چهارشنبه ٠١ بهمن ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) الگوی ادای حق ولایت -1

ادای حق معرفت ولیّ خدا

بر تارک تاریخچه مدافعان حریم ولایت، نام بانویی نام آشنا می درخشد که عالمیان، وامدار رشادت و دفاع جانانه اش از ولایت اند. کوثرِ کثیری که اگر ولایتمداریش را نسبت به سایر ابعاد وجود ذی جودش، به «خورشید پر فروغ منظومه فاطمی» تشبیه و تعبیر نماییم، شاید سخن به گزاف نگفته، توانسته باشیم عظمت و ابّهت این جایگاه والا را در کهکشان معارف فاطمی بهتر ترسیم کنیم.

حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) الگوی ادای حق ولایت

م.احمد زاره

اشاره

بر تارک تاریخچه مدافعان حریم ولایت، نام بانویی نام آشنا می درخشد که عالمیان، وامدار رشادت و دفاع جانانه اش از ولایت اند. کوثرِ کثیری که اگر ولایتمداریش را نسبت به سایر ابعاد وجود ذی جودش، به «خورشید پر فروغ منظومه فاطمی» تشبیه و تعبیر نماییم، شاید سخن به گزاف نگفته، توانسته باشیم عظمت و ابّهت این جایگاه والا را در کهکشان معارف فاطمی بهتر ترسیم کنیم.

حضرت زهرای مرضیه  (علیها السلام) با مشی و مرامی برآمده از آیات كریمهقرآن، تبدیل به الگویی بزرگ برای ادای حق ولایت شد و برتر از هزاران مرد قدرتمند، بیرقِ باور ولایت پذیری را بر دوش گذاشت تا رهروان ولایت علوی، پا جای پای حضرتش گذارند و تلاش کنند ملازم ولایت باشند: «اَللّهمَّ صَلِّ عَلى  مُحَمَّدٍ و آل  مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَ یَغْرَقُ  مَنْ تَرَکَها، الْمُتَقَدِّمُ لَهمْ مارِقٌ، وَ الْمُتَاَخِّرُ عَنْهمْ زاهقٌ وَ اللازِمُ لَهمْ  لاحِقٌ؛[1]خدایا! درود فرست بر محمد و آلمحمد(صلی الله علیه و آله)؛ کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران، ایمن شود هر که سوار آن کشتى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد. هر که بر ایشان تقدم جوید، از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند، به نابودى گراید؛ و ملازم ایشان، به حق خواهد رسید.»

لازمه ادای حق ولایت، ادای چهار حق دیگر است؛ یعنی نمی توانیم ادعای ولایت و ولایتمداری داشته باشیم و یکی از این چهار حق را نادیده بگیریم. در اینجا ضمن اشاره به این حقوق، ادا شدن آنها را در سخن و سیره حضرت زهرا(علیها السلام) پی می گیریم:

الف) ادای حق معرفت ولیّ خدا؛

ب) ادای حق محبت ولیّ خدا؛

ج) ادای حق اطاعت ولیّ خدا؛

د) ادای حق نصرت ولیّ خدا.

به امید آن که به مدد الهی و با الگوگیری از زندگی حضرت زهرا(علیها السلام) در تمام زندگی خود و شناخت مصادیق این حقوق و ادای آنها، اعم از حقوق ولیّ خدا و حقوق نایب ولیّ خدا  (ولیّ فقیه) موفق باشیم.

الف) ادای حق معرفت ولیّ خدا

گاهی معرفت به ولیّ خدا، معرفت و شناخت شناسنامه ای است؛ مثل دانستن نام، لقب، تاریخ تولد، آغاز و مدت امامت و...؛ این شناخت اگرچه لازم است؛چنانکه امام رضا(علیه السلام) میفرمایند:«مَنْ مَاتَ لَا یعْرِفُهم وَ لَا یتَوَلَّاهمْ بِاَسْمَائِهم وَ اَسْمَاءِ آبَائِهم مَاتَ مِیتَةَ الجَاهلِیةً؛[2]کسی که بمیرد و آنها  (امامان) را با نامشان و نام پدرانشان نشناسد و دوست ندارد، به مرگ جاهلی مرده است.»؛ ولی آنچه برای ادای حق معرفت به ولیّ خدا لازم است، فقط شناخت اولیای الهی به نام  و عنوان و حَسَب و  نسب نیست؛ بلکه معرفت به مقام امامت و ویژگی های ولایت است.

حضرت زهرا(علیها السلام) در قله این معرفت و شناخت نسبت به ولیّ خدا بوده، حتی آن لحظه ای که پا به عرصه این عالم نهادند، از نبوت پدر و وصایت همسر لب به سخن گشوده و فرمودند: «اَشْهدُ اَنْ لَا اِلَه الَّا الله وَ اَنَّ اَبِی رَسُولُ الله سَیدُ الاَنْبِیاءِ وَ اَنَّ بَعْلِی سَیدُ الاَوْصِیاء وَ وُلْدِی سَادَةُ الاَسْبَاط؛[3]شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست و به راستی پدرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، بزرگ پیامبران، و شوهرم بزرگ اوصیا(علیهم السلام) است و فرزندانم آقا و بزرگان امت هستند.»

وجوب معرفت امام

با  توجه  به اینكه اطاعت امر امام شرعاً وعقلاً واجب است، در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حكم عقل وشرع جاى هیچ گونه تردید وشبهه اى نیست؛ زیرا هم مقدمهاطاعت است که واجب است وهم بر حسب آنچه از بعضى روایات استفاده مى شود، به خصوص نیز واجب است؛ چنانچه در روایات آمده، دخول در بهشت، دایر مدار شناخت آنان وورود در آتش نیز دایر مدار انكار آنهاست: «وَلَايَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهمْ وَ عَرَفُوه، وَ لَايَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهمْ وَ أَنْكَرُوه؛[4] داخل بهشت نمى شود كسى، مگر اینكه آنها  (ائمّه اطهار(علیهم السلام)) را بشناسد و آنان نیز او را بشناسند وداخل آتش نمى شود، مگر كسى كه منكر آنها باشد وآنان نیز او را از آن خویش ندانند.»

حضرت زهرا(علیها السلام) نه تنها این واجب الهی را ترک نکردند؛ بلکه به تمام حقوق آن نیز ملتزم بودند.

ادای حق معرفت نشر فضایل

شخصی به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض کرد: «يَا رَسُولَ اللَّه(صلی الله علیه و آله)! مَا حَقُّ الْعِلْمِ؟ قَالَ: الْإِنْصَاتُ لَه. قَالَ: ثُمَّ مَه؟ قَالَ: الِاسْتِمَاعُ لَه. قَالَ: ثُمَّ مَه؟ قَالَ: ثُمَّ الْحِفْظُ. قَالَ: ثُمَّ مَه يَا نَبِيَّ اللَّه؟! قَالَ: الْعَمَلُ بِه. قَالَ: ثُمَّ مَه؟ قَالَ: ثُمَّ نَشْرُه؛ ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله)! حق علم چیست؟ فرمودند: سكوت كردن، گفت: بعد از آن چیست؟ فرمودند: گوش فرا دادن، گفت: سپس چه؟ فرمودند: حفظ كردن، گفت: پس از آن چه؟ فرمودند: به آن عمل كردن، عرض کرد: سپس چه؟ فرمودند: آن را منتشر كردن.»

امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «جَمَالُ اَلْعِلْمِ نَشْرُه وَ ثَمَرَتُه اَلْعَمَلُ بِه وَ صِيَانَتُه وَضْعُه فِي أَهلِه؛[5] زیبایى معرفت به پراکندن آن و میوه اش در عمل به آن و نگهداریاش در قرار دادن آن در میان اهلش است.»

حضرت زهرا(علیها السلام) نه تنها در مسیر این معرفت و شناخت نسبت به ولیّ خدا گامهای بلندی برداشتند؛ بلکه بهترین الگو را برای اداکنندگان این حق به جامعه بشری ارائه فرمودندو حق معرفت ولیّ خدا را با نشر فضایل امیرالمؤمنین(علیه السلام)ادا نمودند.

آن حضرت می فرمایند:«وهوَ الْاِمَامُ الرَّبَانِي وَالْهيْكَلُ النُّورَانِي، قُطْبُ الْاَقْطَابِ وَسُلَالَةُ الْاَطْيَابِ النَّاطِقُ بِالصَّوَابِ، نُقطَةُ دَائِرَةِ الْاِمَامَةِ وَ اَبُو بَنیه الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ الَّذَينَ همَا رَيْحَانَتَي رَسُولِ الله وَ سَيِّدَي شَبَابِ اهل الْجَنَّةِ؛[6]علی(علیه السلام) امامی ربانی و الهی، و هیكلی نورانی و مركز توجه تمام عارفان و خداپرستان و فرزندی از خاندان پاكان و نقطهدایرهامامت و محور اصلی امامت و پدر حسن و حسین(علیها السلام)،  دو دسته گل پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است.»

آن حضرت حق معرفت به ولیّ خدا را با بیان مکرر فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) ادا میکردند و میفرمودند: «أَبَوَا هذِه الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ يُقِيمَانِ أَوَدَهمْ وَ يُنْقِذَانِهمْ مِنَ الْعَذَابِ الدَّائِمِ إِنْ أَطَاعُوهمَا وَ يُبِيحَانِهمُ النَّعِيمَ الدَّائِمَ إِنْ وَافَقُوهمَا؛[7]محمد و علی(علیها السلام)دو پدر این امت هستند و كجی ها را راست و انحرافات را اصلاح می نمایند. اگر مردم ایشان را اطاعت كنند، آنها را از عذاب جاویدان نجات می دهند، و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند، این دو  نعمتهای پایدار خداوندی را ارزانی شان می دارند.»

حضرت صدیقه طاهره(علیها السلام) سعادتمندی را تنها در گرو محبت به ولیّ خدا دانسته، میفرمایند: «أَنَّ السَّعِيدَ كُلَّ السَّعِيدِ حَقَّ السَّعِيدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً فِي حَيَاتِه وَ بَعْدَ مَوْتِه؛[8]همانا سعادتمندترین سعادتمندها كسی است كه امام علی(علیه السلام)را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.»

«عبدالله بن حسن بن حسن» از مادرش «فاطمه بنت الحسن» نقل كرده است: هنگامی كه بیماری حضرت فاطمه  (علیها السلام) شدید شد و بستری گردید، گروهی از زنان مهاجرین و انصار نزد ایشان آمده، عرض کردند:  ای دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله)! حال شما چگونه است؟ آن حضرت  فرمودند: به خدا سوگند! شب را صبح كردم، در شرایطی كه از دنیای شما بیزار و از مردان شما خشمگینم... «وَیحَهمْ أَنَّى زَحْزَحُوها عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَةِ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّةِ وَ مَهبَطِ الْوَحْی الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأَمْرِ الدُّنْیا وَ الدِّینِ أَلا ذلِكَ هوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ وَ مَا نَقَمُوا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا وَ اللَّه مِنْه نَكِیرَ سَیفِه وَ شِدَّةَ وَطْئِه وَ نَكَالَ وَقْعَتِه وَ تَنَمُّرَه فِی ذَاتِ اللَّه عَزَّ وَ جَل؛[9]وای بر آنان! [آیا می دانند كه خلافت را از كدام جایگاه حركت دادند؟] از كوه های بلند و استوار رسالت و جایگاه روح الامین و آگاه به امور دنیا و دین. به راستی كه این خسرانی آشكار است. به راستی چه چیز باعث شد كه بر ابوالحسن سخت گرفتند؟ به خدا سوگند! ناخشنودی آنها به سبب شمشیر برّان و گامهای استوار و بی اعتنایی او به مرگ و ضربه های سخت او در راه خدا بود.»؛

«وَ اللَّه لَوْ تَكَافُّوا عَنْ زِمَامٍ نَبَذَه رَسُولُ اللَّه  (صلی الله علیه و آله) إِلَیه لَاعْتَلَقَه وَ لَسَارَ بِهمْ سَیراً سُجُحاً لَا یكْلُمُ خِشَاشُه وَ لَا یتَعْتِعُ رَاكِبَه وَ لَأَوْرَدَهمْ مَنْهلًا نَمِیراً فَضْفَاضاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاه وَ لَأَصْدَرَهمْ بِطَاناً قَدْ تَحَیرَ بِهمُ الرَّی غَیرَ مُتَحَلٍّ مِنْه بِطَائِلٍ إِلَّا بِغَمْرِ الْمَاءِ وَ رَدْعِه شَرَرَه السَّاغِبَ وَ لَفُتِحَتْ عَلَیهمْ بَرَكَاتٌ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ سَیأْخُذُهمُ اللَّه بِمَا كَانُوا یكْسِبُون؛ به خدا سوگند! اگر مسئولیت خلافت را كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به وی سپرده بود، به او واگذار می كردند، او آن مركب خلافت را مهار می كرد و با نرمی می راند كه كم ترین آسیبی به آنها نمی رسید و آنان خسته و ملول نمی شدند و آنان را به كنار چشمهزلال حقیقت میبرد كه آب گوارا و شیرین بنوشند و سیراب بیرون آیند و از زیادی آن حیران شوند، در حالی كه او خود از زینت دنیا بهرهزیادی برنگیرد و جز قدحی كوچك، از آب برای رفع تشنگی بر ندارد [و اگر خلافت را به او واگذار كرده بودند] بركات از آسمان و زمین به روی آنها گشوده می شد [و آنان چنین نكردند] و به زودی خداوند آنان را به آنچه می كنند [از عصیان و نافرمانی] كیفر خواهد داد.»

گنجینه های ارزشمند

از حضرت زهرا(علیها السلام) چندین خطبه به یادگار مانده است که به روشنی، مقام و منزلت معرفتی و عمق دانش و حکمت ایشان را نشان می دهد. از جمله:

1. خطبه ایراد شده در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله)؛

2. خطبه ای در جمع زنان مهاجرین و انصار، وقتی که به ملاقات حضرت زهرا(علیها السلام) در بستر بیماری رفتند؛

3. خطبه ای در نکوهش پیمان شکنان؛

و...

همچنین برای دستیابی به معرفت و محبت امامان معصوم(علیهم السلام) «زیارت جامعه کبیره» گنجینه ای ارزشمند است که از امام هادی(علیه السلام) رسیده، از فصاحت و بلاغت کم نظیری برخوردار است و عالی ترین درسهای عقیدتی را با بهترین شیوه جهت هدایت فکری جامعهاسلامی و برقراری حلقه اتصال امت و اهلبیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه فرموده که علما و بزرگان دین، ضمن انس با این زیارت، شاگردان خویش را به قرائت آن توصیه می کردند.

در این زیارت که آن را به حق باید «ارادتنامه» نامید، امام هادی(علیه السلام) به بیش از دویست فضیلت و منقبت از اهل بیت(علیهم السلام) اشاره می کنند.

مرگ جاهلی و سؤال پیش رو

در بخش پایانی قسمت اول، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که یادآور شویم: در باب معرفت به امام، رسول خدا(صلی الله علیه و آله)  (در حدیثی مشهور که در کتب اهل تسنن نیز آمده است)، میفرمایند: «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِف اِمَامَ زَمَانِه مَاتَ مِیتَةَ الجَاهلِیةً؛[10]هر کسی بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.»

این حدیث شریف، ضمن اشاره به اهمیت شناخت جایگاه امام و معرفت به ولیّ خدا، سؤالی را پیش روی ما مجسم می سازد و آن اینکه: حضرت زهرا(علیها السلام) بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) امام زمان خویش را چگونه شناختند و با چه کسی به عنوان امام بیعت کردند و چه کسی را معرفی نمودند؟ آیا کسی که حضرت زهرا(علیها السلام) در موردش فرمودند: «وَالله! لَاکَلَّمْتُکَ اَبَداً، وَالله لَاَدْعُوَنَّ الله عَلَیْکَ فِی کُلِّ صَلَوة؛[11]سوگند به خدا! از این پس هرگز با تو سخن نخواهم گفت. سوگند به خدا! در هر نماز تو را نفرین خواهم کرد.» می تواند امام ایشان باشد؟ آیا می شود ایشان به جانشینی چنین کسی راضی باشند؟آن هم رضایتی که با رضایت الهی گره خورده است: «یَا فَاطِمَةُ اِنَّ الله لَیَغْضِبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرْضَی لِرضَاکِ؛[12] ای فاطمه! همانا خداوند با غضب تو غضبناک و با رضایت تو راضی می شود.»

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مفاتیح الجنان، صلوات شعبانیه.

[2]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403ق، ج‏1، ص‏361.

[3]. همان، ج‏43، ص‏3.

[4]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص‏212.

[5]. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد آمدی، دارالکتاب الاسلامی، قم، 1410ق، ص‏338.

[6]. نهج الحیاه، محمد دشتی، انتشارات نشر مشرقین، قم، چاپ اول، ص‏‏44، ح 20.

[7]. همان، ص‏‏36، ح 15.

[8]. همان، ص‏‏49، ح 26.

[9]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، چاپ اول، 1404ق، ج‏16، ص‏235.

[10]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالحدیث، قم، چاپ اول، 1429ق، ج‏3، ص‏58.

[11]. الامامه و السیاسه، ابن قتیبه دینوری، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران، 1430ق، ج‏1، ص‏14.

[12]. این حدیث را جمعی از علما و محققان اهل ‏سنّت در کتابهای خودشان آورده‏اند؛ از جمله: الذریه الطاهره النبویه، محمد بن احمد الدولابی، تحقیق: سعد المبارك الحسن، الدار السلفیه، كویت، چاپ اول، 1407ق، ص‏168، ح226.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 247..





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ١٠ دی ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٦٣٦٠ / تعداد بازدید : 81/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج