چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


روزشمار چهل روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

چهل روز تا پیروزی (2)

در تاريخ معاصر ايران، حادثه اي به اهميت وقوع انقلاب اسلامي وجود ندارد. این پديده را نمي توان فقط جابه جايي قدرت در ميان حكمرانان دانست یا حادثه اي كه فقط سلسله اي سقوط كند و جاي خود را به قدرتي ديگر دهد، قلمداد کرد. در شكل گيري انقلاب اسلامي نقش شخصيتهاي انقلاب، سخنراني ها، اعلاميه ها، بيانيه ها و حتي برخي از مناسبتهاي مذهبي تأثير به سزايي داشته است.

چهل روز تا پیروزی (2) (روزشمار چهل روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی)

تهیه و تنظیم: مؤسسه سفیران انقلاب

اشاره

در تاريخ معاصر ايران، حادثه اي به اهميت وقوع انقلاب اسلامي وجود ندارد. این پديده را نمي توان فقط جابه جايي قدرت در ميان حكمرانان دانست یا حادثه اي كه فقط سلسله اي سقوط كند و جاي خود را به قدرتي ديگر دهد، قلمداد کرد. در شكل گيري انقلاب اسلامي نقش شخصيتهاي انقلاب، سخنراني  ها، اعلاميه ها، بيانيه ها و حتي برخي از مناسبتهاي مذهبي تأثير به سزايي داشته است.

در شمارۀ قبل (مبلّغان / 235) به روزشمار رویدادهای چهل روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 پرداختیم و در بخش اول آن حوادث دی ماه تقدیم شد؛در این شماره به روزشماره بهمن ماه اشاره می گردد و حوادث این ماه در سالهای قبل ازپیروزی انقلاب مورد بررسی قرار می گیرد:[1]

اول بهمن و سالروز ارائه نظريه «ولايت فقيه»و آزادی زندانیان سیاسی

اول بهمن 1348ش، سرآغاز سلسله درسهاي زيربنايي «ولايت فقيه» يا «حكومت اسلامي» بود كه امام خميني)ره) همزمان با رهبريِ حركت سرنوشت ساز بسيج نيروهاي جوان و دانشگاهي و تشويق آنان به مطالعه و بررسي قوانين همه جانبه اسلام، در حالي كه چند سالي از تبعيدشان به نجف اشرف مي گذشت، در طي دوازده جلسه، در مسجد شيخ انصاري)ره) نجف ارائه كردند.

اين بحث علمي، نه تنها حوزه هاي علميه و محافل علمي روحانيت را با بياني مستدل و فقهي به اصل تفكيك ناپذيري دين و سياست توجه مي داد؛ بلكه محيطهاي دانشگاهي را نيز با نظام سياسي اسلام - به عنوان يك تئوري كامل و الهي براي حكومت اسلامي - آشنا مي كرد و روح خودكم بيني و خودباختگي را از اين محافل آشنا با فرهنگ غرب مي زدود.

سخنان امام)ره) در اين جلسات پس ازمدتي به كتابي با همين عنوان تبديل شد و علي رغم ممنوعيت و تدابير شديد ساواك ايران، به طرق گوناگون و مخفيانه به دست مبارزان داخل كشور رسيد. هرچند اين كتاب در ابتدا جز در ميان پيروان امام)ره) بازتاب گسترده و مهمي نيافت؛ اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از اهميت ويژه اي برخوردار شد.[2]

با متزلزل شدن پايه هاي حكومت رژيم پهلوي در مقابل فشارهاي مردمي و امواج خروشان انقلاب اسلامي، بختيار (آخرین نخست وزیر شاه) درصدد بود با اقداماتي كه در جهت كم كردن خشم مردم و فروكش كردن انقلاب انجام مي دهد، بتواند نظر امام)ره) را به خود جلب كند. وي در اين راستا دستور آزادي 162 زنداني سياسي را داد و اين زندانيان در ميان ابراز احساسات شديد مردم آزاد شدند. بعدازظهر همان روز، تعداد زيادي از همافران و افسران نيروي هوايي، دست به راهپيمايي زدند و همبستگي خود را با ملت مسلمان ايران اعلام كردند. همچنين مطبوعات ايران با عنوان بزرگ نوشتند: «امام خميني تا چند روز ديگر به ايران باز خواهند گشت.»[3]

سيد جلال الدين تهراني، رئيس شوراي سلطنت، دو روز پس از خروج شاه از ايران، به توصيه اعضاي شوراي سلطنت به ويژه شاپور بختيار، براي ملاقات و مذاكره با امام خميني)ره) عازم پاريس شد؛ ولي پيام امام)ره) مبني بر غير قانوني بودن شوراي سلطنت، اين ملاقات را غير ممكن ساخت. همچنين امام)ره) شرط ملاقات را استعفاي كتبي با اعلام اين نكته كه شوراي سلطنت غير قانوني است، عنوان كرد.

سيد جلال الدين تهراني در اين شرايط، روز اول بهمن 1357ش استعفاي خود را از رياست و عضويت اين شورا اعلام كرد و آن را غير قانوني خواند. با این استعفا، عمر يك هفته اي آن شورا به پايان رسيد و به دنبال آن جمع كثيري از نمايندگان مجلس نيز استعفا كردند.[4]

سوم بهمن و سالروز صدور نامه روحانيون مبارز ايران خطاب به كميسيون حقوق بشر

در حالي كه دو هفته از سركوب قيام نوزدهم دي ماه 1356 در قم گذشته بود و رژيم پهلوي قصد داشت با ايجاد اختناق، از گسترش نهضت جلوگيري کند، جمعي از روحانيون مبارز نامه اي به كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد ارسال كردند و از اوضاع حاكم بر كشور به شدت انتقاد نمودند. در بخشي از اين نامه با اشاره به شرايط جاري در ايران و ديدار كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا، با شاه آمده است:

«در شرايطي كه ملل مستضعف جهان، يكي پس از ديگري، آزادي و استقلال خويش را باز مي يابند و بندها و زنجيرهاي اسارت و بردگي را يكي پس از ديگري پاره مي كنند، حقوق ملت شريف ايران، پايمالِ اغراضِ شوم دودمان ننگين پهلوي شده و هر روز، زنجير اسارت و بردگي را بر دست و پاي ملت ما محكم تر ساخته اند. با كمال تأسف و تأثر، كارتر، رئيس جمهور آمريكا كه خود را مرد صلح مي داند و از انسان دوستي سخن مي گويد، 35 ميليون جمعيت با شرف و مسلمان را فداي شاه خائن و مزدور و نوكر بي قيد و شرط خود مي كند.»

در اين نامه، سپس به دستگيري روحانيون مبارز توسط رژيم اشاره شده و ضمن گلايه از اسارت آنان در زندان، عنوان گرديده است: «[همچنين] رهبر عالي قدر مسلمانان، آيت الله  العظمي خميني، متجاوز از چهارده سال است كه به جرم اعتراض به احياي كاپيتولاسيون در ايران و دفاع از حقوق ملت و قوانين حَقّه اسلامي، دور از وطن و در تبعيد به سر مي برند و كميسيون حقوق بشر كوچك ترين اقدامي در اين زمينه نكرده است. [همچنين]اخيراً عده اي از روحانيون مبارز، از جمله آيت الله  عبدالرحيم رباني شيرازي و سيد علي خامنه اي)حفظه الله) و... را به جرم پشتيباني از قائد بزرگ اسلام و دفاع از حقوق ملت، به نقاط بد آب و هوا تبعيد كرده اند. آيا كميسيون حقوق بشر از آنچه در ايران مي گذرد، آگاه است؟ و آيا در برابر همه آدم كشي ها و بيدادگري ها عكس العملي نشان داده است؟»

روحانيان مبارز در پايان نامه خود،خواستهاي ملت ايران را در چهارده بند بيانكردند، از جمله: بازگشت سريع امامخميني)ره)، آزادي دانشجوياني كه در جريانهايمختلف تهران و شهرستانها دستگير شده اند؛ آزادي زندانيان سياسي؛ بازگشت كليه تبعيدشدگان و آزادي اجتماعات و بيانقلم و رفع منع از منابر وعاظ محترم.[5]

سومبهمنو تشكيل كميته استقبال از امام خميني)ره)

مردم مسلمان ايران كه بي صبرانه منتظر ورود امام)ره) به ايران بودند، تداركات لازم را جهت بزرگ ترين استقبال تاريخ از رهبر انقلاب اسلامي فراهم آوردند. به همين مناسبت، ستادي مركب از روحانيون و نمايندگان اقشار مختلف مردم تهران تشكيل شد تا مراسم استقبال را هرچه باشكوه تر برگزار كند. در اين ستاد پنجاه هزار جوانِ عاشق امام مسئوليت حفاظت از جان ایشان و انتظامات مراسم را بر عهده گرفتند. بسياري از مردم نيز از شهرها و روستاهاي مختلف ايران به تهران سرازير شدند تا در مراسم استقبال شركت جويند. از سوي ديگر، پس از تظاهرات گسترده مردم، چهارهزار افسر نيروي هوايي نيز به پشتيباني از مردم مبارز ايران، دست به اعتصاب غذا زدند و خواستار اخراج مستشاران آمريكايي از ايران شدند.[6]

همچنین، در این روز بین نظاميان طرفدار انقلاب اسلامي و عاملان شاه در بعضي پادگانها و پايگاه هاي هوايي درگيري صورت گرفت و مردم انقلابي شهر قم در آخرين روزهاي عمر رژيم پهلوي، مدیریت شهر را در اختیار گرفتند.[7]

چهارم بهمن و اقدامات بختيار

وقتي خبر بازگشت امام خميني)ره) به كشور قوت گرفت، دولت بختيار براي جلوگيري از ورود ایشان، به كليه شركتهاي هواپيمايي بين المللي اعلام كرد كه به تهران پرواز نكنند. علاوه بر اين، دستور داد تعداد زيادي تانك و زره پوش در فرودگاه مهرآباد تهران مستقر شوند تا از ورود امام)ره) به ميهن اسلامي جلوگيري نمايند.

همچنين، كليه فرودگاه هاي كشور براي سه روز بسته اعلام شد و در نتيجه، نزديكان امام)ره) اعلام كردند که به مناسبت بسته بودن فرودگاه ها، سفر امام)ره) به تهران دو روز به تعويق می افتد. عكس العمل مردم در برابر اين عمل بختيار به حدي شديد بود كه دستور بختيار در ظرف چند روز لغو شد.[8] همچنین، در این روز لايحه عوام فريبانه انحلال ساواك توسط بختيار به مجلس در اوج انقلاب اسلامي ارائه گردید.[9]

هشتم بهمن و تحصن روحانيون انقلابي

در اعتراض به جلوگيري دولت بختيار از ورود امام خميني)ره) به كشور، حدود چهل نفر از روحانيون مبارز و انقلابي، در مسجد دانشگاه تهران تحصن كردند و شرط پايان اين تحصن را بازگشت امام)ره) عنوان نمودند. حضرات آيات: سيد محمد حسيني بهشتي، مرتضي مطهري، عطاء الله  اشرفي اصفهاني، سيد محمود طالقاني، محمدجواد باهنر، علي مشكيني، محمد صدوقي+و سيد علي خامنه اي، اكبر هاشمي رفسنجاني، محمد امامي كاشاني، محمد يزدي و... از جمله متحصنين بودند. اين تحصن مورد حمايت و استقبال شديد مردم و مراجع تقليد واقع شد و در نهايت، شرايطي را به وجود آورد كه بالاخره دولت بختيار را مجبور ساخت به بستن فرودگاه ها پايان بخشد و اجباراً قدمي ديگر به عقب رود.[10]

در اين روز، در تظاهرات و برخوردهاي خونين در سراسر كشور، ده ها تن شهيد يامجروح شدند. مردم تهران نيز، در حالي كهبراي پيوستن به روحانيون متحصن در مسجد دانشگاه تهران به سمت دانشگاه درحركت بودند، از طبقات بالاي ساختمانژاندارمري مورد هجوم نيروهاي انتظامي قرارگرفته و چهره شهر تهران به صورت شهریجنگ زده درآمد. اين حركت، انعكاسجهاني يافت و برخي از خبرگزاري ها آن رامشابه كشتار هفدهم شهريور دانستند.

نكته قابل توجه در اين روز، همياري مردم بود؛ چراكه تنها يك ساعت پس از آغاز كشتار، راهروهاي بيمارستانها مملو از لوازم بيمارستانيِ اهدايي از سوي مردم گرديد.[11]

نهم بهمنو افزايش اعتراضات مردم نسبت به بختيار و بازگشايي فرودگاه هاي كشور

روز نهم بهمن 1357، تهران يك بار ديگر شاهد جنگ خونين شش ساعته بود و طي اين درگيري ها در نقاط مختلف شهر صدهانفر شهيد و زخمي شدند. در اين حال، صداي رگبار مسلسلها از بالاي بام ستاد ژاندارمري و ميادين تهران، ساعتها به گوش مي رسيد ومردم در تهران و شهرستانها، با همبستگي كمنظيري دست به تشكيل گروه هاي امدادی زده، خيابانها را سنگربندي كردند.

همچنين در اين روز، آيت الله  طالقاني)ره) نیز به جمع روحانیون متحصن درمسجد دانشگاه تهران پيوست و استادان وطلاب حوزه علميه قم نيز در مسجد اعظم اين شهر متحصن شدند. طبق اظهارات مطبوعاتآن روز، دو ميليون شهرستاني براي استقبال از امام خميني)ره) در تهران بست نشستند و ازطرف اهالي شهر، در مساجد و خانه هايشخصي مورد پذيرايي قرار گرفتند. در اينشرايط، خبرگزاري ها از تشكيلات عظيمروحانيان و چگونگي تشكيل اداره راهپيمايي ها و جنبش اسلامي مردم، سخن مي گفتند وكميته برگزاري مراسم استقبال در مدرسه رفاه تهران با تعيين مقررات استقبال، مردم را براينمايش قدرت بي سابقه ملي بسيج مي نمودند.

همچنین، با گسترده تر  شدن مخالفتها و اعتراضات مردمي و پس از تحصن روحانيون در مسجد دانشگاه تهران، فرهنگيان و ديگر اقشار جامعه نيز با اعلام همبستگي، به جمع آنان پيوستند. در حالي كه تعداد متحصنين هر لحظه بيش تر مي شد و فشار افكار عمومي در اعتراض به بسته بودن فرودگاه ها جهت جلوگيري از ورود امام)ره) به كشور شدت مي گرفت، دولت به ناچار در نهم بهمن 57 دستور بازگشايي فرودگاه ها را صادر كرد و اعلام شد به مناسبت فرود هواپيماي حامل امام خميني)ره) فرودگاه براي ساير پروازها بسته است.

پس از آن، كميته استقبال از امام)ره) اعلامكرد كه معظم له ساعت 9 صبح روز دوازدهمبهمن ماه وارد تهران خواهند شد. اين كميتههمچنين از مردم خواست تا در مسير حركت امام خميني)ره) براي استقبال از ايشانآماده باشند. از طرف ديگر، با باز شدن فرودگاه مهرآباد تهران، هواپيماهاي نظامي آمريكا شروع به خارج كردن آمريكايي ها از ايران كردند.[12]

یازدهم بهمن و حضور پررنگ تر علما در تحصن

حضور آيات عظام: سید محمدرضا گلپايگاني، شهاب الدین مرعشي نجفي"و... در تحصن روحانيون در مسجد دانشگاه تهران، دلگرمی مضاعفی برای متحصنین و فشار شدیدی بر رژیم شاه بود.[13]

آخرين رژه نمايشي نيروهاي مسلح رژيم شاه، به منظور مرعوب كردن مردم مسلمان ايران، در خيابانهاي تهران انجام شد. در جريان اين رژه، بسياري از نظاميان بدنه ارتش با ملت مسلمان و انقلابي ايران دست اتحاد و همبستگي دادند و به جريان مبارزه با رژيم رو به زوال شاه پيوستند. از سوي ديگر، خبرگزاري ها اعلام كردند كه امام خميني)ره) ساعت 30/3 دقيقه بامداد به وقت تهران از پاريس به سوي ايران پرواز خواهد كرد و در ساعت 30/9 دقيقه صبح دوازدهم بهمن به تهران خواهد رسيد. با اعلام اين خبر، مردم مسلمان ايران براي استقبال از رهبر محبوب خود به خيابانها ريختند.[14]

همچنین، به دنبال بروز حوادث ضد آمريكايي و ترس از احتمال بروز آشوب به هنگام ورود امام خميني)ره) به ايران، دولت آمريكا به كليه مقامات دولتي اين كشور كه حضورشان در ايران ضرورت نداشت، دستور خروج داد و از ساير آمريكاييان نيز خواست كشور را ترك كنند. علاوه بر ناامني، كمبود سوخت منازل، بد  شدن شرايط زندگي و متوقف شدن تقريبی تمام فعاليتهاي تجاري، از جمله علل ترك ايران توسط آمريكاييان به شمار مي رفت. اكثر خارج شدگان را اتباع كشورهاي آمريكايي و اروپايي تشكيل مي دادند كه در اين روز در حدود ده هزار آمريكايي با چندين هواپيماي نظامي، ايران را ترك كردند. در ادامه اين روند، تا روز چهاردهم بهمن، سي و پنج هزار نفر از آمريكاييان مقيم ايران به كشورشان بازگشتند.[15]

دوازدهم بهمن و بازگشت پيروزمندانه امام خميني)ره) به ميهن اسلامي  

در 12 بهمن 1357 امام خميني)ره) پس از نزديك به 15 سال دوري و تبعيد از وطن،در ميان استقبال پرشور مردم قدم به خاكايران اسلامي گذاشت و بزرگ ترين استقبالتاريخ در تهران شكل گرفت. استقبال گستردهمردم آگاه و بيدار ايران از امام)ره) چنان بي نظير بود كه مي توان گفت در هيچ دوره اياز تاريخ معاصر، مردم از يك شخصيتمحبوب خود، اين چنين استقبال نكرده اند.

امام)ره) پس از يك سخنراني كوتاهتشكرآميز در فرودگاه، براي اداي احترام بهشهيدان انقلاب اسلامي به مرقد آنها دربهشت زهرا رفتند. در این مسير دريايي ازانسانها موج مي زد و اتومبيل با كنديمي توانست حركت كند. ساعتها طول كشيدتا اين فاصله طي شد. اتومبيل حامل امام)ره) راده ها موتور سوار حفاظت مي كردند. بر سقف اتومبيل، جوانان عضو كميته استقبالقرار داشتند و از مردم درخواست مي كردندكه راه را باز نمايند. صدها خبرنگار و عكاس از اين مراسم عكس مي گرفتند تا هرچهزودتر اين حادثه تاريخي را مخابره کنند.جمعيت استقبال كننده در طول 33 كيلومتر - از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا - بين 5تا 8 ميليون نفر؛ يعني بيش از جمعيت آنروز تهران تخمين زده شد. صدها هزار نفر از شهرهاي مختلف به تهران آمده بودند تادر اين مراسم باشكوه شركت کنند.

ورود اتومبيل حامل امام)ره)، با آنجمعيت انبوه امكان پذير نبود، بنابراین ازهلي كوپتر استفاده شد. امام در بهشت زهرا،در جايي كه هزاران شهيد گلگون كفن انقلاب آرميده بودند و در ميان انبوه جمعيت سخنانمهمي ايراد فرمودند. ايشان در اين سخنرانيكه يكي از پرجمعيت ترين اجتماعات تاريخبود، غيرقانوني بودن رژيم سلطنت پهلوي رابا استدلال مطرح و خطوط آينده انقلاب ودولت اسلامي را ترسيم كردند.[16]

سیزدهم بهمن و اقامت حضرت امام)ره) در مدرسه علوي

وزارت امور خارجه آمريكا كه ازحاميان اصلي رژيم شاه بود، پس از سخنانپرشور امام خميني)ره) در روز 12 بهمن 57 در بهشت زهرا و مواضع صريح معظم له درمقابل سياست مداخله جويانه آمريكا درايران، اين سخنان را ضدآمريكايي خواند.رژيم صهيونيستي نيز از بازگشت امام)ره) بهايران ابراز نگراني كرد؛ زيرا به خوبيمي دانست كه ديگر ايران از مخالفانسرسخت اين رژيم غاصب و اشغالگرخواهد بود. تاس، خبرگزاري رسمي دولتشوروي نيز در واكنش به بازگشت امام)ره) بهكشور اعلام كرد كه بازگشت آيت  الله  خميني به ايران، سير مبارزات را در این كشور واردمرحله سرنوشت سازي كرده است. از طرفديگر، در اين روز مردم مشتاق ديدار امام)ره)عازم اقامتگاه ايشان در مدرسه علوي تهرانشدند. ايشان طي سخناني براي مردم، رژيمرا مخالف عقل و حقوق بشر خواندند و تأكيد كردند كه هر ملتي حق دارد سرنوشتخود را شخصاً تعيين كند.[17]

چهاردهم و پانزدهم بهمن و اوج گرفتن تظاهرات مردم عليه بختيار

در آستانه پيروزي انقلاب، تظاهرات مردم در شهرهای مختلف عليه «بختيار» به اوج خود رسید.[18] در15 بهمن پيام امام خميني)ره) مبني بر ادامه مبارزات و اعتصابات تا پيروزي نهايي، این مبارزات را به اوج بیش تری رساند[19] و در حالي كه پس از ورود امام به ايران،مبارزات مردم با رژيم شاه با سرعت بيش تري به هدف خود نزديك مي شد، شاپور بختيار،آخرين نخست وزير اين رژيم، در مصاحبه ايتلاش كرد تا مردم را آرام كند. وي كه با تظاهربه دموكراسي و آزادي خواهي مي كوشيد مردم را از ادامه انقلاب منصرف كند، در اينمصاحبه اعلام كرد كه به امام خميني)ره) اجازهنمي دهد دولت موقت تشكيل دهد.

اين در حالي بود كه به خاطر تشديد تظاهرات و اعتصابهاي مردم در شهرهاي مختلف، تمرّد و فرار نظاميان از پادگانها و همچنين استعفاي پي درپي مقامات دولتي و نمايندگان مجلس، كنترل كشور عملاً از دست حكومت خارج شده بود.[20]

شانزدهم بهمنو اقدامات امام)ره)، اعتراف سازمانسیا و عزيمت هشت هزار يهودي به اسرائيل

مهم ترين واقعه پس از ورود امام خميني)ره) به ايران، انتخاب مهندس مهدي بازرگان به عنوان رئيس دولت موقت بود. در پي جلسه اعضاي شوراي انقلاب، به پيشنهاد اعضا و موافقت امام)ره)، مهندس بازرگان، رهبر ملي گرايان و نهضت آزادي، به رياست دولت موقت انقلاب اسلامي انتخاب شد و مأمور تشكيل كابينه گرديد.

امام)ره) در حكم انتصاب مهندس بازرگان، تصريح كردند كه اعضاي دولت موقت بدون در نظر گرفتن وابستگي حزبي و بر اساس صلاحيت و كفايت و توانايي براي اداره امور انقلاب انتخاب شوند؛ ولي بازرگان بر خلاف تأكيد امام)ره)، همه وزراي كابينه را از ميان ليبرالها و ملي گرايان برگزيد و جملگي از اعضاي نهضت آزادي ايران و جبهه ملي بودند.

سياست هيئت دولت موقت در طول نه ماه كار خود، در چندين مسئله از قبيل: تأكيد بر كلمه جمهوري اسلامي، مجلس خبرگان قانون اساسي، پاك سازي عناصر فاسد و طاغوتي و جايگزيني افراد صالح و نيز برخورد با ضد انقلاب، سلطنت طلب و تجزيه طلبها و برخي موارد سياست خارجي، با رهنمودهاي امام خميني)ره) منافات و تضاد داشت. تا اينكه دولت موقت در پانزدهم آبان 1358، پس از تسخير سفارت (لانه جاسوسي) آمريكا در تهران، به صورت دسته جمعي استعفا دادند و زمينه براي انتخابات رياست جمهوري مهيا گرديد.

امام)ره) در اواخر عمر خود در ضمن پيامي گفتند: «انتخاب بازرگان اشتباه بود و من قلباً راضي به اين امر نبودم.»[21]

در حالي كه جشن و سرور مردم به مناسبت ورود امام)ره) به ايران، همچنان در سراسر كشور ادامه داشت، ایشان در مصاحبه ای مطبوعاتي كه نزديك به سيصد خبرنگار ايراني و خارجي از كشورهاي آمريكاي لاتين، آفريقا، اروپا و كشورهاي عربي و آسيایی حضور داشتند، به تشريح مواضع آينده نظام اسلامي ايران پرداخته، اعلام كردند كه به زودي دولت موقت انقلاب را تشكيل خواهند داد.

ايشان اظهار داشتند كه دولت موقت موظف است مقدمات همه پرسي را فراهم كند تا پس از تدوين قانون اساسي، آن را به همه پرسي بگذارد. همچنين به دولت بختيار هشدار دادند كه در صورت ادامه سركوب مردم، ايشان حكم جهاد خواهند داد و از ارتش خواستند تا به مردم بپيوندند. از طرف ديگر، اعلام شد كه تا آن زمان، 35 هزار آمريكايي خاك ايران را ترك كرده اند و ده هزار نفر ديگر نيز به زودي از ايران خارج مي شوند.[22]

همچنین، در این روز مسئولين سازمانسيا اعتراف كردند که اين سازمان در رابطه با پيش بيني مسائل ايران ناكام بوده است.چيزي كه ما پيش بيني نمي كرديم اين بود كه يك پيرمرد 78 ساله پس از 14 سال تبعيد،مردم ايران را به اين شكل به هم پيوند بزند.[23]عزيمت هشت هزار يهودي از ايران بهاسرائيل[24] در پي فراگيري نهضت اسلامي ايران و بيانيه مطبوعاتي كاخ سفيد مبني بر قطعحمايت از دولت بختيار نیز در این روز بود.[25]

هفدهم بهمنو فرار «ژنرال هايزر» مستشار آمريكايي و  راهپيمايي عظيم مردمي

ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا، در چهاردهم دي ماه 1357 به منظور كمك به بقاي رژيم پهلوي و اعلام حمايت آمريكا از فرماندهان ارتش شاه و زمينه سازي كودتا عليه انقلاب اسلامي به تهران آمد. وي در سفرش به ايران، ارتش را به تحت كنترل گرفتن ايران تشويق كرد و از ارتشیان خواست تا از دولت بختيار حمايت كرده، نظم را مستقر كنند.

هايزر معتقد بود كه ارتش قدرت مهار تشنّجات را دارد و در صورتي كه نيروهاي مذهبي طرفدار امام خميني)ره) قصد سرنگوني دولت را داشتند، او كودتا را به اجرا مي گذاشت؛ اما وي پس از يك ماه تلاش بيهوده و شكست در مأموريت خود، به كشورش بازگشت.[26]

در پي اعلام تشكيل دولت موقت انقلابي، راهپيمايي هاي وسيعي از سوي ميليونها نفر از مردم مسلمان و انقلابي ايران براي پشتيباني و تأييد اين تصميم امام)ره) در شهرهاي مختلف برپا شد. در اين روز، مردم مسلمان ايران با اجتماع در خيابانها، همه يك صدا خواستار بركناري دولت سرسپرده بختيار شدند. در اين راهپيمايي، تمام طبقات از جمله روحانيان، اصناف، كارگران، دانشجويان و زنان مشاركت داشتند و شعارهايي در تأييد اقدام امام)ره) داده شد. در پايان، طي قطعنامه اي به دولت غيرقانوني بختيار هشدار داده شد كه هرچه زودتر از رودررويي ملت كنار بروند.[27]

نوزدهم بهمنو اعلام همبستگي همافران با انقلاب اسلامي وفرار شريف  امامي

از شكننده ترين ضربات بر پيكر رژيم شاهنشاهي، حركت شجاعانه پرسنل نيروي هوايي در نوزدهم بهمن 1357ش بود كه به حق مي توان آن روز را از ايام الله  خواند. در اين روز و به دنبال گسترش انقلاب اسلامي در تمام نقاط كشور و دعوت امام خميني)ره) از نظاميان براي پيوستن به ملت، جمع كثيري از همافران و پرسنل نيروي هوايي ارتش، به محل اقامت امام)ره) رفته، پس از رژه در مقابل امام)ره) و ديدار تاريخي خود با ایشان، همبستگي خود را با انقلاب اسلامي ملت ايران به رهبري معظم له اعلام كردند. از آن پس، روز نوزدهم بهمن ماه هر سال به عنوان روز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران گرامي داشته مي شود.[28]

همچنین شريف  امامي در دوران دوم نخست وزيري خود، براي آرام كردن اوضاع، دست به يك سلسله كارهاي نمايشي و غيرعادي از نظر رژيم زد.اولين كار او اين بود كه گفت با حزب رستاخيز، تنها حزب سياسي كشور كه پارلمان را در اختيار داشت، كاري ندارد و به اين ترتيب عملاً موجبات انحلال اين حزب را فراهم ساخت.

همچنين وی تاريخ موهوم و مجعول شاهنشاهي را لغو كرد و مجدداً تاريخ هجري شمسي را برقرار كرد. او همچنين قمارخانه ها و مراكز فساد را بست؛ ولي هيچ كدام از اين اقدامات عوام فريبانه و تسكيني، محبوبيت و موقعيتي براي او نزد مردم به وجود نياورد. اقدامات شريف امامي و آزادي عملي كه به مخالفان داده شد، بر دامنه تظاهرات و اغتشاشاتِ ضد رژيم افزود، به طوري كه در چندين شهر بزرگ كشور، حكومت نظامي اعلام شد و فجايع خونيني از قبيل: جمعه سياه تهران در 17 شهريور 1357 و كشتار دانش آموزان تهران در 13 آبان همان سال به وجود آمد.

شريف امامي، پس از آن كه نتوانست اوضاع دگرگون مملكت را به نفع رژيم تغيير دهد، پس از 57 روز نخست وزيري، از اين سمت استعفا داد و به جمع و جور كردن ثروت خود در ايران پرداخت. وي به سرعت اموال خود را به خارج منتقل كرد و در نهايت سه روز قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، در نوزدهم بهمن 1357، بدون كوچك ترين مانع، راه آمريكا را پيش گرفت و دور از غوغا و سر و صدا به زندگي ننگين خود ادامه داد.[29]

همچنین در این روز به دنبال آغاز به كار دولت موقت، امام خميني)ره) از مردم خواستند از طريق تظاهرات آرام، نظر خود را درباره دولت موقت اعلام نمايند. پس از اين درخواست، جامعه روحانيت مبارز تهران، مردم را به يك راهپيمايي بزرگ و همگاني در روز 19 بهمن 57 دعوت كرد.[30]

بیستم بهمنو قضایای همافران  

در پي اعلام همبستگي گروهي از همافران و پرسنل نيروي هوايي با انقلاب اسلامي ايران و بيعت با امام)ره)، مزدوران گارد شاهنشاهي در شامگاه 20 بهمن به يكي از پادگانهاي نيروي هوايي در تهران حمله ور شدند. به محض انتشار اين خبر، مردم مسلمان از تمام نقاط تهران براي ياري رساندن به پرسنل نيروي هوايي كه در حال مقاومت بودند، به طرف پادگان نيروي هوايي شتافتند. مردم انقلابي كه سلاحهاي ابتدايي و ناچيزي در اختيار داشتند، با رشادتهاي خود، حمله مزدوران رژيم شاه را با شكست مواجه كردند و به اين ترتيب، مرحله نهايي مبارزه مردم براي براندازي رژيم شاهنشاهي در ايران آغاز شد.[31]

بیست و یکم بهمنو شكسته شدن حكومت نظامي و اقدامات بعدی

در آخرين ساعات عمر رژيم پهلوي، ژنرالهاي رژيم شاه براي به كنترل درآوردن اوضاع، تصميم گرفتند تا مدت حكومت نظامي تهران را افزايش دهند. آنها با اين اقدام قصد داشتند ضمن جلوگيري از اجتماع مردم، در صورت امكان، امام خميني)ره) و جمعي از افراد مؤثر در انقلاب را دستگير نموده يا به قتل برسانند؛ اما رهبر كبير انقلاب اسلامي)ره)، با تيزبيني و موقع شناسي، از مردم خواستند كه مقررات حكومت نظامي را ناديده بگيرند. مردم انقلابي نيز با آگاه شدن از فرمان امام)ره) به خيابانها ريختند و دامنه درگيري ها گسترده تر شد و به ساير مراكز نظامي رژيم پوسيده شاه در تهران و ديگر شهرها تعميم يافت. اين در حالي بود كه اغلب نظاميان نيز حاضر به رودررويي با مردم نبودند و بسياري از آنها به انقلاب پيوستند.[32]

در اين روزها، بختيار آخرين تلاشهاي خویش را براي بقاي رژيم و دولت غيرقانوني خود انجام داد و در 4 بهمن 57 با ارائه لايحه هايي به مجلس سنا براي انحلال سازمان امنيتي مخوف شاه به نام ساواك و محاكمه وزيران غارتگر بيت المال، تلويحاً به وجود حكومت ترس و وحشت و فساد گسترده در رژيم شاه اعتراف كرد.

هدف بختيار از کارها، كاستن از خشم مردم نسبت به رژيم در اين زمان و عوام فريبي بود كه ناكام ماند. اين لايحه سرانجام در 21 بهمن به تصويب رسيد و به عمر سياه ساواك در ساعات پاياني حيات رژيم پهلوي پايان داد. اين سازمان مخوف در طول حدود 22 سال فعاليت خود، هزاران زنداني سياسي را تحت شكنجه هاي وحشتناك قرار داد و ده ها هزار نفر را روانه بازداشت گاه ها و تبعيدگاه ها كرد. ساواك به عنوان بازوي امنيتي رژيم پهلوي، نقش مهمي در گسترش جوّ اختناق حاكم بر جامعه داشت و كوچك ترين حركت ضد رژيم را سركوب مي كرد.[33]

در ساعات پاياني عمر حكومت پهلوي، سپهبد رحيمي، فرماندار نظامي تهران، طي دستورالعملي به يگانهاي تابعه خود، از آنها خواست تا كليه رهبران نهضت اسلامي را دستگير و با هواپيما به يكي از جزاير منتقل نمايند. به همراه اين دستورالعمل، اسامي 300 الي 400 نفر كه بايد بازداشت يا ترور شوند، آمده بود كه نام امام خميني و آيت الله  طالقاني"در رأس آن به چشم مي خورد.

همچنين، تصرف برخي پادگانهاي مستقر در تهران نيز در اين دستورالعمل عنوان گرديد؛ اما سنگربندي خيابانها توسط مردم انقلابي، حركت تانكها را ناممكن ساخت و اين كودتا با شكست مواجه گرديد. بعدها فاش شد كه در اين توطئه، سران ارتش شاه با همكاري بختيار، قصد داشتند تهران را به توپ ببندند و چهار ميليون نفر را قتل عام نمايند.[34]

بیست و دوم بهمن و پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران

از دوازدهم تا 22 بهمن 57، ايران يكي از دوران  استثنايي تاريخ سياسي جهان را گذرانيد. در اين ايام، دو دولت در يك مركز و بدون هيچ گونه مرزبندي مواجه بودند؛ دولتي كه پشتوانه و عامل مشروعيت خود را از دست داده و از قدرت نظامي محروم گشته و با انقلابي عظيم روبرو بود؛ و دولتي ديگر، متكي به رهبري انقلاب توده هاي ميليوني مردم كه به جاي قدرت نظامي، تنها به ارتش مردم وابستگي داشت.

با وسعت يافتن دامنه هاي انقلاب، قرار بر اين شد كه سران ارتش رژيم پهلوي دست به كودتا زده، با به دست گرفتن قدرت، انقلاب مردمي را سركوب سازند. از اين رو، از ساعت چهار بعدازظهر روز 21 بهمن 57، حكومت نظامي اعلام شد. پس از اعلام حكومت نظامي، امام خميني)ره) دستور دادند كه مردم به آن اعتنايي نكنند. مردم نيز همچنان به يورش خود به مراكز دولتي، نظامي و انتظامي ادامه دادند و تقريباً تمام اين مراكز با اندك درگيري و مقاومت، تسخير شدند و به دست مردم افتادند. اين درگيري ها در روز بعد نيز به شدت ادامه يافت و در اين روز هزاران زن و مرد و پير و جوان، هر يك به اندازه توان خود براي سرنگوني نهايي رژيم ظلم و جور كوشش كردند. آنها با سنگربندي در خيابانها، سينه سپر كردن در برابر تانكها و فداكاري و جانفشاني، انقلاب را به پيروزي رساندند.

نه فقط در تهران؛ بلكه در تمامي شهرهاي ايران، درگيري مردم با بقاياي رژيم شاه جريان داشت. هنگامي كه خبر حركت نيروهاي نظامي از شهرهاي مختلف ايران به سمت تهران براي سركوب قيام مردم پخش شد، مردم شهرهاي مسير به درگيري با نيروهاي نظامي پرداختند و با بستن راه، مانع حركت آنها به سمت تهران شدند. برخي از فرماندهان رده بالاي ارتش در اين درگيري ها به دست مردم كشته شدند تا در نهایت، ارتش بي طرفي خود را اعلام كرد.

سرانجام روز سرنوشت فرارسيد و در 22 بهمن 1357، نظام پوسيده ستمشاهي فروريخت و ريشه هاي فاسد دودمان سياه پهلوي از اين كشور اسلامي كنده شد و مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ايران، به رهبري امام خميني)ره) به ثمر رسيد و با سرنگوني نظام 2500 شاهنشاهي، انقلاب شكوهمند اسلامي ايران پيروز شد.[35]

يكي از مهم ترين پايگاه هاي رژيم شاه، راديو و تلويزيون بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني طاغوت، از اشغال نظاميان خارج و به دست مردم تسخير شد. لحظاتي بعد گوينده راديو تهران، خبر پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني رژيم وابسته شاه را اين چنين اعلام كرد: «توجه بفرماييد! اين صداي انقلاب است.» اين خبر در واقع نويد دهنده سقوط 2500 سال رژیم شاهنشاهی و غلبه حق بر باطل و زمينه ساز بنيانگذاري نظام شكوهمند جمهوري اسلامي توسط امام خميني)ره) بود.[36]

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. آنچه در این مقاله می‏آید، برگرفته از کتابهای روزشمار انقلاب اسلامي؛ ويژه بزرگداشت چهلمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، تألیف جمعی از پژوهشگران اداره كل پژوهشهاي اسلامي صدا و سیما، روزشمار تاریخ ایران و هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، غلامرضاکرباسچی، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، تهران، 1371ش، می باشد.

[2]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، غلامرضا کرباسچی، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، تهران، 1371ش، ج 2، ص 386.

[3]. همان، ص 1092.

[4]. همان، ص 1090.

[5]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 396.

[6]. همان، ص 397.

[7]. همان.

[8]. همان، ص 398.

[9]. همان.

[10]. همان، ص 400.

[11]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1106.

[12]. همان، ص 1109.

[13]. همان، ص 1114.

[14]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 403.

[15]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1116.

[16]. همان، ص 1117.

[17]. همان، ج 2، ص 406.

[18]. همان، ص 1124.

[19]. همان، ص 1125.

[20]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 408.

[21]. صحيفه امام)ره)، ج 6، ص 54.

[22]. همان، ص 56.

[23]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1129.

[24]. همان، ص 1131.

[25]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 411.

[26]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1126.

[27]. همان، ص 1131.

[28]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 411.

[29]. همان.

[30]. همان.

[31]. هفت  هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1137.

[32]. صحيفه امام)ره)، ج 6، ص 121.

[33]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 413.

[34]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1139.

[35]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 415.

[36]. همان.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 236.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ١٩ بهمن ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٦٣٥ / تعداد بازدید : 23/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج