سه شنبه ٠٨ مهر ١٣٩٩
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نظام اخلاقی اسلام (10)؛ شکر «قسمت اول» -2

فواید شکر

كسی كه از نعمتهای پروردگار خویش قدردانی می کند و در دل، زبان و عمل خود شکر آنها را به جای می آورد، نشان می دهد که لايق آن نعمت است، پس خداوند حکیم که کارش همه جا از روی حکمت است، آن نعمت را بر او پایدار و افزون می گرداند؛ ولی فرد ناسپاس، با زبان حال بی لیاقتی خود را عرضه می دارد، پس حکمت پروردگار اقتضا می کند که نعمت را از او بگیرد.

فواید شکر

در آیات و روایات، برای شکر فواید بسیاری بیان شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. ازدیاد نعمت

قرآن کریم پس از ذکر برخی از نصایح حضرت موسی(علیه السلام) به بنی اسرائیل، می فرماید: «وَ اِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»؛[1]و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: اگر شكرگزارى كنيد (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!»

اين آيه ممكن است دنبالۀ كلام حضرت موسى(علیه السلام) به بنى اسرائيل باشد كه آنان را در برابر پيروزى و نجات از ظلم فرعون و نعمتهاى فراوان دیگر، دعوت به شكرگزارى كرده و وعدۀ فزونى نعمت به آنها می دهد، و در صورت كفران، تهديد به عذاب می کند. و نيز ممكن است يك جملۀ مستقل و خطاب به مسلمانان بوده باشد. به هر حال، از نظر نتيجه چندان تفاوتی ندارد و درسی برای ما نیز محسوب می شود.

جالب اينكه در مورد «شكر» با صراحت مى فرمايد: مسلماً نعمتم را بر شما افزون خواهم كرد؛ اما در مورد «كفران نعمت» نمى گويد شما را مجازات مى كنم؛ بلكه تنها مى فرمايد: «عذاب من شديد است» و اين تفاوت تعبير، دليل بر نهايت لطف پروردگار است.[2]

مضمون آیۀ فوق (زیاد شدن نعمت با شکر) در روایاتی متعدد و با عباراتی مختلف این موضوع آمده است. از جمله از حضرت علی(علیه السلام) روایت است: «مَنْ شَكَرَ دَامَتْ نِعْمَتُهُ؛[3]هر کسی شکر کند، نعمتش ادامه خواهد یافت.» و در حدیث دیگر از آن حضرت آمده: «مَعَ الشُّكْرِ تَدُومُ النِّعْمَةُ؛[4]در اثر شکر، نعمت ادامه می یابد.» و فرمود: «عَلَيْكُمْ بِدَوَامِ الشُّكْرِ وَ لُزُومِ الصَّبْرِ؛ فَإِنَّهُمَا يَزِيدَانِ النِّعْمَةَ وَ يُزِيلانِ الْمِحْنَةَ؛[5]بر شما باد به ادامۀ شکر و ملازمت با صبر؛ زیرا آنها نعمت را افزون و محنت را زایل می کنند.»

و نیز می فرمایند: «لَنْ يَقْدِرَ أَحَدٌ أَنْ يَسْتَدِيمَ النِّعَمَ بِمِثْلِ شُكْرِهَا، وَ لا يَزِينَهَا بِمِثْلِ بَذْلِهَا؛[6]هرگز کسی نمی تواند نعمت را با چیزی مثل شکر تداوم بخشد و با هیچ چیزی مثل بذل و بخشش آن را زینت دهد.»

افزایش نعمت با شکر، مطابق حکمت خدا و فطرت بوده، قابل قبول تمام جوامع بشری است. باغبانی را در نظر بگیرید! وقتی مى بيند در قسمتی از باغ درختان به خوبى رشد و نمو مى كنند، و هر قدر از آنها پذيرايى بيش تر مى كند، شكوفاتر مى شوند، همت بيش ترى به آن بخش از باغ و درختان می گمارد؛ زیرا آن درختان به زبان حال فرياد مى زنند: اى باغبان! ما لايق و شايسته ايم، پس نعمتت را بر ما افزون كن! و او هم به اين ندا پاسخ مثبت مى دهد.

اما وقتی در بخش ديگر باغ درختانى را مى بيند كه پژمرده شده اند، همين امر سبب مى شود كه آنها را مورد بى مهرى قرار دهد، و در صورتى كه اين وضع ادامه پيدا كند، آنها را قطع کند؛ چراكه:

بسوزند چوب درختان بى بر
سزا خود همين است مر، بى برى را

در جهان انساني نيز همين حالت وجود دارد؛ با اين تفاوت كه درخت از خود اختيارى ندارد و صرفاً تسليم قوانين تكوينى است؛ اما انسانها با استفاده از نيروى اراده و اختيار و تعليم و تربيت تشريعى، مى توانند آگاهانه در اين راه گام بگذارند.[7]

بنابراين، كسی كه از نعمتهای پروردگار خویش قدردانی می کند و در دل، زبان و عمل خود شکر آنها را به جای می آورد، نشان می دهد که لايق آن نعمت است، پس خداوند حکیم که کارش همه جا از روی حکمت است، آن نعمت را بر او پایدار و افزون می گرداند؛ ولی فرد ناسپاس، با زبان حال بی لیاقتی خود را عرضه می دارد، پس حکمت پروردگار اقتضا می کند که نعمت را از او بگیرد.

اگر کسی، روزی در صف شاکران قرار داشت و مستوجب نعمت بود، و روز دیگر به صف کفران کنندگان پیوست، خدای حکیم، مطابق این تغییر روش با او رفتار می کند. چنان که می فرماید: «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى  قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»[8]؛ «اين، به خاطر آن است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغيير نمى دهد، جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند، و خداوند شنوا و داناست!» به همین دلیل در قرآن و روایات - که برخی از آنها ذکر شد –شکر، سبب دوام نعمت و افزایش آن شمرده شده است[9]و به قول شاعر:

شکر نعمت نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند

2. ایمنی از عذاب الهی

قرآن پس از اشاره به مجازات شديد كافران و منافقان، می فرماید: «ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً»[10]؛ «خدا چه نيازى به مجازات شما دارد، اگر شكر گزارید و ايمان آوريد؟ خدا شكرگزار و آگاه است.» یعنی اعمال و نيّات شما را مى داند و به اعمال نيك و شکر نعمتها، پاداش نيكو مى دهد.

علامه طباطبایی(ره) می فرماید: «اين آيه شريفه كنايه است از اينكه خداى تعالى احتياجى به عذاب كردن بندگان ندارد؛ اگر خود مردم با شكر نكردن از نعمتهاى خدا و يا ايمان نياوردنشان، خود را مستوجب نسازند، هیچ عذابی از ناحیۀ خدا متوجه آنان نخواهد بود؛ زیرا خدای تعالى از شكنجه كردن بندگان سودى نمى برد تا انجام آن را بر ترك آن ترجيح دهد، و از وجود گنهكاران متضرر نمى شود تا با عذاب كردن آنان، آن ضرر را از خود دفع كند. پس معنى آیه اين است كه: اگر شما شكر نعمت خدا را با اداى حق واجب او به جا آورده و به او ايمان بياوريد، هيچ موجبى نيست كه شما را عذاب كند؛ بلكه خداى عزوجل شاكرِ شكرگزاران خويش و دارندگان ايمان به خويش است. او عليم است؛ افرادی را كه شكرگزار اويند، با ديگران اشتباه نمى كند.»[11]

پس اين آيه به يك واقعيت مهم اشاره مي کند و آن اينكه: مجازاتهاى الهى، نه به خاطر آن است كه خداوند بخواهد از بندگان عاصى «انتقام» بگيرد و يا «قدرت نمايى» كند، و يا زيانى از رهگذر عصيان آنها بدو رسيده، بخواهد «جبران» نمايد؛ زيرا تمام اينها لازمۀ نقص و كمبود است كه ذات پاك خدا از آن مبرّا می باشد؛ بلكه تمام اين مجازاتها بازتاب و نتايج سوء اعمال و عقاید خود انسانها است.

با توجه به اينكه حقيقت «شكر»، به كار بردن هر نعمتى است در راهى كه براى آن آفريده شده، روشن مى شود منظور اين است که اگر شما ايمان و عمل صالحى داشته باشيد و مواهب الهى را در موارد شايسته به كار گيريد و از آن سوء استفاده نكنيد، بدون شك كم ترين مجازاتى دامن شما را نخواهد گرفت.[12]

3. هماهنگی با اهل بهشت

یکی دیگر از امتیازات شکر و حمد خدا این است که از ذکرهای اهل بهشت بوده، شکرگزار در دنیا، در واقع خود را با اهل بهشت هماهنگ می کند. در قرآن پس از بیان برخی از نعمتهای اهل بهشت، می فرماید: «دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[13]؛ «گفتار (و دعاى) آنها در بهشت اين است كه خداوندا! منزهى تو. و تحيّت آنها در آنجا سلام و آخرين سخنشان اين است: حمد، مخصوص پروردگار عالميان است!»

در حدیثی مفصل، حضرت على(علیه السلام) حكايت گفتگوى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با یک يهودى را بیان فرموده اند كه: يهودى سؤالهايى داشت، پیامبر(صلی الله علیه و آله) ضمن پاسخ به سؤالات او، در بیان پاداش گفتن «تسبیحات اربعه» فرمودند: «إِذَا قَالَ الْعَبْدُ: سُبْحَانَ اللَّهِ! سَبَّحَ كُلُّ شَيْ ءٍ مَعَهُ مَا دُونَ الْعَرْشِ فَيُعْطَى قَائِلُهَا عَشْرَ أَمْثَالِهَا، وَ إِذَا قَالَ: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ! أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنَعِيمِ الدُّنْيَا حَتَّى يَلْقَاهُ بِنَعِيمِ الآخِرَةِ، وَ هِيَ الْكَلِمَةُ الَّتِي يَقُولُهَا أَهْلُ الْجَنَّةِ إِذَا دَخَلُوهَا، وَ الْكَلامُ يَنْقَطِعُ فِي الدُّنْيَا مَا خَلا الْحَمْدَ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ :«تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[14]؛ «وقتى بندۀ خدا مى گويد: سبحان الله! تمام موجوداتى كه زیر عرش هستند، با او تسبيح مى گويند و ده برابر پاداش آن، به آن بنده داده مى شود، و چون مى گويد: الحمد لله! خداى تعالى از نعيم دنيا برخوردارش مى كند تا زمانى كه خدا را با نعيم آخرت ملاقات كند، و آن كلمه اى است كه اهل بهشت آن را هنگام دخول به بهشت مى گويند. و هر سخنى در دنيا پایان یافته و بريده مى شود، جز حمد كه قطع نمى شود، و اين است معنى آیۀ: «تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».»

علامه طباطبایی(ره) می نویسد: «اينكه فرمود: هر سخنى در دنيا تمام و بريده مى شود، مگر حمد؛ یعنی هر كلامى كه در دنيا به كار مى رود و برای رسیدن به مقاصدی استعمال مى شود - نظير سخنانى كه در مقاصد معاش و محاورات معمولى انسانها به کار می رود و سخنانى كه در عبادات به منظور تحصيل ثواب و امثال آن استعمال مى شود - همه با قطع شدن زندگى دنيا قطع مى گردد و پایان می پذیرد؛ چون بعد از دنيا ديگر خبرى از اين گونه مقاصد نيست (نه مقاصد دنيايى در كار است و نه ديگر ثوابى مى توان تحصيل كرد) و از كلام آدمى باقى نمى ماند، مگر حمد و ثنا برای خدا كه كلام اهل بهشت در بهشت است.»[15]

علاوه بر آیۀ فوق، در چند آیۀ دیگر نیز حمد و سپاس از زبان اهل بهشت حکایت شده است.[16]

4. وسیلۀ ورود به بهشت

یعنی مؤمن می تواند با شکر کردن در مقابل نعمتهای خدا، اهل بهشت گردد و یکی از نعمتهای بزرگ «آب» است.

در حدیث «صحیح» عبدالله بن سِنان می گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: ممکن است یک نفر آب بخورد، خدا او را به بهشت ببرد! عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! چگونه؟ فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ يَشْرَبُ الْمَاءَ فَيَقْطَعُهُ، ثُمَّ يُنَحِّي الإِنَاءَ وَ هُوَ يَشْتَهِيهِ، فَيَحْمَدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ يَعُودُ فِيهِ وَ يَشْرَبُ، ثُمَّ يُنَحِّيهِ وَ هُوَ يَشْتَهِيهِ، فَيَحْمَدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ يَعُودُ فَيَشْرَبُ، فَيُوجِبُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِكَ الْجَنَّةَ؛[17]انسان آب می خورد، در حالی که هنوز میل به آب دارد، قطع می کند، ظرف را کنار می کشد و حمد خدا می گوید، دوباره می نوشد و در حالی که میل دارد، باز ظرف را کنار می برد و حمد به جای می آورد، سپس برای بار سوم نیز همین کار را تکرار می کند، بدین سبب خدا او را اهل بهشت قرار می دهد.»

در حدیث دیگر از آن حضرت آمده است: هرگاه یکی از شما می خواهد آب بخورد، «بِسْمِ اللَّهِ» بگوید، بنوشد، قطع کند و بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ». دوباره «بِسْمِ اللَّهِ» بگوید، بنوشد و قطع کند، بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ» سپس برای بار سوم «بِسْمِ اللَّهِ» بگوید، بنوشد و در پایان نیز بگوید: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ»، آن آب، مدتی که در شکم اوست، به جای او تسبیح خواهد گفت.[18]

روشن است که خود آب خوردن فضیلتی ندارد؛ بلکه شکر بر آن سبب این همه فضیلت است.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ابراهیم/ 7.

[2]. تفسیر نمونه، ج 10، صص 319 - 320.

[3]. غرر الحکم، ص 278، ح 6146.

[4]. همان، ح 6147.

[5]. همان، ح 6142.

2. همان، ح 6145.

[7]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 10، صص 325 - 326.

[8]. انفال/ 53.

[9]. ر.ک: اخلاق در قرآن، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، انتشارات امام علی بن ابی‏طالب(علیه السلام)، قم، چاپ اول، 1392ش، ج 3، ص 77.

[10]. نساء/ 147.

[11]. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1417ق، ج 5، ص 120.

[12]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج 4، صص 237- 238.

[13]. یونس/ 9 - 10.

[14]. الإختصاص، شیخ محمد بن محمد مفید، ترجمه و تحقیق: علی اکبر غفاری، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413ق، ص 34 .

[15]. تفسیر المیزان، ج 10، ص 20.

[16]. ر.ک: اعراف/ 43؛ فاطر/ 34 و زمر/ 74.

[17]. الکافی، ج 6، ص 384، ح 1.

[18]. همان، ح 3.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 235.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٣٠ دی ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٣٦٠ / تعداد بازدید : 165/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج