدا نمي شوند. سند اين روايت «صحيح» است.

این یک نمونه از احادیث فراوانی است که بر محوریت قرآن کریم در عصر ظهور دلالت دارند و محدثان بزرگی همچون شیخ کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید و عیاشی+آن را روایت کرده اند. آیت الله صدر(ره) نیز در خصوص روایاتی که بیان کننده کتاب جدید در عصر ظهور است، به نکات بسیار زیبایی اشاره می کنند: در نظر ابتدایی برای کتاب جدید در عصر ظهور، چند معنا قابل تصور است:

معنای اول: اگر مقصود از کتاب جدید، قرآن جدیدی غیر از قرآن کریم و معجزه ماندگار اسلام باشد که امام مهدی(علیه السلام) آن را بر بشر عرضه می کند، به طور قطع و یقین این چنین معنایی باطل و با منابع روایی ما همخوانی ندارد؛ چراکه امام مهدی(علیه السلام) بر دین اسلام است و بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) رفتار خواهد کرد. 

به طور قطع هیچ یک از منابع و مصادر شیعی به این چنین مطلبی باور ندارد که امام مهدی(علیه السلام) قرآن جدیدی خواهد آورد و قرآن کنونی را کنار خواهد گذاشت؛ چراکه امام مهدی(علیه السلام) نه کتاب مستقلی و نه حتی یک آیه نخواهد آورد؛ زیرا قرآن کنونی، قرآن کامل است؛

معنای دوم: مقصود از کتاب جدید این است که امام مهدی(علیه السلام) قرآن را به همان صورتی باز می گرداند که در زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده است؛

معنای سوم: مقصود از کتاب جدید این است که امام مهدی(علیه السلام) نه یک قرآن جدید؛ بلکه تفسیر جدیدی از عمق قرآن ارائه خواهد داد، یا اینکه آن حضرت قواعد عام جدیدی ارائه خواهد داد که به ایجاد شیوه جدیدی در تفسیر و فهم قرآن کریم می انجامد؛ این مطلب می تواند صحیح باشد و گریزی از آن نیست؛ زیرا این واقعیت نشان می دهد که بینش بشر در عصر دولت عدل جهانی عمیق و گسترده خواهد شد. آن فهم جدید از تمام فهمهای پیشین عمیق تر است و آن گاه تمام اختلافات موجود در فهم قرآن کریم و تفسیر آن، از میان می رود.[3]

2. عدم ذکر نام امام مهدی(علیه السلام) در قرآن

در این شبهه آمده است:چرا نام امام زمان(علیه السلام) در قرآن کریم ذکر نشده است؟ اگر چنین موضوعی در شریعت اسلامی حقیقت داشت، می بایست به این موضوع مهم اشاره می شد.

پاسخ به شبهه:

قرآن کریم درباره امام زمان(علیه السلام) مانند بسیاری از موضوعات دیگر، به خاطر مصلحتهای حکیمانه ای به صورت کلی و اصولی بحث کرده است. به عبارت دیگر، از تشکیل حکومت عدل جهانی و پیروزی نهایی صالحان روی زمین سخن به میان آورده که این دسته از آیات الهی بیش از صد آیه است و مفسران اسلامی به استناد روایات این دسته از آیات را مربوط به موضوع مهدویت و ظهور و قیام حضرت می دانند و بیش از پانصد روایت از نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) در تفسیر این گونه آیات نقل شده است که ما در اینجا به چند قسم از آیات و روایاتی که در تفسیر و توضیح آنهاست، اشاره می کنیم:

۱. ]وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ[[4]؛ «ما در کتاب زبور پس از تورات نوشته ایم که سرانجام زمین را بندگان صالح و شایسته به ارث می برند.» امام باقر(علیه السلام) ذیل این آیه می فرمایند: منظور از صالحان در این آیه، حضرت مهدی(علیه السلام) و یارانش می باشند.[5]

۲. «الإمام عليّ في قَولِهِ تَعالى: ]وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ[[6]هُم  آلُ  مُحَمَّدٍ، يَبعَثُ  اللَّهُ  مَهدِيَّهُم  بَعدَ جَهدِهِم، فَيُعِزُّهُم ويُذِلُّ عَدُوَّهُم؛ امام على(علیه السلام) دربارة آية: «و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين فرودست نگهداشته شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان قرار دهيم و ايشان را وارث [زمين ] كنيم.» فرمودند: آنان (مستضعفان) خاندان محمّد(صلی الله علیه و آله) هستند، پس از آن كه سختى ها كشيدند، خداوند مهدى آنان را مى فرستد و ايشان را عزت مى بخشد و دشمنشان را خوار مى گرداند.»[7]

ب. شبهه حدیثی در موضوع مهدویت

در این شبهه آمده است: احادیثی در کتب اهل سنت و حتی برخی کتب شیعه، به این مطلب اشاره دارند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده اند: مهدی آخرالزمان، نامش نام من و نام پدرش نام پدر من است.[8]بر این اساس، اگر مهدی همان است که شما می گویید، باید نام پدرش طبق این حدیث «عبدالله» باشد، نه حسن عسکری؛ بنابراین، شخصی که شما به امامت آن اعتقاد دارید، مهدی آخرالزمان نیست.

پاسخ به شبهه:

اولاً: بسیاری از این احادیث که چنین مطالبی را نقل می کنند، کذب و ساختگی هستند؛

ثانیاً:  برخی افراد که در تاریخ مدعی عنوان مهدی بوده اند، مثل «محمد بن عبدالله بن حسن مثنی» که در زمان منصور عباسی قیام کرد و خلیفه عباسی محمد بن عبدالله منصور، از عاملان اصلی ترویج این احادیث بوده اند تا مؤیدی بر ادعای خود داشته باشند؛[9]

ثالثاً: این حدیث نزد اکثر راویان حدیث، شناخته شده نیست. با وجود اینکه اکثریت راویان حدیث امام زمان(علیه السلام) تنها قسمت اول آن را آورده اند که حضرت می فرمایند: «نام او نام من است.»[10]و باقی حدیث ظاهراً به دلایلی که ذکر شد، به آن اضافه شده است. کما اینکه حتی در منابع اهل سنت نیز همچون: صحیح ترمذی، سنن ابن ماجه و کتابهای ابو نعیم که در مورد امام زمان(علیه السلام) تألیف شده و نیز در مسند احمد بن حنبل، هرگز این عبارت اضافی (اسم ابیه اسم ابی) وجود ندارد؛[11]رابعاً: بر فرض که چنین احادیثی به لحاظ سندی مشکل نداشته باشند، از آنجا که با اصول مذهب شیعه در تضادند، باید آنها را تأویل برد.[12]

شبهه عقلی در موضوع مهدویت

در این شبهه آمده است: چگونه ممکن است انسانی هزاران سال زنده بماند؟! از زمان ولادت امام زمان(علیه السلام) تا کنون بیش از هزار سال گذشته است و چگونه انسانی می تواند به این اندازه زنده مانده باشد؟!

پاسخ به این شبهه:

طراحان این شبهه یا به خوبی به مسائل توحیدی و صفات الهی آشنایی ندارند یا اینکه علی رغم باور به قدرت الهی، حاضر به پذیرش آن نیستند. اولین نکته ای که در این خصوص باید بدان توجه داشت این است که حیات و مرگ تمام موجودات به دست خدای متعال است. همان طور که خدای متعال به موجودات بی جان حیات می دهد، مرگ آنها نیز به دست اوست. از این رو، هیچ گونه محال عقلی و دینی وجود ندارد که باری تعالی نسبت به برخی افراد عنایت خاص داشته باشد و بنا بر حکمت و مصلحتهایی عمر آنان را تا زمانی که خود صلاح می داند، پا بر جا نگهدارد، البته این موضوع و مسئله جدیدی نیست و در طول حیات بشری نیز مصادیق روشنی داشته است، از جمله:

حیات طولانی حضرت نوح(علیه السلام)

حیات طولانی حضرت نوح(علیه السلام)، یکی از بهترین شواهد و اسناد معتبر قرآنی است که گواه بر امکان طول عمر انسان می باشد؛ چراکه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: ]وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى  قَوْمِهِ فَلَبِثَ فيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ[[13]؛ «و ما نوح(علیه السلام) را به سوى قومش فرستاديم و او ميان آنان هزار سال، مگر پنجاه سال، (برای تبلیغ دین، صبر و) درنگ كرد؛ اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت، در حالى كه ظالم بودند.»

ظاهر آيه فوق اين است كه اين مقدار، تمام عمر حضرت نبوده، هرچند تورات كنونى اين عدد را براى تمام مدت عمر نوح ذكر كرده است (تورات؛ سفر تكوين، فصل نهم)؛ بعد از طوفان نیز مدت ديگرى زندگى كرد كه طبق  گفته بعضى از مفسران سيصد سال بوده است.[14]

حیات طولانی حضرت عیسی(علیه السلام)

در خصوص حضرت عیسی(علیه السلام) قرآن اشاره دارد که او از زمان تولدش تا کنون زنده است: ]الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُم[[15]؛ «(یهودیان گفتند) ما مسيح عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم! در حالى كه نه او را كشتند، و نه بر دار آويختند؛ لكن امر بر آنها مشتبه شد.» در منابع روایی نیز شاهد نوعی مشابهت بین زندگی و حیات حضرت عیسی و امام مهدی(علیهما السلام) هستیم: «رَوَى أَبُو بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(علیه السلام) قَالَ : فِي الْقَائِمِ شَبَهٌ مِنْ يُوسُفَ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ الْحِيـرَةُ وَ الْغَيْبَةُ؛[16]ابو بصير از امام پنجم روايت نموده كه فرمود: شباهتى از حضرت يوسف(علیه السلام) در قائم است. من عرض كردم: آن شباهت چيست؟ فرمود: آن شباهت، حيرت و پنهان بودن است.»

البته حیات و زندگی طولانی در منابع اسلامی تنها مختص به این موارد و یا حتی انبیاء(علیهم السلام) نبوده است، کما اینکه در داستان اصحاب کهف که انسانهای عادی بودند نیز شاهدیم حکمت و مصلحت الهی بر این مقرر شد که آنها سالیان طولانی (بیش از 309 سال)[17]زنده بودند، هرچند در خواب به سر می بردند.[18]

آیا زنده ماندن انسانهایی به آن شکل و بدون بهره بردن از هیچ گونه تغذیه ای تعجب ندارد؛ اما زنده بودن امام دوازدهم که فعالیت دارند و می توانند از نعمتهای الهی بهره مند شوند، تعجب دارد؟ لذا قرآن می فرماید: ]أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً[[19]؛ «آيا گمان كردى اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما بودند؟!»

د. شبهه تاریخی، حدیثی در موضوع مهدویت

در این شبهه آمده است: اعتقاد به تولد امام مهدی(علیه السلام) مستند به سخن یک زن است.

پاسخ به این شبهه:

اولاً گزارشهای مختلفی در خصوص تولد امام زمان(علیه السلام) وجود دارد، به طوری که در برخی از ابواب روایی، باب مشخصی در خصوص کسانی که امام را مشاهده کرده اند، وجود دارد[20]که تعداد زیادی از شیعیان مورد اعتماد از این ماجرا اطلاع داشتند و این خبر نه از سوی حضرت حکیمه خاتون(علیها السلام)؛ بلکه از راه های گوناگون دیگری به اطلاع خواص شیعه رسیده است. کسانی که از وجود امام مهدی(علیه السلام) با خبر بوده اند و این موضوع را از منابعی غیر از حضرت حکیمه(علیها السلام) شنیده اند، به چند دسته قابل تقسیم اند:

الف) کسانی که به وسیلهامام حسن عسکری با امام زمان(علیهما السلام) دیدار کرده اند. برای نمونه می توان به افراد ذیل اشاره داشت:

1. «عمر اهوازی» می گوید: «ابو محمد پسرش را به من نشان داد و گفت: این صاحب شما پس از من است.»؛[21]

2. محمد بن عثمان، معاویه بن حکیم، محمد بن ایوب بن نوح و سی و هفت نفر دیگر: این سه نفر می گویند: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِـيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْفَزَارِيُّ قَالَ  حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ حُكَيْمٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِيُّ رَضِـيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالُوا عَرَضَ عَلَيْنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ نَحْنُ فِي مَنْزِلِهِ وَ كُنَّا أَرْبَعِينَ رَجُلًا فَقَالَ هَذَا إِمَامُكُمْ مِنْ بَعْدِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْكُمْ أَطِيعُوهُ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا مِنْ بَعْدِي فِي أَدْيَانِكُمْ فَتَهْلِكُوا أَمَا إِنَّكُمْ لَا تَرَوْنَهُ بَعْدَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا فَخَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ فَمَا مَضَتْ إِلَّا أَيَّامٌ قَلَائِلُ حَتَّى مَضَى أَبُو مُحَمَّدٍ؛[22]ما چهل نفر در منزل امام حسن(علیه السلام) بوديم و او فرزندش را به ما عرضه كرد و فرمود: اين امام شما پس از من و خليفه من بر شماست. از او اطاعت كنيد و پس از من در دين خود متفرق نشويد كه هلاك خواهيد شد و بدانيد كه بعد از اين او را نخواهيد ديد. گويند: از حضور حضرت بيرون آمديم و پس از چند روزى امام حسن(علیه السلام) درگذشت.»؛[23]

3. یعقوب بن منقوش: «قَالَ حَدَّثَنَا آدَمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَلْخِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ هَارُونَ  الدَّقَّاقُ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْأَشْتَرِ قَالَ  حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ  مَنْقُوشٍ  قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(علیهما السلام) وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى دُكَّانٍ فِي الدَّارِ وَ عَنْ يَمِينِهِ بَيْتٌ وَ عَلَيْهِ سَتْرٌ مُسْبَلٌ فَقُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي مَنْ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ ارْفَعِ السِّتْرَ فَرَفَعْتُهُ فَخَرَجَ إِلَيْنَا غُلَامٌ خُمَاسِيٌّ لَهُ عَشْرٌ أَوْ ثَمَانٌ أَوْ نَحْوُ ذَلِكَ وَاضِحُ الْجَبِينِ أَبْيَضُ الْوَجْهِ  دُرِّيُّ الْمُقْلَتَيْنِ شَثْنُ الْكَفَّيْنِ مَعْطُوفُ الرُّكْبَتَيْنِ  فِي خَدِّهِ الْأَيْمَنِ خَالٌ وَ فِي رَأْسِهِ ذُؤَابَةٌ فَجَلَسَ عَلَى فَخِذِ أَبِي مُحَمَّدٍ(علیه السلام) ثُمَّ قَالَ لِي هَذَا هُوَ صَاحِبُكُمْ ثُمَّ وَثَبَ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ ادْخُلْ إِلَى الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فَدَخَلَ الْبَيْتَ وَ أَنَا أَنْظُرُ إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا يَعْقُوبُ انْظُرْ إِلَى مَنْ فِي الْبَيْتِ فَدَخَلْتُ فَمَا رَأَيْتُ أَحَداً؛[24]گويد: بر امام حسن عسكرى(علیه السلام) وارد شدم و او بر سكويى در سرا نشسته بود و سمت راست حضرت اتاقى بود كه پرده هاى آن آويخته بود، گفتم: اى آقاى من! صاحب الامر كيست؟ فرمود: پرده را بردار! پرده را بالا زدم و پسربچه اى به قامت پنج وجب كه حدود هشت يا ده سال داشت،  بيرون آمد. با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى دُرافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته و خالى بر گونه راستش و گيسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابومحمد(علیه السلام) نشست، آن گاه به من فرمود: اين صاحب شماست، سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل خانه شد و من بدو مى نگريستم، سپس به من فرمود: اى يعقوب! به داخل بيت برو و ببين آنجا كيست؟ من داخل شدم؛ اما كسى را نديدم.»[25]

ب) کسانی که از سوی امام حسن عسکری از تولد امام مهدی(علیهما السلام) با خبر شدند. برای نمونه به تعدادی از این افراد اشاره می کنیم:

1. «عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ قَالَ: خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ أَبِي مُحَمَّدٍ قَبْلَ مُضِيِّهِ بِسَنَتَيْنِ يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَيَّ مِنْ قَبْلِ مُضِيِّهِ بِثَلَاثَةِ أَيَّامٍ يُخْبِرُنِي بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ؛[26]محمد بن على بن بلال گويد: از جانب امام حسن(علیه السلام) دو سال پيش از وفاتش پيامى به من رسيد كه از جانشين بعد از خود خبر داد. بار ديگر سه روز پيش از وفاتش پيامى رسيد و از جانشين بعد از خود به من خبر داد.»؛[27]

2. احمد بن حسن بن اسحاق قمّى گويد: چون خلف صالح متولد گرديد، از مولايم امام حسن عسكرى(علیه السلام) به جدم احمد بن اسحاق نامه اى رسيد كه در آن، امام با خط خود - كه توقيعات با آن دست خط صادر مى شد - نوشته بودند: براى ما فرزندى متولد شده است و بايد نزد تو مستور و از مردم مكتوم بماند كه ما جز به خويشان و دوستان اظهار نكنيم. خواستيم خبر آن را به تو اعلام كنيم تا خداوند تو را شاد سازد، همچنان كه ما را شاد ساخت. و السّلام!»[28]

موارد ذکر شده تنها گوشه ای از روایات متعددی است که از این موضوع بسیار مهم و راهبردی با خبر شده ا ند. «فخر رازی شافعی» نیز می گوید: نصوص اکثر مورخان و صاحبان تراجم و معاجم، بر ولادت حجت بن ابی قاسم محمد بن حسن عسکری(علیه السلام) اتفاق دارند. او از صلب پدر و از رحم مادرش نرجس(علیها السلام) در سال 252، 255 یا 259 هجری به دنیا آمده؛ اگرچه طبق نظر شیعه، در شب نیمه شعبان 255 به دنیا آمده است.[29]حتی «عبدالوهاب شعرانی حنفی» که بهائیان تلاش نموده اند از گفته های وی برای اثبات قائمیت علی محمد باب استفاده کنند، چنین می نویسد: «در آخرالزمان، امید خروج مهدی است. او از اولاد امام حسن عسکری(علیه السلام) است و ولادتش در نیمه شعبان سال 255 هجری اتفاق افتاد. او تا به حال زنده است تا اینکه با حضرت عیسی(علیه السلام) (هنگام ظهور) اجتماع کنند...»[30]

سخن پایانی

هرچند در این نوشتار نتوانستیم به تمام شبهات حوزه مهدویت بپردازیم؛ ولی سعی کردیم که با فروپاشی شاکله اصلی شبهات حوزه مهدویت، سستی و بی قاعده بودن تمام شبهات این حوزه را مطرح نماییم و ماهیت اصلی این شبهات که ریشه در تعصبات خشک و عناد جاهلی دارند، نشان دهیم.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان، ج‏‏8، ص‏396، ح 597.

[2]. كمال الدين و تمام النعمة، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين صدوق، تحقيق: علي اكبر غفاري، نشر اسلامي جامعة مدرسين، قم، 1405ق، ص240.

[3]. پاسخ به شبهات قفاری درباره اندیشه مهدویت، ص‏344.

[4]. انبیاء/ 105.

[5]. ر.ک: ترجمه تفسير مجمع البيان، فضل بن حسن طبرسى، فراهانى،  تهران، چاپ اول، ج‏‏16، ص‏172.

[6]. قصص / 5.

[7]. الغيبة للحجة، محمد بن الحسن طوسى، دار المعارف الإسلامية، قم، چاپ اول، 1411ق، ص‏184.

[8]. تاريخ بغداد، احمد بن علي خطيب بغدادي، تحقيق: بشار عواد معروف، دار الغرب الإسلامي، بيروت، چاپ اول، 1422ق، ج‏5، ص‏391.

[9]. موسوعة الاسئلة العقائدیة، مرکز ابحاث عقائدیه، قم، چاپ اول، 1429ق، ج‏2، صص 305-308.

[10]. عقد الدرر فی اخبار المنتظر و هو المهدی(علیه السلام)، یوسف بن یحیی مقدسی الشافعی، مکتبة المنار، زرقاء اردن، 1410ق، باب 2، ص‏27.

[11]. موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد جمکران، قم، چاپ ششم، 1388ش، ص‏444.

[12]. موسوعة الاسئلة العقائدیة، ج‏2، ص‏303.

[13]. عنکبوت/ 14.

[14]. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى و جمعی از نویسندگان، دارالكتب الإسلامية، تهران، چاپ دهم، 1371ش، ج‏‏16، ص‏229.

[15]. نساء/ 157.

[16]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسى، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج‏‏51، ص‏224.

[17]. کهف/ 25: ]وَ لَبِثُوا في‏ كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً[؛ «آنها در غارشان سيصد سال درنگ كردند، و نُه سال (نيز) بر آن افزودند.»

[18]. کهف/ 18: ]وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً[.

[19]. کهف/ 9.

[20]. ر.ک: الكافي، ج‏‏1، ص‏329.

[21]. همان، ص‏332: «عَنْ عَمْرٍو الْأَهْوَازِيِّ قَالَ: أَرَانِيهِ أَبُو مُحَمَّدٍ ع وَ قَالَ هَذَا صَاحِبُكُمْ.»

[22]. كمال الدين و تمام النعمة، ج‏‏2، ص‏435.

[23]. ترجمة كمال الدين، محمد بن على بن بابويه، مترجم: منصور پهلوان، دار الحديث، قم، چاپ اول، 1380ش، ج‏‏2، ص‏162.

[24]. همان، ص‏437.

[25]. همان، ص‏164.

[26]. الكافي، ج‏‏1، ص‏328، ح 1.

[27]. ترجمه اصول الكافي؛ مترجم: سيد جواد مصطفوى، كتابفروشى علميه اسلاميه، تهران، چاپ اول، 1369ش، ج‏‏2، ص‏118.

[28]. ترجمه كمال الدين، ج‏‏2، ص‏160.

[29]. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج‏2، ص‏241.

[30]. الیواقیات و الجواهر فی بیان عقائد الاکابر، عبدالوهاب شعرانی مصری حنفی، دار احیاء التراث العربی، بیروت بی‌تا، ج‏2، ص‏127.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 250.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٧ فروردين ١٤٠٠ / شماره خبر : ٤١٧٢٢١ / تعداد بازدید : 58/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج