دوشنبه ٣٠ فروردين ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نشانه‌هایی از موعود؛

امام زمان در بیان امام رضا(علیهما السلام)

باور مهدویت و اعتقاد به موعود و منجی آخرالزمان، بر زبان مبارک این برگزیدگان الهی مترنّم بود تا همواره نور امید در دل مؤمنان در دوران خفقان و ابرهای سیاه بدخواهی و ستم بتابد و تیرگی‏های زمانه باعث نشستن غبار غفلت بر تفکر انتظار آخرین نور و حجت الهی نگردد.

نشانه‌هایی از موعود
امام زمان در بیان امام رضا(علیهما السلام)

رضا اخوی

اشاره

ائمه اطهار(علیهم السلام) به تبعیت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، مردم جامعه را از وجود آخرین منجی، مطلع ساخته و مؤمنان را نسبت به آینده روشن و ظهور دولت کریمه حضرت حجت(علیه السلام) با خبر نموده ‏اند. به همین دلیل، باور مهدویت و اعتقاد به موعود و منجی آخرالزمان، بر زبان مبارک این برگزیدگان الهی مترنّم بود تا همواره نور امید در دل مؤمنان در دوران خفقان و ابرهای سیاه بدخواهی و ستم بتابد و تیرگی‏های زمانه باعث نشستن غبار غفلت بر تفکر انتظار آخرین نور و حجت الهی نگردد.

امام زمان در بیان امام رضا(علیهما السلام)

ذکر و یاد امام زمان در لسان مبارک امام رضا(علیهما السلام) با تعابیر مختلف، ابعاد گوناگونی از بحث مهدویت را شامل می‌شود که به مرور اشاره می‌کنیم:

1. ضرورت وجود امام معصوم

یکی از مباحث مهم و کلیدی امام رضا(علیه السلام)، بحث پیرامون ضرورت وجود حجت الهی روی زمین و نقش امام معصوم در حفظ و بقای جهان هستی است که دستاورد چنین باوری، لزوم تداوم امامت در تمام زمانهاست؛ زیرا در باور زیبای شیعیان، امام و حجت الهی، رکن جهان آفرینش است و جهان به وجود او بستگی دارد. امام واسطه فیض الهی و مجرای رحمت اوست و آن لحظه که زمین خالی از حجت باشد، بساط آن به هم خواهد ریخت.[1]

بر این مبنا، وقتی از امام هشتم(علیه السلام) سؤال شد: «أَتَبْقَى الْـأَرْضُ بِغَیْـرِ إِمَامٍ؛ آیا زمین بدون امام باقى ماند؟» حضرت فرمودند: «لا». «محمد بن فضیل» در ادامه پرسید: «فَإِنَّا نُرَوَّى عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(علیه السلام) أَنَّهَا لَا تَبْقَى بِغَیْـرِ إِمَامٍ إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَى الْعِبَادِ؛[2] براى ما از حضرت صادق(علیه السلام) روایت شده كه زمین بدون امام باقى نمی‏ماند، مگر اینكه خداى تعالى بر اهل زمین و بندگان خشم گیرد.» امام فرمودند: «لَا، لَاتَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ؛ نه، باقى نمی‏ماند و در آن صورت فرو ریزد.»

«حسن وشّاء» نیز می‌گوید: از حضرت رضا(علیه السلام) پرسیدم: آیا زمین بدون امام باقى ماند؟ فرمود: نه. گفتم: چنین روایت شده که زمین خالى از امام نماند، مگر خداوند بر بندگانش خشم و غضب نماید، امام فرمودند: خیر، نماند، در این صورت در هم فرو ریزد.[3]

«سليمان جعفرى» می‌گوید: از امام رضا(علیه السلام) پرسيدم: «أَتَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ؛ آيا زمين بدون حجت مى‌ماند؟»

حضرت فرمودند: «لَوْ خَلَتْ مِنْ حُجَّةٍ طَرْفَةَ عَيْنٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا؛[4] اگر چشم بر هم زدنى از حجت خالى بماند، اهلش را فرو خواهد برد.»

همچنین حضرت در نوشته‌ای خطاب به مأمون، نشناختن و نپذیرفتن امام را مساوی با مرگ جاهلی دانسته، به این حدیث شریف و مشهور از آباء طاهرینش(علیهم السلام) اشاره فرمودند که: «مَنْ ماتَ و لَمْ یَعْرِفْ أَئِمَّتَهُ مَاتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً؛[5] هر کس بدون شناخت امامان خویش بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است.»

بنابراین، اهتمام امام هشتم(علیه السلام)برای تبیین و تثبیت اصل امامت و تشریح خصوصیات امام، از آن جهت دارای اهمیت فوق‌العاده است که اینها مقدمه تثبیت و تفهیم باور به مهدویت و وجود منجی آخرالزمان(علیه السلام)خواهند بود.

2. نام و نسب موعود

یکی از بخشهای سخنان امام رضا(علیه السلام) درباره امام زمان(علیه السلام) معرفی دقیق و کامل ایشان و بیان تبار نورانی و مقدس آن حضرت است. بر این اساس، در فرصتهای گوناگون، آن منجی را شبیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته، مي‌فرمودند: «بِأَبي وَ اُمّـي سَمِيُّ جَدّي؛[6] پدر و مادرم به فدای او [امام عصر(علیه السلام)] که همنام جدم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.»

و در روایتی دیگر، خاتم اوصیاء را شبیه خود و همنام خاتم انبیاء(صلی الله علیه و آله) دانسته، می‏فرمایند: «بِأَبِي وَ أُمِّي شَبِيهِي وَ سَمِيُّ جَدِّي وَ شَبِيهُ مُوسَـى بْنِ عِمْرَانَ؛[7] پدر و مادرم فداى او باد! او شبيه من و همنام جدّم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و شبیه موسى بن عمران(علیه السلام)است.»

همچنین امام رضا از امیرالمؤمنین و ایشان از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل کرده‏اند که حضرت می‏مایند: «آن قیام کننده که از فرزندان من است، بدون تردید غایب خواهد گردید.»[8] و حضرت، امام زمان(علیه السلام) را نهمین فرزند حسین(علیه السلام) دانسته، می‏فرمایند:«وَ مِنْ وُلْدِ اَلْحُسَيْنِ تِسْعَةُ أَئِمَّةٍ تَاسِعُهُمُ اَلْقَائِمُ مِنْ وُلْدِي.»[9] و نیز نقل شده که امام رضا(علیه السلام)درباره مصداق قائم فرمودند: روزی جدم امیرالمؤمنین به فرزندش حسین(علیهما السلام) فرمودند: «التّاسِعُ مِن وُلدِکَ یا حُسَین هُوَ قائِمٌ بِالحَقِّ المُظهِرِ لِلدِّینِ وَ الباسِطِ لِلعَدل؛[10] ای حسین! نهمین فرزند تو قیام کننده به حق و یاریگر دین و گسترش دهنده عدالت است.»

و در ادامه، امام هشتم(علیه السلام)او را چهارمین فرزند از نسل خود معرفی کرده، می‌فرمایند: «الرّابعُ مِنْ وُلْدِي ابنُ سَيِّدَةِ الإماء؛[11] امام زمان(علیه السلام)چهارمين فرزند من است و از سرور کنيزان عالَم به دنیا خواهد آمد.»

همچنین آن حضرت درباره مصداق مهدی موعود(علیه السلام)به «ریان بن صلت» فرمودند: با او [مهدی] عصای موسی و انگشتر سلیمان(علیهما السلام) است.او چهارمین فرزند من است که خداوند او را تا زمانی که بخواهد، در پناه خود نهان نموده، پس از آن، آشکار کند و زمین را پر از عدل سازد، آن‌گونه که پر از جور و ستم خواهد شد.[12]

و آن گاه که «دعبل» اشعار جان‌سوز خود را در محضر امام هشتم(علیه السلام)قرائت کرد و در ضمن اشعار خود به ظهور امام زمان(علیه السلام)اشاره نمود، حضرت پس از تشويق و تأييد او، فرمودند: ای (دعبل) خزاعي! آيا می‌دانی اين امام کيست و چه موقع قيام می‌کند؟ «یا دِعْبِلُ! الإمامُ بعدي مُحمَّدٌ ابني، وَ بَعْدَ مُحمّدٍ ابنُهُ عَليٌّ، وَ بَعْدَ عَليٍّ اِبنُهُ الحَسَنُ، وَ بَعْدَ الحَسَن ابنُهُ الحُجَّةُ القائِمُ المُنْتَظَرُ...؛[13] ای دعبل! امام بعد از من پسرم محمد، و بعد از محمد پسرش علي، و بعد از علی فرزند او حسن، و بعد از حسن فرزندش حجّت قائم منتظر(علیهم السلام) خواهد بود که در دوران غيبتش انتظارش را می‌کشند و در زمان ظهورش، اطاعتش می‌نمایند. اگر از عمر دنيا تنها يک روز باقی ‌مانده باشد، آن روز را خداوند آن قدر طولانی می‏گرداند تا اينکه او قيام کند و زمين را مالامال از عدل نمايد، چنان که از ظلم پر شده باشد.»

نکته‌ای که امام رضا(علیه السلام)برای زدودن هرگونه شک و شبهه‌ای بر آن تأکید می‏کردند، این است که قائم منتظر و صاحب‌الزمان موعود، فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام)است. وقتی «ريّان بن صلت» به حضرت عرض کرد: آيا صاحب‌الامر شما هستيد؟ فرمودند: «أنَا صاحبُ الأمرِ ولکنّـي لستُ بِالّذي أمْلَأُها عدلًا کما مُلِئَتْ جوْراً، و کيفَ أکونُ ذلکَ عَلي ما تَري مِنْ ضَعْفِ بَدَني، وَ إنّ القائمَ هُوَ الَّذي إذا خَرَجَ کانَ في سِنِّ الشُيُوخِ و مَنْظَرِ الشُّبّانِ؛[14] من صاحب اين امر (ولايت) هستم؛ ولی آن کسی که زمين را با عدل و داد پر خواهد ساخت، همان طور که از جور و ظلم پر شده، من نيستم. با اين ضعف بدنی که در من می‌بینی، چگونه می‌توانم او باشم؟! در حالی که قائم کسی است که وقتی ظهور نمايد، در سنّ پيران؛ ولی در سيمای جوانان خواهد بود.»

و در سخنی دیگر با صراحت و قاطعیت اعلام کردند: «الْخَلَفُ الصّالِحُ مِنْ وِلْدِ ابِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَهُوَ صاحِبُ الزَّمانِ الْقائِمُ الْمَهْدِیُ؛ خلف صالح (مهدی موعود) از فرزندان ابی محمد حسن بن علی عسکری است و او صاحب‌الزمان، و قائم و مهدی است».[15]

و در قصیده دعبل نیز امام خطاب به او فرمودند: ای دعبل! او حجت قائم فرزند حسن است که در غیبتش مورد انتظار مردم است.[16] بنابراین، با توجه به سخنان امام رضا(علیه السلام)، نام و نسب منجی منتظر برای همگان آشکار و تردیدها و اختلافها برطرف گردید و این معرفی حضرت باعث شد تا علی‌رغم تردیدها و شبهه‏افکنی مخالفان و فرصت‌طلبان سودجو، چهره مقدس قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) برای همگان قابل رؤیت و باور باشد.

3. ولادت خاتم‌الاوصیا(علیه السلام)

يكی از حوادث مهم در تاريخ بشر، ولادت آخرين ذخيره الهی و موعود امتها، حضرت مهدي(علیه السلام)است. امام رضا(علیه السلام)نیز بر دو نکته مخفی بودن ولادت و ممنوعیتذکر نام ایشان (م.ح.م.د) تأکید کرده‌اند. شرایط خاص دوران ولادت منجی موعود چنان بود که در اصل تولد آن حضرت دچار ترديد شدند. همان‌گونه که امام هشتم(علیه السلام) از شک برخی افراد نسبت به آن وجود مقدس خبر می‌دهند: «هُوَ الّذي يَشُکُّ النّاسُ في وِلادَتِه؛[17] او کسی است که مردم در ولادت او دچار ترديد می‌شوند.»

و می‌فرمایند: «رجُلًا خَفيَّ المَوْلِد وَ المَنشأ غيـر خَفيٍّ في نَسَبِهِ؛[18] (حضرت مهدي(علیه السلام)) کسی است که با وجود روشن بودن نسب او بر همگان، مخفيانه به دنيا می‌آید.»

«ایوب بن نوح» می‌گوید: به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کردم: امیدوارم که شما «صاحب الأمر» باشید و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خونریزى به شما برساند؛ زیرا براى شما (به ولایتعهدى مأمون) بیعت گرفته شده و به نام شما سکه زده‏اند.

حضرت با مردود دانستن این تفکر، فرمودند: «حَتَّـى يَبْعَثَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ غُلَاماً مِنَّا خَفِيَّ الْوِلَـادَةِ وَ الْمَنْشَإِ غَيْـرَ خَفِيٍّ فِي نَسَبِهِ؛[19] تا زمانى که خدا براى این امر (امامت) کودکى را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهان است؛ ولى نسبت و دودمانش نهان نیست.»

درباره ممنوعیت ذکر نام ایشان نیز ريان بن صلت می‌گوید: از حضرت رضا(علیه السلام) شنيدم كه چون راجع به قائم سؤال شد، فرمودند: «وَ لَـا يُسَمَّي اسْمُهُ؛[20] و نامش برده نشود.»

و نیز می‌گوید: از امام رضا(علیه السلام) شنیدم که فرمودند: «القائِمُ المَهدِیُّ بنُ الحَسَن لا یُرَی جِسمُهُ وَ لَا یُسَمَّی (سَمّیُه) بِأسمِهِ أحَد بَعدَ غَیبَتِهِ حَتَّی یَرَاهُ وَ یعلن بِأسمِهِ وَ یَسمَعُهُ کُلُّ الخَلقِ؛ مهدی قائم فرزند حسن، خودش دیده نمی‌شود و بعد از غیبتش هم کسی نباید نامش را ببرد، تا آن که ظهور نماید و نامش را اعلان کند و همه مردم آن را بشنوند.» به آن حضرت عرض کردم: «یَا سَیِّدَنَا وَ إن قُلنَا: صَاحِب الغیبةِ وَ صَاحِب الزَّمان وَ المَهدی؛ سرورم! حتی اگر بگوییم: صاحب غیبت، صاحب‌الزمان و مهدی؟» حضرت فرمودند: «هُوَ کُلُّهُ جایِزٌ مُطلَق وَ إنَّمَا نَهَیتُکُم عَنِ التَّصـرِیحِ بِاسمِهِ لِیَخفِیَ إسمُهُ عَن أعدَائِنَا فَلَا یَعرِفُوهُ؛[21] گفتن اینها جایز است. من شما را از تصریح به نام او نهی کردم تا اینکه نامش از دشمنان ما پوشیده بماند و او را شناسایی نکنند.»

4. شمایل و فضایل

امام زمان(علیه السلام)، خاتم اوصیا، عصاره آفرینش، ثمره زحمات بی‌شمار انبیاء و اولیا(علیهم السلام) و خلاصه آمال و آرزوی همه موحدان است. به سبب همین هدف مشترک و نورانی، برای حضرت مهدی(علیه السلام) شباهتهایی با انبیاء و اولیا(علیهم السلام) بیان شده است. حضرت رضا اوصاف امام زمان(علیهما السلام) را چنين بيان کرده‏اند: «او داراي اعتدال اخلاق است و رنگی شاداب دارد. در هيبت بدنی به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شبيه است.»[22]

همچنين آن حضرت در پاسخ به این سؤال که: «مَا عَلاماتُ القائِمِ مِنْكُم إِذا خَرَجَ؛ نشانه‌های قائم به هنگام ظهور چيست؟ فرمودند: «عَلامَتُهُ أَنْ يَكُونَ شَيْخَ السِّنِّ، شابَ المَنْظَرِ، حَتّي أَنَّ الناظِرَ إِلَيهِ لَيَحْسَبَهُ ابْنَ أَرْبَعينَ سَنَةً أَوْ دُونَها وَ إِنَّ مِنْ عَلامَاتِهِ أَنْ لايَهَرَمَ بِمُرورِ الأَيّامِ وَ اللَّيالي، حَتّي يَأْتِيَهُ أَجَلُهُ؛[23] نشانه او اين است كه سن پيران و چهره جوانان دارد، تا آنجا كه وقتی كسی او را مي‏ببيند، گمان می‌برد كه چهل سال يا كم‏تر سن دارد. به درستی كه از نشانه‌های او اين است كه گذر شب و روز، او را پير و سالخورده نمی‌سازد تا زمانی كه اجل او فرا رسد.»

امام هشتم(علیه السلام) در روايت ديگري، می‌فرمایند: «... عَلَيهِ جُيُوبُ النُّورِ يَتَوقَّدُ مِن شُعاعِ ضِياءِ القُدْسِ؛[24] پدر و مادرم به فدای او كه همنام جدّم، شبيه من و موسی بن عمران است. بر او نوارهای نورانی است كه از پرتو نور قدس روشنايی می‌گیرند.»

ایشان در موارد متعددی به توصيف ویژگی‌های ظاهری و جسمی امام مهدي(علیه السلام) پرداخته است تا باب هرگونه شبهه و اشتباه را بر مردم ببندند. از جمله، آن حضرت در پاسخ «ريان بن صلت» كه درباره قائم پرسیده بود، فرمودند: «إِنَّ القائِمَ هُوِ الَّذي إِذا خَرَجَ كانَ في سِنِّ الشُّيوخِ وَ مَنْظَر الشَّبابِ، قَوِيّا في بَدَنِهِ...، يَكُونُ مَعَهُ عَصا مُوسي و خاتَمُ سُلَيمانِ(علیهما السلام)، ذاكَ الرَّابعُ مِنْ وُلْدي يُغَيِّبُهُ اللّهُ فِي سِتْرِهِ مَا شَاءَ، ثُمَّ يُظهِرُهُ؛[25] همانا قائم كسی است كه هنگام قيامش، در سن پيرمردان و با چهره جوانان ظاهر می‌شود. او از چنان قوت بدنی برخوردار است كه اگر دستش را به سمت بزرگ‌ترین درختی كه روی زمين وجود دارد، دراز كند، آن را از ريشه بر می‌کند و اگر بين کوه‌ها فرياد كشد، صخره‌ها متلاشی می‌شوند. عصای موسي و خاتم سليمان(علیهما السلام) با اوست و او چهارمين فرزند من می‏باشد. خداوند او را تا زماني كه بخواهد، در پوشش خود غايب می‌سازد، سپس او را آشكار می‌سازد.»

5. غیبت موعود

یکی از موضوعات قطعی پیرامون حضرت حجت(علیه السلام)، مسئله غیبت و نهان بودن از انظار و بیان دلایل آن می‏باشد که در احادیث مختلفی مورد اشاره قرار گرفته است.[26]امام رضا(علیه السلام) در رواياتی كه «حسن بن علی بن فَضّال» از آن حضرت نقل كرده است، می‌فرمایند: «كَأَنِّي بِالشِّيعَةِ عِنْدَ فَقْدِهِمُ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِي يَطْلُبُونَ الْمَرْعَي وَ لَا يَجِدُونَهُ؛ گويا شيعه را مي‏بينم، آن زمان كه سومين  نفر از فرزندانم را (هنگام شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)) نمي‏يابند و به دنبال پناهگاهی می‌گردند تا كسی امور آنان را به دست گيرد و شئونشان را تدبير نمايد؛ ولی او را نمي‏يابند.» عرض كردم: چرا يابن رسول الله؟ حضرت فرمودند: «لِأَنَّ إِمَامَهُمْ يَغِيبُ عَنْهُمْ؛ زيرا امامشان غائب مي‏گردد.»[27]

آن حضرت در روايت ديگری به نقل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «وَ هُوَ الطَّريدُ الشَّريدُ المَوتُورُ بِأَبيهِ وَ جَدِّهِ، صاحِبُ الغَيْبَةِ يُقالُ ماتَ أَوْ هَلَكَ، أَيَّ وادٍ سَلَكَ؛[28] او رانده شده (دور افتاده) بی‌خانمان و كسی است كه انتقام خون پدر و جدش گرفته نشده و صاحب غيبت است. گفته می‌شود: او مرده يا هلاك شده است، در چه سرزمينی سير می‌کند؟»

و به نقل از پدران بزرگوار خود، از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) چنين روايت می‌کند: «وَ الَّذِي بَعَثَنـي بِالحَقِّ بَشِيرا لَيَغِيبَنَّ القائِمُ مِنْ وُلدي بِعَهدٍ مَعْهُودٍ إِلَيهِ مِنّـي حَتّـي يُقولُ أَكثرُ النّاسِ: ما لله في آلِ مُحَمَّدٍ حاجَةٌ، وَ يَشَكُّ آخَرُونَ في وِلادَتِهِ؛[29] سوگند به آن که مرا به حق به عنوان بشارت دهنده برگزيد، قائم از فرزندان من، بر اساس پيمانی كه از جانب من بر عهده اوست، از دیده‌ها پنهان می‌شود تا آنجا كه بيش‏تر مردم می‌گویند: خدا نيازی به خاندان محمد(صلی الله علیه و آله) ندارد. گروهی ديگر در ولادت او شك می‌کنند.»

به «دِعبِل» نیز فرمودند: «... الحُجَّةُ القائِمُ المُنْتَظَرُ في غَيبَته، المُطاعُ في ظهورِه، لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا إلّا يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ اليومَ حَتّي يَخْرُجَ فَيَمْلَأ الأَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً؛[30] (آخرین امام) حجت قائم منتظر خواهد بود که در دوران غيبتش انتظارش را می‌کشند و در زمان ظهورش، اطاعتش می‌نمایند. اگر از عمر دنيا تنها يک روز باقی ‌مانده باشد، آن روز را خداوند آنقدر طولانی می‏کند تا اينکه او قيام کرده، زمين را مالامال از عدل نمايد، چنان که از ظلم پر شده باشد.»

آن حضرت از طول غیبت و فراق سوزناک حضرتش یاد کرده، می‌فرمایند: «یَبْکی عَلَیْهِ اَهْلِ السَّماءِ وَ اَهْلِ الأَرْضِ وَ کُلُّ حَرّی وَ حَرّانَ وَ کُلُّ حَزینٍ لَهفان؛[31] اهل آسمان و زمین همه عاشقان و دلباختگان و دردمندان و دل‌سوختگان برای او گریه می‌کنند.»

6. صاحبُ الغَیبَة

یکی از عناوینی که امام رضا برای معرفی حضرت مهدی(علیهما السلام) و اثبات غیبت ایشان استفاده کرده‌اند «صاحِبُ الغَیبَة» است. هنگامی که از حضرت پرسیدند: قائم شما اهل‌بیت کیست؟ فرمودند: «وَ هُوَ صاحِبُ الغَیبَةِ قَبلَ خُرُوجِهِ؛[32] او صاحب غیبت قبل از ظهورش می‏باشد.»

7. حکمت غیبت

در روایات امام رضا(علیه السلام) به دو حکمت و فلسفه غیبت اشاره شده است که عبارت‌اند از:

الف) زير بيعت كسی نبودن:امام هشتم(علیه السلام) می‏فرمایند: «لِئَلَّـا يَكُونَ فِي عُنُقِهِ لِأَحَدٍ بَيْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّيْفِ؛‏ [فلسفه غیبت آن حضرت این است که] هنگام قيام، بيعت كسی در گردن او نباشد (و با اجبار با ظالم زمان خود بيعت نكرده باشد).»

ب) آزمايش‌ و امتحان منتظران:بر مبنای روایات متعدد، دوران غیبت، دوران محک زدن و غربال شدن افراد است؛ روزگار جدایی صف دروغ‌گویان پر ادعا از راست‌گویان مخلص و اهل عمل.

«صفوان بن يحيي» می‌گوید: امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّـي تُمَحَّصُوا وَ تُمَيَّـزُوا وَ حَتَّـي لَا يَبْقَي مِنْكُمْ إِلَّـا الْأَنْدَرُ فَالْأَنْدَرُ؛[33] آنچه شما چشمان خود را به سويش مي‏داريد (منتظر و چشم به راه آن هستيد) واقع نخواهد شد تا اينكه پاک‌سازی و جداسازی شويد و تا اينكه نماند از شما، مگر هرچه كم‏تر و كم‏تر.»

ادامه دارد ... .

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ر.ک: الكافى، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1388ش، ج‏1، ص‏252، ح 10.

[2]. همان، ص‏253، ح 13؛ ر.ک: عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، شيخ محمد بن علي بن بابويه قمي صدوق، نشر اعلمي، بيروت، چاپ اول، 1404ق، ج‏‏1، ص‏272.

[3]. «هَلْ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ قَالَ لَا قُلْتُ إِنَّا نُرَوَّى أَنَّهَا لَا تَبْقَى إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْعِبَادِ قَالَ لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ.» الكافى، ج‏1، ص‏253، ح 13.

[4]. کمال‌الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، جامعه مدرسين، قم، 1405ق، دارالكتب الاسلاميه، تهران، چاپ دوم، 1395ق و انتشارات جمكران، قم، ج‏1، ص‏204؛ الکافی، ج‏1، ص‏179.

[5]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1403ق، ج‏۲۳، ص‏۸۴.

[6]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏2، ص‏7.

[7]. کمال‌الدین و تمام النعمة، ج‏1، ص‏57.

[8]. همان، ص‏51.

[9]. همان، ص‏۲۶۰.

[10]. همان، ص‏۲۰۳.

[11]. همان، ج‏2، ص‏۳۷۱؛ بحار الانوار، ج‏52، ص‏321.

[12]. همان، ص‏۳۷۶.

[13].بحار الانوار، ج‏51، ص‏154.

[14]. منتخب الاثر، شیخ لطف الله صافی، امام المنتظر (عج(، 1383 قم، ص‏221، ح 2.

[15]. فصول المهمه في اصول الائمة(علیهم السلام)، محمدبن حسن حر عاملي، مؤسسه معارف اسلامي امام رضا(علیه السلام)، قم، ۱۳۷۶ش، فصل ثانی عشر، ص‏309؛ کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی، دارالکتب الاسلامی، بیروت، 1401ق/1981م؛ و نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381ق، ج‏3، ص‏265؛ بحار الانوار ج‏51، ص‏42.

[16]. کمال ‌الدین و تمام النعمه، ج‏2، ص‏372.

[17]. بحار الانوار، ج‏52، ص‏321.

[18]. إعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، بي‌تا، ج‏2، ص‏240.

[19]. الکافی، ج‏1، ص‏341 ؛ الغیبه، محمد بن ابراهیم نعمانی، مکتبة الصدوق، تهران، 1397ق، ص‏173؛ منتخب الاثر، ص‏262.

[20]. «سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا(علیه السلام) یَقُولُ وَ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ، فَقَالَ: لَا یُرَى جِسْمُهُ وَ لَا یُسَمَّى اسْمُـهُ.» الكافي، ج‏1، ص‏333، ح 3؛ کمال الدین، ج‏2، ص‏35.

[21]. مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، مؤسسه آل‏البيت(علیهم السلام)، قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏12، ص‏285.

[22]. ر.ک: روزگار رهایی، کامل سلیمان، ترجمه: علی اکبر مهدی پور، نشر آفاق، چاپ سوم، 1376ش، صص 51 -55؛ منتخب الأثر، ص‏137.

[23]. کمال الدین و تمام النعمه، ج‏2، ص‏652، ح 12؛ الخرائج و الجرائح، قطب الدین راوندی، مؤسسه امام مهدی(علیه السلام)، قم، 1409ق، ج‏3 ، ص‏1170.

[24]. همان، ص‏370.

[25]. همان، ص‏376، ح 7.

[26]. همان، ص‏409، ح 9.

[27]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏1، ص‏273، ح 6.

[28]. الكافى، ج‏1، صص 322 - 323، ح 14؛ بحار الانوار، ج‏50، ص‏21، ح 7.

[29]. کمال ‌الدین و تمام النعمه، ج‏1، ص‏51.

[30].بحار الانوار، ج‏51، ص‏154.

[31]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج‏1، ص‏9؛ بحار الانوار، ج‏51، ص‏153.

[32]. کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص‏42، ح 5؛ فرائد السمطین، ابواسحاق ابراهیم حَمَوینی جُوینی، مؤسسة المحمودی، بیروت، چاپ اول، 1398ق، ج‏2، ص‏336، ح 590.

[33]. الغیبة، ص‏208، ح 15.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 250.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢ فروردين ١٤٠٠ / شماره خبر : ٤١٧٢٠٠ / تعداد بازدید : 43/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج