پنج شنبه ٠٨ خرداد ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


ده آیه قرآن، ده نکته سیاسی -7

دو پهلو و غیرصریح سخن گفتن

یکی از پرکاربردترین روشهای بیماردلان و منافقین برای القای اندیشه های غیرانقلابی خود در میان مردم، بیان سخنان دوپهلو و غیرصریح است، به گونه ای که مخاطبان برداشتهای متفاوتی از آن داشته باشند. در واقع، منافق و بیماردل با این نوع سخن گفتن، هم حاشیه سازی کرده و مردم را از مسائل اصلی غافل می سازد، هم به ایجاد دوقطبی های کاذب دامن می زند و هم راه فرار از انتقادات را به روی خود بازگذاشته و زمانی که فشار افکار عمومی زیاد شود، برداشتهای باطل از سخنان خود را رد می کند.

آیة هفتم

از نشانه های نفاق؛ دو پهلو و غیرصریح سخن گفتن

أَمْ حَسِبَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ وَلَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ في لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ[1]؛ «آيا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است، گمان كردند خدا كينه هايشان را ظاهر نمى كند؟! و اگر ما بخواهيم، آنها را به تو نشان مى دهيم،پس تو آنان را می شناختی؛ و البته می توانی ایشان را از دوپهلویی و ابهام گفتارشان بشناسیو خداوند اعمال شما را مى داند.»

یکی از پرکاربردترین روشهای بیماردلان و منافقین برای القای اندیشه های غیرانقلابی خود در میان مردم، بیان سخنان دوپهلو و غیرصریح است، به گونه ای که مخاطبان برداشتهای متفاوتی از آن داشته باشند. در واقع، منافق و بیماردل با این نوع سخن گفتن، هم حاشیه سازی کرده و مردم را از مسائل اصلی غافل می سازد، هم به ایجاد دوقطبی های کاذب دامن می زند و هم راه فرار از انتقادات را به روی خود بازگذاشته و زمانی که فشار افکار عمومی زیاد شود، برداشتهای باطل از سخنان خود را رد می کند. خداوند متعال در عبارت: وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ في لَحْنِ الْقَوْلِبه این ویژگی منافقین اشاره فرموده است.

«لحن» در لغت به معنای «عدول سخن از حالت تصریح به کنایه و ابهام » است.[2] همچنین در معنای «لحن» گفته شده: «المَیلُ عَن جَهَةِ الإستِقَامَة؛غیر استوار و سست سخن گفتن.»[3] به عبارت دیگر، منظور از «لَحْنِ الْقَوْلِ» در آیة شریفه این است که کلام انسان منافق، غیرصریح و غیراستوار است.

در برخی منابع روایی شیعه و سنی در ذیل این آیة شریفه، از صحابة پیامبر(صلی الله علیه و آله)نقل شده است که می فرمودند: ما (پس از نزول این آیة شریفه)، منافقین را از لحن بغض آلودشان نسبت به حضرت علی(علیه السلام)می شناختیم: «كُنّا نَعرِفُ المُنافِقِين عَلَى عَهدِ رَسوُلُ اللّه(صلی الله علیه و آله)بِبُغضِهِم عَلِيِّ بنِ أبِي طالِب عَلَيهِ السَّلام؛[4]ما منافقین را در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با بغضشان نسبت به امیرالمومنین علی(علیه السلام) می شناختیم.»

به عبارت دیگر، منافقین حتی اگر می توانستند در مواجهات خود با پیامبر(صلی الله علیه و آله)ظاهر خود را حفظ کرده، صراحتاً از جایگاه حضرت دفاع کنند - که در بسیاری موارد نیز این گونه نبود - اما به محض اینکه بحثی از خلافت یا فضایل امیرالمؤمنین(علیه السلام)به میان می آمد، لحن سخن شان از حالت صراحت تبدیل به «ابهام» و از حالت نرمی تبدیل به «بغض» می شد.

شاید به همین دلیل پیامبر(صلی الله علیه و آله)می فرمودند: «ارْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَيَّ، فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاق؛[5] با صدای بلند بر من صلوات بفرستید که این کار نفاق را از بین می برد.» به نظر می رسد این روایت شریف، برخلاف آنچه شایع است، نباید در سیاق روایات اخلاقی معنا و تفسیر شود؛ زیرا چه بسا امروزه نیز منافقین برای فریب مردم با صدای بلند صلوات بفرستند؛ اما منظور از «صلوات با صدای بلند»، اعلام موضع صریح، استوار و بدون سستی و ابهام در کلام، در دفاع از ولیّ مسلمین، در مواضع حساسِ مورد امتحان الهی و نترسیدن از سرزنش دیگران است.

دقت شود که حضرت از بین رفتن نفاق را در این حدیث شریف، معلّل به صِرف «صلوات» نفرموده اند؛ بلکه آن را نتیجة «صلوات با صدای بلند» بیان فرموده اند و این همان استواری، صراحت و عدم سستی در کلام است.

اگر در مواجهه با مردم، لحن قول انسان در اظهار مواضع انقلابی، سست و غیرصریح باشد، یا جزء بیماردلانی است که زمینة نفاق در او وجود دارد و یا منافق مرده دلی است که دیگر امیدی به بهبودی اش نیست.[6]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. محمد(صلی الله علیه و آله) / 29-30.

[2]. روح المعانی، آلوسی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1415ق، چاپ اول، ج 13، ص 232؛ المفردات فی غریب القرآن، حسین بن محمد معروف به راغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، تهران، چاپ دوم، 1404ق، ص 738.

[3]. لسان العرب، محمد بن مکرم بن منظور، دار الفکر، بیروت، چاپ سوم، 1414ق، ج 13، ص 380.

[4]. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، مکتبة الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415ق، ج  5، ص 30؛ الدر المنثور فى تفسير المأثور، جلال الدين سيوطى، كتابخانه آية الله مرعشى نجفى، قم، 1404 ق، ج  6، ص 66.

[5]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1350ش، ج 4، ص 353.

.[6]یکی از شبهاتی که گاهی مطرح می شود در مورد صلوات فرستادن پس از نام رهبری(حفظه الله) و امام خمینی(ره) می باشد با این بیان که چرا در جمهوری اسلامی هنگام آمدن نام مقدس امام کاظم(علیه السلام) یا امام جواد(علیه السلام) صلوات نمی فرستند، اما هنگام آمدن نام امام خمینی(ره) یا امام خامنه ای(حفظه الله)، صلوات می فرستند؟ در پاسخ به این سوال چند نکته را بیان می کنیم:

الف: همه می  دانیم که مقام امام حسین از رسول الله، امام علی و حضرت زهرا(علیهم السلام)، بالاتر نیست، اما چرا سیره خود پیامبر و امام علی و همه اهل بیت(علیهم السلام) در مورد کیفیت و کمیت سوگواری برای شهادت امام حسین(علیه السلام) متفاوت است؟ چرا حتی آدم و نوح هم بر امام حسین(علیه السلام) گریسته اند، چرا سیره مسلمین هم بر این است که یک دهه بلکه یک اربعین بر حسین(علیه السلام) می گریند؛ اما برای شخص رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چنین نمی کنند؟ دقت کنیم که برای ناکارامد کردن نیروگاه برق هسته ای، لازم نیست، آن را مورد هدف قرار داد، بلکه اگر نگذارند شما انشعاب برق در منزل داشته باشید، تمام زحمات تولید انرژی هسته ای، یعنی زحمات 124 هزار پیامبر و امامان و علماء برای رساندن نور رستگاری، بی ثمر مانده است. بنابراین، اینکه گفته می شود ثواب یک قدم برداشتن برای زیارت امام حسین(علیه السلام) به اندازه ثواب نود حج و نود عمره است، به معنای برتری امام حسین(علیه السلام) بر خدای متعال نیست، بلکه به معنای کانون ثقل کارآمدی امام حسین(علیه السلام) در اسلام است. صلوات بعد از اسم ولی فقیه بیان کارآمدی نظام ولایی و ناکارامدی اسلام منهای ولایت است. کانون کارامدی سلاح اسلام (نوک پیکان) باید برجسته و پولادین و با اهمیت باشد.

ب) چرا وقتی ضربه ای به بدن وارد می شود، بدن سرخ می شود؟ آیا نقطه ای که کانون توجه و تجمع گلبولهای قرمز است و به رنگ سرخ در می آیند، مهمترین نقطه بدن هستند؟ آیا معیار توجه گلبولهای قرمز و تجمع در یک نقطه، اهمیت آن است؟ یا راز توجه آنان به آن نقطه به دلیل در معرض هجوم بودن آن نقطه است.اساسا هنر جنگ نرم، این است که اولویت  های بالفعل را ترور کند. وقتی رهبری نوک پیکان اسلام کارامد است، آنان سعی می  کنند که این نقطه را از کانون توجه دور نگه دارند و ما ذکر صلوات می خواهیم این نقطه را کانون توجه قرار دهیم.

ج) حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در بیان دلیل سه صلوات برای نام امام خمینی(ره) می گویند: سوال می کنند آیا امام از پیامبر بالاتر است که برایشان سه صلوات می فرستید؟ خیر؛ شاه گفت اسم امام را نبرید، ما هم گفتیم به کوری چشم شاه برای اسم امام سه صلوات می فرستیم همان طور که وقتی معاویه گفت اسم علی را نبرید، امام حسین(علیه السلام) برای مقابله با او نام همه فرزندان شان را علی گذاشتند. (برگرفته از سایت تبیین (tabyin.ir)؛ انجمن فارغ التحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).)

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 239.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٣١ ارديبهشت ١٣٩٩ / شماره خبر : ٤١٢٨٣٢ / تعداد بازدید : 8/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج