دوشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


حماسه عاشورا؛

کربلا؛ یعنی گذشت از هرچه هست!

در حماسه عاشورا، امام حسین(علیه السلام) و یارانشان چندین صفت و ویژگی مهم و بسیار کارگشا داشتند که زیبایی، ماندگاری و پیروزی واقعی در کربلا مدیون این صفات بوده است. یکی از این ویژگی‌ها «از خودگذشتگی» است، تا جایی که باید گفت: کربلا و کربلایی شدن؛ یعنی گذشت از هرچه هست.

کربلا؛ یعنی گذشت از هرچه هست!

اکبر عباسی‌زاده

اشاره

در حماسه عاشورا، امام حسین(علیه السلام) و یارانشان چندین صفت و ویژگی مهم و بسیار کارگشا داشتند که زیبایی، ماندگاری و پیروزی واقعی در کربلا مدیون این صفات بوده است. یکی از این ویژگی‌ها «از خودگذشتگی» است، تا جایی که باید گفت: کربلا و کربلایی شدن؛ یعنی گذشت از هرچه هست.

در تورق کتاب زندگانی کربلاییان، در هر برگی از آن، این صفت بارز به چشم می خورد. هرچند آنان در برابر زورگویان ایستادند؛ ولی در برابر لغزشهای اخلاقی متعارف مردم و حقوق شخصی خویش، واکنشی نشان نمی‌داده، آنها از کلام امام خویش درس گرفته بودند که می‌فرمود: «لَو شَتَمَنِی رجلٌ فِی هَذِهِ الاُذُن، و اعتَذَرَ لِی فِی الیُسرَی، لَقَبِلتُ ذلک منه؛[1] اگر کسی از سمت راست به من دشنام دهد، سپس در طرف چپم عذرخواهی کند، از او می‌پذیرم.»

ایشان با خدای یکتا معامله کرده، در این مسیر از هستی خود گذشتند؛ گذشتی که موجب شد امام(علیه السلام) در گودال قتلگاه نیز با آرامش و رضایت الهی جان ارزشمندِ خود را تقدیم کند.

بررسی سیره اخلاقی آن حضرت و اصحاب با وفایش در واقعه کربلا، نشان می‌دهد که آنان در تمام این حرکت عظیم، غرق در معبود خود بوده، از غیر خدا گذشته اند؛ گذشت از دنیا و ما فیها، گذشت از ناجوانمردی‌ها و بی‌ادبی‌ها، گذشت از خطاهای مردم زمانه و در نهایت، گذشت از خود و نفس. بنابراین، در این مقاله به قطره ای از دریایِ گذشت و ایثار این عزیزان در کربلا اشاره می کنیم.

و اگر از این امور و حقوق شخصی نمی‌گذشتند هیچ‌گاه نمی‌توانستند در برابر تضییع حقوق الهی بایستند. آری اگر آنجا گذشتند؛ اینجا ایستادند.

گذشت و اقسام آن

گذشت و از خود گذشتگی دارای اقسام مختلفی است که ضمن اشاره به اقسام آن، به تبیین و توضیح هر کدام می‌پردازیم:

الف) گذشت از خطا

یکی از والاترین مکارم اخلاقی، فرو بردن خشم در هنگام غضب و گذشت از لغزشها و خطاهای دیگران است. آیات و روایات فراوانی مؤمنان را به این فضیلت اخلاقی توصیه می کند، از جمله رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالْعَفْوِ فَاِنَّ العَفْوَ لا یَزِیدُ الْعَبْدَ اِلّا عِزّاً فَتَعافَوْا یُعِزَّکُمُ اللهُ؛[2] بر شما باد به گذشت؛ زیرا گذشت جز بنده را عزّت نیفزاید. از یکدیگر بگذرید تا خدا شما را عزیز کند.»

خداوند متعال نیز با تشویق مردم به عفو و گذشت، می فرماید: «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[3]؛ «و با مردم عفو و صفح پیشه کنید و از بدی‌ها درگذرید، آیا دوست نمی دارید که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان کند؟ که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.» این آیه به بندگان نوید می دهد که اگر در برابر بدی‌ها و خطاهای دیگر مؤمنان گذشت پیشه کنید، خداوند به پاداش این عمل، بدی‌ها و خطاهای بندگان را می بخشد.

اما مرتبه بالاتر از عفو و گذشت در برابر بدی‌های دیگران، این است که بدی آنان را با خوبی پاسخ دهید. عزّت و کرامت حاصل از این برخورد، راحتی و آرامش بیش تری به شما داده، با شرمنده کردن طرف مقابل، نقش تربیتی سازنده ای در اصلاح رفتار او در آینده ایفا می کند که خود زمینه ساز روابط اجتماعی سالم تر و برقراری مناسبات انسانی تر می باشد. خداوند متعال می فرماید: «وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّارِ»[4]؛ «کسانی که در طلب رضای خدا راه صبر پیش می گیرند و نماز برپا می دارند و از آنچه نصیبشان کردیم (به فقرا) پنهان و آشکارا انفاق می کنند و در عوض بدی‌های مردم، نیکی می کنند، برای اینان عاقبت منزلگاه نیکو است.»

در واقعه کربلا، یکی از مصادیق گذشت و مردانگی امام حسین(علیه السلام) جریان حرّ بن یزید(ره) است. وی ظلم بزرگی در حق‌ّ امام و یاران ایشان روا داشت و باعث شد امام و یاران آن حضرت در بیابان گرم و سوزان کربلا، بدون آب و آذوقه محصور شوند و آن حادثه ناگوار تاریخی رخ داد. «زهیر بن قین» به امام(علیه السلام) پیشنهاد کرد که: اینان گروهی اندک‌اند و ما می توانیم آنان را از بین ببریم و جنگ با آنها آسان تر از نبرد با گروه هایی است که بعد می آیند. امام فرمودند: «مَا كُنْتُ لِأَبْدَأَهُمْ بِالْقِتَال ؛[5] من شروع کننده جنگ نمی خواهم باشم.» این یک گوشه از مردانگی و گذشت امام است.

حرّ صبح روز عاشورا به راستی پشیمان شد. از اطرافیان او نقل شده است که بدنش می‌لرزید و می‌گفت: خود را بین بهشت و جهنّم می‌بینم. در همین حال و در حالی که فرمانده لشکر بود، همه چیز را رها کرد و به سوی امام روان شد و با تضرّع و سرشکستگی حرکت کرد؛ اما وقتی آن دریای بیکران گذشت و ایثار از دور حرّ را دید، بدون توجه به بدی و زشتی اقدام قبلی او، توبه او را پذیرفت.[6]

گفت باز آ که در توبه است باز
هین بگیر از عفو ما خط جواز
گر دو صد جرم عظیم آورده ای
غم مخور رو بر کریم آورده ای[7]

و چون به شهادت رسید، امام بر بالین او حضور یافت و او را حرّ واقعی خطاب کرد و فرمود: همان گونه که مادرت نام تو را حرّ گذاشته است، تو آزاده و از سعادتمندان دنیا و آخرتی.[8]

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «اَلا اُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ؛ اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ الْاِحْسانُ اِلی مَنْ اَسَاءَ اِلَیْکَ وَ اِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ؛[9] آیا از بهترین اخلاق دنیا و آخرت به شما خبر ندهم؟ عفو و گذشت از کسی که به شما ستم کرده، برقراری رابطه با کسی که با شما قطع رابطه کرده و نیکی به کسی که به شما بدی کرده و بخشیدن به کسی که شما را محروم ساخته است.»

همچنین در سیره امام حسین(علیه السلام) است: بین امام و برادرش «محمد حنفیه» کدورتی پیش آمد. چند روزی روابط آنان به سردی گرایید. با اینکه امام حسین(علیه السلام) معصوم و برادر بزرگ تر بود و باید محمد حنفیه تواضع نموده، به خدمت ایشان می‌آمد؛ ولی حضرت پیشگام گردیده، به حضور برادرش رسید و روابط کمرنگ شده را به انس و محبت مطلوب تبدیل کرد.[10]

بنابراین، اگر گذشت که از پیامهای فرهنگ عظیم کربلاست، در جامعه جدی گرفته شود، دیگر شاهد معضلاتی همچون طلاق، دعواهای خانوادگی و اجتماعی نخواهیم بود و آرامش بیش تری نصیب ما و اطرافیان خواهد شد.

بعضی از آثار و فواید گذشت از خطا:

1. دوستی:گذشت در برابر بدی‌ها، بستری برای ایجاد دوستی‌ها و پیوندهای محکم اجتماعی می‌شود و دلها را به هم نزدیک می‌کند؛[11]

2. دفع بدی:عفو و گذشت از گفتار و کردار زشت عمدی و سهوی دیگران، موجب ادب شدن و اجتناب آنان از بدی می‌شود. در حقیقت راه آموزشی و تربیتی مطلوبی در ایجاد جامعه سالم و اخلاقی و پرهیز دادن دیگران از بدی‌ها و انتقامها و مقابله به مثل کردنها و نادیده گرفتن آن است؛ زیرا وقتی مقابله به مثل می‌شود، ممکن است دیگری همین رویه را به عنوان اصل رفتار در جامعه و اجتماع تلقی کرده، رفتار زشت خود را ادامه دهد؛ اما با عفو و گذشت، شرمنده می‌شود و این امکان فراهم می‌گردد که به کار زشت خود ادامه ندهد و بدین ترتیب، بدی از فرد و جامعه دور شده، سلامت اخلاقی در جامعه تقویت و گسترش یابد.[12]

از امام سجاد(علیه السلام) روایت است: «اما حق کسی که از جانب او با سخن یا عملش به تو بدی رسیده این است که اگرچه بدی او عمدی باشد، گذشت از او برای تو بهتر است؛ زیرا این گذشت موجب منصرف شدن آن شخص از بدی کردن و ادب شدن اوست.»[13]؛

3. خیر و برکت:عفو دیگران و گذشتن از حق خویش، موجب برکت و خیر در زندگی عفو‌کننده می‌شود. خداوند در قرآن کریم عفو و گذشت در اختلافات خانوادگی را موجب خیر و برکت دانسته[14] و کسی که بداند با عفو از ناتوان در پرداخت وام می‌تواند به خیر بسیار دست یابد و بهره مضاعف ببرد، به طور طبیعی از خیر خویش می‌گذرد تا به خیر الهی و برکت آن برسد.[15] به عبارت دیگر، یکی از روشهای تشویق دیگران به عفو و گذشت از حق و حقوق خود، آگاهی‌بخشی نسبت به آثار و برکات این عمل انسانی و خداپسندانه است؛

4. مانع مصیبت:عفو خدا از بسیاری از گناهان و خطاهای انسانها، مانع بروز مصیبتهای بیش تر بر آنان است.[16]

5. آمرزش الهی:کسی که عفو و گذشت داشته باشد و کریمانه از خطاهای دیگران درگذرد، با چنین عملی زمینه‌ساز جلب غفران الهی به سوی خود و جامعه‌اش می‌شود؛[17]

6. طول عمر:یکی از راه‌های طول عمر و عمر با برکت داشتن، عفو و گذشت از حق و حقوق خود نسبت به دیگران است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «مَنْ كَثُرَ عَفْوُهُ مُدَّ فِي عُمُرِهِ؛[18] کسی که زیاد اهل گذشت باشد، عمرش طولانی خواهد بود.»؛

7. عزتمندی:اگر انسان بخواهد از عزت الهی برخوردار شود، باید اهل عفو و گذشت باشد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «أعزُّ العِبادِ عَلَی اللهِ الّذی إذا قَدَرَ عَفَی؛[19] عزیزترین بندگان نزد خدا کسی است که در عین قدرت (جهت انتقام)، عفو و گذشت داشته باشد.»

ب) گذشت از دنیا و تعلقات آن (آزادگی)

آزادی در مقابل بردگی، اصطلاحی حقوقی و اجتماعی است؛ اما آزادگی برتر از آزادی می باشد؛ زیرا حریت انسان، رهایی از قید و بندهای ذلت‌آور و حقارت‌بار است. تعلقات و پایبندی‌های انسان به دنیا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... مانعِ گذشت می شوند. از آن سو، وقتی کمال و ارزش انسان به روح بلند و همت عالی و خصال نیکو باشد، خود را به دنیا و شهوات فروختن، نوعی پذیرش حقارت و خود را ارزان فروختن است.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛[20] آیا هیچ آزاده ای نیست که این نیم خورده (دنیا) را به اهلش واگذارد؟ همانا قیمت بدنهای شما بهشت است، پس نفروشید آن را مگر به بهشت.»

آزادگی در آن است که انسان کرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارزشهای انسانی ندهد.

گاه در پیچ‌وخمها یا فرازونشیبهای زندگی، صحنه هایی پیش می آید که انسانها به خاطر رسیدن به دنیا یا حفظ آنچه دارند، حاضرند هرگونه حقارت و اسارت را بپذیرند؛ اما آزادگان، گاهی با ایثار جان، بهای آزادگی خویش را می پردازند و تن به ذلت نمی دهند.این نگرش به زندگی، ویژه آزادگان است. نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی حسینیان(علیه السلام) و ذلت و حقارت یزیدیان است. شاید اگر امام تن به بیعت می داد، کشته نمی شد؛ ولی منطق حضرت این بود که: «لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِيهِمْ بِيَدِي إِعْطَاءَ الذَّلِيلِ وَ لَا أُقِرُّ إِقْرَارَ الْعَبِيدِ؛[21]نه، به خدا سوگند! نه دست ذلت به آنان می دهم و نه چون بردگان تسلیم حکومت آنان می شوم.»

روح آزادگی امام سبب شد که حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود، نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه ها، برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت کند:«...إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم ؛[22] ...اگر شما را دین و آیینی نیست و از آخرت نمی ترسید، لااقل در دنیایتان آزاده باشید!»

فرهنگ آزادگی در یاران امام و شهدای کربلا نیز متبلور بود. مسلم بن عقیل(علیهما السلام) پیشاهنگ نهضت حسینی در کوفه، هنگام رویارویی با سپاه ابن‌زیاد، این‌گونه رجز می خواند و می جنگید:

«اقسمتُ لا اقتلُ الّا حُرّاً
و إن رَأیتُ المَوتَ شیئاً نُکراً»

هرچند مرگ را چیز ناخوشایندی می بینم؛ ولی سوگند خورده ام که جز با آزادگی کشته نشوم.

جالب است که همین شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم نیز در روز عاشورا هنگام نبرد می خواند[23] که این نشان دهنده پیوند فکری و مرامی این خانواده، بر اساس آزادگی است.

مصداق بارز دیگری از این حریت و آزادگی، حر بن یزید ریاحی بود که به مدال «أَنتَ حُرٌّ فِی الدُّنیَا وَ أنتَ حُرٌّ فِی الآخِرَةِ» مفتخر شد.

بنابراین، انسان باید در این دنیا از بند شیطان و طاغوت و تعلقات دنیوی آزاد باشد تا جایی که حاضر باشد همانند امام حسین(علیه السلام) و یارانش در راه آزادگی و گذشت، جان خویش را بدهد و ذکر و وردش این باشد که: «مَوْتٌ فِي عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي ذُلٍّ؛[24]مرگ با عزت، بهتر از حیات ذلیلانه است.»

ج) گذشت از خود و جان خود (ایثار)

گذشتن از خواسته های خود و چشم پوشیدن از آنچه مورد علاقه انسان است به خاطر دیگری را ایثار گویند. اوج ایثار، ایثار خون و جان خود است. ایثارگر کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند، یا در راه رضای الهی از تعلقات خویش بگذرد.

در جریان عاشورا، نخستین ایثارگر که حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزیند و نیز خواست کسانی که حاضرند، خون خود را در این راه نثار کنند و با او همسفر کربلا شوند، خود امام حسین(علیه السلام) بود: «مَن کانَ باذِلاً مُهجَتَهُ فِینَا فَلیَرحَل مَعَنا».[25]

همچنین از یاران امام نیز ایثارگری و گذشتِ از جان، به فراوانی دیده می شود. وقتی امام به فرزندان عقیل و مسلم(علیهما السلام) فرمود که شهادت مسلم برایتان کافی است، شما صحنه را ترک کنید، آنان یک صدا گفتند:به خدا سوگند! چنین نخواهیم کرد. جان و مال و خانواده و هستی خود را فدای تو می کنیم و در رکابت می جنگیم تا کشته شویم.[26]

اظهارات ایثارگرانه یاران امام در شب عاشورا نیز گواه است؛ یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون خود در راه امام اظهار کردند. از آن همه سخن، این نمونه از کلام «مسلم بن عوسجه» کافی است که به امام عرض کرد:هرگز از تو جدا نخواهم شد. اگر سلاحی برای جنگ با آنان نداشته باشم، با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به شهادت برسم.[27]

سخنان سعید بن عبدالله حنفی، زهیر بن قین و حتی قاسم بن الحسن(علیهما السلام) که نوجوان بود، و دیگران، جلوه های روشن و ماندگاری از این روحیه ایثارگری است. طبق نقلی سخن گروهی از آنان چنین بود: به خدا قسم! از تو جدا نخواهیم شد. جانهای ما فدای توست. تو را با ایثار خون، چهره و اعضای بدن خود حمایت می کنیم.[28]

حضرت زینب(علیها السلام) عصر عاشورا، هنگام حمله سپاه کوفه به خیمه ها و غارت اشیاء، وقتی دید شمر با شمشیر آخته قصد کشتن امام زین العابدین(علیه السلام) را دارد، فریاد زد:او کشته نخواهد شد، مگر آنکه من فدای او شوم.[29]

سعید بن عبدالله، جلوه دیگری از ایثار را در کربلا به نمایش گذاشت. او هنگام نماز خواندن امام، خود را سپر تیرهایی ساخت که از سوی دشمن می آمد. وقتی نماز امام به پایان رسید، او سیزده تیر بر بدن داشت و بر زمین افتاد و شهید شد.[30]

جلوه دیگر ایثار، در کار زیبای حضرت اباالفضل(علیه السلام) بود: ابتدا امان‌نامه ابن زیاد را که شمر آورده بود، رد کرد، آنگاه در شب عاشورا اظهار داشت: «هرگز از تو دست نخواهیم کشید. خدا نیاورد زندگی پس از تو را.» روز عاشورا نیز با لب تشنه وارد شریعه فرات شد تا برای امام و کودکان تشنه آب بیاورد؛ دست زیر آب برد تا بنوشد؛ اما یاد کام تشنه امام حسین(علیه السلام) موجب شد آب ننوشد و تشنه کام، گام از فرات بیرون نهد.[31]

آب شرمنده ز ایثار علمدار تو شد
که چرا تشنه از او این همه بی تاب گذشت[32]

بنابراین، خصلت و صفت عاشورایی را کسی دارد که حاضر باشد به خاطر خدا، در راه دین و ارزشهای دینی و ولایت و امامت فداکاری کند و از جان و نفسِ خود بگذرد.

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. احقاق الحق، قاضی نورالله مرعشي شوشتري، انتشارات کتابخانه آيت الله مرعشي، قم، 1403ق، ج ۱۱، ص ۴۳۱.

[2]. اصول کافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، مصحح: حسین استاد ولی، دارالثقلین، قم، 1388ش، ج 2، ص 108.

[3]. نور/ 22.

[4]. رعد/ 22.

[5]. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، شيخ مفيد، مصحح: مؤسسه آل البيت(علیهم السلام)‌، نشر كنگره شيخ مفيد، قم، 1413ق‌، ج 2، ص 84.

[6]. همان، صص 532 - 533.

[7]. همان، ص 543.

[8]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحياء التراث العربي، بیروت، ۱۴۰۳ق، ج 45، ص 14.

[9]. الکافی، ج ۳، صص ۱۶۶-۱۶۷.

[10]. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۱.

[11]. فصلت/ 34.

[12]. نحل/ 126.

[13]. بحار الانوار، ج 71، ص 20، ح 2.

[14]. نساء / 128.

[15]. بقره/ 280.

[16]. شوری/ 30.

[17]. نور/ 22؛ تغابن/ 14؛ نساء/ 149.

[18]. بحار الانوار، ج 75، ص 359.

[19]. جامع السعادات، ملا مهدی نراقی، نشر اعلمی، بیروت، بی‌تا، ج 1، ص 303.

[20]. نهج البلاغه، محقق: دکتر صبحی صالح، مؤسسه دارالهجرة، قم، 1414ق، حکمت 456.

[21]. موسوعه کلمات الحسین(علیه السلام)، مؤسسه تحقيقاتي باقرالعلوم(علیه السلام)، نشر دانش، قم، ۱۳۷۳ش، ص 421.

[22]. بحار الانوار، ج 44، ص 51.

[23]. همان، ص 352.

[24]. المناقب، عبدالله بن شهر آشوب مازندرانی، مصحح: هاشم رسولی محلاتی و محمدحسین آشتیانی، نشر علامه، قم، ۱۳۷۹ش، ج 4، ص 68.

[25]. بحار الانوار، ج 44، ص 366.

[26]. مقتل الحسبن(علیه السلام)، موفق بن احمد خوارزمی، محقق: محمد سماوی، نشر انوارالهدی، قم، ۱۳۷۷ش، ج 1، ص 211.

[27]. وقعة الطف، ابومخنف لوط بن یحیی، نشر اهل بیت(علیهم السلام)، بیروت، ۱۴۳۳ق، ص 198.

[28]. همان، ص 199.

[29]. مقتل الحسین(علیه السلام)، سید عبدالرزاق مقرم، مؤسسة الخراسان، بیروت، ۱۴۲۶ق، ص 387.

[30]. همان، ص 304.

[31]. همان، ص 336.

[32]. برگرفته از کتاب پیامهای عاشورا، جواد محدثی، زمزم هدایت، قم، 1385ش.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 232.





تاریخ ارسال مطلب : شنبه ٢٠ مهر ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٩٤٥٠ / تعداد بازدید : 22/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج