يکشنبه ١٧ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عوامل سقوط خواص در عبرتهای عاشورا -5

نقش خواص در پیدایش حادثه کربلا

در تاریخ اسلام بدترین شکل عملکرد خواص را در حادثه عاشورا مشاهده می کنیم. آنها پس از مرگ معاویه، با علم به اینکه یزید لیاقت رهبری جامعه اسلامی را ندارد، از امام حسین(علیه السلام) برای بیعت دعوت کردند به کوفه بیاید تا در رکاب آن حضرت با یزیدیان نبرد کنند.

نقش خواص در پیدایش حادثه کربلا

در تاریخ اسلام بدترین شکل عملکرد خواص را در حادثه عاشورا مشاهده می کنیم. آنها پس از مرگ معاویه، با علم به اینکه یزید لیاقت رهبری جامعه اسلامی را ندارد، از امام حسین(علیه السلام) برای بیعت دعوت کردند به کوفه بیاید تا در رکاب آن حضرت با یزیدیان نبرد کنند. در مرحله نخست گروه زیادی از مردم کوفه با نماینده آن حضرت، مسلم بن عقیل(علیهما السلام) بیعت کردند؛ اما در پی توطئه های بنی امیه و احساس خطر از جانب شام و ترس و وحشتی که عبیدالله بن زیاد به وجود آورد، صحنه را ترک کردند.

رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) در توضیح گوشه ای از عملکرد خواص در این برهه حساس از تاریخ اسلام، می فرمایند: «خب، چرا چنین شد؟! من که نگاه می کنم، می بینم خواص مقصرند. همین خواص طرفدار حق، مقصرند. بعضی از این خواص طرفدار حق، در نهایت بدی عمل کردند؛ مثل شریح قاضی! شریح که جزو بنی امیه نبود. کسی بود که می فهمید حق با کیست. می فهمید اوضاع از چه قرار است.

وقتی هانی بن عروة(ره) را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند، سربازان و افراد قبیله اش اطراف قصر عبیدالله زیاد را گرفتند. ابن زیاد ترسید. آنها می گفتند که هانی را کشتید؟! ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین هانی زنده است، برو به اینها بگو زنده است. شریح آمد، دید که هانی بن عروة زنده است؛ اما مجروح است. هانی بن عروة گفت: ای مسلمانها! این چه وضعی است (خطاب به شریح)؟ پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نیامدند؟ چرا نمی آیند مرا از اینجا نجات بدهند؟! شریح قاضی گفت: می خواستم بروم و این حرفهای هانی را به همین کسانی که اطراف دارالاماره را گرفته اند، بگویم؛ اما افسوس که جاسوس عبیدالله آنجا ایستاده بود؛ جرأت نکردم؛ یعنی چه؟ یعنی همین که ما می گوییم: ترجیح دنیا بر دین. شاید اگر شریح همین یک کار را انجام می داد، تاریخ عوض می شد.»[1]

کوتاهی خواص سبب شد تاریخ به نفع بنی امیه رقم بخورد. حرکت نابجای آنها به خاطر ترجیح دنیا بر دین و ترس از کشته شدن موجب شهادت مسلم بن عقیل(علیهما السلام) گردید: «اگر خواص مسلم را تنها نمی گذاشتند، مثلاً صد نفر می شدند، این صد نفر اطراف مسلم را می گرفتند، به خانه یکی از آنها می آمدند و می ایستادند، دفاع می کردند، مسلم تنها هم که بود، وقتی می خواستند او را دستگیر کنند، چندین ساعت طول کشید! چندین بار حمله کردند، مسلم به تنهایی همه سربازان ابن زیاد را ـ همان عده ای که آمده بودند ـ پس زد. اگر صد نفر مرد با او بودند، مگر می توانستند او را بگیرند؟! باز هم اطرافشان جمع می شدند.»[2]

به همین جهت است که حادثه عاشورا، دست مایه و ملقمه ای از عملکرد خواص تلقی می گردد، چنان که امام حسین(علیه السلام) در مصاحبه ها، بیانیه ها و خطابه های بین راه (از مکه تا کربلا)، به این نکات اشاره فرموده اند و پس از مشخص شدن کامل وضعیت، مسئولیت امر را متوجه خواص ساخته اند.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. همان.

[2]. همان.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 232.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٤ مهر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٥٢٤ / تعداد بازدید : 42/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج