دوشنبه ٢٨ مرداد ١٣٩٨
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِ‌سَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا؛ (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!»
صفحه اصلی صفحه اصلی اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها تحقیقات و مقالات تحقیقات و مقالات توشه تبلیغتوشه تبلیغ روضه ها و مدایح روضه ها و مدایح ویژه نامه ها ویژه نامه ها
دانلود نرم افزار دانلود نرم افزار سبک زندگی سبک زندگی تاریخ معصومینتاریخ معصومین روش تبليغ روش تبليغ نقشه سایت نقشه سایت ارتباط با ما ارتباط با ما
صفحه اصلی > خبر خوان 
ماهنامه مبلغان


نظارت همگانی؛ پاسداری از ارزشهای اسلامی

پاسداری از ارزشهای اسلامی

آموزه های اسلامی در پي آن است كه انسانها بر اساس تأمين نیازهای مادي و معنوي شان با هم متحد شده، جامعه واحدي را تشكيل دهند؛ اما در عين حال بر محور معنوي، بيش از محورهاي مادي توجه مي كند و مي خواهد همگان را پیرامون محور «حبلُ اللّه» و تدين به دين الهي جمع كند و با یکدیگر پيوند دهد.

نظارت همگانی؛ پاسداری از ارزشهای اسلامی

علی ملکوتی نیا

مقدمه

امروزه برخی از جریانات سیاسی، با استفاده از رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی، با مظلوم نمایی و غوغاسالاری، و همچنین ترویج اباحی گری، در حال ایجاد فضایی هستند که هرگونه انتقاد به رفتارهای ناشایست شهروندان و سیاستها و رفتارهای ناصواب دولتمردان، مدیران و کارگزاران دولتی را «توهین» یا «وحدت شکنی» معرفی کنند و در واقع با این برنامه های نادرست، به هدف خود؛ یعنی فرار از پاسخگویی، بستن راه انتقاد از مسئولان و مدیران دولتی و انحراف اذهان عمومی از کاستیها و ناکارآمدی برنامه های خود هستند.

برخی از مردم نیز با بهره گیری از فضای ایجادشده، امر به معروف و نهی از منکر را دخالت در امور دیگران تلقی نموده، معتقدند که نباید آزادی افراد را محدود کرد؛ بلکه هر کسی به حکم آزادی بیان و عمل، مجاز به هر کاری خواهد بود.

قطعه دیگر این پازل، ایجاد رعب و وحشت از طریق برخورد فیزیکی با آمران به معروف و ناهیان از منکر است که در پاره ای از مواقع نیز به مجروح و حتی شهید شدن آمران به معروف انجامیده است. این در حالی است که دین اسلام با وضع قانون «امر به معروف و نهی از منکر»، یک سیستم نظارت و کنترل همگانی فراهم آورده است که هر فرد مسلمان، با انتقاد از عملکرد مردم و مسئولان حکومتی، سهمی از مشارکت در پاسداری از ارزشهای اسلامی در راستای بهبود، رشد و تعالی جامعه داشته باشد.

در همین راستا، اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با الهام از آیات نورانی قرآن کریم:[1] «دعوت به خیر؛ امر به معروف و نهی از منکر» را «وظیفه ای همگانی» و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر؛ دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، مقرر کرده است.[2]

منظور از امر به معروف در اصطلاح، فرمان دادن به هر كارى است كه حسن آن از نظر عقل و شرع شناخته شده و نهى از منكر به معناى بازداشتن از هر كارى است كه عقل و شرع به قُبح آن حكم مى كنند. این دو وظیفه، دو فرع مهم از فروع دين و از جمله ضروريات اسلام به شمار مى روند و از آنجا که احكامى مشترك دارند، غالباً در آيات و روايات در كنار هم آمده اند.

به خوبی روشن است که چنین دیده بانی و نظارت به شکل عمومی، کاری معقول و مقبول حق تعالی بوده، فلسفه وجوب آن به این است که بدین وسیله هیچ گاه فردی از افراد جامعه به خود این اجازه را ندهد که به بهانه آزادی، امنیت و آزادی دیگران را محدود یا مختل کند.

با ذکر این مقدمه، در مقاله حاضر، با بازخوانی آیات و روایات مربوطه، ضمن تبیین ممنوعیت بی تفاوتی مردم و مسئولان در جامعه اسلامی، به تشریح «نظارت همگانی» به عنوان یک فریضه دینی و وظیفه قانونی بر عهده دولت و ملت، می پردازیم.

اسلام؛ آیینی اجتماعی

از آنجا که انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است[3] و میل به زندگی جمعی، عامل مستقلی است که وی را به سوی تشکیل جامعه و اجتماع سوق می دهد و از سوی دیگر، عوامل عاطفی و عقلانی نیز زندگیِ فرد را به جامعه پیوند می زند. این عوامل، شخص را وا می دارد تا به فعلیت رساندن قابلیتهای خود در ظرف جامعه و دستیابی به خواسته   های خویش، به صحنه اجتماع وارد شود و در سایه تعامل با دیگران، به مناسبات و هنجارهایی تعریف شده پایبند شود.

اسلام که دینی متناسب با فطرت انسانهاست، به عنوان آیینی اجتماعی، این جنبه از خواسته های انسان را مد نظر قرار داده است و حتی احکام فردی همچون نماز، حج، زکات، خمس، انفاق و امثال آن نیز آهنگ اجتماعی دارد؛ یعنی اسلام علاوه بر ساختن فرد دیندار، تشکیل جامعه دین مدار را نیز هدف خود قرار داده است. لذا بهانجام فعالیتهای جمعی توصیه نموده، به هیچ وجه با روحیات و اعمال ضد اجتماعی، از قبیل: بی تفاوتی، بی قیدی و مسامحه کاری در روابط اجتماعی و سیاسی، کنار نمی آید.

حَبل  الله؛ محور وحدت اجتماعی

آموزه های اسلامی در پي آن است كه انسانها بر اساس تأمين نیازهای مادي و معنوي شان با هم متحد شده، جامعه واحدي را تشكيل دهند؛ اما در عين حال بر محور معنوي، بيش از محورهاي مادي توجه مي كند و مي خواهد همگان را پیرامون محور «حبلُ اللّه»[4] و تدين به دين الهي جمع كند و با یکدیگر پيوند دهد.

به این جهت قرآن کریم افراد جامعه ایمانی را برادر یکدیگر قلمداد نموده،[5] ضمن دستور به اعتصام به حبل الهی،[6] در برابر تفرقه و اختلاف نیز موضع شدید گرفته، می فرماید: «وَ لا تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَ اخْتَلَفُواْ مِنْ بَعْدِ ما جائَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اُوْلئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيم»[7]؛ «و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، (آن هم) پس از آنكه نشانه هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد، و آنها عذاب عظيمى دارند.»

امت اسلامی و پاسداری از ارزشها

آیات قرآن کریم نشانگر آن است که این کتاب آسمانی، جامعه دینی را «امت واحده» معرفی می کند. امت به معنای جمعیتی که مقصد و مقصود یگانه ای دارند که باید برای پاسداری از ارزشهای دینی - که عامل وحدت  اند - داعی به خیر و آمر به معروف و ناهی از منکر باشند.[8] از این رو، در قالب دستوری وجوبی می فرماید: «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْأُمَّهيَدْعُونَإِلَىالْخَيْرِوَيَأْمُرُونَبِالْمَعْرُوفِوَيَنْهَوْنَعَنِالْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَهُمُ الْمُفْلِحُون»[9]؛ «و بايد از شما گروهى باشند كه (مردم را) به سوى كار خير دعوت و به كار نيك امر كنند و از كار زشت بازدارند، و آنهايند كه رستگارانند.»

گفتنی است این وظیفه پاسداری از ارزشها (امر به معروف و نهی از منکر)، حداقل در حد انکار قلبی و تذکر لسانی، وظیفه آحاد افراد جامعه است؛ زیرا از نگاه برخی از مفسران قرآن «مِن» در «منکم»، به معنای «بیانیه» است، لذا «واجب عینی بودنِ» دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را می رساند.[10]

ممنوعیت بی تفاوتی در جامعه دینی

در جامعه دینی، بی توجهی، اباحی گری و بی قیدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها، حوادث و اتفاقات اجتماعی و سیاسی، از هیچ کسی پذیرفته نیست؛ چون اعضای یک امت نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئولیت دارند و بی توجهی به قوانین و بی تفاوتی نسبت به تخلفات اجتماعی، امری ناروا است.

قرآن کریم در گزارشی از سرگذشت بنی  اسرائیل، به بی تفاوتی برخی از آنها چنین اشاره می  فرماید: «لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني  إِسْرائيلَ عَلى  لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ. كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُون»[11]؛ «كافران بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى بن مريم(علیهما السلام)، لعن (و نفرين) شدند! اين به خاطر آن بود كه گناه كرده و تجاوز مى نمودند. آنها از اعمال زشتى كه انجام مى دادند، يكديگر را نهى نمى كردند. چه بدكارى انجام مى دادند!»

و در عبارتی دیگر، عالمان و مسئولانی را که در مقابل انجام گناه از سوی مردم مسامحه   نشان می دهند، مذمت و توبیخ نموده، این گونه خطاب می کند: «لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُون»[12]؛ «چرا علماى ربانى و دانشمندان دينى (از يهود و نصارا) آنها را از گفتار گناه آلود و خوردن حرام نهى نمى كنند؟! بسيار زشت است آنچه پيوسته انجام مى دهند.»

سرّ این مذمت و توبیخ آن است که برخی از گناهان، افزون بر آنکه سبب آفت زدگی فرد گنهکار می گردند، موجب افت امت نیز می شوند؛ زیرا وقتی ملتی درباره گناه معینی احساس تنفر نداشت و به نهی از منکر قیام نکرد، آن گناه گسترده شده، فضای اعتقادی و افکار آن ملت را آلوده می کند. در این حال، چنین ملتی محکوم به سقوط است؛ زیرا حبوط عمومی، زمینه هبوط ملی را فراهم می آورد. از این رو، می توان به جایگاه و تأثیر امر به معروف و نهی از منکر در تأمین حیات یک ملت و دوام زندگی آنها پی برد.[13]

سرّ ناروایی بی تفاوتی در جامعه

در نارواییِ «بی تفاوتی» همین بس که عملی غیراجتماعی و ضد اخلاقی است؛ زیرا با محتوا و روح آموزه های اسلامی ناسازگار بوده، اصول اخلاقی و اجتماعی مانند: اصل مسئولیت، همبستگی و نظارت اجتماعی، سودمندی و خیرخواهی آن را برنمی تابند. همچنین، خصلت «بی تفاوتی» در تعارض جدی با قواعد اخلاقی است.[14]

سرّ ناروایی بی تفاوتی در جامعه اسلامی آن است که هيچ كار بدى در اجتماع انسانى در نقطه خاصى محدود نمى شود؛ بلكه هرچه باشد، همانند آتشى ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند؛ چه اینکه در اجتماع، هر زیان فردى، امكان اين را دارد كه به صورت يك «زيان اجتماعى» در آيد و به همين دليل، وجدان و عقل به افراد اجتماع حکم مى کند كه در پاك نگهداشتن محيط زندگی خود از هرگونه تلاش و كوششى خوددارى نكنند. از این نظر، در نگاه آموزه های اسلامی هنجارشکنی آشکارا و بی توجهی به آن از سوی ناظران، ممنوع شمرده شده است؛ زیرا پیامد آن دامن عموم جامعه را می گیرد.

«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون »؛[15] «فساد در خشكي و دريا به خاطر كارهائي كه مردم انجام داده  اند آشكار شده، خدا مي خواهد نتيجه بعضي از اعمال آنها را به آنها بچشاند شايد (به سوي حق) بازگردند.»

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «إِنَّالْمَعْصِيَهإِذَاعَمِلَبِهَاالْعَبْدُسِرّاًلَمْتُضِرَّإِلَّاعَامِلَهَاوَإِذَاعَمِلَبِهَاعَلَانِيَهوَلَمْيُغَيَّرْعَلَيْهِأَضَرَّتِالْعَامَّه؛[16] اگركسى گناهی را درپنهانىانجامدهد،زيانشبهغيراونخواهدرسيد؛ولىاگرآنراآشكارامرتكبشودوديگراناوراسرزنشنكنند،زيانشدامنگيرهمگانخواهدشد.»

دلیل این ممنوعیت را امام صادق(علیه السلام) در ادامه نقل این حدیث تذکر داده، می   فرمایند: «وَذَلِكَأَنَّهُيُذِلُّبِعَمَلِهِدِينَاللَّهِوَيَقْتَدِيبِهِأَهْلُ  عَدَاوَهاللَّه؛[17] اينبدانجهتاستكهاوبااينكارشدينخداراكوچكشمرده است ودشمنانخداازاوپيروىخواهندكرد.»

با این نظر، بی توجهی به نظارت اجتماعی و عدم کنترل افراد هنجارشکن، به اخلال گران و کجرُوان جامعه فرصتی می دهد تا آشکارا دین خدا، عقاید و باورهای عمومی مسلمانان را به تدریج تضعیف نموده، فرهنگ دینی را به حاشیه ببرند و خُرده فرهنگ کجرو، غالب گردد. بر این اساس، قرآن کریم نظارت و کنترل اجتماعی از طریق امر به معروف و نهی از منکر را لازم شمرده است.

«وَ لْتَكُنْمِنْكُمْأُمَّهيَدْعُونَإِلَىالْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَبِالْمَعْرُوفِوَ يَنْهَوْنَعَنِالْمُنْكَرِوَأُولئِكَهُمُ الْمُفْلِحُون»؛[18] «بايد از ميان شما جمعي دعوت به نيكي، و امر به معروف و نهي از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.»

به این دلیل امام علی(علیه السلام) در بیانی حکیمانه، امر به معروف و نهی از منکر را عامل نیرومندی جامعه دینی و تضعیف جبهه بدکاران و دشمنان خدا دانسته، می فرمایند: «فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ [الْمُنَافِقِينَ ] الْكَافِرِين؛[19] هر کسی امر به معروف کند، پشت مؤمنان را تقویت نموده، و هر کسی نهی از منکر کند، بینی منافقان و کافران را به خاک مالیده است.»

مراقبت عمومی؛ وظیفه ای همگانی

آنچه در میان مسائل فردی و اجتماعی انسانها دارای ارزش و در درجه اولِ اهمیت می باشد، مراقبت و داشتن مسئولیت نسبت به سلامت دینی و سعادت خود، خانواده و اجتماع از سوی یکایک افراد جامعه است. قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَه عَلَيْها مَلائِكَه غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُون»[20]؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست، نگهداريد! آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سخت گيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى كنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور كامل) اجرا مى نمايند.»

همچنین می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ»[21]؛ «خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتى) را تغيير نمى دهد، مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است، تغيير دهند. و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (به خاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت.»

مفسران قرآن کریم ذیل آیات امر به معروف و نهی از منکر، و محدثان و فقیهان نیز با ارائه و تبیین بیش از 800 روایت، همگی این موضوع بسیار مهم را با تعبیرهای گوناگون مورد توجه قرار داده اند و بالجمله معتقدند: «مراقبت، احساس مسئولیت و غیرتمندی؛ مایه قِوام و دوام همه واجبات[22] و ارزشهای انسانی و اسلامی است.»[23]

بنابراین، اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با الهام از این آیات و روایات اسلامی «امر به معروف و نهی از منکر» را «وظیفه  ای همگانی» و متقابل بر عهده مردم و مسئولان قرار داده است.[24]

نظارت عمومی و مصلحت جامعه اسلامی

در منابع حديثى شيعه، رواياتى كه در باب امر به معروف و نهى از منكر گرد آمده، قابل ملاحظه است. از مجموع اين روايات مى توان استفاده كرد كه اسلام با نگرشى وحدت بخش مى خواهد آحاد افراد جامعه اسلامى، به گونه اى تربيت شوند كه نسبت به رفتار يكديگر احساس مسئوليت كنند؛ زيرا مصالح و سعادت دنيوى و اخروى افراد جامعه به يكديگر مرتبط است و بر اين پايه، نقش امر به معروف و نهى از منكر، ممتاز و برجسته شده است.

بنا بر روايات، خداوند متعال امر به معروف را برای مصلحت عموم مردم و نهی از منکر را برای بازداشتن سفیهان واجب نمود.[25] از این جهت، امر به معروف و نهی از منکر، مصلحتی فراگیر دارد و موجب می شود فضای عمومی جامعه، ضمن برخورداری از عطر عبادت و معنویت، از هرگونه آسیبی محفوظ بماند؛ زیرا این دو فریضه، پشتوانه اجرایی تمام اعمال صالح و مانع بزرگ در مقابل رواج گناه در جامعه اند. به این دلیل بر اساس کلام علوی(علیه السلام) تمام كارهاى نيك، حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر، همانند آب دهان در برابر درياى پهناور است.[26]

شهید مطهری(ره) می نویسد: «امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است... اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست. رسیدگی کردن دائم به وضع مسلمین است. آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمیِ مهندسان متخصص، قابل بقاست؟... جامعه، نظارت و بررسی نمی خواهد؟ جامعه، رسیدگی نمی خواهد؟... قرآن کریم بعضی از جوامع گذشته را که یاد می کند، می گوید: اینها متلاشی و هلاک شدند، تباه و منقرض شدند، به موجب اینکه در آنها نیروی اصلاح نبود، نیروی امر به معروف و نهی از منکر نبود.»[27]

با این توصیف، نظارت اجتماعی (رسمی و غیررسمی) به عنوان یک عامل تنظیم کننده اجتماعی، به منظور جلوگیری از انحراف در جامعه، حفظ نظم اجتماعی و صیانت از ارزشهای اجتماعی خواهد بود. لذا نظارت و کنترل اجتماعی از موضوعات مهمی است که مورد توجه آموزه های اسلامی قرار گرفته است. 

به عنوان نمونه امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «... إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَه عَظِيمَه بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ  وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْرُ ...؛[28] امر به معروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و واجب بزرگى است که واجبات دیگر با آن بر پا مى شوند، راه ها امن مى گردد و درآمدها حلال مى شود و حقوق پایمال شده، به صاحبانش برمى گردد، زمین آباد مى شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى شود و کارها سامان مى پذیرد.»

نظارت و دیده  بانی؛ اولین مسئوليت حكومت اسلامى

بدون ترديد در كنار وظيفه عمومى مردم در انجام اين دو فريضه مهم که به شکل قلبی و زبانی است، جامه عمل پوشاندن به مراتب بالاتر آن، نيازمند قدرت، تشكيلات و حكومت اسلامی است؛ زيرا اگر افراد جامعه بدون اجازه حاكم اسلامى به اين مرحله (برخورد فیزیکی و...) عمل كنند، برخوردهاى اجتماعى موجب هرج و مرج شده، نظم و امنيت جامعه اسلامى را مختل مى کنند. بنابراين، جامعه نيازمند تشكيلاتى مقتدر است كه صلاحيت قصاص و اجراى حدود و تعزيرات را داشته باشد.

از برخى آيات قرآن استفاده مى شود كه بخشی از مراتب امر به معروف و نهى از منكر بر عهده گروهى خاص است؛ از جمله می فرماید: «ولتَكُن مِنكُم اُمَّه يَدعونَ اِلَى الخَيرِ ويَأمُرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ»[29] که در آن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر بر عهده جمعيتى ويژه (اُمَّه) نهاده شده است. البته خطاب آيه به مسلمانان است ک همگی وظيفه دارند در تشكيل چنين جمعيتى بكوشند. لذا با تمسك به اين آيه، می توان تشكيل  حكومت اسلامى را بر آحاد مردم واجب دانست؛ حكومتى كه يكى از شئون آن، اجراى برخى مراتب امر به معروف و نهى از منكر است.

با این بیان، در صورت تشکیل حکومت اسلامی، تکلیف حاکمان و مسئولان حکومت، سنگین تر از وظیفه آحاد مردم خواهد بود. گرچه در اجراى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر، لازم است از سوى حاكمان و مسئولان حکومت، تشكيلاتی باشد که نظارت، بازرسى، ارشاد و هدايت مردم در این امر را بر عهده داشته باشد؛ ولی این بدین معنا نیست که مدیران و مسئولان دولتی کار خود را به تشکیلات و ادارات خاص واگذار کنند؛ بلکه بایست پاره ای امور را شخصاً برعهده گیرند. چنان كه بر پايه روايتى، امام على(علیه السلام) هر بامداد از دارالحكومه بيرون مى آمد و شخصاً در بازارهاى كوفه بازرگانان و فروشندگان را به بردبارى، گشاده رويى و انصاف فرا مى خواند و آنان را از سوگند بیجا، دروغ، ستم و كم فروشى باز مى داشت.[30]

حکایتی عجیب

ولید بن عقبه، برادر مادری عثمان بن عفّان، همان کسی که آیه نبأ[31] درباره او نازل شد و او را فاسق نام نهاد، هنگامی که عثمان به خلافت رسید، از طرف وی به استانداری کوفه (مرکز عراق) منصوب شد. ولید در کوفه با خاطری آسوده به عیش و نوش پرداخته، بیت المال مسلمانان را در راه میگساری و فسق و فجور هزینه می کرد و کسی جرأت نداشت او را از این اعمال نامشروع باز دارد.

او در یکی از شبها که در میگساری افراط کرده بود، به هنگام صبح با حالت مستی به مسجد جامع کوفه آمد و طبق معمول، مردم نماز جماعت را پشت سر او خواندند. در اثنای نماز، اشعار عاشقانه سرود و چون به حال خود نبود، به جای دو رکعت، چهار رکعت نماز خواند، سپس رو به نمازگزاران گفت: امروز نشاط خوبی دارم، اگر بخواهید، می توانم زیادتر بخوانم!

اینجا بود که عده ای به خود جرأت داده، نزد عثمان رفتند و از ولید شکایت کرده، بر شرابخواری او شهادت دادند؛ ولی شهود از سوی خلیفه مورد تهدید قرار گرفتند. سرانجام شهود به امام علی(علیه السلام) پناه آوردند. آن حضرت، عثمان را مورد انتقاد قرار داد و از او خواست تا ولید را عَزل و حد الهی را درباره او اجرا کند. عثمان که از هر سو تحت فشار قرار گرفته بود، ولید را عزل کرد؛ اما به معترضان گفت: هر کس می خواهد برود بر او حد را جاری کند. افرادی که می رفتند، ولید از حربه خویشاوندی با خلیفه استفاده کرده، به آنان هشدار می داد که از این کار دست بردارند و اسباب خشم خلیفه را فراهم نسازند. وقتی امام این صحنه سازیها را دید، تازیانه به دست گرفته، به سراغ ولید رفت. ولید از همان شیوه قبلی بهره جست؛ اما آن حضرت فرمود: ساکت باش! بنی اسرائیل چون اجرای حدود الهی را تعطیل کردند، نابود شدند. اگر من هم به خاطر خویشاوندی تو با خلیفه از اجرای حدود الهی صرف نظر کنم، مؤمن نیستم. در نتیجه آن حضرت هشتاد تازیانه (حد شرابخواری) بر ولید نواخت.[32]

 

____________________________________________________

پی‌نوشت‌ها:

[1]. توبه/ 71؛ آل عمران/ 110 و 104؛ مائده/ 63؛ حج/ 41؛ لقمان/ 31؛ اعراف/ 165؛ نحل/ 90؛ هود/ 116.

[2]. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (با مقدمه و ضمائم)، نشر جمال، قم، چاپ ششم، 1386ش، ص 46.

[3]. انسان مدنیّ بالفطره است؛ یعنی اگر فطرت و عقل او میدان‌دار شود، قوانین و حقوق اجتماعی را رعایت می‌کند؛ چون هنگامی که انسان فهمید نیازهایش با دیگران رفع می‌شود، ناگزیر به خدمت متقابل تن می‌دهد و این تمکین دو جانبه، در نهایت به صورت قانون اجتماعی در می‌آید. (شریعت در آینة معرفت، عبد‌الله جوادی آملی، نشر اسراء، قم، چاپ دوم، تابستان 1378ش، صص 384 – 385)

[4]. در روایات اسلامی، مصادیق حبل الله به: قرآن، سنّت نبوی، توحید، ولایت و امامت (رهبر آسمانی) تفسیر شده است. (تفسیر تسنیم، عبد‌الله جوادی آملی، نشر اسراء، قم، چاپ اول، 1387ش، ج 15، صص 243 – 247)

[5]. حجرات/ 10؛ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون‏َ».

[6]. آل عمران/ 103؛ «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا».

[7]. آل عمران/ 105.

[8]. تفسیر تسنیم، ج 15، ص 253.

[9]. آل عمران/ 104.

[10]. تفسیر المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1394ق، ج 3، ص 427؛ تفسیر تسنیم، ج15، ص 262.

[11]. مائده/ 78 - 79.

[12]. همان/ 63.

[13]. تفسیر تسنیم، ج 23، ص 401.

[14]. مقالة «رهیافت اخلاقی به بی‌تفاوتی در روابط اجتماعی همسایگان»، علی ملکوتی‌نیا، فصلنامة اسلام و مطالعات اجتماعی، سال دوم، 1393ش، ش 7.

[15]. روم/ 41.

[16]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، شیخ صدوق قمی (ابن بابویه)، دار الشريف ‌الرضي، قم، چاپ دوم، 1406ق، ص 261.

[17]. همان.

[18]. آل عمران/ 104.

[19]. نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، حکمت 31.

[20]. تحریم/ 6.

[21]. رعد/ 11.

[22]. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می‏فرمایند: «قِوَامُ‏ الشَّرِيعَةِ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ إِقَامُ الْحُدُودِ » عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1376ش، ح 6239.

[23]. ر.ک: الکافی، شیخ محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1404ق، ج 5، ص 55؛ تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، حسن الموسوی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپچهارم، 1407ق، ج 6، ص 180، ح 21 به بعد؛ وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، قم، 1412ق، ج 16، ص 131؛ مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، محمدباقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1404ق، ج18، ص 399.

[24]. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (با مقدمه و ضمائم)، ص 46.

[25]. امام علی(علیه السلام): «فَرَضَ اللَّهُ... الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء.» نهج البلاغه، حکمت 252.

[26]. امام علی(علیه السلام): «وَ مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي.» همان، حکت 374.

[27]. حماسه حسینی، ج 1، ص 220.

[28]. الکافی، ج 5، ص 56، ح 1.

1. آل عمران/ 104.

[30]. الكافى، ج 5، ص 151، ح 3.

[31]. حجرات/ 6.

[32]. تحفة الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب، شیخ عباس قمی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، 1370ش، ص 549؛ اُسدُ الغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج 4، ص 316؛ الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبدالبر، دارالجبل، بیروت، 1412ق، ج 4، ص 1553؛ تذکرة الخواص، ابن جوزی، المجمع العالمي لاهل‌البيت(علیهم السلام)، قم، 1426ق، ص 186.

منبع: ماهنامه اطلاع‌رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان، شماره 226.





تاریخ ارسال مطلب : يکشنبه ٢٢ ارديبهشت ١٣٩٨ / شماره خبر : ٤٠٧١٠٥ / تعداد بازدید : 132/ محبوب کن - فیس نما / داغ کن - کلوب دات کام

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج