چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


یک کتاب در یک مقاله؛ بازخوانی گفتمان مقاومت 2-1

راه هاى كسب استقامت

مقام معظم رهبری(حفظه الله) می فرمایند: «نظریّه مقاومت» در مقابلِ دشمنِ قوی پنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضی تصوّر نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاه های تبلیغاتی دارد و از این قبیل، ما عقب نشینی [کنیم]؛ نخیر، نظریّه مقاومت، یک نظریّه اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود].

یک کتاب در یک مقاله؛ بازخوانی گفتمان مقاومت؛ برشهایی از کتاب «استقامت» اثر آيت الله حاج سيد رضا صدر؛ (قسمت دوم)

م. مؤدب

اشاره

مقام معظم رهبری)حفظه الله) می فرمایند: «نظریّه مقاومت» در مقابلِ دشمنِ قوی پنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضی تصوّر نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاه های تبلیغاتی دارد و از این قبیل، ما عقب نشینی [کنیم]؛ نخیر، نظریّه مقاومت، یک نظریّه اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود].[1]

حضرت آيت الله حاج سيد رضا صدر)ره) برادر بزرگ تر امام موسی صدر)ره) در عين دارا بودن مراتب عالى اجتهاد در حد مرجعيت وتدريس علوم حوزوى، بيانى شيوا و قلمى محكم و نثرى روان داشت و به علت آمادگى علمى و قلمى، توانست آثارى بس گرانبها در علوم مختلف از خود بر جای گذارد؛آثارى كه مى تواند الگوى بسيار مناسبى درارائه علوم اسلامى در سطوح مختلف باشد.

کتاب «استقامت» که بوستان کتاب قم آن را منتشر کرده است، از جمله کتابهای آن مرحوم می باشد که در شمارۀ گذشته (مبلّغان 235) قبلی به برشهایی از آن، با هدف بازخوانی گفتمان مقاومت اشاره شد و در این مقاله به راه های کسب استقامت و انواع مقاومت اشاره می گردد.

راه هاى كسب استقامت

براى دارا شدن استقامت، چند راه را مى توان در نظر گرفت و اگر چنانچه كسى داراى استقامتى ضعيف باشد، مى تواند بدين وسيله استقامت خود را تقويت نمايد.

1. تأمل و تفکر کافی

پيش از قدم برداشتن به سوى مقصود، تأمل كافى و تفكر كامل نموده، از دو نظر هدف خويش را مورد مطالعه دقيق قرار دهد:

الف) مقدار ارزش مقصود را به طوردقيق به دست آورد كه آيا ارزش دارد براىرسيدن به آن مقصود، شدايد فراوان و مشقت بى پايان را متحمل شود يا نه؟ در صورتى كهپس از محاسبه دقيق، نسبت ارزش مقصود را با تحمل فشارها و سختی ها دريافت، ودانست كه هدف، ارزش همه گونه پافشارى  و تحمل رنجى را دارد، رسيدن به مقصود آسان خواهد شد و از زير بارهاى موانع، كم تر شانه خالى خواهد كرد؛ ولى اگر ارزش مقصود راقبلاً تعيين نكرد و شتاب زدگى به خرج داد وكوركورانه، بدون فكر و تأمل وارد عمل شودو به قول معروف بى گدار به آب زند،مقاومت و پايدارى او در برابر فشارهاىموانع كم تر خواهد بود و پيوسته متزلزل است كه آيا پايدارى بكند يا نه؟ و همينتزلزل در عقيده، پايدارى او را ضعيف ترخواهد نمود، و در صورتى كه فشار موانعقدرى شديد شود، تاب نخواهد آورد ودست از هدف خود خواهد كشيد و اينشكست، موجب شكستهاى پى درپى ديگرىنيز براى وى خواهد شد.

قرآن كريم مى فرمايد: فَاسْتَقِيما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ؛[2] «استقامت به خرج دهيد و از راه (و رسم) كساني كه نمي دانند تبعيت نكنيد».

ب) قبل از ورود در عمل، بينديشد وبراى كيفيت مبارزه با موانع و يافتن راه براىريشه كن كردن آنها تفكرى عميق بنمايد و به تعبير روشن تر، بايد پيش از دخول در كار،براى انتخاب راه رسيدن به هدف و چگونگىنبرد با مشكلات و پايدارى در برابر فشارها و موانع قطعى يا احتمالى و تشخيصمقدار مقاومت خود، نقشه و برنامه اى تنظيمکند تا چنانچه بین راه به مانعى بزرگ برخورد كند و پيشامدى سهمگين روى دهد، روحيهخود را نبازد و به واسطه پيش بينى دقيق وتفكر كامل، در برابر آن مانع، توانا و استوارباشد و به هيچ وجه خون سردى خويش را ازدست ندهد؛ زيرا با داشتن نقشه قبلى، اينپيشامد براى او غير منتظره نخواهد بود.

علاوه بر اين، اگر قبلاً نقشه مبارزه را نيز تنظيم کند به آسانى مى تواند در دفع آن همت گمارد و صددرصد موفقيت و كام يابى نيز از آن او خواهد بود.

 ناپلئون در يكى از جنگها، پس ازبى خوابى زياد، براى استراحت مختصرىخوابيد. زمانى نگذشت كه يكى از سردارانش با اضطراب از خواب بيدارش كرد و گزارشداد كه دشمن از جناح چپ حمله نمودهاست. ناپلئون همان طور كه دراز كشيده بود،گفت: «اين حمله پيش بينى شده بود و نقشهدفاع آن به شماره فلان، در بايگانى است. برو بردار و عمل كن!» سپس پاى خود را بر پاىديگر انداخت و دوباره به خواب فرو رفت.

بدون مطالعه كافى و نقشه دقيق وارد عمل شدن، جز اضطراب و شكست نتيجه ديگرى ندارد. امام صادق)علیه السلام) می فرمایند: «مَعَ التَّثَبُّتِ تَكُونُ السَّلَامَةُ؛[3] نجات و سلامتى، هميشه همراه تفكر و استوارى است.» اگر اين دستور بزرگ، پيش از اقدام و ورود در عمل به كار بسته شود، بى گمان، موفقيت قطعى در انتظار خواهد بود.

2. اعتدال به سوی مقصود

دومين راه به دست آوردن استقامت، به طور اعتدال به سوى مقصود قدم برداشتن و تند نرفتن است و اين پند را بايد پس از ورود در عمل به كار بست و نكته اينكه استقامت پيوسته با كندى همراه است، پس استحكام و سرعت با يكديگر تناسب معكوس دارند؛ هرچه قدم سريع تر برداشته شود، استحكام عمل ضعيف تر مى شود.

امام صادق)علیه السلام) می فرمایند:«مَعَ الْعَجَلَةِ تَكُونُ النَّدَامَةُ؛[4] شتاب، هميشه با پشيمانىهمراه است.» هرچه با تأنّى اقدام شود، براستوارى و استحكام آن افزوده مى گردد. اگربا اعتدال و تأنى به سوى مقصود گام برداشتهشود، در هر قدمى، نيروى تازه اى كسبمى شود و اگر با شتاب و تندى قدم برداشتهشود، به زودى خسته شده و در اثر خستگى،نيرويى كم تر از قدم پيشين همراه خواهد بود و پس از چند قدم، نيروى انسان تمام خواهد شد و پيش از رسيدن به مقصود، وا خواهد ماند.

اسب تازى دوتك رود به شتاب
شتر آهسته مى رود شب و روز

از پندهاى معروف است كه: «آهسته برو، هميشه برو!»؛ زیرا شتاب، خستگى مى آورد و نيروى پايدارى و مقاومت را ضعيف مى کند و بر فرض محال، اگر به مقصود هم برسد، در نگهدارى و حفظ آن ناتوان خواهد بود و فوري از دستش خواهد رفت و جز كوشش بيهوده و فرسوده كردن خويش، نتيجه اى نخواهد برد.

انورى را در اين باب مثلى است كه: ساقه كدويى بيست روزه، خود را به چنارى سيصد ساله رسانيد و چنار را سرزنش كرد كه تو چقدر بى عرضه هستى! من در بيست روز، راهى را كه تو در سيصد سال پيموده اى، پيمودم. چنار گفت: هنگامى كه باد پاييز وزيد، مرد از نامرد شناخته خواهد شد. باد مهرگان، هزاران كدو و گياه تندرو را از ميان برداشت؛ ولى چنار كندرو همان طور استوار و محكم بر جاى خويش ماند.

اى بسا اسب تيزرو كه بمرد
خرك لنگ، جان به منزل برد

كندرو از خطراتى كه ممكن است ازپشت سر بر او وارد شود، محفوظ خواهدماند؛ چون كاملاً آنها را برطرف كرده و قدمبرداشته است؛ ولى براى تندرو شايد خطراتى از پشت سر ايجاد شود كه ناچار شود براىدفع آنها بازگردد و در صورتى كه اين پيشامد چند بار تكرار شود، به ضميمه خستگى اىكه از دويدن و تند رفتن نصيب او شده است، به مقصد رسيدن او بسيار دشوار بهنظر مى آيد؛ بلكه غير ممكن خواهد بود.

رسول خدا)صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «الْأَنَاةُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَةُ مِنَ الشَّيْطَانِ؛[5] تأنى [و آرامش] در كارها از خداست و شتاب زدگى از شيطان.» تأنى از خداست؛ چون با آرامش در كار و رفتار، مى توان به هر مقصدى رسيد، و شتاب از شيطان است؛ چون با آن به هيچ مقصدى نمى توان رسيد.

يكى از علل شكست آلمان در جنگ جهانى دوم، شتاب زدگی زمامداران آن كشور بود که مى خواستند در زمانی اندک، پيروز شوند و ميوه پيروزى را خود بچينند. عجله در هر كارى، رنج بيهوده كشيدن و بى سبب خود را فرسوده كردن است.

مكن در مهمى كه دارى، شتاب
ز راه تأنّى عنان بر متاب
كه اندر تأنّى زيان كس نديد
ز تعجيل بسيار خجلت كشيد

3. مقصود را شدنى و موانع را متزلزل ديدن

عامل مؤثر دیگر در کسب استقامت، همانا هدف و مقصود را شدنى و ممكن و موانع را متزلزل ديدن است، نه آنكه وصول به مقصود را غير ممكن و رفع موانع را محال و ناشدنى بداند.

بسيارى برخلاف آنچه كه ذكر شد، فكر مى كنند و به همين جهت عقب افتاده اند؛ ولى سرّ عقب افتادن خود را نمى دانند. آنان با آنكه خود را بسيار عاقل و خردمند مى پندارند، موانع را هميشه بزرگ مى بينند و رسيدن به مقصد را بسيار سخت و دشوار مى شمارند. بالاتر آنكه در هر كارى در خاطر خود موانع پندارى و خيالى ايجاد مى كنند و اگر كسى با آنها به مشورت بپردازد، چنان موانع را بزرگ جلوه مى دهند و مقصود را دور و دراز مى شمارند که عاقبت او را از مقصود خويش منصرف مى سازند و نه تنها در يك موضوع؛ بلكه در هر موضوعى كه با آنها سخن بگويى، چنين مى گويند.

در ميان ما مسلمانان، از اين دسته مردمكه خودخواهى را همراه با بى عرضگى دارند،بسيار است. اينها نه تنها خود قدمى براىاصلاح جامعه مسلمانان بر نمى دارند؛ بلكه خار و سدّ راه اصلاحهای ديگران نيز هستند. از آن طرف، افراد ديگرى، بسيار مقدم و جسوردر كار هستند که با همت عالى و استقامتكافى به سوى مقصود قدم بر مى دارند و بهطور قطع، مقصود خود را در آغوش خواهندگرفت و اگر كسى با آنان در مقصدى بهمشورت پردازد، به قدرى او را تحريص وترغيب نموده و روحش را تقويت مى کنند كه هر دورى را نزديك بیند. اين دسته اشخاص،هميشه در جامعه پيشرو مقدم هستند.

4. تلقين به نفس

تلقين به نفس نيز يكى از وسايل پيداكردن استقامت است؛ بلكه هر صفت كمالىرا كه انسان بخواهد دارا شود، به وسيله تلقين به خود مى تواند آن را دارا شود. اسلامبه اين موضوع بسيار اهميت داده و بهعبارات مختلف، مسلمانان را ترغيب نمودهكه با تلقين به خود، راه حق و حقيقت رابپيمايند. در قرآن مى فرمايد: وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[6]؛ «بسيار در ياد خدا باشيد!اميد است كه رستگارى در انتظار شما باشد.»

براى به دست آوردن استقامت به وسيله تلقين، دو راه را مى توان در نظر گرفت: يكى از همان راهى كه علماى روانشناسى گفته اند كه: پيش از خواب رفتن، هنگامى كه تمام اعضا برای استراحت در بستر آرميده، چشمان را بر هم گذارد تا كاملاً شعور ظاهرى به خواب رود و شعور باطنى در تن حكومت كند. در اين موقع، آن مقصودى را كه دارد، بيست دفعه با كلام مثبت (نه منفى) تكرار كند. مثلاً بگويد: «من با استقامت هستم.»

همچنين، هنگامى كه از خواب بيدار مى شود؛ ولى هنوز چشمان را باز نكرده و كاملاً هشيار نشده است، اين عمل را تكرار كند و در وقت تنهايى، به خصوص در تاريكى نيز اين سخن را بسيار بگويد كه سودمند خواهد بود. همچنین موقع سخن گفتن با ديگران، اگر سخنى را با حرارت ادا كند، در مغز خود گوينده تأثير خواهد كرد. به همین دلیل، از طرف شارع مقدس اسلام دستور رسيده است كه هيچ گاه از باطل طرفدارى نكنيد، هرچند صورى و تفريحى باشد.

يكى دیگر از راه هاى تلقين به نفس، مطالعه زندگی نامه افراد با استقامت مى باشد كه در اثر كوشش و پايدارى، به هدفهاى خود رسيده اند. مانند رسول خدا)صلی الله علیه و آله) و ياران با ايمان و باوفاى آن حضرت و كوشش آنها براى پيشرفت دين خدا، و نيز مطالعه شرح حال مردان بزرگ تاريخ كه در اثر كوشش به مقامات عالى نايل شده اند. همچنين، مطالعه شرح حال علما و دانشمندانى كه در راه تحصيل علم و كشف مجهولات، با چه سختی هايى دست به گريبان شدند؛ ولى شانه خالى نكردند تا به مقصود رسيدند.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بیانات مقام معظم رهبری)حفظه الله) در دیدار دانش آموزان و دانشجویان، در تاریخ 12/8/1397.

[2]. يونس/ 89.

[3]. بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 68، ص 338، ح 3.

[4]. همان، ص 228، ح 3.

[5]. همان، ص 340، ح 12.

[6]. جمعه/ 10.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 236.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٠ بهمن ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٦٣٣ / تعداد بازدید : 27/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج