چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


یک کتاب در یک مقاله؛ بازخوانی گفتمان مقاومت 2-2

انواع استقامت

انواع استقامت: استقامت در جهاد، استقامت در عهد و پيمان، استقامت در برابر مرض ، استقامت در مصائب، استقامت در طاعت خدا، استقامت در تبلیغ دین، استقامت در تهذيب خويش، استقامت در گرفتن حق خود، استقامت زن در عفت و پاك دامنى ، استقامت در ايمان و عقيده، استقامت در حفظ ناموس که در اینجا فقط به سه عنوان اشاره می کنیم.

انواع استقامت

در ادامه آیت الله صدر)ره) در کتاب خویش انواعی از استقامت را ذکر و به تفصیل به آنها می پردازد که حق آن است هر کدام از آنها موضوع یک مقاله باشند و توصیه مؤکد می شود مبلغین گرامی برای استفاده بیش تر از معارف خوب این کتاب به اصل کتاب مراجعه کنند.

انواع استقامت: استقامت در جهاد، استقامت در عهد و پيمان، استقامت در برابر مرض ، استقامت در مصائب، استقامت در طاعت خدا، استقامت در تبلیغ دین، استقامت در تهذيب خويش، استقامت در گرفتن حق خود، استقامت زن در عفت و پاك دامنى ، استقامت در ايمان و عقيده،استقامت در حفظ ناموس که در اینجا فقط به سه عنوان اشاره می کنیم:

1. استقامت در جهاد

امام علی)علیه السلام) مى فرمايند: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ؛ إِنَّ الْجَبَلَ  يُسْتَقَلُ  مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ، وَ الْمُؤْمِنَ لَايُسْتَقَلُّ مِنْ دِينِهِ شَیْ ء؛[1] ثبات وپايداري مرد با ايمان، از كوه بيش تر است؛زيرا كوه به وسيله كلنگ، كاسته مى شود؛ ولى از دین مؤمن چیزی كم نمى شود.» و كاملاً بر اعتقاد و عقيده خود ثابت قدم و پا برجاست.

خداى تعالى مى فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[2]؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بردبارى كنيد و بر دشمنان در پايدارى پيشى گيريد و عزم راسخ و استوار داشته باشيد و تقوا پيشه كنيد، اميد است كه رستگار شويد.»

اين دستور بزرگ و بى نظير كه بهترين راه رستگارى و كاميابى را نشان مى دهد، مشتمل بر چهار فرمان است كه اگر مسلمانان آنها را رعایت كنند، كاميابى در دنيا و آخرت را دارا خواهند شد:

فرمان اول :در آغاز امر به صبر و شكيبايى است، مى فرمايد: در زندگانى كه سراسر سختى و مشقت است، جز پايدارى در برابر آنها، راهديگر براى موفقيت نيست. كسى كه نتواند در برابر فشارها و سختی هاى زندگى بردبارى كند، در مبارزه زندگى خُرد خواهد شد؛

فرمان دوم:آن است كه در صبر و پايدارى، از دشمنان خود پيشى بگيرند. به عبارت ديگر، مسلمانان در جهاد بايد پايدارى و استقامت شان بيش از دشمنان باشد تا بر آنها پيروزى يابند. قرآن كريم مى فرمايد:إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ[3]؛ «اگر بر شما زخم و جراحتى رسيد، بر دشمنانتان نيز مانند آن رسيده است.»؛ يعنى بايد استقامت شما از آنان بيش تر باشد.

باز هم قرآن مى فرمايد: إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ[4]؛ «اگر شما درد مى كشيد، دشمن نيز مانند شما درد مى كشد؛ ولى شما اميد پاداش از خدا داريد؛ اما آنان ندارند.»؛ يعنى با آنكه مسلمانان در رنج بردن با دشمنان يكسانند؛ ولى مسلمانان اميد كاميابى و سعادت دارند؛ اما كفار چنين اميدى ندارند؛ زيرا كفار براى تعصب و لجاجت مى جنگند؛ ولى شما مسلمانان براى خدا نبرد مى كنيد. پس، كفار هم در دنيا رنج بيهوده مى برند و هم در آخرت مى سوزند: خَسِرَ الدُّنْيا وَ الآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ[5]؛ «بدبختى و زيان هر دو جهان نصيب آنها خواهد بود و اين، همان زيان آشكار است.»

فرمان سوم: خداى تبارك و تعالى مسلمانان را به عزم راسخ و ثبات در عقيده فرامى خواند كه هشيار باشند در اثر تبليغات شوم، در ايمان خویش سست نشوند و همان طور كه سرباز در سنگر آماده دفاع از هرگونه حمله اى از طرف دشمن است، مسلمانان بايد كاملاً هشيار و آماده باشند كه تبليغات زهرآگين دشمنان اسلام در مغز آنها اثر نكند و با استدلالى محكم و منطقى قوى، از عقيده خود دفاع كنند؛ بلكه آنان را به راه حق و حقيقت بخوانند تا از بدبختى در دو جهان خلاصى يابند.

فرمان چهارم :این فرمان، دعوت مسلمانان به تقوا و پرهيزكارى است که عبارت است از: انجام اوامر الهی و ترك مناهى حضرت بارى تعالى. در آخر نيز با جمله طلايى و زرين  می فرماید: «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». آرى، مسلمانانى كه اين فرامین چهارگانه حضرت حق را اطاعت كنند، اميد رستگارى و كاميابى در دنيا و آخرت براى ايشان خواهد بود.

2. استقامت در برابر فقر

خداوند متعال می فرماید: وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ[6]؛ «و به عهد خود به هنگامي كه عهد بستند وفا مي كنند، در برابر محروميتها و بيماري ها، و در ميدان جنگ استقامت به خرج مي دهند، اينها كساني هستند كه راست مي گويند (و گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است و اينها هستند پرهيزگاران.»

دومين مورد براى کسب استقامت، پايدارى در برابر فقر است كه جمله شريفه: «وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ» اشاره به آن است. خداى تعالى در اين آيه كسانى را كه در برابر فقر و تنگ دستى استقامت مى كنند، مى ستايد و آنان را به نيكى ياد مى کند.

مراحل استقامت در برابر فقر

استقامت در برابر فقر و تنگ دستى سه مرحله دارد:

1. تسليم رضاى خدا بودن و ناشكرى نكردن و زبان اعتراض بر حضرت حق نگشودن: مسلمان با ايمان بايد در برابر خواسته هاى خدا تسليم باشد و به هيچ وجه از او نارضايتى آشكار نشود و اين خود يكى از مقامات بزرگى است كه هر مسلمانى مى تواند حايز آن شود و به درجه اى برسد كه هرچند در منتهاى فقر و بدبختى به سر مى برد، در همان حال دلش از خداى خود خشنود باشد و بر نعمتهاى ديگر پروردگار سپاسگزار و به رحمتش اميدوار باشد.

شايد فقر داراى مصلحتى براى فقير باشد كه خودش نمى داند و چه بسا سودهاى بزرگى در پى دارد و از زيانهاى بسيارى او را رهايى مى بخشد. رضایت به داده خداوند و گره از پيشانى گشودن و هرچه از حق رسیده را نيكو ديدن، موجب می شود خير دنيا و آخرت نصيب وی شود.

معروف است كه گاهى رسول خدا)صلی الله علیه و آله) از فشار گرسنگى سنگ بر شكم مبارك خودمى بستند و با اين حال تبسم از لبانمقدس شان كه نشانه خشنودى قلبى است،قطع نمى شد. بسيارى از ياران آن حضرت بهقدرى در تنگ دستى و فقر زندگى مى كردندكه نظير آن كم تر ديده شده است؛ ولى درهمان حال چين به پيشانى نمى افكندند و زبان شكايت بر خداى خود نمى گشودند و همواره خشنود و سپاسگزار بودند و در جانبازى درراه خدا بر يكديگر سبقت مى جستند.

«جويبر» يكى از ياران با ايمان وپرهيزگار رسول خدا)صلی الله علیه و آله) مردى سياه پوست،كوتاه قد و فقير بود و با چند دانه خرمايى كهاز جانب حضرت به او مى رسيد، سدّ رمقمى كرد. بر تن لباس نداشت و با دو قطعهلنگى كه از طرف رسول خدا)صلی الله علیه و آله) به او عنايتشده بود، خود را مى پوشاند. جايگاه و منزلىنداشت و شبها را در مسجد مى خوابيد. روزى رسول خدا)صلی الله علیه و آله) به او نظر مرحمتى كردو فرمود: «جويبر! خوب است زن بگيرى تابتوانى عفت خود را حفظ كنى و آن زن براى تو در دنيا و آخرت كمك و يار باشد.» جويبر عرض كرد: پدر و مادرم به قربانت! كدام زنى به من رغبت مى كند؟ نه حسب و نسبىدارم؛ نه مال و جمالى. با اين حال چگونه زنى مرا به همسرى خود انتخاب كند؟

رسول خدا)صلی الله علیه و آله) فرمودند: اينها افكار جاهليت است. خداوند متعال در اسلام اينها را بى ارج و ارزش كرد. تمام مردم از سياه و سفيد، قريش و عرب و عجم، فرزندان آدم و همگی يكسان و با يكديگر مساوى اند. محبوب ترين خلق در روز قيامت كسى است كه فرمانهاى خدا را بهتر اطاعت كرده، پرهيزكارتر باشد. من هيچ يك از مسلمانان را از تو برتر نمى دانم، مگر مسلمانى كه از تو پرهيزكارتر و در اوامر خدا از تو مطيع تر باشد. اكنون مى روى  نزد «زياد بن لبيد» كه از همه بنى بياضه [7] از جهت حسب اشرف است و به او مى گويى كه من فرستاده رسول خدايم و آن حضرت فرموده است كه «ذلفا» دختر خود را به جويبر تزويج كن!

هنگامى كه جويبر زياد بن لبيد را ملاقات مى كند، عده اى از خويشانش در منزل او جمع بودند، پس از رخصت ورود و سلام به او مى گويد: من فرستاده رسول خدايم، پيام آن حضرت را در نهان به تو بگويم يا آشكار؟ زياد مى گويد: آشكارا بگو كه براى من شرف و فخر باشد. جويبر پيام را رساند. زياد دست جويبر را گرفت و نزد خويشان خود برد و دختر خود را بدو تزويج كرد و خودش مهریه را ضمانت نمود. پس از آنكه دانست جويبر خانه هم ندارد، خودش خانه و اثاث خانه مختصرى براى او فراهم كرد و دختر خود را آرايش كرده، بدان خانه فرستاد.

هنگامى كه جويبر بر عروس وارد شد، خانه اى آماده و دخترى معطر و زيبا ديد، به گوشه اى از اتاق رفته و به خواندن قرآن و نماز مشغول شد تا موقعى كه اذان صبح را شنيد. عروس و داماد به مسجد رفتند و نماز صبح را با رسول خدا)صلی الله علیه و آله) خواندند. شب دوم نيز به همين منوال گذشت. سومين شب نيز گذشت و جويبر به عروس خود دست نزد. پدر عروس حضور پيامبر)صلی الله علیه و آله) شرفياب شد و عرض كرد: يا رسول الله! فرمان شما را در ازدواج، با آنكه رسم خانوادگى ما نبود، پذيرفتيم. حضرت فرمودند: مگر چه شده است؟ زياد تمام جزئيات را از آغاز ازدواج تا به آخر عرض كرد. رسول خدا)صلی الله علیه و آله) به سراغ جويبر فرستاد و فرمود: مگر تو به زن كارى ندارى؟ جويبر عرض كرد: خيلى هم اشتياق به زن دارم؛ ولى شبى كه به حجله قدم گذاردم، خانه، بستر، اثاثیه و دخترى زيبا و معطر ديدم، حالت گذشته خويش به يادم آمد كه فقيرى بودم بى چيز، با غربا و بینوايان همدم و اكنون كه خدا چنين نعمتى به من داده است، خواستم كه شكر خدا را به جای آورم، پس شبها را عبادت كردم و روزها را روزه گرفتم؛ ولى اين سه شبانه روز عبادت و سپاسگزارى در برابر فضل خدا چيزى نيست و امشب آنها را برطرف خواهم كرد.

ناشكرى نكردن در موقع تنگ دستى و شكر در موقع نعمت، جويبر را به بهترين نعمتهاى دنيا و آخرت رسانيد. وي در يكى از جنگها در ركاب رسول خدا)صلی الله علیه و آله) شهيد شد و جان خود را فداى اسلام كرد.

2. انسان در اثر فقر دست از ايمان و عقيده خود برندارد؛ بلكه با همان تنگ دستى زندگى كند و از راه حق منحرف نشود و به سوى باطل نگرايد، هرچند ثروت بسيارى به او ارزانى شود و هزار وعده زندگانى با آسايش به او دهند. مسلمانانى بودند كه با گرسنگى ساختند و مدتها در فقر و فلاكت به سر بردند؛ ولی از ايمان خود دست برنداشتند، در صورتى كه اگر كوچك ترين تمايل و گرايشى به سوى خلاف مى نمودند، اهل خلاف همه گونه زر و گوهرى بر آنان نثار مى كردند و به مقامات عالى و مناصب ارجمندشان مى رساندند.

3. نبرد با فقر كه بايد با كوشش هرچه تمام تر آن را برطرف ساخت. مسلمان بايد از بى كارى و بيهودگى بگريزد و آنقدر بكوشد كه خود را از تنگ دستى نجات دهد، نه آنكه گوشه اى بنشيند و فقر را تحمل كند و بگويد اختيار دست خداست. خداوند چنين كسی را دوست ندارد. امام كاظم)علیه السلام) مى فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغَ؛[8] خداوند انسان بیکار را دوست ندارد.»

مسلمان بايد كار كند، هرچند نیازی نداشته باشد. امير مؤمنان)علیه السلام) مى فرمايند: كسب كنيد تا محتاج كسى نشويد. رسول خدا)صلی الله علیه و آله) سفر تجاری مى کرد و با دست خود هسته خرما مى كاشت. امير مؤمنان)علیه السلام) در باغات بنى نجّار دهقانى مى كرد. «اسماعيل بن جابر» مى گويد: حضور امام صادق)علیه السلام) شرفياب شدم، ديدم بيلى در دست دارد و به آبيارى مشغول است.[9]

شريعت اسلام از بیكارى و تنبلى بيزار است. امام صادق)علیه السلام) سراغ كسى را گرفتند، گفتند: شبانه روز به عبادت خدا اشتغال دارد. امام پرسیدند: پس از كجا زندگى خود را مى گذرانند؟ گفتند: فلانى خرج او را مى دهد. امام فرمودند: عبادت آن كسی كه خرج او را مى دهد، بيش از اوست كه شب و روز عبادت مى كند و كار نمى كند.[10]

يكى از ياران امام صادق)علیه السلام) حضورششرفياب شد و عرض كرد: كار و کسبم خوب شده و در آسايشم. مى خواهم تجارت را ترك كنم. امام فرمودند: مگر عقلت كم شده است؟[11]

3. استقامت در تبليغ و ارشاد

خداوند در قرآن کریم می فرماید: فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ[12]؛ «تو نيز آنها را به سوي اين آئين واحد الهي دعوت كن، و آنچنان كه مامور شده اي استقامت نما، و از هوا و هوسهاي آنان پيروي مكن.»

یکی دیگر از موارد استقامت، استقامت در دعوت و تبليغ است كه از بزرگ ترين صفات پسنديده به شمار مى رود و كسى كه داراى آن باشد، موفقيت قطعى در مقصود خواهد يافت.

روزى رسول خدا)صلی الله علیه و آله) وارد مسجدالحرام شدند، به يك باره كفار قريش گرد آن حضرت را گرفتند و بر دور ايشان حلقه زدند و با شدت پرسيدند: تو هستى كه به بتهاى ما دشنام مى دهى و مذهب ما را باطل مى خوانى؟ با آنكه هنوز آغاز اسلام بود و رسول خدا)صلی الله علیه و آله) غريب بودند؛ اما با كمال قدرت فرمودند: آرى، من هستم كه اين سخنان را مى گويم.

اين جمله كوتاه و محكم آن حضرت به قدرى در كفار مؤثر شد كه اگر خيال سويى داشتند نیز متزلزل شدند.

كفار قريش و كودكان شان رسول خدا)صلی الله علیه و آله) را اذیت و استهزا مى نمودند. گاه ازدنبال آن حضرت روان شده و كف مى زدند؛ولى كوچك ترين تأثيرى در اراده آهنين آنحضرت نداشت. روزى رسول خدا)صلی الله علیه و آله) در کوهصفا تشريف داشتند. ابوجهل كه از اشراف كفار بود، آن حضرت را تنها يافت، پسبى اندازه ناسزا گفت و تمسخر كرد. حضرتدر برابر رفتار و كلمات زشت او ابداً سخنىنگفت  و لب فرو بست و با خون سردى وآرامش كامل اين ساعت را گذراند. زنى ناظراين واقعه بود، دلش بر آن حضرت سوخت و داستان را به حمزه)علیه السلام)، عموى حضرت كههنوز اسلام نياورده بود و در همان وقت ازشكار باز مى گشت، گفت. (حمزه که ازجوانان رشيد و دلير بنى هاشم بود، اغلب بهشکار می رفت، وقتی بر می گشت، يك سره به مسجدالحرام رفته، خانه خدا را طوافمى نمود و سپس به خانه مى رفت.)

حمزه وارد مسجدالحرام شد، ديد ابوجهل در انجمنى از كفار قريش نشسته است. به سوى آنها رفت و با كمانى كه در دست داشت، چنان بر فرق ابوجهل نواخت كه سر او را شكافت. آنگاه ابوجهل را كتك فراوانى زد و گفت: تو را نرسد كه به برادرزاده من جسارت كنى. جوانان بنى مخزوم (قبيله ابوجهل) به دفاع برخاستند. ابوجهل كه از صلابت و رشادت حمزه و بنى هاشم آگاه بود، آنها را منع كرد و گفت: حمزه راست مى گويد. من به محمد جسارت كردم. اين موقع بود كه حمزه از شدت غضب و تأثر اسلام آورد و يكى از پشتيبانان بزرگ اسلام گرديد.

مبلّغ خود را بايد از خطر تطمیع نگهدارد؛ چون تطميع انواعى دارد و به زبانهاى مختلف و صورتهاى گوناگون در برابر مبلّغ جلوه گرى مى كند. او بايد در برابر همه استقامت كرده، دست از هدف خود برندارد. امام صادق)علیه السلام) مي فرمایند: «دوستان من! پيروان من! شما با مردم طورى رفتار كنيد كه ديگران بگويند خدا جعفر بن محمد را بيامرزد! چقدر پيروان خود را نيكو تربيت كرده است.» در جاى ديگر فرمود: «شما مايه زينت ما باشيد، نه ننگ ما.»[13]

آيا مسلمانان امروز در چنين وضعى هستند؟ آیا كسى كه با آنان معاشرت مى كند، پى به تربيت عالى پيامبر اسلام)صلی الله علیه و آله) مى برد؟

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الكافي، محمد بن یعقوب کلینی، دارالحدیث، قم، 1429ق، ج ‏9، ص 503.

[2]. آل عمران/ 200.

[3]. آل عمران/ 140.

[4]. نساء/ 104.

[5]. حج/ 11.

[6]. بقره/ 177.

[7]. تيره‏اى از قوم خزرج هستند.

[8]. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت)علیهم السلام)، قم، 1410ق، ج 12، ص 37.

[9]. عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال‏، عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، مؤسسه الامام المهدی)علیه السلام)، قم، 1413ق، ج 20، أحوال الإمام الصادق)علیه السلام)، ص 199.

[10]. وسائل الشيعة، ج 17، ص 25، ح 3.

[11]. همان، ص 15، ح 7.

[12]. شورى/ 15.

[13]. بحار الانوار، ج 68، ص 286، ح 41.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 236.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٠ بهمن ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٦٣٤ / تعداد بازدید : 28/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج