پنج شنبه ٢٨ شهريور ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نکته‌ها و مناسبتها؛ دهم رمضان‌المبارک؛

وفات حضرت خدیجه(علیها السلام)

دوری حضرت خدیجه(علیها السلام) برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) تا حدی سخت بود که سال وفات ایشان را «عام الحزن» (سال اندوه) نامیدو این بیانگر عظمت آن مصیبت غمبار بود.

نکته‌ها و مناسبتها؛ دهم رمضان‌المبارک؛ وفات حضرت خدیجه(علیها السلام)

برخی مقالات منتشر شده

1. حضرت خدیجه(علیها السلام)، اولین شیعه علی(علیه السلام) (مبلغان، ش 11)؛

2. نگاهی به ویژگی‌های رفتاری اولین بانوی مسلمان نسبت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) (مبلغان، ش 23)؛

3. نگاهی به آموزه‏های تربیتی در زندگى حضرت خدیجه(علیها السلام) (مبلغان، ش 35)؛

4. فضایل حضرت خدیجه(علیها السلام) (مبلغان، ش 59)؛

5. مقام حضرت خدیجه(علیها السلام) در پیشگاه خداوند متعال و رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) (مبلغان، ش71)؛

6. حضرت خدیجه(علیها السلام)؛ اسوۀ فضیلت (مبلغان، ش 131)؛

7. بازخوانی برخی فضایل حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) (مبلغان، ش 155)؛

8. حضرت خدیجه(علیها السلام)؛ الگوی عفّت و پاکدامنی (مبلغان، ش 179).

به همین مناسبت چند نکته را یادآوری می‌کنیم:

1. حضرت خدیجه(علیها السلام) در آیات کریمه:

آیاتی که در قرآن کریم به نحوی با حضرت خدیجه(علیها السلام) مرتبط باشند و یکی از مصادیقش، آن بانوی کرامت باشد، کم نیستند. در اینجا به دو آیه اشاره می‏شود:

الف) «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّه أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً»[1]؛ «آنها کسانی هستند که می‏گویند: پروردگارا! از همسران و فرزندان ما، مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران بنما!»

در ذیل این آیه نقل شده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‏فرمایند: «يَا جَبْرَئِيلُ! مَنْ أَزْوَاجُنَا؟ قَالَ: خَدِيجَه. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَنْ ذُرِّيَّاتُنَا؟ قَالَ: فَاطِمَه. قُلْتُ: وَ مَنْ قُرَّه أَعْيُنٍ؟ قَالَ: الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ. قُلْتُ: وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً [وَ مَنْ لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً] قَالَ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي‌طَالِبٍ(علیه السلام)؛[2] پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای جبرئیل! منظور از «أَزْوَاجُنَا» کیست؟ جبرئیل پاسخ داد: خدیجه(علیها السلام) است؛ فرمود: منظور از «ذُرِّيَّاتُنَا» چه کسی است؟ عرض کرد: فاطمه(علیها السلام). فرمود: منظور از «قُرَّه أَعْيُنٍ» کیست؟ عرضه داشت: حسن و حسین(علیهما السلام) هستند. پرسید: مراد از «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً» کیست؟ عرض کرد: منظور علی بن ابی‏طالب(علیه السلام) است.»

ب) «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتیماً فَآوى وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنى»[3]؛ «آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ و تو را گم‌گشته یافت و هدایت کرد؛ و تو را فقیر یافت و بی‏نیاز ساخت.»

از ابن عباس نقل شده که در مورد این آیه سؤال شد، حضرت فرمودند: «إِنَّمَا سُمِّيَ يَتِيماً لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَظِيرٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُمْتَنّاً عَلَيْهِ نِعْمَه أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً أَيْ وَحِيداً لَا نَظِيرَ لَكَ فَآوى‏ إِلَيْكَ النَّاسَ وَ عَرَّفَهُمْ فَضْلَكَ حَتَّى عَرَفُوكَ وَ وَجَدَكَ ضَالًّا يَقُولُ مَنْسُوباً عِنْدَ قَوْمِكَ إِلَى الضَّلَالَه فَهَدَاهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ وَ وَجَدَكَ عائِلًا يَقُولُ فَقِيراً عِنْدَ قَوْمِكَ يَقُولُونَ لَا مَالَ لَكَ فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَه ثُمَّ زَادَكَ مِنْ فَضْلِهِ فَجَعَلَ دُعَاءَكَ مُسْتَجَاباً حَتَّى لَوْ دَعَوْتَ عَلَى حَجَرٍ أَنْ يَجْعَلَهُ اللَّهُ لَكَ ذَهَباً لَنَقَلَ عَيْنَهُ إِلَى مُرَادِكَ وَ أَتَاكَ بِالطَّعَامِ حَيْثُ لَا طَعَامَ وَ أَتَاكَ بِالْمَاءِ حَيْثُ لَا مَاءَ وَ أَغَاثَكَ بِالْمَلَائِكَه حَيْثُ لَا مُغِيثَ فَأَظْفَرَكَ بِهِمْ عَلَى أَعْدَائِكَ؛[4] از این جهت آن حضرت را یتیم نامیدند؛ چون روى زمین از اولین و آخرین همانند نداشت، پس خداوند براى اظهار امتنان نعمت بر حضرت، فرمود: آیا تنها نبودى و همانند و نظیر نداشتى، پس خداوند مردم را به طرف تو جمع کرد و فضیلت تو را بر مردم آشکار ساخت تا آنکه تو را شناختند؟ و در میان اقوام و طایفه خود تو را گمراه می‌‌خواندند، پس خداوند آنها را با معرفت تو هدایت کرد. و به تو می‌گفتند فقیر هستى و اموال و ثروتى ندارى، پس خداوند به سبب اموال حضرت خدیجه(علیها السلام) تو را ثروتمند و بى‏نیاز کرد و فضیلت و عزت تو را زیاد فرمود و دعاهاى تو را مستجاب نمود تا جایى که اگر دعا کنى و از خدا درخواست کنی که سنگى را برایت طلا گرداند، در همان لحظه طلا می‌کند و در مواقعى که غذا نداشتى، براى تو غذا فرستاد و هرگاه تشنه می‌شدى، آب برایت مهیا می‏کرد و در آن روزهایى که یاور نداشتى، تو را به سبب ملائکه یارى فرمود و  بر دشمنانت پیروز ساخت.»

2. اکمال دین حضرت خدیجه(علیها السلام) با بیعت با امیرالمؤمنین(علیه السلام):

علامه مجلسی(ره) می‌نویسد: روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همسر مهربانش را خواست و در کنار خود نشاند و فرمود: این جبرئیل است که می‌گوید اسلام شروطی دارد: اول، اقرار به یگانگی خداوند. دوم، اقرار به رسالت رسولان. سوم، اقرار به معاد و عمل به اصول شریعت و احکام آن. چهارم، اطاعت اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او، همراه با برائت از دشمنان آنها.

در پی این فرمایش پیامبر(صلی الله علیه و آله)، حضرت خدیجه(علیها السلام) به آنها اقرار و یک به یک تصدیق کرد. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به خصوص در مورد امیر مؤمنان علی(علیه السلام) به خدیجه(علیها السلام) فرمود: «هُوَ مَولاکِ وَ مَولیَ المُؤمِنینِ وَ اِمَامُهُم بَعدِی؛ علی مولای تو و مولای مؤمنان و امام آنها پس از من است.»

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بعد از آنکه از حضرت خدیجه(علیها السلام) عهد اکید گرفت، اصول و فروع، واجبات و محرمات را به وی آموخت. آنگاه دست خود را بالای دست امیر مؤمنان(علیه السلام) گذاشت و حضرت خدیجه(علیها السلام) دست خود را بالای دست پیامبر(صلی الله علیه و آله) نهاد و به این صورت حضرت خدیجه(علیها السلام) با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت کرد.[5]

3. نگاه ویژه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به حضرت خدیجه(علیها السلام)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) به حضرت خدیجه(علیها السلام) علاقه فراوانی داشت. عايشه می‌گوید: «من خديجه را هرگز نديدم؛ اما آنچنان که بر او حسد می‏ورزيدم، بر هيچ يک از همسران پيامبر رشک نمی‌بردم؛ زیرا پيامبر(صلی الله علیه و آله) او را بسيار ياد می‌کرد.»[6]

پیامبر(صلی الله علیه و آله) از خانه بيرون نمی‌آمد، مگر آنکه خديجه(علیها السلام) را ياد می‌کرد و او را به نيکي ستايش می‌نمود[7] و هرگاه گوسفندي را ذبح می‌کرد، می‌فرمود: آن را به دوستان خديجه(علیها السلام) هم بدهيد. سرانجام، روزي علت اين کار را از حضرت پرسیدند، فرمود: من دوستِ خديجه را هم دوست دارم.[8]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّه أَرْبَعٌ خَدِيجَه بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ فَاطِمَه بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِيَه بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَه فِرْعَوْنَ؛[9] بهترين زنان عالم مريم بنتِ عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خُوَيْلِد و فاطمه بنت محمّد(صلی الله علیه و آله) هستند.»

از ابن عباس روايت شده: پيامبر(صلی الله علیه و آله) چهار خط روی زمين كشيد و فرمود: آيا مي‌دانيد اينها چيست؟ عرض كردند: خدا و رسول خدا داناترند. حضرت فرمود: فاضل‌ترين زنان بهشت، خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمّد(صلی الله علیه و آله) و مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم - همسر فرعون -مي‌باشند.[10]

دوری حضرت خدیجه(علیها السلام) برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) تا حدی سخت بود که سال وفات ایشان را «عام الحزن» (سال اندوه) نامیدو این بیانگر عظمت آن مصیبت غمبار بود.

حضرت علي(علیه السلام) که مدتي طولاني را نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در خانه حضرت خديجه(علیها السلام) سپري کرده بود، بعد از وفات این بانوی باکرامت، به مناسبتهايي که پيش می‌آمد، پیوسته از اين بانوي بزرگ ياد می‌کرد و نامش را گرامي می‌داشت. از جمله، روزی به دفاع پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حضرت خديجه(علیها السلام) اشاره کرد که روزی پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله) در ميان همسران خويش حضور داشت، يادي از همسرش خديجه(علیها السلام) نمود و در فراق او گريست. عايشه گفت:آيا بر پيرزن سرخ مويي از تيره بني‌اسد می‌گریی؟ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با غضب فرمود: چه کسي جاي خديجه را می‌گیرد؟ روزي که شما مرا تکذيب کرديد، او مرا تصديق کرد. روزي که کفر ورزيديد، به من ايمان آورد و هنگامي که نازا بوديد، برايم فرزند آورد.[11]

مقایسه ام‌المؤمنین خدیجه کبری(علیها السلام) و عایشه در کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مجالی دیگر می‌طلبد ولی آنچه از روایات برمی‌آید این است که این دو از جهت بسیاری از صفات و ویژگی‌های حمیده نقطه مقابل همدیگر بودند.

حضرت خدیجه(علیها السلام) در لحظات آخر عمر گران‌قدر خویش به دخترشان حضرت فاطمه(علیها السلام) چنین گفتند: «یا حَبیبَتی وَ یا قُرَّهَ عَینی! قَولی لِأَبیکِ اِنَّ اُمِّی تَقُولُ اَنَا خائِفَهٌ مِنَ القَبرِ اُریدُ مِنکَ رِدائکَ الَّذی تَلبِسُهُ حِینَ نُزُولِ الوَحیِ تُکَفِّنُنِی فیه؛ ای محبوبه مادر! ای نور دیده‌ام! به پدر گران‌قدرت بگو که مادرم می‌گوید: من از قبر، شب اول قبر و تنهایی در قبر نگران و ترسانم؛ از شما تقاضا دارم یکی از جامه‌های خویش را که به هنگام فرود فرشته وحی و دریافت پیام خدا و راز و نیازهای شبانه در بر می‌کردید، به من هدیه کنید تا پس از مرگ، پیکرم با آن کفن گردد.»

حضرت فاطمه(علیها السلام) تقاضای مادر را با پدر در میان گذاشت. پیامبر(صلی الله علیه و آله) بی‌درنگ ردای مورد نظر را به دختر بزرگوارش داد و او نیز با شادمانی آن را نزد مادر آورد. هنگامی که آن بانوی گرامی از جهان رفت، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به غسل او پرداخت و هنگامی که خواست بر بدن ایشان جامه آخرت بپوشاند، به ناگاه جبرئیل فرود آمد و پس از رساندن سلام خدا، پیام خداوند را رساند که فرمود: جامه آخرت خدیجه از سوی ما می‌باشد؛ چراکه او ثروت و امکانات خویش را در راه دین و آیین ما هزینه نمود.

آنگاه آن جامه بهشتی را به پیامبر(صلی الله علیه و آله) داد و حضرت بدن مطهر حضرت خدیجه(علیها السلام) را نخست با ردای خویش، آنگاه با آن جامه اهدایی کفن کرد و در آرامگاه «معلّی» در دامنه کوهی که بر فراز شهر مکه است، به خاک سپرد.[12]

4. دسیسه ازدواجهای قبلی حضرت خدیجه(علیها السلام)

یکی از دسیسه‏هایی که دشمنان در مورد این بانوی بزرگ اسلام(علیها السلام) روا داشته و حتی برخی از علمای ما هم ناخواسته به آن دامن زده‏اند، موضوع ساختگی ازدواجهای حضرت خدیجه(علیها السلام) قبل از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله)است. به اعتقاد بسیاری از بزرگان شيعه این موضوع قابل قبول نيست؛ زيرا بخش زيادي از اين قبيل سخنان را دشمنان با هدف زدودن قداست و پاكي از رحم بانویي كه ظرف وجود كوثر قرآن است، یعنی فاطمه زهرا(علیها السلام)، ساخته‏اند، و لذا دقت در اين موضوع و نقد سخنان موجود در منابع تاريخي و حديثي، شك و شبهه را از بين خواهد برد.

آیت الله مکارم شیرازی در سخنرانی خود در «همایش صدف کوثر»[13] که در تجلیل از مقام این بانوی بزرگ اسلام بود، یادآور شدند: «گرچه مشهور است که حضرت خدیجه(علیها السلام) در هنگام ازدواج با رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) چهل سال داشت و پیش از آن حضرت با دو نفر دیگر ازدواج کرده بود و دو فرزند داشت؛ ولی هر دو مسئله از نظر محققین و بزرگان تاریخ کاملاً منتفی و اشتباه است. مطابق تحلیل دانشمندان آگاه، حضرت خدیجه(علیها السلام) در هنگام ازدواج با رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) 25 یا 28 ساله و دوشیزه بود و همسری انتخاب نکرده بود.»[14]

ابوالقاسم اسماعيل بن محمد اصفهاني، از دانشمندان اهل سنت، تصريح مي‏كند كه حضرت خديجه(علیها السلام) دوشیزه بوده است. وی می‏گوید: «وَ كَانَت خَديجَه اِمرَأه بَاكِرَه ذَاتُ شَرَفٍ وَ مَالٍ كَثيرٍ وَ تِجاَرَه تَبعَث بِهَا إلي الشَامِ فَتَكُون عَيرُهَا كَعَامه عَيرِ قُرَيشٍ؛[15] حضرت خديجه(علیها السلام) زني باكره، داراي اعتبار و مال بسياري بود که كاروان تجاري‏اش را به سوي شام مي‏فرستاد و كاروان او به بزرگی تمام كاروان قريش بود.»

ابوالقاسم كوفي، از علماي شيعه، در اين باره استدلال جالبي كرده است. وي در كتاب «الإستغاثه» مي‌نويسد: «مورخان و محدثان شيعه و سني بر اين مطلب اتفاق دارند كه كسي از بزرگان، اشراف، رؤسا و جوانمردان قريش باقي نماند، مگر اينكه از حضرت خديجه(علیها السلام) خواستگاري كرد و ازدواج با ايشان را آرزو مي‏كرد؛ اما وي دست رد بر سينه همه آنها زد؛ ولي وقتي رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با او ازدواج كرد، تمام زنان قريش از او فاصله گرفته، رفت و آمد با وي را ترك كردند و گفتند: تو پيشنهاد سران قريش را رد كردي و تن به همسري كسي دادي كه فقير است و مال و ثروتي ندارد؟!

با اين حال چگونه اهل فهم مي‏توانند بپذيرند كه حضرت خديجه(علیها السلام) با يك اعرابي از قبيله بني‏تميم ازدواج كرده باشد؛ اما خواستگاري بزرگان قريش را نپذيرفته باشد؟ آيا صاحبان فكر و انديشه نمي‏دانند كه اين مطلب از آشكارترين محالات و ناپسندترين گفتارهاست؟ وقتي براي اهل تحقيق اين مطلب ثابت شود، اثبات مي‏گردد كه حضرت خديجه(علیها السلام) با كسي غير از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ازدواج نكرده است.[16]

و نيز مي‏توان اين سؤال را از اهل تحقيق پرسيد كه اگر حضرت خديجه(علیها السلام) قبل از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با يك اعرابي تميمی ازدواج كرده بود، آيا جای اين سرزنشها پس از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) باقي مي‏ماند؟

با این استدلالها اطمینان حاصل می‏گردد كه این قضيه از دسيسه‏هاي كساني است كه هيچ حد و مرزي را در فضيلت‌تراشی براي دشمنان اهل‏بيت(علیهم السلام) نمي‏شناختند، و لذا هيچ فضيلتي را براي ايشان باقي نگذاشتند، مگر اينكه عين همان را براي ديگران ساختند. بنابراين، ازدواج حضرت خديجه(علیها السلام) قبل از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از موضوعات ساختگي و يا لااقل بر اساس جهل و تفسير غلط از حوادث تاريخي است.

5. آخرین وصایا

وقتی بیماری حضرت خدیجه(علیها السلام) شدت یافت، با شرم و حیای خاصی عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم؛ ... من در حق شما كوتاهي كردم و آنچه شايسته شما بود، انجام ندادم؛ مرا عفو کن و از من درگذر و اگر اكنون دل در طلب چيزي داشته باشم، خشنودي توست.

حضرت فرمودند: من هرگز از تو تقصیری ندیدم، جز اینکه نهایت تلاش خود را (در یاری من) به کار بردی. در خانه‌ام بسیار خسته شدی و اموالت را در راه خدا مصرف کردی.

در ادامه این مادر گرامی عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب دخترم باشید (و به حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) اشاره کرد)؛ چون او بعد از من یتیم و غریب خواهد شد. مبادا کسی از زنان قریش به او آزار برساند. مبادا کسی به صورتش سیلی بزند. مبادا کسی بر سر او فریاد بکشد. مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته باشد.

سپس ادامه داد: اما وصیت سومم را شرم می‏کنم بگویم. آن را به فاطمه(علیها السلام) می‏گویم تا برای شما بازگو کند. سپس حضرت فاطمه(علیها السلام) را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله(صلی الله علیه و آله) بگو: مادرم می‏گوید من از قبر در هراسم. از تو می‏خواهم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.[17]

این شیوه برخورد حضرت خدیجه(علیها السلام) درس حیا و ادب می‏آموزد. درسی که جامعه امروز ما به شدت به آن نیاز دارد و متأسفانه با حضور رسانه‌های مختلف در بطن زندگی مردم، این صفات پسندیده کم‌رنگ و کم اهمیت‌ شده است. حال آنکه این بانوی بزرگوار كه تمام اموال منقول و غیر منقولش را در راه خدا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بخشیده بود، در مقابل فقط یك عبا مطالبه نمود و آن را نیز مستقیماً طلب نكرد؛ بلكه به وسیله حضرت فاطمه(علیها السلام) تقاضا كرد.

ام ایمن و ام الفضل (همسر عباس) پیكر مطهر حضرت خدیجه(علیها السلام) را شستشو دادند و با او وداع كردند.[18]

وقتی حضرت خدیجه(علیها السلام) در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا(علیها السلام) ابراز نگرانى كرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود كه در شب زفاف او، به جاى حضرت خدیجه(علیها السلام) برایش نقش مادرى ایفا كند.[19]

خبر پیک اجل، مادر کوثر شده بود
صحبت از رفتن غمخوار پیمبر شده بود
ملک الموت برایش پر و بال آورده
مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود
وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن
عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود
اصلاً از برکت او هست اگر اسلام هست
این چنین بود که او از همه برتر شده بود
تا چه حد است مقامش که کنار زهرا
نام او وارد ادعیه دفتر شده بود
بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا
نوبت ام ابیهایی دختر شده بود

***

نگاهت از غمی جانکاه می‌گفت
ز صدها داغ با هر آه می‌گفت
میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» می‌گفت

***

خدیجه گریه نکن این همه از این غمها
که گریه‌ها بنماید به جای تو زهرا
برای فاطمه امشب نماز صبر بخوان
ببوس سینه او را، ببوس دستش را

***

اگر تو بودی، یاس تو غنچه وا می‌کرد
بجای تکیه بر آن در، تو را عصا می‌کرد
اگر خدیجه تو بودی، به پشت در زهرا
بجای فضه در آنجا تو را صدا می‌کرد

***

اگر کفن تو نداری عبای من به تنت
ولی چه چاره کنم بر حسین بی‌کفنت
می‌آوری تو به مقتل خدیجه، زهرا را
چه می‌کنی تو در آن لحظه‌های آمدنت

 

___________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. فرقان/ 74.

[2]. تفسیر فرات کوفی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1410ق، ص 295.

[3]. ضحی/ 8- 6.

[4]. علل الشرایع، محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، کتابفروشی داوری، قم، 1386ق، ج 1، ص 131.

[5]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404ق، ج ۱۸، ص ۲۳۳؛ الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، على من محمد عاملى،‏ المكتبه الحيدريه، نجف، 1384ق‏، ج 2، ص 88.

[6]. مستدرک علی الصحیحین، محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1978م، ج 3، ص186.

[7]. الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ابن عبدالبر، دارالجبل، بیروت، 1412ق، ج 2، ص 721.

[8]. الاصابه، ابن حجر عسقلانی، دارالفکر، بیروت، 1380ق، ج4، ص 275.

[9]. الخصال، شیخ محمد بن علی بن بابویه صدوق، مؤسسه نشر اسلامي، قم، 1403ق، ج 1، ص  206.

[10]. الاستيعاب، ج 4، ص 1822؛ اسد الغابه فی معرفه الصحابه، علی بن محمد ابن‌اثیر، داراحیاءا لتراث العربی، بیروت، ج ‌6، ص 83.

[11]. کشف الغمّۀ فی معرفۀ الائمه، عیسی اربلی، نشر بنی‏هاشمی، تبریز، چاپ اول، 1381ش، ج 2، ص 131.

[12]. ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1369ق، ج ۲، ص ۴۱۲.

[13]. همایشی که درقم سال 1396ش در مجتمع عالی امام خمینی(ره) برگزار شد و حاصل این همایشه مجموعه 3 جلدی است به نام «مجموعه مقالات همایش صدف کوثر» که به همت مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی(صلی الله علیه و آله) در سال 1396 منتشر شد. استفاده از این اثر وزین و گرانسنگ به مبلغان توصیه می‌شود.

[14]. سخنرانی آیت الله مکارم شیرازی در همایش صدف کوثر (makarem.ir).

[15]. دلائل النبوه، أبو القاسم اسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي الأصبهاني (متوفاي535هـ)، تحقيق: محمد محمد الحداد، دار طيبه - الرياض، چاپ اول، 1409هـ، ج 1، ص178.

[16]. الاستغاثه فی بدع الثلاثه، أبو القاسم علي بن أحمد بن موسي ابن الإمام الجواد محمد بن علي الكوفي (متوفاي352هـ)، اعلمی، تهران، 1373ش، ج 1، ص 70.

[17]. الأنوار الساطعه من الغراء الطاهره خديجه بنت خويلد(علیها السلام)، غالب سیلاوى، مولف، 1421ق، ص 375.

[18]. همان.

[19]. حیاة السیّدة خدیجه، حسینعلی شرهانی، بیروت، مکتبة الهلال، ص 282

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 227.

.





تاریخ ارسال مطلب : سه شنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧١٨٠ / تعداد بازدید : 242/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج