يکشنبه ٢٤ آذر ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


دوران سالمندی؛

آسيب شناسي دوران سالمندی

بزرگ سالی و سال خوردگي از جمله دوره های عمر است كه خواسته يا ناخواسته با آن مواجه شده و آن را پشت سر مي گذارند. از دغدغه های اساسی در این دوره، تأمین مخارج زندگی است. بخشی از گروه بازنشستگان هستند و بخشی دیگر به کار آزاد مشغول بوده اند.

آسيب شناسي دوران سالمندی

محمدمهدی فجری

مقدمه

بزرگ سالی و سال خوردگي از جمله دوره های عمر است كه خواسته يا ناخواسته با آن مواجه شده و آن را پشت سر مي گذارند. از دغدغه های اساسی در این دوره، تأمین مخارج زندگی است. بخشی از گروه بازنشستگان هستند و بخشی دیگر به کار آزاد مشغول بوده اند. در اين ميان، برخي افراد به جاي اعتماد و توكل به قادر متعال، زندگي خويش را چنان به حقوق بازنشستگي گره مي زنند كه گویا بدون آن از زندگي ساقط مي شوند و ادامه زندگي برایشان غيرممكن مي شود. برخی افراد با مشاغل آزاد نیز نگران زندگی در دوران سالمندی هستند. گویا فراموش كرده اند كه تنها و بهترين روزي دهنده، خداوند متعال است: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتينُ»[1]؛ «خداوند روزی دهنده و صاحب قوت و قدرت است.»

چنين افرادي به اين مهم توجه ندارند قرآن كريم مي فرمايد: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»[2]؛ «و هر كسی بر خدا توكّل كند، او كفايت امرش را مى كند.»

به يقين حسن ظن و اعتماد داشتن به خداوند، موجب اميدواري انسان به زندگى مي شود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد: «لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يَظُنُّ بِاللَّهِ خَيْراً إِلَّا كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ...؛[3] هيچ بنده اى گمان نيك به خدا نمى برد، مگر اينكه خداوند نزد ظن او به خویش است [بر اساس گمانش با او رفتار می كند].»

امیر مؤمنان(علیه السلام) مي فرمايد: «مَنْ وَثِقَ  بِاللَّهِ  أَرَاهُ  السُّرُورَ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ الْأُمُورَ وَ الثِّقَةُ بِاللَّهِ حِصْنٌ لَا يَتَحَصَّنُ فِيهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ أَمِين؛[4] هر كه به خدا اعتماد كند، خداوند شادمانى را به وی نشان مى دهد و هر كه به او توكّل كند، خداوند كارهايش را كفايت می كند. اعتماد به خدا دژ محكمى است كه تنها انسان با ايمان و امانتدار به آن پناه مى برد.» علاوه بر اين، اعتماد به خداوند، آدمى را از وابستگی ها و ذلت نجات مى دهد و به او آزادگى و اطمينان مى بخشد.

از آسيبهايي كه برخي از سالمندان با آن روبرو هستند، عبارت است از:

1. وقت گذرانی

يكي از آسيبهايي كه متأسفانه گریبان گیر بسياري از افراد شده، وقت گذراني و اتلاف وقت است. صرف اينكه انسانی بازنشسته است و یا درآمدی برای هزینه زندگی در اختیار دارند، دلیل نمی شود بيش تر وقت خود را در پارکها و بوستانها بگذراند.

رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) به اباذر مي فرمايد: «يَا أَبَاذَرٍّ كُنْ عَلَى عُمُرِكَ أَشَحَّ مِنْكَ عَلَى دِرْهَمِكَ وَ دِينَارِكَ؛[5] اي ابوذر! بر عمر خويش بخيل تر از درهم و دينارت باش.»

گوهر وقت بدين خيرگى از دست مده
آخر اين عمر گران مایه بهايى دارد
هيزم سوخته شمع ره و منزل نشود
بايد افروخت چراغى كه ضيايى دارد
صرف باطل نكند عمر گرامی پروين
آنكه چون پیر خرد راهنمايى دارد

2. بيكاري

در نظام ارزشي اسلام كار و تلاش نوعی عبادت شمرده شده و در مقابل، انسان بيكار موجب نفرت خدا و دین معرفي شده است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد: «إنَّ اللّهَ يُبغِضُ الصَّحيحَ الفارِغَ لا في شُغلِ الدُّنيا ولا في شُغلِ الآخِرَةِ؛[6] خداوند انسان سالم و بيكار را كه نه به دنيا مشغول است و نه به كار آخرت، دشمن مي دارد.»

منطق اسلام، منطق كار و تحرك است و موفقيت انسان را نیز در گرو كار و عمل مي داند؛ چه موفقيت معنوي و اخروي و چه موفقيت دنيوي.

پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد: «أَنَّهُ يُفْتَحُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ عُمُرِهِ أَرْبَعٌ وَ عِشْرُونَ خِزَانَةً عَدَدَ سَاعَاتِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَخِزَانَةٌ يَجِدُهَا مَمْلُوءَةً نُوراً وَ سُرُوراً... و هِیَ السَّاعَةُ الَّتِي أَطَاعَ فِيهَا رَبَّهُ ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ خِزَانَةٌ أُخْرَى فَيَرَاهَا مُظْلِمَةً مُنْتِنَةً مُفْزِعَةً ... وَ هِیَ السَّاعَةُ الَّتِي عَصَى فِيهَا رَبَّهُ ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ خِزَانَةٌ أُخْرَى فَيَرَاهَا خَالِيَةً لَيْسَ فِيهَا مَا يَسُرُّهُ وَ لايَسُوؤُهُ وَ هِیَ السَّاعَةُ الَّتِي نَامَ فِيهَا أَوِ اشْتَغَلَ فِيهَا بِشَیْ ءٍ مِنْ مُبَاحَاتِ الدُّنْيَا فَيَنَالُهُ مِنَ الْغَبْنِ وَ الأَسَفِ عَلَى فَوَاتِهَا- حَيْثُ كَانَ مُتَمَكِّناً مِنْ أَنْ يَمْلأَهَا حَسَنَاتٍ مَا لايُوصَف؛[7] روز قيامت براى بندگان خدا در برابر هر روز از ايام عمر، بیست و چهار مخزن به تعداد ساعات شبانه روز گشوده مى شود. مخزنى را باز مى كنند، مى بيند پر است از نور و سرور صاحبش. اين مخزن همان ساعتى است كه در آن  پروردگارش را اطاعت كرده بود. سپس مخزن ديگرى را مى گشايند، مى بيند تاريك است و گنديده و ترس آور، اين مخزن همان ساعتى است كه در آن معصيت و گناه مرتكب شده بود. سپس مخزن سومى را باز مى كنند، مى بيند خالى است، نه او را مسرور مى كند و نه غمگين؛ و اين همان ساعتى است كه وى در آن ساعت خوابيده يا به امور مباح دنيايى مشغول بوده است. در اينجا او را تأسف و پشيمانى فرا مى گيرد كه چرا چنين لحظاتى را از دست داده، در حالی که مى توانست آن را پر از حسناتى كند كه به وصف نيايند.»

بنابراين، بيكاري نه مطلوب جامعه است و نه مورد رضايت خداوند. از اين جهت، اگر انسان بيكار دعا كند، مستجاب نمي شود.[8]

اميرالمؤمنين(علیه السلام) مي فرمايد: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إِلَي اللَّهِ جِيفَةٌ بِاللَّيْلِ بَطَّالٌ بِالنَّهَارِ؛[9] مبغوض ترين مردم نزد خداوند، كسى است كه بسان مردارى گنديده شب را سراسر به خواب رود و در روز بيكار و تنبل باشد.»

روزی امام صادق(علیه السلام) درباره شخصي پرسيد كه چه مي كند؟ گفته شد: مرد صالحي است؛ ولي كار و تجارت را رها كرده است. امام(علیه السلام) سه مرتبه فرمود: «اين، رفتار شيطان است». سپس فرمود: «آيا نمي داند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) کالای قافله ای را كه از شام مي آمد، خريد و [پس از فروش]، با سود آن، بدهكاري اش را پرداخت و [بقيه را] ميان خويشاوندانش تقسيم كرد؟»[10]

در پايان اين قسمت توجه به دو نكته ضروري است:

1. هرچند مقدار كاري كه از يك جوان برومند توقع مي رود، از بزرگ سال و سالمند انتظار نمي رود؛ ولي مهم آن است که هر فرد مسلمان به میزان توانایی جسمي و فكري، خود را موظف به كار و فعالیت بداند؛

2. آنچه تاكنون بيان شد، درباره انسان بيكاري است كه نياز به پول نداشته و زندگي اش با درآمدهاي مختلف تأمين می شود؛ اما كسي كه زندگي اش با نياز و سختي مي گذرد؛ ولی به دنبال كار و تلاش نمي رود و خود و خانواده خویش را در مضيقه قرار مي دهد، مورد لعن خدا و رسولش قرار گرفته است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ؛[11] هر كسی بار زندگى خود را بر دوش ديگران تحميل كند، ملعون و رانده شده از درگاه الهي است.»

از لقمان حكيم(علیه السلام) نقل شده است: «أَشَدُّ النَّاسِ حِسَاباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمَكْفِيُّ الْفَارِغُ إِنْ كَانَ الشُّغُلُ مَجْهَدَةً فَالْفَرَاغُ مَفْسَدَة؛[12] سخت ترينِ مردم از جهت حسابرسي در روز قيامت، شخصي است كه زندگي اش توسط ديگري تأمين مي شود و او بيكار باشد. اگر كار، مشقت بار است، بيكاري، تباهی آفرین است.» بدیهی است اين سخن مختص متأهلان و صاحبان زن و فرزند نيست.

3. نااميدي

در زماني كه مکتبهای مادى این گونه القا می کنند که كار خوب و بد تفاوتی ندارد و همه به سوی نابودی حرکت می کنيم و زندگي قطاري است كه رو به نابودى مى رود، حال درون اين كوپه بنشينم يا درون آن كوپه، به راست بنشينم يا به چپ؛ دين مبين اسلام بر امید و دوری از یأس و نومیدی تأكيد مي كند. از دیدگاه اسلام، اميد بهترين سرمايه براى ادامه زندگى است؛ سرمایه ای که نه تنها برای انسانهای معمولی؛ بلکه برای انبياء(علیهم السلام) نیز مورد نياز و اطمینان خاطر بوده است.

اميد از جمله نعمتهاي پر بركت الهي است كه در سايه آن، شكستهاي انسان به عرصه تجربه براي موفقيتهاي آينده تبديل مي شود و بزرگ ترین اهرم حركت انسان بوده، موجب مي شود انسان از نظر روحي و رواني تقويت شود و براي انجام کارهاي سخت و دشوار باانگیزه باشد. امیر مؤمنان(علیه السلام) مي فرمايد: «فَكُلُّ مَنْ رَجَا عُرِفَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِه؛[13] اميد هر اميدواری، از كارش معلوم مي شود.»

روزی حضرت مسيح(علیه السلام) در جايى نشسته بود و پيرمردى را مشاهده مي كرد كه با بيل به شكافتن زمين مشغول بود و تلاش گرم و مستمرى براى كار کشاورزی داشت. حضرت به پيشگاه خدا عرضه داشت: خداوندا! اميد و آرزو را از او بگير! ناگهان پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد. كمى بعد حضرت عرضه داشت: بارالها! اميد و آرزو را به او بازگردان! پس مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و كار شد.

حضرت از پيرمرد سؤال كرد: من دو حال مختلف از تو ديدم؛ یک بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى؛ اما در مرحله دوم برخاستى و مشغول كار شدى؟! پيرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فكر كردم من پير و ناتوانم، امروز بميرم يا فردا، خدا مى داند، پس چرا اين همه به خود زحمت دهم و اين همه تلاش كنم؟ بيل را كنار انداختم و خوابيدم؛ ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به ذهنم خطور كرد از كجا معلوم كه من سالهاى زيادى زنده نمانم؟ افرادى مثل من بوده اند و سالها عمر كرده اند. انسان تا زنده است، زندگى آبرومند مى خواهد و بايد براى خود و خانواده اش تلاش كند، پس برخاستم و بيل را برداشتم و مشغول كار شدم.[14]

با وجود چنين سرمايه گران قدري است که برخي افراد سالهاي باقی مانده عمر خويش را با احساس ارزشمندي و مؤثر بودن مي گذرانند و تجربه و محصول زندگي خود در سالهاي گذشته را در اين دوره از زندگي، خواه در وجود فرزندان، خواه در ديگران و خواه در آثار توليدي و خدمات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي احساس كرده و زندگي خود را معنا مي كنند.

اما برخي سالمندي و بازنشستگي را زمان بيهودگي، از كار افتادگي و انزواي اجتماعي تلقي مي كنند و با اينكه توانايي بالايي براي كار و تلاش دارند؛ این دوران را با نااميدي نسبت به آينده مي گذرانند و با اين تفكر به زندگي ادامه مي دهند. چنين افرادي به سالمندی به عنوان اتاق انتظار مرگ مي نگرند. چنين تصوري آنان را از زندگي نااميد مي كند و هيچ نگاه مثبتي نسبت به آينده ندارند. نتيجه این يأس و نوميدي و دست كشيدن از زندگي، تحليل رفتن سريع قواي جسماني و مبتلا شدن به انواع و اقسام بيماری ها است.

اين تصور از آنجا ناشي مي شود كه چنين افرادي براي بقيه زندگي خود برنامه مشخصي ندارند و در عين سلامتي و توانمندي دچار احساس پيري مي شوند و چنين احساسي، يأس و نوميدي را به ارمغان مي آورد.

اميرالمؤمنين(علیه السلام) مي فرمايد: «أَعْظَمُ الْبَلاءِ انْقِطَاعُ الرَّجَاء؛[15] بزرگ ترین بلا، نوميدي است.» گاه نوميدى، سبب تسريع در مرگ انسان مى شود، چنان كه امام على(علیه السلام) مى فرمايد: «قَتَلَ القُنوطُ صاحِبَهُ؛[16] نوميدى، صاحبش را مى كُشد.»

در حكايت است كه به بزرگی گفتند: راز همیشه شاد بودنت چیست؟ گفت: دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم. فردا یک راز است، نگرانش نیستم. دیروز یک خاطره بود، حسرتش را نمی خورم و امروز یک هدیه است، قدرش را می دانم. از فشار زندگی نمی ترسم؛ چون می دانم که فشار، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل می کند. می دانم خدای دیروز و امروز خدای فردا هم هست. ما اولین بار است که بندگی می کنیم؛ ولی او همیشه خدایی می کند، پس به او اعتماد دارم. برای داشتن این چنین خدایی همیشه شادم.

4. افسردگي

افسردگي از جمله بيماری ها است و به دلیل عوامل متعددی پديدار مي شود. يكي از آن عوامل، دوران سالمندی است. كساني كه بازنشسته مي شوند یا به هر علتی کار و فعالیت را کنار می گذارند تا باقی مانده عمر را به استراحت و تفریح بپردازند، تا مدتي خوشحال اند، كارهاي عقب مانده خود را به انجام مي رسانند، از اينكه مي توانند به کارهای مورد علاقه بپردازند، بدون دغدغه سفر کنند، در سايه درخت و پارك آرام بنشينند و... لذت مي برند؛ اما اين لذت دوامی ندارد و بيكاري آنان را آزرده خاطر مي سازد و ممكن است آنان را به سوی افسردگي سوق دهد.

نزديك شدن به پايان عمر و ياد مرگ يكي ديگر از عوامل افسردگي در بزرگ سالان است. آناني كه مرگ را نيستي و نابودي مي دانند، بيش تر در معرض اين بيماري قرار مي گيرند. بررسی های دقيق حاكي از آن است كه در اروپاي غربي ميزان خودكشي در مردان پس از ورود به سن بازنشستگي افزايش مي يابد و حال آنكه در ميان زنان اين پديده كمي زودتر واقع مي شود.[17]

سال خوردگاني كه به مكتب اسلام ايمان كامل دارند، هر ثانیه از زندگی را نعمتی می دانند و از آن به بهترین نحو استفاده می کنند. آنان بر این باورند که شاید در این روزهای طلایی عملی انجام دهند که پرونده اعمال آنان را زیر و رو کند و به فرموده قرآن کریم، تمام خطاهای گذشته آنان را به یک باره به حسنه تبدیل کند: «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[18]؛ «كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند گناهان آنان را به حسنات تبدیل مى كند.»

مؤمنان مرگ را نيستي و نابودي نمي دانند و از ياد آن خود را نمي بازند و دچار ناراحتي و نگراني نمي شوند؛ زيرا در نظر آنان، مرگ به منزله پلي است كه با پيمودن آن از تنگناي طبيعت رهايي مي يابند و در جهان وسيع تري قدم مي گذارند و حيات بهتري به دست مي آورند. آنچه در نظر آنان اهميت دارد آن است كه با سعادت بميرند و با سربلندي به جهان ديگر وارد شوند.

امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ به اين پرسش كه مرگ چيست؟ فرمود: «لِلْمُؤْمِنِ كَنَزْعِ ثِيَابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ وَ فَكِّ قُيُودٍ وَ أَغْلالٍ ثَقِيلَة...؛[19]مرگ براي مؤمن مانند كندن لباس چركين و باز كردن قيد و زنجيرهاي سنگين است.»

به همين خاطر مؤمن در هر حالی خدا را سپاس مي گويد.

جابر بن عبدالله انصارى در اواخر عمر به ضعف پيرى و ناتوانى مبتلا شده بود. امام باقر(علیه السلام) به عیادتش رفتند و احوالش را پرسيدند، جابر گفت: من در حالى هستم كه پيرى را بر جوانى و بيماري را بر سلامتي و مرگ را بر زندگى ترجيح مى دهم. امام فرمود: «أَمَّا أَنَا يَا جَابِرُ فَإِنْ جَعَلَنِيَ اللَّهُ شَيْخاً أُحِبُّ الشَّيْخُوخَةَ وَ إِنْ جَعَلَنِي شَابّاً أُحِبُّ الشَّيْبُوبَةَ وَ إِنْ أَمْرَضَنِي أُحِبُّ الْمَرَضَ وَ إِنْ شَفَانِیَ أُحِبُّ الشِّفَاءَ وَ الصِّحَّةَ وَ إِنْ أَمَاتَنِي أُحِبُّ الْمَوْتَ وَ إِنْ أَبْقَانِي أُحِبُّ الْبَقَا؛[20]اى جابر! من این چنین نيستم كه چيزى را بر چيز ديگر ترجيح دهم، پس اگر خدا مرا پير كند، پيرى را دوست دارم و اگر جوان قرار دهد، جوانى را دوست دارم. اگر مرا مريض كند، مرض را دوست دارم و اگر شفايم دهد، شفا و سلامتي را دوست دارم و اگر بميراند، مردن را دوست دارم و اگر زنده نگهدارد، زندگى را دوست دارم (و تسليم اراده او هستم).»

وقتى جابر اين كلام را از امام شنيد (به اشتباه خود پي برد)، برخاست و صورت حضرت را بوسيد.

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

نقل است که آیت الله حاج آقا رحيم ارباب ـ كه عارفی کامل و شخصیتی کم نظیر بود ــ بینایی خود را بر اثر كهولت سن از دست داد و سالها نابینا بود. وقتی یکی از آشنایان از حال او و وضعیت چشمانش پرسید، فرمود: حالم بسيار عالى است. محبوب من علاقه داشت هشتاد سال ببينم و اكنون مصلحت ديده بدون بينايى باشم و من صد در صد به مصلحت محبوبم راضى هستم![21]

امام سجاد(علیه السلام) در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه، این گونه با خداوند متعال راز و نیاز می کند:

«بار خدایا! تو را سپاس بر نعمت تندرستى بدن كه همواره از آن برخوردار بودم و سپاس تو را بر آن بيمارى كه در جسمم پديد آورده اى. اى خداى من! نمى دانم كه کدام یک از اين دو حال براى شكر به درگاهت سزاوارتر است و کدام یک از اين دو در وقت حمد تو را شايسته تر؟ آيا زمان سلامت كه روزي هاى پاكيزه ات را بر من گوارا ساخته اى و به سبب آن براى به دست آوردن رضايت و نعمتهايت به من نشاط بخشيده اى و به سبب آن به من تندرستى و نيرو داده ای تا به طاعتت توفيق يابم؟ يا به هنگام بيمارى كه مرا با آن پاك مى سازى و نعمتهایى كه به من هدیه کرده اى تا گناهانى را که از آن گرانبار شده ام، تخفيف دهى و مرا از سیئاتی كه در آن فرو رفته ام، پاك نمايى و آگاهيم دهى كه پليدى گناه را با توبه از دل بشويم و با يادآورى نعمت قديم، گناه بزرگم را از پرونده ام محو نمايم.»[22]

مؤمنان سالمند با چنين نگرشي، هرگز افسرده نمي شوند. آنان به جاي آنكه به تلخی های سالهاي پشت سر بیندیشند، باید به سالهاي باقيمانده فكر كنند. آنان در صورت توانايي بر كار و تلاش و حضور در اجتماع، آن را بر خانه نشيني ترجيح مي ‎دهند و اگر توانايي كار و فعاليت ندارند، با شركت در جلسات مذهبي و انجام فعاليتهاي اجتماعي، بيكاري را از خود دور مي كنند و در منزل نیز با كمك به همسر، كتاب خواني، خواندن قرآن و ادعيه و اذكار وارده و... بيكاري را از خود دور مي نمايند و به اين مهم توجه دارند كه استفاده مناسب از هر لحظه اي از اين دنيا، براي سراي ديگر ثمره گران سنگي است.

5. تلقين

گرچه «تلقين» در بسياري از موارد اثرگذار و روحیه بخش است؛[23]اما در برخي موارد نيز روحيه انسان را تضعيف می کند و مسير رشد انسان را مي بندد. اثر تلقين به اندازه ای است كه مي تواند انسان سالم را مريض يا مريض را سالم كند. به همين خاطر، برخي از دانشمندان معتقدند: «به هنگام بروز بعضی از بیماری های واگیردار مانند «وبا» از هر ده نفر که در ظاهر به سبب وبا می میرند، بیش تر آنان به دلیل نگرانی و ترس است و تنها گروه اندکی از آنان در حقیقت به جهت مبتلا شدن به آن بیماری از بین می روند.»[24]

بر همين اساس، ممكن است خبر دروغ، سبب سكته قلبي شنونده شود؛ زيرا آنچه در شنونده اثر مي گذارد، واقعيت خارجي نيست؛ بلكه آن حالتي است كه در پي فهم و انديشه مطلب توسط اراده توليد مي شود. البته انديشه و فهمِ تنها، سبب سكته نمي شود؛ بلكه پس از خيال و تبديل آن به يقين، اراده توليد مي شود و اراده حالتي را به همراه دارد كه قلب را از حركت باز مي دارد.

توجه به نقش «تلقين» آن قدر مهم است كه امام علی(علیه السلام) براى افزون سازى نيروى معنوى مجاهدان، از آن بهره مى گرفت و آن را بدان توصيه مى كرد. امام، درباره تجربه شخصى خود به فرزندش، محمّد بن حنفيه مى گويد: «إنَّني لَم ألقِ أحَداً إلّا حَدَّثَتني نَفسي بِقَتلِهِ، فَحَدِّث نَفسَكَ بِعَونِ اللّهِ بِظُهوركَ عَلَيهِم؛[25] من با كسى [در جنگ ] رو در رو نشدم، جز آنكه به خودم كُشتن او را تلقين مى كردم، پس پيروزى بر آنان را با كمك الهى، به خود تلقين كن!» از سوى ديگر، امام نشان مى دهد كه تلقينِ ضعف و هراس و توانمندى حريف، از جمله موجبات در هم ريختگى صفوف و شكست از حريف است.

برخي بزرگسالان از سلامت جسمي و روحي مناسبی برخوردارند و با قدرت و نیرو به کار و فعالیت مشغول اند؛ اما در آستانه سالمندی یا بازنشستگي، بر اثر تلقين خود يا اطرافيان به یک باره توانايي خويش را از دست داده تلقي مي كنند و اين تلقين را به واقعيت مبدل مي سازند، در حالی که بسياري دیگر از سالمندان، سالهاي متمادي پس از بازنشستگيِ هم سن و سالان خود، با قوت و قدرت به كار و تلاش ادامه مي دهند و اين همان نتيجه تلقين در دو گروه است.

به يقين، اين گونه انديشه هاي نادرست از سوي گروه اول به توانايی های واقعي آنان لطمه وارد مي سازد و حتي بيان چنين انديشه غلطي از سوي ديگران نيز، گروهي از آنان را به قبول اين باور نادرست درباره خود وا می دارد.

6. اختلافات زناشويي

يكي از تحولات دوران بزرگ سالی، پس از ازدواج دادن فرزندان است. ازدواج فرزندان جوان و تشكيل خانواده باعث مي شود تا بزرگ سالان سالهاي طولاني بعدي زندگي را بدون حضور فرزندان با يكديگر زندگي كنند و اين امر در زندگي آنان تحول مهمي محسوب مي شود. اين تحول به همراه تغييرات شخصيتي ميان سالي هر يك از زن و شوهر، باعث تغيير در انتظارات و چگونگي رفتار هر يك از آنان مي شود.

البته چگونگي تداوم زندگي زن و شوهر در سالهاي بعد از ميان سالي، به كيفيت زندگي مشترك پيشين آنان بستگي دارد. مشكلات زندگي زناشويي ممكن است پس از ازدواج فرزندان ادامه يابد يا حتي بيش تر شود؛ زيرا احتمال دارد اين احساس در آنان پيدا شود كه وقتي فرزندان در ميان آنها نباشند، ديگر وجه مشتركي براي تحمل يكديگر وجود ندارد.

بر عكس، وقتی زندگي مشترك حالت طبيعي و بدون تشنج داشته باشد، پس از استقلال فرزندان نيز زن و شوهر به خوبي و با رضايت زندگي خود را ادامه خواهند داد.[26]

در اين ميان، آموزه هاي ديني براي كاهش اختلافات و تداوم نظام مقدس خانواده راهگشاست. اظهار محبت،[27] خوش خويى و خوش رفتارى، [28] رعایت حقوق متقابل همسر،[29] آراستگی،[30] همکاری،[31] رفق و مدارا و... از جمله دستورات اسلام برای کاهش اختلافات و تداوم نظام خانواده هاست.[32] روايات اسلامى با تأكيد بر قداست خانواده، با وعده به پاداشهاى بزرگ اخروى، زوجين را به صبر و مدارا دعوت مى کنند.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الْأَجْرِ مَا أَعْطَى  أَيُّوبَ(علیه السلام) عَلَى بَلائِهِ وَ مَنْ صَبَرَتْ عَلَى سُوءِ خُلُقِ زَوْجِهَا أَعْطَاهَا اللَّهُ مِثْلَ ثَوَابِ آسِيَةَ بِنْتِ مُزَاحِمٍ؛[33] هر كسی بر بداخلاقىِ شوهرش صبر كند، خداوند همانند پاداش آسيه، دختر مُزاحم (همسر فرعون) به او عطا مى فرمايد. هر مردى به خاطر خدا، در برابر بداخلاقىِ زنش صبر كند، خداوند متعال براى هر روز و شبى كه در برابرش شكيبايى مى ورزد، همانند ثواب حضرت ايّوب(علیه السلام) را به او مى دهد.»

7. اختلاف سلیقه میان نسلها

معمولاً اختلافات میان نسل نو و بزرگ سالان نشانه ای از ضعف شکیبایی در برابر همدیگر است. طبیعی است که انسان بزرگ سال با کوهی از تجربه در بسیاری از جهات از یک جوان متمایز است. شکی نیست که عدم تجربه سبب می شود که جوانان از پختگی لازم برخوردار نباشند و رفتار و گفتار آنان موجب اختلاف سلیقه میان دو نسل شود. در اینجاست که بزرگ سال با یادآوری روزگار جوانی و بسیاری از بی مبالاتی های خویش در برابر بزرگ ترها، با صبر و بردباری با جوانان رفتار کرده، در مقابل کج روی ها و تندروی های جوانان به پند و اندرز می پردازد.

نتیجه گیری

1. بزرگ سالان و سالمندان همچون سايرين، در قبال عمر خويش مسئول اند و لازم است با برنامه ريزي از اتلاف وقت جلوگيري کنند؛

2. تمام افراد جامعه، به خصوص نزديكان، در قبال بزرگ سالان و كساني كه عمري را در خدمت به كشور و جامعه و دين ادا كرده اند، مديون اند و وظيفه دارند كه آنان را گرامي دارند و از تجربيات آنان به شايستگي استفاده نمايند؛

3. بيش تر افراد سال خورده تا ماه هاي آخر عمر خود توانايی های قابل ذكري دارند و هرگز نبايد آنان را از بسياري از عرصه هاي زندگي كنار گذاشت. در عين حال، اين توانايی ها را نبايد بيش تر از آنچه هست، ارزيابي كرد و از آنان انتظارات بي جایی داشت؛

4. دولت اسلامي موظف است ضمن ارج نهادن به اين قشر از جامعه و حمايت همه جانبه از اين گروه، با تأسيس مراكز فرهنگي خاص بزرگ سالان و سالمندان براي گذران اوقات فراغت، نقش عمده اي را در تقويت روحي آنان ايفا نمايد. اين مراكز مي تواند امكان مطالعه، تفريح و سرگرمي، مكاني براي بازگويي خاطرات و ثبت آن، مكاني براي كارهاي دستي و امور مشابه را تدارك دهد.

و کلام آخر آنکه: سختی ها و مشکلات فقط خاص دوران سالمندی نیست. سفر زندگی در تمام دوران خود سختی های مربوط به خود را دارد. از لحظه ای که انسان پا به عالم خاکی می گذارد انواع مشکلات کوچک و بزرگ در این مسیر نمایان می شود و این انسان است که تنها و گاه با یاری دیگران با آنها مبارزه می کند و این مبارزه تا وقتی که تسلیم نشود، ادامه دارد. برای فردی که زندگی می کند و زنده ماندن را تجربه نمی کند، تمام لحظات زندگی شیرین است. بزرگ سالی و سالمندی نیز همانند دوره های دیگر زندگی سرشار از فرار و نشیب و مملو از زیبایی است. همگی این دوران را پاس بداریم و به آن لبخند بزنیم.

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. ذاريات/ 58.

[2]. طلاق/ 3.

[3]. تفسير قمي، على بن ابراهيم ‏قمى، تحقيق: سيد طيب موسوى جزايرى‏، دار الكتاب، قم، چاپ چهارم، 1367ش، ج‏2، ص265.

[4]. كشف الغمة في معرفة الأئمة، على بن عيسى اربلى‏، تحقيق: هاشم‏ رسولى محلاتى، نشر بنى هاشمى‏، تبريز، چاپ اول، 1381ق، ج‏2، ص346.

[5]. امالي شیخ طوسي، انتشارات دارالثقافه، قم، چاپ اول، 1414 ق، ص527.

[6]. شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي نجفی، قم، 1404ق، ج‏17، ص146.

[7]. عدة الداعي و نجاح الساعي، ابن فهد حلى، تحقيق: احمد موحدى قمى، دار الكتب الإسلامي‏، تهران، چاپ اول‏، 1407ق، ص113.

[8]. يادآوري اين نكته ضروري است كه تفريح و استراحت براي دوباره به دست آوردن نيرو و توان براي كار و تلاش با بيكاري و وقت گذراني متفاوت است.

[9]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نورى طبرسي، مؤسسه آل البيت، قم، چاپ اول، 1408ق، ج‏6، ص340.

[10]. «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) فَسَأَلَنَا عَنْ عُمَرَ بْنِ مُسْلِمٍ مَا فَعَلَ فَقُلْتُ صَالِحٌ وَ لَكِنَّهُ قَدْ تَرَكَ التِّجَارَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) عَمَلُ الشَّيْطَانِ ثَلاثاً- أَ مَا عَلِمَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) اشْتَرَى عِيراً أَتَتْ مِنَ الشَّامِ فَاسْتَفْضَلَ فِيهَا مَا قَضَى دَيْنَهُ وَ قَسَمَ فِي قَرَابَتِه‏.» الكافي، محمد بن یعقوب كلينى، تحقيق: علي اكبر غفاري، دارالكتب الإسلاميه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏5، ص75.

[11]. همان، ج‏4، ص12.

[12]. مجموعه ورام، ورام بن ابى فراس، انتشارات مكتبة الفقيه، قم، 1410ق، ج‏1، ص60.

[13]. نهج البلاغه، خطبه 160.

[14]. بحار الانوارالجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار، محمدباقر مجلسي، دار احياء الثراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403ق، ج14، ص329 (با كمى توضيح)؛ اخلاق در قرآن، ناصر مكارم شيرازي، انتشارات امام علی بن ابی‏طالب(علیه السلام)، قم، چاپ چهارم، 1387ش، ج‏2، ص174.

[15]. عيون الحكم و المواعظ، على بن محمد ليثى واسطى، تحقیق: حسين‏ حسنى بيرجندى، دار الحديث، ‏ قم، چاپ اول‏، ‏1376ش‏، ص117.

[16]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، تحقیق: مصطفی و حسین درایتی، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم، چاپ دوم، 1366ش، ص83.

[17]. پيري از ديدگاه هاي مختلف، ويدا علي خاني، انتشارات انجمن اوليا و مربيان، تهران، چاپ اول، 1381ش، ص52.

[18]. فرقان/ 70.

[19]. اعتقادات الإمامية، شيخ صدوق، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ دوم‏، 1414ق، ص53.

[20]. مسكن ‏الفؤاد عند فقد الأجبۀ و الأولاد، ‏ شهيد ثانى، كتابخانه بصيرتى، قم، ص 87.

[21]. عرفان اسلامى، حسین انصاریان، ‏انتشارات دارالعرفان‏، قم، چاپ اول، 1386ش، ج‏3، ص407.

[22]. صحیفه سجادیه، دعای پانزدهم.

[23]. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد: «إِذَا دَخَلْتُمْ عَلَى الْمَرِيضِ فَنَفِّسُوا لَهُ فِي الأَجَلِ فَإِنَّ ذَلِكَ لايَرُدُّ شَيْئاً وَ هُوَ يُطَيِّبُ النَّفْسَ‏؛ هرگاه بر بالين بيمار رفتيد، او را به [زندگى و] تأخير مرگ اميدوار سازيد كه [گرچه اين اميد] سبب برگشت چيزى نمي‏شود؛ اما سبب دلخوشى بيمار مي شود.» مستدرك الوسائل، ج2، ص154؛ كنز الفوائد، ابوالفتح كراجكى، تصحيح: عبدالله نعمه، انتشارات دار الذخائر، قم، چاپ اول، 1410ق، ج1، ص379.

[24]. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى و همکاران، دار الكتب الإسلاميه، تهران، چاپ اول، 1374ش، ج‏10، ص210.

[25]. شیخ مفید، الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، تحقیق: علی مير شريفى، كنگره شيخ مفيد، قم، 1413ق، ص368.

[26]. روانشناسي رشد 2 (نوجواني، جواني و بزرگ سالي)، حسين لطف آبادي، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم اسلامي دانشگاه‏ها، تهران، چاپ نهم، 1387ش، ص251.

[27]. پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏فرمايد: «قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأةِ: «إنّي احِبُّكِ» لايَذهَبُ مِن قَلبِها أبَداً؛ اين سخن مرد به زن كه: «دوستت دارم»، هرگز از دل زن، بيرون نمى‏رود.» الكافي، ج‏5، ص569.

[28]. امام صادق(علیه السلام) مى‏فرمايد: «إِنَّ الْمَرْءَ يَحْتَاجُ فِي مَنْزِلِهِ وَ عِيَالِهِ إِلَى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِيلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِيرٍ وَ غَيْرَةٌ بِتَحَصُّن؛‏ مرد، در [اداره‏] خانه و خانواده‏اش، به سه خصلت نياز دارد كه بايد آنها را به كار بَرَد؛ اگرچه اين ويژگیها در درون او نباشد: خوش‏خويى، گشاده‏دستىِ سنجيده و غيرت براى ناموس داری.» تحف العقول، علی بن شعبه حرانی، تحقيق: على اكبر غفارى، انتشارات جامعه مدرسين‏، قم، چاپ دوم، 1363ق، ص322.

[29]. امام سجاد(علیه السلام) می فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ الزَّوْجَةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَهَا لَكَ سَكَناً وَ أُنْساً فَتَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَيْكَ فَتُكْرِمَهَا وَ تَرْفُقَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ حَقُّكَ عَلَيْهَا أَوْجَبَ؛ حقّ همسر اين است كه بدانى خداى عزّوجلّ او را ماية آرامش و انس تو قرار داده و بدانى كه اين، خود نعمتى است از جانب خداوند عزّوجلّ به تو، پس او را گرامى بدارى و با او مهربان باشى، هر چند حقِ تو بر او لازم‏تر است.» من لايحضره الفقيه، شیخ صدوق، تحقيق: علي اكبر غفاري، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، 1413ق، ج‏2، ص621.

[30]. «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي(علیه السلام) فَإِذَا هُوَ قَدِ اخْتَضَبَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدِ اخْتَضَبْتَ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ فِي الْخِضَابِ لأجْراً أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ التَّهْيِئَةَ تَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ أَ يَسُرُّكَ أَنَّكَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَى أَهْلِكَ فَرَأَيْتَهَا عَلَى مِثْلِ مَا تَرَاكَ عَلَيْهِ إِذَا لَمْ تَكُنْ عَلَى تَهْيِئَةٍ قَالَ قُلْتُ لا قَالَ هُوَ ذَاك؛ یکی از یاران امام هادى(علیه السلام) می گوید: به حضور امام رسیدم، در حالی که تازه خضاب بسته بود. عرض كردم: جانم فداى شما! خضاب کرده اید؟ فرمود: آرى، خضاب را پاداش زياد است، نمي دانى كه آراستن مرد بر عفت زنان مى‏افزايد؟ آيا تو دوست دارى وقتى به خانه مي روى، همسر خود را ژوليده و ناآراسته ببينى؟ گفتم: نه. فرمود: ... زن نيز چنين است.» (مكارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، انتشارات شريف رضى، قم، چاپ چهارم، 1412ق، ص79.

[31]. پيامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب به امام على(علیه السلام) می فرماید: «يَا عَلِيُّ مَنْ لَمْ يَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِيَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ يَا عَلِيُّ خِدْمَةُ الْعِيَالِ كَفَّارَةٌ لِلْكَبَائِرِ وَ يُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِينِ وَ يَزِيدُ فِي الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ يَا عَلِيُّ لايَخْدُمُ الْعِيَالَ إِلاّ صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ أَوْ رَجُلٌ يُرِيدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ؛ اى على! كسى كه از خدمت كردن به خانواده عارش نيايد، بدون حسابرسى به بهشت وارد مى‏شود. اى على! خدمت به خانواده، زداينده گناهان بزرگ است، خشم پروردگار را فرو مى‏نشاند، كابين سيه‏چشمان بهشتى است و بر حَسَنات و درجات مى‏افزايد. اى على! به خانواده خدمت نمى‏كند؛ مگر صدّيق يا شهيد يا مردى كه خدا برايش خير دنيا و آخرت را مى‏خواهد.» جامع الأخبار، تاج الدين شعيرى، انتشارات رضى، قم، چاپ دوم، 1363ق، ص103.

[32]. برای اطلاع بیش‏تر ر.ک: تحکیم خانواده از نظر قرآن و حدیث، محمد محمدى رى شهرى، ترجمه: حميدرضا شيخى، دار الحديث، قم، چاپ دوم، 1389ش.

[33]. مكارم الأخلاق، ص213.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 229.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٦ مرداد ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٨٣٨٦ / تعداد بازدید : 204/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج