دوشنبه ١١ اسفند ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اسماء، انیس فاطمه(س)، شرح زندگی آسیه‌ای دیگر به نام «اسماء بنت عمیس» -1

مهاجرت به حبشه

«اسماء بنت عمیس» از تبار خشعم، از جمله نخستین زنانی بود که از همان اوایل در پذیرش دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) گوی سبقت را از سایرین ربود و مسلمان شد.

اسماء، انیس فاطمه(س)، شرح زندگی آسیه‌ای دیگر به نام «اسماء بنت عمیس»

محمد رضا نیکو کلام

اشاره

از همان آغازین روزها و سالهای دعوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عده زیادی از زنان و مردان سرزمین حجاز ندای آن حضرت را لبیک گفتند. اگرچه گذران زمان از نیّتهای شوم برخی از آنان که دیگر صحابه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) خطاب می‏شدند، پرده برداشت و نفاق آنان را برای سایر مسلمانان علنی کرد؛ اما کم نبودند مسلمانانی که با عزم و اراده‏ای راسخ، از همان ابتدای دعوت تا آخرین لحظات عمرشان، همواره به آموزه ‏های اسلام پایبند و از تعالیم آن دفاع می‏کردند.

در دفاع از مکتب اسلام و گسترش تعالیم آن، تنها مردان اثرگذار نبودند؛ بلکه بودند زنانی که با تحمل رنج و مشقّت و با ایثار و فداکاری در مسیر رشد و تعالی اسلام قدم برداشتند. حضرت امّ‌المؤمنین خدیجه بنت خویلد(علیها السلام)، سمیه مادر عمار(علیهما السلام) و اسماء بنت عمیس و... از جمله بانوانی بودند که با جان، مال، آبرو، توان و بیان خود، مؤثر در حفظ، بقا و استمرار اسلام بودند.

آنچه در این مقاله مورد تحقیق و بررسی قرار می‏گیرد، تنها بخشی از زندگانی بانویی از شخصیتهای مهم در عالم اسلام؛ یعنی «اسماء بنت عمیس» می‏باشد.

مهاجرت به حبشه

«اسماء بنت عمیس» از تبار خشعم، از جمله نخستین زنانی بود که از همان اوایل در پذیرش دعوت پیامبر(صلی الله علیه و آله) گوی سبقت را از سایرین ربود و مسلمان شد. در آن سالها، تازه مسلمانان پیوسته از سوی مشرکین با ملامت، اذیت، شکنجه و حتی قتل روبرو می‏شدند و از آنجا که ممکن بود این مسئله میل و رغبت و اقبال سایرین را نسبت به گرایش به اسلام کاهش دهد، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این گونه پسندیدند که مسلمانان به حبشه هجرت کنند.[1]

سرانجام، در سال پنجم بعثت، مسلمانان به حبشه هجرت کردند. سرّ انتخاب آن سرزمین به عنوان مأوا و پناهگاه برای مسلمانان این بود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اِنَّ بِها مَلِکا لا یُظْلَمُ عِنْدَهُ اَحَدٌ؛[2] همانا در آن سرزمین پادشاهی است که کسی نزد او ظلم نمی‏بیند». یعنی شما در آن سرزمین مورد ظلم قرار نمی‏گیرید.

پیشوای مسلمانان در حبشه

پیامبر(صلی الله علیه و آله) «جعفر بن ابی‏طالب» پسرعموی خویش، که شخصی ثقه و مورد اطمینان و دارای اشراف بر امور بود را به عنوان امیر و سرپرست مهاجران قرار دادند؛ وی نه از باب اینکه مورد شکنجه و آزار قریش قرار می‏گرفت (تا قریش به سبب جایگاه ابوطالب مراعات حال او را کنند)؛ بلکه به سبب توانایی و بصیرتی که در او وجود داشت به عنوان امیر آنها معرفی شد و ریاست و زعامت مهاجران در حبشه را عهده دار شد.[3]

همسر و همسفر جناب جعفر(علیه السلام)، اسماء بنت عمیس بود که او نیز در زمره مهاجران قرار گرفت.[4] اولین مولود در اسلام که در سرزمین حبشه متولد گردید، فرزندشان «عبدالله بن جعفر» بود.[5] فرزندان دیگر آنان: محمد و عون نیز در حبشه متولد شدند.

بیان ویژگی‌های حضرت جعفر(علیه السلام) و آنچه که در سرزمین حبشه رخ داد، فراتر از حوصله این مقاله است و می‏توان به کتاب «حیات القلوب»، علامه مجلسی(ره) باب 25 رجوع کرد.

خوشحالی از بازگشت مهاجران

سالهای حضور در حبشه به پایان رسید و سرانجام در سال ششم هجرت، کاروان مهاجران به مدینه برگشتند. در آن هنگام که ایام فتح خیبر توسط سپاه مسلمانان و به دستان حضرت علی(علیه السلام) بود، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با مشاهده جعفر(علیه السلام) بین دو چشم وی را بوسیدند و فرمودند: «مَا أَدْرِي بِأَيِّهِمَا أَنَا أَسَرُّ بِقُدُومِ جَعْفَرٍ أَوْ بِفَتْحِ خَيْبَر؛[6] نمی‏دانم به کدام یک شادتر باشم: به آمدن جعفر یا به فتح خیبر».

و در نقلی دیگر آمده که فرمودند: «مَا أَدْرِي بِأَيِّهِمَا أَنَا أَشَدُّ سُرُوراً بِقُدُومِكَ يَا جَعْفَرُ أَمْ بِفَتْحِ اللَّهِ عَلَى يَدِ أَخِيكَ خَيْبَر؛[7] نمی‌دانم به آمدنت ای جعفر و یا به فتح خیبر توسط برادرت (علی(علیه السلام)) بیشتر خوشحال باشم» سپس فرمودند: آیا می‏خواهی هدیه‏ای به تو بدهم؟ مسلمانان که فکر می‏کردند قرار است پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او غنیمتی از غنایم جنگ بدهد، مشاهده کردند که حضرت نمازی به جناب جعفر تعلیم دادند که بعدها به «نماز جعفر طیّار» معروف شد.[8]

در سوگ جعفر

در سال هشتم از هجرت مطابق دستور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) جناب جعفر به جنگ موته رفت. وقتی خبر شهادت او را برای حضرت آوردند، بسیار غمگین شدند و به خانه وی آمده، خطاب به اسماء فرمودند: أین بَنیِّ؟؛فرزندانم کجا هستند؟» اسماء فرزندان خود را که: عبدالله، عون و محمد بودند، نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آورد «فَضَمَّهم و شَمَّهُم؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را در آغوش گرفت و ‏بویید.» سپس اشک پیامبر(صلی الله علیه و آله) جاری شد. اسماء عرضه داشت: «یا رسول الله(صلی الله علیه و آله)! پدر و مادرم فدایت شوند، چرا گریان هستید؟» «فمَسَحَ رُؤوسَهم؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر سر آنان از روی ترحم دستی کشید.» اسماء پرسید: «أبلَغَکَ عَن جَعفر و أصحابِه بشَیءٍ أنتَ تَمسَح رؤوسَهم کَأنَّهم أیتامٌ؛ از جعفر و یارانش خبری دارید؟ شما طوری بر سر آنان دست می‏کشید، مثل اینکه آنان یتیم شده‏اند.»  «فعَجَبَ رَسُولُ اللهِ مِن عَقلِها. فقال يَا أَسْمَاءُ أَ لَمْ تَعْلَمِي أَنَّ جَعْفَراً رضوانُ الله علیه اُستُشهدَ؛[9] رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از هوش و ذکاوت اسماء متعجب شده، پس فرمودند: ای اسماءآیا نمی دانی جعفر که درود و رضوان الهی بر او باد، به شهادت رسید.» اسماء با شنیدن این سخن سخت گریان شد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا تَبْكِي فَإِنَّ جَبْرَئِيلَ(علیه السلام) أَخْبَرَنِي أَنْ لَهُ جَنَاحَيْنِ فِي الْجَنَّةِ مِنْ يَاقُوتٍ أَحْمَرَ؛ گریان نباش! جبرئیل(علیه السلام) به من خبر داد که برای جعفر دو بال از جنس یاقوت سرخ[10]  قرار داده است.[11]خداوند در عوض آن دستهایی که از بدن جعفر جدا کردند: دو بال به می‏دهد که «یَطیرُ بِهما فِی الجَنة؛ با آنها در بهشت پرواز می‏کند.»[12].

درخواست اسماء و اجابت رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

اسماء با شنیدن این سخن به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرضه داشت: ای نبی خدا(صلی الله علیه و آله)! این فضیلت جعفر را برای مردم بیان کن تا آنان باخبر گردند.»[13] حضرت در حالی از خانه بیرون می‏آمدند و دست عبدالله بن جعفر را گرفته و دست نوازش بر سر او می‏کشیدند، به سوی مسجد آمده، بر منبر نشستند و عبدالله بن جعفر را در پله‏ای پایین‏تر منبر، مقابل خود نشاند و در حالی که گریان و محزون بودند، خبر شهادت جعفر را به مردم رسانده، مردم را از فضایل او باخبر ساختند.[14]

همدردی حضرت فاطمه(علیها السلام)

حضرت زهرا(علیها السلام) نیز با شنیدن خبر شهادت جناب جعفر گریان شده، فرمودند: «وا عَمّاه!» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «عَلَی مثلِ جَعفر فَلتَبکِ البَواکی؛ برای کسی مثل جعفر، سزاوار است که گریه‌کنان، گریان باشند.»[15] سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به دختر خود دستور دادند که برای اسماء و فرزندانش غذا آماده کنند.[16]

امام صادق(علیه السلام) می‏فرمایند: از آن به بعد این امر بین مردم سنت شد که تا سه روز برای صاحبان عزا غذا آماده کنند.[17]

مرثیه خوانی و سوگواری اسماء

اسماء بنت عمیس پس از سالها تحمل رنج هجرت، به داغ همسر مبتلا شده، به عنوان «همسر شهید» مفتخر گشت و در رثای جعفر سرود:

فآلیت لاتنفک نفسی حزینة
علیک و لا ینفک جلدی أغبرا

فللّه عیناً من رأی مثله فمی
أکرّ و أحمی فی الهیاج و اصبرا[18]

«سوگند خورده‌ام که هیچ گاه از غم تو رها نشوم و پوست بدنم همواره غبار‌آلوده بماند. به خدا سوگند تاکنون چشمی، جوانی حمله‌آورتر و سخت‌تر و صبورتر از او در نبرد ندیده است.»

تربیت یافته دامان نجابت

پس از شهادت جناب جعفر، در روز جنگ حنین، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اسماء را به ازدواج ابوبکر درآوردند.[19]فرزند حاصل از آنان «محمد» بود که از مدافعان حریم امامت و ولایت شد و در حالی که جزء یاران خاص امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بود، به شهادت رسید.[20]

اگرچه اسماء در خانه او زندگی می‏کرد؛ ولی از دشمنی وی با امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) آگاه بود و چنانچه در ادامه ذکر خواهیم کرد، آسیه‏وار در خانه اولی، همواره عشق و محبت خود را نسبت به اهل‏بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به دل داشت که به همین دلیل از دامان او فرزندی بسان محمد متولد گردید که امام صادق(علیه السلام) درباره‌اش می‏فرمایند: «کانت النجابةُ مِن قِبَلِ اُمِّهِ أسمَاء بِنتِ عُمَیس، لَا مِن قِبَل أبِیه؛[21]این نجابت و عشق و محبت به اهل‏بیت(علیهم السلام) از طرف مادرش اسماء بود، نه از طرف پدرش.»

این حدیث، بیانگر فضایل و مقام والای آن بانوی بزرگ اسلام است و مناقب وی در اینها خلاصه نمی‏شود؛ بلکه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امام باقر(علیه السلام) برترین پاداش الهی؛ یعنی بهشت را برای او نوید داده‏اند:«عن أبی جعفر(علیه السلام): رحمَ اللهُ الاخواتُ مِن أهل الجنّة فسمّاهُنّ أسماءُ بنتُ عُمَیس...؛[22]خداوند رحمت کند خواهران اهل بهشت، پس (امام) نام بردند که اسماء یکی از آنان بود.» و «رُوِی عن النّبی(صلی الله علیه و آله) لها: بأنّها مِن أهلِ الجَنّةِ أو مِن المُؤمناتِ؛[23]همانا اسماء از اهل بهشت و از زنان مؤمنه بود.»

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الصحیح من سیرة نبی الاعظم(صلی الله علیه و آله)، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1426ق، ج 3، ص 119.

[2]. همان، ص 120.

[3]. همان، ص 119.

[4]. اسد الغابة، ابن اثیر، بیروت، 1409ق، ج 6، ص 14.

[5]. الاستیعاب، ابن عبدالبر، تحقیق: علی محمد البجاوی، دارالجلیل، بیروت، چاپ اول، 1412ق، ج 3، ص 881.

[6]. الصحیح من سیرة النبی الاعظم(صلی الله علیه و آله)، ج 18، ص 295.

[7]. همان.

[8]. حیوة القلوب، محمدباقر مجلسی، انتشارات سرور، قم، چاپ چهارم، 1380ش، ج 4، ص 790.

[9]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسى، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 21، ص 55.

[10]. در برخی نقلها به زمرد سبز اشاره شده است.

[11]. حیوة القلوب، ج 4، ص 1158.

[12]. الصحیح من سیرة النبی الاعظم(صلی الله علیه و آله)، ج 20، ص‏139.

[13]. بحار الانوار، ج 21، ص 55.

[14]. الصحیح من سیرة النبی الاعظم(صلی الله علیه و آله)، ج 20، ص‏140.

[15]. الاستیعاب، ج 1، ص 243.

[16]. ترتیب الامالی، محمدجواد محمودی، بنیاد معارف اسلامی، قم، چاپ دوم، 1430ق، ج 2، ص 397.

[17]. همان.

[18]. البدایة و النهایة، ابن کثیر دمشقی، دارالفکر، بیروت، 1407ق، ج 4، ص 253.

[19]. الاصابة، ابن حجر عسقلانی، تحقیق عادل احمد، دارالکتب العلمیة، بیروت، ج 8، ص15.

[20]. الاختصاص، شیخ مفید، تحقیق: علی میرشفیعی، دارالمفید، قم، چاپ اول، ص 70.

[21]. همان.

[22]. بحار الانوار، ج 2، ص 95.

[23]. الصحیح ، ج20، ص150.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 248.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ١٣ بهمن ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٨٢٠ / تعداد بازدید : 430/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج