يکشنبه ١٧ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


فرهنگ عاشورا؛

پاسداران فرهنگ عاشورا (1)

ماندگاری نهضت عاشورا، افزون بر ویژگی‌های منحصر به فرد این نهضت، به ویژه شخص امام حسین(علیه السلام) مرهون زحمات عالمان سخت کوشی است که برای پاسداری از فرهنگ عاشورا نهایت تلاش خود را به کار برده، با دو ابزار «بیان» و «بنان» و با ایثار خون خود، در این مسیر گام نهاده اند.

پاسداران فرهنگ عاشورا (1)

عبدالکریم پاک‌نیا

مقدمه

ماندگاری نهضت عاشورا، افزون بر ویژگی‌های منحصر به فرد این نهضت، به ویژه شخص امام حسین(علیه السلام) مرهون زحمات عالمان سخت کوشی است که برای پاسداری از فرهنگ عاشورا نهایت تلاش خود را به کار برده، با دو ابزار «بیان» و «بنان» و با ایثار خون خود، در این مسیر گام نهاده اند.

  این تلاشها بسیاری از اهداف نهضت عظیم عاشورا را تأمین کرده و جاودانه ساخته است. خطبه‌ها و سخنان امام حسین(علیه السلام) و یارانش، از آغاز نهضت تا لحظه شهادت و گفتار و رفتار اسیران کربلا، از عصر عاشورا تا مراجعت به مدینه، جملگی موجب بیداری امتهای اسلامی، ماندگاری اهداف بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و احیای ارزشهای الهی و انسانی است که از زمان وقوع حادثه کربلا تا به امروز، عالمان زیادی این مسیر را پیموده، گزارشات نهضت عاشورا را در دل تاریخ ثبت کرده اند، گرچه برخی از آنان شیعه نبوده اند؛ ولی خواسته یا ناخواسته دل در گرو مکتب عاشورا داشته اند.

در حقیقت، خدای متعال این حماسه را بر قلم آنان جاری کرده است. مانند: عمرو بن بحر جاحظ‍‌ (158-255ق) در رساله تاریخ بنی امیه، ابن سعد (م 230ق) در الطبقات الكبرى، بلاذرى (م 279ق) در انساب الاشراف، دينورى (م 283ق) در اخبار الطوال، طبرانى (م 360ق) در معجم الكبير، موفق بن احمد خوارزمی (م 568ق) در مقتل  الحسين، ابن عساكر (م 571ق) در تاريخ مدينه دمشق و فضائل عاشورا، و برخی از مورخین که  مذهب و موضع مشخص و واضحی ندارند، مانند: طبری (م 310ق) در تاريخ خود، ابن اعثم كوفى (م حدود 314ق) در الفتوح، ابوالفرج اصفهانى (م 356ق) در مقاتل الطالبيين، و برخی دیگر که مستبصر شده و با نور تشیع راه خود را پیدا کرده اند، مثل قاضى نعمان مغربی (م 363ق) در شرح الأخبار.

اما مهم ترین عالمان شیعه که عاشقانه در مورد ترویج فرهنگ عاشورا زحمات فراوان کشیده اند و در مدت 14 قرن این حادثه را در منظر عالمیان  قرار داده و در صفحات زرین تاریخ  جلوه گر ساخته اند، فراوانند که در این مقاله به معرفی 12 تن از ایشان می پردازیم:

1. جعفر بن قولويه قمي (م ۳۶۸ق)

جعفر بن قولويه قمي(ره) از عالمانعاشورایی است که زحماتش از عوامل ماندگاری نهضت عظیم عاشورا شده است. تألیف کتاب معروف «كامل الزيارات» درباره احیای زیارت عاشوراییان، شاهد این مدعاست. احادیث باب پیاده روی اربعین –که مهم ترین اثر را در این اجتماع بی‌نظیر دارد - در همین اثر عاشورایی روایت شده است.[1]

بخش اعظم این کتاب مربوط به ثواب گریه و اقامه عزا و چگونگی نماز و زیارت در حرم امام ‌حسین(علیه السلام) است و از اخبار غیبی پیامبر(صلی الله علیه و آله) مبنی بر شهادت امام نیز احادیث فراوانی نقل کرده است. او از برجسته ترين چهره هاى راويان شيعه و فقيهان اماميه در قرن چهارم هجرى است كه در شهر مقدس قم به دنيا آمد و از اساتيد بزرگي همچون: پدرش محمد بن قولويه، محمد بن يعقوب كليني، علي بن بابويه (پدر شيخ صدوق) و... بهره برد. شيخ مفيد(ره) از ممتازترين شاگردان ابن قولويه است كه می گوید: «خداوند شيخ مورد اعتماد ما، ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه را تأييد فرمايد.»[2]

ابن حجر عسقلاني، از علماي به نام اهل‌سنت مي گويد: «جعفر بن محمد بن قولويه، از بزرگان شيعه و از دانشمندان سرشناس و مشهور است.»[3]

اين پاسدارِ فداكارِ فرهنگ عاشورا، در سال368ق وفات يافت و در كاظمين، کنار حرمامامین کاظمین(علیهما السلام) مدفون گرديد. پدرعالی قدرش، محمد بن قولويه، نیز در شهر قم،نزدیک حرم مطهر حضرت معصومه(علیها السلام) و مقابل مدرسه آیت الله گلپایگانی(ره) مدفون است.

ابن قولويه در آغاز كتابش، تمام راويان آن را توثيق كرده و اين نكته به دانشمندان شيعه كمك مي كند تا به آن دسته از راوياني كه در كتابهاي رجالي نامي ندارند و فقط در اسناد «كامل الزيارات» قرار گرفته اند، راحت تر اعتماد كنند.[4]

کتاب ابن‌قولویه يكي از ارزشمندترين مجموعه هاي حديثي در زمينه زيارت و از منابع غني عاشوراپژوهي مي باشد كه مهم ترين روايات اين بخش را در خود جاي داده است. اين يادگار ماندگار شيعه بيش از هزار سال است كه مورد توجه محدثين و فقهاي عظيم‌الشأن عالم اسلام بوده و امروزه همچنان در صدر كتابهاي درجه يك شيعه قرار دارد. بحار الانوار، مفاتيح الجنان و اكثر منابع عاشورایي بعد از وی؛ از جمله آثاري هستند كه از اين كتاب بهره ها برده اند.

2. شیخ صدوق (م 381ق)

این عالم عاشورایی به دعاي امام زمان(علیه السلام) متولد شده است. نجاشي(ره) مي نويسد: پدر صدوق که بيش از 50 سال داشت و صاحب فرزندي نشده بود، به محضر امام (زمان(علیه السلام)) نامه نوشته، التماس دعا كرد. از ناحيه مقدسه برايش پاسخ آمد:«قَدْ دَعَوْنَا اللَّهَ لَكَ بِذَلِكَ وَ سَتُرْزَقُ وَلَدَيْنِ ذَكَرَيْنِ خَيِّرَيْن؛ما از درگاه الهي حاجت تو را خواستيم (انشاءالله) به زودي صاحب دو پسر نيكوكار و صالح خواهي شد.»[5]

این دو فرزند سعادتمند محمد (شیخ صدوق) و حسین بن علی بن بابویه بودند.

محمد بن علي بن بابويه (شيخ صدوق(ره)) در سال 306ق در شهر مقدس قم متولد شد و در سال 381ق در شهرري وفات يافت. او در عرصه علم و دانش به درجه اي رسيد كه موافق و مخالف را به تحير واداشت. شيخ طوسى(ره) در معرفى وی مى گويد: «او دانشمندى جليل‌القدر و حافظ احاديث بود. از احوال رجال كاملاً آگاه و در عرصه احاديث، نقادى عالى‌مقام به شمار مى آمد. در ميان بزرگان قم، از نظر حفظ احاديث و كثرت معلومات مانند نداشت و در حدود سيصد كتاب نوشته است.»[6]

ايشان در ضمن برخى از آثارش، فعالیتهای عاشورایی خویش را چنین تبیین کرده اند: «من در كتاب الزّيارات و در مقتل الحسين(علیه السلام) انواعى از زيارتها را آورده‌ام.»[7] گرچه امروزه به کتاب مستقلی از ایشان در مورد عاشورا دسترسی نداریم؛ ولی لابلای آثار ایشان، مانند: امالی، خصال، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، علل الشرائع، ثواب الاعمال، توحید و معانی الاخبار، مملو از گزارشهای عاشورایی است که به عنوان نمونه این روایت را می آوریم:

امام رضا(علیه السلام) به «ریان بن شبیب» فرمودند: «محرم، ماهى است كه مردم جاهلي جنگ را در آن حرام مى‌دانستند؛ اما خون ما در آن ماه حلال انگاشته و حرمت مان شكسته شد و كودكان و زنان مان به اسارت گرفته و آتش در خيمه‌هاى ما انداخته شد. متاع و حشم ما به تاراج رفته و در برخورد با ما، براى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حرمتى مراعات نشد. روز شهادت حسين(علیه السلام) پلک چشمان ما را زخمى ساخته و اشك مان را جارى كرده است. عزيز ما را در زمين کرب و بلا خوار نمودند؛ زمينى كه تا قيامت اندوه و بلا را براى ما باقى گذاشت. پس گريه‌كنندگان بايد براى حسينى چنين گريه كنند؛ چراكه گريه بر او، گناهان بزرگ را مى‌ريزد.»

سپس امام ادامه دادند: «كَانَ أَبِي(علیه السلام) إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يُرَى ضَاحِكاً وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ وَ يَقُولُ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ(علیه السلام)؛[8] آنگاه كه ماه محرم آغاز مى‌شد، پدرم (امام كاظم(علیه السلام)) خندان ديده نمى‌شد و تا ده روز از ماه گذشته، حزن و اندوه بر او چيره بود و هنگامى كه روز دهم فرا مى‌رسيد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه اش بود و مى‌گفت: اين (روز) روزى است كه حسين(علیه السلام) در آن كشته شد.»

3. شیخ مفید (م 413ق)

محمد بن نعمان بغدادى، معروف به شيخ مفيد، در سال 336ق در حومه بغداد به دنيا آمد و در آنجا از محضر اساتيد و از دانشمندان بزرگي چون جعفر بن قولويه قمى و شيخ صدوق" كسب دانش نمود. او علاوه بر خدمات شايان توجه علمي و فرهنگي، شاگرداني مانند: سيد مرتضى علم الهدى و سيد رضى ، شيخ طوسى ، نجاشى  و سلار ديلمي#تربيت نمود. از مهم ترین منابع عاشورایی شیخ مفید(ره) کتاب «الارشاد» می باشد که بخش گسترده ای از آن در مورد تاریخ عاشوراست.

گزارشی از شیخ در باب وقایع عاشورا از این کتاب شان می خوانیم: هنگامى كه سر بريدۀ امام حسين(علیه السلام) به  کاخ كوفه رسيد، ابن زياد به آن سر نگاه مى‌كرد و لبخند مي زد و با چوب دستى كه در دستش بود، بر دندانهاى امام مى‌زد. زيد بن ارقم - از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) - که مردی پيرى بود، در مجلس ابن‌زياد حضور داشت و كنار ابن‌زياد نشسته بود. هنگامي كه اين جسارت را از ابن‌زياد ديد، طاقت نياورد و گفت: «ارْفَعْ قَضِيبَكَ عَنْ هَاتَيْنِ الشَّفَتَيْنِ فَوَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ غَيْرُهُ لَقَدْ رَأَيْتُ شَفَتَيْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)عَلَيْهِمَا مَا لَا أُحْصِيه  كَثْرَةً تُقَبِّلُهُمَا؛ اى پسر زياد! اين چوب را از لب و دندان حسين(علیه السلام) بردار که به خداى يكتا قسم بارها خودم ديدم که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) همين لبها را مي بوسيد و لب بر لب حسین(علیه السلام) مى‌گذاشت.»[9]

4. شهید فتال نيشابورى  (ش 508ق)

محمد بن حسن فتال[10] نيشابورى، معروفبه ابن‌فتال و ابن‌فارسى، از علماى قرن پنجمو ششم هجرى و از فعالان و ناشران فرهنگعاشوراست. این عالم شهید، بخش قابل توجهیاز کتاب ارزشمند «روضة الواعظین» را بهموضوع امام حسین(علیه السلام) و یارانش اختصاصداده است. وی در محضر شيخ طوسى و سيد مرتضى"تربیت شده و شاگردی همانندابن‌شهر آشوب مازندرانى(ره)  را تقدیم امت اسلام نموده است. معروف ترین اثر عاشورایی ایشان همین «روضة الواعظين و بصيرة المتعظين»است. وی به خاطر شیعه بودن در سال 508ق،به دستور «عبدالرزاق شهاب الاسلام»[11] وزير سنگدل و ستمگر سلطان سنجر سلجوقى، در نهايت قساوت و بى دينى به شهادت رسید[12]و در نیشابور به خاک سپرده شد.[13]

این شهید بزرگوار در یکی از احادیث عاشورایی خود، از امام صادق(علیه السلام) روایت می کند که: وقتی خواستند امام حسین(علیه السلام) را به شهادت برسانند، ندایی از سمت عرش الهی بلند شد که:«أَلَا أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الْمُتَحَيِّرَةُ الظَّالِمَةُ الضَّالَّةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا لَا وَفَّقَكُمُ اللَّهُ لِأَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ؛[14]اى امت سرگردان گمراه ستمگر كه پس از پيامبر خود چنين شديد! خدا شما را براى عيد قربان و عيد فطر موفق نگرداند.» آنگاه امام صادق(علیه السلام) فرمود: قاتلان نیز پس از آن موفق نشدند و هرگز موفق نخواهند شد، تا هنگامى كه انتقام گيرنده خون امام حسين(علیه السلام) قيام كند.

5. سید بن طاووس (م 664ق)

سید علی بن طاووس(ره) در نيمه محرم 598ق در شهر حلّه عراق ديده به جهان گشود و در همین شهر نشو و نما كرد و از اساتيد بسياری بهره برد. پدرش، سعدالدّين موسى و جدّش ورّام[15] بن ابى فراس نخعى[16] در تربيت او نقشی اساسى داشتند.[17]

کتاب عاشورایی «اللهوف علی قتلی الطفوف» وی از زمان تألیفش در اوایل قرن هفتم تا امروز –در طول هشت قرن –تمام مقاتل و آثار عاشورایی را تحت الشعاع خود قرار داده است. این کتاب حماسه بی نظیر امام حسین(علیه السلام) را به ترتيب، از آغاز حركت امام از مدينه به سوى كربلا تا بازگشت به مدينه (البته با حذف اسناد روايات) نقل کرده است.

این گنجینه عاشورایی به اعتبار مؤلفش که در میان  فقها و علمای شيعه به تقوا و پاکدامنی و طهارت نفس شناخته شده است، در ردیف مدارك تاريخى معتبر شيعه قراردارد. [18]

اولین شهيد محراب، آيت الله قاضي تبريزي(ره)، در عظمت کتاب لهوف مي نویسد: «لهوف سيد بن طاوس(ره) نقليّاتش بسيار مورد اعتماد است و در ميان کتب مقاتل، کتاب مقتلي به اندازه اعتبار و اعتماد به آن نمي رسد و در اطمينان بر آن کتاب، در رديف اول کتب معتبره مقاتل قرار گرفته است.»[19]

این سید بزرگوار در صبح روز دوشنبه، پنجم ذیقعده سال 664ق در 75 سالگى در بغداد رحلت كرد و در حرم مقدس امیر مؤمنان علی(علیه السلام) مدفون شد.[20]

6. نجم الدين، جعفر بن نمای حلى  (م 680ق)

جعفر بن نمای حلى، استاد علامه حلي"و مؤلف كتاب «مثير الأحزان»، یکی دیگر از عالمان عاشوراپژوه است که این کتاب گرانسنگ از افتخارات ميراث مكتوب شيعه و يكي از منابع معروف عاشورایی می باشد.[21] محققين و مبلغين عرصه عاشوراپژوهي و تمام كساني كه مشتاق فرهنگ اهل بيت(علیهم السلام) مي باشند، از اين منبع معتبر بي نياز نيستند.

«مثير الاحزان» مقتلي معتبر و شايستهمطالعه براي اهل مقتل است كه كم ترجايگزيني برايش مي توان ارائه داد؛ چراكهمؤلف آن يكي از فقهاي بزرگ شيعه و نظريه پردازان فقه و حديث و تاريخ است. وى ازعلما و محدثین قرن هفتم قمری است که درشهر عالم‌پرور حله به دنيا آمده، انديشه ها ومتون فقهي اش مورد استفاده فقهاي بزرگاست. شهيد اول، محمد بن مكى عاملي دركتاب الدروس الشرعيه، محقق كركى معروف به محقق ثانى در كتاب جامع المقاصد، شهيدثاني در شرح لمعه و... از فقيهاني هستند كهاز افكار  محمد بن نماي حلي (پدر صاحبمثير الاحزان) بهره ها برده اند.

ابن نما در گزارشی از عبور خاندانعصمت(علیهم السلام) از كنار قتلگاه در کربلا خبر دادهو از قول «قره تميمى» در اين مورد می گوید:من هرگز سخنان جانسوز دخت امير مؤمنان،زينب کبری(علیهما السلام) به هنگامه عبور از كنار پيكربه خون خفته برادرش، حسين(علیه السلام) را فراموشنمی كنم كه مى گفت: «يا مُحَمّداهُ! صَلّى  عَلَيكَ مَليكُ السَّماءِ! هذا حُسَينٌ بِالعَراءِ، مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعُ الأَعضاءِ، يا مُحَمَّداه! وَ بناتُكَ سَبايا، و ذُرِّيَتُكَ قَتلى  ...؛ [22] اى رسول خدا! درود فرمانرواى آسمانها بر تو باد! اين حسين توست كه در اين بيابان خشك و سوزان به خون خويشغوطه ور گرديده و با پيكرى قطعه قطعه برخاك افتاده است. ای رسول خدا! و دخترانت به اسیری رفته، فرزندانت کشته شده...»[23]

7. على بن عيسى اِرْبِلى  (م 693ق)

اِرْبِلى ، مؤلف کتاب معروف «کشفالغمة» در اوايل قرن هفتم در شهر اربل[24] به دنيا آمد. او بعد از اتمام تحصيلات و كسب علوم رايج عصر خويش نزد اساتيد فن و نخبگان آن دوران، به ترويج فرهنگ اسلام پرداخت ودر دوران زندگى خويش با دانشمندان بزرگ اسلامى همچون: خواجه نصيرالدين طوسى،سيد رضى الدين على بن موسى بن طاووس، يوسف بن مطهّر حلى (پدر علامه حلّى) وحسن بن يوسف بن مطهّر حلى (معروف بهعلامه حلّى)#معاصر و مرتبط بود و همچنين مورد توجه مردان سياست و وزارت در عصر خود، از جمله ابن علقمى،[25] وزيردانش دوست و شيعه اواخر حكومت عبّاسيان، عطا ملك جوينى و برادرش شمس الدين بوده است. او در سال 693ق وفات یافته.

8. شهید اول (734 - 786ق)

محمد بن مكي عاملي جزّيني، معروف به شهيد اول، در سال 734ق در شهرك جزّين در كشور لبنان متولد شد.[26] وی در رتبه علمي به مرجعيت فقهي مذاهب پنجگانه نايل گرديد و نخستين فقيه شيعه است كه از جبل عامل برخاسته، در جهان اسلام به مقامات عاليه علمي، اجتماعي و سياسي دست يافته و پايگاه بزرگ علمي شيعه را بنيان نهاده است.

شهید اول از عالمان عاشورایی است که در کتاب «المزار» خود به بخش زیارتهای عاشورایی پرداخته و افزون بر زیارت امام حسین، امام سجاد و سایر شهدا(علیهم السلام)، زیارت عاشورا و زیارت اربعین و همچنین به یاد و نام یاران عاشورایی امام حسین(علیه السلام) پرداخته است. مهم تر آنکه این عالم برجسته جهان تشیع، خود نیز در همین مسیر، همانند مولایش و در راه محبت اهل بیت(علیهم السلام) به فجیع ترین وضع به شهادت رسیده است؛ چراکه در سال 784ق با سعایت یکی از علمای اهل‌سنت توسط حاکم به زندان افتاد و در زندان در دفاع از خود ضمن اشعاري چنين گفت: «عقيده خالص من دوستي و محبت پيامبر(صلی الله علیه و آله)و عشق ورزيدن به كساني است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)را دوست دارند و دوستدار همراهان راستين پيامبر(صلی الله علیه و آله)مي باشم.»

اما حكم از پيش تعيين شده قاضي مبني بر قتل آن رادمرد الهي، اعلام شد. لباس او را از بدن مطهرش بيرون آوردند و لباس شهادت پوشاندند. بعد از شهادت، بدن را به دار زدند و سپس سنگسارش كردند و آنگاه جسم بي‌جان را سوزاندند تا آثاري از آن باقي نماند. ایشان در سال 786ق در سن پنجاه و دو سالگی شهید شد؛[27] اما افكار عاشورایی اش با تلاشهاي آن مجاهد خستگي ناپذير، در مناطق وسيعي از جهان اسلام انتشار يافته و ابدي گشته است.[28]

9. علامه مجلسی (م 1110)

علامه محمدباقر مجلسی(ره) از دیگر عالمان عاشورایی است که قرن 11 و 12 شاهد فداکاری‌های او در ماندگاری این حماسه بی‌نظیر است. وى در سال 1037ق در اصفهان به دنیا آمد[29] و به مناسبت پرداختن به زندگی ائمه(علیهم السلام) در کتاب وزین و گرانسنگ «بحار الانوار»، بخشی از جلد ۴۴ و تمام جلد ۴۵ (تا پایان باب پنجاه از چاپ جدید و جزء دوم و سوم جلد دهم از چاپ قدیم)؛ یعنی بیش از یک جلد و نیم از این سری کتابش را به زندگانی امام حسین(علیه السلام) و مقتل و حوادث پس از شهادت حضرت، در قالب ۲۷ باب اختصاص داده است.[30]

همچنین بیش از یک سوم از کتاب فارسی «جلاء العیون» را به اخبار و گزارشهایی درباره زندگی، مناقب، معجزات، اخبار غیبی درباره شهادت امام حسین(علیه السلام) و نهضت عاشورا و حوادث پس از آن اختصاص داده است.[31]

صاحب جواهر(ره) درباره وی مطالبی را نقل کرده که بیانگر کرامت و عظمت معنوی علامه مجلسی(ره) در میان علمای شیعه می باشد.[32] علامه مجلسى(ره) در شب 27 رمضان سال 1110ق در اصفهان دیده از جهان فروبست و در قبرستان فولادشهر اصفهان مدفون گردید.

10. شیخ جعفر شوشتری (م ۱۳۰۳ق)

فقیه نامدار، علامه شیخ جعفر شوشتری(ره) از عالمانی است که از اواخر قرن 13 نامش با عاشورا عجین گشته، به طوری که این ویژگی سایر ابعاد شخصیتی اش را تحت‌الشعاع  قرار داده است. وی در کتاب معروفش «الخصائص‌الحسینیه» که منبعی عالی برای مبلغان عاشورایی است، ضمن شرح زندگانی امام حسین(علیه السلام)، به بررسی ویژگی‌های امام و قیام عاشورا پرداخته و در پایان نیز، مطالبی درباره مجالس حسینی و اهمیت آن، آفات مجالس حسینی و ثواب زیارت مرقد امام حسین(علیه السلام) نقل کرده است.

نام اصلی کتاب «خصائص الحسین(علیه السلام) و مزایا المظلوم» است که پس از تألیف، به زبانهای مختلف ترجمه شده و بارها چاپ گردیده است. شیخ در این کتاب، به دنبال شمارش ویژگی‌های خاص امام حسین(علیه السلام) بوده و بیش از ۳۰۰ خصیصه از امام را احصا نموده است.

شیخ در سال ۱۲۳۰ق در شوشتر به دنیا آمد و پس از خواندن دروس حوزوی نزد اساتید آن زمان، از جمله صاحب فصول و شریف العلمای مازندرانی و شیخ انصاری#، با درجه اجتهاد در شوشتر مقیم شد. وی نظرکرده حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) بود.[33]

شیخ در مورد خصائص امام حسین(علیه السلام) مى نويسد: «از جمله عنايات خداوند متعال به حضرت ابا عبدالله الحسين(علیه السلام) عطاى صفات كماليه خود به وجود مقدس امام است كه به چند نمونه اشاره مى كنيم:

1. تسبيح اشياء به خداوند: از جمله صفات الهى، تسبيح اشياء به خداوند است كه ما حقيقت آن را نمى فهميم، چنانكه در سوره اسراء مى فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[34]؛ «هر موجودى خدا را تسبيح مى گويد؛ اما شما تسبيح آنها را نمى فهميد.»

طبق روايات، تمام اشياء بر مصيبت آن حضرت گريه مى كنند؛ ولى ما حقيقت گريه آنها را متوجه نيستيم. مثلاَ گريه آسمان، ريزش قطرات خون بود. گريه زمين، وجود خون در زير سنگهايى بود كه در روز عاشورا آن را حركت مى دادند. گريه ماهيان، خروج از آب بود. گريه هوا، تاريكى آن بود. گريه آفتاب و ماه، كسوف و خسوف بود؛

2. فطرى بودن توحيد: اعتقاد به توحيد الهى، از جمله مسائل فطرى بشر است كه در سوره روم مى فرمايد: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[35]؛ «فطرت توحيدى الهى چنان است كه خداوند انسانها را بر همان فطرت آفريده است.» حتى كسانى كه به اديان توحيدى اعتقاد ندارند، به نوعى باور به وحدانيت حضرت حق را در دلهايشان پذيرفته اند و در مواقع حساس و بحرانى زندگى آن را ابراز مى دارند و به يگانه قدرت لايزال متوسل مى شوند.

رقت قلب و ناراحت شدن در مصائب حضرت ابا عبدالله(علیه السلام) نيز فطرى است؛ حتى كسانى كه آن بزرگوار را نمى شناسند، بر او گريه مى كنند؛ مانند بعضى از هندوها كه از دين اسلام بيگانه اند. در عزادارى وی دشمنان آن بزرگوار نيز در موارد متعددى به گريه افتاده اند، همانند هنگام شهادت آن حضرت و در غارت خيام و حتى يزيد پليد خود نيز گريه كرد.»[36]

آیت الله شوشتری(ره) این مروج مخلص فرهنگ عاشورا، در تاریخ 28 صفر سال 1303ق در راه کربلا جان به جان آفرین تسلیم نمود و پیکرش در حرم حضرت علی(علیه السلام) به خاک سپرده شد.[37]

11. شیخ عباس قمی (م 1359ق)

وی در حدود سال 1294ق در شهر مقدس قم به دنيا آمد و علوم اسلامی را در محضر اساتيدی همچون: حاج ميرزا محمد ارباب و محدث نورى"آموخت. نقش حاج شيخ در احیا، گسترش و ماندگاری فرهنگ عاشورا، بر کسی پوشیده نیست و آثارش در هر محفل عاشورایی حضور دارد.[38]

کتابهای: منتهی آلامال، انوار البهیة، نَفَسُ المَهْموم[39] و کتابی درباره واقعه کربلا و وقایع پس از آن، و حتی بخشهایی از مفاتیح الجنان،از آثار عاشورایی این محدث بزرگ است.[40] از منابع مفيد شناخت اصحاب وفادار ابا عبداللهالحسين(علیه السلام) کتاب «نفثة المصدور» شیخ است.

محدث قمی در شب سه شنبه 22 ذى‌الحجه سال 1359ق در سن 65 سالگى به لقاءالله پيوست و آيت الله العظمى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(ره) بر جنازه اش نماز خواند و بعد از تشييع با شکوه در صحن مطهر حضرت امير(علیه السلام) کنار قبر استادش، محدث نورى(ره) مدفون گرديد.[41]

12. محمد سماوی (۱۲۹۲-۱۳۷۰ق)

شیخ محمد سماوى، از تلاشگران عرصه تبلیغ حماسه عاشوراست كه کتاب ارزشمند و عاشورایی «إبصار العين فى أنصار الحسين(علیه السلام)»[42] را نگاشته، با شيوه‌اى مستند و محقّقانه و منحصر به فرد، به بيان حماسۀ كربلا و چهره‌هاى درخشان عرصۀ شهادت پرداخته است و در مقام بيان نام شهداى سرافراز كربلا، از يكصد و دوازده عاشق دلباخته ياد مى‌كند كه در ركاب حضرت، در كربلا به شهادت رسيده و برخى مجروح شده و به فيض شهادت نايل نشدند، و يا قبل از عاشورا، در بصره و كوفه، فرشتۀ شهادت را در آغوش كشيده اند كه اين خود براى نسل معاصر، ترسيمى روشن ازچهره‌هاى ناشناختۀ اين حماسه تلقّى مى‌شود.

سَماوی از مجتهدان، عالمان، قاضیان،ادیبان و شاعران شیعه در قرن چهاردهم هجری است که در ۲۷ ذی‌الحجه سال ۱۲۹۲ق درسماوه به دنیا آمد. او در محضر عالمان بزرگی مانند: آقارضا همدانی، سید محمد هندی،محمدطه نجف، محمدحسن مامقانی و شیخالشریعة اصفهانی#علوم اسلامی را تحصیلکرد و از عالم برجسته، سید حسن صدر(ره)،اجازه اجتهاد گرفت. این عالم عاشورایی در دوم محرم سال ۱۳۷۰ق درگذشت و در حرم امام علی(علیه السلام) به خاک سپرده شد.[43]

از دیگر عالمان عاشورایی می توان: طبرسى (م 548) در اعلام الورى، ابن شهر آشوب (م 588) در المناقب و هزاران عالم دیگر نام برد که نقش مهمی در ماندگاری این نهضت الهی داشته اند.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. حضرت صادق(علیه السلام) می فرمایند: کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین بن على(علیهما السلام) باشد، اگر پیاده رود، خداوند منّان به هر قدمى که بر مى دارد، یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می فرماید، تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف، حق تبارک و تعالى او را از رستگاران قرار می دهد تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب می فرماید، تا زمانى که اراده مراجعت نماید، در این وقت فرشته اى نزد او آمده، می گوید: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سلام رسانده، به تو می فرماید: از ابتدا عمل را شروع کن که تمام گناهان گذشته  ات آمرزیده شد.»

[2]. تنقيح المقال في علم الرجال، عبدالله مامقاني، مؤسسه آل‌البیت(علیهم السلام)، قم، 1389ش، ج 1، ص 223.   

[3]. لسان الميزان، ابن حجر عسقلانی، دار الفکر، بیروت، 1407ق، ج 2، ص 125.

[4]. کامل الزیارات، جعفر بن محمد ابن قولویه، پیام حق، تهران، 1377ش، ص 37.

[5]. رجال نجاشي، أبي العبّاس أحمد بن علي النجاشي، موسسه نشر اسلامی، قم، 1407ق، ص 261.  

[6]. الفهرست، شيخ طوسي، نشر الفقاهه، قم، 1417ق، ص 156.

[7]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، 1413ق، ج 2، ص  598.

[8]. أمالی، شیخ صدوق، نشر کتابچی، تهران، چاپ ششم، 1376ش، ص 128.

[9]. الارشاد، شیخ محمد بن محمد بن نعمان مفید، مؤسسه آل‌البیت، قم، 1413ق، ج  2، ص 114.

[10]. فَتّال هرچند بیش تر به معنی نخ‌تاب و فتیله‌ساز آمده است؛ ولی در کتب لغت معنای دیگر آن را بلبل و هزاردستان ضبط کرده‌اند و گروهی از نویسندگان کتابهای رجالی گفته‌اند که این لقب به سببِ خوش‌صوتی و بیان روان و سلیس به او داده شده است.

[11]. عبدالرزاق قاتل شهید فتال نیشابوری است. زندگی این قاتل، درس عبرتی برای تمام مدیران در جامعه ماست که قدرت، چگونه انسان را تغییر می دهد. وی در ايام جوانى از دوستان ائمه و عالمان و روحانيت بود و به تحقيق در احكام شرع و احاديث نبوى و دفاع از ارزشهای الهی اشتغال داشت و صاحب محراب و محضر درس و مورد اعتماد مؤمنین بود. تا اينكه سلطان سنجر سلجوقى او را از محراب و مدرسه به وزارت  كشاند و وزير خود قرار داد و امور شهر را به دست او سپرد. وى كه انسانى متواضع و متدين بود، كم كم در دربار حكومت تبديل به انسانى فاسد و داراى صفات زشتی چون: بخل و شرب خمر شد، تا جايى كه خود سلطان سنجر سلجوقى در مرو به وزير، معين الدين ابى نصر احمد كاشى مى گويد: تمام صفات پست را در او مى بينم و اين همه بدى از چنين شخصى كه از اصحاب درس و تقوا و علم است، سزاوار نيست. هویت او چنان عوض شد که به راحتی دست به کشتار عالمان ربانی، از جمله همین فتال نیشابوری(ره) زد.

[12]. الفوايد الرضوية، شیخ عباس قمی، بوستان کتاب، قم، 1385ش، ج  2، ص 747؛ مستدركات اعیان الشیعة، حسن امین، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1408ق، ج 2، ص 246.

[13]. شهداء الفضیلة، علامه عبدالحسین امینی، مکتبة الطباطبائی، قم، 1393ق، علمای شهید قرن ششم.

[14]. روضة الواعظين، محمد فتال نيشابورى، نشر رضى، قم، 1386ق، ج  1، ص 193.

[15]. ورّام، صاحب كتاب تنبيه الخواطر (مجموعه ورّام) پدرِ مادر سيّد بن طاوس(ره) و مادر پدرش (موسى) دختر پسر شيخ طوسى(ره) بود.

[16]. غم‌نامه کربلا (ترجمه اللهوف علی قتلی الطفوف)، سید بن طاووس، ترجمه: محمد محمدی اشتهاردی، نشر مطهر، تهران، چاپ اول، ص 15.

[17]. علی بن طاوس از ناحيه پدر به امام حسن مجتبى(علیه السلام) و از ناحيه مادر به امام حسين(علیه السلام) می رسد؛ زيرا نسب او به حسن مثنّى، فرزند امام حسن(علیه السلام) مى رسد كه همسرش فاطمه، دختر امام حسين(علیه السلام) بود. از اين رو او را «ذو الحسبين» مى خواندند.

[18]. لهوف، ترجمه فهرى، ص 16.  

[19]. تحقیق درباره روز اربعین، شهید قاضي تبريزي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، بی‌تا، ص 8.

[20]. فوائد الرضویة، ص 336.

[21]. أعيان الشيعة، ج  4، ص 156؛ موسوعة طبقات الفقهاء، جعفر سبحانی، موسسه امام صادق(علیه السلام)، قم، 1418ق، ج  7، ص 59.

[22]. مثير الأحزان، ابن نما حلی، انتشارات مدرسه امام مهدی(علیه السلام)، قم، 1406ق، ص 84. 

[23]. پس با زبان پر گله آن بضعة البتول
رو بر مدينه کرد که يا ايها الرسول
اين کشته فتاده به هامون حسين توست
اين صيد دست و پازده در خون حسين توست
اين خشک لب فتاده ممنوع از فرات
کز خون او زمين شده گلگون حسين توستپس روي به بقيع کرده به مادر خطاب کرد
مرغ هوا و ماهي دريا کباب کرد
اي مونس شکسته دلان حال ما ببين
ما را غريب و بي کس و بي آشنا ببين

[24]. اِرْبِل يكى از شهرهاى شمالى عراق، در نزديكی موصل و منطقه اى كردنشين است و امروزه اربيل گفته مى شود.

[25]. ابوطالب مؤيدالدين محمّد بن علقمى، آخرين وزير دولت بنى عبّاس بود. وى 14 سال در سمت وزارت به جامعه اسلامى، به ويژه شيعيان، خدمات شايان نمود. وی سياستمدارى شيعى مذهب، عدالت پرور، فرهنگ دوست، اهل تحقيق و تفكر، خوشنويس و مروج علم و مكتب بود. او در سال 657 - يك سال بعد از فتح بغداد توسط هلاكوخان مغول - در همان شهر درگذشت.

[26]. فوائد الرضوية، ص 645.

[27]. شهيدان راه فضيلت، عبدالحسین امینی، روزبه، تهران، 1363ش، ص 168.

[28]. مجله مبلغان، دی و بهمن 1386، ش 99، ص 179، مقاله: شهید اول، پاسدار حریم تشیع.

[29]. أعيان الشيعة، ج  9، ص 182؛ ريحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1392ش، ج 5، ص 196.

[30]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج 45، ص ۴۰۹.

[31]. جلاء العیون، محمدباقر مجلسی، سرور، قم، 1392ش، صص ۲۶۲ تا ۴۴۷.

[32]. فوائد الرضوية، ج  2، ص 671.

[33]. همان، ج  1، ص 132.

[34]. اسراء/ 44.

[35]. روم/ 30.

[36]. ويژگى‌هاى امام حسين(علیه السلام)، ص 313.

[37]. فوايد الرضوية، ج  1، ص 133.

[38]. يكى از دوستان محدث قمی(ره) می گوید: روزى در كربلا حاج شيخ عباس قمى(ره) را ديدم كه در صحن مقدس امام حسين(علیه السلام) ايستاده و رفت و آمد سيل جمعيت را به حرم مطهر نگاه مى كند. رفتم و به آن مرحوم سلام كردم و احوالشان را پرسيدم، با تأثر فرمود: به واسطه تنگى نفس نمى توانم همراه جمعيت وارد حرم مطهر شوم. ايستاده ام شايد خلوت شود و بتوانم به حرم بروم. گفتم: حاج شيخ! اگر شما نمى توانيد با انبوه جمعيت وارد حرم شويد، اينها كه به حرم مى روند، هر كدام مفاتیح شما را در بغل دارند. (شناخت نامه محدث قمى، کنگره بزرگداشت محدث قمی، نورمطاف، قم، 1389ش، ص 45)

[39]. نام این کتاب برگرفته از حدیث امام صادق(علیه السلام) است که فرموده اند: «نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ وَ هَمُّهُ لَنَا عِبَادَةٌ وَ كِتْمَانُ سِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّه؛  نَفَس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است، اندوه بر ما عبادت است و کتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.» الامالی، شیخ مفید، کنگره شیخ مفید، قم، 1413ق، ص 338.

[40]. میرزا ابوالحسن شعرانی و محمدباقر کمره‌ای"این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرده‌اند.

[41]. شناخت نامه محدث قمى، ص 37.

[42]. این اثر یکی از منابع کتاب گرانسنگ اعیان الشیعه نیز هست.

[43]. الطليعة من شعراء الشيعة، محمد سماوی، دار المورخ العربی، بیروت، 1422ق، ج  1، ص 9؛ سلحشوران طف، محمد سماوی، زائر، قم، 1381ش، ص ۲4؛ مشاهیر المدفونین، کاظم عبود الفتلاوی، الاجتهاد، قم، 1427ق، ۱۴۲۷ق، صص ۳۰۳-۳۰۵.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 232.





تاریخ ارسال مطلب : دوشنبه ٢٢ مهر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٥١١ / تعداد بازدید : 37/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج