چهارشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


مدافعان حریم ولایت آشنایی با یاران مجاهد امیرالمؤمنین(علیه السلام) (2) -2

ذوالشهادتین(ره)

«ابو عماره خزيمه بن ثابت انصارى» معروف به ذوالشهادتین، از یاران مخلص، انقلابی و شجاع پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان علی(علیه السلام) است. او با دلی پاک به اسلام گروید و در اعتقادات خویش نسبت به ارزشهاى الهى در میان خواص اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) شهرتى به سزا یافت.

ب) ذوالشهادتین(ره)

«ابو عماره خزيمه بن ثابت انصارى» معروف به ذوالشهادتین، از یاران مخلص، انقلابی و شجاع پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان علی(علیه السلام) است. او با دلی پاک به اسلام گروید و در اعتقادات خویش نسبت به ارزشهاى الهى در میان خواص اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) شهرتى به سزا یافت و یگانه مسلمانی است كه حضرت شهادت و گواهى او را به جاى دو شاهد قرار داد و او را به «ذوالشهادتین» ملقب فرمود.[1]

1. داستان ذوالشهادتين

امام صادق(علیه السلام) مىفرمایند: روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از مردِ عربى اسبى خرید. كسانى كه با آن حضرت میانهخوبى نداشتند، مرد فروشنده را وسوسه كرده، به او گفتند: اگر این اسب را در بازار بفروشى، به چندین برابر قیمت فعلى از تو مىخرند. مرد از این سخن تحریك شده، از روى طمع گفت: آیا بروم و معامله را به هم زده، اسب را پس بگیرم؟ گفتند: نه، چنین مكن؛ ولى هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىخواهد پولش را به تو بپردازد، بگو من آن را به این مبلغ نفروختهام؛ بلكه به فلان قیمت به تو دادهام. او شخص نرمخو و صالحى است و آنچه را كه ادعا كنى، از تو خواهد پذیرفت.

مرد اسب فروش با این قصد نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و منكر قیمت قبلى شد. حضرت فرمودند: به خدایى كه مرا به پیامبرى برانگیخته، به همین مبلغ فروختهاى! در این میان خزيمةبن ثابت از راه رسید و از ماجرا سؤال كرد. گفتند: این مرد سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را قبول ندارد. خزیمه خطاب به مرد گفت: اى اعرابى! من شهادت مىدهم كه تو به همین مبلغ كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) مىگوید، این اسب را فروختهاى. اعرابى گفت: هنگام معامله كسى پیش ما نبود! حضرت به خزیمه فرمودند: ای خزيمة! با آنكه تو در هنگام معامله حضور نداشتى، چگونه گواهى مىدهى؟ خزيمةگفت: یا رسول الله! پدر و مادرم فداى شما باد! ما سخن شما را در امور خیلى مهم و حیاتى مانند: خبر دادن از غیب و خداوند و وحى آسمانى تصدیق كرده، از جان و دل مىپذیریم. چگونه در قیمت یك اسب تو را تصدیق نكنیم؟!

بعد از این ماجرا، پیامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت خزيمةرا معادل شهادت دو مرد قرار داد و این چنین بود كه خزيمةمفتخر به لقب ذوالشهادتین گردید.[2]

یكى دیگر از ویژگی هایى كه به شخصیت خزيمة،امتیاز خاصى بخشیده، حضور مستمر او در جبهههاى مبارزه با كفر و شرك مانند: بدر، احد، خیبر،[3]موته و فتح مكه است. وی بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نیز در كنار امام على(علیه السلام) ماند و با اصحاب جمل و متجاوزان لشكر شام مبارزه كرد. او علاوه بر اینكه سمتهاى مختلف نظامى را در این صحنهها بر عهده داشت، از هنر شعر و خطابه نیز بهره جسته، لشكر اسلام را با اشعار و سخنان شیواى خود تشویق مىنمود و قوت قلب مىبخشید.

هنگامى كه ناكثینِ [عهدشكن] پیمان خویش را با امام على(علیه السلام) شكستند و عَلَم جنگ برافراشتند و امام براى دفع شرّ آنان از مدینه به سوى عراق حركت كرد؛ جماعتى از انصار نیز در لشكر حضرت حضور داشتند. خزيمةبن ثابت یكى از شاخصترین افراد این گروه بود كه داوطلبانه براى تثبیت و استقرار حكومت علوى تلاش مىكرد و براى دفع دشمنان و مخالفین امر ولایت، سر از پا نمىشناخت.[4]

2. حضور در صفين

خزيمة26 سال بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) زندگى كرد؛ اما لحظهاى از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) جدا نشد. وى بر اساس پیمانى كه در حضور پیامبر(صلی الله علیه و آله) به  ویژه در واقعهغدیر با حضرت على(علیه السلام) بسته بود، همچنان تا آخرین لحظهزندگى ثابتقدم و استوار باقى ماند و در سختترین فرازهاى تاریخى و در تندبادهاى فتنه، خود را نباخت و در وصایت و ولایت امام على(علیه السلام) ذرهاى تردید به دل راه نداد.

هنگامى كه امام تصمیم گرفتند براى دفع شرّ معاویه به سوى شام حركت كنند، برجستگان مهاجر و انصار را كه خزیمه بن ثابت انصارى نیز بین آنها دیده مىشد، در یك شوراى نظامى دعوت كرده، با آنها در مورد جنگ با معاویه به گفتگو و رایزنى پرداختند و بعد از حمد و ثناى الهى فرمودند: شما فرهیختگان مهاجر و انصار، صاحب رأى و طرفدار حق مىباشید. ما قصد داریم براى مقابله با دشمن به سوى شام برویم. با ارائهنظرات و راهنماییهاى خود، ما را یارى كنید.

پس از اینكه مطالبى بین آنان ردّ و بدل شد، «سهل بن حنیف» به نمایندگى از آنان برخاست و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! ما تابع محض شماییم. با هر كسی صلح كنى، ما هم صلح خواهیم كرد و با هر كسى از در جنگ وارد شوى، ما نیز مىجنگیم. رأى ما رأى شما و هستى ما در اختیار شماست. هرگاه ما را بخواهى، لبیك خواهیم گفت و اطاعت خواهیم كرد.[5]

نزدیكى منطقه صفّین و در دامنهكوهى، وقت نماز مغرب رسید. آن حضرت با صداى دلنشین خویش اذان مغرب را گفتند. زمانى كه اذان تمام شد، پیرمردى با چهرهاى نورانى و در حالى كه موهاى سر و صورتش به سفیدى گراییده بود، از دامنهكوه ظاهر شد و با حضرت به زیبایی سخن گفت. سپس در همان جاى خودش در دامنهكوه ناپدید شد. بعد از این واقعه عمار، ابن تیهان، ابوایوب انصارى، عبادهبن صامت، هاشم مرقال و خزیمه بن ثابت انصارى، از شیعیان خالص امیرالمؤمنین(علیه السلام) با مشاهدهاین واقعه و شنیدن آن سخنان شیوا و رسا، گفتند: یا امیرالمؤمنین! این مرد كه بود؟ حضرت فرمودند: او شمعون، جانشین حضرت عیسى(علیه السلام) بود. خداوند متعال او را برانگیخت تا مرا در مقاومت و پایدارى در جنگ با دشمنان به صبر و تحمل مشكلات توصیه كند. آنان گفتند: پدران و مادران ما فداى تو اى جانشین پیامبر(صلی الله علیه و آله)! به خدا قسم! تو را همانند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یارى خواهیم نمود و از فرمانت جز افراد شقى و بدبخت، سرپیچى نخواهند کرد. سپس امام از آنان تشكر و آنها را دعا كردند.[6]

در اینجا خزيمه بن ثابت به همراه دوستان و هم پیمانان خویش بر وفاى به عهد با امام على(علیه السلام) تأكید كرده، بر ثبات قدم و استوارى در راه حق مجدداً پیمان بستند.

از آنجایى كه خزیمه یكى از رشیدترین مردان مدینه بود، مورخان قطعههایى از حضور او در خطوط مقدم جبهههاى نبرد را گزارش كردهاند. «عبدالرحمن بن ابى لیلى» مىگوید: من در جنگ صفین حضور داشتم. مردى را دیدم كه با محاسن سفید خویش در خط مقدم جنگ حضور یافته و در حالى كه عمّامه بر سر بسته و نقابى انداخته بود و به غیر از اطراف محاسن سفید او دیده نمىشد، به لشكر معاویه هجوم برده، با شدت تمام مىجنگید. گفتم: اى شیخ! آیا با مسلمانان این چنین مبارزه مىكنى؟ او متوجه من شد و نقاب صورتش را كنار زد و به من گفت: من خزیمه بن ثابت انصارى هستم. از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم كه فرمودند: در كنار على(علیه السلام) با تمام كسانى كه به جنگ او برخیزند، مبارزه كن.

 چنان كه از گزارشات تاریخى برمىآید، در جنگ صفین خزیمه بن ثابت بعد از عمار به شهادت رسید. او قبل از شهادت عمار به طور عادى جنگ مىكرد؛ اما هنگامى كه عمار به شهادت رسید، او به خیمه آمده، غسل شهادت نمود و سپس با جدیت فوق العاده راه مبارزه در پیش گرفت و با حملات شهادتطلبانهخویش، مبارزه را تا آخرین نفس ادامه داد و بالاخره به شهادت رسید.[7]

دفاع از حریم ولایت، غیرت دینى، حضور در ماجراى غدیر و در جلسهبیعت مشتاقانه با امام على(علیه السلام)، مقاومت در مقابل جبههنفاق،[8] ممدوح اهلبیت(علیهم السلام) بودن،صداقت در گفتار و كردار، استقامت و پایدارى در ایمان و عقیده، جاننثارى در راه حق، آشنایى با قرآن و حفظ آن و داشتن سایر صفات پسندیده، از جمله امتیازات ذوالشهادتین است. مقام و منزلت او نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) و حضرت على(علیه السلام) بر هیچ یك از دانشمندان و مورخین شیعه و سنّى پوشیده نیست. حتى مورخین متعصّب و مخالف نتوانستهاند علاقهپیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام على(علیه السلام) به او را نادیده بگیرند.

امام صادق(علیه السلام) در روایتى ضمن شمارش احكام دین و دستورات شریعت اسلام، مىفرمایند: «دوست داشتن مؤمنین حقیقى  ( كه بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) تغییر عقیده نداده، از راه حق منحرف نشدند)، مانند: سلمان فارسى، ابىذر غفارى، مقداد بن اسود كندى، عمار بن یاسر، جابر بن عبدالله انصارى، حذیفهبن یمان، ابو هیثم بن تیهان، سهل بن حنیف، ابو ایوب انصارى، عبدالله بن صامت، عبادهبن صامت، خزیمه بن ثابت، ابى سعید خدرى و كسانى كه مثل اینها بوده یا دنبالهرو آنان باشند، بر همگان واجب است.»[9]

امام هشتم(علیه السلام) نیز دوست داشتن خزیمه ذوالشهادتین و یارانش را جزء دین و از مرام اهلیقین و ائمه معصومین(علیهم السلام) مىداند.[10]

علامه مامقانى(ره) بعد از نقل شمّهاى از فضایل و روایات وارده در مورد خزيمةبن ثابت، مىگوید: «اگر این همه روایات و دلایل در مورد خزیمه نبود، در اثبات عدالت او تنها كلام پیامبر(صلی الله علیه و آله) كافى بود كه او را ذو الشهادتین نام نهاد. بدیهى است كه قبول شهادت و گواهی دادن بدون احراز عدالت میسر نخواهد بود.»[11]

شیخ طوسى(ره)، فضل بن شاذان، خیرالدین زركلى  (از دانشمندان اهل تسنن)، بخارى، مسلم و دیگران در مورد خزیمه بن ثابت در حدود 38 حدیث نقل كردهاند.[12]

جمال الدین المزى  (654 - 742ق)، از شخصیتنگاران اهلتسنن در «تهذیب الكمال» و ابن حجر عسقلانى در «تهذیب التهذیب» ذوالشهادتین را ستودهاند. خزیمه بن ثابت در طول زندگانى پرافتخار خویش علاوه بر فعالیتهاى گسترده در زمینههاى سیاسى، اجتماعى، نظامى و فرهنگى، تربیت فرزندان شایسته،[13] آثار و روایتهای بصیرت افزایی از خود به یادگار نهاده است.[14]

علامه مجلسی(ره) او را در شمار تعداد بسیارى از راویان حدیث غدیر یاد كرده است که دانشمندان علم حدیث علاوه بر حدیث غدیر، روایات متعددى را از او در موضوعات مختلفى همچون: تجارت، حقوق، عبادات، مسائل خانواده، احكام حج، موضوعات قرآنى، حدود، آداب معاشرت و... نقل كردهاند.[15]

امام على(علیه السلام) در شهادت او اشک فراق ریختند و دخترش «ضبیعه» با سرودن اشعارى در شهادت پدرش گریست و اهداف بلند او را تشریح نمود.[16]

 

ادامه دارد ... .

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1404ق، ج‏22، ص‏141.

[2]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین بن محمد نوری، نشر آل‌البیت(علیهم السلام)، بیروت، ۱۴۰۸ق، ج‏17، ص381  (گفتنى است كه این داستان با اندكى تفاوت در اكثر كتابهاى فریقین موجود است.)

[3]. وقعه الصفین، نصر بن مزاحم، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404ق، ص‏363؛ اعیان الشیعه، سید محسن امین، دارالتعارف، بیروت، 1403ق، ج‏6، ص318.

[4]. مروج الذهب، علی بن حسین مسعود، دارالهجره، قم، 1409ق، ج‏2، ص‏359.

[5]. وقعه الصفّین، ص‏92.

[6]. بحار الانوار، ج‏6، ص‏238.

[7]. اعیان الشیعه، ج‏61، ص‏319.

[8]. احتجاج طبرسى، نشر مرتضى، ج‏2، ص‏197.

[9]. بحار الانوار، ج‏1، ص‏227.

[10]. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، محمد بن علی ابن بابویه، نشر جهان، تهران، 1378ق، باب 35.

[11]. تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله مامقانی، مؤسسه آل‌البیت(علیهم السلام)، قم، 1389ش، ج‏1، ص‏398.

[12]. اعلام زركلى، خیر الدین زركلى، دار العلم، بیروت، 1980م، ج‏2، ص‏305.

[13]. مشاهیر علماء الأمصار و أعلام فقهاء الأقطار، محمد بن حبان بن أحمد بن حبان بن معاذ بن مَعْبدَ، التمیمی، أبو حاتم، الدارمی، البُستی، نشر دارالوفاء، ص‏115.

[14]. تهذیب التهذیب، ج‏3، صص 126 - 127.

[15]. اعیان الشیعه، ج‏6، ص‏318.

[16]. وقعه الصفین، ص‏365.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 247.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ١٤ دی ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٣٦٥ / تعداد بازدید : 119/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج