جمعه ١٥ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


عوامل سقوط خواص در عبرتهای عاشورا -4

عوامل سقوط خواص و عوام

مهم ترین مطلب در عبرتها، شناخت عوامل سقوط و لغزش خواص است که با توجه به جایگاه آنها در میان مردم، لغزش آنها سبب لغزش عوام خواهد شد. مقام معظم رهبری(حفظه الله) رؤس این عوامل را در چند چیز معرفی می فرمایند.

عوامل سقوط خواص و عوام

مهم ترین مطلب در عبرتها، شناخت عوامل سقوط و لغزش خواص است که با توجه به جایگاه آنها در میان مردم، لغزش آنها سبب لغزش عوام خواهد شد. مقام معظم رهبری(حفظه الله) رؤس این عوامل را در چند چیز معرفی می فرمایند:

۱. دور شدن از یاد خدا و پیروی از شهوات

«ما باید بفهمیم بر سر آن جامعه چه بلایی آمد که سر بریده حسین بن علی(علیهما السلام) ـ آقازاده اول شخص دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین، پسر علی بن ابی طالب(علیهما السلام) ـ در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت می نشسته است، گردانده بشود و آب از آب تکان نخورد؟! از همان شهر افرادی به کربلا بیایند، او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت برسانند و حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) را به اسارت بگیرند! در این زمینه حرف زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح می کنم. قرآن جواب ما را داده است. آن درد را قرآن به مسلمین معرفی می کند. آن آیه این است که می فرماید: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا»[1]عوامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی، دو چیز است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است؛ فراموش کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگی جدا کردن، توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن؛ و دوم: «وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ» دنبال شهوت رانی‌ها رفتن، دنبال هوسها رفتن و در یک جمله: دنیاطلبی، به فکر جمع آوری ثروت، مال و التذاد به شهوات دنیا افتادن. اینها را اصل دانستن و آرمانها را فراموش کردن.»[2]

۲. دنیاطلبی

«یکی از چیزهایی که عامل اصلی چنین قضیه ای شد، این بود که رواج دنیاطلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حساسیت مسئولیت ایمان را گرفت. اینکه ما روی مسئله فساد و فحشا و مبارزه و نهی از منکر و این چیزها تکیه می کنیم، علت عمده اش این است که جامعه را تخدیر می کند. همان مدینه ای که اولین پایگاه تشکیل حکومت اسلامی بود، بعد از اندک مدتی، به مرکز بهترین موسیقیدانها و آوازه خوانها و معروف ترین رقاصها تبدیل می شود، تا جایی که وقتی در دربار شام می خواستند بهترین مغنّیان را خبر بکنند، از مدینه آوازه خوان و نوازنده می آوردند.»[3]

۳. بی تفاوتی پیروان حق

«عامل دیگری که وضع را به آنجا رسانید و انسان در زندگی ائمه(علیهم السلام) این معنا را مشاهده می کند، این بود که پیروان حق - که ستونهای آن اساس واقعی بنای ولایت و تشیع محسوب می شدند - از سرنوشت دنیای اسلام اعراض کردند و نسبت به آن بی توجه شدند و به سرنوشت دنیای اسلام اهمیت نمی دادند. بعضی‌ها، مدتی مقداری تحمّس و شور نشان دادند که حکام سخت گیری کردند؛ مثل قضیه هجوم به مدینه در زمان یزید که اینها علیه یزید سر و صدایی به راه انداختند، او هم آدم ظالمی را فرستاد و اینها را قتل عام کرد. این گروه هم، همه چیز را به کلی کنار گذاشتند و مسائل را فراموش کردند...

کار دو جناح حق و باطل که با هم مبارزه می کنند و به یکدیگر ضربه می زنند، بدیهی است. همچنان که جناح حق به باطل ضربه می زند، باطل هم به حق ضربه می زند. این ضربه تبادل پیدا می کند و آن وقتی سرنوشت معلوم می شود که یکی از این دو جناح خسته شود، و هر که زودتر خسته شد، او شکست را قبول کرده است.»[4]

۴. ترس

یکی از عوامل بازگشت انسانهای ضعیف از مسیر حق، ترس است. در واقعه کربلا همین عامل سبب شد که مسلم بن عقیل(علیهما السلام) در کوفه تنها بماند. رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) می فرمایند: «کاری که ابن زیاد کرد، یک عده از همین خواص را بین مردم فرستاد که مردم را بترسانند، مادرها و پدرها را، تا بگویند با چه کسی می جنگید؟ چرا می جنگید؟ برگردید! پدرتان را در می آورند. اینها یزیدند، اینها ابن زیادند، اینها بنی امیه اند و اینها چه دارند؛ پول دارند، شمشیر دارند، تازیانه دارند؛ ولی آنها چیزی ندارند. مردم را ترساندند، به مرور همه متفرق شدند. آخر شب، وقت نماز عشا، هیچ کس همراه حضرت مسلم(علیه السلام) نبود، هیچ کس!»[5]

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. مریم/ ۵۹.

[2]. بیانات رهبری(حفظه الله) دیدار با فرماندهان گردانها، گروهانها، دسته های عاشورایی نیروی مقاومت بسیج، مورخ: ۲۲/۴/۷۱.

[3]. بیانات رهبری(حفظه الله) به مناسبت روز پاسدار، مورخ: ۵/۱۰/۷۴.

[4]. همان.

[5]. بیانات رهبری(حفظه الله) در دیدار با فرماندهان و نیروهای لشکر ۲۷ حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، مورخ: ۲۰/۳/۷۵.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 232.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٢٤ مهر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٥٢٣ / تعداد بازدید : 50/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج