دوشنبه ١١ اسفند ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


شهید مدرس برگزیده مراجع، منتخب مردم -2

مسئولیتهای مدرس(ره)

ملک الشعرای بهار می‏نویسد: مدرس در دفاع از قانون اساسی و علیه فرد خودکامه ‏ای چون نایب السلطنه (ناصرالملک) نطقی ایراد کرد که باعث گردید سپهسالار تنکابنی به او حمله کند و او هم به عنوان اعتراض از مجلس، برخاست. خواستند مدرس را توقیف و دستگیر کنند که میسر نگردید. از آن زمان شهرت مدرس انتشار یافت.

حضور در دوره دوم مجلس

از آنجا که مدرس(ره) به عنوان یکی از پنج نفر علمای طراز اول برای دومین دوره مجلس شورای ملی انتخاب گردیده بود، در نهایت سادگی، با یک گاری تک اسبه بارکشی، اصفهان را به قصد اقامت در تهران ترک کرد. هنگامی که به مقصد رسید، با اینکه افراد برجسته و سرشناس وی را به منزل خویش دعوت می‏کردند، او نپذیرفت و منزلی را که دو اتاق محقّر داشت، اجاره کرد و آنجا مقیم گشت. آن شهید والامقام در ۲۸ ذیالحجة‌الحرام۱۳۲۸ در جلسه ۱۹۵ دوره دوم مجلس شورای ملی حضور یافت و تا مدتی با نظری دقیق به مطالعه اوضاع پرداخت و تا این وقت به سکوت گذراند. حاضران فکر کردند با این مجتهد آرام و کم حرف می‏توان کنار آمد و او مانعی در راه پیشرفت اهدافشان به وجود نمی‏آورد؛ ولی مدرس آمده بود به همه ثابت کند که ارزش واقعی افراد به کمالات، کردار صالح و تکاپو برای رسیدن به اهداف مقدس و والاست و برای رسیدن به این مقصد باید خود را سبکبار نمود، طمع را از اعماق وجود ریشه کن کرد و خارهای مزاحم را از گلستان دل برکند.

مدرس(ره) هنگامی به مجلس شورا گام نهاد که حکومت قاجارها به سوی ضعف و فتور و اضمحلال پیش می‏رفت و جرثومه فسادی همچون رضاخان در حال قدرت گرفتن و دندان تیز کردن است. آتش جنگ جهانی اول جهان اسلام و ایران را به شدت آزار می‏داد و روس و انگلیس با تمسک به حیله‏های گوناگون و با حمایت افراد خودکامه، در پی انعقاد قراردادهای ذلت آور و غارت منابع سرشار طبیعی و فرهنگی ایران بودند. در این فضای آشفته، مجتهدی به مجلس شورای ملی راه یافت که تمام قله‏های اجتهاد و معرفت را فتح کرده بود، مقتضیات زمان را شناخته بود و درک درستی از اوضاع اجتماعی و سیاسی جهان اسلام داشت. حقوق بین‌الملل را مطالعه کرده بود و با این اشراف فکری و علمی، در این سنگر مهم بر دفاع از دیانت و ارزشهای الهی، استقلال واقعی ایران، خوداتکایی و شرافت مردم رنج دیده تأکید داشت و با هوشمندی خاصی برخی واقعیتهای تلخ همچون بازگشت استبداد به ایران بعد از مشروطه خواهی و عدالت طلبی، تضعیف اختیارات نمایندگان مجلس، سلطه بیگانگان و نفوذ روشنفکران وابسته به اجانب را به خوبی درک می‏کرد و می‏کوشید ایران را از این اوضاع برهاند.[1]

اولین نطق مدرس در جلسة ۲۰۰ روز شنبه ۲۹ محرم الحرام ۱۳۲۹ چنین آغاز شد: عذر می‏خواهم که صحبت داشتن بنده قدری زود است. به واسطه اینکه عاقل تا بصیرت پیدا نکند، سزاوار نیست که صحبت کند.

با این سخن، مدرس اصل خردمندی، اندیشه و تأمل را در قول و عمل مطرح ساخت و در جلسه ۲۰۲، اتحاد و انسجام در امور، احترام به قانون و خدمت به مردم را مورد بحث قرار داد و تصریح نمود: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم»؛رئیس هر جامعه‏ای باید حافظ و خادم آن اجتماع باشد. در این دوره اصول تشکیلات عدلیه، محاضر شرعیه و صلحیه، توسط مقامات قضایی کشور تدوین گردید و مدرس(ره) به اتفاق یکی از روحانیون ناظر بر مصوبات مجلس، این طرح را مورد ارزیابی دقیق قرار داده، مطابقت آن را با شرع مقدس تصدیق و تأیید کردند.

مجلس دوم با حوادثی چون تشنجهای داخلی، بازگشت محمدعلی شاه قاجار برای دستیابی به تاج و تخت و اولتیماتوم روسیه به ایران روبرو گردید. در پایان این دوره، مدرس به همراه گروهی از نمایندگان با اولتیماتوم روس مخالفت کردند؛ اما ناصرالملک (نائب‌السلطنه) تصمیم مجلس را در این باره قابل اجرا ندانست و طی فرمانی انحلال آن را اعلام کرد.[2]

بعد از انحلال مجلس، دولت وقت تمایلی به برگزاری انتخابات سومین دوره قانونگذاری نداشت و چون تعویق همه ‏پرسی نیازمند تصویب مجلس شورای ملی بود، دولت تشکیلاتی به عنوان مجلس مشاوره عالی، مرکب از نمایندگان دوره اول و دوم مجلس شورا و برخی رجال سیاسی، سامان داد تا مجوز عقب افتادن انتخابات را تحصیل کند. این مجلس در ۱۱ ذی‌الحجه ۱۳۳۱ تشکیل گردید؛ اما مدرس با این تصمیم دولت به شدت مخالفت کرد و آن را مغایر قانون اساسی دانست.[3]

ملک الشعرای بهار می‏نویسد: مدرس در دفاع از قانون اساسی و علیه فرد خودکامه ‏ای چون نایب السلطنه (ناصرالملک) نطقی ایراد کرد که باعث گردید سپهسالار تنکابنی به او حمله کند و او هم به عنوان اعتراض از مجلس، برخاست. خواستند مدرس را توقیف و دستگیر کنند که میسر نگردید. از آن زمان شهرت مدرس انتشار یافت.[4]

تولیت مدرسه علمیه

مدرس هنگام تدریس در مدارس حوزه علمیه اصفهان، به وضع طلاب و مراکز حوزوی و موقوفات آنها رسیدگی می‏کرد و به متولیان هشدار می‏داد که: لازم است درآمد اماکن و مزارع وقفی که مربوط به این مدارس است، به مصرف طلبه‏ها و عمران مراکز مزبور برسد. همین پیگیری‏ها و ایستادگی‏های وی در برابر برخی خلافها، باعث گردید عده‏ای تصمیم بر ترورش بگیرند؛ اما نقشه آنان ناکام ماند.

موقعی که مدرس(ره) به تهران آمد، تولیت مدرسه سپهسالار (شهید مطهری کنونی) بر عهده وی گذارده شد. در آن زمان قنوات و موقوفات این مکان حوزوی دچار ویرانی گردیده و درآمد مدرسه نابود شده بود. مدرس(ره) با پذیرش این مسئولیت، به عمران و آبادانی رقبات وقفی اقدام نمود و رفته رفته درآمد آن را به حد کفایت رسانید. همچنین، برای طلاب مدرسه برنامه درسی تنظیم و برای هر رشته‏ای مدرّسی واجد شرایط دعوت کرد. هر سه ماه یکبار از طلبه‏ها آزمون به عمل آورد تا مبادا اوقاتشان را به بطالت بگذرانند. همچنین، برای رفاه و امور درمانی طلاب اقداماتی انجام داد. اول طلوع آفتاب در مدرسه حاضر بود و جمع کثیری از فضلا به درس او که فقه و اصول بود، حاضر می‏گردیدند. بعد از رسیدگی به امور مدرسه به مجلس می‏رفت تا از مصوبات آن، به لحاظ انطباق با موازین شرعی مراقبت نماید.[5]

نماینده مردم تهران

در دوره سوم، مدرس(ره) از سوی اهالی تهران به مجلس راه یافت؛ اما پس از یک سال که مجلس تعطیل شد، عده‏ای از نمایندگان به همراه برخی رجال خوشنام و اقشاری از مردم، به قم مهاجرت کردند و در آنجا کمیته دفاع ملی تشکیل دادند که مدرس(ره) در این جریان نقش مؤثری ایفا کرد.

به باور مدرس(ره)، این تصمیم به خیر و صلاح کشور بود و مزایای سیاسی- اجتماعی در برداشت. بعد از خاتمه جنگ جهانی اول، مدرس(ره) به تهران بازگشت و چون دولت صمصام السلطنه به دلیل ناتوانی در ایجاد امنیت عمومی و تأمین حداقل معیشت و رفاه مردم، با اعتراض و انتقاد همگان مواجه شد، شهید مدرس(ره) به همراه اقشاری از مردم، به انگیزه ابراز مخالفت با این کابینه ناتوان، در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) تحصن کردند. سرانجام بر اثر فشار مخالفان و فراگیر شدن نارضایتی عمومی، این دولت استعفا داد و میرزا حسن وثوق الدوله به نخست وزیری رسید. وی نیز به دلیل امضای قراردادی ننگین و ذلت‌آور با دولت انگلستان، خشم و نفرت شخصیتهای مذهبی و ملی را برانگیخت.

مدرس(ره) در رأس مخالفان این معاهده که استقلال سیاسی و اقتصادی ایران را مورد تهدید قرار می‏داد، قرار گرفت. ایستادگی مدرس(ره) و حامیانش اجازه نداد وثوق الدوله به کمک نمایندگان مورد حمایت خویش، این قرارداد را در صحن مجلس به تصویب برساند و کابینه‏اش سقوط کرد. شکست قرارداد مذکور در واقع سیاست انگلیس در ایران را محکوم به شکست می‏ساخت. از این‏رو، دولت استعماری انگلیس از قاجارها ناامید گردید و در پی یافتن مهره‏ای مناسب و مطمئن برای جانشینی احمدشاه افتاد. ژنرال «آیرون ساید»، فرمانده نیروهای انگلستان در ایران، به همراه «نورمن» سفیر آن کشور در تهران، به دستور «لُرد کُرزن» وزیر خارجه انگلیس، به تکاپو افتادند و خیلی زود فرد مورد نظر را در میان قزاقان یافتند. او «رضاخان سوادکوهی» بود که اندکی بعد به درجه میرپنجی (سرهنگی) ارتقا یافت و به تدریج برای انجام کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که به کمک سید ضیاء طباطبایی - روزنامه نگار حامی انگلستان - آماده شد.

صبح روز کودتا، شهید مدرس(ره) و عده‏ای از شخصیتهای بانفوذ مذهبی، اجتماعی و سیاسی به دستور سید مشاورالدین طباطبایی، دستگیر و زندانی شدند. شهید مدرس(ره) تا پایان عمر کوتاه این دولت کودتا که نود روز طول کشید، در حبس ماند. در کابینه آن دولت کودتا، رضاخان وزیر جنگ بود.[6]

نایب رئیس اول مجلس در دوره چهارم

انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی، قبل از کودتای ننگین سید ضیاء و رضاخان، برگزار شد و مدرس برای دومین بار به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب گشت. این دوره در اول تیرماه ۱۳۰۰ افتتاح گردید. «حسین پیرنیا» به ریاست و مدرس به سمت نایب رئیس اول برگزیده شدند. در اولین قدم، مدرس با اعتبارنامه نمایندگان موافق قرارداد منحوس که بدان اشاره شد، به شدت مخالفت کرد و مانع تصویب اعتبارنامه برخی از آنان گردید. وی در این دوره رهبری اکثریت مجلس را برعهده داشت و غالباً در غیاب رئیس، مجلس را اداره می‏کرد.

از آنجا که رضاخان در مقام وزیر جنگ، سعی می‏کرد امور نظمیه، بودجه و قوای نظامی را در اختیار گیرد و مجلس و دولت با این روند مخالف بودند، وی امینت تهران را مختل کرد و بدون مجوز قانونی دست به توقیف جراید، حبس، شکنجه و تبعید مخالفین زد. مدرس(ره) طی نطقی رضاخان را مورد حمله قرار داد. وقتی سردار سپه این وضع را دید، افسران قزاق را تحریک کرد تا مجلس را متشنج کنند و در شهر هرج و مرج به وجود آورند. قوام السلطنه که رئیس کابینه بود، استعفا داد و مستوفی الممالک روی کار آمد. مدرس که عقیده داشت وی کفایت لازم را در آن شرایط آشفته ندارد و ضعف او باعث می‏گردد آشوب طلبان قدرت یابند، این دولت را استیضاح کرد. مستوفی ناگزیر از ریاست دولت استعفا کرد و مشیرالدوله زمام امور را به دست گرفت.[7]

مدرس(ره) در نطقهای متعدد، برای مجلس در نظام حکومتی جایگاهی والا قائل شد؛ زیرا به باور وی، این نهاد برخاسته از اراده ملت است و وکلا باید بدانند این موکلان هستند که به آنان قدرت داده‏اند؛ اما نمایندگان نیز باید این حرمت را رعایت کنند، صلاح و فساد کشور را بدانند و برای انسجام جامعه، خودکفایی و استقلال ایران، تلاش کنند و اجازه ندهند ایران از قدرتهای بیگانه رنگ بپذیرد و قراردادهایی که برخلاف مصلحت مملکت است، تصویب گردد. به باور شهید مدرس(ره)، مجلس جای مقدسی است که اعضایش باید آراسته به خصال پسندیده و اخلاق حمیده باشند، موازین اسلامی و شرعی را رعایت کنند، معروف به امانت و درستی و عالم به مقتضیات عصر و بصیر در مسائل سیاسی و اجتماعی باشند. تنها شهرت محله‏ ای و منطقه ‏ای کفایت نمی‏کند؛ بلکه لازم است کسی که می‏خواهد نامزد انتخابات مجلس گردد، از لیاقتها و شایستگی‏هایی برخوردار باشد. به نفس خویش مراجعه نماید و اگر برای این مسئولیت توانایی و کفایت لازم را ندارد، حتی اگر انتخاب شد نیز نپذیرد.

در عین حال که مدرس(ره) از تنگ نظری پرهیز داشت و برای از بین بردن اختلافات و صف‌بندی‏ها می‏کوشید، تصریح داشت: چون افرادی که باید در این کرسی‏ها بنشینند، باید معیارها و ضوابطی که قانون برای انتخابشان تعیین کرده است، رعایت کنند و در صورتی که جهاتی از این مقررات رعایت نشده باشد، با اعتبارنامه آنان به مخالفت بر می‏خیزم، حتی اگر دوست من باشند.[8]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مرد روزگاران، صص ۵۹ - ۶۴؛ مدرس(ره)، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، ج اول، ص ۳۳؛ مدرس(ره) قهرمان آزادی، ج اول، صص ۶۲-۶۳؛ شهید مدرس ماه مجلس، صص ۸۰-۸۱.

[2]مدرس(ره) و مجلس، ص ۱۹؛ مدرس در پنج دوره تقنینیه، به کوشش: محمد ترکمان، مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، ج ۲، ص ۶؛ آرا اندیشه‏ها و فلسفة سیاسی مدرس، محمد ترکمان، مرکز خدمات فرهنگی سالکان، تهران، ۱۳۷۴ش، ص ۲۰.

[3]. زنده تاریخ (مدرس(ره) به روایت اسناد)، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۸ش، ص ۷۰۶.

[4]. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، ملک الشعرای بهار، امیرکبیر، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۱ش، ج اول، ص ۳۴.

[5]. مدرس(ره) مجاهدی شکست ناپذیر، ص۳۴؛ مدرس، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، ج 1، ص۴.

[6]. مدرس(ره) در پنج دوره تقنینیه، ج اول، ص ۳۲۹؛ مدرس(ره) قهرمان آزادی، ج اول، ص ۱۸۵؛ مرد روزگاران، ص ۱۱۵؛ زنده تاریخ، ص۱۰؛ مدرس(ره) و مجلس، صص ۴۹ - ۵۰؛ ایران بر آمدن رضاخان، سیروس نعمتی، ترجمه: حسن کاشاد، نشر نیلوفر، تهران، چاپ ششم، ۱۳۹۲ش، صص ۲۲۴-۲۲۵؛ خاطرات سرّی آیرون ساید، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش، صص ۲۳۹-۲۴۰.

[7]. مدرس(ره) و مجلس، ص ۶۵؛ زنده تاریخ، ص۱۲.

[8]. مدرس(ره) در پنج دوره تقنینیه، ج اول، صص ۵۱-۵۴، ۵۷، ۱۹۳، ج دوم، صص ۵-۷ و ۱۹۸، ۲۱۱، ۴۱۹.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 248.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١١ بهمن ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٨٠٤ / تعداد بازدید : 443/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج