چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نظام اخلاقی اسلام (10)؛ شکر «قسمت اول» -1

مفهوم شکر و انواع آن

شکر؛ تصور نعمت و اظهار آن است، در مقابل کفر به معنی نسیان و فراموشی نعمت و پوشاندن آن و در اصطلاح عبارت است از اظهار نعمت مُنعِم با اعتراف و اقرار در قلب و زبان.

نظام اخلاقی اسلام (10)؛ شکر «قسمت اول»

محمد اسماعیل نوری

اشاره

پس از آنکه در ماهنامه مبلّغان شماره 213 مسائل اخلاقی به چهار بخش کلی تقسیم شد (ارتباط با خدا، ارتباط با خود، ارتباط با دیگران و ارتباط با نظام طبیعت)، برخی از مباحث مربوط به بخش اول (مسائل اخلاقی مرتبط با خدا) در شماره های بعدی مبلغان (217، 221، 228 و 232) ارائه گردید؛ اکنون در ادامۀ این مباحث یکی دیگر از مسائل اخلاقی به نام «شکر نعمتهای خدا» مورد بررسی قرار می گیرد؛ یکی از فضایل اخلاقی که ضد آن کفر یا کفران نعمتهای الهی است و از رذایل محسوب می شود.

مفهوم شکر

شکر؛ تصور نعمت و اظهار آن است، در مقابل کفر به معنی نسیان و فراموشی نعمت و پوشاندن آن[1]و در اصطلاح عبارت است از اظهار نعمت مُنعِم با اعتراف و اقرار در قلب و زبان.[2]

امام خمینی(ره) در تعریف «شکر» می نویسد: «[شکر] عبارت از یک حالت نفسانیه است که آن حالت، خود اثر معرفت مُنعِم و نعمت و اینکه آن نعمت از مُنعِم است، می باشد و ثمرۀ این حالت، اعمال قلبیّه و قالبیّه است.»[3]

انواع شکر

شكر بنده بر نعمتهای خدا، سه نوع است و به عبارتی به سه طریق انجام داده می شود:

1. شکر قلبی

اینکه در قلب خود برای شناخت نعمت بیندیشد و بداند که تمام نعمتها از خدا و مُنعم حقیقی اوست و واسطه ها مسخَّر و مقهور او هستند، و اگر كسى به او نيكى كرد، بداند كه خداى تعالى دل او را مسخّر فرموده كه به آن نيكى اقدام نماید. پس باید در عین حال که از آن شخص تشکر می کند، از خدا که مُنعِم و بخشندۀ حقیقی است، تشکر نماید و از نعمتهایى كه به وی عطا كرده، شاد و خرم باشد؛ نه از آن جهت كه باعث لذت و كامرانى او در دنياست؛ بلكه از اين جهت كه به واسطۀ آنها مى تواند رضای خدا را تحصيل كند و خود را مقرَّب درگاه او گرداند.

از امام صادق(علیه السلام) روایت است: «مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ نِعْمَةً فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ، وَ عَلِمَ أَنَّ الْمُنْعِمَ عَلَيْهِ اللَّهُ، فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا، وَ إِنْ لَمْ يُحَرِّكْ لِسَانَهُ؛[4]کسی که خدا به او نعمتی بدهد، در دلش آن را بشناسد و درک کند که منعم خداست، شکر آن را به جا آورده، اگرچه زبانش را حرکت ندهد.»

2. شکر زبانی

اظهار حمد و ثناى خدا با زبان كهاز منعم تمجید کند و ثناگوی او باشد.

در روایت «صحیح» صفوان جمّال از امام صادق(علیه السلام)آمده است: «مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ كَبُرَتْ، فَقَالَ: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ. إِلاَّ أَدَّى شُكْرَهَا؛[5]هر نعمت بزرگ یا کوچکی را که خدا به کسی بدهد، او بگوید: الحمدلله، شکر آن نعمت را به جا آورده است.»

در حدیث دیگر از آن حضرت روایت شده است: «أَيُّمَا عَبْدٍ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ، فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَيْهَا بِلِسَانِهِ، لَمْ تَنْفَدْ حَتَّى يَأْمُرَ اللَّهُ لَهُ بِالزِّيَادَةِ، وَ هُوَ قَوْلُهُ :«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»[6]؛[7]هر بنده ای که خدا به او نعمتی بدهد و آن نعمت را با قلبش بشناسد و درک نماید و با زبانش خدا را حمد و سپاس گوید، پیش از تمام شدن نعمت، خدا به افزایش آن دستور می دهد. این است تفسیر کلام خدا که فرموده: اگر شکر کنید، نعمتتان را می افزایم.»

شکر زبانی، ممکن است با انجام سجدۀ شکر،[8]یا نماز شکر[9]و یا در حالات دیگر، با گفتن کلمات مفید حمد و شکر به جا آورده شود.

3. شكر عملى

یعنی درست بينديشيم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده و آن را در مورد درست ودر راه رضای خدا صرف نمايیم. مثلاً اعضا و جوارح را در طاعات و عبادات او به كار ببریم و از معصیت خدا احتراز کنیم، وگرنه كفران نعمت كرده ايم.[10]

از امیر مؤمنان(علیه السلام) روایت است: «شُكْرُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِهِ؛[11]شکر مؤمن در عملش ظاهر می شود.» بعضی از بزرگان نیز گفته اند: «اَلشُّكرُ صَرفُ العَبدِ جَمِيعَ ما اَنعَمَهُ اللَّهُ تَعالى فِيما خُلِقَ لِأَجلِهِ؛[12]شکر آن است که بنده، هر نعمتی را در جایی که برای آن آفریده شده است، مصرف کند.»

اگر نعمتهاى خدا را در مسير درست مصرف كنيم، شكر عملى آنهاست؛ وگرنه طغيان، غرور و غفلت از خدا و كفران نعمت خواهد بود.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده: «طُوبَى لِمَنْ لَمْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْراً، طُوبَى لِلْمُتَحَابِّينَ فِي اللَّهِ؛[13]خوشا به حال کسی که نعمت خدا را به کفر تبدیل نکند. خوشا به حال دوستی کنندگان در راه خدا.»

و نیز از آن حضرت روایت است: «شُكرُ النِّعمَةِ اِجتِنابُ المَحارِمِ، وَ تَمامُ الشُكرِ قَولُ الرَّجُلِ: اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمِينَ؛[14]شكر نعمت، پرهيز كردن از گناهان، و تکمیل آن، با گفتن ذکر: الحمدلله رب العالمين است.»

امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرمایند: «كُونُوا عَلَى قَبُولِ الْعَمَلِ أَشَدَّ عِنَايَةً مِنْكُمْ عَلَى الْعَمَلِ، اَلزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا قِصَرُ الأَمَلِ، وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، مَنْ أَسْخَطَ بَدَنَهُ أَرْضَى رَبَّهُ وَ مَنْ لَمْ يُسْخِطْ بَدَنَهُ عَصَى رَبَّهُ؛[15]برای قبولی عمل، بیش تر از خود عمل توجه کنید. زهد در دنیا عبارت است از کوتاهی آرزو و شکر هر نعمتی، اجتناب از صرف آن در حرام خداست و هر کس بدن خود را [در مسیر حق] به زحمت اندازد، پروردگارش را راضی نموده و هر کس بدنش را [در راه حق] نرنجاند، به پروردگارش معصیت کرده است.»

از اينجا روشن مى شود که شكر علم و دانش، نيروى فكر و انديشه، قدرت و نفوذ اجتماعى، مال و ثروت، سلامت و تندرستى و... هر كدام چگونه است و كفران هر یک چیست.امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرمایند: «شُكْرُ الْعَالِمِ عَلَى عِلْمِهِ عَمَلُهُ بِهِ وَ بَذْلُهُ لِمُسْتَحِقِّهِ؛[16] شکر و سپاسگزاری عالم و دانشمند بر علمش این است که به آن عمل کند و به نیازمندانش بذل نماید.»

اهمیت شکر در کتاب و سنّت

در قرآن مجید، آیات بسیاری (حدود هفتاد آیه) دربارۀ شکر وجود دارد که از مجموع آنها اهمیت شکرگزاری به خوبی آشکار می گردد. همچنین روایات کثیری (در حدّ تواتر معنوی) از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) رسیده است که هر یک به گونه ای اهمیت شکر را بیان می کنند.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مفردات الفاظ القرآن، حسین راغب اصفهانی، دار القلم/ الدار الشامیة، بیروت/ دمشق، 1412ق، ص 461.

[2]. فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، تهران، چاپ دوم، 1366ش، ج 2، ص 1070.

[3]. شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، روح الله موسوی خمینی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1384ش، ص 344.

[4]بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج 75، ص 252.

[5]. الکافی، محمد بن يعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج 2، ص 96، ح 14.

[6]. ابراهيم/ 7.

[7]. تفسير قمي، علی بن ابراهیم قمی، دار الکتاب، قم، 1367ش، ج 1، ص 368؛ بحار الانوار، ج 68، ص 42، ح 36.

[8]. فضیلت سجده شکر و کیفیت آن را در کتاب «تعقیبات نماز» که در حال چاپ و انتشار به وسیله بوستان کتاب می باشد، توضیح داده‏ایم.

[9]. در مورد کیفیت نماز شکر، روایت است امام صادق(علیه السلام) به «هارون بن خارجه» فرمودند: هرگاه خدا به تو نعمتی داد، دو رکعت نماز بخوان: در رکعت اول «حمد» و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد» و در رکعت دوم «حمد» و «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُون» می خوانی، در ركوع و سجود رکعت اول می گویی: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً شُكْراً وَ حَمْداً» و در رکوع و سجود رکعت دوم می گویی: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَجَابَ دُعَائِي وَ أَعْطَانِي مَسْأَلَتِی». الكافي، ج 3، ص 481، باب صلاة الشُّكر، ح 1؛ وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم، 1410ق، ج 8 ، ص 142، ح 10258. اگرچه در سند این حدیث، ابی اسماعیل سَرّاج (عبدالله بن عثمان) توثیق نشده؛ ولی مرحوم محمدتقی مجلسی (پدر علامه مجلسی)"از آن به عنوان «صحیح» یاد کرده است. (روضة المتقین، محمدتقی مجلسی، بنیاد کوشانپور، قم، ج 2، پاورقی ص 821) شاید ایشان دلیلی بر وثاقت وی داشته است. به هر حال بهتر است که به قصد «رجاء» عمل شود.

[10]. ر.ک: جامع السعادات، محمد مهدی نراقی، مؤسسه اعلمی، بیروت، ج 3، صص 233-235؛ معراج السعادة، احمد نراقی، انتشارات هجرت، قم، چاپ ششم، 1378ش، صص 791 - 792.

[11]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد تميمى آمدى، ترجمه و تحقیق: مصطفی درایتی، دفتر تبلیغات قم، چاپ اول، 1366ش، ص 279، ح 6164.

[12]. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و همکاران، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1384ش، ج 10، ص 210.

[13]. الامالي، شیخ طوسي، دار الثقافة، قم، 1414ق، ج 1، ص 21، ح 25؛ بحار الانوار، ج 68، ص 46، ح 54.

[14]. تفسیر نور الثقلین، عبد العلی عروسی حویزی، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415ق، ج 2، ص 529، ح 24.

[15]. الخصال، شیخ صدوق، ترجمه و تحقیق: علی اکبر غفاری، دفتر نشر اسلامی جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1362ش، ج 1، ص 14، ح 50.

[16]. تصنيف غرر الحكم، ص 44، ح 133.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 235.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٣٠ دی ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٣٥٩ / تعداد بازدید : 42/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج