جمعه ١٥ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


اربعین، شور زیارت شوق معرفت -1

شعور فردی

«اربعین» فرصتی است تا غواصان معارف عاشورایی، در دریای بیکران معارف حسینی غوطه ور شده، خود را به زلال حقیقت معارف اسلام ناب سیراب نمایند و در جهت اصلاح «بینش»، «منش» و «انگیزش» خود اقدام کنند تا در کنار شوق به زیارت، به شعور و معرفت حسینی نیز نایل گردند.

اربعین، شور زیارت  شوق معرفت

مؤسسه سفیران انقلاب

مقدمه

مقام معظم رهبری(حفظه الله) درباره  جایگاه ویژه  زیارت اربعین در اوج گیری بزرگداشت نهضت حسینی(علیه السلام)می فرمایند: «شروع جاذبه  مغناطیس حسینی، در روز اربعین است. جابر بن  عبدالله را از مدینه بلند می کند و به کربلا می کشد. این، همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرنهای متمادی، در دل من و شماست. کسانی که معرفت به اهل بیت(علیهم السلام) دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دل شان زنده است. این از آن روز شروع شده است.»[1]

«اربعین» فرصتی است تا غواصان معارف عاشورایی، در دریای بیکران معارف حسینی غوطه ور شده، خود را به زلال حقیقت معارف اسلام ناب سیراب نمایند و در جهت اصلاح «بینش»، «منش» و «انگیزش» خود اقدام کنند تا در کنار شوق به زیارت، به شعور و معرفت حسینی نیز نایل گردند.

شایسته است زائران اربعین، شعور حسینی خود را در دو جهت شعور فردی و شعور اجتماعی، تقویت کنند.

الف) شعور فردی

اولین معرفتی که شایسته است زائر اربعین در خود نهادینه کند، شعور و معرفت فردی است. در بخش پایانی زیارت اربعین آمده است: «أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ؛ گواهى مى دهم كه همانا من مؤمن به شمايم و بر اساس قوانين دينم به بازگشتتان و عواقب عملم يقين دارم و قلبم با قلبتان در صلح و كارم پيرو كارتان و يارى ام براى شما آماده است تا خدا به شما اجازه (فرج) دهد.»

در این فراز تکیه بر آمادگی فردی جهت نصرت و یاری امام شده است و این نشان از شعور و معرفت فردی است؛ اما ضرورت توجه ویژه به نصرت و یاری امام در اربعین، بدین سبب است که پیاده روی اربعین در جهت مقدمه سازی ظهور و رشد اسلام خواهی احرار عالم نقش به سزایی ایفا می کند. از این رو، شایسته است آحاد زائرین در این همایش جهانی برای یاری امام اعلام آمادگی نموده، بدانند در صورت گام برداشتن در این مسیر، نصرت خداوند نیز با آنان بوده، قدمهایشان را استوار می کند؛ چراکه: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»[2]؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر (آيين) خدا را يارى كنيد، او شما را يارى مى كند و گامهايتان را استوار مى دارد.»

در حدیثی قدسی نقل است: «أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَيَّ الْقَوَّامُونَ بِحَقِّي وَ أَفْضَلُهُمْ لَدَيَّ، وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَیَّ مُحَمَّدٌ سَيِّدُ الْوَرَى، وَ أَكْرَمُهُمْ وَ أَفْضَلُهُمْ بَعْدَهُ أَخُو الْمُصْطَفَى عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الْقَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ مِنْ أَئِمَّةِ الْحَقِّ، وَ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدَهُمْ مَنْ أَعَانَهُمْ عَلَى حَقِّهِمْ، وَ أَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَیَّ بَعْدَهُمْ مَنْ أَحَبَّهُمْ، وَ أَبْغَضَ أَعْدَاءَهُمْ، وَ إِنْ لَمْ يُمْكِنْهُ مَعُونَتُهُم؛[3] محبوب ترین مردم نزد من کسانی هستند که حق مرا بپا داشته اند و برترین و گرامی ترین این افراد، محمد(صلی الله علیه و آله) است که سید و آقای خلایق است و بعد از او علی مرتضی(علیه السلام) و پس از او دیگر امامان راستین(علیهم السلام) که حق را بپا می دارند و بعد از ایشان، اقامه‌کنندگان به قسط از ائمه حق(علیهم السلام) و برترین مردم بعد از آنها کسانی قرار دارند که آنان را برای دستیابی به حقشان یاری می کنند و در درجه بعد نیز کسانی هستند که آنان (پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیتش(علیهم السلام)) را دوست دارند و از دشمنان شان بیزارند، اگرچه امکان یاری (عملی) اهل بیت(علیهم السلام) را نداشته باشند.»

از این گفتار خدای بلندمرتبه در  می یابیم که بالاترین درجه ای که یک مسلمان می تواند بدان دست یابد «رتبه یاری اهل بیت(علیهم السلام)» است و رتبه «محبت اهل بیت(علیهم السلام) و بغض دشمنان ایشان» رتبه ای پایین تر از مرتبه «نصرت و یاری » آنهاست.

عموم شیعیان در دل خود محبت امام زمانشان را دارند و از دشمنان ایشان بیزارند؛ لیکن عموم آنها توفیق یاری آن حضرت را ندارند. باید بدانیم که بالاتر از مقام محبت، مرتبه دیگری به نام «مقام نصرت و یاری امام عصر(علیه السلام)» وجود دارد. چه بسا اگر بدانیم که علاوه بر محبت ورزیدن به امام عصر(علیه السلام) باید به یاری او نیز اقدام کنیم و به این کار توفیق یابیم، یکی از رسالتهای آگاهانه خود را یاری و هواداری از ایشان قرار داده، دیگران را نیز به آن دعوت می نماییم. پس سزاست که ما به محبت قلبی به حضرتش اکتفا نکنیم؛ بلکه در عمل نیز به جمع یاوران حضرتش بپیوندیم.

حال باید پرسید: چگونه می توان امام زمان(علیه السلام)را یاری کرد، باری از دوش ایشان برداشت و غمی از غمهای ایشان زایل ساخت؟

در روایتی از حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)نقل شده: پیامبر(صلی الله علیه و آله) به من خبر داد: پسرم حسین در کربلا با لب تشنه و تنها کشته خواهد شد. هر کس او را یاری کند، گویی مرا یاری داده و همچنین به فرزندم مهدی یاری رسانده است.[4]

پس اگر آرزو داریم از یاران امام زمان(علیه السلام) باشیم، باید در ابتدا از یاران امام حسین(علیه السلام)گردیم؛ اما یاری امام حسین(علیه السلام)چگونه است؟ امام صادق(علیه السلام)در زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)به جد بزرگوارشان عرضه می دارند: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ عَدَدَ مَا فِي عِلْمِ اللَّهِ، لَبَّيْكَ دَاعِیَ اللَّهِ؛[5]ای کسی که به سوی خدا دعوت می کنی! من به دعوت تو لبیک می گویم و اجابت می کنم و پاسخ می دهم.»

«داعی الله»؛ یعنی کسی که به سوی خدا دعوت می کند. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛ (هر کسی که امام حسین(علیه السلام)را یاری داد، خدایا!) یاری اش کن و (هر کسی اجابت نکرد، خدایا! تو هم) از او روی بگردان و یاری اش نکن.»

در مسیر دستیابی به مقام نصرت گردنه ها و گلوگاه هایی وجود دارد که بسیاری از طی کردن آنها باز می مانند و در عمل موفق به این کار نمی شوند. اولین گلو گاه، جهل و بی خبری از این است که نصرت و یاری امام عصر(علیه السلام) در دین اسلام درخواست اهل‌بیت(علیهم السلام) است و واجب است و دومین گلو گاه این است که شخص بداند چگونه می تواند امام را یاری کند؟

یاری امام از راه های متعددی امکان پذیر است. برخی از آنها عبارتند از:

1. پرهیز از گناه

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)می فرمایند: «أَعِينُونِي  بِوَرَعٍ  وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَاد؛[6] مرا با ورع و تقوا و تلاش و خویشتنداری و عفت، و ثبات و استواری کمک کنید.»

«ورع» آن است که انسان حتی از شبهات نیز اجتناب کند؛ گرچه شبهات مسلّماً حرام نیستند و در مرز حرام قرار گرفته اند؛ ولی اگر انسان وارد مرزها شود، کم کم وارد خود گناهان نیز می شود.

«اجتهاد» نیز یعنی تلاش جدی برای رسیدن به تعالی و همت در خودسازی، و «عفت»؛ یعنی پارسایی و پاکدامنی در برابر شهوات و تمایلات حیوانی و زمام نفس را در دست نگهداشتن و «سداد»؛ یعنی استواری و درستی گفتار و کردار، بی عیب و نقص و منطقی بودن رفتار و سخن.

2. گریه بر مصائب امام(علیه السلام)

در روایتی گریه از مصادیق یاری امام و سبب ادای حق امامت شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام)به زراره می فرمایند: «هیچ چشم و اشکى نزد خدا محبوب تر از چشم و اشکى نیست که بر آن حضرت بگرید و جارى گردد و هیچ گریه کننده اى نیست که بر آن جناب بگرید، مگر آنکه گریه اش به حضرت فاطمه(علیها السلام)رسیده و آن بانو را یارى مى  کند و نیز به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسیده و بدین وسیله حقّ ما را ادا کرده است. و هیچ بنده اى نیست که روز قیامت محشور شود، جز آنکه چشمانش گریان است، مگر گریه کنندگان بر جدّم حسین بن على(علیه السلام) و ایشان در حالى که چشمانى روشن و باز دارند، محشور مى  گردند و آثار سرور و شادى در صورتشان نمایان است. مردم در فزع و ناراحتى بوده؛ ولى ایشان از هر غم و محنتى در امان هستند. مردم متفرق، پراکنده و مضطرب بوده؛ ولى ایشان در زیر عرش و سایه آن با امام حسین(علیه السلام)مشغول گفتگو و درباره آن جناب به گفتن حدیث مشغولند. از ناملایمات و ناراحتی‌هاى روز حساب هیچ خوف و هراسى ندارند و به ایشان گفته مى  شود: داخل بهشت شوید؛ ولى آنها از ورود به بهشت امتناع نموده، مجلس ذکر حسین(علیه السلام)را اختیار مى  کنند. فرشتگان و حورالعین به آنها پیغام مى  دهند که ما با ولدان مخلّد مشتاق شما هستیم؛ ولى ایشان از فرط سرور و نشاطى که در مجلسشان دارند، سرشان را بالا نکرده و به آنها نمى  نگرند.»[7]

در این روایت تصریح شده است که گریه بر ابا عبدالله(علیه السلام)یاری و نصرت حضرت زهرا(علیها السلام)و ادای حق اهل بیت(علیه السلام)است. شهید مطهری(ره)می نویسد: این عزاداری كه به حق درباره اش گفته شده: «مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبةِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّة»[8]كه حتی برای تباكی هم ارزش فراوان قائل شده، در اصل فلسفه اش تهییج احساسات علیه یزیدی‌ها و ابن‌زیادها و به سود حسین‌ها و حسینی‌ها بوده، در شرایطی كه حسین(علیه السلام)به صورت یك مكتب در یك زمان حضور دارد و سمبل و راه و روش اجتماعی معین و نفی كننده راه و روش موجود معین دیگری است، یك قطره اشك برایش ریختن واقعاً نوعی سربازی است. در شرایط خشن یزیدی، در حزب حسینی‌ها شركت كردن و تظاهر به گریه كردن بر شهدا، نوعی اعلام وابسته بودن به گروه حق و اعلان جنگ با گروه باطل و در حقیقت نوعی از خودگذشتگی است.

چون به عزاخانه اش پا نهی آهسته نه
بال ملایک بود، فرش عزای حسین
خنده  کنان می رود، روز جزا در بهشت
هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین

اما اگر روح و فلسفه این دستور فراموش شود و مسئله، شكل یك عادت به خود بگیرد كه مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند، بدون اینكه نمایانگر یك جهت گیری خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل معناداری به شمار رود؛ فقط برای كسب ثواب مراسمی را مجرد از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسین‌های زمان و بی رابطه با یزیدها و عبیدالله های زمان به پا دارند... در چنین مراسمی است كه اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور به درآید، حاضر است شركت كند؛ بلكه بزرگ ترین مراسم را به پا دارد. در چنین مراسمی است كه نه تنها تباكی اثر ندارد؛ بلکه اگر یك من اشك هم نثار كنیم، به جایی بر نمی خورد.[9]

امام خمینی(ره)می فرماید: «مجلس عزا، نه براي اين است كه گريه بكنند براي سیدالشهدا(علیه السلام) و اجر ببرند - البته اين هم هست- و ديگران را اجر اخروي نصيب كند؛ بلكه مهم، آن جنبه سياسي است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشه اش را كشيده اند كه تا آخر باشد و آن، اين اجتماع تحت يك بيرق، اجتماع تحت يك ايده [است]، و هيچ چيز نمی تواند اين كار را به مقداري كه عزاي حضرت سیدالشهدا در او تأثير دارد، تأثير بكند.»[10]

3. مقاومت و ایستادگی

از دیگر راه های یاری امام، مقاومت و ایستادگی است. اربعین حسینی به ما درس ایستادگی، مقاومت و از خودگذشتگی در راه حفظ اسلام و ارزشهای دینی می آموزد؛ مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم و تحریم، درسی است که امام حسین(علیه السلام)به روشنی برای مظلومان عالم به ارمغان آورده است. در اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) همان گونه که ظلم کردن به دیگران ناپسند است، پذیرش ظلم و ستم و تحریم از ظالمان نیز حرام و زشت می باشد. امام حسین(علیه السلام)با ظلم و ستم جنگید تا به شیعیان خود بگوید که تا آخرین قطره خون باید در مقابل ظلم و ستم و تحریم ایستاد.

خداوند متعال درباره مؤمنانی که در ایمان خود راسخ و پابرجا بوده و ظلم را نمی پذیرند، وعده پاداش و موهبت داده، فرموده است: «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي  كُنْتُمْ تُوعَدُونَ»[11]؛ «در حقيقت، كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى آيند [و مى گويند:] نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است!»

همچنین در آیه دیگری می فرماید: «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّريقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً»[12]؛«و اگر [مردم ] در راه درست پايدارى ورزند، قطعاً با آب گوارايى سیرابشان می کنیم.»

بسيارند كسانى كه دم از خدا مى زنند؛ ولى در عمل استقامت ندارند و افرادى سست و ناتوانند كه وقتى در برابر طوفان غرایز قرار مى گيرند، شهوات را بر ايمان ترجیح داده، در عمل مشرك مى شوند و هنگامى كه منافعشان به خطر مى افتد، همان ايمان ضعيف و مختصر را نيز از دست مى دهند.

حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللَّهُ فَاسْتَقِيمُوا عَلَى  كِتَابِهِ  وَ عَلَى  مِنْهَاجِ  أَمْرِهِ  وَ عَلَى الطَّرِيقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِهِ ثُمَّ لَا تَمْرُقُوا مِنْهَا وَ لَا تَبْتَدِعُوا فِيهَا وَ لَا تُخَالِفُوا عَنْهَا؛[13] شما گفتيد پروردگار ما اللَّه است، اكنون بر سر اين سخن پايمردى كنيد، بر انجام دستورهاى كتاب او و در راهى كه فرمان داده و در طريق پرستش شايسته او، استقامت به خرج دهيد، از دايره فرمانش خارج نشويد، در آیين او بدعت مگذاريد و هرگز با آن مخالفت نكنيد.»

«ابن عبدالله ثقفی» نقل می کند: «قُلتُ: یا رَسُولَ اللهِ أخبِرنِی بِأمرٍ أعتَصِمُ بِهِ؛ دستورى به من ده كه به آن چنگ زنم و در دنيا و آخرت اهل نجات شوم.» پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «قُل رَبِّی اللهُ ثُمَّ استَقِم؛ بگو پروردگار من اللَّه است و بر اين گفته خود استقامت کن!»[14]

علامه طباطبایی(ره)در بیان اینکه یک مؤمن صابر می تواند بر ده کافر چیره شود، می فرماید: «و سِرّش اين است كه مؤمنان در هر اقدامى كه مى كنند، اقدامشان ناشى از ايمان به خداست و ايمان به خدا نيرويى است كه هيچ نيروى ديگرى معادل آن نبوده و در برابر آن تاب مقاومت نمى آورد؛ چون به دست آوردن نيروى ايمان مبنى بر فهم صحيح است، و همين فهم صحيح صاحبش را به هر خُلق و خوى پسنديده اى متصف مى سازد و او را شجاع و با شهامت و پر جرأت و داراى استقامت و وقار و آرامش قلب و وثوق به خدا بار مى آورد. چنين كسى اطمينان و يقين دارد به اینکه به هر تقدير، چه كشته شود و چه بكشد، بُرد با اوست؛ زيرا در هر دو تقدير پاداشش بهشت است و او در خود مصداقى براى مرگ به آن معنايى كه كفار معتقدند و آن را نابودى مى پندارند، نمى بيند.»[15]

4. دفاع و حمایت از مظلوم

راه دیگر برای یاری امام در عصر امروز، دفاع و حمایت از مظلوم است. وقتی امام حسین(علیه السلام)دیدند که حاکم ظالمی بر مردم حکومت می کند، تصریح می فرمایند که به مردم ظلم می شود و باید مقابل آن حاکم ظالم ایستاد و از مظلوم دفاع کرد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «مَنْ أَصْبَحَ ولَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ  بِمُسْلِمٍ؛[16] کسى كه صبح کند، در حالی که به فكر حل مشكلات برادران دينى خود نباشد، مسلمان نيست.» از این رو، کسانی که ظلم به دیگران را ببینند و توانایی کمک به مظلوم را داشته باشند؛ اما سکوت کنند، در واقع خود نیز ظالم هستند. خداوند متعال می فرماید: «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَميعاً عَليماً»[17]؛«خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود بديها(ى ديگران) را اظهار كند، مگر آن كسی كه مورد ستم واقع شده و خداوند، شنوا و داناست.»

اين آيه به مظلوم، اجازه دادخواهى و فرياد مى دهد، نظير آيه 41 سوره شورى كه مى فرمايد: «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ»[18]؛«و هر كسی پس از ستم ديدن، يارى جويد و انتقام گيرد، راه نكوهشى بر او نيست.»

مقام معظم رهبری(حفظه الله) می فرمایند: «حكومت اميرالمؤمنين(علیه السلام) در زمينه اقامه عدل، حمايت  از مظلوم ، مواجهه با ظالم و طرفدارى از حق در همه شرايط، الگويى است كه بايد از آن تبعيت شود. اين كهنگى بردار هم نيست و در همه شرايط گوناگون علمى و اجتماعى دنيا، مى تواند براى خوشبختى و سعادت انسانها الگو باشد.»[19]

دنیای امروز، دنیای ظلم و ستم است و تعدادی از قدرتهای سیاسی و اقتصادی جهان با ترفندهای مختلف به بعضی از مردم جهان، به خصوص کشورهای اسلامی و مردم مسلمان ظلم و ستم می کنند.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً»[20]؛«کیست ظالم تر از كسی كه حق را می داند؛ [اما ساکت می ماند؟] و کتمان می‌کند.»

اربعین حسینی، بزرگ ترین اجتماع مسلمانان در جهت یاری امام و فرصتی برای حمایت مردم مظلوم دنیاست و قطعاً لبیک به امام، تن استکبار جهانی را به لرزه در می آورد.

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. گزیده بیانات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، مورخ: 1/1/1385.

[2]. محمد(صلی الله علیه و آله)/ 7.

[3]. تفسير منسوب به امام حسن عسكري(علیه السلام)، سید انوارالکاظم حسنی، بنی الزهرا(علیها السلام)، قم، 1394ش، ص 43.

[4]. معالی السبطین، ج 1، ص 208؛ ریاض القدس، ج 1، ص 263.

[5]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج  98، ص 336.

[6]. نهج البلاغه، سید رضی، تصحیح: صبحی صالح، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، ص 417.

[7]. کامل الزیارات، ص 82.

[8]. بحار الانوار، ج 44، ص 288.

[9]. مجموعه آثار شهید مطهری(ره)، انتشارات صدرا، تهران، ج 24، ص 79.

[10]. صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاي امام خميني(ره))، روح الله موسوي خميني، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، تهران، 1369ش، ج 16، مورخ: 30/3/61.

[11]. فصلت/ 30.

[12]. جن/ 16.

[13]. نهج البلاغه، ص253.

[14]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، چاپ اول، 1404ق، ج 10، ص 27.

[15]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1374ش، ج 9، ص 161.

[16]. الکافی،  محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1407ق، ج 2، ص 163.

[17]. نساء/ 148.

[18]. شوری/ 41.

[19]. گزیده بيانات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در خطبه هاى نماز جمعه ، مورخ: 16/ 09/1380.

[20]. بقره/ 140.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 232.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢٠ مهر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٤٨٨ / تعداد بازدید : 50/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج