چهارشنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


روزشمار چهل روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

چهل روز تا پیروزی (1)

در تاريخ معاصر ايران حادثه اي به اهميت وقوع انقلاب اسلامي وجود ندارد و این انقلاب را نمي توان فقط جابه جايي قدرت در ميان حكمرانان دانست؛ حادثه اي كه فقط سلسله اي سقوط كند و جاي خود را به قدرتي ديگر دهد؛ بلکه در شكل گيري انقلاب اسلامي، نقش شخصيتهاي انقلاب، سخنراني ها، اعلاميه ها و بيانيه ها و حتي برخي از مناسبتهاي مذهبي تأثير بسزايي داشته است.

چهل روز تا پیروزی (1) (روزشمار چهل روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی)

مؤسسه سفیران انقلاب

مقدمه

در تاريخ معاصر ايران حادثه اي به اهميت وقوع انقلاب اسلامي وجود ندارد و این انقلاب را نمي توان فقط جابه جايي قدرت در ميان حكمرانان دانست؛ حادثه اي كه فقط سلسله اي سقوط كند و جاي خود را به قدرتي ديگر دهد؛ بلکه در شكل گيري انقلاب اسلامي، نقش شخصيتهاي انقلاب، سخنراني ها، اعلاميه ها و بيانيه ها و حتي برخي از مناسبتهاي مذهبي تأثير بسزايي داشته است.

از سالروز حماسه نهم دی ماه، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت تا ایام الله دهه فجر و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در ایران، تقریبا چهل روز است. این چهل روز فرصت مناسبی است برای مبلغین گرامی که با عنایت به چهل ساله شدن انقلاب اسلامی ایران می توانند هر شب مباحثی در مورد انقلاب اسلامی را مورد دقت و بررسی قرار دهند. مباحثی از قبیل: اهداف، مبانی و اصول انقلاب اسلامی ایران (خداباوری، معادباوری، دین باوری، دشمن شناسی، ولایت مداری، عدالت خواهی، استقلال، آزادی، امنیت، عزت و...)، یاوران انقلاب (زندگی نامه، فداکاری ها، مبارزات، خاطرات، آثار، اخلاق، فعالیت های اجتماعی و... از قبیل شهدای محراب، شهدای انقلاب، شهدای دفاع مقدس، شهدای ترور، شهدای روحانی، شهدای مدافع حرم، بانوان انقلابی و شهید و...)، دستاوردهای انقلاب، (ملی و فراملی)، آسیب ها و تهدیدات انقلاب اسلامی و اقدامات پیشگیرانه و..

یکی از مباحثی که می تواند در این جلسات مطرح گردد «روزشمار چهل روز تا پیروزی انقلاب اسلامی» است که در دو قسمت ارائه می گردد: قسمت اول به روزشمار روزهای دی ماه 1357 اشاره دارد و در قسمت بعد، به روزشماره رویدادهای بهمن ماه 1357 اشاره خواهد شد.[1]

9 دي و معرفيشاپور بختيار به عنوان نخست وزير رژيم پهلوي

شاه پس از تعيين ارتشبد «غلامرضا ازهاري» به رياست دولت نظامي، با ايراد نطق معروف خود، به اشتباهات خويش اعتراف كرد كه اين امر به تزلزل كابينه كمك زيادي كرد. در آن تاريخ، براي شاه مسلم و يقين شده بود كه دوران پادشاهي او پايان يافته است و خيلي زود بايد خاك ايران را ترك كند. او همچنين اعتقادي به جانشيني وليعهدِ خود بر تخت سلطنت نداشت. تنها، انگيزه اش اين بود كه حكومت را به دست ديگري بسپارد و خود از ايران خارج شود. از اين رو، از همان روزهاي نخستين حكومت ازهاري، يك دسته از نظاميان براي كنترل اوضاع بر سر كار آمدند.

در دوران رياست ازهاري بر دولت، تظاهرات وسيع مردمي، به ويژه در تاسوعا و عاشوراي 1357ش، مشروعيت رژيم پهلوي را زير سؤال برد و ازهاري براي آرام كردن مردم، به بازداشت ظاهري دولتمردان سابق دست زد؛ اما با اين عوام فريبي ها نيز راه به جايي نبرد. در پي ناكامي دولت ارتشبد ازهاري در سركوب قيام مردم مسلمان ايران، محمدرضا شاه، شاپور بختيار را در 9 دي 57 به نخست وزيري برگزيد و او نيز كابينه اش را در شانزدهم دي ماه معرفي كرد.

شاه و آمريكا، اميدوار بودند بختيار بتواند با شعارهاي ملي گرايانه و سياستهاي به ظاهر اصلاح طلبانه، مردم ايران را از ادامه انقلاب باز دارد؛ اما مردم كه از نيرنگ آمريكا و رژيم شاه آگاه بودند، به مخالفت با بختيار پرداختند و او را سرسپرده دستگاه استبدادي داخلي و بيگانگان خواندند.

امام خمینی(ره) نيز در اعلاميه اي كه از پاريس منتشر كردند، دولت بختيار را فاقد مشروعيت اعلام كرده، مردم را به مقابله با آن فرا خواندند. بختيار تا پيروزي انقلاب اسلامي در اين مقام باقي ماند؛ ولي با برچيده شدن نظام طاغوت، از كشور گريخت.[2]

10 ديو تظاهراتخونين مردم مشهد و سفر رئيس جمهور وقت آمريكا به ايران

در روز دهم دي ماه 1357، مردم مشهد در حين تظاهرات ضد رژيم، به چند كلانتري، انجمن ايران و آمريكا و نيز منزل چند مستشار آمريكايي حمله كردند. به دستور فرماندار نظامي مشهد، با تانك به مردم حمله شد و در نتيجه، طبق آماري كه روزنامه ها منتشر كردند، دويست نفر شهيد و دو هزار نفر زخمي بر جاي ماند. در همان روز، در زد و خورد مردم كرمانشاه و مأموران انتظامي، يكصد نفر كشته و چهارصد تن ديگر زخمي شدند.

در شهرهاي ملاير، همدان، لنگرود، اردبيل، رشت، شيراز، گرگان، لار، خرم آباد، قم، بروجرد، ورامين، بابل و پل دختر نيز تظاهرات قهرآميز مردم، صدها شهيد و كشته داد. همچنين، در تهران مانند روزهاي گذشته، بين مردم و مأموران درگيري روي داد و چندين ساختمان دولتي به آتش كشيده شد.[3]

یک سال قبل نیز در دهم دی ماه 1356ش، جيمي كارتر، رئيس جمهور وقت آمريكا، در حالي براي مذاكره با شاه وارد تهران شد كه دانشجويان مسلمان در چندين نقطه تجمعات ضدآمريكايي برپا كرده، با مأموران رژيم شاه زد و خورد كردند. كارتر پس از ورود به تهران، در ضيافت رسمي شاه، در سخناني غيرواقعي و اغراق آميز گفت: به سبب رهبري بزرگ شاه، ايران در يكي از آشوب زده ترين نقاط جهان به جزيره ثبات تبديل شده است. او در پايان گفت: هيچ كشور ديگری در جهان براي برنامه ريزي امنيت نظامي مشترك، از ايران به ما نزديك تر نيست.

اين در حالي بود كه شماري از مقامات آمريكايي حاضر در جلسه، از شنيدن سخنان اغراق آميز كارتر مبهوت شده بودند. كارتر در زماني به تهران سفر كرد و ايرانِ زير سلطه شاه را جزيره ثبات در خاورميانه ناميد كه از مدتي قبل، با شهادت حاج آقا مصطفي خميني(ره)، مرحله اي تازه از مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد رژيم شاه آغاز شده بود. اين جزيره ثبات با وقوع حوادث خونين 19 دي در قم به كانون بزرگ ترين انقلاب ديني و مردمي در قرن بيستم مبدل شد و طومار خاندان پهلوي را در هم پيچيد.[4]

13 دي و آغاز «كنفرانس گوادلوپ»، فرار «ازهاري» و سفر مخفيانه ژنرال «هايزر» به تهران

در مقطعي كه سراسر ايران تظاهرات و راهپيمايي عليه رژيم پهلوي بود و هر لحظه ضعف و انحطاط دولت بيش تر نمايان مي شد، سران چهار قدرت بزرگ غرب به پيشنهاد فرانسه، در جزاير «گوادلوپ» در شرق درياي كاراييب در آمريكاي مركزي گرد هم آمدند و به بررسي رويدادهاي ايران و آينده آن پرداختند. در اين كنفرانس، جيمي كارتر و هلموت اشميت (صدراعظم اسبق آلمان غربي)، جيمز كالاهان (نخست وزير انگلستان) و ژيسكار دستن (رئيس جمهور وقت فرانسه)، با هدف حفظ منافع خود در ايران، به تبادل نظر پرداختند.

كارتر معتقد بود که به علت وضعيت حاكم بر ايران، ديگر امكان حمايت از شاه وجود ندارد. وي توانست سران سه كشور ديگر حاضر در گوادلوپ را با خود همراه سازد تا براي ارتباط با دولت بعد از رژيم پهلوي، به برنامه ريزي بپردازند. ضمن آنكه ژيسكار دِستن اميدوار بود با توجه به حضور امام خميني(ره) در فرانسه، بتواند نقش واسطه با نيروهاي مخالف رژيم شاهنشاهي را ايفا نمايد.

با شكل گيري اين كنفرانس و سپس نتايج آن، محمدرضا پهلوي كه تصميم به خروج از ايران داشت، كار خود را به كلي تمام شده ديد و متوجه شد كه ديگر حمايتهاي پيشين غرب براي او و رژيم شاهنشاهي وجود ندارد.[5]غلامرضا ازهاري از ارتشبدهاي عالي رتبه ارتش رژيم پهلوي، در روزهاي پاياني عمر رژيم ستم شاهي احساس كرد كه اين رژيم نابودشدني است و حضور در ايران ممكن است به قيمت جانش تمام شود. از اين رو، پس از انتقال اموال بي شمارِ خود به خارج از كشور، به اروپا گريخت. ازهاري تا پيش از آن، نخست وزير دولت نظامي بود كه در اواخر كار به علت عدم توانايي در كنترل اوضاع كشور، از اين سمت استعفا داده بود.[6]

ژنرال رابرت هايزر، معاون وقت فرمانده نيروي هوايي آمريكا در اروپا، براي مأموريتي ويژه به تهران آمد تا دولت آمريكا را در تصميم گيري هاي بعدي و اطلاع از اوضاع ايران در زمان انقلاب بزرگ ملت مسلمان ايران، ياري كند. هايزر در مدت اقامت سي و چند روزه خود در ايران، تنها يك بار با شاه ملاقات كرد و در اين جلسه، روز و ساعت خروج محمدرضا پهلوي از ايران تعيين شد. هرچند سفر هايزر به ايران به صورت محرمانه صورت گرفت؛ ولي خبر ورود وي در دو روز بعد؛ يعني شانزدهم دي ماه فاش شد.

هايزر در كتاب خاطراتش مي نويسد: «من براي بررسي اين مسئله، مخفيانه به تهران آمدم كه كودتا چگونه ميسر است و آيا اصلاً به مصلحت هست يا نه؟ پس از بررسي هاي بسيار، از واشنگتن دستور رسيد كه دولتي قوي به رهبري شاپور بختيار تشكيل شود. در صورتي كه اين كار شكست بخورد، كودتاي نظامي انجام خواهد شد.»

به طور كلي، از مطالعه و بررسي مجموع اخبار و اسناد، چنين استنباط مي شود كه مأموريت ژنرال هايزر در ايران بر اساس چهار مسئله دور مي زد: نخست آنكه از عمليات خودسرانه و حساب نشده ارتش پس از فرار شاه از ايران جلوگيري شود. دوم آنكه ارتش را موظف سازند از دولت بختيار پشتيباني نمايد و در صورت لزوم مبادرت به كودتاي نظامي شود. سوم اینكه تكليف قراردادهاي فروش سلاحهاي پيشرفته آمريكا در ايران روشن گردد و چهارم آنكه وسايل و سلاحهاي مدرن آمريكا در ايستگاه هاي رادار در ايران به تصرف شوروي در نيايد. با اين حال، نهضت اسلامي ملت ايران به حدي گسترش يافت كه كاري از دست ژنرال هايزر و كاخ سفيد برنيامد و او چند روز قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، از تهران گريخت.[7]

16 دي و سقوط دولت نظامي ازهاری و آغاز به كار دولت بختيار

پس از آنكه شاپور بختيار به عنوان نخست وزير رژيم پهلوي معرفي شد، وي در شانزدهم دي ماه 1357 با معرفي اعضاي كابينه خود، قدرت را به طور رسمي به دست گرفت. كابينه بختيار در حالي روي كار آمد كه نهضت اسلامي، سراسر كشور را فراگرفته بود و هيچ قدرتي در رژيم، توان رويارويي، مقابله و سركوب نهضت را در خود نمي ديد.

بختيار به عنوان آخرين نخست وزير دوران ننگين پهلوي، سعي كرد با اعطاي امتيازات گوناگون به مردم، سيل اعتراضات را كاهش دهد. وي پس از معرفي وزيران خود، رئوس برنامه هاي دولت را به اطلاع نمايندگان مجلس و مردم رساند كه اهمّ آنها عبارت بودند از: انحلال ساواك، محاكمه سريع غارتگران، رسيدگي به كارهاي خلاف گذشته، آزادي كليه زندانيان سياسي، لغو تدريجي حكومت نظامي، ايجاد همكاري نزديك بين دولت و حوزه هاي علميه و روحانيون و بالاخره ايجاد امنيت اجتماعي در پناه قانون؛ ولي تمام تلاش او با شكست مواجه شد و علي رغم سعي وافر او در نگهداشتن دولت خود و سلسله پهلوي، كابينه بختيار، سرانجام پس از پنج هفته پرماجرا سقوط كرد.

با سرنگوني دولت بختيار، عمر رژيم پهلوي و دوران 2500 ساله ستمشاهي پايان يافت و حكومت اسلامی  بر كشور حاكم گرديد.[8]

16 دي و پيام امام خميني(ره) به مناسبت روي كار آمدن دولت بختيار

امام خميني(ره) پس از روي كار آمدن دولت بختيار، طي پيامي در 16 دی به ملت ايران فرمودند: «من به عموم ملت دلير ايران اعلام مي كنم كه رژيم سلطنتي، غيرقانوني و مجلسين، غيرملي و غيرقانوني و حكومت غاصب، غيرقانوني و ياغي است. اينك چند مطلب را لازم مي دانم تذكر دهم: كارمندان وزارتخانه ها، وزراي فاسد غيرقانوني را نپذيرند و از آنان اطاعت نكنند و در صورت قدرت، به وزارتخانه ها راه ندهند. ملت از دادن ماليات مطلقاً و از دادن پول آب و برق و تلفن خودداري كنند و از آنچه اعانت به دولت است، احتراز كنند.» در اجراي دستور رهبري نهضت اسلامي، امام خميني(ره)، بعضي از وزارتخانه ها وزراي جديد را به وزارتخانه راه ندادند و تظاهراتها نيز ادامه يافت.[9]

17 دي و دمیدن شدن روح تازه ای از تنفر به مناسبت سالگرد درج مقاله توهين آميز نسبت به «امام خميني(ره)

یادآوری درج مقاله توهین آمیز نسبت به امام خمینی(صلی الله علیه و آله) که در روزنامه اطلاعات توسط ساواک انجام شده بود روحیه تنفر از رژیم پهلوي را مضاعف ساخت.

كه با ترفندهاي گوناگون، از قبيل زندان و تبعيد، نتوانسته بود از نفوذ امام(ره) بر انقلاب و مردم ايران جلوگيري كند، با اقدامي ناپسند و ضد ديني، در 17 دي ماه 1356 مقاله اي توهين آميز عليه امام(ره) با نام جعلي «رشيدي مطلق» درج كرد. نويسنده اجير ساواك در اين مقاله با وقاحت كامل سعي كرده بود با اهانت به امام(ره)، به زعم خود شخصيت رهبر نهضت را بشكند و ایشان را به طرفداري از مالكين و شهرت طلبي و عامل استعمار بودن متهم نمايد. چاپ اين مقاله كه در آن، حضرت امام(ره) را سرسپرده شوروي و كمونيست معرفي كرده بود، با عكس العمل شديد مردم و قيام خونين 19 دي مردم قم مواجه گرديد.

انتشار اين مقاله در سراسر ايران با عكس العمل تند و خشم و نفرت عمومي مواجه گرديد و بلافاصله، درسها و جماعتها در حوزه علميه قم به عنوان اعتراض تعطيل شد. به تعبيري ديگر، واكنش مردم نسبت به اين عمل ساواك به منزله آغاز قيام اصلي مردمي در براندازي رژيم پوسيده پهلوي بود.[10]

17 دي و پشتيباني عربستان سعودي از رژيم پهلوي

دشمنی عربستان با ایران تازگی ندارد؛ بلکه به همان روزهای قبل از پیروزی انقلاب بر می گردد؛ چراکه در 17 دی ماه 1357 رسماً وليعهد عربستان سعودي از رژيم پهلوي در واپسين روزهاي عمر طاغوت (1357ش) حمایت کرد.[11]

19 دي و سالروز قيام خونين مردم قم

خون شهداست که نهال انقلاب را آبیاری نمود. اربعینها، سالگردها، همایشها، یادواره ها و... بهانه ای بود تا شور انقلابی بیش تر در مردم دمیده شود. یکی از این وقایع قیام خونین مردم قم در سال 1356 بود.

نخستين تظاهرات گسترده و شكوهمند مردم مسلمان ايران علیه رژيم پهلوي، پس از قيام 15 خرداد 42، در 19 دي 1356ش در شهر مقدس قم برگزار شد و بدين گونه، پس از چهارده سال، مردم انقلابي ايران، بار ديگر با روحيه اي انقلابي و عزمي استوار، فرياد «درود بر خميني» سر دادند.

واقعه 19 دي 1356، سرآغاز مرحله نوين انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) عليه نظام استبدادي و استكباري پهلوي بود. اين تظاهرات بدين علت روي داد كه رژيم منفور شاه در 17 دي ماه (سال روز كشف حجاب) با درج مقاله اي در روزنامه اطلاعات، امام(ره) را كه در آن زمان در نجف اشرف تبعيد بود، مورد توهين قرار داد و همين امر موجب اظهار نگراني و اعتراض دسته جمعي فضلا و طلاب حوزه علميه قم گرديد.

آنان با تعطيل كردن درسها، به منازل مراجع تقليد و مجتهدان نامدار رفته و با آنها اعلام همدردي كردند. روز بعد، بازار قم نيز تعطيل شد و افراد كثيري از دانش آموزان، دانشجويان و بازاريان و متدينان شهر با روحانيت همراه شده و به حركت اعتراضي خويش ادامه دادند. ايادي رژيم كه تحمل اعتراضات مردمي را نداشتند، صداي آنان را با گلوله پاسخ گفتند. در نتيجه، از سوي مزدوران رژيم پهلوي، تيراندازي به مردم از چهار راه فاطمي (شهدای كنوني) آغاز گشته و تعدادي شهيد و زخمي شدند.[12]

22 دي و تشكيل شوراي انقلاب

با اوج گيري نهضت اسلامي در سال 1357، انديشه طرح تشكلي به نام شوراي انقلاب در ميان روحانيون معتمد امام(ره) پديد آمد كه در سفر شهيد مطهري(ره) به پاريس، اين طرح با امام(ره) در ميان گذارده شد. با موافقت معظم له، اين شورا تشكيل گرديد و اعضاي آن انتخاب شدند. پس از آن امام(ره) طي اطلاعيه اي، اعضاي شوراي انقلاب اسلامي را تعيين و وظايف آن را براي مردم تشريح كردند. معظم له در بخشي از اطلاعيه خويش فرمودند: «به موجب حق شرعي و بر اساس رأي اعتماد اكثريت قاطع مردم ايران كه نسبت به اين جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت، شورايي به نام شوراي انقلاب اسلامي، مركب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعيين شده و شروع به كار خواهند كرد.» اعضاي اين شورا عبارت بودند از حضرات آيات: سيد علي خامنه اي، سيد محمود طالقاني، سيد محمد بهشتي، مرتضي مطهري، اكبر هاشمي رفسنجاني، سيد عبدالكريم موسي اردبيلي، محمدرضا مهدوي كني، و آقايان: يدالله  سحابي، مهدي بازرگان، عباس شيباني و... .

در آستانه پيروزي انقلاب، اعضاي اين شورا، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزير دولت موقت پيشنهاد كردند كه امام(ره) نیز با اين پيشنهاد موافقت كردند. پس از پيروزي انقلاب، اين شورا با مشروعيت حاصله از حمايتهاي مردمي، زمام امور را به دست گرفت. از جمله اقدامات شوراي انقلاب، مي توان به تصويب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ملي شدن بانكها، سامان بخشيدن به دادگاه هاي انقلاب، برگزاري همه پرسي در رابطه با نظام جمهوري اسلامي، بررسي پيش نويس قانون اساسي، تصويب آيين نامه هاي مجلس خبرگان و برگزاري انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي و... اشاره كرد. مسئوليت شوراي انقلاب تا زمان تشكيل مجلس شوراي اسلامي به طول انجاميد و از تاريخ 7 خرداد 1359 وظايف اين شورا به مجلس و شوراي نگهبان واگذار شد.[13]

23 دي و تشكيل شوراي سلطنت و وقوع درگيري شديد مردم با مأموران رژيم شاه

پس از كشتار خونين 13 آبان 57 تهران، كه در حقيقت شمارش معكوس سقوط رژيم پهلوي آغاز شد و شاه ايران كه توان مقاومت در مقابل امواج خروشان انقلاب اسلامي را نداشت، تني چند از مهره هاي سياسي مورد اعتماد خود را مأمور تشكيل شوراي سلطنت كرد تا به تصور خود، امواج اعتراضهاي مردمي را فرو بنشاند. اين شورا قرار بود مقدمات انتقال قدرت را از شاه به فرزندش فراهم كند و بدين ترتيب، ملت مسلمان و مبارز ايران را به ادامه حيات رژيم ستمشاهي، متقاعد سازد.

هرچند هدف اصلي محمدرضا از تشكيل اين شورا، خروج از ايران و در نتيجه جان سالم به در بردن بود؛ اما مردم آگاه ايران، با تجمع در خيابانها، ضمن مخالفت با اين اقدام، حمايت خود را از امام خميني(ره) اعلام كردند. امام(ره) در همين روز از پاريس اعلام كردند كه به زودي يك دولت جديد انقلابي تشكيل خواهند داد. پس از انتشار اين خبر، سيد جلال الدين تهراني، براي ديدار با امام(ره) راهي فرانسه شد. امام دو شرط براي پذيرفتن وي معين كردند: اول، استعفاي او از رياست شوراي سلطنت و دوم، اعلامِ غيرقانوني بودن اين شورا از جانب او. سرانجام رئيس شوراي سلطنت در اول بهمن از سمت خود استعفا داد و شوراي سلطنت بدون هيچ اقدامي در راستاي اهداف شاه، پس از فعاليتي يك هفته اي، عملاً منحل شد.[14]

در جريان برگزاري تظاهرات و راهپيمايي در چندين شهر ايران، درگيري شديدي ميان مأموران رژيم پهلوي و مردم درگرفت و عده اي از مردم مبارز، شهيد يا مجروح شدند. همچنين در همين روز، دانشجويان و مردم تهران كه در گردهمايي بزرگ خود در دانشگاه تهران اجتماع كرده بودند، مخالفت خود را با رژيم شاه اعلام كردند و مصرّانه خواستار بازگشت امام(ره) از پاريس به ايران شدند.

اين حركت دانشجويان در حالي صورت گرفت كه محدوده دانشگاه توسط سربازان مسلح و نيروهاي نظامي محاصره شده بود. پس از اين تظاهرات گسترده، امام(ره) در پيامي، ضمن فرا خواندن مردم به هوشياري، ملت ايران را از وقوع توطئه ها و شايعات تفرقه افكنانه از سوي ايادي رژيم آگاه كردند.[15]

25 دي و  پيوستن نظاميان رژيم شاه به مردم مسلمان و مبارز ايران و پيام 9 ماده اي حضرت امام(ره)

پس از راهپيمايي هاي مكرر مردم عليه رژيم ديكتاتوري شاه، بين نظاميان و مردم درگيري هاي وسيعي به وقوع پيوست. در اين حال، برخي از نظاميان كه به حقانيت مبارزات مردم پي برده بودند، در پي فرمان امام(ره) پادگانها را ترك كرده، به مردم پيوستند. پيوستن نظاميان به نيروهاي مردمي، نويدبخش تحولات اساسي در روحيه و ساختار بدنه ارتشِ رژيم بود. در اين راستا، امام(ره) نيز طي پيامهاي متعددی ارتش را به پيوستن به مردم ترغيب و به آنها توصيه كردند كه براي دفاع از اسلام و حفظ احكام رهايي بخش آن، با مردم همکاری کنند و ميهن خود را از دست اجانب نجات دهند.

همزمان با فرار محمدرضا پهلوي از ايران، امام(ره) پيامي در 9 ماده براي ملت ايران فرستادند كه اهم آن عبارت بود از: «به كساني كه در شوراي سلطنتيِ غيرقانوني به عنوان عضويت داخل شده اند، اخطار مي كنم كه بي درنگ از اين شورا كناره گيري كنند و در صورت تَخلّف، مسئول پيشامدها هستند. به وكلاي غيرقانوني مجلسين اخطار مي شود كه از رفتن به مجلس احتراز كنند و در صورت تخلف، مورد مؤاخذه ملت شريف قرار خواهند گرفت.»

در همين پيام آمده بود: «كشاورزان نسبت به كشت گندم ديم اقدام نمايند؛ بانكها از پرداخت سپرده هاي وابستگان رژيم و دزدان و غارتگران اموال بيت المال خودداري نمايند؛ دانشگاهيان بايد به مبارزه خود عليه دولت غاصب و شاه و شوراي غيرقانوني سلطنت ادامه دهند و استاداني را كه با دستگاه ظلم رابطه دارند، نپذيرند.» همچنين امام(ره) در اين پيام، برپايي راهپيمايي روز اربعين را به مردم توصيه كردند.[16]

26 دي و فرار شاه از كشور

با فراگير  شدن جرقه هاي اوليه انقلاب و فشار نيروهاي مخالف رژيم و هماهنگي قيامهاي مردمي به رهبري امام خميني(ره) و پس از وقايع خونين كشتار 17 شهريور و 13 آبان 57 و برگزاري مراسمهای مختلف چهلم و چهلمهای مختلف در شهرهاي كشور و نيز اعتصاب كارگران شركت نفت و از همه مهم تر، چاپ اعلاميه توهين آميز روزنامه اطلاعات، كنترل امنيت كشور از دست نيروهاي رژيم و حتي حكومت نظامي خارج شد و موجب گرديد در مدت زمان كوتاهي، پايه هاي اقتدار رژيم سست شده، منجر به فرار شخص اول مملكت گردد.

در آن تاريخ، همه ناظران سياسي معتقد بودند كه حل بحران با ادامه حضور شاه امكان پذير نيست و رهبر انقلاب اسلامي(ره)، به هيچ عنوان حضور شاه و رژيم سلطنتي را تحمل نخواهد كرد. شاه نيز به اين موضوع واقف بود. در اين زمان، وي تنها خروج از كشور را به نفع خود مي دانست.سرانجام، وي سه روز پس از تشكيل شوراي سلطنت، به همراه همسر و خانواده خويش در حالي ايران را براي هميشه ترك كرد كه به شدت مي گريست.آنها سوار بر هواپيماي اختصاصي شهباز شده، با همراهي يك جت بوئينگ 707 و ده ها بالگرد از كشور خارج شدند. پس از رفتن شاه از كشور، جشن و شادماني سراسر ميهن را فرا گرفت؛ مجسمه هاي شاه پايين كشيده شد و اركان رژيم شاهنشاهي متزلزل تر گرديد.[17]

27 دي و پيام امام خميني(ره) به مناسبت فرار محمدرضا شاه پهلوي از ايران  

امام خميني(ره) به مناسبت فرار شاه از كشور در پيامي خطاب به ملت ايران فرمودند: «فرار محمدرضا پهلوي را كه طليعه پيروزي ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادي و استقلال است، به شما ملت فداكار تبريك عرض مي كنم.» امام(ره) در ادامه اين پيام، علاوه بر درخواست از ملت ايران به ادامه دادن تظاهرات پرشور خود بر ضد رژيم سلطنتي و دولت غاصب بختيار، بار ديگر از قواي نظامي و انتظامي خواستند كه به ملت بپيوندند. از سوي ديگر، با فرار شاه از ايران، مردم مجسمه هاي شاه فراري را در شهرهاي مختلف پايين كشيدند؛ اما در شهرهاي: آمل، نهاوند، اليگودرز و ايلام مأموران رژيم شاه، به مردم حمله و شماري از آنان را شهيد و مجروح كردند.[18]

28 دي و پيشنهاد بختيار به امام خميني(ره) درباره تشكيل شوراي حكومت ملي

بختيار، نخست وزير رژيم پهلوي، در نامه اي به امام خميني(ره) پيشنهاد كرد تا براي تغيير حكومت به يك رژيم جمهوري، شوراي سلطنت وقت، به شوراي حكومت ملي تغيير نام دهد و سپس اين شورا اختيارات خود را به شوراي اسلامي منتخب امام(ره) منتقل نمايد؛ اما چون پذيرش طرح بختيار موجب به رسميت شناختن شوراي سلطنت بود، امام خميني(ره) آن را نپذيرفتند.

همچنين امام در پيامي خطاب به ملت انقلابي ايران، درباره توطئه دشمنان براي ايجاد نفاق و تفرقه بين مردم هشدار دادند.[19]

29 دي و تظاهرات ميليوني مردم انقلابي ايران در روز اربعين حسيني عليه دولت بختيار

به دعوت امام خميني(ره) مردم ايران با اتحاد، در يك راهپيمايي عليه آخرين بازمانده رژيم شاه شركت كردند. در اين تظاهرات كه از بزرگ ترين اجتماعات دوران انقلاب بود و همزمان با روز اربعين سال 1399ق برگزار شد، شركت كنندگان خواستار اعلام غيرقانوني بودن سلطنت و خلع رژيم شاه و تأسيس جمهوري اسلامي شدند. غير از تهران، در غالب شهرها راهپيمايي انجام گرفت؛ ولي در نجف آباد، كرمانشاه، نهاوند، اروميه و مسجد سليمان مردم به شديدترين وضع به خاك و خون كشيده شده، صدها تن كشته و زخمي شدند.

در همين روز امام خمینی(ره) در پيامي خطاب به ملت ايران، فرمودند: «اين جانب ان شاء الله  به زودي به شما مي پيوندم تا در خدمت شما باشم و با همت شجاعانه شما به رفع مشكلات بپردازيم و با هم صدا و هم قدم شدن همه ملت، در راه استقلال و آزادي ايران بكوشيم.»[20]

30 دي و انتشار خبر بازگشت حضرت امام(ره) به ايران  

انتشار خبر بازگشت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، شادي و شعف فراواني بين مردم ايران به وجود آورد و گفتگو درباره مراجعت امام(ره) و كيفيت استقبال از ايشان، در اجتماعات كوچك و بزرگ، شور و هيجان غيرقابل وصفي ايجاد كرد. از طرف ديگر، اعلام تصميم قطعي امام(ره) براي بازگشت به ايران، عوامل رژيم شاه را دچار بحران و اضطراب شديدي كرده بود. آنها با تلاش بي وقفه سعي داشتند راهي براي نجات خود بيابند و بسياري ناچار به استعفا و فرار از ايران شدند.

بعضي از نظاميان وابسته رژيم نيز با حمله به مردم بي دفاع، آخرين تلاشهاي خود را براي حفظ نظام طاغوت به كار بستند؛ اما اين اقدامات نه تنها نتوانست خللي در اراده آهنين مردم ايران وارد كند؛ بلكه آنها را در ادامه راهشان تا حصول پيروزي نهايي مصمم تر كرد.[21]

ادامه دارد...

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. آنچه در این مقاله می‏آید، برگرفته از کتابهای روزشمار انقلاب اسلامي؛ ويژه بزرگداشت چهلمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، تألیف جمعی از پژوهشگران اداره كل پژوهشهاي اسلامي صدا و سیما، روزشمار تاریخ ایران و هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، غلامرضا کرباسچی، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، تهران، 1371ش، می باشد.

[2]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 383.

[3]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1047.

[4]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 335.

[5]. همان، ص 385.

[6]. همان.

[7]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 1054.

[8]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 388.

[9]. صحيفه امام (مجموعه آثار امام خمینی(ره))، سید روح الله موسوی خميني، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران، 1378ش، ج 5، ص 350.

[10]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 2، ص 777.

[11]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 388.

[12]. همان، ص 336.

[13]. صحيفه امام(ره)، ج 5، ص 426.

[14]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 390.

[15]. همان.

[16]. صحيفه امام(ره)، ج 5، ص 477.

[17]. روزشمار تاريخ ايران، ج 2، ص 391.

[18]. صحيفه امام(ره)، ج 5، ص 486.

[19]. هفت هزار روز تاريخ ايران و انقلاب اسلامي، ج 1، ص 1083.

[20]. همان، ج 2، ص 1085.

[21]. صحيفه امام(ره)، ج 5، ص 502.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 235.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٣ دی ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤١١٣٣٠ / تعداد بازدید : 36/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج