دوشنبه ٣٠ فروردين ١٤٠٠
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


درسهای فصل بهار و شباهتهای آن به قیامت -3

شباهتهای بهار به قیامت

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) در جای دیگری می‏ فرمایند: «اِذَا رَأَیتُمُ الرَّبِیع فَاکثرُوا ذِکر النُّشُور، ما اشبه الرَّبِیع بالنُّشُور؛ هرگاه بهار را مشاهده کردید، پس فراوان روز زنده شدن و قیامت را یاد کنید، بهار خیلی شبیه قیامت است».

شباهتهای بهار به قیامت

پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) در جای دیگری می‏فرمایند: «اِذَا رَأَیتُمُ الرَّبِیع فَاکثرُوا ذِکر النُّشُور، ما اشبه الرَّبِیع بالنُّشُور ؛[1] هرگاه بهار را مشاهده کردید، پس فراوان روز زنده شدن و قیامت را یاد کنید، بهار خیلی شبیه قیامت است».

با الهام از آیه ذکر شده [2] و این حدیث شریف، نکاتی را درباره قیامت و شباهت بهار به قیامت و درسهایی که باید گرفت، بیان می‏کنیم:

الف) مقایسه و تشبیه بین قیامت و بهار:

خداوند متعال مقایسه میان دو پدیده رستاخیز عالم طبیعت در فصل بهار و رستاخیز انسان در روز قیامت را در قرآن کریم به نمایش گذارده، می‏فرماید: ]یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْـأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلـاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یتَوَفَّى وَ مِنْکُمْ مَنْ یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیلـاَ یعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیئاً وَ تَرَى الْـأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ‌[[3]؛ «اى مردم! اگر درباره برانگیخته شدن در شك هستید، پس [بدانید] كه ما شما را از خاك آفریده ‏ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آن گاه از مضغه، داراى خلقت كامل و [احیاناً] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده مى‏كنیم، تا مدتى معین در رحمها قرار مى‏دهیم، آنگاه شما را [به صورت] كودك بیرون مى‏آوریم، سپس [حیات شما را ادامه مى‏دهیم] تا به حد رشدتان برسید و برخى از شما [زودرس] مى‏میرد و برخى از شما به غایت پیرى مى‏رسد، به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسى چیزها] چیزى نمى‏داند و زمین را خشكیده مى‏بینى؛ و[لى] چون آب بر آن فرود آوریم، به جنبش در مى‏آید و نمو مى‏كند و از هر نوع [رستنیهاى] نیكو مى‏رویاند.»

در این آیه به دو دلیل برای اثبات معاد جسمانی استدلال شده است: یکی از طریق توجه به تحولات دوران جنینی و دیگری از طریق تحولات زمین به هنگام نمو گیاهان. در حقیقت، قرآن می‌خواهد صحنه‌های رستاخیز را برای آنان تبیین نماید تا بدانند زندگی بعد از مرگ نه تنها امر غیر ممکنی نیست؛ بلکه همواره صحنه‌های مشابه آن را در زندگی روزمره با چشم خود بسیار مشاهده می‏کنند و دگرگونی‌های عجیب، روشنگر این حقیقت است که همه چیز، حتی احیای مردگان برای او سهل و آسان است: ]ذلکَ بِأنّ اللهُ هُوَ الحَقُّ وَ أنّهُ یُحیـی المَوتَی وَ أنّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ[[4]؛ «(زیرا) خدا حق است و او مردگان را زنده می‌گرداند و او بر هر چیزی تواناست.» و در ادامه می‏فرماید: ]وَ أنّ السّاعةَ اتِیَةٌ لا رَیبَ فیها وَ أَنَّ الله یَبعثُ مَن فی القُبُورِ[؛ «بدون شک قیامت فرا می‌رسد و جای هیچ گونه تردیدی نیست، و خداوند تمام کسانی را که در گور‌ها آرمیده‌اند، دوباره زنده می‌گرداند.»

از این سه آیه سوره حج نکات زیر استفاده می‏شود:

۱.خلق اول (آفرینش دنیا) دلیل بر امکان خلق دوم در قیامت است؛

۲. تشبیه عالم حشر و نشر به رستاخیز طبیعت و احیای زمینهای خشک؛ به عبارت دیگر بهار نمونه کوچک شده رستاخیز است؛

3. خداوند حق است؛ چون او حق است، نظامی که آفریده نیز حق می‏باشد و حق بودن او بیانگر آن است که نظام آفریده شده، بیهوده و بی‏ هدف نیست: «ذلکَ بِأنّ اللهُ هُوَ الحَقُّ»؛

4. نظام حاکم بر جهان حیات، به ما می‌گوید: اوست که مردگان را زنده می‌کند: «وَ أنّهُ یُحِیـیِ المَوتَی»؛

5. خداوند بر هر چیز تواناست و هیچ چیز در برابر قدرت او غیرممکن نیست. او خاک بی‌جان را به نطفه تبدیل کرده و زمینهای خشکیده را چنان سرسبز ساخته که حیات از سرتاسر آن جوشیده است، پس او قادر است انسانها را پس از پوسیده شدن، به زندگی مجدد بازگرداند: «أنّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»؛

6. ساعت پایان این جهان، آغاز جهان دیگر است و در آن جای هیچ گونه شک و تردیدی نیست: «وَ أنَّ السّاعَةَ اتِیَةٌ»؛

7. نکات قبل مقدمه‌ای برای این مورد آخر است که خداوند تمام خفتگان در قبر‌ها ر‌ا زنده می‌کند و قیامت قطعی و یقینی خواهد بود: «وَ أَنَّ الله یَبعثُ مَن فی القُبُورِ».[5]

پروردگار در مورد تشبیه پیدایش قیامت به رویش طبیعت، می‌فرماید: ]رِزقاً لِلعِبادِ وَ أحیَینا بِهِ بَلدَةً مَیتاً کَذلِکَ الخُرُوج[[6]؛ «تمام اینها به منظور بخشیدن روزی به بندگان است، ما به وسیله آب باران، سرزمین مرده را زنده گردانده‌ایم. آری! زنده شدن مردگان و سر از گور‌ بر آوردن آنان نیز همین گونه است.» همان طور که زمین در سال یک دوره زندگی را طی می‌کند و در پایان می‌میرد و سال بعد دوباره زندگی را آغاز می‌کند، چرخه زندگی انسانها نیز به همین شکل است؛ وقتی دوران حیات دنیا به سر رسد، در قیامت زنده می‌شوند و مجدداً روح به جسم می‌پیوندد و «روز از نو، روزی از نو».

تشبیه در آیه فوق، از نوع تشبیه مرسل مجمل است که مشبّه «رویش عالم رستاخیز»، مشبّهٌ به «فصل بهار» و ادات تشبیه آن «حرف کاف» است. در این تشبیه، وجه شبه محذوف است تا این کلام تشبیهی در ذهن مخاطب مؤثر واقع شود و به نکته بلاغی آن برسد؛ یعنی مخاطب باید وجه شبه را به دقت مورد جستجو قرار دهد و به وضوح آن را دریافت کند؛ بنا بر این وجه شبه بدین قرار است:

1. دنیای طبیعت پس از زندگی پر حرارت خود در بهار، تابستان، پاییز و زمستان به تمامی رشد و نمو آن متوقف می‌گردد، انسانها نیز پس از یک زندگی پر تحرک سرانجام می‌میرند، همان طور که خداوند از طبیعت مرده، سرزمین شاد و خرم می‌آفریند، از جسد‌های پوسیده نیز رستاخیز پر جنب و جوش می‌سازد؛

2. بهار سر بر آوردن گیاهان زنده به شکل نو است و آنچه ماه‏ها در زمین مدفون بوده، از درون خاک سر خاک بیرون آورده. در صحنه قیامت نیز مردگان مدفون در دل خاک، به اذن خدای متعال در بهار قیامت سر از خاک بیرون می‌آورند: ]وَ أَخْرَجَتِ الْـأَرْضُ أَثْقَالَهَا وَ قَالَ الْـإِنْسَانُ مَا لَهَا[؛[7]«و زمین بارهای گرانش را بیرون اندازد و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟»

3. بهار، فصل نمایان شدن زحمتهای گذشته است؛ در قیامت نیز انسانها با شکوفه عمل خود به پا می‌خیزند؛ 

4. شکوفه‌های بهار، هر کدام رنگ و بوی خاص خود را دارند. در بهار قیامت نیز اعمال و گفتار انسانها به رنگها و شکلهای واقعی خود سبز می‌شوند و سر از خاک گور بیرون می‌آورند: ]کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ[[8]؛ «(آرى) هر كسی در گرو اعمال خویش است‏.» 

از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

ب)  پیام خدا‌شناسی بهار:

پیام دیگر بهار، توجه به درس خدا‌شناسی و توحید ربوبی است؛ یعنی تنها اوست که این جهان را اداره می‌کند و به سوی مقصدی که برایش معین فرموده، هدایت کرده و به پیش می‌برد: ]أَفَرَأَیتُمْ مَا تَحْرُثُونَ‌ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ‌[[9]؛ «آیا درباره آنچه کشت می‌کنید، هیچ اندیشیده‌اید؟! آیا شما آن را می‌رویانید، یا ما می‌رویانیم؟» 

که تواند بدهد میوه رنگین از چوب
یا که باشد که بر آرد گل صد برگ از خار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند، نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند
نه همه مستمعان فهم کنند این اسرار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند:؟
کآخر ‌ای خفته، سر از بالش غفلت بردار[10]

خداوند متعال می‌فرماید: ]وَ فِی الْـأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَفَلـاَ تُبْصِـرُونَ[[11]؛ «در زمین برای اهل یقین نشانه‌هایی است و در خودتان، آیا نمی‌نگرید؟!» در هر یک از دانه‌های گیاه که زمین را می‌شکافد و بر زیبایی آفرینش می‌افزاید، قدرت و عظمت پروردگار جهانیان نهفته است، چه زیباست که بگوییم: ]رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلـاً[[12]؛ «بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏اى!‏»

ج) فصل مشاهده آیات الهی:

سومین درس فصل بهار، مشاهده آیات الهی است. در باب شناخت خالق یکتا و بی ‏همتا، براهین و دلایل آشکار و متعددی وجود دارد که همگانی‏ترین و آسان‏ترین آنها «برهان انّی» است که بر اساس آن، از معلول پی به علت برده می‌شود. تمامی موجودات در عالم وجود، بلا استثنا، نشانه و آیاتی هستند که هر خردمندی با کم‏ترین تأمل در اوضاع عالم، پی به آفریننده ‏ای بی‏ همتا می‏برد؛ ولی کوردلان از کنار آیات الهی با چشمان بسته گذر می‏کنند: ]وَ مَا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیةٍ مِنْ آیاتِ رَبِّهِمْ إِلـاَّ کَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ[[13]؛ «و هیچ نشانه ‏ای از نشانه‏ های پروردگارشان برای آنان نمی‏آید، مگر آنکه از آنها روی گردانند.»

در آیات متعددی به نشانه بودن بهار اشاره شده است در سوره یس می‏خوانیم: ]وَ آیةٌ لَهُمُ الْـأَرْضُ الْمَیتَةُ أَحْییناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ یأْكُلُون[[14]؛ «یکی از علایم [و دلایل قدرت ما بر زنده کردن اموات] آن است که زمینهای مرده را زنده [و سرسبز] نماییم و از آن دانه ‏هایی خارج سازیم که از آن می‏خورند.»

تأمّل و تفکّر مردم در نشانه ربوبیت خداوند و سنتهای او در هستی، از مهم‌ترین مسائلی است که مردم از آن غفلت نموده‌اند. در فصل بهار، درختان را مشاهده نموده و از آن تعجب نمی‌کنند و آن را قدرت خداوند به شمار نمی‌آورند؛ ولی چنانچه درختی در پاییز شکوفه دهد، متأثر شده و از شدت تعجب سر‌هایشان را تکان داده، می‏گویند: قدرت و عظمت خداوند را ببینید!

فصل تحرک و خیزش:

تمام عالم طبیعت که در فصل بهار جان گرفته، به حرکت در می‌آید، به ما اعلام می‌دارد که زندگی واقعی، طی نمودن مراحل تکامل و پشت سر گذاشتن مراتب رشد و تعالی است، پس اوضاع خود را از بد به خوب و از خوب به خوب‏تر تغییر دهید تا سرانجام به «احسن الحال» برسید و در ابعاد فکری، اخلاقی، عبادی، فرهنگی و مادی، دگرگونی پیدا کنید.

یا مقلب،قلب ما در دست توست
یا محول،حال ما سرمست توست
کن تو تدبیری که در لیل و نهار
حال قلب ما شود مثل بهار

فصل ترسیم کننده دنیا به عنوان محل آزمون:

یکی از عبرتها و درسهای فصل بهار این است که ترسیمی از وضع این جهان، به عنوان آزمایشگاهی برای تمامی انسانهاست. قرآن کریم می‏فرماید: ]إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْـأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلـاً وَ إِنَّا َجاعِلُونَ ما عَلَیها صَعیداً جُرُزاً[؛[15]«ما آنچه روی زمین است (بیهوده نیافریدیم؛ بلکه) زینت دنیا قرار دادیم تا آنها (انسانها) را بیازماییم که کدام‏شان بهتر عمل می‏کنند؛ و قشر روی زمین را خاک بی‏ گیاهی (در فصول پاییز و زمستان) قرار می‏دهیم.»

زندگی ما انسانها نیز همچون مناظر زیبای بهار است که با فرا رسیدن فصل خزان، پژمرده می‏شود. انسان روزی کودک است، بعد جوان می‏شود، همچون گلی با طراوت است، سپس مانند گلهای پژمرده و برگهای زرد و افسرده پاییزی، دوران کهولت و پیری را تجربه می‏کند. در نتیجه، طوفان اجل از راه رسیده، او را درمی‌نوردد.

این صحنه، در آیه‏ای از قرآن، ضمن یک مثال گویا چنین بیان شده است: ]وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشیماً تَذْرُوهُ الرِّیاحُ وَ كانَ اللَّـهُ عَلى‏ كُلِّ شَـی‏ءٍ مُقْتَدِراً[[16]؛ «[ای پیامبر]! زندگی دنیا را برای آنها (که معاد را باور ندارند) به آبی تشبیه کن که از آسمان فرو می‏فرستیم و با (ریزش قطرات حیات‏بخش) آن (در کوه و صحرا) گیاهان زمین (سرسبز می‏شود و) در هم فرو می‏روند؛ ولی (این صحنه دل انگیز) دیری نمی‏پاید که (با وزیدن بادهای تند و غبار آلود پاییزی) آن همه گیاه (خرم و با طراوت) می‏خشکد و بادها آن را (به صورت خار و خاشاک) به هر سو پراکنده می‏کنند. آری! خداوند بر هر چیزی توانا بوده و هست.»

و) بارزترین نشانه زنده شدن انسان در قیامت:

خداوند متعال در قران کریم می‌فرماید: ]وَاللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ فَتُثِیـرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّیِّتٍ فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْـأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُور[[17]؛ «و خدا همان كسى است كه بادها را روانه مى‏كند، پس [بادها] ابرى را بر مى‏‏انگیزند و [ما] آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم و آن زمین را بدان (وسیله) پس از مرگش زندگى بخشیدیم. رستاخیز (نیز) چنین است.»

وقتی بهار شد، دو كار انجام می‌شود؛ یكی اینكه خوابیده‌ها بیدار می‌شوند؛ یكی هم اینكه مُرده‌ها زنده می‌شوند.

علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می‏نویسد: و به همین جهت بعثت در روز قیامت و زنده شدن مردگان را به احیاى زمین تشبیه كرد، تا بفهماند همان طور كه زمین در سال یك دوره زندگى را شروع مى‏كند و در آخر مى‏میرد؛ یعنى بعد از آن كه در زمستان از جنب و جوش افتاده بود، دوباره در بهار و تابستان جنب و جوش خود را از سر مى‏گیرد و در پاییز رو به خزان مى‏رود و در زمستان به كلى از عمل مى‏ایستد؛ وقتى انسانها دوران زندگى‏شان در زمین به سر رسید و مردند، دوباره در روز قیامت بعد از آن كه زنده شدند و از قبرها درآمدند، منتشر مى‏شوند، لذا فرمود: «كَذَلِكَ النُّشُورُ»؛ نظام حساب شده ‏ای که بر حرکات بادها و سپس بر حرکات ابرها و بعد از آن نزول قطره‏ های حیات‏بخش باران و به دنبال آن، زنده شدن زمینهای مرده حاکم است، خود بهترین دلیل و گواه بر این دستگاه قرار دارد و آن را تدبیر می‏کند.

همان طور که باران بهاری می‏بارد و آنچه در زمین خورده سر بر می‏آورد و زنده می‏شود، باران نشور هم بر عالم می‏بارد و آنچه در زمین پنهان شده، از اعمال و افراد همه سر بر می‏آورند؛ انسانها سبز می‏شوند، در حالی که هم ظاهر و هم باطنشان سبز می‏شود؛ یعنی انسان وقتی در قیامت می‏روید، با اعمالش می‏روید: ]یُعرَفُ المُجرِمُونَ بِسیماهُم...[بر خلاف دنیا که اعمال انسانها در چهره ‏شان خوانده نمی‏شود، در قیامت انسان با اعمالش می‏روید.[18]

جمع ‏بندی شباهتهای بهار به قیامت

1. همان طور که طبیعت پس از زندگی خود در بهار و تابستان، در پاییز رو به خزان می‏رود, انسانها نیز پس از یک دوره زندگی در دنیا، به خزان عمر خود نزدیک می‏شوند و پس از چندی می‏میرند؛

2. همان گونه که خداوند از سرزمین مرده، طبیعتی سرسبز می‏آفریند، از قبرستانهای بشر نیز قیامتی خواهد ساخت؛

3. بهار یادآور سر برآوردن گیاهان زنده از درون خاک است. آنچه ماه‏ها پیش در زمین مدفون شده بود، اکنون به شکلی دیگر از زمین سر بر می‏آورد. در بهار قیامت نیز، مردگانی که سالها پیش در زمین دفن شده بودند، زنده می‏شوند و سر از قبر بیرون می‏آورند؛

4. بهار، فصل نمایان شدن زحمتهای گذشته بوده، معلوم می‏شود که هر کشاورزی چقدر زحمت کشیده است؟ وقتی قیامت بر پا می‏شود، شکوفه ‏های عمل انسان سر بر می‏آورند و حجم تلاش شایسته انسان را در دنیا نمایان می‏کنند؛

5. هر شکوفه ‏ای رنگی دارد و هر گیاه شکلی؛ در قیامت نیز ارزش اعمال ما خود به خود روشن می‏گردد. چه بسا اعمال بزرگی که توخالی و پوچ باشند و اعمال کوچکی که ارزشی والا یافته ‏اند.[19]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مقتنيات الدرر و ملتقطات الثمر، مير سيد على حائرى تهرانى، دار الكتب الاسلاميه، ‏تهران، ‏1377ش، ج‏5، ص‏212؛ درس تفسیر عبدالله جوادی آملی، سورة فاطر: www.eshia.ir.

[2]. فاطر/ 9.

[3]. حج / 5.

[4]. حج/ 7 - 6.

[5]. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از محققان، درالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ هفتم، 1374ش، ج‏14، ص‏21.

[6]. ق / 11.

[7]. زلزال / 2-3.

[8]. مدثر / 38.

[9]. واقعه / 63-64.

[11]. ذارایات / 20 -21.

[12]. آل عمران / 191.

[13]. انعام / 4.

[14]. یس / 33.

[15]. کهف / 7-8.

[16]. کهف / 45.

[17]. فاطر / 9.

[18]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1367ش، ج‏17، ص‏26.

[19]. تفسیر نمونه، ج‏18، ص‏192. (با تلخیص و ویرایش).

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 250.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ٥ فروردين ١٤٠٠ / شماره خبر : ٤١٧١٩٤ / تعداد بازدید : 156/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج