يکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


زندگینامه ملا على معصومى همدانى(ره)

زاهد بصیر

آخوند ملا علی معصومی همدانی در سال 1312ق در روستاى «وَفْسْ» از توابع همدان ديده به جهان گشود. شوق سرشار به علم و دانش، وى را براى تكميل تحصيلات راهى همدان كرد تا نزد مدرسان عالى مقام آنجا صرف، نحو، معانى بيان و متون سطح را آموخت.

 زاهد بصیر؛ زندگینامه ملا على معصومى همدانى(ره)

عبدالکریم پاک نیا تبریزی

آخوند ملا علی معصومی همدانی در سال 1312ق در روستاى «وَفْسْ»[1] از توابع همدان ديده به جهان گشود. شوق سرشار به علم و دانش، وى را براى تكميل تحصيلات راهى همدان كرد تا نزد مدرسان عالى مقام آنجا صرف، نحو، معانى بيان و متون سطح را آموخت.

در آن زمان هنوز حوزه علميه قم رونق چندانى نداشت و در تهران دانشمندان ممتازى، به ويژه در علوم عقلى تدريس مى كردند. آوازه استادان حوزه علميه تهران اين شخصيت فرزانه را به آن حوزه كشاند. وى در مدت 5 سال اقامت در تهران، علوم مختلفى همچون: فلسفه، كلام، رياضيات و هيئت را نزد استادان والامقامى همانند عارف معروف «حكيم هيدجى» و «ميرزا مهدی آشتيانى» فراگرفت.

با ورود مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى یزدی(ره) به قم، در سال 1340ق اين عاشق بى قرار علوم اهل بيت(علیهم السلام) نيز مانند بسيارى از فضلاى شهرستانها به قم عزيمت كرد و در آنجا به ادامه تحصيل پرداخت.

استادان

براى شناخت ابعاد شخصيتی مردان بزرگ، ناگزير به آشنايى با استادان آنها هستيم. از اين رو، به معرفى برخى از استادان مرحوم ملا على معصومی همدانی مى پردازيم كه عبارتند از آيات و حجج اسلام:

1. حاج ميرزا عبدالرزاق، محدّث حائرى اصفهانى (م 1381ق) كه از علماى صاحب نام و وارسته همدان بود و تأثير به سزايى در ساختار شخصيتی ملا على داشت؛ از جمله امتيازات وى عبارت است از: عدم استفاده از وجوهات شرعى، مبارزه با خرافات، تلاش در اعتلا و ترويج مذهب تشيع، پاسخ به شبهات مخالفان و تأليف كتاب که بالغ بر 20 جلد در موضوعات فقه، اصول، كلام و اخلاق نگاشته است؛

2. حاج شيخ عمادالدين على گنبدى (م 1364ق) که فقيهى بى بديل، عارفى بى نظير و صاحب كرامات بوده است. او در فقه و اصول از صاحب عروة و آخوند خراسانى"و در اخلاق و عرفان از آخوند ملا حسينقلى همدانى(ره) بهره برده بود. ملا على در عرصه عرفان و اخلاق توشه هاى فراوانى از اين عارف واصل برگرفت.

3. حاج شيخ على دامغانى (م 1372ق)، از شاگردان آخوند خراسانى و شيخ الشريعه اصفهانى"كه به عنوان حاكم شرع، به همدان اعزام شده بود. آخوند معصومى دروس فقه، اصول و كلام را نزد وى فراگرفت؛

4. آخوند ملا محمد هيدجى كه از شاگردان عارف متألّه «ميرزا ابوالحسن جلوه(ره)» بود. ملا على پيوسته در گفتگوهايش از اين استاد ياد كرده و نكاتى از حالات معنوى و روحى آن عارف را بازگو مى كرد. وى حلاوت انس با اين استاد و جذبه هاى معنوى آن عارف فرزانه را در وجود خود كاملاً احساس مى نمود.

5. شيخ عبدالنبى نورى (م 1344ق)؛

6. ميرزا مهدى آشتيانى (م 1372ق)؛ از حكماى نامدار تهران و از شاگردان شهيد شيخ فضل الله نورى(ره) بود؛

7. ميرزا محمود مدرس كهكى (م1346ق)؛

8. حاج شيخ محمدرضا تنكابنى (م1385ق)؛ وى پدر خطيب مشهور، حاج شيخ محمدتقى فلسفى(ره) است که مرحوم فلسفى مى گويد: «در محضر پدرم افراد لايقى تربيت شدند كه يكى از آنان، مرحوم آخوند ملا على همدانى بود. او قبل از آنكه حوزه علميه قم تأسيس شود، در دروس پدرم، در تهران شركت داشت. هر وقت به تهران مى آمد، ديدار از پدرم و درك محضر او را از فرائض خود مى دانست.»؛[2]

9. حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى (م1343ق)؛

10. حاج شيخ عبدالكريم حائرى (م1355ق)؛ ملا على همدانى ده سال در قم از محضر پر فيض اين فقيه نامور بهره برد؛

11. حاج شيخ احمد قمى، پدر ميرزا محمدتقى قمى (مؤسّس دارالتقريب مصر).

مراتب و ويژگی هاى علمى

 ملا على معصومى در اثر شوق درونى و پشتكار شبانه روزى، از نظر علمى به درجات عالى نایل آمد و در علوم اسلامى همچون: فقه، اصول، فلسفه، رجال، تاريخ، ادبيات، تفسير، رياضيات، نجوم، هيئت، شعر و ادب فارسى اطلاعات گسترده اى به دست آورد و مورد توجه مراجع و بزرگان عصر خود قرار گرفت.

اراده قوى، ايمان به هدف، توسل بهاهل بيت(علیهم السلام)، استعداد ذاتى، پشتكار مداوم وحضور در محضر اساتيد فراوان را مى توان ازعوامل موفقيت اين فقيه نامدار به حساب آورد. در اين بخش به مراحلى از موفقيتهاى علمى وى، از دوران تحصيل تا مرجعيت، مى پردازيم:

الف) نشانه هاى نبوغ

اين عالم گران مايه، از همان دوران نوجوانى، شخصيت، اخلاق و استعداد درخشانش، آينده ای روشن و لياقت ذاتى وى را نويد مى داد. دو خاطره زير اين حقيقت را روشن تر مى سازد:

1. هنگامى كه ملاعلى در همدان تحصيل مى كرد، براى امرار معاش شديداً در فشار بود. روزى همراه عده اى از طلاب به حضور آیت الله حاج شيخ على دامغانى مى رسند. استاد به هر يك از طلبه ها جهت نماز و روزه استيجارى پولى مى پردازد؛ اما هنگامى كه نوبت به ملاعلى همدانى مى رسد، آن استاد دورانديش به سيماى اين طلبه جوان نگاهى افكنده، به او چيزى نمى دهد.

ملاعلی از اين پيشامد ناراحت شده، با كمال شرمندگى به طرف مدرسه راه مى افتد و خود را سرزنش مى كند كه: چرا من بدان جا رفتم! همين كه به حجره مى رسد، خادم آیت الله دامغانى را مى بيند كه به سراغش آمده است. خادم پس از رساندن سلام استاد و دادن دو برابر مبلغ مذكور به او، مى گويد: استاد فرمود: اين مبلغ را از مال خودم به تو مى دهم. من نورى در صورت تو ديدم و روحانيتى مشاهده كردم كه نشانگر مقام رفيع تو در آينده است، لذا نخواستم كه تو گرفتار اين امور شده و از تحصيل بازمانى.[3]

2. ملاعلى همدانى در جوانى و تحصيل در قم، در يكى از مجالس سخنرانى اش كه ميرزا عبدالوهاب (وكيل همدان) نيز حضور داشته، خطبه اى از «نهج البلاغه» را از حفظ خوانده و به نحو زيبايى آن را شرح مى دهد. اين سخنرانى آن چنان مورد استقبال حاضران قرار مى گيرد كه ميرزا عبدالوهاب آن را نزد حاج شيخ عبدالكريم حائرى(ره) مطرح كرده، از اين طلبه جوان تمجيد به عمل مى آورد. حاج شیخ نيز جوان فاضل را تشويق كرده، استعداد وى را مى ستايد و در خلوت به وى مى گويد: دلم مى خواهد تو درس بخوانى و فقيه شوى.[4] وى نيز سخن استاد دورانديش خود را به گوش جان سپرده، در اثر تلاش و پشتكار، در اندك زمانى، در رديف يكى از مدرسان برجسته قم قرار گرفت.

ب) تدريس و تألیف

 محفل درس ملاعلى همدانى، يكى از درسهاى پرجمعيت حوزه علميه قم بود. نويسنده «آيینه دانشوران» در اين باره مى نويسد: «قبل از آنكه من به حوزه علميه قم بيايم، مجلس درس آخوند ملاعلى همدانى رونقى به سزا داشت.»[5]

با آنكه آخوند همدانى بيش ترين وقت خود را صرف حل و فصل امور دينى و اجتماعى مردم منطقه و تربيت طلاب مى كرد و كم تر به دنبال تأليف آثار قلمى بود؛ ولى با اين حال، موضوعاتى را مورد پژوهش قرار داده است، از جمله:

1. اجتهاد و تقليد؛

2. شرح حال ابوبصير، صحابى امام صادق(علیه السلام)؛

3. رساله اى در پيرامون لفظ «عِدّه» در «الكافى».

4. حاشيه بر «عروة الوثقى» سيد كاظم طباطبایی يزدى(ره)؛

5. تقريرات فقه و اصول آیت الله حائرى یزدی(ره)؛

6. مجموعه اشعار.[6]

ج) هجرت پربار

در سال 1350ق مردم متدين و دانش دوست همدان از حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى(ره) تقاضا كردند كه ملاعلى همدانى براى حل و فصل امور دينى و تدريس در حوزه علميه همدان به زادگاهش مراجعت كند. ایشان اين تقاضا را پذيرفت و ملاعلى به همدان رجعت كرد. هنگام عزيمت اين عالم به خطّه همدان، حاج شیخ عبدالکریم فرمود: «من مجتهد عادلى را براى مردم شهر همدان فرستادم...»[7]

با وجود شخصيتهاى بزرگ علمى، ادبى، فقهى و فلسفى در همدان، طولى نكشيد كه آخوند همدانى همانند ستاره اى پرفروغ نور افشانى نموده، جايگاه ويژه اى در دلهاى مردم باز كرد و منشأ خدمات مهم اجتماعى، فرهنگى و مذهبى گرديد. حضرت آیت الله نورى همدانى در اين مورد مى فرمايد: «آقاى آخوند، مرد بسيار بزرگى بود. از آیت الله العظمى حاج شيخ خواسته بودند يك نفر را براى اداره امور علمى و تبليغى همدان و اطراف بفرستد. آن بزرگوار نيز آقاى آخوند را فرستاده بود. ايشان داراى فضایل بسيارى بود؛ يكى اينكه مرد جامعى بود؛ يعنى معلومات ايشان در فقه و اصول منحصر نمى شد؛ (بلکه) در تاريخ و تفسير و انساب و ادبيات عرب هم بسيار وارد بود. جامعيتش كم نظير بود.»[8]

د) تربيت عالمان

يكى از درخشان ترين صفات زندگى مرحوم آخوند همدانى، پرورش عالمان و اسلام شناسان متعهد بود. اين مربى خستگى ناپذير بيش از 60 سال تربيت طلاب و دانشجويان علوم دينى را با اخلاص و ايمان بر عهده گرفت و نيازهاى علمى، معنوى و رفاهى آنان را تا حد توان تأمين كرد.

اسامى برخى از تربيت يافتگان مكتب ايشان (آيات و حجج اسلام)، بدين قرار است:

1. حاج سيّد رضا بهاءالدينى؛

2. حاج ميرزا حسين نورى، از مراجع تقليد كه مرحوم آخوند عنايت ويژه اى به ايشان داشت؛

3. شهيد انقلاب، دكتر محمد مفتّح همدانى که از مناديان «وحدت حوزه و دانشگاه» بود؛

4. حاج سيد مصطفى هاشمى که از ابتدا تا انتهاى تحصيل در خدمت آخوند و مورد توجه مخصوص وى بود. گفته شده كه مرحوم آخوند فرموده بود: «اگر در روز قيامت از من بپرسند: براى اسلام چه كردى؟ من حاج آقا مصطفى را مى آورم و مى گويم اين را تربيت كرده ام.»

5. حاج سيّد محمود طالقانى؛

6. سيد ابوالحسن موسوى؛ نماينده ولى فقيه در استان و امام جمعه همدان؛

7. حاج شيخ احمد صابرى همدانى؛ نماينده محترم استان همدان در مجلس خبرگان رهبرى؛

8. حاج شيخ احمد رحمانى؛ نويسنده كتاب «الامام علىّ بن ابى طالب(علیه السلام)»؛

9. مرحوم حاج شيخ حسن عندليب زاده؛ امام جمعه سابق همدان.

10. ميرزا ابوالقاسم دانش آشتيانى (م1329ق)؛ امام جمعه سابق آشتيان و نويسنده كتابهاى: سقيفه، رمز نيكبختى و دو سرمايه نفيس.[9]

ويژگی هاى اخلاقى

يكى از رموز موفقيت عالمان دين، خصوصيات اخلاقى و رعايت نكات ظريف اجتماعى بوده است. آنان با زحمات طاقت فرسا و بهره گيرى از مربيانى شايسته، به اين فضايل اخلاقى نايل آمده اند. آخوند همدانى نيز به سبب مجاهدتهاى روحى، دلهاى آماده را به سوى حقيقت اسلام جذب مى كرد. در اينجا برخى از ويژگی هاى اخلاقى وى را مى خوانيم:

گشاده رويى

آقاى عليرضا ذكاوتى كه مدتى در محضر آخوند بود و از نزديك با اخلاق و روحياتوى آشنايى دارد، در اين رابطه مى گويد:«شكفتگى چهره و گشاده رويى، از صفاتمؤمن است و آن بزرگوار همواره چنين بود،حتى بعد از آنكه آن داغ بزرگ[10] را تحمل كرد، هنوز روحيه مزاح و خوش طبعى خود راحفظ كرده بود. با هر كسی از كودك، پير، زن، مرد، عالم و جاهل، مراجع و افراد صاحبقدرت و ثروت تا سائل، مسكين و مضطر، با هر كسی به زبان خودش سخن مى گفت. اوانسانى بود وارسته، پرهيزگار، خوش خو، آرام، مهربان، متين، موقر، دردآشنا و اهلتحمل و مدارا. در حقيقت آن چنان بود كه در فرهنگ دينى - عرفانى ما در مورد ويژگی هاى يك انسان وارسته مطرح شده است. مسلماًكسب آن خصوصيات بر اثر رياضتهاىدرازمدت شرعى و نيت پاك و هدف بلندىبود كه آن بزرگوار از آغاز داشته است.»[11]

پاسدار حریم روحانيت

روزى يكى از تجار نيكوكار به حضور مرحوم آخوند رسيد و عرض كرد: من باغى دارم كه الآن[12] هشتاد هزار تومان قيمت دارد؛ دوست دارم آن باغ را به شما ببخشم. ايشان فرمود: اگر الآن باغ را بفروشى و پول آن را به من بدهى كه به عنوان شهريه به طلاب بدهم، مى پذيرم، و الا قبول نخواهم كرد.

يكى از حاضرين به آخوند عرض مى كند: وقتى ايشان مايلند اين باغ را به شما ببخشند، چرا قبول نمى كنيد؟ آخوند همدانى مى فرمايد: اگر الآن من اين باغ را قبول كنم، قيمت آن هشتاد هزار تومان است، بعد از مدتى با يك كلاغ چهل كلاغ مردم به هشتصد هزار تومان و بعد از مدتى چند ميليون خواهد شد. اين امر سبب مى شود كه مردمنسبت به روحانيت بدبين شوند و درصداقت آنان ترديد نموده، عقايدشان متزلزل شود!

ایشان بارها مى گفت: عمامه من سفيداست، بايد مراقبت كنم لكه دار نشود؛ پارچهسفيد زود لكه برمى دارد (کنایه از اینکه با اندك لغزشى، حيثيت روحانيت زير سؤال مى رود).[13]

استفاده از فرصت

مرحوم آخوند همدانی پیوسته مشغول مطالعه بود و پشتكار و حافظه اى قوى داشت. وقتى در تهران مشغول تحصيل بود، روزى همراه طلاب تصميم مى گيرند به زيارت حضرت عبدالعظيم(علیه السلام) بروند. در راه - كه آن زمان پياده طى مى شد - همراهان مشغول صحبت و گفتگو مى شوند. ملا على همدانى مى گويد: من در فاصله پيمودن آن مسير «زيارت جامعه» را از اول تا آخر خواندم و حفظ نمودم.[14]

احتیاط در مصرف سهم امام

زهد و ساده زيستى اين فقيه بزرگ، زبانزد مردم بود. او هيچ وقت آن روش اولياى الهى را در زندگى - على رغم دگرگونى هاى اجتماعى و فردى - از دست نداد. زندگى ساده و خداپسندانه وى، دلها را به سويش جذب كرده، شيفته اش مى كرد. هر كس به حضورش مى رفت، ارادت و علاقه اش به او بيش تر مى شد.

ایشان مصداق كامل كلام امام صادق (علیه السلام) بود كه می فرمایند: «كُونُوا دُعاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ اَلْسِنَتِكُمْ؛[15] مردم را با غیر زبانتان به دین فراخوانید!» مردم را با عمل نيكوى خويش دعوت به خير و صلاح مى كرد. در اين مورد، خاطرات فراوانى از ايشان نقل شده است. از جمله اينكه:

روزى، در حالى كه عباى ساده اى را پوشيده بود، يكى از ارادتمندانش به وى مى گويد: حضرت آیت الله! چند روز است مى بينم كه حضرت عالى اين عباى مندرس را بر تن داريد. اگر اجازه فرماييد، برايتان عباى تابستانى نو و خوبى تهيه كنم؟! آخوند همدانى آهى كشيده، مى گويد: اين عبا هم براى من خيلى زياد است، مگر ما مى خواهيم چه بكنيم؟ شما مى دانيد من درآمد شخصى ندارم و آنچه به دستم مى رسد، وجوه شرعى و بيت المال است. من سعى مى كنم در استفاده از آن براى مصارف شخصى خودم احتياط لازم را به عمل آورم. آن منزل مسكونى و زندگى را هم كه مى بينيد، مال همسرم مى باشد و از بيت المال تهيه نشده است. از اين رو، اكتفا به اين نوع لباس، راحت تر و سالم تر مى باشد. فردا، حساب و كتابى در كار است و نمى توان سهم امام را دل بخواهى خرج كرد.[16]

عرفان و معنويت

آقاى صابرى همدانى مى نويسد: «آخوند ملا على همدانى اهل دعا و ذكر و تهجد بود و طلاب را هم به تهجد تشويق مى كرد و از بزرگان نقل مى كرد: طلبه اى كه در دوران طلبگى نمازشب نخواند، به جايى نخواهد رسيد و عاقبت خوبى نخواهد داشت.»

ایشان هر روز «دعاى صباح» را بعد از نماز صبح از حفظ مى خواند و حال خوشى هم داشت. در يكى از مسافرتهايم به همدان، محضر ايشان بودم و صداى دلنشين دعاى صباح ايشان در ما اثر معنوى داشت. مرحوم آخوند در «عرفان» خيلى تحت تأثير مرحوم آیت الله هيدجى(ره) قرار داشت و غالباً از ايشان نكته هاى عرفانى و معنوى نقل مى كرد و چند بيت تركى از اشعار فلسفى و عرفانى حكيم هيدجى را مى خواند. از جمله:

اولماز اولا گُل تِكان، تِكان گُل
گر استرن آغلا، استرن گُل

یعنی: ممكن نيست گل، خار و يا خار، گل شود؛ خواهى گريه كن يا بخند.

ایشان مى فرمود: اول مرحله سلوك «يقظه»[17] است و در توضيح آن اين شعر حافظ را زمزمه مى كرد:

آمد افسوس كنان مغ بچه باده فروش
گفت بيدار شو اى رهرو خواب آلوده[18]

لطيفه هاى پرمعنا

اين عالم بزرگوار با همه مقامات معنوى، در معاشرت با افراد، گشاده رو و خوش برخورد بود و گاهى مطالب سودمند را در قالب لطيفه بيان مى كرد. از جمله:

1. آقاى قاسم برنا - انديشمند همدانى و از نويسندگان ماهنامه پيك اسلام - مى گويد: گاهى كه به محضر آخوند همدانى مى رفتم.ايشان ضمن تجليل از اهل علم و مطالعه، به شوخى مى فرمود: آقاى برنا، اهل كتاب و مطالعه است و من هم، اهل كتاب را پاك مى دانم.

2. يكى از افرادى كه لباس اهل علم را كنار گذاشته و در رديف خدمتگزاران رژيم طاغوتى پهلوى قرار گرفته بود، روزى با آخوند همدانى برخورد كرده، به وى مى گويد: شنيده ام حضرت عالى فرموده ايد که فلانى فاسق شده است؟! آخوند همدانى پاسخ مى دهد: نه، من گفته ام فسقش ظاهر شده است.

شيوه های ظریف تربيت

يكى از افرادى كه مدتى در مدرسه آخوند تحصيل كرده است، مى گويد: ايامى كه طلبه بودم و افتخار شاگردى ايشان را داشتم، شبى پس از درس و بحث، با يكى از دوستان در حياط مدرسه مشغول شوخى بوديم كه ناخودآگاه روى گلهاى باغچه مدرسه افتادم و گلها پايمال شد. فرداى آن شب كه خادم مدرسه از موضوع مطلع شد، براى شكايت نزد آیت الله همدانى رفت. آن بزرگوار كه متوجه ظرافتهاى اخلاقى در تربيت طلاب جوان بود، به خادم مدرسه فرمود: «آقا رضا! ناراحت نباش! ما گلها را براى طلبه ها مى خواهيم، نه طلبه ها را براى گلها.» اين سخن حكيمانه كه حاكى از عمق نگاه ايشان به زندگى و بُعد ابزارى امكانات براى رشد و ترقى است، چندان تأثير تربيتى در من نهاد كه تا امروز فراموش نكرده ام.[19]

سرودن شعر

آخوند همدانى علاوه بر شمّ فقاهتى و كمالات علمى و اخلاقى، طبع شعر نیز داشت و گاهى در مذاكرات و مباحثات ادبى، بعضى از اشعارش را مى خواند. نمونه اى از اشعار اىشان، غزل عرفانى زير است كه با تخلص «فنا» سروده است:

به خرابات روم بهر نگهدارى دل
تا بر پير كنم شِكْوه ز بيمارى دل
او شب و روز بسوزد ز غم هجر بتان
من بسازم به غم و رنج و گرفتارى دل
 چه زيانها كه نمودم ز ره دل خواهى
چه ملامت كه كشيدم به هوادارى دل
خواب هرگز نكند آن كه دلش بيدار است
ما نكرديم شبى صبح به بيدارى دل
هرچه كرديم علاج دل بيمار نشد
تنگ شد حوصله از بهر پرستارى دل
اشك من سرخ و رخم زرد شد و موى سپيد
روز من گشت چو شب، بهر سيه كارى دل
اى فنا! چاره دردت نتوان كرد، مگر
اشك خونين و دعاى سحر و زارى دل

آخوند همدانى بر ادبيات فارسى، عربى، حكمت و عرفان (نظرى و عملى) آشنايى كامل داشت. او شعر فارسى را دوست مى داشت و از ميان شعراى فارسى زبان «حافظ» را برتر مى شمرد و اين شعر را مكرر مى خواند:

آشنايان ره عشق در اين بحر عميق
غرقه گشتند و نگشتند به خواب آلوده
به طهارت گذران منزل پيرى و مكن
خلعت شيب چو تشريف شباب آلوده

خوددارى از انتشار رساله

از آنجايى كه آخوند همدانى يكى از شاگردان برجسته مرحوم مؤسس(ره) بود، در علم و دانش و تقوا نيز در رديف مراجع عظام تقليد به شمار مى آمد. حتى برخى از بزرگان او را از نظر حضور ذهن و داشتن حافظه نيرومند و قوى، بر ديگر معاصرانش ترجيح مى دادند و تقليد از ايشان را توصيه مى كردند؛ اما ایشان با آن همه شايستگى، مطرح ساختن خويش را به عنوان مرجع، نوعى برترى طلبى مى انگاشت و مكرر مى فرمود: «به هر كدام از اين رساله هاى عمليه موجود كه منتشر شده اند، عمل كنيد، مُبْرِء از تكليف و مُسْقِط ذمّه است و نيازى به چاپ رساله ديگر نيست.»

در حالى كه علاقمندان و مقلدان اىشان در منطقه غرب، اصرار داشتند كه رساله ای به چاپ برساند؛ اما ایشان مانع گشته، مى فرمود: «نيازى به صرف بيت المال و خرج سهم امام(علیه السلام) در اين مورد نمى بينم. من مسائل جديدى ندارم كه در اين رساله ها نيامده باشد. فقط در چند مسئله با مراجع حاضر اختلاف نظر دارم. خواستاران، مى توانند آن مسائل را شفاهاً بپرسند و جواب بگيرند.»[20]

جدیت در تعلیم و تربیت

در روزى برفى، عده اى از شاگردان آخوند همدانى در درس استاد حاضر نشده بودند. استاد سؤال كردند: چرا عده اى در درس حاضر نشده اند؟ برخى از طلاب گفتند: چون برف زيادى باريده است، آنان نتوانسته اند بيايند. استاد فرمود: آيا كسبه ومغازه دارها هم سر كسب و كارشان نيامده اند؟[21]

تحصيل دوام خواهد و جد و طلب
پيوسته به روز درس و تكرار به شب

مرحوم مؤسس(ره) استاد آخوند همدانی، مى فرمود: طلبه بايد «اعمّى مسلك» و «بى قيد و ساده» باشد. اگر بخواهد به شرط شى ء و اخصّى باشد و بگويد حتماً بايد غذايم، لباسم، منزلم آن چنان باشد، كارش لنگ است. بايد اعمّى باشد. هر پيشامدى كه شد، نبايد درسش را رها كند. خود حاج شيخ هم اعمّى مسلك بود. تنها پيشامدها و ناملايمات دينى به او صدمه مى زد.[22]

آيت الله العظمی بروجردى(ره) می فرمود: من که از اول تحصيل يك شغل داشتم و آن تحصيل بوده، به اينجا رسيده ام؛ اما شمایی که چندين شغل داريد كه يكى از آنها تحصيل است و همه كارها را هم بر تحصيل مقدم مى داريد، با اين حال به كجا می خواهيد برسيد؟! طلبه بايد تعطيلى را تعطيلى نداند؛ بلكه یک نوع تغيير شكل برنامه تحصيلى بداند و به نحو احسن از آن روز تعطیل استفاده كند.[23]

خدمات فرهنگى - اجتماعى

آخوند همدانى در كنار فعاليتهاى علمى، خدمات فرهنگى و اجتماعى متعددى انجام داده است كه مهم ترين آن عبارتند از:

الف) بازسازى مدرسه آخوند

مدرسه ملا محمدحسين اردستانى، به همت آخوند همدانى در مدت سه سال بازسازى شد و در سال 1323ش به پايانرسيد و بعد از آن به نام «مدرسه آخوند»معروف شد. در اين مدرسه - كه جاذبه اىروحانى دارد - طلاب زيادى تربيت شده اندو به عنوان مهم ترين حوزه علميه غرب كشور به شمار مى آيد و مشتاقان علوم اسلامى درگوشه و كنار كشور، با نام اين مدرسه آشنايى داشته و به احياگر آن عشق مى ورزند.

ب) تأسيس كتابخانه عمومى

پس از بازسازى مدرسه آخوند و استقبال كم نظيرى كه از آن به عمل آمد، ایشان كتابخانه مهمى را با هميارى مردم در كنار آن مدرسه ساخت و آن را در سال 1332ش با نام «كتابخانه و قرائت خانه عمومى غرب» رسماً افتتاح كرد.

ج) انتشار نشريه «پيك اسلام»

مرحوم آخوند همدانى پس از راه اندازى كتابخانه غرب، ضمن اظهار خرسندى فراوان، مى فرمود: «تكميل اين حوزه علميه و كتابخانه به دو چيز است: يكى ايجاد نشريه اى براى كتابخانه و مدرسه؛ ديگر، تنظيم فهرست تفصيلى نسخه هاى خطی كتابخانه.»

در پى اين سخنان، كار تهيه فهرست تفصيلى نسخه هاى خطی به همت حجج اسلام: محمدجواد مقصود همدانى و شيخ احمدعلى مروج انجام شد. سپس مجله اى دينى با عنوان «پيك اسلام» كه ارکان حوزه علميه همدان و كتابخانه غرب بود، تأسيس و منتشر شد. اين نشريه تحت سرپرستى آن بزرگ مرد و همت اعضاى هيئت تحريريه به چاپ رسيد و از دى ماه 1341 تا مهرماه 1342 شش شماره از آن منتشر گرديد.

مطالب اين نشريه نوعاً توسط نويسندگان فاضل منطقه غرب و استادان حوزه هاى علميه قم و نجف نگاشته مى شد.

انتشار اين مجله در شرايطى كه نكته هاى عرفانى و معنوى در روزگار حكومت منحوس پهلوى و كار علمى، فرهنگى و مطبوعاتى در حوزه هاى علميه با مشكلات فراوانى مواجه بود، حركتی مثبت در جهت تعميق انديشه دينى محسوب می شد و درخور تقدير و تجليل بود. هر چند كه كارشكنى بعضى و تنگناهاى اقتصادى، مانع از ادامه انتشار نشريه گرديد.

همگام با نهضت امام خمينى(ره)

مرحوم آخوند همدانى يكى از علماى مؤثر در مبارزه با رژيم ستمگر پهلوى بود. تحركات و تلاشهاى وى در زمينه سازى براى پيروزى نهضت امام خمينى(ره)، در صفحات زرّين تاريخ انقلاب اسلامى ايران ثبت است. ایشان در يارى رساندن به انقلابيون، تمام همتش را به كار گرفت.

چند نمونه از شيوه هاى اين عالمِ ظلم ستيز را يادآور مى شويم:

1. از آنجايى كه اين عالم وارسته از امام خمينى(ره) شناخت كاملى داشت، از نهضت آن بزرگوار حمايت مى كرد و در تجليل از امام مى فرمود: «حاج آقا روح الله صفحه اى را در تاريخ به نام خود گشود.»

هنگامى كه به وى گفته شده بود: چرا شما مثل آقاى خمينى(ره) عمل نمى كنيد؟ مرحوم آخوند متواضعانه پاسخ داده بود: «كار آقاى خمينى درست است؛ ولى آن كار از عهده ما بر نمى آيد.»

آيت الله جعفر سبحانى(حفظه الله) مى گويد: در مسافرتى كه با حضرت امام(ره) به همدان داشتيم، از آخوند شنيدم كه گفت: «اى كاش همه كسانى كه به همدان مى آيند، نظير حاج آقا روح الله باشند!»

امام خمينى(ره) نيز متقابلاً به اين يار قديمى و هم دوره تحصيلى خود عشق مى ورزيد.هنگامى كه از امام(ره) پرسيدند: مقلدان شماوجوه شرعيه را چگونه به دست مرجعشانبرسانند؟ فرموده بود: «جايى كه آخوند هست، وجوهات شرعيه را براى من نفرستيد.»

و هنگامى كه علماى تهران مى خواستند آثار امام را به چاپ برسانند، ايشان گفته بود: «من احتمال مى دهم مجموعه آثار اينجانب در كتابخانه آخوند همدانى باشد.»[24]

2. طاغوت زدايى: آخوند همدانى در فرصتهاى مختلف، خشم خود را از طاغوت و مظاهر آن اظهار مى كرد. داستان زير نشانگر اين واقعيت است:

افتتاح «درمانگاه سميعى» واقع در نزديكى منزل ايشان، به عهده آخوند همدانى قرار داده شده بود. يكى از عوامل رژيم پهلوى با صداى بلند گفت: حضرت آيت الله! به نامِ نامى اعلى حضرت افتتاح كنيد. مرحوم آخوند فرمود: «به نام نامى حضرت ولىّ عصر(عجل الله تعالی فرجه) افتتاح مى كنم.»

3. هجرت براى آزادى امام خمينى(ره): درخرداد 1342 هنگامى كه امام(ره) دستگيرشدند، جمعى از علماى شهرستانها به تهرانمهاجرت كردند تا نسبت به آزادى ايشان اقدام نمايند.آخوند همدانى نيز همراه اين گروه بود.[25]

4. نامه اى به امام خمينى(ره): آخوند همدانى كه در رأس روحانيت همدان قرار داشت، همراه علماى منطقه، در تأييد نهضت امام خمينى(ره) اعلاميه صادر نموده، نامه هايى را به محضر بزرگان ارسال مى داشت. نامه زير، يكى از اين موارد است:

«قم - حضرت حجت الاسلام و المسلمين آیت الله فى العالمين المجاهد فى سبيل الله جناب آقاى خمينى، مدّ ظلّه العالى!

«الّذينَ إذا أصابَتهُم مُصيبة قالُوا إنَّا للَّه وَ إنَّا إلَيهِ راجِعُون» فاجعه اسفناك دانشگاه امام عصر - ارواح العالمين له الفداء - و همچنين ضربه هايى كه اخيراً بر پيكر اسلام وارد شده، قلوب مسلمين را جريحه دار و جامعه روحانيت را متأثّر ساخته. اخيراً زمزمه هجرت علماى اسلام به نجف اشرف، مزيد بر تأثّرات گرديد. بدين وسيله، عطف به اعلاميه جامعه روحانيت، متذكر مى گردد تا آخرين مراحل حصول نتيجه، جامعه روحانيت پشتيبانى خود و اهالى را از علما و بالأخص حضرات مراجع قم اعلام و منتظر اخذ تصميم حضرات علماى قم بوده تا در تصميم آنان شركت و اگر خداى ناخواسته تصميم به هجرت گرفته شود، دسته جمعى اين تصميم را اتخاذ نماييم.

على بن ابراهيم معصومى»[26]

آخوند در نگاه فرزانگان

1. حضرت آیت الله العظمى مرعشى نجفى(ره):

«او آفتاب علم و حكمت و تقوا، ميدان دار علم رجال و درايه، قهرمان حديث و روايت، جلوه فضيلت، معدن فقه و اصول، دانشمندى صالح و نيكو روش، پژوهشگرى نقّاد و هوشمند، بنيانگذار مدرسه دينيه در شهر همدان، احياگر حوزه علميه و كتابخانه و تربيت كننده عده اى از دانشوران با عظمت در دامان پر مهر خود بود.»[27]

2. علامه سيد محمدحسين طباطبايى(ره):

زمانى كه آخوند ملا على همدانى و علامه طباطبايى"هر دو در مشهد، منزل حضرت آيت الله ميلانى(ره) ميهمان بودند، مباحثات و مناظرات عالمانه و حكيمانه اى بين آنها واقع مى شد. وقتى از علامه طباطبايى(ره) راجع به مقام علمى و معنوى آیت الله آخوند سؤال شده بود، فرموده بودند: «جا دارد مردم از اطراف و اكناف و نقاط دوردست مهاجرت نمايند به همدان، به قصد زيارت آقاى آخوند.»

وقتى از آقاى آخوند راجع به علامه(ره) سؤال شده بود، فرموده بودند: مدتى بود من دعايى را مى خواندم و درباره آن دعا آمده بود: «هر كسی اين دعا را بخواند، خدا گنجى را نصيب او گرداند.» معلوم مى شود دعاى من مستجاب شده است. آن گنج، آقاى طباطبايى است كه در اين مدت نصيب من گشته و هم صحبت من شده است.»[28]

3. حضرت آیت الله نورى همدانى(حفظه الله):

«او خيلى خوش معاشرت و خوش مجلس بود و به همين وسيله، در اعماق دلها نفوذ مى كرد و تربيت و موعظه اش مؤثرتر مى شد. خيلى هم خوش بيان بود. لذا منبرش هم بسيار خوب بود. ماه رمضان و محرم، در پاى منبرش غوغا مى شد. مطالبش در منبر؛ چون از دل بر مى خاست، بسيار مؤثر بود و انسان را منقلب مى كرد و تحولى به وجود مى آورد. يكى ديگر از مزاياى آخوند اين بود كه خيلى قدر اوقات را مى دانست. جدى بود. از پنج دقيقه وقت هم استفاده مى كرد. معمولاً هر جا مى رفت، كتابى زير بغلش بود.»[29]

4. حضرت آیت الله شبيرى زنجانى(حفظه الله):

«آخوند عالمى جامع، متواضع و كم نظير بود. هيچ گاه به خاطر مقام خواهى ورياست طلبى، با رقبايش درنيفتاد و حتى از آنان به نيكى و احترام نام مى برد و اين، نبود جزاينكه به راستى بر نفس خويش تسلط داشت.

در زمان آیت الله العظمى بروجردى(ره)شخصى نزد ايشان رفته و از مرحوم آخوندبدگويى و سعايت كرده بود، به طورى كه اين سعايت، مؤثر افتاده بود. مع الوصف، مرحومآخوند همدانى همواره از آن مرجع گرانقدرجهان تشيع به بزرگى و عظمت ياد مى كرد.»[30]

رحلت

آن عالم ربانى بعد از سالها تلاش در راه احياى معارف اهل بيت(علیهم السلام)، پرورش دانشمندان ممتاز، خدمات فرهنگى و اجتماعى و به يادگار گذاشتن آثار متعدد علمى و اجتماعى، در 31 تيرماه 1357ش هم زمان با اوج گيرى مبارزات ملت مسلمان ايران، بر اثر بيمارى دار فانى را وداع گفت.

خبر ارتحال آن مرد روحانى به حدى مردم را متأثر کرد كه حتى خانواده هاى اقليتهاى مذهبى نيز در سوگ آن فقيه عارف، اشك ماتم ريختند.

تشييع جنازه باشكوهى كه توسط ده ها هزار نفر از مردم همدان به عمل آمد، راهپيمايی ها و تظاهرات ضد رژيم پهلوى را تشديد كرد. سرانجام بدن مطهر ایشان، بعد از اقامه نماز توسط آيت الله حاج شيخ هادى تألّهى، در باغ بهشت همدان به خاك سپرده شد. مزار اين شخصيت ملكوتى، زيارتگاه عاشقان اهل بيت(علیهم السلام) است.




[1]. «وفس» از روستاهاى بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان می‏باشد.

[2]. خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، محمد رجبی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1382ش، ص 44.

[3]. همچو سلمان، محمّد قنبرى، ص 32.

[4]. مجله نور علم، ش 46، ص 71.

[5]. آيينه دانشوران، علیرضا ریحان، کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی، قم، 1372ش، ص 170.

[6]. آثار الحجّة، صص 378 - 379.

[7]. مجله نور علم، ش 46، ص 58؛ آثار الحجّة، ص 378.

[8]. مجله حوزه، ش 27.

[9]. موسوعة مؤلفى الامامية، مجمع الفكر الاسلامى، قم، 1428ق، ج 2، ص 508.

[10]. شهادت فرزندش، حسن معصومى به دست عوامل رژيم شاه، در پيكار با این رژيم ستم شاهى، در سال 1353ش بوده است. آن عارف فرزانه در فراق فرزند شهيدش اين شعر را زمزمه مى‏كرد:

«حق، جدايى فِكَنَد بين تن و جانش را
هر كه انداخت جدايى به ميانِ من و تو»

[11]. مجله نور علم، ش 46، صص 73 - 71.

[12]. قبل از سالهاى 1356ش.

[13]. همچو سلمان، ص 78.

[14]. همان، ص 80.

[15]. الكافى، ج 2، ص 105.

[16]. همچو سلمان، صص 61 - 62 (با تلخيص).

[17]. يقظه؛ در اصطلاح عرفا، به معناى «بيدارى از خواب غفلت» است و اسباب آن موعظه، معرفت و تجلّى انوار الهى در قلب می‏باشد كه به واسطه اجابت دعوت هدايتگران به سوى حق و خدمت به اولياء الله حاصل مى‏شود.

[18]. مجله نور علم، ش 46، ص 62.

[19]. همچو سلمان، ص 93؛ به نقل از فصلنامه فرهنگ همدان، ش 10، ص 19.

[20]. همان، ص 72.

[21]. سيرى در سپهر اخلاق، کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، انتشارات صحیفه خرد، قم، 1389ش، ج 2، ص 418.

[22]. همان.

[23]. همان.

[24]. همان، صص 107، 108 و 145.

[25]. نهضت روحانيون، علی دوانی، بنیاد فرهنگی امام رضا(علیه السلام)، ج 4، ص 132.

[26]. همان.

[27]. مجله نور علم، ش 46، ص 70.

[28]. همچو سلمان، ص 108.

[29]. مجله حوزه، ش 27، ص 35.

[30]. مجله نور علم، ش 46، ص 76.





تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه ٩ مرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٤٧١ / تعداد بازدید : 144/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج