چهارشنبه ٣٠ مرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نکته ها و مناسبتها؛ آخر ذی القعده؛

شهادت امام جواد(علیه السلام)

جای شکرش همیشه می ماند* حرفی از خیزران و سلسله نیست* شکر درشهر کاظمین شما* خیره چشمی به نام حرمله نیست.

نکته ها و مناسبتها؛ آخر ذی القعده؛ شهادت امام جواد(علیه السلام)

موسسه سفیران انقلاب

برخی مقالاتی که به مناسبت شهادت امام جواد(علیه السلام) منتشر شده، عبارتند از:

1. نگاهی به سیره تبلیغی امام جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 2)؛

2. امامت جواد الائمه(علیه السلام) با نگرشی بر مسئله ارتباط امامت و بلوغ جسمی (مبلغان، ش 9)؛

3. فروغی از سیمای نهمین آفتاب (مبلغان، ش 13)؛

4. مناظره ای از امام جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 33)؛

5. ماجرای شهادت امام محمدتقی(علیه السلام) (مبلغان، ش 37)؛

6. امام جواد(علیه السلام) پاسدار حریم وحی (مبلغان، ش 45)؛

7. امام جواد(علیه السلام) غریب بغداد (مبلغان، ش 49)؛

8. امام جواد(علیه السلام) مولودی با برکت (مبلغان، ش 57)؛

9. خدمت در سیره و سخن جواد الائمه(علیه السلام) (مبلغان، ش 61)؛

10. جایگاه علمی امام جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 73)؛

11. قطره ای از دریای عنایات حضرت جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 81)؛

12. برخی از دلایل امامت امام جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 85)؛

13. از حضرت جواد الائمه(علیه السلام) بیاموزیم (مبلغان، ش 117 و 109)؛

14. وصیت اخلاقی امام جواد(علیه السلام) به یکی از یارانش (مبلغان، ش 145)؛

15. نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام جواد(علیه السلام) (مبلغان، ش 181)؛

16. همگام با آفتاب؛ نگاهی به زندگانی امام جواد(علیه السلام) پیش از امامت (مبلغان، ش 225).

به همین مناسبت چند نکته را یادآوری می کنیم:

1. جلوه های مظلومیت در زندگی امام جواد(علیه السلام)

گاهی علت مظلوم واقع شدن برخی «عدم شناخت و معرفت» آنها است؛ یعنی گاهی فرد مظلوم، به ظاهر در راحتی و آسایش است و سختی مادی و جسمانی بر او نیست؛ اما باز عنوان مظلوم بر او صدق می کند؛ چراکه او اگرچه در جایگاه خوبی است؛ اما نسبت به توانایی که دارد مورد ظلم واقع شده است.

در زندگی تمامی معصومین(علیهم السلام)این قاعده جریان دارد؛ یعنی «عدمِ شناختِ جایگاهِ واقعی امام» از طرف عموم و حتی یاران نزدیک، بستر لازم برای مظلومیت معصومین(علیهم السلام)را فراهم می کرد، به گونه ای که آن بزرگواران بر اثر این  مظلومیتها، در بسیاری از موارد در سختی قرار می گرفتند و بین ایشان، امامان متأخر بیش تر در چنین وضعیتی بودند و متأسفانه حتی در زمان ما نیز این حالت دیده می شود، به گونه ای که آشنایی بسیاری از ما با امام جواد، هادی و عسکری(علیهم السلام)در حد اطلاعات شناسنامه ای است. در این بین، امام جواد(علیه السلام)به طور ویژه داری چنین مظلومیتی هستند و مشکلاتی که در ارتباط با ایشان مطرح شد، برای امامان دیگر مطرح نشد.

درخواست معرفت به امام مورد تأکید آیات و روایات است و مصادیق این معرفت در ادعیه و زیارات وارده مانند دعای ندبه، زیارت جامعه کبیره و ... بیان شده است.

از مجموع آیات و روایات در این باب برمی آید که معرفت امام دارای شاخصه هایی است از جمله:

الف) شناخت نسبت به علم امام: امام در همه احوال عالم به رفتار ماست؛

ب) شناخت نسبت به قدرت امام: امام از جانب الهی، قدرت تصرف در تمام امور عالم را دارد؛

ج) شناخت و معرفت نسبت به مقام عصمت امام؛

د) یقین به اینکه امامانِ معصوم کسانی هستند که خداوند اطاعتشان را بر ما واجب کرده است.

ﻫ) و ...

بررسی بخشی از جلوه های مظلومیت در زندگی امام جواد(علیه السلام)سبب کسب معرفت است که با بررسی مصادیق مظلومیت آن حضرت، نگاه ما نسبت به امام زمانمان نیز متفاوت می شود تا آنچه از مصادیق مظلومیت برای امام جواد(علیه السلام)رخ داده، برای امام زمان(علیه السلام) رخ ندهد.

الف) مظلومیت در اصل تولد

«ابويحياى صنعانى» مى گويد: روزى در محضر امام رضا(علیه السلام)بودیم که فرزندش امام جواد(علیه السلام)را آوردند. امام فرمودند: «اين مولودى است كه براى شيعيان ما با بركت تر از او زاده نشده است.»[1]

امام در مناسبتهاى متعددی از فرزند خود با اين عنوان ياد كرده اند و شاید دلیل چنین تعبیری این باشد که از یک سو پس از شهادت امام كاظم(علیه السلام)، گروه «واقفيه» امامت حضرت رضا(علیه السلام)را انكار می كردند و از سوى ديگر، امام رضا(علیه السلام)تا حدود چهل  و هفت سالگی داراى فرزند نشده بودند.

از آنجا که احاديث رسيده از پيامبر(صلی الله علیه و آله)حاكى از وجود دوازده امام بود كه نه نفر آنان از نسل امام حسين(علیه السلام)هستند، فقدان فرزند براى امام رضا(علیه السلام)هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زير سؤال مى برد و واقفيه اين موضوع را دستاويز انکار امامت حضرت رضا(علیه السلام)قرار داده بودند!

توطئه های دشمنان خاندان امامت به حدى بود كه حتى پس از ولادت حضرت جواد(علیه السلام)گستاخى را تمام کرده، ادعا كردند كه حضرت جواد، فرزند امام رضا(علیهما السلام)نيست! تنها بهانه آنان، تفاوت ميان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره و گندمگونى صورت حضرت جواد(علیه السلام)بود! بعد از مدتی با اصرار واقفیه، امام رضا(علیه السلام)پذیرفتند تا قیافه شناسان بین آنان داوری نمایند.

روزی عموها، برادران و خواهران حضرت رضا(علیه السلام)در باغى نشستند و آن حضرت، در حالی که جامه اى گشاده و پشمين بر تن و كلاهى بر سر و بيلى بر دوش داشت، در ميان باغ به بيل زدن مشغول شد، گويى باغبان است و ارتباطى با حاضران ندارد. آنگاه حضرت جواد(علیه السلام)را حاضر كردند و از قيافه شناسان خواستند تا پدر وى را از ميان آن جمع شناسايى کنند. آنان به اتفاق گفتند: پدر اين كودك در اين جمع حضور ندارد و اگر پدرش نيز در اینجا باشد، بايد آن شخصی باشد كه در ميان باغ بيل بر دوش گذارده است؛ زيرا ساق پاهاى اين دو به يك شکل است. پس از آنکه چهره شناسان آن حضرت را از نزدیک دیدند، به اتفاق گفتند که پدر او، اين مرد است. در اين هنگام على بن جعفر، عموى حضرت رضا(علیه السلام)برخاست و بوسه بر لبهای حضرت جواد(علیه السلام)زد و عرض كرد: گواهى مى دهم كه تو در پيشگاه خدا امام من هستى.[2]

خوب است بدانیم امام رضا(علیه السلام)خود را به رسول خدا(صلی الله علیه و آله)و فرزندش امام جواد(علیه السلام)را به ابراهيم، فرزند پيامبر(صلی الله علیه و آله) تشبيه مى نمودند؛ زيرا پس از تولد ابراهيم از ماريه قبطيه، برخى از همسران رسول خدا(صلی الله علیه و آله)از روى حسد، چنين تهمتى به آن حضرت زده، گفتند: اين نوزاد از «جريح» خادم رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)است؛ اما بعداً معلوم گشت «جریح» عقیم است.[3]

این نمونه برخوردها خود دلیل مظلومیت امام جواد و پدرش(علیهما السلام) بوده است و مهم ترین عامل چنین مظلومیتهایی «نداشتن معرفت و عدم شناخت کافی» از جایگاه امامان است.

ب) مظلومیت با طرح شبهه  خردسالی امامجواد(علیه السلام)

از جلوه های دیگر مظلومیت امام جواد(علیه السلام)، رواج شبهه خردسالی ایشان بود. آنها می گفتند: چگونه يك نوجوان در چنين سنى به آن حد از كمال رسیده است كه بتواند امام و جانشين پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله)باشد و مسئوليت سنگين امامت و پيشوايى مسلمانان را بر عهده گيرد؟

فراموش نکنیم که امام زمان(علیه السلام) نیز در دوران کودکی به امامت رسیدند. بررسی این موضوع در استحکام عقیده ما نیز مؤثر می باشد.

و اما جواب شبهه خردسالی امام جواد(علیه السلام): شاید بتوان گفت که مهم ترین دلیل بر «امکان کمال» در سنین خردسالی، وقوع این حادثه در طول تاریخ بوده است:

1. قرآن مجيد درباره حضرت يحيى(علیه السلام) و اينكه در دوران كودكى به نبوت برگزيده شد، مى فرمايد: «یا يَحْيى  خُذِ الْكَتابَ بِقُوّة وَ آتَيْناهُ الحُكْمَ صَبِيّا»[4]؛ «اى يحيى! كتاب (آسمانى) را با نيرومندى بگير و ما فرمان نبوت را در كودكى به او داديم.»؛

2. حضرت عيسى(علیه السلام)در همان روزهاى نخستين تولد، زبان به سخن گشود: «قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني  نَبِيًّا»[5]؛ «عیسی(علیه السلام) گفت: بى شك من بنده خدايم که به من كتاب (انجيل) عطا فرموده و مرا نبی قرار داده است.»؛

3. آیاتی نیز به اعطای حکم و نبوت به حضرت یوسف[6]و موسی(علیهما السلام)[7]در جوانی اشاره کرده اند؛

4. «علی بن اسباط» یکی از یاران امام جواد(علیه السلام)می گوید: روزی به محضر آن حضرت رسیدم، در حالی که در مورد امامت ایشان که در خردسالی بودند، شک و تردید داشتم. در همان لحظه امام(علیه السلام)در برابر من نشست و فرمود: خداوند درباره امامت حجت آورده، همان طوری که درباره نبوت حجت آورده است. قرآن کریم درباره حضرت یحیی(علیه السلام)می فرماید: «و آتیناه الحکم صبیّاً»[8]؛ «ما به یحیی(علیه السلام) در کودکی فرمان نبوت دادیم.» و درباره حضرت یوسف(علیه السلام)می فرماید: «و لمّا بلغ اشدّه آتیناه حکماً و علماً»[9]؛ «هنگامی که به حد رشد رسید، به او حکم نبوت و دانش دادیم.»[10]

ج) مظلومیت برای اثبات امامت

به رغم وجود شواهد روایی و تاریخی، بعد از شهادت حضرت رضا(علیه السلام)، بزرگان شیعه از گوشه و کنار خود را به امام جواد(علیه السلام)می رساندند و به منظور آزمايش و حصول اطمينان از اينكه ایشان داراى امامت است، پرسشهايى را مطرح می كردند و هنگامى كه پاسخهاى قاطع و روشن و قانع کننده دريافت می كردند، آرامش و اطمينان می يافتند و به امامت آن حضرت معتقد می شدند.

مناظرات امام جواد(علیه السلام)در مجامع علمی، دلیل بر این مظلومیت است که با وجود نشانه های امامت و تصریح روایات و امام قبلی، باز متأسفانه به دنبال دلیل علمی می گشتند. در واقع امام جواد(علیه السلام)از دو جهت به مناظرات علمي کشانده مي شدند: از طرف شيعيان، برای اثبات امامت آن حضرت؛ از طرف حکومت، به ویژه مأمون و معتصم، دو خليفه معاصر آن حضرت؛ زیرا خلفا مي کوشيدند با تشکيل مناظرههایی، امام را رو در روي برخي از دانشمندان به نام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده، از اين رهگذر شیعیان را در اعتقاد خود مبنی بر وجود علم الهي نزد امام، دچار مشکل کنند؛ ولي در تمام اين بحثها و مناظرات علمي، حضرت جواد(علیه السلام)با پاسخهاي قاطع و روشن، اعتقاد و اطمينان کامل شيعيان به امامت آن حضرت را تثبيت کردند.

د) مظلومیت از ناحیه نمایندگان

با توجه به ایجاد محدودیت از طرف خلفای عباسی و پراکنده بودن شیعیان در مناطق مختلف، امام جواد(علیه السلام) از راه برگزیدن وکیل و نماینده، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می کردند. امام(علیه السلام) کارگزارانی را به سراسر قلمرو حکومت خلیفه عباسی می فرستاد و با فعالیت گسترده آنان، از تجزیه نیروهای مؤمن و شیعیان، جلوگیری می فرمود. کارگزاران امام در بسیاری از مناطق حکومت اسلامی مانند: اهواز، همدان، سیستان، ری، بصره، واسط، بغداد، کوفه و قم پخش شده بودند و اهداف و آرمانهای امام را پیاده کرده، از انحراف فکری دوستداران اهل بیت(علیهم السلام) جلوگیری می کردند.

اما گاهی امام از ناحیه همین نمایندگان خویش مورد بی مهری واقع می شدند. ابراهیم، یکی از یاران امام جواد(علیه السلام) می گوید: در خدمت امام بودم که صالح پسر محمد بن سهل همدانی - که یکی از نمایندگان امام جواد(علیه السلام) بود - وارد شد و به امام عرض کرد: فدایت شوم! من ده هزار درهم از پولهای شما را که در اختیارم بوده است، خرج کرده ام. مرا حلال کنید!

امام فرمودند: حلالت کردم؛ اما پس از رفتن صالح، فرمودند: بر اموال آل محمد(صلی الله علیه و آله) دست درازی و اموال فقیران و مساکین آل محمد(صلی الله علیه و آله) را حیف و میل می کنند، بعد به من می گویند حلالم کن. آیا شما گمان دارید که من به آنان بگویم حلالتان نمی کنم؟ (چون امام در شرایطی بود که نمی توانست اظهار حلالیت نکند.) سپس فرمودند: سوگند به خدا! خداوند روز قیامت آنان را عقوبت می کند.[11]

ﻫ) مظلومیت در عدم تبلیغ سیره عملی

جلوه ای دیگر از مظلومیت امام جواد(علیه السلام) عدم تبلیغ سيره عملي و سبک زندگی آنان است. زندگی این بزرگواران به عنوان حجت خدا بر خلق، سرشار از سنت و ارزشهای ناب الهي است كه در طول حيات گهربارشان سعي در برپايي و احياي آن ارزشها داشته اند؛ ولی متأسفانه کم تر به آن پرداخته شده است.

سيره عملي و سبک زندگی امام جواد(علیه السلام)نیز دچار همین بی مهری شده است که در ادامه به نمونه هایی اشاره مي كنيم:

1. بخشش و انفاق

امام جواد(علیه السلام)در انفاق و بخشش همواره سرآمد روزگار خود بود. در دورانی که «منصور دوانیقی»[12] حاکم بود، امام به لقب «بخشنده و جواد» مشهور بودند. روایات فراوانی در این باره وجود دارد که به عنوان نمونه به دو روایت اشاره می شود:

ـ احمد بن  حدید می گوید:  با قافله ای  برای انجام اعمال  حج  از شهر خارج  شدم. در وسط راه دزدها سر راهمان را گرفتند و اموالمان را به غارت بردند. وقتی وارد مدینه شدم، امام جواد(علیه السلام)را دیدم و در خدمت آن جناب به منزلشان رفتم. جریان را عرض کردم. حضرت دستور دادند مقدارى لباس برایم بیاورند و پولى نیز به من تحویل داده، فرمودند: بین دوستان خود تقسیم کن! به نسبت مقدارى که دزد از هر فردی برده بود، تقسیم کردم، دیدم آن پول کاملاً مساوى و به همان مقدارى بود که از آنها دزدیده بودند.[13]

ـ اسماعیل بن عباس هاشمى می گوید: روز عید خدمت حضرت جواد(علیه السلام)رسیدم و از دست تنگی خودم شکایت کردم. آن حضرت جانماز را کنار زدند و از روى زمین مقداری طلا برداشتند و به من دادند. آن را به بازار بردم، 16 مثقال طلا بود.[14]

ـ مردي به محضر امام جواد(علیه السلام)شرفياب شد، در حالی که بسیار شاد و سرحال بود. امام علت شادماني را از او پرسيد. عرض كرد: اي پسر رسول خدا! از پدرتان شنيدم كه مي فرمود: شايسته ترين روزي كه انسان بايد شادمان باشد، روزي است كه او را صدقات و نيكي به نفع برادران ديني از جانب پروردگار نصيب شده باشد. امروز ده نفر از برادران ديني ام بر من وارد شدند، همه بی بضاعت و گرفتار، آنها را پذيرايي كردم و به هر يك مقداري كمك نمودم، از این جهت خوشحالم.

امام جواد(علیه السلام)فرمودند: به جان خودم سوگند كه اين شادماني تو را شايسته است، به شرط اينكه آن عمل را نابود نكرده باشي و يا بعد از این نابود نكني. عرض كرد: چگونه از بين ببرم، با اینکه از شيعيان خالص شما مي باشم؟ حضرت فرمودند: هم اكنون نابود كردي! پرسيد: با چه چیزی؟ حضرت فرمودند: اين آيه را بخوان: «وَ لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الأِذي»؛ «صدقه هاي خود را با منت نهادن و آزار باطل نكنيد.» عرض كرد: من به آنهايي كه كمك كردم، نه منت گذاردم و نه آزاري رساندم. امام فرمودند: منظور هر نوع اذيتي است. در نظر تو آزردن آنهايي كه كمك كرده اي مهم تر است يا آزردن فرشتگاني كه مأمور تو هستند و يا آزردن ما؟ جواب داد: آزردن شما و فرشتگان.

امام فرمودند: به راستی مرا آزردي و صدقه خود را باطل كردي! پرسيد: با چه كاري؟ فرمود: با همين سخنت كه گفتي چگونه باطل كنم، در حالی که از شيعيان خالص شمايم. آيا مي داني شيعه خالص ما كيست؟ با تعجب گفت: نه! امام فرمودند: سلمان، ابوذر، مقداد و عمار. تو خود را با چنين اشخاصي برابر دانستي! آيا با اين سخن فرشتگان و ما را نيازردي؟ عرض كرد: «اَستَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَيْه» اي پسر رسول خدا! پس چه بگويم؟ امام فرمودند: بگو من از دوستان شمايم و دشمن دشمنانتان و دوست دوستانتان. عرض كرد: همين را مي گويم و همین طور نيز هست و از آنچه گفتم كه به واسطه نپسنديدن خدا مورد پسند شما و فرشتگان نيز نبود، توبه كردم. پس  از این امام جواد(علیه السلام)فرمودند: اكنون ثوابهاي از بين رفته صدقه ات، بازگشت نمود.[15]

2. دلجوئی از بیماران

وقتی امام جواد(علیه السلام)خبر بيماري کسي را مي شنيد، به عيادتش مي رفت و از او دلجويي مي نمود. روزي امام جواد(علیه السلام)به عيادت يکي از ياران خود رفت. وقتي در بالين او نشست، متوجه شد که او گريه مي کند. حضرت فرمودند: اي بنده خدا! آيا از مرگ مي ترسي؟ اگر چرک و کثافات تو را فرا گرفته و موجب ناراحتي شود و جراحات و زخمهاي پوستي در بدنت به وجود آيد و بداني که شستشوي در حمام همه ناراحتيها و امراض بدنت را از بين مي برد، آيا دوست داري وارد حمام شده و بدنت را بشويي و از زخمها و آلودگيها پاک شوي؟ بيمار مقداري آرام شد و رو به امام، عرض کرد: البته که دوست دارم. امام فرمودند: مرگ براي مؤمن همانند حمامي است که او را از تمام رنجها و سختيها رهانيده و به سوي شادکامي مي برد. بيمار از این کلام امام جواد(علیه السلام)آرام گرفت و عافيت و نشاط پيدا کرده، نگراني اش از بين رفت.[16]

ز) مظلومیت در زندگی شخصی

ازدواج امام جواد(علیه السلام)با امّ الفضل که با تحمیل شکل گرفت، نمونه بارزی از مظلومیت حضرت در زندگی شخصی است. این زن کنیزانی را مأمور می کرد تا با جامهایی در دست، در کنار امام بایستند تا به آبروی حضرت آسیب بزنند و مقام وی را تنزل بخشند!

در دربار مأمون، مردي به نام «مخارق» بود که ادعا می کرد من می توانم امام جواد(علیه السلام)را به لهو و لعب وادار کنم. او در مقابل امام جواد(علیه السلام)نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كساني كه در آنجا حضور داشتند، گرد مخارق حلقه زدند. هنگامي كه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خواني كرد، امام نگاهی به او انداختند. بعد از لحظه ای دست مخارق از حركت ايستاد و عود از دستش افتاد.[17]

نمونه این کرامات، اگرچه دلیل بر بزرگی جایگاه امام جواد(علیه السلام)در پیشگاه الهی است؛ اما از منظری دیگر، جلوه ای از مظلومیت ایشان نیز هست.

2. امام جواد(علیه السلام) از منظر دانشمدان اهل سنت

جمال و جلال جواد الائمه(علیه السلام) نه تنها شیعیان را شیدای خویش ساخته؛ بلکه دانشمندان اهل سنت را نیز از سکوت و خاموشی رهانده است. آنان در منابع تاریخی و حدیثی خویش، به قدر ایمان و معرفت خود، زبان به حقیقت گشوده، شخصیت آسمانی پیشوای نهم شیعیان را به اعتراف نشسته اند:

الف) ابن تیمیه

ابن تیمیه حرانی (بزرگ نظریه پرداز وهابیت)، می گوید: «محمد بن علی الجواد کَانَ مِن أَعیَانِ بَنِی هَاشِم وَ هُوَ مَعرُوفٌ بِالسَّخَاء وَ السؤود وَ لِذَا سُمِیَّ بالجواد...؛[18] محمد بن علی الجواد از شخصیتهای برجسته بنی هاشم، در سخاوت و سیادت و بزرگی معروف است و به همین جهت مشهور به جواد است.»

ب) ذهبی

ذهبی (متوفای 748ق) که از استوانه های علمی اهل سنت است، در کتاب «تاریخ الإسلام» می گوید: «کَانَ مِن سَرواتِ آلِ بیتِ النَّبِی(صلی الله علیه و آله)، کَانَ یُلَقَّب بِالجَوَادِ وَ کَانَ أَحَدُ المَوصُوفِینَ بِالسَّخَاءِ وَ لِذَلِکَ لَقّبَ بِالجَوَادِ؛[19] او از شخصیتهای برجسته اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است و لقبش را جواد گفته اند. او یکی از معروفین در سخاوت بود و به همین دلیل ملقب به جواد شد.»

ج) خیر الدین زرکلی

خیر الدین زرکلی وهابی، در کتاب «الأعلام» وقتی به شرح حال امام جواد(علیه السلام) می رسد، می گوید: «کَانَ رَفیعُ القَدر کَأَسلَافِهِ ذَکِیًّا، طَلَق اللِسَان، قَوِیّ البَدِیهَة؛[20] او همانند اجدادش دارای جایگاهی رفیع و زرنگ بود و بیانی شیوا و حضور ذهن قویی داشت.»

د) ابن طلحه شافعی

ابن طلحه شافعی (متوفای 652ق) می گوید: «وَ إِن کَانَ صَغیرُ السِّن، فَهُوَ کَبیرُ القَدر، رَفِیعُ الذِّکر؛[21] اگرچه سن کمی داشت؛ ولی از نظر جایگاه و فضیلت بزرگ، برجسته و رفیع است.»

ﻫ) سبط ابن جوزی

وی در «تذکرة الخواص» می نویسد: «کَانَ عَلَی مِنهَاجِ أَبِیهِ فِی العِلم وَ التَقِیُ وَ الزُهدَ وَ الجُود؛[22]مانند پدرش راه علم و تقوا و زهد و جود را طی کرد.»

3. در محضر روایات امام جواد(علیه السلام)

در منابع شیعی و اهل تسنن، از امام جواد(علیه السلام) کلمات گهربار زیادی در زمینه های مختلف فقهی، اخلاقی و اجتماعی به ما رسیده که شایسته است چند نمونه را ذکر کنیم:

امام جواد(علیه السلام) می فرمایند:

- «ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِي الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِي الشِّدِّةِ، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلي قَلْبٍ سَليمٍ؛[23] سه خصلت جلب محبت مي كند: انصاف در معاشرت [با مردم]، همدردي در مشكلات آنها، همراه و همدم شدن با قلب سالم [معنویات].»

- «التَّوْبَةُ عَلَى أَرْبَعَةِ دَعَائِمَ نَدَمٍ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٍ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٍ بِالْجَوَارِحِ وَ عَزْمٍ أَنْ لَا يَعُودَ وَ ثَلَاثٌ مِنْ عَمَلِ الْأَبْرَارِ إِقَامَةُ الْفَرَائِضِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ احْتِرَاسٌ مِنَ الْغَفْلَةِ فِي الدِّينِ وَ ثَلَاثٌ يُبَلِّغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوَانَ اللَّهِ كَثْرَةُ الِاسْتِغْفَارِ وَ خَفْضُ الْجَانِبِ وَ كَثْرَةُ الصَّدَقَةِ وَ أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ مَنْ أَعْطَى لِلَّهِ وَ مَنَعَ فِي اللَّهِ وَ أَحَبَّ لِلَّهِ وَ أَبْغَضَ فِيهِ وَ ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ لَمْ يَنْدَمْ تَرْكُ الْعَجَلَةِ وَ الْمَشُورَةُ وَ التَّوَكُّلُ عِنْدَ الْعَزْمِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[24] توبه داراى چهار پايه است: پشيمانى دل، استغفار به زبان، عمل به اعضا، تصميم به ترك تكرار؛ و سه كار از ابرار و نيكان است: به پا داشتن واجبات، اجتناب از محرمات و پرهيز از غفلت در دين؛ و سه چيز بنده را به رضوان خدا مي رساند: استغفار زياد، نرمى و خوش اخلاقى، و صدقه زياد؛ و چهار چيز در هر كس باشد، ايمانش كامل است: براى خدا عطا كند، در راه خدا جلوگيرى نماید، و حب و بغضش براى خدا باشد؛ و سه چیز در کسی باشد، پشیمان نمی شود: ترک عجله، مشورت کردن و توکل به خداوند عز و جل در هنگام تصمیم گرفتن.»

- «مَنْ زارَ قَبْرَ أخيهِ الْمُؤْمِنِ فَجَلَسَ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَي الْقَبْرِ وَ قَرَءَ «إنّا أنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» سَبْعَ مَرّات، أمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الاْكْبَرِ؛[25] هر كسی بر سر قبر مؤمني رو به قبله بنشيند و دست خود را روي قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره قدر را بخواند، از سختي بزرگ [قیامت] در امان قرار مي گيرد.»

- «الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَ الْمُعينُ لَهُ، وَ الرّاضي بِهِ شُرَكاء؛[26] انجام دهنده ظلم، كمك دهنده به ظالم و كسي كه راضي به ظلم باشد، هر سه شریک [در ظلم] خواهند بود.»

4. در سوگ امام جواد(علیه السلام)

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند
مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند
همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند
درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست می برد به سوی کمرش، خندیدند
آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین(علیه السلام)
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند
یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد
بر نفسهای بدون اثرش خندیدند
زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بد نظرها به خسوف قمرش خندیدند
دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند
کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود
لشگری دور تن مختصرش خندیدند
هرچه می گفت حسین: یاولدی، یاولدی
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

***

خانه دل از غمت ای آشنا آتش گرفت
یا که گویم قلبتان هم از جفا آتش گرفت
زهر کینه همچو میخی روی سینه جا گرفت
سینه و قلب و همه جای شما آتش گرفت
آنقدر از چشم خود خون جگر می ریختی
تا که از هرمش همی چشم شما آتش گرفت
جای آن که او بنوشاند تو را از آب و شیر
جای آن از زهر جسمت تا به پا آتش گرفت
گرچه می سوخت؛ اما قبل از اینها این جگر
از غم داغ غریب کربلا آتش گرفت

***

تشنگی سویِ چشم تان را بُرد
سینه پر شراره ای داری
کاش طشتی بیاورند اینجا
جگر پاره پاره ای داری

***

چقدر چهره ات شکسته شده
تا بهاری، چرا خزان باشی
به تو اصلاً نمی خورد آقا
که امام جوان مان باشی

***

گیسوانت چرا سپید شده
سن و سالی نداری آقاجان
درد پهلو گرفته ای نکند
که چنین بی قراری آقاجان

***

شهر با تو سرِ لج افتاده
مرد تنهای کوچه ها هستی
همسرت هم تو را نمی خواهد
دومین مجتبی شما هستی

***

تک و تنها چه کار خواهی کرد
همسرت کاش بی قرارت بود
چقدر خوب می شد آقاجان
لااقل زینبی کنارت بود

***

باز هم غیرت کبوترها
سایه بانت شدند ای مظلوم
بال در بال هم، سه روز تمام
روضه خوانت شدند ای مظلوم

***

کاظمین تو هرچه باشد، باز
آفتابش به کربلا نرسد
آخر روضه ات کفن داری
کارت آقا به بوریا نرسد

***

جای شکرش همیشه می ماند
حرفی از خیزران و سلسله نیست
شکر درشهر کاظمین شما
خیره چشمی به نام حرمله نیست

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. الارشاد، شیخ مفید، مکتبة بصیرتی، قم، بی تا، ص 319.

[2]. ر.ک: الكافى، ج ‏1، ص ‏322.

[3]. مناقب آل ابی‏طالب(علیهم السلام)، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، قم، چاپ اول، 1405ق، ج ‏4، ص 387.

[4]. مريم/ 12.

[5]. همان/ 30.

[6]. يوسف/ 22.

[7]. قصص/ 14.

[8]. مریم/ 12.

[9]. یوسف/ 22.

[10]. الکافی، ج 1، ص 384.

[11]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، 1403ق، ج 50، ص 105، ح 23.

[12]. دوانیق، جمع دانق به معنای دانگ که واحد پول است. به دلیل علاقه منصور به پول و ثروت و بخل در جمع آوری اموال و ثروت او را «دوانیقی» می گویند.

[13]. ترجمه جلد دوازدهم بحار الانوار: زندگانی حضرت جواد و عسکریین(علیهم السلام)، محمد باقر مجلسی، ترجمه موسی خسروی، اسلامیه، تهران، 1379ش، ص 27.

[14]. الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، انتشارات امام مهدی(علیه السلام)، قم، چاپ اول، 1409‏ق، ج ‏1، ص 383.

[15]. كلمه طيبه، میرزا حسین طبرسی نوری، ص 264.

[16]. الإعتقادات في دين الإمامیة، شیخ صدوق، کنگره شیخ مفید، قم، 1414ق، ص 34.

[17]. الكافي، ج 1، ص 494.

[18]. منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدرية، إبن تیمیة، تحقیق: محمد رشاد سالم، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، 1406ق، ج 4، ص 68.

[19]. تاریخ الإسلام، شمس الدین ذهبی، دار الکتاب العربی، بیروت، 1408ق، ج 15، ص 385، ش 372.

[20]. الأعلام، ج 6، ص 272.

[21]. مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، محمد بن طلحة نصیبی الشافعی، موسسه البلاغ، بیروت، 1412ق، ص 467.

[22]. تذکرة الخواص، سبط ابن الجوزی، شریف رضی، قم، 1376ش، ص 321.

[23]. کشف الغمّه، علی بن عیسی اربلی، نشر ادب الحوزه، چاپ اول، بی تا، ج 2، ص 349.

[24]. بحار الأنوار، ج ‏75، ص 81.

[25]. وسائل الشيعه، محمد حر عاملي، کتابخانه اسلاميه، تهران، 1367ش، ج ‏3، ص 227.

[26]. كشف الغمة، ج ‏2، ص 348.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : پنج شنبه ١٠ مرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٤٨٨ / تعداد بازدید : 51/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج