چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نظام اخلاقی اسلام (10)؛ شکر «قسمت اول» -3

حق شکر خدا

اين واقعيت قابل ترديد نيست كه هرگاه ما در مقام شكر الهى - چه با قلب و فكر، چه با زبان، و چه با عمل - بر مى آیيم، خود اين موفقیت و توانايى بر شكر، موهبت تازه اى است که ما را مديون نعمتهاى تازۀ خدا مى سازد. بنابراین، هرگز قادر نيستيم كه حق شكر او را ادا كنيم.

حق شکر خدا

اين واقعيت قابل ترديد نيست كه هرگاه ما در مقام شكر الهى - چه با قلب و فكر، چه با زبان، و چه با عمل - بر مى آیيم، خود اين موفقیت و توانايى بر شكر، موهبت تازه اى است که ما را مديون نعمتهاى تازۀ خدا مى سازد. بنابراین، هرگز قادر نيستيم كه حق شكر او را ادا كنيم.

در مناجات شاكرين از مناجاتهاى پانزده گانه امام سجاد(علیه السلام) می خوانیم: «اِلهِی تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکْرِی... فَكَيْفَ لِى بِتَحْصيل الشُّكْرِ، وَ شُكْرِى اِيَّاكَ يَفْتَقِرُ اِلَى شُكْرٍ، فَكُلَّمَا قَلْتُ لَكَ اْلحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذَلِكَ اَنْ اَقُولَ لَكَ الْحَمْدُ؛[1]خدایا! نزد نعمتهای بزرگ تو، شکر من ناچیز است... پسچگونه مى توانم حق شكر تو را به جاى آورم، در حالى كه همين شكر من، نياز به شكر دیگری دارد، و هر زمان كه حمد مى گويم، بر من لازم است كه به خاطر همين توفيق شكرگزارى، دوباره سپاس بگويم؟»

قریب به همین مضمون است شعر سعدی شیرازی که در آغاز «گلستان» می گوید: هر نَفَسی که فرو می رود، مُمِدّ حیات است و چون بر می آید، مُفرِّح ذات، پس در هر نفَسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

از دست و زبان که برآید
کز عهدۀ شکرش به در  آید
بنده همان بِه که ز تقصیرِ خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ور نه سزاوار خداوندی اش
کس نتواند که به جای آورد[2]

شاعر دیگر گفته است:

گر سر هر موی من یابد زبان
شکر های تو نیاید در بیان

بنابراين، برترين شكرى كه از انسان ساخته است، اظهار عجز و ناتوانى از شكر نعمتهاى خدا می باشد. همان گونه كه به سند «صحیح» از امام صادق(علیه السلام) روایت است: «فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى(علیه السلام): يَا مُوسَى! اُشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي. فَقَالَ: يَا رَبِّ! وَ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ؟! وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلاَّ وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ؟ قَالَ: يَا مُوسَى! اَلآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي؛[3]خداوند به موسى(علیه السلام) وحى فرستاد كه: حق شكر مرا ادا كن! عرض كرد: پروردگارا! چگونه حق شكر تو را ادا كنم، در حالى كه هیچ شكری نمی توانم به جای آورم، مگر اینکه توفیق بر آن، نعمت تازه اى است که به من عطا کرده ای؟ خداوند فرمود: اى موسى! الآن حق شكر مرا ادا كردى؛ چون دانستى که اين توفيق شکرگزاری نیز از ناحيۀ من است.» قریب به همین مضمون دربارۀ حضرت داود(علیه السلام) نیز روایت شده است.[4]

به سند «صحیح» از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: هنگام صبح و شام ده  بار بگو: «اَللَّهُمَّ مَا أَصْبَحَتْ بِي مِنْ نِعْمَةٍ أَوْ عَافِيَةٍ فِي دِينٍ أَوْ دُنْيَا، فَمِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الشُّكْرُ بِهَا عَلَیَّ يَا رَبِّ حَتَّى تَرْضَى وَ بَعْدَ الرِّضَا؛ خدایا هر نعمت و یا عافیتی که نسبت به دین یا دنیا در این صبح دارم از جانب توست. تو تنهائی و شریکی نداری، پروردگارا سپاس برای تو وشکر برای توست از جهت نعمتی که به من دادی تا راضی شوی و هم بعد از رضایتت» و فرمود: «فَإِنَّكَ إِذَا قُلْتَ ذَلِكَ، كُنْتَ قَدْ أَدَّيْتَ شُكْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ؛[5]هرگاه این ذکر را گفتی، شکر نعمتهای خدا را در آن روز و شب ادا کرده ای.»

ترغیب به شکر

بهتر است مؤمن، علاوه بر شکر گزاری، دیگران را نیز بر ادای شکر نعمتهای خدا ترغیب و تشویق نماید. مرحوم نراقی(ره) می گوید: روش بزرگان دین چنین بوده که از همدیگر احوال پرسی می کردند و قصدشان این بود که طرف مقابل شکر کند، تا سؤال کننده و پاسخ دهنده مأجور گردند. و روایت شده که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به شخصی فرمود: حالت چطور است؟ عرض کرد: خوبم. دوباره پرسید، او همان جواب را داد، بار سوم پرسید، او گفت: خدا را شکر خوبم. حضرت فرمودند: «هذا الَّذِي اَرَدْتُ مِنكَ؛[6]همین را از تو می خواستم (که شکر گویی).»

ادامه دارد...

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. صحیفه سجّادیه، امام على بن الحسين(علیه السلام)، نشر الهادی، قم، چاپ اول، 1376ش، صص 324 - 325، بخش ملحقات، مناجات ششم.

[2]. کلیات سعدی، به اهتمام محمدعلی فروغی، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1369ش، ص 28.

[3]. الكافي، ج 2، ص 98، باب شکر، ح 27.

[4]. ر.ک: بحار الانوار، ج 68، ص 36، ح 22.

[5]. همان، ح 23؛ الکافی، ج 2، ص 99، ح 28.

[6]. جامع السعادات، ج 3، ص 237.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 235.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٣٠ دی ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٣٦١ / تعداد بازدید : 40/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج